ابورمثه تیمی: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85...» ایجاد کرد)
 
خط ۱۵: خط ۱۵:
درباره چگونگی حضور ابو رمثه نزد [[رسول خدا]]{{صل}}، گزارش‌های متفاوتی وجود دارد. گروهی از صحابه نگاران به نقل از او می‌نویسند: با پدرم به دیدن [[پیامبر]] رفتیم. وقتی به حضور آن [[حضرت]] رسیدیم پدرم گفت: آیا او را می‌شناسی؟ گفتم: نه. گفت: او [[رسول]] خداست. من به خود لرزیدم؛ چون [[تصور]] می‌کردم [[پیامبر خدا]] شبیه [[مردم]] نیست، اما دیدم او [[انسانی]] است با گیسوان کوتاه و رنگ حناء بر آن، که دو بُرد سبز هم بر دوش دارد. پدرم بر او [[سلام]] کرد و پس از ساعتی [[گفتگو]] حضرت به او فرمود: این فرزند توست؟ پدرم پاسخ داد: [[سوگند]] به خدای [[کعبه]] آری. پیامبر فرمود: واقعاً؟ پدرم گفت: [[گواهی]] می‌دهم. رسول خدا{{صل}} از اینکه چه اندازه من با پدرم شباهت داریم و به دلیل قسم خوردن پدرم درباره من، لبخند زد و فرمود: "این پسر بر تو [[ستم]] نمی‌کند و تو بر او ستم روا نمی‌داری". سپس پدرم متوجه برآمدگی شانه پیامبر شد و عرض کرد: من طبیب هستم، اگر مایل‌اید آن را معالجه کنم؟ آن حضرت فرمود: "طبیب آن، کسی است که آن را [[خلق]] کرده است"<ref>ابن شبه، ج۱، ص۶۱۹؛ ابن ابی شیبه، ج۵، ص۴۲۲؛ بغوی، ج۲، ص۳۳۸؛ و بخش‌هایی از این روایت را ببینید در: ابن سعد، ج۱، ص۳۳۰، ۳۳۷ و ۳۵۰.</ref>.  
درباره چگونگی حضور ابو رمثه نزد [[رسول خدا]]{{صل}}، گزارش‌های متفاوتی وجود دارد. گروهی از صحابه نگاران به نقل از او می‌نویسند: با پدرم به دیدن [[پیامبر]] رفتیم. وقتی به حضور آن [[حضرت]] رسیدیم پدرم گفت: آیا او را می‌شناسی؟ گفتم: نه. گفت: او [[رسول]] خداست. من به خود لرزیدم؛ چون [[تصور]] می‌کردم [[پیامبر خدا]] شبیه [[مردم]] نیست، اما دیدم او [[انسانی]] است با گیسوان کوتاه و رنگ حناء بر آن، که دو بُرد سبز هم بر دوش دارد. پدرم بر او [[سلام]] کرد و پس از ساعتی [[گفتگو]] حضرت به او فرمود: این فرزند توست؟ پدرم پاسخ داد: [[سوگند]] به خدای [[کعبه]] آری. پیامبر فرمود: واقعاً؟ پدرم گفت: [[گواهی]] می‌دهم. رسول خدا{{صل}} از اینکه چه اندازه من با پدرم شباهت داریم و به دلیل قسم خوردن پدرم درباره من، لبخند زد و فرمود: "این پسر بر تو [[ستم]] نمی‌کند و تو بر او ستم روا نمی‌داری". سپس پدرم متوجه برآمدگی شانه پیامبر شد و عرض کرد: من طبیب هستم، اگر مایل‌اید آن را معالجه کنم؟ آن حضرت فرمود: "طبیب آن، کسی است که آن را [[خلق]] کرده است"<ref>ابن شبه، ج۱، ص۶۱۹؛ ابن ابی شیبه، ج۵، ص۴۲۲؛ بغوی، ج۲، ص۳۳۸؛ و بخش‌هایی از این روایت را ببینید در: ابن سعد، ج۱، ص۳۳۰، ۳۳۷ و ۳۵۰.</ref>.  


بر اساس گزارش دیگری، ابو رمثه با پسرش حضور [[پیامبر]] رسیده و مطالب [[روایت]] پیشین به خود ابو رمثه نسبت داده شده است<ref>ابن سعد، ج۱، ص۳۲۸؛ احمد بن حنبل، ج۲، ص۲۲۷؛ نسائی، ج۸، ص۵۳؛ طبرانی، ج۲۲، ص۲۸۳.</ref>. در گزارش دیگری از ابورمثه نقل می‌شود که [[رسول الله]] به من فرمود: "نزدیک بیا و به پشت من دست بکش". من چنین کردم. سپس انگشتانم را بر مُهر [[نبوت]] گذاشتم و فشار دادم. آن مُهر، قدری موی جمع شده بر کتف آن [[حضرت]] بود<ref>ابن سعد، ج۱، ص۳۲۷؛ ابن شبه، ج۱، ص۶۲۵.</ref>. به دلیل تصحیف دو واژه "آبی" و "ابنی" در این [[اخبار]] و از طرفی [[اختلاف]] شدید درباره نام وی، روشن نیست این [[صحابی]] با پدرش نزد [[رسول خدا]]{{صل}} رفته یا با فرزندش. گزارش [[ملاقات]] او با پیامبر، بیشتر در بخش [[شمایل]] آن حضرت در کتاب‌ها آمده است. ابو رمثه [[روایات]] {{متن حدیث |حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ}}؛ {{متن حدیث |حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ}}؛ {{متن حدیث |أَحَبَّ اَللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً} }<ref>ابن عساکر، ج۶۴؛ ص۳۵.</ref>؛ {{متن حدیث |مَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ اَلنَّارِ}}<ref>کتانی، ص۲۸.</ref>؛ و احادیثی مربوط به چگونگی [[سلام دادن]] پیامبر در [[نماز]]<ref>ابوداود، ج۱، ص۲۲۷.</ref>، [[نیکی به پدر و مادر]]<ref>حاکم نیشابوری، ج۴، ص۱۵۱.</ref> و اینکه رسول خدا{{صل}} ناخن و شارب خود را [[روز جمعه]] می‌گرفت<ref>شامی، ج۷، ص۳۴۹.</ref> نقل کرده است.
بر اساس گزارش دیگری، ابو رمثه با پسرش حضور [[پیامبر]] رسیده و مطالب [[روایت]] پیشین به خود ابو رمثه نسبت داده شده است<ref>ابن سعد، ج۱، ص۳۲۸؛ احمد بن حنبل، ج۲، ص۲۲۷؛ نسائی، ج۸، ص۵۳؛ طبرانی، ج۲۲، ص۲۸۳.</ref>. در گزارش دیگری از ابورمثه نقل می‌شود که [[رسول الله]] به من فرمود: "نزدیک بیا و به پشت من دست بکش". من چنین کردم. سپس انگشتانم را بر مُهر [[نبوت]] گذاشتم و فشار دادم. آن مُهر، قدری موی جمع شده بر کتف آن [[حضرت]] بود<ref>ابن سعد، ج۱، ص۳۲۷؛ ابن شبه، ج۱، ص۶۲۵.</ref>. به دلیل تصحیف دو واژه "آبی" و "ابنی" در این [[اخبار]] و از طرفی [[اختلاف]] شدید درباره نام وی، روشن نیست این [[صحابی]] با پدرش نزد [[رسول خدا]]{{صل}} رفته یا با فرزندش. گزارش [[ملاقات]] او با پیامبر، بیشتر در بخش [[شمایل]] آن حضرت در کتاب‌ها آمده است. ابو رمثه [[روایات]] {{متن حدیث |حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ}}؛ {{متن حدیث |حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ}}؛ {{متن حدیث |أَحَبَّ اَللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً}}<ref>ابن عساکر، ج۶۴؛ ص۳۵.</ref>؛ {{متن حدیث |مَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ اَلنَّارِ}}<ref>کتانی، ص۲۸.</ref>؛ و احادیثی مربوط به چگونگی [[سلام دادن]] پیامبر در [[نماز]]<ref>ابوداود، ج۱، ص۲۲۷.</ref>، [[نیکی به پدر و مادر]]<ref>حاکم نیشابوری، ج۴، ص۱۵۱.</ref> و اینکه رسول خدا{{صل}} ناخن و شارب خود را [[روز جمعه]] می‌گرفت<ref>شامی، ج۷، ص۳۴۹.</ref> نقل کرده است.


روایت معروف حضور او نزد پیامبر مربوط به [[مکه]] و کنار حجر است<ref>ابن شبه، ج۱، ص۶۱۹؛ طبرانی، ج۲۲، ص۲۸۲.</ref> که بنا بر آن، [[مسلمان]] شدن او، هم پیش از [[هجرت]] و هم در [[حجة الوداع]] قابل تخمین است، مگر آنکه گفته شود به دلیل عدم [[شهرت]] وی در میان [[صحابه]]، احتمال [[اسلام]] آوردنش در [[حجة الوداع]] قوی‌تر است. در برخی منابع، نام وی در شمار ساکنان [[کوفه]] ذکر شده<ref>ابن حبان، ج۳، ص۸۲؛ ابن اثیر، ج۲، ص۲۸۹.</ref> و [[بلاذری]] می‌گوید: [[فرزندان]] ابو رمثه در کفر‌توثا (محلی در جزیره [[عراق]] یا [[فلسطین]]) [[زندگی]] و آنجا را آباد کردند<ref>بلاذری، ج۱، ص۲۱۴.</ref>.
روایت معروف حضور او نزد پیامبر مربوط به [[مکه]] و کنار حجر است<ref>ابن شبه، ج۱، ص۶۱۹؛ طبرانی، ج۲۲، ص۲۸۲.</ref> که بنا بر آن، [[مسلمان]] شدن او، هم پیش از [[هجرت]] و هم در [[حجة الوداع]] قابل تخمین است، مگر آنکه گفته شود به دلیل عدم [[شهرت]] وی در میان [[صحابه]]، احتمال [[اسلام]] آوردنش در [[حجة الوداع]] قوی‌تر است. در برخی منابع، نام وی در شمار ساکنان [[کوفه]] ذکر شده<ref>ابن حبان، ج۳، ص۸۲؛ ابن اثیر، ج۲، ص۲۸۹.</ref> و [[بلاذری]] می‌گوید: [[فرزندان]] ابو رمثه در کفر‌توثا (محلی در جزیره [[عراق]] یا [[فلسطین]]) [[زندگی]] و آنجا را آباد کردند<ref>بلاذری، ج۱، ص۲۱۴.</ref>.
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش