تفسیر کشاف (کتاب): تفاوت میان نسخهها
←درباره کتاب
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
از مهمترین ویژگی تفسیر الکشاف، [[عقلگرایی]] و [[خردورزی]] او در فنّ [[تفسیر قرآن]] است. قلّت لفظ و کثرت معنا، دقت [[علمی]] و [[استواری]] در [[نثر]] نیز، از دیگر ویژگیهای این اثر است و میتوان گفت: جنبه [[عقلی]] -اعتزالی این [[تفسیر]] که با هنرنمایی بلاغی همراه است آن را از دیگر [[تفاسیر]] به نحو چشمگیری متمایز میسازد. [[زمخشری]] از طرفی با [[شجاعت]] تمام، [[پایبندی]] خود را به [[مکتب]] عقلگرای اعتزال آشکارا ابراز داشته و از طرف دیگر آیاتی که ظاهر آنها با [[دلایل عقلی]] ناسازگار است [[تأویل]] نموده است. | از مهمترین ویژگی تفسیر الکشاف، [[عقلگرایی]] و [[خردورزی]] او در فنّ [[تفسیر قرآن]] است. قلّت لفظ و کثرت معنا، دقت [[علمی]] و [[استواری]] در [[نثر]] نیز، از دیگر ویژگیهای این اثر است و میتوان گفت: جنبه [[عقلی]] -اعتزالی این [[تفسیر]] که با هنرنمایی بلاغی همراه است آن را از دیگر [[تفاسیر]] به نحو چشمگیری متمایز میسازد. [[زمخشری]] از طرفی با [[شجاعت]] تمام، [[پایبندی]] خود را به [[مکتب]] عقلگرای اعتزال آشکارا ابراز داشته و از طرف دیگر آیاتی که ظاهر آنها با [[دلایل عقلی]] ناسازگار است [[تأویل]] نموده است. | ||
در واقع نگاه زمخشری به [[آیات قرآن]]، نگاهی خردورزانه و آزادانه آن هم بر اساس ذوق [[سلیم]] و [[فکر]] صحیح و [[استوار]] او است. در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ}}<ref>«چهرههایی در آن روز شاداب است (که) به (پاداش و نعمت) پروردگارش مینگرد» سوره قیامه، آیه ۲۲-۲۳.</ref> میگوید: «وجه» عبارت است از جمله وجودی شیء، «ناظره» از ریشه «نَضرَة» به معنی [[شادابی]] و درخشندگی از برخورد با [[نعمت]] است. پیدا است که ایشان به چیزیهایی مینگرند که از شمار بیرون است و در جمعی که تمام [[خلق]] در آن گرد آمدهاند در آن [[روز]] [[مؤمنان]] نظاره گرند؛ زیرا ایشان [[پناه]] یافتگانی هستند که نه ترسی بر آنان چیره است و نه اندوهی دارند. در نتیجه، اختصاص یافتن نگاهِ آنان به [[خدا]] - اگر مقصود، نظاره به ذات [[حق]] باشد - قطعاً محال است؛ پس باید مفهومی قابل اختصاص داشته باشد و معنایی که با آن سازگار میباشد همان است که معمولاً میگویند: {{عربی|"انا إلی فلان ناظر ما یصنع بی"}}؛ من به فلانی مینگرم تا با من چه کند» که در اینجا معنای توقّع و چشمداشت میدهد؛ چنان که شاعر گفته است: | در واقع نگاه زمخشری به [[آیات قرآن]]، نگاهی خردورزانه و آزادانه آن هم بر اساس ذوق [[سلیم]] و [[فکر]] صحیح و [[استوار]] او است. در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ}}<ref>«چهرههایی در آن روز شاداب است (که) به (پاداش و نعمت) پروردگارش مینگرد» سوره قیامه، آیه ۲۲-۲۳.</ref> میگوید: «وجه» عبارت است از جمله وجودی شیء، «ناظره» از ریشه «نَضرَة» به معنی [[شادابی]] و درخشندگی از برخورد با [[نعمت]] است. پیدا است که ایشان به چیزیهایی مینگرند که از شمار بیرون است و در جمعی که تمام [[خلق]] در آن گرد آمدهاند در آن [[روز]] [[مؤمنان]] نظاره گرند؛ زیرا ایشان [[پناه]] یافتگانی هستند که نه ترسی بر آنان چیره است و نه اندوهی دارند. در نتیجه، اختصاص یافتن نگاهِ آنان به [[خدا]] - اگر مقصود، نظاره به ذات [[حق]] باشد - قطعاً محال است؛ پس باید مفهومی قابل اختصاص داشته باشد و معنایی که با آن سازگار میباشد همان است که معمولاً میگویند: {{عربی|"انا إلی فلان ناظر ما یصنع بی"}}؛ من به فلانی مینگرم تا با من چه کند» که در اینجا معنای توقّع و چشمداشت میدهد؛ چنان که شاعر گفته است: و آنگاه که بر چون تو [[پادشاهی]] مینگرم در حالی که دریایی پهناور از تو کمتر است نعمت خود را بر من میافزایی. خود شنیدم، دخترکی از [[مردم]] سرو (روستایی نزدیک [[مکّه]]) در واپسین [[روز]] در کوچههای [[مکه]] به گدایی، نوایی داشت؛ هنگامی که مردم از شدت [[گرما]] در درون خانههای خود آرمیده بودند در ناله خود میگفت: «چشمان من به [[خدا]] و شما مردم نظر دارد» و مقصود: چشمداشت است نه نظر افکندن و به همین معنا است که [[مؤمنان]] در آن روز، توقّع و چشمداشت به [[نعمت]] و [[کرامت الهی]] دارند و به غیر خدا نظری ندارند؛ همانگونه که در [[دنیا]]، فقط از خدا میترسیدند و به او [[امید]] میبستند». | ||
این تحقیق [[زیبا]]، حاکی از ذوق سرشار و قریحه نیرومند علامهای ادیب و [[فرهیخته]]، همچون [[زمخشری]] است. در حالی که [[ابوالحسن اشعری]] با این [[آیه]] بر جواز [[رؤیت خداوند]] در [[آخرت]] [[استدلال]] کرده است! در صورتی که [[رأی]] و نظر [[اهل]] [[عدل]] و [[تنزیه]] در مسأله [[توحید الهی]]، رأی و نظری است در کمال والایی و [[عظمت]]؛ به طوری که [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ}}<ref>«چیزی مانند او نیست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref> را به [[بهترین]] وجه تبیین و [[تفسیر]] کردهاند و با دیدگاههای قاصر [[اشاعره]] و [[پیروان]] ایشان؛ مانند مشبهه و مجسمه که میگویند [[خداوند]] دارای [[جسم]] و صورت و دست و چشم و مکان و جهت [[رؤیت]] است به [[مبارزه]] بر خاستهاند و خداوند را منزّه از صفات جسم و [[جسمانی]] دانستهاند و اینگونه در خصوصِ این آیه، [[تفسیری]] دقیق و عمیق ارائه کردهاند و آن را بهگونه معقول [[تأویل]] نمودهاند که با مبانی اشاعره در تضادّ است. | این تحقیق [[زیبا]]، حاکی از ذوق سرشار و قریحه نیرومند علامهای ادیب و [[فرهیخته]]، همچون [[زمخشری]] است. در حالی که [[ابوالحسن اشعری]] با این [[آیه]] بر جواز [[رؤیت خداوند]] در [[آخرت]] [[استدلال]] کرده است! در صورتی که [[رأی]] و نظر [[اهل]] [[عدل]] و [[تنزیه]] در مسأله [[توحید الهی]]، رأی و نظری است در کمال والایی و [[عظمت]]؛ به طوری که [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ}}<ref>«چیزی مانند او نیست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref> را به [[بهترین]] وجه تبیین و [[تفسیر]] کردهاند و با دیدگاههای قاصر [[اشاعره]] و [[پیروان]] ایشان؛ مانند مشبهه و مجسمه که میگویند [[خداوند]] دارای [[جسم]] و صورت و دست و چشم و مکان و جهت [[رؤیت]] است به [[مبارزه]] بر خاستهاند و خداوند را منزّه از صفات جسم و [[جسمانی]] دانستهاند و اینگونه در خصوصِ این آیه، [[تفسیری]] دقیق و عمیق ارائه کردهاند و آن را بهگونه معقول [[تأویل]] نمودهاند که با مبانی اشاعره در تضادّ است. | ||