|
|
| (۲۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{نبوت}} | | {{مدخل مرتبط |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| | | موضوع مرتبط = اومانیسم |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| | | عنوان مدخل = [[اومانیسم]] |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| | | مداخل مرتبط = [[اومانیسم در کلام اسلامی]] - [[اومانیسم در فلسفه دین و کلام جدید]] |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[اومانیسم در کلام اسلامی]] - [[اومانیسم در فلسفه دین]]</div>
| | | پرسش مرتبط = |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| | }} |
|
| |
|
| ==مقدمه==
| | '''اومانیسم''' نوعی ایدوئولوژی است که اصالت را از [[انسان]] برداشته و از واژگان ابداعی قرن نوزدهم است. این [[تفکر]] از قرن چهاردهم گسترش یافت و [[اعتقاد]] معتقدانش این است که انسان، محور و [[میزان]] و مقیاس همه چیز است و خاستگاهِ [[شناخت]]، [[انسان]] است. فردگرایی و جمعگرایی دو گونه تفکر اومانیسمی است. این دیدگاه مورد پذیرش [[اسلام]] نیست و مقام انسان را بالاتر از همه [[آفریدگان]] میداند. |
| *اومانیسم، همانند لیبرالیسم و کمونیسم مکتبی مستقل به شمار نمیرود؛ اما اصول و مبانی معرفتشناختی آن، تأثیری ژرف در مکاتب [[فلسفی]] معاصر داشته است. واژه اومانیسم از واژگان ابداعی قرن نوزدهم است که برای اولین بار در سال ۱۸۰۸ برای اشاره به یک شکل از [[آموزش]] با تأکید بر [[ادبیات]] [[جعل]] شد؛ لکن گسترش [[تفکر]] اومانیستی از عصر رنسانس یعنی قرن چهاردهم میلادی به بعد آغاز گشت<ref>تاریخ تمدن، ۵/ ۸۸- ۹۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 141.</ref>.
| |
| *بنیان [[تفکر]] اومانیستی بر دو اصل [[استوار]] است:
| |
| #[[اعتقاد]] به اینکه [[انسان]]، محور و [[میزان]] و مقیاس همه چیز است. بر پایه این اصل، [[انسان]] مرکز عالم قلمداد میشود و لذتهای جسمانی، [[هدف]] نهایی فعالیتهای بشری به شمار میروند.
| |
| #[[اعتقاد]] به اینکه خاستگاهِ [[شناخت]]، [[انسان]] است. [[انسان]] باید برای رسیدن به [[سعادت]] تنها بر استعدادهای درونی خویش تکیه کند و نیازی به [[تعالیم]] بیرونی ندارد<ref>نقدی بر مبانی معرفتشناسی اومانیستی، ۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 142.</ref>.
| |
| *اومانیسم، در [[حقیقت]]، شیوه و حالتی [[فکری]] و روحی است که [[شخصیت انسان]] و [[شکوفایی]] آن را بر همه چیز مقدم میشمارد. عملی را نیز که با این شیوه و حالت همساز است، میتوان عمل اومانیستی دانست<ref>فرهنگ واژهها، ۳۹.</ref>.
| |
| ==گونههای [[تفکر]] اومانیستی==
| |
| *میتوان [[تفکر]] اومانیستی را دو گونه دانست:
| |
| #'''فردگرا:''' این گونه [[تفکر]]، فرد را اصیل میداند و بنابر آن، فرد در برابر هر [[ارزش]] مطلقی، خودمختار است و تکلیفگریزی [[حق]] او است و همه [[ارزشها]] خاصیت نسبی دارند و امر مطلقی در میان نیست.
| |
| #'''جمعگرا:''' این گونه [[تفکر]] نیز اصالت را به [[انسان]] میدهد. تفاوت آن با گونه پیشین در این است که فرد انسانی از گذر جامعهای که عضو آن است، تعریف و [[تبیین]] میشود<ref>همان، ۴۰ و ۳۰۷.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 142.</ref>.
| |
| ==دیدگاه [[اسلام]] درباره [[انسان]]==
| |
| *[[اسلام]] دیدگاه انسانگرای غربی را نمیپذیرد و [[انسان]] را دارای دو نوع [[زندگی]] میداند: [[زندگی]] انسانی و [[زندگی]] حیوانی. [[تفکر]] اومانیستی، در نگاه انسانمحورش، حیوانیت [[انسان]] را اصیل میشمارد و با فراموش ساختن [[انسانیت]] او، ارزشهایی همچون حقیقتگرایی، خیرگرایی و خدامحوری را نفی میکند<ref>المیزان، ۳/ ۱۴؛ مجموعه آثار استاد مطهری، ۲/ ۲۵ و ۲۶؛ مدخل مسائل جدید علم کلام، ۲/ ۱۹۷.</ref>. اما [[اسلام]]، [[دینی]] است جامعنگر و در [[تعالیم]] خویش هم بُعد [[روحانی]] [[انسان]] را در نظر دارد و هم بُعد جسمانی او را<ref>عقائد الشیعة الإمامیة، ۵۶۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 142.</ref>.
| |
| *در [[تعالیم اسلامی]]، مرتبه [[انسان]] بسی والاتر از دیگر آفریدگان است<ref>{{متن قرآن| وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا }}؛ سوره اسراء، آیه ۷۹.</ref>. بنابر این دیدگاه، [[زمین]] و آنچه در آن است، برای [[انسان]] آفریده شده است<ref>{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}؛ سوره بقره، آیه ۲۹.</ref>. اما از سوی دیگر، او را [[ستمگر]] و ناسپاس<ref>{{متن قرآن| وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ }}؛ سوره ابراهیم، آیه ۳۴.</ref>، [[نادان]]<ref> إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا ؛ سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>، حریص، بیتاب و [[بخیل]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا}}؛ سوره معارج، آیه ۲۱- ۱۹.</ref> میداند. برخی پنداشتهاند این دو گونه تعریف از [[انسان]] در [[کلام]] [[خداوند]]، به تناقض میانجامد؛ اما هیچ تناقضی در میان نیست. آیاتی که [[انسان]] را گرامی داشته و ستودهاند، نظر به انسانی دارند که خدامحوری در پیش گرفته و خویشتن را با [[تعالیم]] [[وحی]] همراه کرده است؛ ولی آیاتی که [[انسان]] را نکوهیدهاند، انسانی را [[هدف]] گرفتهاند که از آموزههای [[الهی]] روی برتافته و [[انسانیت]] خویش را فراموش کرده است<ref>سیمای انسان کامل در قرآن، ۷.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 143.</ref>.
| |
| *بنابراین، [[اسلام]] به هیچ روی جدا ساختن [[زندگی]] [[انسان]] را از آموزههای قدسی نمیپذیرد و نشاندن او را بر [[جایگاه]] [[خداوند]] برنمیتابد<ref>{{متن قرآن| إِنَّ اللَّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا }}؛ سوره نساء، آیه ۴۸.</ref>. [[اسلام]] به [[تفکر]] خدامحور اصالت میدهد<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ}}؛ سوره فاطر، آیه ۱۵.</ref> و بدین روی، انسانی را [[صاحب]] [[کرامت]] میداند که تکلیفگرا است<ref>مجموعه آثار استاد مطهری، ۲۱/ ۴۳- ۳۹.</ref>. کوشیدن برای طرد و نفی [[تعالیم]] وحیانی و بها دادنِ بی حد و حصر به [[منزلت]] [[انسان]]، به [[غرور]] و سرکشی و خودخواهیهای فردی و زوال [[اخلاق]] و [[فضیلتهای اجتماعی]] میانجامد و [[انسان]] را به [[تباهی]] و نابودی میکشاند<ref>مجموعه آثار استاد مطهری، ۲/ ۳۱۷- ۳۱۱.</ref>. [[قرآن]]، [[انسان]] را در این حالت همچون درخت ناپاکی میداند که ریشه [[استواری]] در [[زمین]] ندارد و [[ثبات]] و قرار نمییابد<ref>{{متن قرآن| وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ }}؛ سوره ابراهیم، آیه ۲۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 143.</ref>.
| |
| *[[انسان کامل]] در نظرگاه [[شریعت اسلامی]]، [[سعادت]] خویش را بر مدار خودبنیادانگاری نمیجوید؛ بلکه در این میجوید که [[دل]] به غیر [[خدا]] نبندد و [[خدا]] را مالک هر چیز بداند<ref>المیزان، ۳/ ۱۲.</ref>. گذشته از اینکه [[تفکر]] انسانمحوری در عمل نتوانسته است [[سعادت]] [[راستین]] را به [[جوامع بشری]] راه دهد، از گونهای تضاد نظری نیز [[رنج]] میبَرَد. تضاد این است که اگر ایثارگرایی و غایتانگاری از ساحت [[زندگی]] [[بشر]] رخت بربندند و [[انسان]] تنها با رویکرد سودجویانه و منفعتطلبانه با همنوعان خویش زیست کند، ناگزیر میان منافع تزاحم در میگیرد و در [[جامعه]] [[هرج و مرج]] میآفریند<ref>مدخل مسائل جدید در علم کلام، ۲/ ۲۱۴ و ۲۱۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 144.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==اومانیسم در سیره سیاسی پیامبر اعظم== | | == مقدمه == |
| اومانیسم ایدئولوژیای است که در تمام زمینهها اصالت را از آن [[انسان]] دانسته است. ماکیاولی از [[معتقدان]] به اومانیسیم میگوید: | | [[مکتب]] اومانیسم ریشه در انسانِ تحقیر شده از سوی کلیسا دارد؛ زیرا که آموزههای [[مسیحیت]] تحریفشده انسان را فطرتاً [[گناهکار]] میدانست. کلیسا [[باور]] داشت که چون [[آدم]] در [[بهشت]] [[گناه]] کرد، تمام [[فرزندان]] خود را به گناه [[آلوده]] کرد. اومانیسم [[ظهور]] کرد تا از [[شرافت]] و [[کرامت انسان]] در برابر کلیسا [[دفاع]] کند و به نقد آموزههای مسیحیت و کلیسا پرداخت. در برابر این [[افراط]] و تفریط درباره انسان، [[اسلام]] [[معتقد]] است انسان گل سرسبد [[جهان آفرینش]] و [[جانشین خداوند]] در [[زمین]] است. پس اسلام با [[انسانگرایی]] [[حقیقی]] نه تنها مخالف نیست که به شدت از آن دفاع میکند. تفاوت نگرش اسلام با اومانیسم، این است که اومانیستها به ویژه اگزیستانسیالیستها تنها بُعد مادی و حیوانی انسان را نگریستند و از [[درک]] [[روح قدسی]] انسان [[غافل]] ماندند، اما اسلام انسان را موجود دو بعدی دانسته و بر [[معنویت]] انسان تأکید بیشتری کرده است<ref>[[محمد عارف فصیحی دولتشاهی|فصیحی دولتشاهی، محمد عارف]]، [[بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن (مقاله)|بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]]، ص ۱۱۱.</ref>. |
| درست است که [[هدف]] [[سیاست]] جلب [[رضایت]] خداست، اما در [[حقیقت]] هر آنچه [[بنده]] [[خدا]] را [[راضی]] و [[خشنود]] کند خدا را خشنود کرده است<ref>ر.ک: بهاءالدین پازارگاد، تاریخ فلسفه سیاسی، ج۲، فصل ماکیاولی.</ref>.
| |
|
| |
|
| [[مکتب]] اومانیسم ریشه در انسان [[تحقیر]] شده از سوی [[کلیسا]] دارد؛ زیرا که آموزههای [[مسیحیت]] تحریفشده انسان را فطرتاً [[گناهکار]] میدانست. کلیسا [[باور]] داشت که چون [[آدم]] در [[بهشت]] [[گناه]] کرد، تمام [[فرزندان]] خود را به گناه [[آلوده]] کرد. اومانیسم [[ظهور]] کرد تا از [[شرافت]] و [[کرامت انسان]] در برابر کلیسا [[دفاع]] کند و به [[نقد]] آموزههای مسیحیت و کلیسا پرداخت. در برابر این [[افراط و تفریط]] درباره انسان، [[اسلام]] [[معتقد]] است انسان گل سرسبد [[جهان آفرینش]] و [[جانشین خداوند]] در [[زمین]] است. پس اسلام با [[انسانگرایی]] [[حقیقی]] نه تنها مخالف نیست که به شدت از آن دفاع میکند. تفاوت نگرش اسلام با اومانیسم، این است که اومانیستها به ویژه اگزیستانسیالیستها تنها بعد مادی و حیوانی انسان را نگریستند و از [[درک]] [[روح قدسی]] انسان [[غافل]] ماندند، اما اسلام انسان را موجود دو بعدی دانسته و بر [[معنویت]] انسان تأکید بیشتری کرده است.<ref>[[محمد عارف فصیحی دولتشاهی|فصیحی دولتشاهی، محمد عارف]]، [[بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن (مقاله)|بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۱۱۱.</ref> | | == تاریخ تفکر اومانیسم == |
| | اومانیسم، همانند لیبرالیسم و کمونیسم مکتبی مستقل به شمار نمیرود؛ اما اصول و مبانی معرفتشناختی آن، تأثیری ژرف در مکاتب [[فلسفی]] معاصر داشته است. واژه اومانیسم از واژگان ابداعی قرن نوزدهم است که برای اولین بار در سال ۱۸۰۸ برای اشاره به یک شکل از [[آموزش]] با تأکید بر ادبیات جعل شد؛ لکن گسترش [[تفکر]] اومانیستی از عصر رنسانس یعنی قرن چهاردهم میلادی به بعد آغاز گشت<ref>تاریخ تمدن، ج۵، ص۸۸- ۹۸.</ref>. اومانیسم ایدئولوژیای است که در تمام زمینهها اصالت را از آن [[انسان]] دانسته است. ماکیاولی از [[معتقدان]] به اومانیسیم میگوید: درست است که [[هدف]] [[سیاست]] جلب [[رضایت]] خداست، اما در [[حقیقت]] هر آنچه [[بنده خدا]] را [[راضی]] و [[خشنود]] کند خدا را خشنود کرده است<ref>ر.ک: بهاءالدین پازارگاد، تاریخ فلسفه سیاسی، ج۲، فصل ماکیاولی.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۴۱؛ [[محمد عارف فصیحی دولتشاهی|فصیحی دولتشاهی، محمد عارف]]، [[بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن (مقاله)|بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]]، ص ۱۱۱؛ [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اومانیسم (مقاله)|مقاله «اومانیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۴۹.</ref> |
| | |
| | == بنیان تفکر اومانیسمی == |
| | بنیان [[تفکر]] اومانیستی بر دو اصل [[استوار]] است: |
| | # [[اعتقاد]] به اینکه [[انسان]]، محور و [[میزان]] و مقیاس همه چیز است. بر پایه این اصل، [[انسان]] مرکز عالم قلمداد میشود و لذتهای جسمانی، [[هدف]] نهایی فعالیتهای بشری به شمار میروند. |
| | # [[اعتقاد]] به اینکه خاستگاهِ [[شناخت]]، [[انسان]] است. [[انسان]] باید برای رسیدن به [[سعادت]] تنها بر استعدادهای درونی خویش تکیه کند و نیازی به تعالیم بیرونی ندارد<ref>نقدی بر مبانی معرفتشناسی اومانیستی، ص۹.</ref>. |
|
| |
|
| ==جستارهای وابسته==
| | اومانیسم، در [[حقیقت]]، شیوه و حالتی [[فکری]] و روحی است که [[شخصیت انسان]] و شکوفایی آن را بر همه چیز مقدم میشمارد. عملی را نیز که با این شیوه و حالت همساز است، میتوان عمل اومانیستی دانست<ref>فرهنگ واژهها، ص۳۹.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۴۱ ـ ۱۴۲.</ref> |
|
| |
|
| ==منابع== | | == گونههای تفکر اومانیستی == |
| | میتوان [[تفکر]] اومانیستی را دو گونه دانست: |
| | # '''فردگرا:''' این گونه [[تفکر]]، فرد را اصیل میداند و بنابر آن، فرد در برابر هر [[ارزش]] مطلقی، خودمختار است و تکلیفگریزی [[حق]] او است و همه [[ارزشها]] خاصیت نسبی دارند و امر مطلقی در میان نیست. |
| | # '''جمعگرا:''' این گونه [[تفکر]] نیز اصالت را به [[انسان]] میدهد. تفاوت آن با گونه پیشین در این است که فرد انسانی از گذر جامعهای که عضو آن است، تعریف و تبیین میشود<ref> فرهنگ واژهها، ص۴۰ و ۳۰۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۴۲.</ref> |
| | |
| | == دیدگاه اسلام درباره انسان == |
| | [[اسلام]] دیدگاه انسانگرای غربی را نمیپذیرد و [[انسان]] را دارای دو نوع [[زندگی]] میداند: [[زندگی]] انسانی و [[زندگی]] حیوانی. [[تفکر]] اومانیستی، در نگاه انسانمحورش، حیوانیت [[انسان]] را اصیل میشمارد و با فراموش ساختن [[انسانیت]] او، ارزشهایی همچون حقیقتگرایی، خیرگرایی و خدامحوری را نفی میکند<ref>المیزان، ج۳، ص۱۴؛ مجموعه آثار استاد مطهری، ج ۲، ص۲۵ و ۲۶؛ مدخل مسائل جدید علم کلام، ج۲، ص۱۹۷.</ref>. اما [[اسلام]]، [[دینی]] است جامعنگر و در تعالیم خویش هم بُعد [[روحانی]] [[انسان]] را در نظر دارد و هم بُعد جسمانی او را<ref>عقائد الشیعة الإمامیة، ص۵۶۳.</ref>. |
| | |
| | در [[تعالیم اسلامی]]، مرتبه [[انسان]] بسی والاتر از دیگر آفریدگان است<ref>{{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا}}؛ سوره اسراء، آیه ۷۹.</ref>. بنابر این دیدگاه، [[زمین]] و آنچه در آن است، برای [[انسان]] آفریده شده است<ref>{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}؛ سوره بقره، آیه ۲۹.</ref>. اما از سوی دیگر، او را [[ستمگر]] و ناسپاس<ref>{{متن قرآن| وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ }}؛ سوره ابراهیم، آیه ۳۴.</ref>، [[نادان]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا}}؛ سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>، حریص، بیتاب و [[بخیل]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا}}؛ سوره معارج، آیه ۲۱- ۱۹.</ref> میداند. برخی پنداشتهاند این دو گونه تعریف از [[انسان]] در [[کلام]] [[خداوند]]، به تناقض میانجامد؛ اما هیچ تناقضی در میان نیست. آیاتی که [[انسان]] را گرامی داشته و ستودهاند، نظر به انسانی دارند که خدامحوری در پیش گرفته و خویشتن را با تعالیم [[وحی]] همراه کرده است؛ ولی آیاتی که [[انسان]] را نکوهیدهاند، انسانی را [[هدف]] گرفتهاند که از آموزههای [[الهی]] روی برتافته و [[انسانیت]] خویش را فراموش کرده است<ref>سیمای انسان کامل در قرآن، ۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۴۲ ـ ۱۴۴.</ref> |
| | |
| | == منابع == |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| # [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']] | | # [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']] |
| # [[پرونده:1100627.jpg|22px]]، [[محمد عارف فصیحی دولتشاهی|فصیحی دولتشاهی، محمد عارف]]، [[بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن (مقاله)|بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|'''سیره سیاسی پیامبر اعظم''']] | | # [[پرونده:1100627.jpg|22px]] [[محمد عارف فصیحی دولتشاهی|فصیحی دولتشاهی، محمد عارف]]، [[بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن (مقاله)|بررسی مبانی و ماهیت دولت نبوی و دولت مدرن]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|'''سیره سیاسی پیامبر اعظم''']] |
| | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اومانیسم (مقاله)|مقاله «اومانیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |
|
| |
|
| ==پانویس== | | == پانویس == |
| {{پانویس}} | | {{پانویس}} |
|
| |
|
| [[رده:مدخل]] | | [[رده:اصطلاحات سیاسی]] |
| [[رده:اومانیسم]]
| |