جز
جایگزینی متن - 'صدیقه طاهره' به 'صدیقه طاهره'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-]] | + - [[)) |
جز (جایگزینی متن - 'صدیقه طاهره' به 'صدیقه طاهره') |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
همچنین، بر اساس همین [[روایت]] معتبر، [[مردم]] کسانی را برای امر [[خلافت]] یا همان [[حاکمیت سیاسی]] پذیرفتند که [[خداوند]] آنها را به [[ولایت]] [[منصوب]] نکرده بود؛ از اینرو، میتوان گفت [[ولایت سیاسی]] نیز یکی از [[شئون]] ولی خداست. | همچنین، بر اساس همین [[روایت]] معتبر، [[مردم]] کسانی را برای امر [[خلافت]] یا همان [[حاکمیت سیاسی]] پذیرفتند که [[خداوند]] آنها را به [[ولایت]] [[منصوب]] نکرده بود؛ از اینرو، میتوان گفت [[ولایت سیاسی]] نیز یکی از [[شئون]] ولی خداست. | ||
افزون بر [[روایت]] مزبور، در [[روایات]] دیگری نیز این مسئله بیان شده است؛ چنانکه [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} به [[حضرت]] [[صدیقه | افزون بر [[روایت]] مزبور، در [[روایات]] دیگری نیز این مسئله بیان شده است؛ چنانکه [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} به [[حضرت]] [[صدیقه طاهره]]{{س}} فرمودند: | ||
“ای [[فاطمه]]... [[خداوند]] تبارک و تعالی... از میان بندگانش مرا برگزید و [[پیامبر]] قرار داد؛ سپس... [[همسر]] تو را برگزید و به من [[وحی]] کرد که تو را به تزویج او درآورم و او را ولی و [[وزیر]] قرار دهم:..”<ref>{{متن حدیث|يَا فَاطِمَةُ... أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى... فَاخْتَارَنِي مِنْ خَلْقِهِ فَجَعَلَنِي نَبِيّاً ثُمَّ... فَاخْتَارَ مِنْهَا زَوْجَكِ وَ أَوْحَى إِلَيَّ أَنْ أُزَوِّجَكِ إِيَّاهُ وَ أَتَّخِذَهُ وَلِيّاً وَ وَزِيراً...}}. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۶۳. شایان ذکر است که اگرچه این روایت سند محکمی ندارد، به دلیل وجود و تأیید محتوای آن در دیگر روایات، دست کم میتواند برای تأیید مدعا به کار آید.</ref>. | “ای [[فاطمه]]... [[خداوند]] تبارک و تعالی... از میان بندگانش مرا برگزید و [[پیامبر]] قرار داد؛ سپس... [[همسر]] تو را برگزید و به من [[وحی]] کرد که تو را به تزویج او درآورم و او را ولی و [[وزیر]] قرار دهم:..”<ref>{{متن حدیث|يَا فَاطِمَةُ... أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى... فَاخْتَارَنِي مِنْ خَلْقِهِ فَجَعَلَنِي نَبِيّاً ثُمَّ... فَاخْتَارَ مِنْهَا زَوْجَكِ وَ أَوْحَى إِلَيَّ أَنْ أُزَوِّجَكِ إِيَّاهُ وَ أَتَّخِذَهُ وَلِيّاً وَ وَزِيراً...}}. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۶۳. شایان ذکر است که اگرچه این روایت سند محکمی ندارد، به دلیل وجود و تأیید محتوای آن در دیگر روایات، دست کم میتواند برای تأیید مدعا به کار آید.</ref>. | ||
همچنین چهار تن از بزرگان زمان [[حضرت رسول]]{{صل}} یعنی ابو الهیتم بن تیهان، [[ابو ایوب]]، [[عمار]] و [[خزیمة بن ثابت]] [[ذو الشهادتین]] [[گواهی]] دادند که ایشان [[امیر المؤمنین]]{{ع}} را کنار خود نشاندند و در یکی از بیانات عمومی خود، خطاب به [[مردم]] فرمودند: “ای [[مردم]]! [[خداوند]] مرا [[فرمان]] داده تا برای شما [[پیشوایی]] را [[منصوب]] کنم که [[وصی]] من میان شما باشد... و کسی که [[خداوند متعال]] در کتاب خود [[اطاعت]] او را [[واجب]] ساخت و شما را به [[ولایت]] او [[فرمان]] داده است...<ref>{{متن حدیث|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي أَنْ أَنْصِبَ لَكُمْ إِمَاماً يَكُونُ وَصِيِّي فِيكُمْ... وَ الَّذِي فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ فِي كِتَابِهِ وَ أَمَرَكُمْ فِيهِ بِوَلَايَتِهِ}}. محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۷۱. گفتنی است، بنابر نقل شیخ صدوق، کسانی که به سخن حضرت رسول{{صل}} شهادت دادند، براء بن عازب، زید بن ارقم، مقداد، سلمان، ابوذر و عمار بودند. ر.ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۷۷.</ref>. | همچنین چهار تن از بزرگان زمان [[حضرت رسول]]{{صل}} یعنی ابو الهیتم بن تیهان، [[ابو ایوب]]، [[عمار]] و [[خزیمة بن ثابت]] [[ذو الشهادتین]] [[گواهی]] دادند که ایشان [[امیر المؤمنین]]{{ع}} را کنار خود نشاندند و در یکی از بیانات عمومی خود، خطاب به [[مردم]] فرمودند: “ای [[مردم]]! [[خداوند]] مرا [[فرمان]] داده تا برای شما [[پیشوایی]] را [[منصوب]] کنم که [[وصی]] من میان شما باشد... و کسی که [[خداوند متعال]] در کتاب خود [[اطاعت]] او را [[واجب]] ساخت و شما را به [[ولایت]] او [[فرمان]] داده است...<ref>{{متن حدیث|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي أَنْ أَنْصِبَ لَكُمْ إِمَاماً يَكُونُ وَصِيِّي فِيكُمْ... وَ الَّذِي فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ فِي كِتَابِهِ وَ أَمَرَكُمْ فِيهِ بِوَلَايَتِهِ}}. محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۷۱. گفتنی است، بنابر نقل شیخ صدوق، کسانی که به سخن حضرت رسول{{صل}} شهادت دادند، براء بن عازب، زید بن ارقم، مقداد، سلمان، ابوذر و عمار بودند. ر.ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۷۷.</ref>. | ||