حقوق قضایی اقلیتهای مذهبی: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
(صفحهای تازه حاوی «{{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85...» ایجاد کرد) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
یکی از [[حقوق]] [[شهروندان]] یک [[کشور]] که لازم است برای او به رسمیت شناخته شود حقوق نشأتگرفته از [[عدالت قضایی]] است. این حقوق اعم از [[دادخواهی]]، [[حق تساوی]] افراد در برابر دادگاهها، [[حق]] [[دفاع از خود]] و... است که در راستای [[اجرای عدالت]] برای اقلیتهای دینیِ ساکن [[کشور اسلامی]] نیز به رسیمت شناخته میشود. برخی از این حقوق به اختصار عبارت است از: | یکی از [[حقوق]] [[شهروندان]] یک [[کشور]] که لازم است برای او به رسمیت شناخته شود حقوق نشأتگرفته از [[عدالت قضایی]] است. این حقوق اعم از [[دادخواهی]]، [[حق تساوی]] افراد در برابر دادگاهها، [[حق]] [[دفاع از خود]] و... است که در راستای [[اجرای عدالت]] برای اقلیتهای دینیِ ساکن [[کشور اسلامی]] نیز به رسیمت شناخته میشود. برخی از این حقوق به اختصار عبارت است از: | ||
==[[حقّ]] دادخواهی==غیرمسلمانان ساکن در [[مدینة النبی]] بارها برای [[حل اختلافات]] خویش به [[پیامبر]] مراجعه میکردند. البته برخی از این مراجعات جنبه [[حقطلبی]] نداشت و چه بسا افرادی با [[ظلم به دیگران]] و به دنبال [[منافع شخصی]] به پیامبر مراجعه میکردند تا به نفع آنان [[حکم]] کند و براساس همین [[رفتارها]] [[خداوند]] به پیامبر فهماند که او مجبور به رسیدگی به چنین دعاویی نیست و ایشان را مخیّر به رسیدگی کرد: {{متن قرآن|فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئًا}}<ref>«پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمیتوانند رساند» سوره مائده، آیه ۴۲.</ref>. البته خداوند به پیامبر متذکر میشود که مخیّر بودن ایشان به دلیل آن است که گاه آنان به دنبال [[حکم الهی]] نیستند، چون که اگر به دنبال حکم الهی بودند در [[تورات]] نیز میتوانستند حکم الهی را بیابند: {{متن قرآن|وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«چگونه تو را به داوری میگیرند در حالی که تورات نزد آنهاست که در آن حکم خداوند (آمده) است! سپس، بعد از آن، روی میگردانند و آنان مؤمن نیستند» سوره مائده، آیه ۴۳.</ref>. | |||
نکته شایان ذکر این است که در [[دعاوی]] مربوط به احوال شخصیه مانند [[نکاح]]، [[قاضی]] موظف است بر طبق [[دین]] [[اهل کتاب]] حکم کند.<ref>[[روح الله شریعتی|شریعتی، روح الله]]، [[حقوق اقلیتها در حکومت نبوی (مقاله)|مقاله «حقوق اقلیتها در حکومت نبوی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۵۱۹.</ref> | |||
[[حق]] [[دفاع]] | ==حق تساوی افراد در برابر دادگاهها== | ||
اجرای عدالت مستلزم برخورد یکسان با همه افراد در دادگاههاست تا [[اقلیت]] ساکن در [[کشور اسلامی]] نیز با [[اطمینان]] خاطر بتوانند [[زندگی]] کنند و بدانند که در صورت نیاز برای [[احقاق حق]] میتوانند به [[دادگاه]] [[رجوع]] کرده و دادگاه نیز به [[عدالت]] و [[مساوات]] با آنان برخورد میکند. [[قرآن مجید]] خطاب به [[پیامبر اکرم]] میفرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ}}<ref>«و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن» سوره مائده، آیه ۴۲.</ref>. پیامبر اکرم{{صل}} آنگاه که برای [[شفاعت]] در [[اجرای حد]] بر فردی، به ایشان رجوع کردند فرمودند که اگر دخترم [[فاطمه]] هم دزدی کند دستش را قطع خواهم کرد. بعضی از [[مفسران]] نقل کردهاند که [[یهود]] [[مدینه]] برای عدم اجرای [[حکم]] فرد زناکاری که از اشراف بود نزد [[پیامبر]] آمدند تا ایشان حکمی دیگر دهد، ولی ایشان نیز همان حکم را [[تأیید]] کرد، در حالی که [[عالمان]] یهود میخواستند به دلیل اشرافزادگی فرد [[حکم الهی]] را [[تغییر]] دهند. پیامبر آنان را نزد عالمترین فرد یهود برد و وی را قسم داد که حکم الهی که در [[تورات]] آمده را بیان کند او نیز همان حکم پیامبر را بیان کرد و چنین افزود: این حکم را ما در مورد اشراف [[اجرا]] نمیکنیم و به همین دلیل [[زنا]] بین اشراف ما زیاد شده است<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۳۵۷.</ref>. | |||
اما از دیدگاه [[اسلام]] و در کشور اسلامی، چنانچه یکی از [[اقلیتها]] با [[حاکم اسلامی]] نیز در مسئلهای [[اختلاف]] پیدا کند [[قاضی]] موظف است در حکم مساوات را رعایت نماید و بالاتر این که اگر قاضی احتمال دهد که احترامات وی به طرف [[مسلمان]] [[تصور]] عدم رعایت عدالت را در غیرمسلمان ایجاد میکند لازم است در احترامات نیز مساوات را رعایت نماید، چنانچه [[روایت]] است که [[علی بن ابی طالب]] با فردی غیرمسلمان برای رفع دعوا نزد [[عمر]]، که [[خلیفه]] بود، رفتند. عمر با [[احترام]] نام [[حضرت]] را میبرد و غیرمسلمان را به اسم میخواند. در این حال [[حضرت]] به او توجه دادند که به گونهای [[رفتار]] نکن که وی [[تصور]] کند [[عدالت]] از بین [[مسلمانان]] رخت بربسته است<ref>حسن القبانچی، شرح رسالة الحقوق، ج۲، ص۵۹۰.</ref>.<ref>[[روح الله شریعتی|شریعتی، روح الله]]، [[حقوق اقلیتها در حکومت نبوی (مقاله)|مقاله «حقوق اقلیتها در حکومت نبوی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۵۱۹.</ref> | |||
==[[حق]] [[دفاع]]== | |||
هر فرد در [[دادگاه]] حق [[دفاع از خود]] را دارد و این حق به [[کیش]] و [[دین]] فرد ارتباطی ندارد؛ زیرا ملاک، [[اجرای عدالت]] و [[مساوات]] است و حق دفاع نیز راهی برای [[احقاق حق]] و اجرای عدالت است. بعلاوه حق [[توکیل]] نیز حقی عمومی است و هر فردی میتواند در دفاع از خود وکیلی را معرفی کند.<ref>[[روح الله شریعتی|شریعتی، روح الله]]، [[حقوق اقلیتها در حکومت نبوی (مقاله)|مقاله «حقوق اقلیتها در حکومت نبوی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۵۲۰.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||