پرش به محتوا

امام مهدی در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'غایب' به 'غایب'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-]] | + - [[))
جز (جایگزینی متن - 'غایب' به 'غایب')
خط ۱۶: خط ۱۶:
#[[جابر بن عبدالله انصاری]] از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "[[مهدی]] از [[فرزندان]] من است، اسم او اسم من و کنیه‌اش [[کنیه]] من، شبیه‌ترین [[مردم]]، هم از نظر [[آفرینش]] و هم از نظر [[اخلاق]] به من است، برای او غیبتی خواهد بود که در آن [[دوره غیبت]] امّت‌هایی [[گمراه]] خواهند شد، آن‌گاه همانند [[شهاب ثاقب]] روی می‌آورد ([[ظهور]] می‌کند) و [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر می‌کند چنان‌که از [[جور]] و [[ظلم]] پر شده است"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۲۷۱.</ref>.
#[[جابر بن عبدالله انصاری]] از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "[[مهدی]] از [[فرزندان]] من است، اسم او اسم من و کنیه‌اش [[کنیه]] من، شبیه‌ترین [[مردم]]، هم از نظر [[آفرینش]] و هم از نظر [[اخلاق]] به من است، برای او غیبتی خواهد بود که در آن [[دوره غیبت]] امّت‌هایی [[گمراه]] خواهند شد، آن‌گاه همانند [[شهاب ثاقب]] روی می‌آورد ([[ظهور]] می‌کند) و [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر می‌کند چنان‌که از [[جور]] و [[ظلم]] پر شده است"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۲۷۱.</ref>.
#[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "[[انتظار فرج]] [[برترین]] [[عبادت]] است"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۲۷۲.</ref>.
#[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "[[انتظار فرج]] [[برترین]] [[عبادت]] است"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۲۷۲.</ref>.
#[[عبدالعظیم حسنی]]  از [[امام جواد]]{{ع}} از پدرانش از [[امیر المؤمنین]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "برای [[قائم]] از ما غیبتی است که مدّت آن [[غیبت طولانی]] است. گویی [[شیعیان]] را می‌بینم که در [[دوران غیبت]] همانند گوسفندان که به دنبال چراگاه می‌گردند دنبال او می‌گردند و او را نمی‌یابند. هرکس از [[شیعیان]] که بر دینش ثابت بماند و قلبش به خاطر طول مدّت [[غیبت]] امامش قسی نشود، پس او با من در [[روز قیامت]] در [[درجه]] من خواهد بود"، آن گاه [[حضرت]] فرمود: "به [[درستی]] که [[قائم]] از هنگامی که [[قیام]] کند برای هیچ‌کس بر گردنش بیعتی نیست؛ به همین [[دلیل]] تولّدش مخفی است و شخص او [[غایب]] است"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۲۸۷.</ref>.
#[[عبدالعظیم حسنی]]  از [[امام جواد]]{{ع}} از پدرانش از [[امیر المؤمنین]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "برای [[قائم]] از ما غیبتی است که مدّت آن [[غیبت طولانی]] است. گویی [[شیعیان]] را می‌بینم که در [[دوران غیبت]] همانند گوسفندان که به دنبال چراگاه می‌گردند دنبال او می‌گردند و او را نمی‌یابند. هرکس از [[شیعیان]] که بر دینش ثابت بماند و قلبش به خاطر طول مدّت [[غیبت]] امامش قسی نشود، پس او با من در [[روز قیامت]] در [[درجه]] من خواهد بود"، آن گاه [[حضرت]] فرمود: "به [[درستی]] که [[قائم]] از هنگامی که [[قیام]] کند برای هیچ‌کس بر گردنش بیعتی نیست؛ به همین [[دلیل]] تولّدش مخفی است و شخص او غایب است"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۲۸۷.</ref>.
#از [[امام حسین]]{{ع}} [[نقل]] شده است که فرمود: "اگر از [[دنیا]] نماند مگر یک روز [[خداوند]] آن روز را طولانی خواهد کرد تا مردی از [[فرزندان]] من خروج کند و [[زمین]] را پر از [[عدل و قسط]] کند چنان‌که پر از [[جور]] و [[ظلم]] شده است. این چنین شنیدم که [[رسول خدا]]{{صل}} می‌فرمود"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۲۹۸.</ref>.
#از [[امام حسین]]{{ع}} [[نقل]] شده است که فرمود: "اگر از [[دنیا]] نماند مگر یک روز [[خداوند]] آن روز را طولانی خواهد کرد تا مردی از [[فرزندان]] من خروج کند و [[زمین]] را پر از [[عدل و قسط]] کند چنان‌که پر از [[جور]] و [[ظلم]] شده است. این چنین شنیدم که [[رسول خدا]]{{صل}} می‌فرمود"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۲۹۸.</ref>.
#[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "هر کس بمیرد در حالی که [[منتظر]] این امر ([[ظهور مهدی]]{{ع}}) باشد، مانند کسی است که با [[قائم]] در خیمه‌اش باشد، نه بلکه مانند کسی است که در [[خدمت]] [[رسول خدا]]{{صل}}[در [[دفاع]] از [[اسلام]]] [[شمشیر]] زده باشد"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۳۱۷.</ref>.
#[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "هر کس بمیرد در حالی که [[منتظر]] این امر ([[ظهور مهدی]]{{ع}}) باشد، مانند کسی است که با [[قائم]] در خیمه‌اش باشد، نه بلکه مانند کسی است که در [[خدمت]] [[رسول خدا]]{{صل}}[در [[دفاع]] از [[اسلام]]] [[شمشیر]] زده باشد"<ref>کمال الدین، ج۱، ص۳۱۷.</ref>.
خط ۶۱: خط ۶۱:
==سه [[روایت]] از [[امام صادق]] {{ع}}==
==سه [[روایت]] از [[امام صادق]] {{ع}}==
#[[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین]] و علل الشرایع از سدیر [[نقل]] می‌کند که گفت: از حضرت [[امام صادق]] {{ع}} شنیدم که می‌فرمود: در زندگانی [[قائم]] ما سنتی از [[یوسف]] {{ع}} است، من عرض کردم، مثل اینکه شما از [[حیرت]] یا غیبتی خبر می‌دهید؟ فرمود: از این [[امت]] جز خوک‌صفتان، کسی امثال این کارها را دور نمی‌داند. برادران [[یوسف]] با اینکه اولاد [[انبیاء]] بودند، برادرشان [[یوسف]] را در معرض خرید و فروش در آوردند و (بعد از آنکه [[یوسف]] عزیز [[مصر]] شد، برادران وی برای تأمین روزی به [[مصر]] آمدند) با وی [[گفتگو]] کردند و او را نشناختند تا آنکه [[یوسف]] {{ع}} گفت: من همان یوسفم. با این [[وصف]]، چگونه این [[امت]] ملعونه منکر می‌شوند که [[خدای عزوجل]] در وقتی از اوقات [[حجت]] خود را پنهان بدارد؟ [[پادشاه]] [[مصر]] [[یوسف]] را [[دوست]] می‌داشت و فاصله بین او و پدرش [[یعقوب]] هیجده روز راه بود اگر [[اراده خداوند]] تعلق می‌گرفت قادر بود که جای [[یوسف]] را به وی نشان دهد. چون مژده [[یوسف]] به [[یعقوب]] {{ع}} رسید، از راه بیابان به اتفاق پسرانش مسافت میان کنعان و [[مصر]] را نُه روز طی کرد. بنابراین، چگونه [[امت]] باور نمی‌کند که [[حجت خدا]] مانند [[یوسف]] در بازارها و اماکن آنها آمد و رفت‌ کند و در عین حال، او را نشناسند، تا زمانی که [[خداوند]] [[فرمان]] دهد که خود را بشناساند، چنانکه به [[یوسف]] و برادرش [[فرمان]] داد. در وقتی که به برادرانش گفت: آیا می‌دانید موقعی که [[جاهل]] بودید با [[یوسف]] و برادرش چه کردید؟ گفتند: آیا تو یوسفی؟ گفت: آری، من یوسفم این (بن یامین) هم برادرم می‌باشد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۴۲.</ref>.
#[[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین]] و علل الشرایع از سدیر [[نقل]] می‌کند که گفت: از حضرت [[امام صادق]] {{ع}} شنیدم که می‌فرمود: در زندگانی [[قائم]] ما سنتی از [[یوسف]] {{ع}} است، من عرض کردم، مثل اینکه شما از [[حیرت]] یا غیبتی خبر می‌دهید؟ فرمود: از این [[امت]] جز خوک‌صفتان، کسی امثال این کارها را دور نمی‌داند. برادران [[یوسف]] با اینکه اولاد [[انبیاء]] بودند، برادرشان [[یوسف]] را در معرض خرید و فروش در آوردند و (بعد از آنکه [[یوسف]] عزیز [[مصر]] شد، برادران وی برای تأمین روزی به [[مصر]] آمدند) با وی [[گفتگو]] کردند و او را نشناختند تا آنکه [[یوسف]] {{ع}} گفت: من همان یوسفم. با این [[وصف]]، چگونه این [[امت]] ملعونه منکر می‌شوند که [[خدای عزوجل]] در وقتی از اوقات [[حجت]] خود را پنهان بدارد؟ [[پادشاه]] [[مصر]] [[یوسف]] را [[دوست]] می‌داشت و فاصله بین او و پدرش [[یعقوب]] هیجده روز راه بود اگر [[اراده خداوند]] تعلق می‌گرفت قادر بود که جای [[یوسف]] را به وی نشان دهد. چون مژده [[یوسف]] به [[یعقوب]] {{ع}} رسید، از راه بیابان به اتفاق پسرانش مسافت میان کنعان و [[مصر]] را نُه روز طی کرد. بنابراین، چگونه [[امت]] باور نمی‌کند که [[حجت خدا]] مانند [[یوسف]] در بازارها و اماکن آنها آمد و رفت‌ کند و در عین حال، او را نشناسند، تا زمانی که [[خداوند]] [[فرمان]] دهد که خود را بشناساند، چنانکه به [[یوسف]] و برادرش [[فرمان]] داد. در وقتی که به برادرانش گفت: آیا می‌دانید موقعی که [[جاهل]] بودید با [[یوسف]] و برادرش چه کردید؟ گفتند: آیا تو یوسفی؟ گفت: آری، من یوسفم این (بن یامین) هم برادرم می‌باشد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۴۲.</ref>.
#[[شیخ صدوق]] در کمال‌ الدین از صفوان بن مهران از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کرده که فرمود: هر کس تمام [[ائمه طاهرین]] را [[تصدیق]] کند، ولی منکر وجود [[مهدی]] [[موعود]] باشد، مثل آن است که [[اعتقاد]] به تمام [[انبیاء]] داشته باشد، ولی منکر [[نبوت]] [[پیغمبر اسلام]] شود، عرض شد یا بن [[رسول الله]] [[مهدی]] کیست؟ آیا او از [[فرزندان]] شماست؟ فرمود: پنجمین نفر از اولاد [[هفتمین امام]] است. او از نظر شما [[غایب]] شود و بردن نامش جایز نیست<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۴۳.</ref>.
#[[شیخ صدوق]] در کمال‌ الدین از صفوان بن مهران از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کرده که فرمود: هر کس تمام [[ائمه طاهرین]] را [[تصدیق]] کند، ولی منکر وجود [[مهدی]] [[موعود]] باشد، مثل آن است که [[اعتقاد]] به تمام [[انبیاء]] داشته باشد، ولی منکر [[نبوت]] [[پیغمبر اسلام]] شود، عرض شد یا بن [[رسول الله]] [[مهدی]] کیست؟ آیا او از [[فرزندان]] شماست؟ فرمود: پنجمین نفر از اولاد [[هفتمین امام]] است. او از نظر شما غایب شود و بردن نامش جایز نیست<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۴۳.</ref>.
#[[محمد حمیری]] می‌گوید که به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کردم: یا بن [[رسول الله]] [[روایات]] بسیاری از پدران شما درباره [[غیبت]] و صحت آن برای ما [[روایت]] شده است، شما به من اطلاع دهید که مصداق این [[اخبار]] کیست؟ فرمود: او ششمین [[فرزند من]] است که [[دوازدهمین امام]] از [[ائمه هدی]] از [[پیغمبر]] {{صل}} می‌باشد که اول آنها [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و آخر آنها [[قائم]] به [[حق]] [[بقیة الله]] [[صاحب الزمان]] و خلیفة الرحمن است. به [[خدا]] قسم اگر به اندازه مدت توقف [[نوح]] در میان قومش (۹۵۰ سال) در پرده [[غیبت]] بماند از [[دنیا]] نمی‌رود، مگر اینکه ظاهر شود و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] کند، چنانکه پر از [[ظلم]] و [[جور]] شده باشد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۴۵.</ref>.
#[[محمد حمیری]] می‌گوید که به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کردم: یا بن [[رسول الله]] [[روایات]] بسیاری از پدران شما درباره [[غیبت]] و صحت آن برای ما [[روایت]] شده است، شما به من اطلاع دهید که مصداق این [[اخبار]] کیست؟ فرمود: او ششمین [[فرزند من]] است که [[دوازدهمین امام]] از [[ائمه هدی]] از [[پیغمبر]] {{صل}} می‌باشد که اول آنها [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و آخر آنها [[قائم]] به [[حق]] [[بقیة الله]] [[صاحب الزمان]] و خلیفة الرحمن است. به [[خدا]] قسم اگر به اندازه مدت توقف [[نوح]] در میان قومش (۹۵۰ سال) در پرده [[غیبت]] بماند از [[دنیا]] نمی‌رود، مگر اینکه ظاهر شود و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] کند، چنانکه پر از [[ظلم]] و [[جور]] شده باشد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۴۵.</ref>.
==چهار [[روایت]] از [[امام کاظم]] {{ع}}==
==چهار [[روایت]] از [[امام کاظم]] {{ع}}==
#در کتاب علل الشرایع از [[علی]] بن [[جعفر]] و او از برادرش [[امام کاظم]] {{ع}} [[روایت]] کرده که فرمود: هنگامی که [[پنجمین امام]] از اولاد [[هفتمین امام]] پنهان شود، برای حفظ [[دیانت]] خود به [[خدا]] پناه برید، مبادا کسی [[دین]] را از کف شما برباید، ای [[فرزند]]! [[صاحب الامر]] ناگزیر از غیبتی است که بعضی از معتقدان به وی از [[اعتقاد]] خود برمی‌گردند. [[غیبت]] او امتحانی است که [[خداوند]] [[بندگان]] خود را بدان وسیله [[امتحان]] می‌کند و اگر پدران و نیاکان شما دینی صحیح‌تر از این سراغ‌ می‌داشتند از آن [[پیروی]] می‌کردند.  [[علی]] بن [[جعفر]] می‌گوید: عرض کردم: آقا، [[پنجمین امام]] از اولاد [[هفتمین امام]] کیست؟ فرمود: فرزندم. [[عقول]] شما از [[درک]] [[حقیقت]] این مطلب، کوچک و سینه‌هایتان از [[تحمل]] آن تنگ است، ولی اگر زنده باشید، او را خواهید دید<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۰.</ref>. مقصود از [[فرزند]] [[علی]] بن [[جعفر]] است که برادر کوچک [[امام کاظم]] است و حضرت از روی شفقت به وی می‌گوید: "یا بنی" ای [[فرزند]].
#در کتاب علل الشرایع از [[علی]] بن [[جعفر]] و او از برادرش [[امام کاظم]] {{ع}} [[روایت]] کرده که فرمود: هنگامی که [[پنجمین امام]] از اولاد [[هفتمین امام]] پنهان شود، برای حفظ [[دیانت]] خود به [[خدا]] پناه برید، مبادا کسی [[دین]] را از کف شما برباید، ای [[فرزند]]! [[صاحب الامر]] ناگزیر از غیبتی است که بعضی از معتقدان به وی از [[اعتقاد]] خود برمی‌گردند. [[غیبت]] او امتحانی است که [[خداوند]] [[بندگان]] خود را بدان وسیله [[امتحان]] می‌کند و اگر پدران و نیاکان شما دینی صحیح‌تر از این سراغ‌ می‌داشتند از آن [[پیروی]] می‌کردند.  [[علی]] بن [[جعفر]] می‌گوید: عرض کردم: آقا، [[پنجمین امام]] از اولاد [[هفتمین امام]] کیست؟ فرمود: فرزندم. [[عقول]] شما از [[درک]] [[حقیقت]] این مطلب، کوچک و سینه‌هایتان از [[تحمل]] آن تنگ است، ولی اگر زنده باشید، او را خواهید دید<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۰.</ref>. مقصود از [[فرزند]] [[علی]] بن [[جعفر]] است که برادر کوچک [[امام کاظم]] است و حضرت از روی شفقت به وی می‌گوید: "یا بنی" ای [[فرزند]].
#[[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین]] از [[محمد]] بن زیاد [[ازدی]] [[روایت]] می‌کند که گفت: از حضرت [[موسی بن جعفر]] {{ع}} [[تفسیر]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً}} را پرسیدم فرمود: [[نعمت]] ظاهر [[امام]] ظاهر و [[نعمت]] [[باطن]] [[امام غایب]] است، عرض کردم: در میان شما [[ائمه]] کسی است که [[غایب]] شود؟ فرمود: آری. او کسی است که شخصاً از دیده‌گان [[غایب]] می‌شود، ولی یادش از دل‌ها نمی‌رود، او دوازدهمین ما [[ائمه]] است. [[خداوند]] هر مشکلی را برای او آسان می‌کند و هر گردن‌کشی را به وسیله او سرکوب می‌نماید، گنج‌ها و معادن [[زمین]] را برایش ظاهر می‌گرداند و هر چیز دوری را برای او نزدیک می‌کند، [[ستمگران]] بی‌دین را نابود می‌سازد و شیاطین متمرد را به [[هلاکت]] می‌رساند، او [[فرزند]] سرور کنیزان است، ولادتش بر [[مردم]] پوشیده می‌ماند و برای شما جایز نیست که او را به نام یاد کنید تا زمانی که [[خداوند]] او را ظاهر می‌گرداند و به وسیله او [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] کند، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۱.</ref>.
#[[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین]] از [[محمد]] بن زیاد [[ازدی]] [[روایت]] می‌کند که گفت: از حضرت [[موسی بن جعفر]] {{ع}} [[تفسیر]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً}} را پرسیدم فرمود: [[نعمت]] ظاهر [[امام]] ظاهر و [[نعمت]] [[باطن]] [[امام غایب]] است، عرض کردم: در میان شما [[ائمه]] کسی است که غایب شود؟ فرمود: آری. او کسی است که شخصاً از دیده‌گان غایب می‌شود، ولی یادش از دل‌ها نمی‌رود، او دوازدهمین ما [[ائمه]] است. [[خداوند]] هر مشکلی را برای او آسان می‌کند و هر گردن‌کشی را به وسیله او سرکوب می‌نماید، گنج‌ها و معادن [[زمین]] را برایش ظاهر می‌گرداند و هر چیز دوری را برای او نزدیک می‌کند، [[ستمگران]] بی‌دین را نابود می‌سازد و شیاطین متمرد را به [[هلاکت]] می‌رساند، او [[فرزند]] سرور کنیزان است، ولادتش بر [[مردم]] پوشیده می‌ماند و برای شما جایز نیست که او را به نام یاد کنید تا زمانی که [[خداوند]] او را ظاهر می‌گرداند و به وسیله او [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] کند، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۱.</ref>.
#یونس بن عبدالرحمن می‌گوید: خدمت [[امام کاظم]] رسیدم و عرض کردم: آقا آن کسی که [[قیام]] به [[حق]] می‌کند شما هستید؟ فرمود: من برای ترویج [[حق]] [[قیام]] کرده‌ام، ولی آن قائمی که [[زمین]] را از وجود [[دشمنان]] [[پاک]] می‌گرداند و پر از [[عدل و داد]] می‌کند، [[فرزند]] پنجم من است، او به [[دلیل]] حفظ جانش غیبتی می‌کند که مدت آن طولانی است، به طوری که [[مردم]] بسیاری [[مرتد]] می‌شوند و عده دیگر ثابت می‌مانند. آنگاه فرمود: خوش به حال آن دسته از [[شیعیان]] ما که در [[غیبت]] [[قائم]] ما چنگ به [[دوستی]] ما زده و بر [[محبت]] ما ثابت می‌مانند و از [[دشمنان]] ما بیزاری می‌جویند. آنها از ما و ما از آنها هستیم، آنها به ما [[امامان]] [[دل]] بسته‌اند و ما نیز آنها را [[شیعیان]] خود می‌دانیم و از آنها [[خشنود]] می‌باشیم. خوشا به حال آنها، به [[خدا]] قسم آنها در [[روز قیامت]] در درجه ما خواهند بود<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۱. </ref>.
#یونس بن عبدالرحمن می‌گوید: خدمت [[امام کاظم]] رسیدم و عرض کردم: آقا آن کسی که [[قیام]] به [[حق]] می‌کند شما هستید؟ فرمود: من برای ترویج [[حق]] [[قیام]] کرده‌ام، ولی آن قائمی که [[زمین]] را از وجود [[دشمنان]] [[پاک]] می‌گرداند و پر از [[عدل و داد]] می‌کند، [[فرزند]] پنجم من است، او به [[دلیل]] حفظ جانش غیبتی می‌کند که مدت آن طولانی است، به طوری که [[مردم]] بسیاری [[مرتد]] می‌شوند و عده دیگر ثابت می‌مانند. آنگاه فرمود: خوش به حال آن دسته از [[شیعیان]] ما که در [[غیبت]] [[قائم]] ما چنگ به [[دوستی]] ما زده و بر [[محبت]] ما ثابت می‌مانند و از [[دشمنان]] ما بیزاری می‌جویند. آنها از ما و ما از آنها هستیم، آنها به ما [[امامان]] [[دل]] بسته‌اند و ما نیز آنها را [[شیعیان]] خود می‌دانیم و از آنها [[خشنود]] می‌باشیم. خوشا به حال آنها، به [[خدا]] قسم آنها در [[روز قیامت]] در درجه ما خواهند بود<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۱. </ref>.
#[[علی]] بن [[جعفر]] می‌گوید از [[امام کاظم]] پرسیدم [[تفسیر]] [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا}} چیست؟ فرمود: یعنی هرگاه [[امام]] خود را از دست بدهید و او را نبینید چه خواهید کرد؟<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۱. </ref>.
#[[علی]] بن [[جعفر]] می‌گوید از [[امام کاظم]] پرسیدم [[تفسیر]] [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا}} چیست؟ فرمود: یعنی هرگاه [[امام]] خود را از دست بدهید و او را نبینید چه خواهید کرد؟<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۱. </ref>.


==سه [[روایت]] از [[امام رضا]] {{ع}}==
==سه [[روایت]] از [[امام رضا]] {{ع}}==
#[[شیخ صدوق]] در کتاب علل الشرایع و عیون [[اخبار]] [[الرضا]] از [[حسن]] بن فصال و او از پدرش و او از [[حضرت رضا]] {{ع}} [[نقل]] می‌کند که فرمود: گویا [[شیعه]] را در موقع از دست دادن [[سومین امام]] از فرزندانم می‌بینم که از هر سو او را جستجو کنند، نیابند. عرض کردم: یا بن [[رسول الله]] برای چه؟ فرمود: برای اینکه [[امام]] آنها [[غایب]] می‌شود، گفتم: چرا [[غایب]] می‌شود؟ فرمود: برای اینکه وقتی با [[شمشیر]] [[قیام]] می‌کند، [[بیعت]] هیچ کسی گردن او نباشد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۲.</ref>.
#[[شیخ صدوق]] در کتاب علل الشرایع و عیون [[اخبار]] [[الرضا]] از [[حسن]] بن فصال و او از پدرش و او از [[حضرت رضا]] {{ع}} [[نقل]] می‌کند که فرمود: گویا [[شیعه]] را در موقع از دست دادن [[سومین امام]] از فرزندانم می‌بینم که از هر سو او را جستجو کنند، نیابند. عرض کردم: یا بن [[رسول الله]] برای چه؟ فرمود: برای اینکه [[امام]] آنها غایب می‌شود، گفتم: چرا غایب می‌شود؟ فرمود: برای اینکه وقتی با [[شمشیر]] [[قیام]] می‌کند، [[بیعت]] هیچ کسی گردن او نباشد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۲.</ref>.
#[[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین]] و عیون [[اخبار]] [[الرضا]] از [[دعبل خزاعی]] [[روایت]] می‌کند که گفت: چون قصیده خود را که با این بیت شروع می‌شود: {{عربی|"مدارسُ آياتٍ خَلَتْ من تلاوةٍ *** و منزلُ وَحيٍ مُقفِرُ العَرَصاتِ"}}<ref> یعنی «مدارسی که در آن آیات خدا خوانده می‌شد، از آهنگ تلاوت خالی شده و محل وحی خدا، همچون بیابان هموار شده است».</ref> برای [[حضرت رضا]] {{ع}} خواندم موقعی که به این [[شعر]] رسیدم: {{عربی|"خروجُ إمامٍ لا مَحالة خارجٌ *** يقومُ علَى اسْم اللّٰه والبَرَكاتِ / يُمَيِّزُ فِينَا كُلَّ حَقٍّ وَ بَاطِلٍ *** وَ يُجْزِي عَلَى النَّعْمَاءِ وَ النَّقِمَاتِ"}}<ref> یعنی «ظهور امامی که ناچار می‌بایست بیاید حتمی است، او به نام خدا و برکات او قیام می‌کند تا در میان ما هر حقی را از باطل تمیز دهد و پاداش هر نعمت و کیفر هر نقمتی را عطا نماید».</ref> [[امام]] به شدت گریه کرد، آنگاه رو به من کرده و فرمود: ای خزاعی! [[روح القدس]] با زبان تو این دو بیت را خواند، می‌دانی این [[امام]] کیست و کی [[قیام]] می‌کند؟ عرض کردم: آقا، نه، اینقدر شنیده‌ام که امامی از شما [[قیام]] می‌کند و [[زمین]] را از لوث [[فساد]] [[پاک]] می‌گرداند و آن را پر از [[عدل]] خواهد کرد، چنانکه پر از [[ظلم]] شده باشد، سپس فرمود: ای [[دعبل]]! [[امام]] بعد از من پسرم [[محمد]] است و بعد از او [[علی]] پسر او و بعد از او پسرش [[حسن]] و بعد از [[حسن]] پسرش، [[حجت قائم]] [[امام]] است که (اهل [[ایمان]]) در زمان غیبتش [[انتظار]] او را می‌کشند و بعد از ظهورش از وی فرمان‌برداری می‌کنند. اگر [[عمر]] [[دنیا]] جز یک روز نمانده باشد، [[خداوند]] آن روز را چندان طولانی می‌گرداند تا او بیاید و [[جهان]] را پر از [[عدل]] کند، چنانکه پر از [[ظلم]] شده باشد. اما چه [[وقت ظهور]] خواهد کرد؟ نمی‌توان وقت آن را تعیین نمود، چه پدرم ([[موسی بن جعفر]]) از پدرش و آن حضرت از پدرانش از [[علی]] {{ع}} [[روایت]] کرده‌اند که از [[پیغمبر]] {{صل}} سؤال شد، [[قائم]] که از نسل شماست کی [[ظهور]] خواهد کرد؟ فرمود: آمدن وی مانند آمدن روز رستاخیز است که جز [[خدا]] وقت آن را نمی‌داند<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۴.</ref>. این مطلب در آسمان‌ها و [[زمین]] گران آمده و به‌طور ناگهان به سوی شما می‌آید: {{متن قرآن|لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً}}<ref> اعراف، آیه ۱۸۶.</ref>
#[[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین]] و عیون [[اخبار]] [[الرضا]] از [[دعبل خزاعی]] [[روایت]] می‌کند که گفت: چون قصیده خود را که با این بیت شروع می‌شود: {{عربی|"مدارسُ آياتٍ خَلَتْ من تلاوةٍ *** و منزلُ وَحيٍ مُقفِرُ العَرَصاتِ"}}<ref> یعنی «مدارسی که در آن آیات خدا خوانده می‌شد، از آهنگ تلاوت خالی شده و محل وحی خدا، همچون بیابان هموار شده است».</ref> برای [[حضرت رضا]] {{ع}} خواندم موقعی که به این [[شعر]] رسیدم: {{عربی|"خروجُ إمامٍ لا مَحالة خارجٌ *** يقومُ علَى اسْم اللّٰه والبَرَكاتِ / يُمَيِّزُ فِينَا كُلَّ حَقٍّ وَ بَاطِلٍ *** وَ يُجْزِي عَلَى النَّعْمَاءِ وَ النَّقِمَاتِ"}}<ref> یعنی «ظهور امامی که ناچار می‌بایست بیاید حتمی است، او به نام خدا و برکات او قیام می‌کند تا در میان ما هر حقی را از باطل تمیز دهد و پاداش هر نعمت و کیفر هر نقمتی را عطا نماید».</ref> [[امام]] به شدت گریه کرد، آنگاه رو به من کرده و فرمود: ای خزاعی! [[روح القدس]] با زبان تو این دو بیت را خواند، می‌دانی این [[امام]] کیست و کی [[قیام]] می‌کند؟ عرض کردم: آقا، نه، اینقدر شنیده‌ام که امامی از شما [[قیام]] می‌کند و [[زمین]] را از لوث [[فساد]] [[پاک]] می‌گرداند و آن را پر از [[عدل]] خواهد کرد، چنانکه پر از [[ظلم]] شده باشد، سپس فرمود: ای [[دعبل]]! [[امام]] بعد از من پسرم [[محمد]] است و بعد از او [[علی]] پسر او و بعد از او پسرش [[حسن]] و بعد از [[حسن]] پسرش، [[حجت قائم]] [[امام]] است که (اهل [[ایمان]]) در زمان غیبتش [[انتظار]] او را می‌کشند و بعد از ظهورش از وی فرمان‌برداری می‌کنند. اگر [[عمر]] [[دنیا]] جز یک روز نمانده باشد، [[خداوند]] آن روز را چندان طولانی می‌گرداند تا او بیاید و [[جهان]] را پر از [[عدل]] کند، چنانکه پر از [[ظلم]] شده باشد. اما چه [[وقت ظهور]] خواهد کرد؟ نمی‌توان وقت آن را تعیین نمود، چه پدرم ([[موسی بن جعفر]]) از پدرش و آن حضرت از پدرانش از [[علی]] {{ع}} [[روایت]] کرده‌اند که از [[پیغمبر]] {{صل}} سؤال شد، [[قائم]] که از نسل شماست کی [[ظهور]] خواهد کرد؟ فرمود: آمدن وی مانند آمدن روز رستاخیز است که جز [[خدا]] وقت آن را نمی‌داند<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۴.</ref>. این مطلب در آسمان‌ها و [[زمین]] گران آمده و به‌طور ناگهان به سوی شما می‌آید: {{متن قرآن|لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً}}<ref> اعراف، آیه ۱۸۶.</ref>
#از [[محمد]] بن ابی [[یعقوب]] بلخی [[نقل]] شده که گفت: از حضرت [[امام رضا]] {{ع}} شنیدم که می‌فرمود: به زودی [[مردم]] مبتلا به [[امتحان]] [[سختی]] خواهند شد؛ به این معنا که به وسیله طفلی که در شکم مادر و شیرخوار می‌باشد [[امتحان]] شوند که کار به آنجا رسد که می‌گویند او ناپدید شده و مرده است و دیگر امامی نیست، درحالی که، [[پیغمبر]] [[خدا]] بارها (مانند مدتی که در غار حرا بسر می‌برد و سه سال در شعب ابی طالب بود و سه روز در [[غار ثور]] پنهان بود و از غار تا [[مدینه]] از نظر [[مردم]] [[مکه]] ناپدید شده بود) ناپدید می‌شد، [[آگاه]] باشید که من هم به زودی [[وفات]] می‌کنم<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۵.</ref>. حضرت از [[مرگ]] خود که به زودی اتفاق می‌افتد خبر داد تا پس از وقوع آن و [[صدق]] گفتار حضرتش، آنچه درباره [[مهدی]] [[موعود]] فرموده نیز [[تصدیق]] شود.
#از [[محمد]] بن ابی [[یعقوب]] بلخی [[نقل]] شده که گفت: از حضرت [[امام رضا]] {{ع}} شنیدم که می‌فرمود: به زودی [[مردم]] مبتلا به [[امتحان]] [[سختی]] خواهند شد؛ به این معنا که به وسیله طفلی که در شکم مادر و شیرخوار می‌باشد [[امتحان]] شوند که کار به آنجا رسد که می‌گویند او ناپدید شده و مرده است و دیگر امامی نیست، درحالی که، [[پیغمبر]] [[خدا]] بارها (مانند مدتی که در غار حرا بسر می‌برد و سه سال در شعب ابی طالب بود و سه روز در [[غار ثور]] پنهان بود و از غار تا [[مدینه]] از نظر [[مردم]] [[مکه]] ناپدید شده بود) ناپدید می‌شد، [[آگاه]] باشید که من هم به زودی [[وفات]] می‌کنم<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۵.</ref>. حضرت از [[مرگ]] خود که به زودی اتفاق می‌افتد خبر داد تا پس از وقوع آن و [[صدق]] گفتار حضرتش، آنچه درباره [[مهدی]] [[موعود]] فرموده نیز [[تصدیق]] شود.
==سه [[روایت]] از [[امام جواد]] {{ع}}==  
==سه [[روایت]] از [[امام جواد]] {{ع}}==  
#از حضرت [[عبدالعظیم حسنی]] [[نقل]] شد که گفت: خدمت [[امام]] [[محمد]] [[تقی]] رسیدم تا درباره [[قائم]] از وی سؤال کنم که آیا [[مهدی]] اوست؟ حضرت پیش از من به [[سخن]] پرداخت و فرمود: ای [[ابوالقاسم]]! [[قائم]] ما همان [[مهدی]] است که باید در غیبتش [[منتظر]] او باشند، در موقع ظهورش فرمان‌برداری او کنند. او [[فرزند]] سومی من است به خدایی که [[محمد]] {{صل}} را به [[پیغمبری]] و ما را به [[امامت]] [[برگزیده]] است، قسم یاد می‌کنم که اگر جز یک روز، از [[عمر]] [[دنیا]] نمانده باشد، [[خداوند]] آن روز را چندان دراز گرداند تا او [[ظهور]] کند و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] نماید، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد. [[خداوند متعال]] کار او را در یک شب [[اصلاح]] نماید، چنانکه مشکل [[موسی]] را در یک شب [[اصلاح]] کرد...، آنگاه فرمود: [[بهترین]] [[اعمال شیعیان]] ما [[انتظار فرج]] [[امام زمان]] است<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۶.</ref>.
#از حضرت [[عبدالعظیم حسنی]] [[نقل]] شد که گفت: خدمت [[امام]] [[محمد]] [[تقی]] رسیدم تا درباره [[قائم]] از وی سؤال کنم که آیا [[مهدی]] اوست؟ حضرت پیش از من به [[سخن]] پرداخت و فرمود: ای [[ابوالقاسم]]! [[قائم]] ما همان [[مهدی]] است که باید در غیبتش [[منتظر]] او باشند، در موقع ظهورش فرمان‌برداری او کنند. او [[فرزند]] سومی من است به خدایی که [[محمد]] {{صل}} را به [[پیغمبری]] و ما را به [[امامت]] [[برگزیده]] است، قسم یاد می‌کنم که اگر جز یک روز، از [[عمر]] [[دنیا]] نمانده باشد، [[خداوند]] آن روز را چندان دراز گرداند تا او [[ظهور]] کند و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] نماید، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد. [[خداوند متعال]] کار او را در یک شب [[اصلاح]] نماید، چنانکه مشکل [[موسی]] را در یک شب [[اصلاح]] کرد...، آنگاه فرمود: [[بهترین]] [[اعمال شیعیان]] ما [[انتظار فرج]] [[امام زمان]] است<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۶.</ref>.
#از حضرت [[عبدالعظیم حسنی]] [[نقل]] شده که گفت: به [[امام جواد]] عرض کردم: من امیدوارم [[قائم آل محمد]] {{صل}} که می‌آید تا [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] کند، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد، شما باشید، فرمود: ای [[ابوالقاسم]]! هر یک از ما [[ائمه]] برای [[پیشرفت]] [[فرمان خدا]] [[قیام]] کرده‌ایم و راهنمای [[دین الهی]] می‌باشیم، ولی آن [[قائم]] که [[خداوند]] به وسیله او [[زمین]] را از دست [[کفار]] و منکران گرفته و پر از [[عدل و داد]] می‌کند، من نیستم، او کسی است که ولادتش بر [[مردم]] پوشیده خواهد ماند و خودش [[غایب]] می‌شود، افشای نامش [[حرام]] است، او در نام و کنیه هم‌نام [[پیغمبر]] خداست، اوست که [[زمین]] برایش هموار می‌گردد و هر امر دشواری برایش آسان می‌شود و ۳۱۳ نفر از یارانش به تعداد نفرات [[لشکر]] [[اسلام]] در [[جنگ بدر]]، از نقاط دور [[زمین]] در اطرافش گرد آیند. چنانکه [[خداوند]] در این [[آیه شریفه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}} چون این عده نزد وی اجتماع کنند، کار او بالا گیرد و بعد از آنکه [[پیمان]] [[وفاداری]] میان او و یارانش که ده هزار مرد هستند، منعقد شد به [[فرمان]] الهی [[قیام]] می‌کنند و چندان از [[دشمنان]] [[خدا]] به قتل رساند که [[خداوند]] [[خشنود]] شود. عرض کردم: آقا چگونه بدانیم [[خداوند]] [[خشنود]] شده است؟ فرمود: [[خداوند]] رحمتی به [[دل]] وی می‌فرستد و او می‌داند که دیگر [[خداوند]] از کشتن آن همه [[دشمنان دین]] [[خشنود]] شده است<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۷، حدیث ۴ و ۵.</ref>.
#از حضرت [[عبدالعظیم حسنی]] [[نقل]] شده که گفت: به [[امام جواد]] عرض کردم: من امیدوارم [[قائم آل محمد]] {{صل}} که می‌آید تا [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] کند، چنانکه پر از [[ظلم و ستم]] شده باشد، شما باشید، فرمود: ای [[ابوالقاسم]]! هر یک از ما [[ائمه]] برای [[پیشرفت]] [[فرمان خدا]] [[قیام]] کرده‌ایم و راهنمای [[دین الهی]] می‌باشیم، ولی آن [[قائم]] که [[خداوند]] به وسیله او [[زمین]] را از دست [[کفار]] و منکران گرفته و پر از [[عدل و داد]] می‌کند، من نیستم، او کسی است که ولادتش بر [[مردم]] پوشیده خواهد ماند و خودش غایب می‌شود، افشای نامش [[حرام]] است، او در نام و کنیه هم‌نام [[پیغمبر]] خداست، اوست که [[زمین]] برایش هموار می‌گردد و هر امر دشواری برایش آسان می‌شود و ۳۱۳ نفر از یارانش به تعداد نفرات [[لشکر]] [[اسلام]] در [[جنگ بدر]]، از نقاط دور [[زمین]] در اطرافش گرد آیند. چنانکه [[خداوند]] در این [[آیه شریفه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}} چون این عده نزد وی اجتماع کنند، کار او بالا گیرد و بعد از آنکه [[پیمان]] [[وفاداری]] میان او و یارانش که ده هزار مرد هستند، منعقد شد به [[فرمان]] الهی [[قیام]] می‌کنند و چندان از [[دشمنان]] [[خدا]] به قتل رساند که [[خداوند]] [[خشنود]] شود. عرض کردم: آقا چگونه بدانیم [[خداوند]] [[خشنود]] شده است؟ فرمود: [[خداوند]] رحمتی به [[دل]] وی می‌فرستد و او می‌داند که دیگر [[خداوند]] از کشتن آن همه [[دشمنان دین]] [[خشنود]] شده است<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۷، حدیث ۴ و ۵.</ref>.
#شخصی به نام "صقربن ابی دلف" می‌گوید: از [[امام جواد]] {{ع}} شنیدم که می‌فرمود: [[امام]] بعد از من پسرم [[علی]] است، امر او امر من است و گفته او گفته من و [[پیروی]] او [[پیروی]] از من است. [[امام]] بعد از او، فرزندش [[حسن]] است، امر او امر پدرش و گفته او گفته پدرش و [[طاعت]] وی [[طاعت]] پدرش می‌باشد سپس حضرت [[سکوت]] کرد. من عرض کردم یا بن [[رسول الله]] بعد از [[فرزند]] شما [[حسن]]، [[امام]] کیست؟ حضرت سخت گریست آنگاه فرمود: [[امام]] بعد از [[حسن]] فرزندش [[قائم]] به [[حق]] و [[منتظَر]] است، عرض کردم: چرا او را [[قائم]] می‌گویند؟ فرمود: زیرا بعد از آنکه [[مردم]] او را فراموش کردند و غالب معتقدان به امامتش [[منحرف]] شدند، [[قیام]] خواهد کرد. گفتم: چرا او را [[منتظَر]] گویند؟ فرمود: زیرا او غیبتی طولانی خواهد داشت و علاقه‌مندانش در [[انتظار]] او بسر برند و آنها که [[تردید]] دارند، منکرش شوند و [[دشمنان]] وجود او را به مسخره گیرند و آنها که وقت ظهورش را تعیین می‌کنند [[دروغگو]] باشند و کسانی که در آمدنش شتاب دارند به [[هلاکت]] افتند و آنان که [[تسلیم]] تقدیر الهی هستند از آن ورطه [[نجات]] یابند<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۷، حدیث ۴ و ۵. </ref>.
#شخصی به نام "صقربن ابی دلف" می‌گوید: از [[امام جواد]] {{ع}} شنیدم که می‌فرمود: [[امام]] بعد از من پسرم [[علی]] است، امر او امر من است و گفته او گفته من و [[پیروی]] او [[پیروی]] از من است. [[امام]] بعد از او، فرزندش [[حسن]] است، امر او امر پدرش و گفته او گفته پدرش و [[طاعت]] وی [[طاعت]] پدرش می‌باشد سپس حضرت [[سکوت]] کرد. من عرض کردم یا بن [[رسول الله]] بعد از [[فرزند]] شما [[حسن]]، [[امام]] کیست؟ حضرت سخت گریست آنگاه فرمود: [[امام]] بعد از [[حسن]] فرزندش [[قائم]] به [[حق]] و [[منتظَر]] است، عرض کردم: چرا او را [[قائم]] می‌گویند؟ فرمود: زیرا بعد از آنکه [[مردم]] او را فراموش کردند و غالب معتقدان به امامتش [[منحرف]] شدند، [[قیام]] خواهد کرد. گفتم: چرا او را [[منتظَر]] گویند؟ فرمود: زیرا او غیبتی طولانی خواهد داشت و علاقه‌مندانش در [[انتظار]] او بسر برند و آنها که [[تردید]] دارند، منکرش شوند و [[دشمنان]] وجود او را به مسخره گیرند و آنها که وقت ظهورش را تعیین می‌کنند [[دروغگو]] باشند و کسانی که در آمدنش شتاب دارند به [[هلاکت]] افتند و آنان که [[تسلیم]] تقدیر الهی هستند از آن ورطه [[نجات]] یابند<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۷، حدیث ۴ و ۵. </ref>.
==چهار [[روایت]] از [[امام هادی]] {{ع}}==
==چهار [[روایت]] از [[امام هادی]] {{ع}}==
#[[شیخ صدوق]] درکتاب عیون [[اخبار]] [[الرضا]] و [[کمال الدین]] از ابوهاشم [[جعفری]] [[نقل]] کرده که گفت: از [[امام هادی]] {{ع}} شنیدم که می‌فرمود: [[جانشین]] من فرزندم [[حسن]] است، ولی با [[جانشین]] او چگونه خواهید بود؟ من عرض کردم: فدایت شوم، مگر چه می‌شود؟ فرمود: شما او نمی‌بینید و بردن نام او برای شما جایز نیست، عرض کردم: پس چگونه او را نام ببریم؟ بگویید: [[حجت آل محمد]] {{صل}}.  
#[[شیخ صدوق]] درکتاب عیون [[اخبار]] [[الرضا]] و [[کمال الدین]] از ابوهاشم [[جعفری]] [[نقل]] کرده که گفت: از [[امام هادی]] {{ع}} شنیدم که می‌فرمود: [[جانشین]] من فرزندم [[حسن]] است، ولی با [[جانشین]] او چگونه خواهید بود؟ من عرض کردم: فدایت شوم، مگر چه می‌شود؟ فرمود: شما او نمی‌بینید و بردن نام او برای شما جایز نیست، عرض کردم: پس چگونه او را نام ببریم؟ بگویید: [[حجت آل محمد]] {{صل}}.  
#از [[علی بن مهزیار]] [[روایت]] شده که گفت: نامه‌ای به خدمت [[امام هادی]] {{ع}} نوشتم و سؤال کردم: [[فرج]] [[آل محمد]] کی خواهد بود؟ حضرت در جواب نوشتند: هنگامی که [[صاحب الزمان]] از دیار [[ستمگران]] [[غایب]] شود، [[منتظر فرج]] باشید.
#از [[علی بن مهزیار]] [[روایت]] شده که گفت: نامه‌ای به خدمت [[امام هادی]] {{ع}} نوشتم و سؤال کردم: [[فرج]] [[آل محمد]] کی خواهد بود؟ حضرت در جواب نوشتند: هنگامی که [[صاحب الزمان]] از دیار [[ستمگران]] غایب شود، [[منتظر فرج]] باشید.
#از [[اسحاق]] بن ایوب [[روایت]] شده که از [[امام هادی]] {{ع}} شنیدم که می‌فرمود: [[صاحب الزمان]] کسی است که [[مردم]] خواهند گفت هنوز متولد نشده است.  
#از [[اسحاق]] بن ایوب [[روایت]] شده که از [[امام هادی]] {{ع}} شنیدم که می‌فرمود: [[صاحب الزمان]] کسی است که [[مردم]] خواهند گفت هنوز متولد نشده است.  
#از [[علی]] بن عبدالغفار [[نقل]] شده که چون حضرت [[امام جواد]] {{ع}} از [[دنیا]] رفت، [[شیعیان]] نامه‌ای به [[حضرت هادی]] {{ع}} نوشته و از [[امام]] بعد از [[امام جواد]] پرسیده بودند، حضرت در جواب فرمود: مادام که من زنده‌ام [[امام]] شما هستم و چون از [[دنیا]] بروم [[جانشین]] من ([[امام عسکری]]) برای شما می‌آید، ولی چه خواهید کرد با جانشینِ جانشینِ من (یعنی [[امام عصر]] {{ع}} که [[غایب]] بوده و شما به او دسترسی ندارید)<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۷، باب ۱۰، حدیث ۱-۲-۳ و ۵.</ref>.
#از [[علی]] بن عبدالغفار [[نقل]] شده که چون حضرت [[امام جواد]] {{ع}} از [[دنیا]] رفت، [[شیعیان]] نامه‌ای به [[حضرت هادی]] {{ع}} نوشته و از [[امام]] بعد از [[امام جواد]] پرسیده بودند، حضرت در جواب فرمود: مادام که من زنده‌ام [[امام]] شما هستم و چون از [[دنیا]] بروم [[جانشین]] من ([[امام عسکری]]) برای شما می‌آید، ولی چه خواهید کرد با جانشینِ جانشینِ من (یعنی [[امام عصر]] {{ع}} که غایب بوده و شما به او دسترسی ندارید)<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۷، باب ۱۰، حدیث ۱-۲-۳ و ۵.</ref>.
==سه [[روایت]] از [[امام عسکری]] {{ع}}==
==سه [[روایت]] از [[امام عسکری]] {{ع}}==
#[[شیخ صدوق]] در کمال‌ الدین از [[موسی بن جعفر]] [[بغدادی]] [[نقل]] می‌کند که گفت: شنیدم [[امام حسن عسکری]] می‌فرمود: شما را چنان می‌بینم که بعد از من درباره [[جانشین]] من [[اختلاف]] پیدا می‌کنید، [[آگاه]] باشید! کسی که [[معتقد]] به [[امامت]] [[ائمه]] بعد از [[پیغمبر]] باشد، ولی [[فرزندان]] مرا [[انکار]] کند، مانند آن است که تمام [[انبیاء]] را باور دارد، ولی [[نبوت پیامبر خاتم]] {{صل}} را منکر شود، در صورتی که هر کس منکر [[رسول خدا]] {{صل}} باشد همه [[پیامبران]] را [[انکار]] کرده است، زیرا [[اطاعت]] آخرین نفر ما، مانند [[اطاعت]] اولین آنهاست و هر کس منکر اولین [[معصوم]] ما شود آخرین نفر ما را [[انکار]] کرده است. [[آگاه]] باشید! [[فرزند]] مرا غیبتی است که [[مردم]] درباره آن دچار [[شک]] و [[تردید]] شوند، مگر کسانی که [[خداوند]] آنها را ثابت می‌دارد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۶۰، حدیث ۶.</ref>.
#[[شیخ صدوق]] در کمال‌ الدین از [[موسی بن جعفر]] [[بغدادی]] [[نقل]] می‌کند که گفت: شنیدم [[امام حسن عسکری]] می‌فرمود: شما را چنان می‌بینم که بعد از من درباره [[جانشین]] من [[اختلاف]] پیدا می‌کنید، [[آگاه]] باشید! کسی که [[معتقد]] به [[امامت]] [[ائمه]] بعد از [[پیغمبر]] باشد، ولی [[فرزندان]] مرا [[انکار]] کند، مانند آن است که تمام [[انبیاء]] را باور دارد، ولی [[نبوت پیامبر خاتم]] {{صل}} را منکر شود، در صورتی که هر کس منکر [[رسول خدا]] {{صل}} باشد همه [[پیامبران]] را [[انکار]] کرده است، زیرا [[اطاعت]] آخرین نفر ما، مانند [[اطاعت]] اولین آنهاست و هر کس منکر اولین [[معصوم]] ما شود آخرین نفر ما را [[انکار]] کرده است. [[آگاه]] باشید! [[فرزند]] مرا غیبتی است که [[مردم]] درباره آن دچار [[شک]] و [[تردید]] شوند، مگر کسانی که [[خداوند]] آنها را ثابت می‌دارد<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۶۰، حدیث ۶.</ref>.
خط ۲۹۰: خط ۲۹۰:
*[[علی بن محمد سمری]]
*[[علی بن محمد سمری]]
*[[غار انطاکیه]] ([[انطاکیه]])
*[[غار انطاکیه]] ([[انطاکیه]])
*[[غایب]] ([[امام غایب]])
*غایب ([[امام غایب]])
*[[غریم]]
*[[غریم]]
*[[غلام]]
*[[غلام]]
۲۲۴٬۹۶۷

ویرایش