←مقدمه
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
کنده از قبایل قدرتمند [[یمنی]] است که «در [[روزگار]] [[شمریهرعش]] به [[ارتش]] [[پادشاهان]] [[حِمیَر]] پیوستند؛ زیرا آنان جنگاورانی نیرومند و پرخاشگر بودند که برای [[بیم]] دادن [[دشمنان]] از استفاده میشد»<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، الجزء الثانی، ص۵۵۲.</ref>. | کنده از قبایل قدرتمند [[یمنی]] است که «در [[روزگار]] [[شمریهرعش]] به [[ارتش]] [[پادشاهان]] [[حِمیَر]] پیوستند؛ زیرا آنان جنگاورانی نیرومند و پرخاشگر بودند که برای [[بیم]] دادن [[دشمنان]] از استفاده میشد»<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، الجزء الثانی، ص۵۵۲.</ref>. | ||
در نبشتههای [[عربستان]] جنوبیِ پس از میلاد، از آن جمله کتیبه [[جامه]] به شماره ۶۶۰ و ۶۶۵ و ریگمانس به شماره ۵۱۰<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، الجزء الثانی، ص۵۵۲.</ref> نام این قبیله مکرر به صورت «کدت» آمده است. واژه [[اعراب]] که پیش از نام کنده آمده معلوم میدارد که این قبیله بیابانگرد بوده و سکونتگاهی ثابت نداشته است. از این رو، شاهان [[یمن]] برای سرکوبی دشمنان خود (از [[قبایل یمنی]] یا معدی)، از این قبیله سود میجستند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، الجزء الثانی، ص۵۹۰.</ref>. در کتیبهای (RY۵۱۰) که به سال ۵۱۶ میلادی برمیگردد و پروفسور ریگمانس در وادی مأسل آن را [[کشف]] و منتشر کرد نام کنده و مَذحِج همراه [[بنیثعلبه]] به عنوان اعراب آمده است<ref> پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۳۰.</ref>. محققان این واژه را معمولاً به مفهوم «[[اعرابی]] - اعراب بادیهنشین - [[بدوی]]» گرفتهاند<ref> پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۳۲.</ref>. در کتیبه ۵۰۸ ریگمانس و ۲۲۸ فیلبی<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، الجزء الثانی، ص۵۸۹.</ref> نیز نام کنده به صورت عربهای کنده آمده که با [[یوسفاسار]] جنگیدهاند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، الجزء الثانی، ص۵۹۶.</ref>. [[پیکار]] کنده با شاهان [[یمن]] حکایت از [[قدرت سیاسی]] - نظامی این [[قبیله]] دارد. البته در روزگارانِ مختلف، این [[قدرت]] در درجات شدت و [[ضعف]] قرار داشت، به گونهای که [[ابرهه]] [[یزید بن کِبشَه کندی]] را به عنوان عامل خود برکنده [[منصوب]] کرد که به سال ۵۴۲ میلادی علیه ابرهه [[قیام]] کرد، ولی ابرهه قیام او را فرونشانید<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۳۸.</ref> و مجدداً به سال ۵۴۷ میلادی اَبجَبَر کندی را بر آنان گمارد<ref> پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۴۳.</ref>. | در نبشتههای [[عربستان]] جنوبیِ پس از میلاد، از آن جمله کتیبه [[جامه]] به شماره ۶۶۰ و ۶۶۵ و ریگمانس به شماره ۵۱۰<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، الجزء الثانی، ص۵۵۲.</ref> نام این قبیله مکرر به صورت «کدت» آمده است. واژه [[اعراب]] که پیش از نام کنده آمده معلوم میدارد که این قبیله بیابانگرد بوده و سکونتگاهی ثابت نداشته است. از این رو، شاهان [[یمن]] برای سرکوبی دشمنان خود (از [[قبایل یمنی]] یا [[معدی]])، از این قبیله سود میجستند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، الجزء الثانی، ص۵۹۰.</ref>. در کتیبهای (RY۵۱۰) که به سال ۵۱۶ میلادی برمیگردد و پروفسور ریگمانس در وادی [[مأسل]] آن را [[کشف]] و منتشر کرد نام کنده و مَذحِج همراه [[بنیثعلبه]] به عنوان اعراب آمده است<ref> پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۳۰.</ref>. محققان این واژه را معمولاً به مفهوم «[[اعرابی]] - اعراب بادیهنشین - [[بدوی]]» گرفتهاند<ref> پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۳۲.</ref>. در کتیبه ۵۰۸ ریگمانس و ۲۲۸ فیلبی<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، الجزء الثانی، ص۵۸۹.</ref> نیز نام کنده به صورت عربهای کنده آمده که با [[یوسفاسار]] جنگیدهاند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، الجزء الثانی، ص۵۹۶.</ref>. [[پیکار]] کنده با شاهان [[یمن]] حکایت از [[قدرت سیاسی]] - نظامی این [[قبیله]] دارد. البته در روزگارانِ مختلف، این [[قدرت]] در درجات شدت و [[ضعف]] قرار داشت، به گونهای که [[ابرهه]] [[یزید بن کِبشَه کندی]] را به عنوان عامل خود برکنده [[منصوب]] کرد که به سال ۵۴۲ میلادی علیه ابرهه [[قیام]] کرد، ولی ابرهه قیام او را فرونشانید<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۳۸.</ref> و مجدداً به سال ۵۴۷ میلادی اَبجَبَر کندی را بر آنان گمارد<ref> پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۴۳.</ref>. | ||
صفحات درخشان [[تاریخ]] کنده در شمال با نام [[حارث بن عمرو]] مرتبط است. در سال ۵۰۲ میلادی امپراتور [[اَناسیاسیوس]] با حارث کندی [[پیمان]] [[صلح]] منعقد کرد<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۲۵.</ref>. پس از آن، درگیریهای خونینی میان [[لخمیان]] و [[کندیان]] در سال ۵۲۸ میلادی به وقوع پیوست<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۲۸.</ref> و حارث نواده [[حجر]] [[آکلالمرار]] موفق شد [[حیره]] را به [[تصرف]] درآورد و بر [[سرزمین]] لخمیان [[فرمان]] براند<ref>حمزة بن حسن اصفهانی، سنی ملوک الارض و الأنبیاء، ترجمه جعفر شعار، ص۱۴۷.</ref> و [[فرزندان]] خود را بر [[قبایل]] [[کنانه]] و [[بنیاسد]] و [[بنیتمیم]] و [[بنیثعلب]] که در [[نجد]] بودند بگمارد<ref>ابنشبه، تاریخ المدینة المنوره، الجزء الثانی، ص۵۴۴؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، الجزء التاسع، ص۸۱.</ref>. | صفحات درخشان [[تاریخ]] کنده در شمال با نام [[حارث بن عمرو]] مرتبط است. در سال ۵۰۲ میلادی امپراتور [[اَناسیاسیوس]] با حارث کندی [[پیمان]] [[صلح]] منعقد کرد<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۲۵.</ref>. پس از آن، درگیریهای خونینی میان [[لخمیان]] و [[کندیان]] در سال ۵۲۸ میلادی به وقوع پیوست<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۲۸.</ref> و [[حارث]] نواده [[حجر]] [[آکلالمرار]] موفق شد [[حیره]] را به [[تصرف]] درآورد و بر [[سرزمین]] لخمیان [[فرمان]] براند<ref>حمزة بن حسن اصفهانی، سنی ملوک الارض و الأنبیاء، ترجمه جعفر شعار، ص۱۴۷.</ref> و [[فرزندان]] خود را بر [[قبایل]] [[کنانه]] و [[بنیاسد]] و [[بنیتمیم]] و [[بنیثعلب]] که در [[نجد]] بودند بگمارد<ref>ابنشبه، تاریخ المدینة المنوره، الجزء الثانی، ص۵۴۴؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، الجزء التاسع، ص۸۱.</ref>. | ||
حارث بر قبایل [[معد]] و سرزمین [[ | حارث بر قبایل [[معد]] و سرزمین [[حیره]] فرمان میراند تا [[انوشیروان]] به [[پادشاهی]] رسید و [[منذر بن ماء السماء]] را بر [[حکومت]] حیره [[تعیین]] کرد. چون منذر به حیره نزدیک شد حارث کِندی گریخت و سرانجام به دست قبیله [[بنیکلب]] کشته شد<ref>حمزة بن حسن اصفهانی، سنی ملوک الارض و الأنبیاء، ترجمه جعفر شعار، ص۱۴۷.</ref>. | ||
پس از [[مرگ]] [[حارث]] بین فرزندانش [[سلمه]] و [[شرحبیل]] [[اختلاف]] افتاد و به [[پیکار]] با یکدیگر برخاستند و در [[کُلاب]] بین [[کوفه]] و [[بصره]] با یکدیگر روبهرو شدند<ref> ابوعبیده معمر بن المثنی، ایام العرب قبل الاسلام، تحقیق عادل جاسم البیانی، الجزء الثانی، ص۴۷. یعقوبی علت این اختلاف را فتنهانگیزی مندر مینویسد (ر.ک: یعقوبی، تاریخ، جلد اول، ص۲۶۹).</ref>. [[شرحبیل]] به دست [[بنوثعلب]] کشته شد<ref>ابنشبه، تاریخ المدینة المنوره، الجزء الثانی، ص۵۴۵.</ref>. بدین صورت؛ احوال کنده پریشان شد و [[حکومت]] از دست [[بنیآکل المرار]] خارج شد و متفرق شدند و به [[حضرموت]]<ref>ابوعبیده معمر بن المثنی، ایام العرب قبل الاسلام، تحقیق عادل جاسم البیانی، الجزء الثانی، ص۶۵.</ref> مقر اصلی خویش بازگشتند <ref>فیلیپ حتی، تاریخ مفصل عرب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص۱۰۷.</ref>. سپس [[فرمانروایی]] به دست «[[معدی کرب بن جبله]]» و «[[قیس بن معدی کرب]]» از شاخه «[[بنی معاویة الاکرمین بن الحارث]]» افتاد<ref>حمزة بن حسن اصفهانی، سنی ملوک الارض و الأنبیاء، ترجمه جعفر شعار، ص۱۴۸.</ref>. در [[روزگار]] [[قیس]] [[دین اسلام]] در [[مکه]] [[ظهور]] کرد. آنگاه [[اشعث بن قیس]] به [[ریاست]] آنان رسید<ref>حمزة بن حسن اصفهانی، سنی ملوک الارض و الأنبیاء، ترجمه جعفر شعار، ص۱۴۸.</ref>. | پس از [[مرگ]] [[حارث]] بین فرزندانش [[سلمه]] و [[شرحبیل]] [[اختلاف]] افتاد و به [[پیکار]] با یکدیگر برخاستند و در [[کُلاب]] بین [[کوفه]] و [[بصره]] با یکدیگر روبهرو شدند<ref> ابوعبیده معمر بن المثنی، ایام العرب قبل الاسلام، تحقیق عادل جاسم البیانی، الجزء الثانی، ص۴۷. یعقوبی علت این اختلاف را فتنهانگیزی مندر مینویسد (ر.ک: یعقوبی، تاریخ، جلد اول، ص۲۶۹).</ref>. [[شرحبیل]] به دست [[بنوثعلب]] کشته شد<ref>ابنشبه، تاریخ المدینة المنوره، الجزء الثانی، ص۵۴۵.</ref>. بدین صورت؛ احوال کنده پریشان شد و [[حکومت]] از دست [[بنیآکل المرار]] خارج شد و متفرق شدند و به [[حضرموت]]<ref>ابوعبیده معمر بن المثنی، ایام العرب قبل الاسلام، تحقیق عادل جاسم البیانی، الجزء الثانی، ص۶۵.</ref> مقر اصلی خویش بازگشتند <ref>فیلیپ حتی، تاریخ مفصل عرب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص۱۰۷.</ref>. سپس [[فرمانروایی]] به دست «[[معدی کرب بن جبله]]» و «[[قیس بن معدی کرب]]» از شاخه «[[بنی معاویة الاکرمین بن الحارث]]» افتاد<ref>حمزة بن حسن اصفهانی، سنی ملوک الارض و الأنبیاء، ترجمه جعفر شعار، ص۱۴۸.</ref>. در [[روزگار]] [[قیس]] [[دین اسلام]] در [[مکه]] [[ظهور]] کرد. آنگاه [[اشعث بن قیس]] به [[ریاست]] آنان رسید<ref>حمزة بن حسن اصفهانی، سنی ملوک الارض و الأنبیاء، ترجمه جعفر شعار، ص۱۴۸.</ref>. | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
بدینسان، «[[دولت]] کنده در واقع دولت بدویان و اتحادی با [[قبایل]] [[معد]]، تحت [[زعامت]] شیوخ قبایل کنده از جنوب [[عربستان]] بود»<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۵۲.</ref>. کندیان موفق شدند [[حکومتی]] [[متحد]] و مشترک با قبایل معدی و نجدی در سرزمینهای شمال شرقی جزیرةالعرب پدید آوردند، ولی [[ملوک]] آنان، آنگونه که [[باور]] کاسکل<ref>W. Caskel , Die einheirtschten Quelen p.۳۴۰ به نقل از پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۵۲.</ref> میباشد دارای گارد محافظ نبودند. آنان در رأس نیروهای قبیلهای قرار داشتند و بیش از همه بر قبایل و عشیرهها و خاندانهای خود [[اعتماد]] داشتند که گاه نیز بین آنان اختلافهای شدیدی بروز میکرد. | بدینسان، «[[دولت]] کنده در واقع دولت بدویان و اتحادی با [[قبایل]] [[معد]]، تحت [[زعامت]] شیوخ قبایل کنده از جنوب [[عربستان]] بود»<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۵۲.</ref>. کندیان موفق شدند [[حکومتی]] [[متحد]] و مشترک با قبایل معدی و نجدی در سرزمینهای شمال شرقی جزیرةالعرب پدید آوردند، ولی [[ملوک]] آنان، آنگونه که [[باور]] کاسکل<ref>W. Caskel , Die einheirtschten Quelen p.۳۴۰ به نقل از پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۵۲.</ref> میباشد دارای گارد محافظ نبودند. آنان در رأس نیروهای قبیلهای قرار داشتند و بیش از همه بر قبایل و عشیرهها و خاندانهای خود [[اعتماد]] داشتند که گاه نیز بین آنان اختلافهای شدیدی بروز میکرد. | ||
داستانهای ایامالعرب و جنگهای قبیلهای از یک سو با خودشان و از سویی دیگر، با [[قبایل]] دیگر همچون حضرموت و مراد، مؤید آن است که [[سازمان]] [[جنگی]] آنان صورت قبیلهای داشت و مثل یک [[نظام]] [[پادشاهی]] دارای گارد محافظ و [[تشکیلات نظامی]] پیچیده و [[مقتدر]] و [[منظم]] نبودند. از متن [[ابوعبیده مَعمَر بن مثنی]] درباره [[پیکار]] [[کلاب]]<ref>ایام العرب، الجزء الثانی، ص۴۷.</ref> نیز برمیآید که نیروهای همراه [[شرحبیل | داستانهای ایامالعرب و جنگهای قبیلهای از یک سو با خودشان و از سویی دیگر، با [[قبایل]] دیگر همچون حضرموت و مراد، مؤید آن است که [[سازمان]] [[جنگی]] آنان صورت قبیلهای داشت و مثل یک [[نظام]] [[پادشاهی]] دارای گارد محافظ و [[تشکیلات نظامی]] پیچیده و [[مقتدر]] و [[منظم]] نبودند. از متن [[ابوعبیده مَعمَر بن مثنی]] درباره [[پیکار]] [[کلاب]]<ref>ایام العرب، الجزء الثانی، ص۴۷.</ref> نیز برمیآید که نیروهای همراه [[شرحبیل بن حارث]] از [[بنیبکر]] و قبایل [[متحد]] وی بودند و نیروهای [[سلمة بن حارث]] از [[تغلب]]، «النمر» و قبایل دیگر همپیمان وی بودند. | ||
بدین صورت؛ درمییابیم اولاً، [[رفتار]] و [[خوی]] بیابانگردی آنان موجب [[اختلاف]] و [[کشمکش]] و عدم [[همبستگی]] آنها بود و ثانیاً، سازمان جنگی آنان شکل قبیلهای داشت که در ایام حارث بر [[شرق]] [[عربستان]] [[تسلط]] یافتند. | بدین صورت؛ درمییابیم اولاً، [[رفتار]] و [[خوی]] بیابانگردی آنان موجب [[اختلاف]] و [[کشمکش]] و عدم [[همبستگی]] آنها بود و ثانیاً، سازمان جنگی آنان شکل قبیلهای داشت که در ایام حارث بر [[شرق]] [[عربستان]] [[تسلط]] یافتند. | ||