ولایت در لغت: تفاوت میان نسخهها
←ولایت در کلیات فقه سیاسی
(←منابع) |
|||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
مطابق با معنی فوق، واژه ولایت به معانی مختلفی از جمله دوستی و [[حب]]، [[نصرت]] و [[یاری]]، [[متابعت]] و [[پیروی]] و همچنین [[سرپرستی]] به کار رفته است که وجه مشترک همه آنها قرب معنوی است. در بحث از ولایت فقها، ولایت به معنای سرپرستی مد نظر است که در تبیین معنای اصطلاحی مورد بررسی قرار میگیرد.<ref>[[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|کلیات فقه سیاسی]]، ص ۱۶۱.</ref> | مطابق با معنی فوق، واژه ولایت به معانی مختلفی از جمله دوستی و [[حب]]، [[نصرت]] و [[یاری]]، [[متابعت]] و [[پیروی]] و همچنین [[سرپرستی]] به کار رفته است که وجه مشترک همه آنها قرب معنوی است. در بحث از ولایت فقها، ولایت به معنای سرپرستی مد نظر است که در تبیین معنای اصطلاحی مورد بررسی قرار میگیرد.<ref>[[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|کلیات فقه سیاسی]]، ص ۱۶۱.</ref> | ||
==ولایت در ولایت و امامت از منظر عقل و نقل== | |||
اصل در معنای این واژه، شدت [[قرب]] و نزدیکی دو شیء یا بیشتر به یکدیگر است. کتاب مقاییساللغة میگوید: {{عربی|جَلَسَ ممّا يَلِينى، أى يُقارِبُنی}}. و سپس اضافه میکند: اینکه به بارانی که بلافاصله بعد از [[باران]] بهاری {{عربی|الوَسمِی}} میبارد {{عربی|الوَلِیّ}} گفته شده، به خاطر آن است که بعد از آن میبارد: {{عربی|المَطَر يجىءُ بعد الوَسْمىّ، سمِّى بذلك لأنَّه يلى الوسمِىّ}}<ref>معجم مقاییس اللغة (ط. مکتب الاعلام الاسلامی. ۱۴۰۴ ه.ق.). ج۶، ص۱۴۱.</ref>. | |||
همین بیان را فیومی در المصباح المنیر ذکر میکند و میگوید: {{عربی|الولی مثل الفلس، بمعنی القرب و حصول الثانی بعد الأول من غیر فصل}}<ref>المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر (للرافعی) (مؤسسه دارالهجرة، ۱۴۱۴ ه.ق.)، ج۲، ص۶۷۲.</ref>. | |||
معنای نهایت قرب در باب [[ولایت]] به حدی محوری است که راغب در مفردات خود، معنای ولایت را شدت نزدیکی دو چیز به یکدیگر دانسته؛ به گونهای که میان آنها فاصلهای جز خودشان نباشد. او سپس تصریح میکند که سایر معانی از قبیل [[دوستی]]، [[نسب]]، [[یاری]] و یا همکیشی، معنای لازم و استعاری قرب است. بنابراین، سایر معانی که در معنای ولایت گفته شده، باید با توجه به معنای اصلی ترجمه شود<ref>المفردات فی غریب القرآن (ط. دارالقلم - الدار الشامیة، ۱۴۱۲ه.ق)، ص۸۸۵.</ref>. هنگامی که این واژه در [[روابط انسانی]] و [[امور اجتماعی]] به کار میرود، بیانگر [[تدبیر]] و ولایت [[ولیّ]] بر مُوَلَّی علیه خود است. چنان که ابناثیر در نهایة، معنای اصلی ولایت را [[مقید]] به سه قید میکند که اگر با هم جمع نشوند، معنای ولایت محقق نمیگردد؛ آن سه شرط عبارتند از: تدبیر، [[قدرت]] بر [[اعمال]] تدبیر و بالاخره فعلیت آن<ref>النهایة فی غریب الحدیث و الأثر (ط. مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، ۱۳۶۷ ه.ش.). ج۵، ص۲۲۷.</ref>. به همین دلیل است که ابنمنظور در لسان العرب معنای «[[الولی]]» را [[مدبر]] و [[متصرف]] در امور عالم معنا میکند و میگوید: {{عربی|الولی، المتولی الأمور العالم و الخلائق، القائم بها، و من أسمائه عزوجل الوالی؛ و هو مالک الأشیاء جمیعها التصرف فیها}}<ref>لسان العرب (ط. دارالفکر للطباعة والنشر و التوزیع - دار صادر. ۱۴۱۴ ه.ق.). ج۱۵، ص۴۰۷.</ref>. | |||
نتیجه آنکه: در [[آیات قرآن]]، اصل در واژه ولی «[[ولایت]] در [[تدبیر]]» است که ولی به دلیل شدت [[قربی]] که به [[مولی علیه]] خود دارد، در [[شؤون]] او دخالت میکند. مرحوم [[علامه طباطبایی]] در ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref> که ولایت در آن به معنای [[دوستی]] است، اشاره به این نکته مینماید و میگوید: «ولایت در اصل به معنای [[مالکیت]] [[تدبیر امر]] است؛ مثلاً ولیِّ صغیر یا [[مجنون]] یا سفیه، کسی است که [[مالک]] [[تدبیر امور]] و [[اموال]] آنان باشد که خود آنان مالک اموال خویشند، ولی تدبیر امر اموالشان به دست ولیشان است». | |||
این معنای اصلی کلمه ولایت است و در مورد [[محبت]] نیز استعمال شده و به تدریج شایع گردیده است. بنابراین، [[ارتباط]] متقابل [[محبوب]] و [[محب]] و یا [[ناصر]] و [[منصور]]، بر محور نهایت قربی است که نوعی [[وحدت]] میان آنان ایجاد میکند و [[احکام]] هریک را به تناسب به دیگری منتقل مینماید. صاحب [[المیزان]] در جایی دیگر پیرامون ولایت و معانی گوناگون آن مینویسد: «ولایت نوع خاصی از نزدیکی یک چیز به چیز دیگر است؛ به طوری که شدت نزدیکی باعث شود که موانع و پردهها از بین آن دو برداشته شود. البته نه همه موانع، بلکه موانعی که غرض از ولایت، رسیدن به آن [[هدف]] است. حال اگر آن هدف [[تقوا]] و یا [[پیروزی]] باشد، ولی در چنین هدفی همان ناصر و [[یاوری]] است که هیچ مانعی او را از [[نصرت]] شخصی که به وی نزدیک شده و بر او ولایت دارد باز ندارد؛ و اگر از جهت دوستی و [[معاشرت]] و محبت باشد، در این صورت کلمه ولی به معنای »[[ولاء]] محبت« است؛ محبوبی که [[آدمی]] نمیتواند نفس خود را از [[دوست داشتن]] و نرم شدن در برابر خواسته او باز دارد و قهراً در برابر خواسته او [[مطیع]] میشود، و اگر از جهت [[خویشاوندی]] باشد، کلمه [[ولیّ]] به معنای کسی خواهد بود که از طرف مقابل خود [[ارث]] میبرد و چیزی نمیتواند مانع از ارث بردن او شود»<ref>المیزان فی تفسیر القرآن (ط. مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ ه.ق)، ج۵، ص۳۶۷. </ref>. | |||
خلاصه آنکه اصل در معنای [[ولایت]] (چنان که در مقاییس و مفردات اشاره شد) «[[قرب]]» است و در [[امور اجتماعی]] و [[روابط]] [[انسانها]] با یکدیگر (بنا بر نقل ابناثیر در نهایة) به معنای [[تدبیر]] و [[حکومت]] ولی و تَوَلّی امور مُوَلَّی علیه است و اگر در جایی به معنای ولایت [[نصرت]] یا [[محبت]] باشد، معنای دومی است که با [[عنایت]] به معنای قرب و تدبیر که معانی اصلی هستند، باید ترجمه شود.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۴ ص ۴۳.</ref> | |||
== پرسش مستقیم== | == پرسش مستقیم== | ||