استدراج: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
'''استدراج''' به معنای مهلتی است که [[خداوند]] به [[بندگان]] [[گناهکار]] خود میدهد و خواستههای [[دنیوی]] آنها را برآورده میکند و [[بنده]] بدون آنکه خود متوجه باشد اندک اندک از [[رحمت الهی]] دور و به [[عذاب]] او نزدیک میگردد. | '''استدراج''' به معنای مهلتی است که [[خداوند]] به [[بندگان]] [[گناهکار]] خود میدهد و خواستههای [[دنیوی]] آنها را برآورده میکند و [[بنده]] بدون آنکه خود متوجه باشد اندک اندک از [[رحمت الهی]] دور و به [[عذاب]] او نزدیک میگردد. | ||
==مقدمه== | |||
استدراج از جمله موضوعاتی است که در علوم مختلف مورد بحث قرار گرفته است؛ در [[قرآن]] و [[روایات]] در موارد متعددی به کار رفته و در منابع [[کلامی]] ذیل [[افعال الهی]]، [[عدل]]، [[عقاب]] و [[ثواب]] و خوارق عادات مورد بحث واقع شده و در متون [[اخلاقی]] نیز به تناسب بحث از [[استغفار]] و [[پاداش اعمال]]، از آن بحث به میان آمده است. | |||
==معناشناسی== | ==معناشناسی== | ||
===معنای لغوی=== | ===معنای لغوی=== | ||
[[استدراج]] مصدر باب استفعال از ریشه دَرَجَ در لغت به معنای آرام آرام نزدیک ساختن<ref>ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۴، ص۳۲۰.</ref>، پله پله بالا بردن و به یکباره سرنگون ساختن<ref>المعجم الوسیط، ج۱، ص۲۷۷.</ref>، [[فریفتن]]<ref>قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج۲، ص۳۳۵.</ref> و اندک اندک گرفتن<ref>فیومی، احمد بن محمد، مصباح المنیر،ج ۱، ص۲۳۱.</ref> و پیچیدن به کار رفته است<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۳۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۳.</ref>. | |||
===معنای اصطلاحی=== | ===معنای اصطلاحی=== | ||
در [[فرهنگ]] اصطلاحات [[علم کلام]]، یعنی نزدیک ساختن گام به گام و تدریجیِ | در [[فرهنگ]] اصطلاحات [[علم کلام]]، [[استدراج]] یعنی نزدیک ساختن گام به گام و تدریجیِ گنهکاران غافل و لجوج به [[عذاب الهی]]، در پوشش برخورداری از نعمتهای پیدرپی [[دنیوی]] است<ref>جرجانی، علی بن محمد، التعریفات، ص۸؛ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج ۲، ص۲۱؛ جزایری، نورالدین، فروق اللّغات، ص ۴۰.</ref>. چنان که [[علامه طباطبایی]] میفرماید: "استدراج، دادن [[نعمت]] دنبال نعمت برای [[مشرکان]] است، تا درجه درجه پایین بیایند و به ورطه [[هلاکت]] نزدیک شوند<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref>. استدراج یکی از [[سنن]] [[اجتماعی]] [[الهی]] است که تغییری در آن صورت نمیگیرد<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۹، ص۳۸۶.</ref>. | ||
گاهی استدراج را به امر خارقالعادهای معنا کردهاند که از سوی کافران، [[فاسقان]] و اهل هوا، مطابق با ادعای آنان تحقق مییابد، البته میتوان این معنا را از مصادیق مفهوم استدراج دانست؛ به این صورت که [[خارق عادت]] نوعی نعمت از سوی [[خدا]] به آنان است، تا معلوم شود آنان [[توبه]] کرده و برمیگردند، یا هم چنان به راه خود ادامه میدهند. [[کارهای خارقالعاده]] [[راهبان]] و [[مرتاضان]] را نیز میتوان از مصادیق استدراج دانست که [[خداوند]] در قبال [[تحمل]] ریاضتها و [[سختیها]] به آنان [[عطا]] میکند<ref>فخرالدین رازی، ابوعبدالله، موسوعة مصطلحات، ص ۳۹۶؛ تهانوی، محمد علی، کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، ج ۱، ص۴۶۳؛ السقاف، حسن بن علی، صحیح شرح العقیدة الطحاویه، ص ۴۲۲.</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۳۷؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸؛ جمعی از نویسندگان، دانشنامه کلام اسلامی، ماده «استدراج».</ref> | |||
استدراج، دو حالت ظاهری و [[باطنی]] دارد که دو روی یک سکهاند؛ حالت ظاهری آن تنعّم، [[آسایش]] و [[احساس]] [[عزت]] و [[اقتدار]] | استدراج، دو حالت ظاهری و [[باطنی]] دارد که دو روی یک سکهاند؛ حالت ظاهری آن تنعّم، [[آسایش]] و [[احساس]] [[عزت]] و [[اقتدار]] است، اما حالت [[باطنی]] و واقعی آن فرو رفتن آرام در باتلاق [[هلاکت]] و ابتلای تدریجی به [[عذاب الهی]] را نمایش میدهد<ref>ر.ک. [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۳؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۸۰؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴-۶۵؛ جمعی از نویسندگان، دانشنامه کلام اسلامی، ماده «استدراج».</ref>. | ||
==استدراج در قرآن== | ==استدراج در قرآن== | ||
واژه استدارج دو بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته است<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُونَ}}«و آنان را که آیات ما را دروغ شمردند آرامآرام از جایی که درنمییابند فرو خواهیم گرفت» سوره اعراف، آیه ۱۸۲؛ {{متن قرآن|فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ}}«بنابراین مرا با آن کسان که این سخن را دروغ میشمرند وابگذار! به زودی آنان را آرام آرام از جایی که درنیابند فرو میگیریم» سوره قلم، آیه ۴۴.</ref>.<ref>ر.ک. [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۳.</ref> | واژه استدارج دو بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته است<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُونَ}}«و آنان را که آیات ما را دروغ شمردند آرامآرام از جایی که درنمییابند فرو خواهیم گرفت» سوره اعراف، آیه ۱۸۲؛ {{متن قرآن|فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ}}«بنابراین مرا با آن کسان که این سخن را دروغ میشمرند وابگذار! به زودی آنان را آرام آرام از جایی که درنیابند فرو میگیریم» سوره قلم، آیه ۴۴.</ref>.<ref>ر.ک. [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۳.</ref> | ||
این اصطلاح در قرآن با نامهای دیگری همچون [[مکر]]: {{متن قرآن|وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ}}<ref>«و (بنی اسرائیل) نیرنگ ورزیدند و خداوند تدبیر کرد» سوره آل عمران، آیه ۵۴.</ref>.<ref>زمخشری، محمود، الکشاف، ج۲، ص۱۰۶؛ عسکری، حسن بن عبدالله، الفروق اللغویة، ص ۲۱۳ ۲۱۵؛ تهانوی، محمد علی، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ۱، ص ۷۳۲.</ref>، [[کید]]: {{متن قرآن|إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ}}<ref>«تدبیر من سنجیده است» سوره اعراف، آیه ۱۸۳.</ref>، [[خدعه]]: {{متن قرآن|يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ}}<ref>«بیگمان منافقان، با خداوند نیرنگ میبازند و او نیز با آنان تدبیر میکند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref>، [[املاء]] (مهلت دادن): {{متن قرآن|إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا}}<ref>«جز این نیست که مهلتشان میدهیم تا بر گناه بیفزایند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۸.</ref> و [[اهلاک]]: {{متن قرآن|حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً}}<ref>«(و سرمست) شدند ناگهان ایشان را (به عذاب) فرو گرفتیم» سوره انعام، آیه ۴۴.</ref> به کار رفته است. وجه مشترک این اسامی با [[استدراج]] در این است که اولاً، همانند استدراج [[امر]] مخفی است، ثانیاً، ظاهرشان [[احسان]] و باطنشان [[خذلان]] است. | |||
از مجموع [[آیات استدراج]] استفاده میشود [[خداوند]]، [[گنهکاران]] و طغیانگران [[جسور]] را طبق یک [[سنت]] ثابت، بلافاصله گرفتار هلاک و [[مجازات]] نمیکند، بلکه ابتدا درهای [[نعمت]] را به روی ایشان میگشاید و هرچه در مسیر [[طغیان]]، بیشتر گام برمی دارند، [[نعمتها]] هم فزونی مییابد، که در این صورت از دو حال خارج نیست: | از مجموع [[آیات استدراج]] استفاده میشود [[خداوند]]، [[گنهکاران]] و طغیانگران [[جسور]] را طبق یک [[سنت]] ثابت، بلافاصله گرفتار هلاک و [[مجازات]] نمیکند، بلکه ابتدا درهای [[نعمت]] را به روی ایشان میگشاید و هرچه در مسیر [[طغیان]]، بیشتر گام برمی دارند، [[نعمتها]] هم فزونی مییابد، که در این صورت از دو حال خارج نیست: | ||
| خط ۲۶: | خط ۳۱: | ||
#بر [[غرور]] و [[معاصی]] ایشان افزوده میشود که مضمون استدراج و حرکت تدریجی به سوی هلاک و [[مجازات]] دردناکتری است، زیرا هنگامی که [[غرق]] در انواع [[نعمتها]] میشوند، [[خداوند]] همه آنها را از ایشان میگیرد و طومار زندگیشان را [[درهم]] میپیچد<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۳۳.</ref>. | #بر [[غرور]] و [[معاصی]] ایشان افزوده میشود که مضمون استدراج و حرکت تدریجی به سوی هلاک و [[مجازات]] دردناکتری است، زیرا هنگامی که [[غرق]] در انواع [[نعمتها]] میشوند، [[خداوند]] همه آنها را از ایشان میگیرد و طومار زندگیشان را [[درهم]] میپیچد<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۳۳.</ref>. | ||
در [[تاریخ]] [[بشر]] نمونههای فراوانی برای این [[سنت الهی]] مضبوط است و اختصاص به [[جامعه]]، گروه، [[نسل]] و عصر خاصی ندارد، بلکه همه [[جوامع]] و اعصار و اعقاب را در بر میگیرد که چندین نمونه بارز آن در گزارشهای صریح قصص [[قرآن]] انعکاس یافته است از جمله: داستانهای [[قوم عاد]] و [[ثمود]]، [[قوم]] [[سبأ]]، [[قوم]] [[فرعون]]، [[بلعم باعورا]]، [[قارون]] و...<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴- | در [[تاریخ]] [[بشر]] نمونههای فراوانی برای این [[سنت الهی]] مضبوط است و اختصاص به [[جامعه]]، گروه، [[نسل]] و عصر خاصی ندارد، بلکه همه [[جوامع]] و اعصار و اعقاب را در بر میگیرد که چندین نمونه بارز آن در گزارشهای صریح قصص [[قرآن]] انعکاس یافته است از جمله: داستانهای [[قوم عاد]] و [[ثمود]]، [[قوم]] [[سبأ]]، [[قوم]] [[فرعون]]، [[بلعم باعورا]]، [[قارون]] و...<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴-۶۵؛ [[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۳۷.</ref>. | ||
==استدراج در [[روایات]]== | ==استدراج در [[روایات]]== | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۹: | ||
#و [[امام سجاد]]{{ع}} در دعای [[روز]] [[عرفه]] از [[خدای متعال]] میخواهد که او را دچار استدراج نکند: {{متن حدیث|وَ لَا تَسْتَدْرِجْنِي بِإِمْلَائِكَ لِي...}}؛ «خداوندا مرا با مهلت دادنت کمکم سزاوار [[مجازات]] مفرما، [[کیفر]] تدریجی کسی که مرا از خیراتی که نزدش است بازداشته و در رسیدن نعمتش به من [[شریک]] تو نبوده است»<ref>نیایش چهلوهفتم.</ref>.<ref>[[امیر شیرزاد|شیرزاد، امیر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «استدراج»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۴۴؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴-۶۵.</ref> | #و [[امام سجاد]]{{ع}} در دعای [[روز]] [[عرفه]] از [[خدای متعال]] میخواهد که او را دچار استدراج نکند: {{متن حدیث|وَ لَا تَسْتَدْرِجْنِي بِإِمْلَائِكَ لِي...}}؛ «خداوندا مرا با مهلت دادنت کمکم سزاوار [[مجازات]] مفرما، [[کیفر]] تدریجی کسی که مرا از خیراتی که نزدش است بازداشته و در رسیدن نعمتش به من [[شریک]] تو نبوده است»<ref>نیایش چهلوهفتم.</ref>.<ref>[[امیر شیرزاد|شیرزاد، امیر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «استدراج»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۴۴؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴-۶۵.</ref> | ||
==[[ | ==[[اهل]] [[استدراج]]== | ||
[[ | کسانی مشمول [[سنت استدراج]] میشوند که در [[گناه]] [[غرق]] شده و [[طغیان]] و [[نافرمانی]] را به مرحله نهایی رساندهاند، به گونه ای که هیچ بیدار باشی در مورد آنان مؤثر واقع نمیشود؛ گناهکارانی که قابل [[اصلاح]] نیستند، طبق [[سنت]] [[آفرینش]] و اصل [[اختیار]] به حال خود واگذار میشوند تا به آخرین مرحله [[سقوط]] برسند و مستحق حداکثر [[مجازات]] شوند و این امر همان مجازات استدراجی است<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۱۵۸ و ص۲۳۷.</ref>. | ||
# | |||
# | ==[[استدراج]] [[اجتماعی]]== | ||
استدراج به دو قسم فردی و اجتماعی تقسیم شده است. براساس [[آیات قرآن]] همانطور که [[کافران]] و [[گناهکاران]] گرفتار [[سنت استدراج]] میشوند، [[جامعه]] نیز ممکن است گرفتار این نوع از [[عذاب]] شود. از جمله شواهدی که برای استدراج اجتماعی [[ذکر]] شده است، [[آیه]] ۴۸ [[سوره حج]] است: {{متن قرآن|وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُهَا وَإِلَيَّ الْمَصِيرُ}}<ref>«و چه بسا شهرهایی که به (مردم) آنها مهلت دادم با آنکه ستمگر بودند سپس آنها را فرو گرفتم و بازگشت (هر چیز) به سوی من است» سوره حج، آیه ۴۸.</ref>.<ref>معموری، علی، «بررسی سنت استدراج در قرآن و میراث تفسیری»، ص۱۱۵، مطالعات قرآن و حدیث، ش۱، ۱۳۸۶ش.</ref> | |||
==عوامل استدراج== | |||
[[عذاب]] [[استدراج]] به دنبال برخی از [[گناهان]] دامنگیر شخص یا [[جامعه]] میشود؛ از جمله آنها عبارتند از: | |||
#[[تکذیب آیات الهی]]؛ چنان که خداوند فرمود: "آنان که [[آیات]] ما را [[تکذیب]] کردند به زودی آنها را به عذاب و [[هلاکت]] میافکنیم از جایی که نمیدانند": {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و آنان را که آیات ما را دروغ شمردند آرامآرام از جایی که درنمییابند فرو خواهیم گرفت» سوره اعراف، آیه ۱۸۲.</ref>؛ | |||
#استهزای [[رسولان]]؛ به طوری که در [[قرآن]] آمده است: "[[پیامبران]] پیش از تو را [[استهزا]] میکردند، پس کسانی را که [[کافر]] بودند مهلت دادم و آنگاه [[مؤاخذه]] کردم و دیدی عذاب من چه سخت بود": {{متن قرآن|وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ}}<ref>«و به یقین پیامبران پیش از تو ریشخند شدهاند؛ پس به کافران مهلت دادم آنگاه آنان را فرو گرفتم؛ بنابراین (بنگر که) کیفر من چگونه بود؟» سوره رعد، آیه ۳۲.</ref>؛ | |||
#[[فراموشی]] و [[غفلت]] از پیامهای [[الهی]]؛ چنان که قرآن میفرماید: :پس وقتی عذاب ما را به کلی از یاد بردند درهای همه [[لذایذ]] مادی را به رویشان گشودیم و زمانی که به آن سرگرم و شادمان شدند ناگهان آنها را گرفتار ساختیم و [[خوار]] و [[مأیوس]] شدند": {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ}}<ref>«آنگاه چون هشدارهایی را که به آنان داده شده بود فراموش کردند درهای هر چیز (از نعمت و آسایش) را بر آنان گشودیم تا چون از دادهها دلشاد (و سرمست) شدند ناگهان ایشان را (به عذاب) فرو گرفتیم و آنان یکباره ناامید گردیدند» سوره انعام، آیه ۴۴.</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۳۷.</ref> | |||
==علائم استدراج== | |||
برای استدراج، نشانههایی بیان شده است؛ مانند: | |||
#شخص یا جامعۀ [[گناهکار]] پس از هر گناهی نعمتی دریافت کند: [[امام علی]]{{ع}} فرمود: "هرگاه دیدی با وجود [[معصیت]]، [[غرق]] در نعمت هستی بدان گرفتار استدراج شدهای"<ref>تمیمی آمدی، عبدالواحد، غررالحکم، ج۱، ص۲۷۸.</ref>. | |||
#برآورده شدن خواستههای گناهکار: چنان که خداوند به [[حضرت عیسی]]{{ع}} خطاب فرمود: "درخواست ستمپیشگان را [[اجابت]] میکنم و این، مایه دوری آنان از [[رحمت]] من و سبب استدراج آنهاست"<ref>مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴، ص۳۰۰.</ref>. | |||
#[[شکر]] نکردن در برابر [[نعمتهای الهی]] نیز از نشانههای دیگر استدراج است" چنان که [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: [[استدراج]] [[خدای سبحان]] این گونه است که به بندهاش [[نعمت]] دهد، ولی [[توفیق]] [[شکر]] را از او باز ستاند<ref>{{متن حدیث|الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ يُسْبِغَ عَلَيْهِ النِّعَمَ وَ يَسْلُبَهُ الشُّكْر}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۱۷.</ref>. | |||
#برخی نیز تخیل پذیرفته شدن [[عبادات]] مردود را از نشانههای استدراج دانستهاند <ref>ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب القرآن، ج۴، ص۳۴۹</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۳۷.</ref> | |||
==آثار | ==آثار استدراج== | ||
یکی از مهمترین آثار و نتایج [[سنت]] استدراج در [[جامعه]]، این است که از [[غرور]] بیجا جلوگیری میکند، زیرا داشتن [[ثروت]] زیاد و [[قدرت]] فراوان و... تنها نشانه آن نیست که [[خداوند]] ما را [[دوست]] دارد، بلکه ممکن است استدراج و مقدمه [[مجازات]] باشد. | یکی از مهمترین آثار و نتایج [[سنت]] استدراج در [[جامعه]]، این است که از [[غرور]] بیجا جلوگیری میکند، زیرا داشتن [[ثروت]] زیاد و [[قدرت]] فراوان و... تنها نشانه آن نیست که [[خداوند]] ما را [[دوست]] دارد، بلکه ممکن است استدراج و مقدمه [[مجازات]] باشد. | ||
از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[نقل]] شده است که: "[[خداوند]] به [[داود]] [[وحی]] کرد که ای [[داود]]، در هر حال از من بترس و از هر حالی بیشتر، آن | از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[نقل]] شده است که: "[[خداوند]] به [[داود]] [[وحی]] کرد که ای [[داود]]، در هر حال از من بترس و از هر حالی بیشتر، آن زمانی بترس که نعمتهایم از هر دری به سویت سرازیر میشود. مبادا کاری کنی که به زمینت زنم و دیگر به نظر [[رحمت]] به تو نظر نکنم"<ref>الدر المنثور، ج۳، ص۲۳.</ref>. همچنین در [[آیات]] {{متن قرآن|أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مَالٍ وَبَنِينَ}}<ref>«آیا میپندارند در آنچه از مال و فرزندان که آنان را بدان یاری میرسانیم» سوره مؤمنون، آیه ۵۵.</ref>، {{متن قرآن|نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ بَلْ لَا يَشْعُرُونَ}}<ref>«برای آنان در نیکیها شتاب میورزیم؟ (خیر،) بلکه در نمییابند» سوره مؤمنون، آیه ۵۶.</ref> [[خداوند]] کسانی را که اشتباهی داشتهاند متنبه نموده و میفرماید: "اگر ما در [[مال]] و [[اولاد]] به ایشان توسعه دادیم، [[خیال]] نکنند که خواستهایم [[خیرات]] ایشان را زودتر به ایشان برسانیم؛ چون اگر چنین بود، [[توانگران]] و مترفین ایشان را به [[عذاب]] خود دچار نمیکردیم، بلکه این عمل ما برای بیشتر [[عذاب]] کردن است<ref>المیزان، ج۷، ص۵۲.</ref>. | ||
یکی دیگر از آثار و نتایج [[سنت]] استدراج، تبیین چگونگی [[ثروت]] زیاد و [[رفاه]] و... در دست [[کافران]] و انسانهای گنهکار و عصیانگر است. بنابراین [[خداوند]] خواهان [[گمراهی]] و [[عذاب]] [[بندگان]] خود نیست، بلکه این [[بندگان]] هستند که به محض دستیابی به [[ثروت]] و [[قدرت]]، [[اوامر الهی]] را به [[فراموشی]] سپرده و گرفتار [[سنت]] استدراج میشوند<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴-۶۵.</ref>. | یکی دیگر از آثار و نتایج [[سنت]] استدراج، تبیین چگونگی [[ثروت]] زیاد و [[رفاه]] و... در دست [[کافران]] و انسانهای گنهکار و عصیانگر است. بنابراین [[خداوند]] خواهان [[گمراهی]] و [[عذاب]] [[بندگان]] خود نیست، بلکه این [[بندگان]] هستند که به محض دستیابی به [[ثروت]] و [[قدرت]]، [[اوامر الهی]] را به [[فراموشی]] سپرده و گرفتار [[سنت]] استدراج میشوند<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴-۶۵.</ref>. | ||