←مقدمه
(←مقدمه) |
|||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
در تعاریف [[اجتماع]] گفتهاند: "[[اجتماع]] عبارت است از گروهی از [[مردم]] که در یک منطقه خاص جغرافیایی اسکان دارند، دارای [[فرهنگ]] و شیوه [[زندگی]] مشترکیاند، به [[وحدت]] خاص میان خود آگاهند و به طور جمعی یک [[هدف]] را دنبال میکنند. نمونههایی از اجتماعات عبارتند از: حوزههای شهری، [[شهرها]]، شهرستانها، محلهها و روستاها<ref>بروس کوئن، مبانی جامعهشناسی، ترجمه غلامعلی توسلی و رضا فاضل، ص۳۰۳.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۲۸.</ref> | |||
مراد از [[اخلاق]] آن دسته از بایدها و نبایدهای غیر الزامی که اعم از صفات [[نفسانی]] و [[افعال]] هستند، میباشد. به چنین [[اخلاقی]] اگر مربوط به [[روابط]] گروهی و جمعی باشد، اخلاق اجتماعی گفته میشود<ref>حمیدرضا حقشناس، رویکرد صحیفه سجادیه به اخلاق اجتماعی، (پایاننامه کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، ۱۳۸۶)، صفحه چکیده.</ref>. | |||
اخلاق اجتماعی، صفات و ملکاتی هستند که در رابطه [[بشر]] و [[اجتماع]] مطرح میگردد، و در صورت فرضی اگر [[جامعه]] و [[اجتماع]] در کار نباشد، آن صفات مفهومی نداشته و تحققناپذیر است؛ مانند صفات [[پسندیده]] [[اجتماعی]] [[سخاوت]]، [[وفای به عهد]]، [[تواضع]] و [[فروتنی]] و [[عدالت]]... و [[صفات ناپسند]] [[اجتماعی]] مانند، [[حسادت]]، [[بخل]]، [[تکبر]]، [[ظلم]] و...<ref>محمد علی جزایری، دروس اخلاق اسلامی، ص۲۳.</ref>. | |||
اخلاق اجتماعی، کارهایی است که [[انسان]] در [[ارتباط]] با دیگران انجام میدهد و روابطی است که با دیگران برقرار میکند"<ref>محمد تقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج۱، ص۱۹.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۲۹.</ref> | |||
اخلاق اجتماعی حوزه [[ارزشها]] و ضد ارزشهای [[حاکم]] بر رابطه فرد با افراد دیگر و [[جامعه]] است. ارزشهایی مانند [[احسان]]، [[صلح]] و [[آشتی]]، [[امانتداری]]، [[انفاق]]، [[ایثار]]، [[حسن خلق]]، [[رفق و مدارا]]، و بسیاری دیگر از جمله مصادیق اخلاق اجتماعی به شمار میآیند. | |||
ارزشهای اخلاقی در حوزه اخلاق اجتماعی عبارتاند از: | |||
[[اخوت]] و [[برادری]]. [[اسلام]] بر اخوت میان [[مسلمانان]] و [[دوستی]] و [[رفع اختلاف]] تأکید دارد<ref>[[امام خمینی]]، صحیفه امام، ج۹، ص۲۷۴.</ref>. و [[مؤمن]] باید هرچه را برای خود میپسندد برای دیگران نیز بپسندد. طبق [[حکم]] [[قرآن]] مؤمن باید [[برادر]] مؤمن باشد. این حکم در تمام جامعه عمومیت داشته و هر خیر و صلاحی را که [[انسان]] برای [[برادران]] خود میخواهد برای تمامی [[ملت]] بپسندد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۳، ص۱۵۲.</ref>. برادری و [[احساس]] [[همدلی]] [[نعمت]] بزرگ [[خداوند]] است و همه باید این نعمت را [[قدر]] بدانند؛ {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا}}<ref>«و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنید و نعمتهای خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دلهای شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.</ref><ref>[[سید علی حسینی خامنهای|خامنهای حسینی، سید علی]]، ۲۵/۹/۱۳۸۰.</ref>[[اتحاد]] و برادری موجب بهبود و [[استحکام]] [[روابط اجتماعی]] و رمز [[موفقیت]] و [[پیروزی]] جامعه در رسیدن به اهداف و [[غلبه]] بر [[مشکلات]] و سختیهاست. نداشتن اتحاد موجب از دست رفتن دستاوردهای ملت میگردد<ref>[[سید علی حسینی خامنهای|خامنهای حسینی، سید علی]]، ۳/۴/۱۳۶۸؛ ۱۳/۱۱/۱۳۷۷.</ref>. | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||