حیا در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۳۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۸ سپتامبر ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'لام' به 'لام'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'لام' به 'لام')
 
(۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = حیا
| عنوان مدخل  = [[حیا]]
| مداخل مرتبط = [[حیا در قرآن]] - [[حیا در فقه اسلامی]] - [[حیا در حدیث]] - [[حیا در نهج البلاغه]] - [[حیا در معارف دعا و زیارات]] - [[حیا در معارف و سیره سجادی]] - [[حیا در معارف و سیره نبوی]]
| پرسش مرتبط  =
}}


{{نبوت}}
== مقدمه ==
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[حیا]]''' است. "'''[[حیا]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[حیا در قرآن]] - [[حیا در حدیث]] - [[حیا در نهج البلاغه]] - [[حیا در سیره پیامبر خاتم]] - [[حیا در معارف دعا و زیارات]] - [[حیا در معارف و سیره سجادی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
 
==مقدمه==
[[حیا]] واژه‌ای [[عربی]] از ریشه «ح ـ ی ـ ی» است و با [[حفظ]] ظاهر لفظ و معنای آن به [[زبان فارسی]] راه یافته است و به معنای [[شرم]] و [[آزرم]] است. از نظر شیوه [[نگارش]] در زبان فارسی، [[حیا]] با همزه پایانی ([[حیاء]]) یا بی‌آن (حیا) دیده شده و هر دو یک مفهوم را می‌رسانند. <ref>لغت نامه، ج ۶، ص۸۱۱۹، «حیا».</ref>
[[حیا]] واژه‌ای [[عربی]] از ریشه «ح ـ ی ـ ی» است و با [[حفظ]] ظاهر لفظ و معنای آن به [[زبان فارسی]] راه یافته است و به معنای [[شرم]] و [[آزرم]] است. از نظر شیوه [[نگارش]] در زبان فارسی، [[حیا]] با همزه پایانی ([[حیاء]]) یا بی‌آن (حیا) دیده شده و هر دو یک مفهوم را می‌رسانند. <ref>لغت نامه، ج ۶، ص۸۱۱۹، «حیا».</ref>


دیدگاه واژه‌شناسان در تعریف حیا نزدیک به یکدیگر است و همان گرفتگی و [[خودداری نفس]] از انجام دادن کاری بر اثر [[ترس]] از [[سرزنش]] دیگران. برای آن، نوعی نقش بازدارندگی معتقدند که سبب دوری و بریدن از [[معصیت]] می‌شود. <ref>مفردات، ص۲۷۰؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۱۷ ـ۲۱۸؛ مجمع‌البحرین، ج۱، ص۱۱۶، «حیی».</ref> استحیاء به معنای [[حفظ نفس]] از [[نقص]]، [[ضعف]]، دوری از [[عیب]] و [[عار]] و خواستن [[سلامتی]] از بدی‌هاست. <ref>التحقیق، ج ۲، ص۳۳۸، «حیی».</ref> برخی معتقدند که حیا از [[حیات]] گرفته شده است؛ به این معنا که بر اثر شرم و [[احساس]] [[زشتی]] ممکن است تغییری در حیات پدید آید و مقداری از آن بکاهد، چنان‌که گفته می‌شود فلان کس از حیا مرد؛ یا آب شد. <ref>موسوعة اخلاق القرآن، ج ۱، ص۸۷. </ref> علمای [[اخلاق]] در تعریف آن گفته‌اند: حیا [[حصر]] نفس از ارتکاب حرام‌های [[شرعی]]، [[عقلی]] و عرفی، به جهت ترس از سرزنش و [[نکوهش]] است. <ref>جامع السعادات، ج ۳، ص۴۶. </ref> برخی آن را دو گونه دانسته‌اند: حیای [[نفسانی]] مانند شرم از [[کشف]] عورت که [[خدا]] آن را در همه [[نفوس]] نهاده است؛ و حیای [[ایمانی]] که [[مؤمن]] را از [[ارتکاب معاصی]] از ترس خدا باز می‌دارد. <ref>کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، ج ۱، ص۷۲۱. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
دیدگاه واژه‌شناسان در تعریف حیا نزدیک به یکدیگر است و همان گرفتگی و [[خودداری نفس]] از انجام دادن کاری بر اثر [[ترس]] از [[سرزنش]] دیگران. برای آن، نوعی نقش بازدارندگی معتقدند که سبب دوری و بریدن از [[معصیت]] می‌شود. <ref>مفردات، ص۲۷۰؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۱۷ ـ۲۱۸؛ مجمع‌البحرین، ج۱، ص۱۱۶، «حیی».</ref> استحیاء به معنای [[حفظ نفس]] از [[نقص]]، [[ضعف]]، دوری از [[عیب]] و [[عار]] و خواستن [[سلامتی]] از بدی‌هاست. <ref>التحقیق، ج ۲، ص۳۳۸، «حیی».</ref> برخی معتقدند که حیا از [[حیات]] گرفته شده است؛ به این معنا که بر اثر شرم و [[احساس]] [[زشتی]] ممکن است تغییری در حیات پدید آید و مقداری از آن بکاهد، چنان‌که گفته می‌شود فلان کس از حیا مرد؛ یا آب شد. <ref>موسوعة اخلاق القرآن، ج ۱، ص۸۷. </ref> علمای [[اخلاق]] در تعریف آن گفته‌اند: حیا [[حصر]] نفس از ارتکاب حرام‌های [[شرعی]]، [[عقلی]] و عرفی، به جهت ترس از سرزنش و [[نکوهش]] است. <ref>جامع السعادات، ج ۳، ص۴۶. </ref> برخی آن را دو گونه دانسته‌اند: حیای [[نفسانی]] مانند شرم از [[کشف]] عورت که [[خدا]] آن را در همه [[نفوس]] نهاده است؛ و حیای [[ایمانی]] که [[مؤمن]] را از [[ارتکاب معاصی]] از ترس خدا باز می‌دارد. <ref>کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، ج ۱، ص۷۲۱. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


==حیا در [[قرآن]]==
== حیا در [[قرآن]] ==
در قرآن، تنها در سه [[آیه]] به موضوع حیا تصریح شده است {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ}}<ref>«خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند می‌دانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند می‌گویند: «خداوند از این مثل، چه می‌خواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب می‌کند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمی‌گرداند» سوره بقره، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمی‌داشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا می‌خواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی» سوره قصص، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می‌دهد و از شما شرم می‌دارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمی‌کند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پرده‌ای بخواهید، این برای دل‌های شما و دل‌های آنان پاکیزه‌تر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>.
در قرآن، تنها در سه [[آیه]] به موضوع حیا تصریح شده است {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ}}<ref>«خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند می‌دانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند می‌گویند: «خداوند از این مثل، چه می‌خواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب می‌کند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمی‌گرداند» سوره بقره، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمی‌داشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا می‌خواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی» سوره قصص، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می‌دهد و از شما شرم می‌دارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمی‌کند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پرده‌ای بخواهید، این برای دل‌های شما و دل‌های آنان پاکیزه‌تر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>.


خط ۲۶: خط ۲۵:
از سوی دیگر، از باب [[شناخت]] یک مفهوم از راه [[ضد]] آن، الفاظی مثل {{متن قرآن| تَبَرُّجَ}} در [[آیات]]: {{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«و در خانه‌هایتان آرام گیرید و چون خویش‌آرایی دوره جاهلیت نخستین خویش‌آرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>، {{متن قرآن|وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بر زنان از کار افتاده‌ای که امید زناشویی ندارند گناهی نیست که پوشش خود را وانهند بی‌آنکه زیورنمایی کنند و پاکدامنی پیشه کردن (و پوشش داشتن) برای آنان بهتر است و خداوند شنوایی داناست» سوره نور، آیه ۶۰.</ref>، زانی و زانیه {{متن قرآن|الزَّانِي لَا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«مرد زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسری نگیرد و زن زناکار را نیز جز مرد زناکار یا مشرک به همسری نگزیند و این بر مؤمنان حرام شده است» سوره نور، آیه ۳.</ref>، الخبیثون و الخبیثات {{متن قرآن|يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«روزی که زبان و دست و پای آنها بدانچه می‌کرده‌اند به زیان آنها، گواهی می‌دهد» سوره نور، آیه ۲۴.</ref>، فاحشه و [[فحشا]] {{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و لوط را (به پیامبری فرستادیم) آنگاه که به قوم خود گفت: آیا (آن) کار زشت را انجام می‌دهید که پیش از شما هیچ کس از جهانیان انجام نداده است؟!» سوره اعراف، آیه ۸۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن| وَلَا يَسْتَخْفُونَ }} در [[آیه]]: {{متن قرآن|يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا}}<ref>«(کارهای خود را) از مردم پوشیده می‌دارند و از خداوند پوشیده نمی‌توانند داشت در حالی که او هنگامی که آنان شب را با گفتاری ناخوشایند وی می‌گذرانند با آنان است و خداوند به آنچه انجام می‌دهند نیک داناست» سوره نساء، آیه ۱۰۸.</ref> همگی به موضوع [[حیا]] ربط دارند.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
از سوی دیگر، از باب [[شناخت]] یک مفهوم از راه [[ضد]] آن، الفاظی مثل {{متن قرآن| تَبَرُّجَ}} در [[آیات]]: {{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«و در خانه‌هایتان آرام گیرید و چون خویش‌آرایی دوره جاهلیت نخستین خویش‌آرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>، {{متن قرآن|وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بر زنان از کار افتاده‌ای که امید زناشویی ندارند گناهی نیست که پوشش خود را وانهند بی‌آنکه زیورنمایی کنند و پاکدامنی پیشه کردن (و پوشش داشتن) برای آنان بهتر است و خداوند شنوایی داناست» سوره نور، آیه ۶۰.</ref>، زانی و زانیه {{متن قرآن|الزَّانِي لَا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«مرد زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسری نگیرد و زن زناکار را نیز جز مرد زناکار یا مشرک به همسری نگزیند و این بر مؤمنان حرام شده است» سوره نور، آیه ۳.</ref>، الخبیثون و الخبیثات {{متن قرآن|يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«روزی که زبان و دست و پای آنها بدانچه می‌کرده‌اند به زیان آنها، گواهی می‌دهد» سوره نور، آیه ۲۴.</ref>، فاحشه و [[فحشا]] {{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و لوط را (به پیامبری فرستادیم) آنگاه که به قوم خود گفت: آیا (آن) کار زشت را انجام می‌دهید که پیش از شما هیچ کس از جهانیان انجام نداده است؟!» سوره اعراف، آیه ۸۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن| وَلَا يَسْتَخْفُونَ }} در [[آیه]]: {{متن قرآن|يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا}}<ref>«(کارهای خود را) از مردم پوشیده می‌دارند و از خداوند پوشیده نمی‌توانند داشت در حالی که او هنگامی که آنان شب را با گفتاری ناخوشایند وی می‌گذرانند با آنان است و خداوند به آنچه انجام می‌دهند نیک داناست» سوره نساء، آیه ۱۰۸.</ref> همگی به موضوع [[حیا]] ربط دارند.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


==گونه‌شناسی حیا در [[قرآن]]==
== گونه‌شناسی حیا در [[قرآن]] ==
بر پایه [[آیات قرآنی]]، [[حیا]] دو گونه است: [[پسندیده]]؛ [[ناپسند]]. نوع یکم، براثر [[ترک معاصی]] و دوری از [[کارهای زشت]] پدید می‌آید و در بیشتر آیات قرآنی که سخن از حیا یا [[بی‌حیایی]] است، همین نوع مراد است. نوع دوم، براثر ترک کارهای پسندیده یا [[کتمان]] [[حقایق]] رخ می‌نماید،<ref>الکاشف، ج ۱، ص۶۹. </ref> بنابراین حیا ذاتا از [[فضایل اخلاقی]] شمرده نمی‌شود، بلکه تنها زمانی [[فضیلت]] است که حیا از ارتکاب [[قبیح]] باشد. <ref>تسنیم، ج ۲، ص۵۰۶. </ref> این دسته‌بندی در گونه‌های متفاوتی از حیا و [[شرم]] که در [[آیات قرآن]] به مناسبت‌های مختلفی یاد شده‌اند، تطبیق‌پذیر است.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
بر پایه [[آیات قرآنی]]، [[حیا]] دو گونه است: [[پسندیده]]؛ [[ناپسند]]. نوع یکم، براثر [[ترک معاصی]] و دوری از [[کارهای زشت]] پدید می‌آید و در بیشتر آیات قرآنی که سخن از حیا یا [[بی‌حیایی]] است، همین نوع مراد است. نوع دوم، براثر ترک کارهای پسندیده یا [[کتمان]] [[حقایق]] رخ می‌نماید،<ref>الکاشف، ج ۱، ص۶۹. </ref> بنابراین حیا ذاتا از [[فضایل اخلاقی]] شمرده نمی‌شود، بلکه تنها زمانی [[فضیلت]] است که حیا از ارتکاب [[قبیح]] باشد. <ref>تسنیم، ج ۲، ص۵۰۶. </ref> این دسته‌بندی در گونه‌های متفاوتی از حیا و [[شرم]] که در [[آیات قرآن]] به مناسبت‌های مختلفی یاد شده‌اند، تطبیق‌پذیر است.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
=== حیای [[بانوان]]===
=== حیای [[بانوان]] ===
در [[بینش]] [[اسلامی]]، حیا از برجسته‌ترین [[کمالات]] [[زن]] به شمار می‌آید. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: حیا نیکوست؛ ولی برای [[زنان]] نیکوتر است. <ref>کنزالعمال، ج ۱۶، ۱۳۸؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص۱۸۹. </ref> [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[عفت]] و [[پاکدامنی]] را نتیجه حیا می‌داند. <ref>عیون الحکم، ص۲۰۹. </ref> [[آیه]] {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمی‌داشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا می‌خواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی» سوره قصص، آیه ۲۵.</ref> با بسندگی به یادکرد صفت حیا برای دختر [[شعیب]] هنگام آمدن نزد [[موسی]]{{ع}} در پی بیان نیکویی حیا برای بانوان است: <ref>فرهنگ قرآن، ج ۱۲، ص۲۲۳. </ref> {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمی‌داشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا می‌خواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی» سوره قصص، آیه ۲۵.</ref> <ref>المیزان، ج ۱۶، ص۲۶. </ref> استحیاء در اینجا بیانگر حالت آن دختر و چگونگی راه رفتنش <ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص۳۸۶؛ جوامع الجامع، ج ۳، ص۲۱۶. </ref> و نشانه [[مبالغه]] در [[حیا]] <ref>التحریر والتنویر، ج ۲۰، ص۴۲. </ref> بوده است و علت بی‌«الف و [[لام]]» (نکره) آمدن {{متن قرآن| اسْتِحْيَاءٍ }}، بیان [[تعظیم]] و [[تمجید]] این حال. مراد از [[راه رفتن]] با حیا آن است که [[عفت]] و [[نجابت]] از چگونه راه رفتنش پیدا بود. <ref>المیزان، ج ۱۶، ص۲۶. </ref> برخی در بیان چگونگی رعایت حیا از سوی دختر [[شعیب]] گفته‌اند که چهره‌اش را با آستینش پوشانده بود؛ یا خوش نداشت پیشاپیش مردی راه برود؛ یا با او سخن گوید. برخی نیز گفته‌اند که از [[بیراهه]] می‌رفت. <ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص۳۸۸. </ref> [[ارزش]] [[حیا]] برای [[زن]] به اندازه‌ای است که مراعات آن در قالب [[پوشش]]، حتی برای [[زنان]] سالخورده نیز امری [[پسندیده]] به شمار می‌رود: {{متن قرآن|وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بر زنان از کار افتاده‌ای که امید زناشویی ندارند گناهی نیست که پوشش خود را وانهند بی‌آنکه زیورنمایی کنند و پاکدامنی پیشه کردن (و پوشش داشتن) برای آنان بهتر است و خداوند شنوایی داناست» سوره نور، آیه ۶۰.</ref>.<ref>احکام القرآن، ابن عربی، ج ۳، ص۱۴۰۰ - ۱۴۰۱. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
در [[بینش]] [[اسلامی]]، حیا از برجسته‌ترین [[کمالات]] [[زن]] به شمار می‌آید. [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: حیا نیکوست؛ ولی برای [[زنان]] نیکوتر است. <ref>کنزالعمال، ج ۱۶، ۱۳۸؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص۱۸۹. </ref> [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} [[عفت]] و [[پاکدامنی]] را نتیجه حیا می‌داند. <ref>عیون الحکم، ص۲۰۹. </ref> [[آیه]] {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمی‌داشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا می‌خواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی» سوره قصص، آیه ۲۵.</ref> با بسندگی به یادکرد صفت حیا برای دختر [[شعیب]] هنگام آمدن نزد [[موسی]] {{ع}} در پی بیان نیکویی حیا برای بانوان است: <ref>فرهنگ قرآن، ج ۱۲، ص۲۲۳. </ref> {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمی‌داشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا می‌خواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی» سوره قصص، آیه ۲۵.</ref> <ref>المیزان، ج ۱۶، ص۲۶. </ref> استحیاء در اینجا بیانگر حالت آن دختر و چگونگی راه رفتنش <ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص۳۸۶؛ جوامع الجامع، ج ۳، ص۲۱۶. </ref> و نشانه [[مبالغه]] در [[حیا]] <ref>التحریر والتنویر، ج ۲۰، ص۴۲. </ref> بوده است و علت بی‌«الف و لام» (نکره) آمدن {{متن قرآن| اسْتِحْيَاءٍ }}، بیان [[تعظیم]] و [[تمجید]] این حال. مراد از [[راه رفتن]] با حیا آن است که [[عفت]] و [[نجابت]] از چگونه راه رفتنش پیدا بود. <ref>المیزان، ج ۱۶، ص۲۶. </ref> برخی در بیان چگونگی رعایت حیا از سوی دختر [[شعیب]] گفته‌اند که چهره‌اش را با آستینش پوشانده بود؛ یا خوش نداشت پیشاپیش مردی راه برود؛ یا با او سخن گوید. برخی نیز گفته‌اند که از [[بیراهه]] می‌رفت. <ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص۳۸۸. </ref> [[ارزش]] [[حیا]] برای [[زن]] به اندازه‌ای است که مراعات آن در قالب [[پوشش]]، حتی برای [[زنان]] سالخورده نیز امری [[پسندیده]] به شمار می‌رود: {{متن قرآن|وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بر زنان از کار افتاده‌ای که امید زناشویی ندارند گناهی نیست که پوشش خود را وانهند بی‌آنکه زیورنمایی کنند و پاکدامنی پیشه کردن (و پوشش داشتن) برای آنان بهتر است و خداوند شنوایی داناست» سوره نور، آیه ۶۰.</ref>.<ref>احکام القرآن، ابن عربی، ج ۳، ص۱۴۰۰ - ۱۴۰۱. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
=== حیا در برابر مهمان===
=== حیا در برابر مهمان ===
[[پیامبر]]{{صل}} در [[رفتار]] با [[مهمانان]]، با آنکه از درنگ دراز آنها پس از خوردن [[غذا]] [[اذیت]] می‌شدند، از ابراز [[ناراحتی]] و بیرون کردن ایشان حیا داشتند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می‌دهد و از شما شرم می‌دارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمی‌کند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پرده‌ای بخواهید، این برای دل‌های شما و دل‌های آنان پاکیزه‌تر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۲۷؛ کشف الاسرار، ج ۸، ص۸۲. </ref> از این [[حیای پیامبر]]{{صل}} به حیای [[کرم]] تعبیر شده است<ref>مدارج السالکین، ج ۲، ص۲۷۲. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
[[پیامبر]] {{صل}} در [[رفتار]] با [[مهمانان]]، با آنکه از درنگ دراز آنها پس از خوردن [[غذا]] [[اذیت]] می‌شدند، از ابراز [[ناراحتی]] و بیرون کردن ایشان حیا داشتند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می‌دهد و از شما شرم می‌دارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمی‌کند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پرده‌ای بخواهید، این برای دل‌های شما و دل‌های آنان پاکیزه‌تر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۲۷؛ کشف الاسرار، ج ۸، ص۸۲. </ref> از این [[حیای پیامبر]] {{صل}} به حیای [[کرم]] تعبیر شده است<ref>مدارج السالکین، ج ۲، ص۲۷۲. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
=== حیای [[خدا]]===
=== حیای [[خدا]] ===
استحیاء در {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ}}<ref>«خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند می‌دانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند می‌گویند: «خداوند از این مثل، چه می‌خواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب می‌کند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمی‌گرداند» سوره بقره، آیه ۲۶.</ref> به معنای حیاست و این [[انفعال]] [[نفسانی]]، از [[صفات انسانی]] به شمار می‌آید. [[حیا]] هنگام شکستگی و گرفتگی نفس و در جایی پدید می‌یابد که [[ترس]] از بروز عمل [[قبیح]] و شرم‌آوری از [[انسان]] در کار باشد؛<ref>تفسیر نسفی، ج ۱، ص۳۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۲، ص۱۳۲؛ مخزن‌العرفان، ج ۱، ص۱۹۴. </ref> چنین معنایی از [[حیا]] درباره [[خدا]] روا نیست. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲، ص۱۳۲. </ref> به این ترتیب در [[تأویل]] [[حیا]] در مورد خدا چند نظریه هست: مطالبی مانند خدا از ضرب المثل حیا نمی‌کند، یا از [[اجابت]] نکردن دعای [[مؤمن]] حیا دارد، همه از [[مقام]] فعل [[الهی]] انتزاع می‌شوند نه مقام ذات او. <ref>تسنیم، ج ۲، ص۵۰۶. </ref> بر این پایه، خدا در مقام فعل، حیا را رعایت می‌کند و از کار منافی با کمال حیا دارد؛ مثل تهی برگرداندن دست مؤمنی که به سوی او دراز شده است؛ اما از مثل زدن به چیزهای حقیر برای تبیین مطلب عالی حیا ندارد؛ زیرا با هیچ صفت کمال خدا منافی نیست. <ref>تسنیم، ج ۲، ص۵۲۲. </ref> بر این اساس برخی گفته‌اند صفتی مثل حیا، برای انسان دارای مبدأ و انتهاست. مبدأ، تغییری [[جسمانی]] است که بر اثر ترس از انتساب به کاری [[زشت]] پدیدار می‌شود و نتیجه آن [[وانهادن]] آن فعل از سوی انسان است؛ اما صفت حیا وقتی برای خدا به کار می‌رود، شامل مبدأ فعل و حالات برخاسته از آن نیست، بلکه تنها منتها و [[غایت]] آن مراد است که همان ترک فعل است. <ref> تفسیر صدر المتألهین، ج ۲، ص۲۰۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۲، ص۳۶۲. </ref> به هر روی، بیشتر [[مفسران]] معتقدند: خدا حیا نمی‌کند؛ یعنی [[امتناع]] نمی‌کند؛<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۲۰۱. </ref> یا نمی‌ترسد که چنین مثل‌هایی آورد. <ref>التبیان، ج ۱، ص۱۱۲. </ref> دیگر اینکه این [[کلام الهی]] بر اساس [[صنعت]] اطباق و در مقام مطابقت پاسخ، با سؤال [[کافران]] است که گفته‌اند آیا خدای [[محمد]] حیا نمی‌کند چنین مثال‌هایی می‌زند <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲، ص۱۳۲ - ۱۳۳. </ref> و خدا فرمود: هر آینه [[خدا]] [[حیا]] نمی‌کند<ref>تسنیم، ج ۲، ص۵۲۲. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
استحیاء در {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ}}<ref>«خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند می‌دانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند می‌گویند: «خداوند از این مثل، چه می‌خواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب می‌کند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمی‌گرداند» سوره بقره، آیه ۲۶.</ref> به معنای حیاست و این [[انفعال]] [[نفسانی]]، از [[صفات انسانی]] به شمار می‌آید. [[حیا]] هنگام شکستگی و گرفتگی نفس و در جایی پدید می‌یابد که [[ترس]] از بروز عمل [[قبیح]] و شرم‌آوری از [[انسان]] در کار باشد؛<ref>تفسیر نسفی، ج ۱، ص۳۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۲، ص۱۳۲؛ مخزن‌العرفان، ج ۱، ص۱۹۴. </ref> چنین معنایی از [[حیا]] درباره [[خدا]] روا نیست. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲، ص۱۳۲. </ref> به این ترتیب در [[تأویل]] [[حیا]] در مورد خدا چند نظریه هست: مطالبی مانند خدا از ضرب المثل حیا نمی‌کند، یا از [[اجابت]] نکردن دعای [[مؤمن]] حیا دارد، همه از [[مقام]] فعل [[الهی]] انتزاع می‌شوند نه مقام ذات او. <ref>تسنیم، ج ۲، ص۵۰۶. </ref> بر این پایه، خدا در مقام فعل، حیا را رعایت می‌کند و از کار منافی با کمال حیا دارد؛ مثل تهی برگرداندن دست مؤمنی که به سوی او دراز شده است؛ اما از مثل زدن به چیزهای حقیر برای تبیین مطلب عالی حیا ندارد؛ زیرا با هیچ صفت کمال خدا منافی نیست. <ref>تسنیم، ج ۲، ص۵۲۲. </ref> بر این اساس برخی گفته‌اند صفتی مثل حیا، برای انسان دارای مبدأ و انتهاست. مبدأ، تغییری [[جسمانی]] است که بر اثر ترس از انتساب به کاری [[زشت]] پدیدار می‌شود و نتیجه آن [[وانهادن]] آن فعل از سوی انسان است؛ اما صفت حیا وقتی برای خدا به کار می‌رود، شامل مبدأ فعل و حالات برخاسته از آن نیست، بلکه تنها منتها و [[غایت]] آن مراد است که همان ترک فعل است. <ref> تفسیر صدر المتألهین، ج ۲، ص۲۰۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۲، ص۳۶۲. </ref> به هر روی، بیشتر [[مفسران]] معتقدند: خدا حیا نمی‌کند؛ یعنی [[امتناع]] نمی‌کند؛<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۲۰۱. </ref> یا نمی‌ترسد که چنین مثل‌هایی آورد. <ref>التبیان، ج ۱، ص۱۱۲. </ref> دیگر اینکه این [[کلام الهی]] بر اساس [[صنعت]] اطباق و در مقام مطابقت پاسخ، با سؤال [[کافران]] است که گفته‌اند آیا خدای [[محمد]] حیا نمی‌کند چنین مثال‌هایی می‌زند <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲، ص۱۳۲ - ۱۳۳. </ref> و خدا فرمود: هر آینه [[خدا]] [[حیا]] نمی‌کند<ref>تسنیم، ج ۲، ص۵۲۲. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
===حیا از خدا===
=== حیا از خدا ===
[[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه می‌داشتی و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجام‌یافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> خطاب به [[پیامبر]]{{صل}} است و [[خشیت]]، در اینجا حیا از انجام دادن کار [[نیکو]] و پسندیده‌ای است که [[نکوهش]] [[مردم]] را در پی دارد،<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۵۶۵؛ کشف الاسرار، ج ۸، ص۴۹. </ref> از این رو خدا ممانعت از ارتکاب آن کار را به سبب [[شرم]] از مردم [[نکوهیده]] و حیا از خدا را سزاوارتر می‌شمرد. <ref> جوامع الجامع، ج ۳، ص۳۱۸. </ref> گونه دیگری از [[شرمساری]] و [[خجالت]] [[کافران]] از خدا در [[آیات قرآنی]] دیده می‌شود. ایشان [[روز قیامت]] از [[کارهای زشت]] خود، شرمسارند: {{متن قرآن|وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُءُوسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ}}<ref>«و کاش گناهکاران را آنگاه که نزد پروردگارشان سرافکنده‌اند می‌دیدی (که می‌گویند:) پروردگارا! دیدیم و شنیدیم اکنون بازمان گردان تا کاری شایسته کنیم که ما (اکنون) یقین داریم» سوره سجده، آیه ۱۲.</ref> در [[تفسیر]]، سرافکندی [[کافران]] به سبب [[شرم]] آنان در پیشگاه [[الهی]] گفته شده است؛<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص۳۵۶؛ الاصفی، ج ۲، ص۹۷۶. </ref> همچنین [[خواری]] و [[زبونی]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَتَرَاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ وَقَالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذَابٍ مُقِيمٍ}}<ref>«و می‌بینی که آنان را بر آن (دوزخ) عرضه می‌دارند در حالی که از خواری خاکسارند، از زیر چشم می‌نگرند، و مؤمنان می‌گویند: زیانکاران آنانند که در روز رستخیز به خود و کسان خویش زیان رسانده‌اند، آگاه باشید که ستمگران در عذابی دیرپایند» سوره شوری، آیه ۴۵.</ref> به [[شرمساری]] [[تفسیر]] و گفته شده است که کافران از شدت [[حیا]] از کرده خویش [[ذلیل]] و سرافکنده می‌شوند<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص۲۴۸. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
[[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه می‌داشتی و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجام‌یافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> خطاب به [[پیامبر]] {{صل}} است و [[خشیت]]، در اینجا حیا از انجام دادن کار [[نیکو]] و پسندیده‌ای است که [[نکوهش]] [[مردم]] را در پی دارد،<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۵۶۵؛ کشف الاسرار، ج ۸، ص۴۹. </ref> از این رو خدا ممانعت از ارتکاب آن کار را به سبب [[شرم]] از مردم [[نکوهیده]] و حیا از خدا را سزاوارتر می‌شمرد. <ref> جوامع الجامع، ج ۳، ص۳۱۸. </ref> گونه دیگری از [[شرمساری]] و [[خجالت]] [[کافران]] از خدا در [[آیات قرآنی]] دیده می‌شود. ایشان [[روز قیامت]] از [[کارهای زشت]] خود، شرمسارند: {{متن قرآن|وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُءُوسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ}}<ref>«و کاش گناهکاران را آنگاه که نزد پروردگارشان سرافکنده‌اند می‌دیدی (که می‌گویند:) پروردگارا! دیدیم و شنیدیم اکنون بازمان گردان تا کاری شایسته کنیم که ما (اکنون) یقین داریم» سوره سجده، آیه ۱۲.</ref> در [[تفسیر]]، سرافکندی [[کافران]] به سبب [[شرم]] آنان در پیشگاه [[الهی]] گفته شده است؛<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص۳۵۶؛ الاصفی، ج ۲، ص۹۷۶. </ref> همچنین [[خواری]] و [[زبونی]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَتَرَاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ وَقَالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذَابٍ مُقِيمٍ}}<ref>«و می‌بینی که آنان را بر آن (دوزخ) عرضه می‌دارند در حالی که از خواری خاکسارند، از زیر چشم می‌نگرند، و مؤمنان می‌گویند: زیانکاران آنانند که در روز رستخیز به خود و کسان خویش زیان رسانده‌اند، آگاه باشید که ستمگران در عذابی دیرپایند» سوره شوری، آیه ۴۵.</ref> به [[شرمساری]] [[تفسیر]] و گفته شده است که کافران از شدت [[حیا]] از کرده خویش [[ذلیل]] و سرافکنده می‌شوند<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص۲۴۸. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
===[[حیا]] از [[مردم]]===
=== [[حیا]] از [[مردم]] ===
{{متن قرآن|يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا}}<ref>«(کارهای خود را) از مردم پوشیده می‌دارند و از خداوند پوشیده نمی‌توانند داشت در حالی که او هنگامی که آنان شب را با گفتاری ناخوشایند وی می‌گذرانند با آنان است و خداوند به آنچه انجام می‌دهند نیک داناست» سوره نساء، آیه ۱۰۸.</ref> آیه درباره دزدی است که برای تبرئه خویش دیگری را متهم کرده است و خویشاوندانش نیز برای [[نجات]] او شبانه و پنهانی جلسه گذاشته و نقشه می‌کشیده‌اند. در [[حقیقت]]، اینها از مردم حیا می‌کردند و سعی داشتند که دیگران از عمل [[زشت]] آنها [[آگاه]] نشوند؛ ولی از [[خدا]] حیا نمی‌کردند که در همه حال ناظر بر [[اعمال]] آنهاست. <ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۶۴. </ref> [[استخفاء]] و پنهان کردن امری از خدای والا محال است، چون هیچ چیزی در [[آسمان]] و [[زمین]] نیست که بر خدا پنهان باشد، در نتیجه عدم استخفاء هم به [[اراده]] و [[اختیار]] [[آدمی]] تعلق نمی‌گیرد، بنابراین دیگر سرزنشی نیز به آن نخواهد بود. بر این اساس، [[استخفاء]] در این [[آیه]] به معنای واژگانی‌اش یعنی [[پنهانکاری]] نیست، بلکه کنایه از [[حیا]] و شرمنده شدن است <ref> المیزان، ج ۵، ص۷۴. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
{{متن قرآن|يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا}}<ref>«(کارهای خود را) از مردم پوشیده می‌دارند و از خداوند پوشیده نمی‌توانند داشت در حالی که او هنگامی که آنان شب را با گفتاری ناخوشایند وی می‌گذرانند با آنان است و خداوند به آنچه انجام می‌دهند نیک داناست» سوره نساء، آیه ۱۰۸.</ref> آیه درباره دزدی است که برای تبرئه خویش دیگری را متهم کرده است و خویشاوندانش نیز برای [[نجات]] او شبانه و پنهانی جلسه گذاشته و نقشه می‌کشیده‌اند. در [[حقیقت]]، اینها از مردم حیا می‌کردند و سعی داشتند که دیگران از عمل [[زشت]] آنها [[آگاه]] نشوند؛ ولی از [[خدا]] حیا نمی‌کردند که در همه حال ناظر بر [[اعمال]] آنهاست. <ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۶۴. </ref> [[استخفاء]] و پنهان کردن امری از خدای والا محال است، چون هیچ چیزی در [[آسمان]] و [[زمین]] نیست که بر خدا پنهان باشد، در نتیجه عدم استخفاء هم به [[اراده]] و [[اختیار]] [[آدمی]] تعلق نمی‌گیرد، بنابراین دیگر سرزنشی نیز به آن نخواهد بود. بر این اساس، [[استخفاء]] در این [[آیه]] به معنای واژگانی‌اش یعنی [[پنهانکاری]] نیست، بلکه کنایه از [[حیا]] و شرمنده شدن است <ref> المیزان، ج ۵، ص۷۴. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
===حیا در ابراز [[نیازمندی]]===
=== حیا در ابراز [[نیازمندی]] ===
[[عفت]]، خودداری از انجام دادن کار ناشایستی یا ابراز نیازمندی و از مصادیق حیا به شمار می‌رود،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۷، ص۸۶. </ref> از این رو [[قرآن]] از عفت [[اصحاب]] صفّه که خودداری از ابراز [[فقر]] بوده، به حیا تعبیر می‌کند: {{متن قرآن|لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«(این بخشش‌ها) برای نیازمندانی است که در راه خداوند به تنگنا در افتاده‌اند (و برای کسب و کار) سفر نمی‌توانند کرد، نادان آنان را- از بس که خویشتندارند- توانگر می‌پندارد، ایشان را به چهره باز می‌شناسی، آنها از مردم با پافشاری چیزی نمی‌خواهند؛ و آنچه از دارایی (خود) ببخشید بی‌گمان خداوند به آن داناست» سوره بقره، آیه ۲۷۳.</ref> <ref>جامع‌البیان، ج ۳، ص۶۵. </ref> آیه با اشاره به فقر شدید [[اصحاب صفه]]، ایشان را افرادی با حیا و [[عفیف]] می‌خواند و از نشانه‌های حیای ایشان درخواست نکردن چیزی از کسی و خودداری از [[تکدی]] را یاد می‌کند. <ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص۱۴۹. </ref> برخی [[مفسران]]، {{متن قرآن| التَّعَفُّفِ}} را به ترک [[طلب]] و منع نفس از روی حیا معنا کرده‌اند <ref>روح البیان، ج ۱، ص۴۳۵. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
[[عفت]]، خودداری از انجام دادن کار ناشایستی یا ابراز نیازمندی و از مصادیق حیا به شمار می‌رود،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۷، ص۸۶. </ref> از این رو [[قرآن]] از عفت [[اصحاب]] صفّه که خودداری از ابراز [[فقر]] بوده، به حیا تعبیر می‌کند: {{متن قرآن|لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«(این بخشش‌ها) برای نیازمندانی است که در راه خداوند به تنگنا در افتاده‌اند (و برای کسب و کار) سفر نمی‌توانند کرد، نادان آنان را- از بس که خویشتندارند- توانگر می‌پندارد، ایشان را به چهره باز می‌شناسی، آنها از مردم با پافشاری چیزی نمی‌خواهند؛ و آنچه از دارایی (خود) ببخشید بی‌گمان خداوند به آن داناست» سوره بقره، آیه ۲۷۳.</ref> <ref>جامع‌البیان، ج ۳، ص۶۵. </ref> آیه با اشاره به فقر شدید [[اصحاب صفه]]، ایشان را افرادی با حیا و [[عفیف]] می‌خواند و از نشانه‌های حیای ایشان درخواست نکردن چیزی از کسی و خودداری از [[تکدی]] را یاد می‌کند. <ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص۱۴۹. </ref> برخی [[مفسران]]، {{متن قرآن| التَّعَفُّفِ}} را به ترک [[طلب]] و منع نفس از روی حیا معنا کرده‌اند <ref>روح البیان، ج ۱، ص۴۳۵. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
===[[حیا]] در [[خانواده]]===
=== [[حیا]] در [[خانواده]] ===
آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! باید کسانی که بردگان شمایند و نابالغان شما سه بار از شما رخصت بخواهند: پیش از نماز بامداد و هنگامی که نیمروز لباس خود را در می‌آورید و پس از نماز عشاء که سه هنگام برهنگی و تنهایی شماست پس از آن بر شما و ایشان گناهی نیست (اگر از شما رخصت نگیرند) که گرد شما در گردشند و با یکدیگر به سر می‌برید؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن بیان می‌دارد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نور، آیه ۵۸.</ref> [[مؤمنان]] را به [[حفظ]] [[حیا]] و [[عفت]] در امور [[خانوادگی]] [[دستور]] می‌دهد و بر [[لزوم]] اجازه گرفتن [[فرزندان]] و خدمتکاران برای ورود به خوابگاه [[والدین]] یا مولای خود، به قصد حفظ حیا و عفت تأکید دارد.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! باید کسانی که بردگان شمایند و نابالغان شما سه بار از شما رخصت بخواهند: پیش از نماز بامداد و هنگامی که نیمروز لباس خود را در می‌آورید و پس از نماز عشاء که سه هنگام برهنگی و تنهایی شماست پس از آن بر شما و ایشان گناهی نیست (اگر از شما رخصت نگیرند) که گرد شما در گردشند و با یکدیگر به سر می‌برید؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن بیان می‌دارد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نور، آیه ۵۸.</ref> [[مؤمنان]] را به [[حفظ]] [[حیا]] و [[عفت]] در امور [[خانوادگی]] [[دستور]] می‌دهد و بر [[لزوم]] اجازه گرفتن [[فرزندان]] و خدمتکاران برای ورود به خوابگاه [[والدین]] یا مولای خود، به قصد حفظ حیا و عفت تأکید دارد.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
=== حیای چشم===
=== حیای چشم ===
بر پایه [[روایت]]، [[خدا]] حیا را در [[چشم‌ها]] نهاد <ref>بحارالانوار، ج ۷۳، ص۱۶۶؛ ج ۱۰۰، ص۲۷۷؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۷، ص۱۴۰. </ref> و حفظ چشم‌ها از [[حرام]] از نشانه‌های حیاست. آشکار نکردن مواضع [[زینت]] در حضور نامحرمان از سوی [[زنان]] [[مؤمن]] را نیز نشان حیا و [[پاک‌دامنی]] ایشان برمی‌شمارد و به زنان و مردان سفارش می‌کند که چشم‌های خویش را از افکندن بر چیزهای حرام حفظ کنند که این عمل از اسباب [[رستگاری]] است: {{متن قرآن|قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ}}<ref>«به مردان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند، این برای آنان پاک‌تر است، بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنند آگاه است» سوره نور، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}<ref>«و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۱۱۱. </ref>؛ همچنین در مقابل به [[زنان]] سفارش می‌فرماید که از حرکات تحریک‌آمیز، همچون پای ‌کوبیدن به [[زمین]] برای به صدا در آوردن [[خلخال]]<ref>التبیان، ج ۷، ص۴۳۰. </ref> و به [[نرمی]] [[سخن گفتن]] و [[آشکار کردن]] [[زینت]] به هنگام خروج از [[خانه]] به رسم [[جاهلیت]] پیش از [[اسلام]]، خودداری کنند {{متن قرآن|وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}<ref>«و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا}}<ref>«ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«و در خانه‌هایتان آرام گیرید و چون خویش‌آرایی دوره جاهلیت نخستین خویش‌آرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>.<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص۶۰. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
بر پایه [[روایت]]، [[خدا]] حیا را در [[چشم‌ها]] نهاد <ref>بحارالانوار، ج ۷۳، ص۱۶۶؛ ج ۱۰۰، ص۲۷۷؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۷، ص۱۴۰. </ref> و حفظ چشم‌ها از [[حرام]] از نشانه‌های حیاست. آشکار نکردن مواضع [[زینت]] در حضور نامحرمان از سوی [[زنان]] [[مؤمن]] را نیز نشان حیا و [[پاک‌دامنی]] ایشان برمی‌شمارد و به زنان و مردان سفارش می‌کند که چشم‌های خویش را از افکندن بر چیزهای حرام حفظ کنند که این عمل از اسباب [[رستگاری]] است: {{متن قرآن|قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ}}<ref>«به مردان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند، این برای آنان پاک‌تر است، بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنند آگاه است» سوره نور، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}<ref>«و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۱۱۱. </ref>؛ همچنین در مقابل به [[زنان]] سفارش می‌فرماید که از حرکات تحریک‌آمیز، همچون پای ‌کوبیدن به [[زمین]] برای به صدا در آوردن [[خلخال]]<ref>التبیان، ج ۷، ص۴۳۰. </ref> و به [[نرمی]] [[سخن گفتن]] و [[آشکار کردن]] [[زینت]] به هنگام خروج از [[خانه]] به رسم [[جاهلیت]] پیش از [[اسلام]]، خودداری کنند {{متن قرآن|وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}<ref>«و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا}}<ref>«ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«و در خانه‌هایتان آرام گیرید و چون خویش‌آرایی دوره جاهلیت نخستین خویش‌آرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>.<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص۶۰. </ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
==آثار و نتایج [[حیا]]==
== آثار و نتایج [[حیا]] ==
رعایت حیا در نگاهی کلی به بهبود [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] می‌انجامد. مهم‌ترین و کلی‌ترین اثر [[حفظ]] حیا، دوری و خودداری از [[گناهان]] است، تا جایی که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود که هرگاه [[شرم]] نکردی، هر کاری می‌خواهی بکن،<ref> مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۴۶۴. </ref> از این رو [[قرآن]] [[خیانت]] و [[گناه]] را نتیجه عدم حیا از [[خدا]] می‌شمرد: {{متن قرآن|وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا}}<ref>«و از آنان که به خویش خیانت می‌ورزند دفاع مکن که خداوند آن را که خیانتگر بزهکار است، دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۱۰۷.</ref>، {{متن قرآن|يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا}}<ref>«(کارهای خود را) از مردم پوشیده می‌دارند و از خداوند پوشیده نمی‌توانند داشت در حالی که او هنگامی که آنان شب را با گفتاری ناخوشایند وی می‌گذرانند با آنان است و خداوند به آنچه انجام می‌دهند نیک داناست» سوره نساء، آیه ۱۰۸.</ref> افزون بر [[استخفاء]] که به معنای استحیاء است،<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۶۴؛ التحریر والتنویر، ج ۴، ص۲۴۹. </ref> قسمت پایانی [[آیه]] نیز که از احاطه [[الهی]] بر [[اعمال انسان]] [[سخن]] می‌گوید، مؤید [[نظارت]] و [[آگاهی]] [[خدا]] بر [[رفتار انسان]] است و حیای از خدا سبب [[دوری از گناه]] می‌شود؛<ref>موسوعه اخلاق القرآن، ص۸۹. </ref> همچنین [[روایت]]، بالاترین درجه [[شرم]] و [[حیا]] را حیای [[انسان]] از خودش می‌خواند <ref>غرر الحکم، ص۲۳۶. </ref> تا هر گاه جز خدا ناظر او نیست، [[گناه]] نکند.
رعایت حیا در نگاهی کلی به بهبود [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] می‌انجامد. مهم‌ترین و کلی‌ترین اثر [[حفظ]] حیا، دوری و خودداری از [[گناهان]] است، تا جایی که [[پیامبر]] {{صل}} فرمود که هرگاه [[شرم]] نکردی، هر کاری می‌خواهی بکن،<ref> مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۴۶۴. </ref> از این رو [[قرآن]] [[خیانت]] و [[گناه]] را نتیجه عدم حیا از [[خدا]] می‌شمرد: {{متن قرآن|وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا}}<ref>«و از آنان که به خویش خیانت می‌ورزند دفاع مکن که خداوند آن را که خیانتگر بزهکار است، دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۱۰۷.</ref>، {{متن قرآن|يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا}}<ref>«(کارهای خود را) از مردم پوشیده می‌دارند و از خداوند پوشیده نمی‌توانند داشت در حالی که او هنگامی که آنان شب را با گفتاری ناخوشایند وی می‌گذرانند با آنان است و خداوند به آنچه انجام می‌دهند نیک داناست» سوره نساء، آیه ۱۰۸.</ref> افزون بر [[استخفاء]] که به معنای استحیاء است،<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۶۴؛ التحریر والتنویر، ج ۴، ص۲۴۹. </ref> قسمت پایانی [[آیه]] نیز که از احاطه [[الهی]] بر [[اعمال انسان]] [[سخن]] می‌گوید، مؤید [[نظارت]] و [[آگاهی]] [[خدا]] بر [[رفتار انسان]] است و حیای از خدا سبب [[دوری از گناه]] می‌شود؛<ref>موسوعه اخلاق القرآن، ص۸۹. </ref> همچنین [[روایت]]، بالاترین درجه [[شرم]] و [[حیا]] را حیای [[انسان]] از خودش می‌خواند <ref>غرر الحکم، ص۲۳۶. </ref> تا هر گاه جز خدا ناظر او نیست، [[گناه]] نکند.


همچنین طبق نظر [[مفسران]]، [[لباس تقوا]] که [[قرآن]] آن را [[بهترین]] [[جامه]] انسان می‌خواند، همان شرم و حیاست که [[تقوا]] نتیجه آن است. <ref>جامع‌البیان، ج ۸، ص۱۱۰؛ احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۳۹ - ۴۰. </ref> دوری از خصوص [[فساد]] و [[گناهان]] جنسی به [[سلامت]] و [[پاکی]] [[خانواده]] می‌انجامد، از این رو قرآن از [[ازدواج]] با [[زنان]] [[بدکار]] [[نهی]] می‌کند: {{متن قرآن|الزَّانِي لَا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«مرد زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسری نگیرد و زن زناکار را نیز جز مرد زناکار یا مشرک به همسری نگزیند و این بر مؤمنان حرام شده است» سوره نور، آیه ۳.</ref> بر اساس این آیه، [[ازدواج]] با زنان و مردان زناکار [[توبه]] ناکرده و بر گذشته خویش مانده، [[ممنوع]] است. <ref>جوامع الجامع، ج ۳، ص۹۴. </ref> آیه {{متن قرآن|الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«پلید زنان برای پلید مردان و پلید مردان برای پلید زنانند و پاک زنان، برای پاک مردان و پاک مردان برای پاک زنانند، آنان از آنچه (شایعه سازان) می‌گویند برکنارند، آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره نور، آیه ۲۶.</ref> هریک از دو گروه [[پاکان]] و ناپاکان را سزاوار همجنس خود می‌شمرد. به فرموده [[امام محمد باقر]]{{ع}} خبیثات و خبیثون، همان زانی و زانیه‌اند،<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۲۱۳. </ref> در نتیجه بهره‌مندی از [[همسران]] پاک‌دامن، تنها [[شایسته]] افراد پاک‌دامن است.
همچنین طبق نظر [[مفسران]]، [[لباس تقوا]] که [[قرآن]] آن را [[بهترین]] [[جامه]] انسان می‌خواند، همان شرم و حیاست که [[تقوا]] نتیجه آن است. <ref>جامع‌البیان، ج ۸، ص۱۱۰؛ احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۳۹ - ۴۰. </ref> دوری از خصوص [[فساد]] و [[گناهان]] جنسی به [[سلامت]] و [[پاکی]] [[خانواده]] می‌انجامد، از این رو قرآن از [[ازدواج]] با [[زنان]] [[بدکار]] [[نهی]] می‌کند: {{متن قرآن|الزَّانِي لَا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«مرد زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسری نگیرد و زن زناکار را نیز جز مرد زناکار یا مشرک به همسری نگزیند و این بر مؤمنان حرام شده است» سوره نور، آیه ۳.</ref> بر اساس این آیه، [[ازدواج]] با زنان و مردان زناکار [[توبه]] ناکرده و بر گذشته خویش مانده، [[ممنوع]] است. <ref>جوامع الجامع، ج ۳، ص۹۴. </ref> آیه {{متن قرآن|الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«پلید زنان برای پلید مردان و پلید مردان برای پلید زنانند و پاک زنان، برای پاک مردان و پاک مردان برای پاک زنانند، آنان از آنچه (شایعه سازان) می‌گویند برکنارند، آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره نور، آیه ۲۶.</ref> هریک از دو گروه [[پاکان]] و ناپاکان را سزاوار همجنس خود می‌شمرد. به فرموده [[امام محمد باقر]] {{ع}} خبیثات و خبیثون، همان زانی و زانیه‌اند،<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۲۱۳. </ref> در نتیجه بهره‌مندی از [[همسران]] پاک‌دامن، تنها [[شایسته]] افراد پاک‌دامن است.


[[آیه]] دیگری به دلالت التزامی بر [[لزوم]] [[ازدواج]] با [[زنان]] پاک‌دامن و باحیا دلالت دارد: {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref> و آیه {{متن قرآن|الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی داده‌اند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه می‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref> نیز شرط [[ازدواج]] با [[زنان]] [[ضعیف]] را [[پاک‌دامنی]] و باحیا بودن مردان بیان می‌کند.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
[[آیه]] دیگری به دلالت التزامی بر [[لزوم]] [[ازدواج]] با [[زنان]] پاک‌دامن و باحیا دلالت دارد: {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref> و آیه {{متن قرآن|الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی داده‌اند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه می‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref> نیز شرط [[ازدواج]] با [[زنان]] [[ضعیف]] را [[پاک‌دامنی]] و باحیا بودن مردان بیان می‌کند.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
==نمونه‌هایی از [[شرمساری]] در [[قرآن]]==
== نمونه‌هایی از [[شرمساری]] در [[قرآن]] ==
در [[داستان‌های قرآنی]]، نمونه‌های متفاوتی از شرمساری [[پسندیده]] و [[ناپسند]] گزارش شده‌اند. در بیشتر موارد، قرآن با کنایه از [[شرم]] [[شخصیت]] مورد گفت و گو سخن رانده و به مواردی مانند زدن به چهره یا آرزوی [[مرگ]] اشاره می‌کند که [[مفسران]] آنها را به معنای شرم و [[حیا]] شمرده‌اند.
در [[داستان‌های قرآنی]]، نمونه‌های متفاوتی از شرمساری [[پسندیده]] و [[ناپسند]] گزارش شده‌اند. در بیشتر موارد، قرآن با کنایه از [[شرم]] [[شخصیت]] مورد گفت و گو سخن رانده و به مواردی مانند زدن به چهره یا آرزوی [[مرگ]] اشاره می‌کند که [[مفسران]] آنها را به معنای شرم و [[حیا]] شمرده‌اند.
# [[آدم]]{{ع}} و [[حوا]]{{ع}}: وقتی آدم{{ع}} و همسرش از میوه درخت [[ممنوع]] خوردند، عورتشان که تا آن [[زمان]] پیدا نبود، آشکار شد و چون آن دو ذاتا برخوردار از حیا بودند، از پیدا شدن شرمگاه خویش شرمسار گشته و در پوشاندن آن می‌کوشیدند: {{متن قرآن|فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاه‌هایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگ‌های بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى}}<ref>«آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاه‌هاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.</ref>.<ref>روح‌المعانی، ج ۲، ص۴۵؛ تفسیر راهنما، ج ۵، ص۴۹۲. </ref>
# [[آدم]] {{ع}} و [[حوا]] {{ع}}: وقتی آدم {{ع}} و همسرش از میوه درخت [[ممنوع]] خوردند، عورتشان که تا آن [[زمان]] پیدا نبود، آشکار شد و چون آن دو ذاتا برخوردار از حیا بودند، از پیدا شدن شرمگاه خویش شرمسار گشته و در پوشاندن آن می‌کوشیدند: {{متن قرآن|فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاه‌هایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگ‌های بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى}}<ref>«آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاه‌هاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.</ref>.<ref>روح‌المعانی، ج ۲، ص۴۵؛ تفسیر راهنما، ج ۵، ص۴۹۲. </ref>
# [[ساره]]:وی با شنیدن خبر فرزنددار شدنش، شگفت زده به چهره خود می‌زند: {{متن قرآن|فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ}}<ref>«آنگاه در دل از آنان ترسی یافت، گفتند: نترس و او را به پسری دانا مژده دادند» سوره ذاریات، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref> برخی [[مفسران]] این کار ساره را از روی [[شرم]] و [[حیا]] می‌دانند. <ref>جوامع الجامع، ج ۴، ص۱۸۱. </ref>
# [[ساره]]:وی با شنیدن خبر فرزنددار شدنش، شگفت زده به چهره خود می‌زند: {{متن قرآن|فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ}}<ref>«آنگاه در دل از آنان ترسی یافت، گفتند: نترس و او را به پسری دانا مژده دادند» سوره ذاریات، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref> برخی [[مفسران]] این کار ساره را از روی [[شرم]] و [[حیا]] می‌دانند. <ref>جوامع الجامع، ج ۴، ص۱۸۱. </ref>
#دختر [[شعیب]].
# دختر [[شعیب]].
# [[یوسف]]{{ع}}:علت [[امتناع]] یوسف{{ع}} از [[آلوده]] شدن بر اثر [[گناه]]، دیدن [[برهان]] [[پروردگار]] و حیای از او دانسته شده است: {{متن قرآن|وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«و آن زن که یوسف در خانه‌اش بود از او، کام خواست و درها را بست و گفت: پیش آی که از آن توام! (یوسف) گفت: پناه بر خداوند! او پرورنده من است، جایگاه مرا نیکو داشته است، بی‌گمان ستمکاران رستگار نمی‌گردند» سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۳۴۴. </ref> در ادامه تا [[آیه]] ۲۸ به [[گواهی]] فردی از [[خانواده]] [[همسر]] [[عزیز مصر]] اشاره دارد که به [[حیا]] و [[پاک‌دامنی]] [[یوسف]]{{ع}} [[شهادت]] می‌دهد و در [[آیه]] ۳۲ و ۵۱ [[اقرار]] [[زلیخا]] به حیا و [[عفت]] یوسف{{ع}} را بیان می‌کند.
# [[یوسف]] {{ع}}:علت [[امتناع]] یوسف {{ع}} از [[آلوده]] شدن بر اثر [[گناه]]، دیدن [[برهان]] [[پروردگار]] و حیای از او دانسته شده است: {{متن قرآن|وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«و آن زن که یوسف در خانه‌اش بود از او، کام خواست و درها را بست و گفت: پیش آی که از آن توام! (یوسف) گفت: پناه بر خداوند! او پرورنده من است، جایگاه مرا نیکو داشته است، بی‌گمان ستمکاران رستگار نمی‌گردند» سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۳۴۴. </ref> در ادامه تا [[آیه]] ۲۸ به [[گواهی]] فردی از [[خانواده]] [[همسر]] [[عزیز مصر]] اشاره دارد که به [[حیا]] و [[پاک‌دامنی]] [[یوسف]] {{ع}} [[شهادت]] می‌دهد و در [[آیه]] ۳۲ و ۵۱ [[اقرار]] [[زلیخا]] به حیا و [[عفت]] یوسف {{ع}} را بیان می‌کند.
# [[مریم]] علیهاالسلام:وی از الگوهای پاک‌دامنی و [[حفظ]] حیاست: {{متن قرآن|وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ}}<ref>«و (نیز) مریم دختر عمران را که پاکدامن بود و ما از روح خویش در آن دمیدیم؛ و سخنان و کتاب‌های پروردگارش را باور داشت و از فرمانبرداران بود» سوره تحریم، آیه ۱۲.</ref> و بر اثر دارا بودن همین ویژگی است که پس از [[تولد]] [[عیسی]]{{ع}} بدون [[پدر]] می‌گوید: ای کاش پیش از این مرده بودم: {{متن قرآن|فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا}}<ref>«آنگاه درد زایمان او را به سوی تنه درخت خرمایی کشاند؛ گفت: کاش پیش از این مرده و از یاد رفته بودم» سوره مریم، آیه ۲۳.</ref> این گفتار مریم علیهاالسلام گویای شدت حیای او ست. <ref>جامع‌البیان، ج ۱۶، ص۵۰؛ البحرالمحیط، ج ۶، ص۱۷۳. </ref>
# [[مریم]] علیهاالسلام:وی از الگوهای پاک‌دامنی و [[حفظ]] حیاست: {{متن قرآن|وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ}}<ref>«و (نیز) مریم دختر عمران را که پاکدامن بود و ما از روح خویش در آن دمیدیم؛ و سخنان و کتاب‌های پروردگارش را باور داشت و از فرمانبرداران بود» سوره تحریم، آیه ۱۲.</ref> و بر اثر دارا بودن همین ویژگی است که پس از [[تولد]] [[عیسی]] {{ع}} بدون [[پدر]] می‌گوید: ای کاش پیش از این مرده بودم: {{متن قرآن|فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا}}<ref>«آنگاه درد زایمان او را به سوی تنه درخت خرمایی کشاند؛ گفت: کاش پیش از این مرده و از یاد رفته بودم» سوره مریم، آیه ۲۳.</ref> این گفتار مریم علیهاالسلام گویای شدت حیای او ست. <ref>جامع‌البیان، ج ۱۶، ص۵۰؛ البحرالمحیط، ج ۶، ص۱۷۳. </ref>
# [[محمد]]{{صل}} .
# [[محمد]] {{صل}}.
# [[اصحاب صفه]] .<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
# [[اصحاب صفه]].<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
==نمونه‌های [[بی‌حیایی]] در [[قرآن]]==
== نمونه‌های [[بی‌حیایی]] در [[قرآن]] ==
قرآن [[قوم لوط]] را افرادی بی‌حیا می‌خواند که در انجام دادن [[کارهای زشت]] [[شتاب]] می‌کردند: {{متن قرآن|وَجَاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِنْ قَبْلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ}}<ref>«و قوم او شتابان به سویش رو آوردند و (آنان) پیش از آن، کارهای زشت انجام می‌دادند؛ (لوط) گفت: ای قوم من! اینان دختران منند، آنان برای شما پاکیزه‌ترند، از خداوند پروا کنید و مرا در (کار) مهمانانم خوار نگردانید، آیا در میان شما مرد کاردانی نیست؟» سوره هود، آیه ۷۸.</ref> در مقابل، [[حضرت لوط]] به اندازه‌ای باحیا بود که از [[قوم]] خود خواست از [[خدا]] بترسند و مایه سرافکندگی و [[شرمساری]] او مقابل مهمانانش نشوند. <ref>تفسیر ثعلبی، ج ۳، ص۲۳۲ - ۲۳۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۳۹؛ الصافی، ج ۲، ص۴۶۲.</ref> [[قوم لوط]] نمونه‌ای از [[همجنس‌گرایی]] بود که تا آن [[زمان]] هیچ‌کس چنین نکرده بود. <ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص۴۹۹.</ref> [[قرآن]] این عمل آنها را [[نکوهیده]] و آنان را افرادی [[تبهکار]] و بی‌حیا می‌خواند: {{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و لوط را (به پیامبری فرستادیم) آنگاه که به قوم خود گفت: آیا (آن) کار زشت را انجام می‌دهید که پیش از شما هیچ کس از جهانیان انجام نداده است؟!» سوره اعراف، آیه ۸۰.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ}}<ref>«شما از سر شهوت به جای زنان به سراغ مردان می‌روید بلکه شما قومی گزافکارید» سوره اعراف، آیه ۸۱.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}}<ref>«و پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: اینان را از شهرتان بیرون کنید که آنان مردمی هستند که خود را پاک می‌نمایانند» سوره اعراف، آیه ۸۲.</ref>، {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ}}<ref>«و چون فرشتگان ما نزد لوط آمدند از (آمدن) آنان پریشان گشت و دستش از (یاری به) آنان کوتاه شد و گفت: امروز روز سختی است!» سوره هود، آیه ۷۷.</ref>، {{متن قرآن|وَجَاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِنْ قَبْلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ}}<ref>«و قوم او شتابان به سویش رو آوردند و (آنان) پیش از آن، کارهای زشت انجام می‌دادند؛ (لوط) گفت: ای قوم من! اینان دختران منند، آنان برای شما پاکیزه‌ترند، از خداوند پروا کنید و مرا در (کار) مهمانانم خوار نگردانید، آیا در میان شما مرد کاردانی نیست؟» سوره هود، آیه ۷۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ}}<ref>«گفتند: خوب می‌دانی که به دخترانت نیازی نداریم و بی‌گمان تو نیک می‌دانی که چه می‌خواهیم» سوره هود، آیه ۷۹.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ}}<ref>«باری، چون فرستادگان نزد خاندان لوط آمدند؛» سوره حجر، آیه ۶۱.</ref>، {{متن قرآن|وَجَاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ قَالَ إِنَّ هَؤُلاء ضَيْفِي فَلاَ تَفْضَحُونِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَلاَ تُخْزُونِ قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَمِينَ قَالَ هَؤُلاء بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ}}<ref>«و مردم شهر شادی‌کنان باز آمدند لوط) گفت: اینان مهمان منند مرا رسوا نکنید! و از خداوند پروا کنید و مرا خوار مسازید! گفتند: آیا ما تو را از (مهمان کردن) مردم باز نداشته بودیم؟ (لوط) گفت: اگر می‌خواهید کاری بکنید اینان دختران منند. (امّا) به جان تو سوگند که آنان در سرمستی خویش سرگشته بودند» سوره حجر، آیه ۶۷-۷۲.</ref>، {{متن قرآن|كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«قوم لوط، پیامبران را دروغگو شمردند» سوره شعراء، آیه ۱۶۰.</ref>، {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که برادرشان لوط به آنان گفت: آیا پرهیزگاری نمی‌ورزید؟» سوره شعراء، آیه ۱۶۱.</ref>، {{متن قرآن|أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ}}<ref>«آیا از میان جهانیان با مردان آمیزش می‌کنید؟» سوره شعراء، آیه ۱۶۵.</ref>، {{متن قرآن|وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ}}<ref>«و آنچه را از همسرانتان که خدا برایتان آفریده است وا می‌نهید؛ بلکه گروهی تجاوزکارید» سوره شعراء، آیه ۱۶۶.</ref> [[زلیخا]] نیز نمونه‌ای از [[بی‌حیایی]] در [[روابط]] میان [[زن]] و مرد است. <ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص۴۹۹.</ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
قرآن [[قوم لوط]] را افرادی بی‌حیا می‌خواند که در انجام دادن [[کارهای زشت]] [[شتاب]] می‌کردند: {{متن قرآن|وَجَاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِنْ قَبْلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ}}<ref>«و قوم او شتابان به سویش رو آوردند و (آنان) پیش از آن، کارهای زشت انجام می‌دادند؛ (لوط) گفت: ای قوم من! اینان دختران منند، آنان برای شما پاکیزه‌ترند، از خداوند پروا کنید و مرا در (کار) مهمانانم خوار نگردانید، آیا در میان شما مرد کاردانی نیست؟» سوره هود، آیه ۷۸.</ref> در مقابل، [[حضرت لوط]] به اندازه‌ای باحیا بود که از [[قوم]] خود خواست از [[خدا]] بترسند و مایه سرافکندگی و [[شرمساری]] او مقابل مهمانانش نشوند. <ref>تفسیر ثعلبی، ج ۳، ص۲۳۲ - ۲۳۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۳۹؛ الصافی، ج ۲، ص۴۶۲.</ref> [[قوم لوط]] نمونه‌ای از [[همجنس‌گرایی]] بود که تا آن [[زمان]] هیچ‌کس چنین نکرده بود. <ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص۴۹۹.</ref> [[قرآن]] این عمل آنها را [[نکوهیده]] و آنان را افرادی [[تبهکار]] و بی‌حیا می‌خواند: {{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و لوط را (به پیامبری فرستادیم) آنگاه که به قوم خود گفت: آیا (آن) کار زشت را انجام می‌دهید که پیش از شما هیچ کس از جهانیان انجام نداده است؟!» سوره اعراف، آیه ۸۰.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ}}<ref>«شما از سر شهوت به جای زنان به سراغ مردان می‌روید بلکه شما قومی گزافکارید» سوره اعراف، آیه ۸۱.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}}<ref>«و پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: اینان را از شهرتان بیرون کنید که آنان مردمی هستند که خود را پاک می‌نمایانند» سوره اعراف، آیه ۸۲.</ref>، {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ}}<ref>«و چون فرشتگان ما نزد لوط آمدند از (آمدن) آنان پریشان گشت و دستش از (یاری به) آنان کوتاه شد و گفت: امروز روز سختی است!» سوره هود، آیه ۷۷.</ref>، {{متن قرآن|وَجَاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِنْ قَبْلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ}}<ref>«و قوم او شتابان به سویش رو آوردند و (آنان) پیش از آن، کارهای زشت انجام می‌دادند؛ (لوط) گفت: ای قوم من! اینان دختران منند، آنان برای شما پاکیزه‌ترند، از خداوند پروا کنید و مرا در (کار) مهمانانم خوار نگردانید، آیا در میان شما مرد کاردانی نیست؟» سوره هود، آیه ۷۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ}}<ref>«گفتند: خوب می‌دانی که به دخترانت نیازی نداریم و بی‌گمان تو نیک می‌دانی که چه می‌خواهیم» سوره هود، آیه ۷۹.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ}}<ref>«باری، چون فرستادگان نزد خاندان لوط آمدند؛» سوره حجر، آیه ۶۱.</ref>، {{متن قرآن|وَجَاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ قَالَ إِنَّ هَؤُلاء ضَيْفِي فَلاَ تَفْضَحُونِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَلاَ تُخْزُونِ قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَمِينَ قَالَ هَؤُلاء بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ}}<ref>«و مردم شهر شادی‌کنان باز آمدند لوط) گفت: اینان مهمان منند مرا رسوا نکنید! و از خداوند پروا کنید و مرا خوار مسازید! گفتند: آیا ما تو را از (مهمان کردن) مردم باز نداشته بودیم؟ (لوط) گفت: اگر می‌خواهید کاری بکنید اینان دختران منند. (امّا) به جان تو سوگند که آنان در سرمستی خویش سرگشته بودند» سوره حجر، آیه ۶۷-۷۲.</ref>، {{متن قرآن|كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«قوم لوط، پیامبران را دروغگو شمردند» سوره شعراء، آیه ۱۶۰.</ref>، {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که برادرشان لوط به آنان گفت: آیا پرهیزگاری نمی‌ورزید؟» سوره شعراء، آیه ۱۶۱.</ref>، {{متن قرآن|أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ}}<ref>«آیا از میان جهانیان با مردان آمیزش می‌کنید؟» سوره شعراء، آیه ۱۶۵.</ref>، {{متن قرآن|وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ}}<ref>«و آنچه را از همسرانتان که خدا برایتان آفریده است وا می‌نهید؛ بلکه گروهی تجاوزکارید» سوره شعراء، آیه ۱۶۶.</ref> [[زلیخا]] نیز نمونه‌ای از [[بی‌حیایی]] در [[روابط]] میان [[زن]] و مرد است. <ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص۴۹۹.</ref>.<ref>[[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


==حیا در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم==
== حیا در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ==
{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>
{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>


'''نکات:'''
'''نکات:'''
این [[آیه]] مربوط به تشریفات حضور است و [[خداوند]] به [[مسلمانان]] می‌فرماید که در صورت مهمان شدن بر [[پیامبر]] پس از خوردن [[غذا]] محضر [[پیامبر]] را ترک کنید؛ چون ماندن زیاد شما باعث اذیت [[پیامبر]] می‌شود و چون [[رسول خدا]] شخصیتی باشرم و [[حیا]] است حیای او مانع می‌شود مهمانان را از [[خانه]] خویش اخراج کند: {{متن قرآن|إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۴۶۸.</ref>.
این [[آیه]] مربوط به تشریفات حضور است و [[خداوند]] به [[مسلمانان]] می‌فرماید که در صورت مهمان شدن بر [[پیامبر]] پس از خوردن [[غذا]] محضر [[پیامبر]] را ترک کنید؛ چون ماندن زیاد شما باعث اذیت [[پیامبر]] می‌شود و چون [[رسول خدا]] شخصیتی باشرم و [[حیا]] است حیای او مانع می‌شود مهمانان را از [[خانه]] خویش اخراج کند: {{متن قرآن|إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۴۶۸.</ref>.


==منابع==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:000062.jpg|22px]] [[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱''']]
# [[پرونده:000062.jpg|22px]] [[فاطمه ابطحی|ابطحی، فاطمه]]، [[حیا (مقاله)|مقاله «حیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱''']]
{{پایان منابع}}


{{پایان منابع}}
== پانویس ==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:حیا در قرآن]]
[[رده:حیا]]
[[رده:مدخل]]
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش