مسلم بن عوسجه اسدی در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←اندوه دوست و شادی دشمن در شهادت مسلم
| خط ۱۰۶: | خط ۱۰۶: | ||
==[[اندوه]] [[دوست]] و [[شادی]] [[دشمن]] در [[شهادت]] مسلم== | ==[[اندوه]] [[دوست]] و [[شادی]] [[دشمن]] در [[شهادت]] مسلم== | ||
وقتی [[مسلم بن عوسجه]] روی [[زمین]] افتاد و جان به جان آفرین [[تسلیم]] کرد، یاران امام{{ع}} سخت محزون شدند و [[کنیز]] مسلم، فریاد کشید: | وقتی [[مسلم بن عوسجه]] روی [[زمین]] افتاد و جان به جان آفرین [[تسلیم]] کرد، یاران امام{{ع}} سخت محزون شدند و [[کنیز]] مسلم، فریاد کشید: «ای پسر عوسجه، ای آقای من!». | ||
هنگامی که صدای [[شیون]] بلند شد، [[یاران]] [[عمرو بن حجاج]]، در [[سپاه]] عمرسعد، دانستند او شهید شده؛ لذا به یکدیگر [[بشارت]] دادند و هلهله برآوردند که ما مسلم بن عوسجه را کشتیم. | هنگامی که صدای [[شیون]] بلند شد، [[یاران]] [[عمرو بن حجاج]]، در [[سپاه]] عمرسعد، دانستند او شهید شده؛ لذا به یکدیگر [[بشارت]] دادند و هلهله برآوردند که ما مسلم بن عوسجه را کشتیم. | ||
.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص: | [[شبث بن ربعی]] با اینکه در سپاه عمرسعد بود به بعضی از یارانش که در کنارش بودند [[اعتراض]] کرد و گفت:مادرانتان در عزایتان بگریند! شما خود را به دست خود میکشید و موجبات [[ذلت]] و [[خواری]] خود را فراهم میکنید، در حالی که خرسندید که شخصیتی مثل [[مسلم بن عوسجه]] را کشتهاید! هان به [[خدا]] [[سوگند]]! او در میان [[مسلمانان]] از جایگاهی [[کریم]] برخوردار بود. یادم نمیرود که او را در [[دشت]] [[آذربایجان]] در [[جبهه]] [[جنگ]] [[مشاهده]] کردم که قبل از آمدن تمامی سواران [[اسلام]]، برای [[نبرد]] با [[مشرکان]]، شش نفر از [[مشرکین]] را کشت. آیا شماها بر کشتن مثل چنین فردی [[خوشحالی]] میکنید!.<ref>{{عربی| ثكلتكم امهاتكم! إنما تقتلون أنفسكم بأيديكم، و تذلّلون أنفسكم لغيركم، تفرحون أن يقتل مثل مسلم بن عوسجة...}}تاریخ طبری، ج۵، ص۴۳۶؛ کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۶۶؛ مقتل مقرم، ص۲۴۵ ونفس المهموم، ص۲۵۷.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۵۸۳-۵۸۴.</ref> | ||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||