بنیسلمه: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
(←منابع) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
بنیسلمه یکی از چند [[قبیله]] برجسته [[خزرجی]] است که در [[عصر پیامبر]]{{صل}} در یثرب میزیستند. [[سلمه نیای اعلای]] این قبیله با ۶ واسطه به [[خزرج]] میرسد. آنان در کنار [[قبایل]] خزرجی دیگری چون [[بنینجار]]، [[بنیزریق]]، [[بنیحارث]] و [[بنیساعده خزرج بن حارثه نیای اعلای]] [[خزرجیان]] را تشکیل میدادند. بنیسلمه به لحاظ گستردگی خود به سه شاخه [[حرام]]، [[بنی عبید]] و [[بنی سواد]] تقسیم میشوند و اعضای هر سه شاخه آن را سَلَمی گویند.<ref>المعارف، ص ۸۱؛ جمهرة انساب العرب، ص ۳۵۸ ـ ۳۵۹.</ref> بنیسلمه در شمال غربی [[مدینه]] مستقر بودند و سکونتگاه ایشان را خُربی مینامیدند که [[پیامبر]] آن را صُلَحه یا [[صالحیه]] نام نهاد. با توجه به موقعیت اقلیمی یثرب که تنها دروازه طبیعی آن شمال آن بود، در حملات نظامی به یثرب، سکونتگاه بنیسلمه بیش از دیگر سکونتگاهها در [[معرض]] خطر قرار میگرفت، چنانکه در [[غزوه احزاب]] منتهی الیه [[خندق]] از [[غرب]]، مَذاد بود که از مناطق بنیسلمه شمرده میشد.<ref> الطبقات، ج ۴، ص ۸۳؛ معجم البلدان، ج ۵، ص ۸۸.</ref> هریک از مجموعههای [[سلمی]] قلعه خاصی داشتند. از جمله قلعههای ایشان میتوان به اغلب، خیط، منیع، اشنق، اطول، مَذاد، جاعس و [[اخنس]] اشاره کرد؛<ref>وفاء الوفاء، ج ۱، ص ۲۰۱ ـ ۲۰۲.</ref> همچنین میان سکونتگاه ایشان و سکونتگاه بسیاری از قبایل ساکن یثرب | بنیسلمه یکی از چند [[قبیله]] برجسته [[خزرجی]] است که در [[عصر پیامبر]]{{صل}} در یثرب میزیستند. | ||
[[سلمه نیای اعلای]] این قبیله با ۶ واسطه به [[خزرج]] میرسد. آنان در کنار [[قبایل]] خزرجی دیگری چون [[بنینجار]]، [[بنیزریق]]، [[بنیحارث]] و [[بنیساعده خزرج بن حارثه نیای اعلای]] [[خزرجیان]] را تشکیل میدادند. | |||
بنیسلمه به لحاظ گستردگی خود به سه شاخه [[حرام]]، [[بنی عبید]] و [[بنی سواد]] تقسیم میشوند و اعضای هر سه شاخه آن را سَلَمی گویند.<ref>المعارف، ص ۸۱؛ جمهرة انساب العرب، ص ۳۵۸ ـ ۳۵۹.</ref> بنیسلمه در شمال غربی [[مدینه]] مستقر بودند و سکونتگاه ایشان را خُربی مینامیدند که [[پیامبر]] آن را صُلَحه یا [[صالحیه]] نام نهاد. با توجه به موقعیت اقلیمی یثرب که تنها دروازه طبیعی آن شمال آن بود، در حملات نظامی به یثرب، سکونتگاه بنیسلمه بیش از دیگر سکونتگاهها در [[معرض]] خطر قرار میگرفت، چنانکه در [[غزوه احزاب]] منتهی الیه [[خندق]] از [[غرب]]، مَذاد بود که از مناطق بنیسلمه شمرده میشد.<ref> الطبقات، ج ۴، ص ۸۳؛ معجم البلدان، ج ۵، ص ۸۸.</ref> هریک از مجموعههای [[سلمی]] قلعه خاصی داشتند. از جمله قلعههای ایشان میتوان به اغلب، خیط، منیع، اشنق، اطول، مَذاد، جاعس و [[اخنس]] اشاره کرد؛<ref>وفاء الوفاء، ج ۱، ص ۲۰۱ ـ ۲۰۲.</ref> همچنین میان سکونتگاه ایشان و سکونتگاه بسیاری از قبایل ساکن یثرب آب راهی فاصل شده بود.<ref> تاریخ المدینه، ج ۱، ص ۷۸؛ وفاء الوفاء، ج ۱، ص ۲۰۳.</ref> | |||
آنان در جنگهای پیش از [[اسلام]] که میان اوسیان و خزرجیان صورت پذیرفته بود حضور داشتند. در یکی از این [[جنگها]] که اوسیان [[شکست]] خوردند و آسیبهای فراوانی دیدند، بزرگان بنیسلمه به یکی از سران [[قبیله اوس]] از تیره بنی عبدالاشهل [[پناه]] دادند و وی توانست [[جان]] سالم به در برد، از این رو در [[جنگ]] بزرگ بُعاث که خزرجیان از [[اوس]] شکست خوردند اوسیان بنیعبدالاشهل از [[بنی سلمه]] [[حمایت]] کردند و مانع صدمه ایشان شدند.<ref> الاغانی، ج ۱۷، ص ۱۲۹ ـ ۱۳۰.</ref> زمانی که [[پیامبر]] با یثربیان آشنا گردید بزرگان بنیسلمه سه تن بودند: [[براء بن معرور]]، [[عمرو بن جموح]] و [[جد بن قیس]]. براء بن معرور که خود در [[پیمان عقبه]] دوم حضور داشت به عنوان سخنگوی [[خزرجیان]] با پیامبر{{صل}} [[سخن]] گفت و پس از [[بیعت]] با پیامبر برای [[حمایت]] از ایشان، به عنوان یکی از نقبای دوازدهگانه یثرب [[تعیین]] گردید؛ اما پیش از رسیدن پیامبر به یثرب از [[دنیا]] رفت. [[عمرو بن جموح]] نیز هرچند با اندکی تأخیر [[اسلام]] آورده بود؛ اما در [[جنگ احد]] در [[سال سوم هجری]] به [[شهادت]] رسید<ref>الطبقات، ج ۳، ص ۶۱۹ ـ ۶۲۰؛ اسدالغابه، ج ۴، ص ۹۳.</ref>، از این رو [[بنی سلمه]] جد [[بن قیس]] را [[رهبر]] خود میدانستند؛ اما وی برخلاف [[رهبران]] پیشین بنیسلمه با پیامبر همسو نبود، به هرحال پیامبر درپی آن بود که از [[نفوذ]] وی در میان بنیسلمه بکاهد و بُشر فرزند [[براء بن معرور]] را جایگزین وی معرفیکند.<ref> السیرةالنبویه، ج ۲، ص ۳۱۶؛ عیون الاثر، ج ۱، ص ۲۲۴؛ بحار الانوار، ج ۲۱، ص ۱۹۳.</ref> | |||
به نظر میرسد در پی تلاش پیامبر{{صل}} بنیسلمه دو دسته شدند و عدهای [[رهبری]] بُشر را بر جد بن قیس ترجیح دادند و به رغم آنکه جد بن قیس در [[نبرد خیبر]] ([[سال هفتم هجری]]) حاضر نشد و بنی سلمه را از حضور در این اعزام باز میداشت، جمعی از بنیسلمه به [[پیروی]] از بُشر بن براء در این [[نبرد]] شرکت کردند؛ اما [[بشر]]، رهبر پیشنهادی پیامبر بر اثر خوردن گوشتی سمّی در [[خیبر]] به شهادترسید <ref>السیرةالنبویه، ج ۳، ص ۳۳۸؛ رجال الطوسی، ص ۲۸؛ تاریخ ابن خیاط، ص ۵۰.</ref> و از آن پس جد بن قیس رهبر بلامنازع بنیسلمه محسوب میشد. وی پیش از این در [[صلح حدیبیه]] (در [[سال ششم هجری]]) نیز حاضر نشده بود تا با پیامبر{{صل}} [[عهد]] بندد که در صورت [[حمله]] [[قریش]] فرار نکند و از اینرو وی تنها فردی از صحابه حاضر در [[حدیبیه]] بود که در [[پیمان]] بیعت رضوان شرکت نکرد <ref>السیرةالنبویه، ج ۳، ص ۷۸۰ ـ ۷۸۱؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۸۰.</ref> و در [[سال نهم هجری]] نیز به جهت خودداری از شرکت در [[نبرد تبوک]] در شمار [[منافقان]] درآمد {{متن قرآن|أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجد الحرام را همگون کار آن کس قرار دادهاید که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و در راه خداوند جهاد کرده است؟ (هرگز این دو) نزد خداوند برابر نیستند و خداوند گروه ستمگران را رهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۱۹.</ref> و پس از بازگشتِ [[پیامبر]]، از کار خود توبه کرد {{متن قرآن|وَعَلَى الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَنْ لَا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>«و نیز بر آن سه تن که (از رفتن به جنگ تبوک) واپس نهاده شدند تا آنگاه که زمین با همه فراخنایش بر آنان تنگ آمد و جانشان به لب رسید و دریافتند که پناهگاهی از خداوند جز به سوی خود او نیست؛ آنگاه (خداوند) بر ایشان بخشایش آورد تا توبه کنند که خداوند بسیار توب» سوره توبه، آیه ۱۱۸.</ref>.<ref> الطبقات، ج ۳، ص ۵۷۱.</ref> از اینرو میتوان گفت [[رهبران]] بنیسلمه در نوسان جریان [[حمایت]] بنیسلمه از پیامبر نقش مؤثری داشتند. در مجموع میتوان گفت [[بنی سلمه]] در مقایسه با دیگر [[قبایل]] یثرب از سوابق برجستهتری در [[روابط]] با پیامبر{{صل}} برخوردار بودند و این مسئله از آغاز نمایان بود. | |||
در نخستین روابطی که میان پیامبر و یثربیان در [[مراسم حج]] (سال یازدهم [[بعثت]]) ایجاد شد ۶ تن [[مسلمان]] شدند که دو تن از بنی سلمه بودند.<ref> تاریخ طبری، ج ۲، ص ۸۶ ـ ۸۷؛ الطبقات، ج ۱، ص ۲۱۹.</ref>در سال بعد ۱۲ نفر از [[مسلمانان]] یثرب با پیامبر پیمانی بستند که به [[پیمان عقبه]] اول [[شهرت]] یافت. دو نفر از [[بیعت کنندگان]] این پیمان نیز بنیسلمهای بودند.<ref> الطبقات، ج ۱، ص ۲۲۰.</ref> در [[بیعت عقبه دوم]] که یک سال پس از [[بیعت عقبه]] نخست روی داد و بر اساس آن بیعت کنندگان، حمایت خود را از پیامبر اعلام کردند و آنگاه [[هجرت]] از [[مکه]] به [[مدینه]] آغاز گردید، ۷۰ مرد و دو [[زن]] از مسلمانان یثرب حضور داشتند که از این بین ۳۰ تن از مردان و یکی از آن [[زنان]] همگی از اعضای بنی سلمه بودند.<ref> الاحاد والمثانی، ج ۳، ص ۴۰۰؛ السیرةالنبویه، ابن هشام، ج ۲، ص ۳۱۷ ـ ۳۱۸.</ref> در همان پیمان پیامبر برای مسلمانان یثرب نقیبانی [[تعیین]] کرد. تعیین دو [[نقیب]] برای بنیسلمه حکایت از رواج پرشتاب [[اسلام]] در آن [[قبیله]] داشت.<ref> السیرةالنبویه، ج ۲، ص ۳۰۴.</ref> بتهای این قبیله همگی به دست برخی [[جوانان]] سلمهای شکسته شد <ref>اسدالغابه، ج ۱، ص ۴۷۴؛ الاصابه، ج ۱، ص ۵۲۱.</ref> و تنها [[عمرو بن جموح]] بود که قدری [[مقاومت]] کرد و هر بار [[جوانان]] سلمهای به [[بت]] او [[اهانت]] میکردند تا آنکه عقیدهاش را به آن بت از دست داد.<ref> السیرةالنبویه، ج ۲، ص ۳۰۹ ـ ۳۱۰؛ البدایة والنهایه، ج ۳، ص۲۰۲.</ref> [[پیامبر]] پس از حضور در یثرب در محله [[خزرجیان]] بنی نجار مستقر گردید که از محلّه بنیسلمه فاصله داشت. | در نخستین روابطی که میان پیامبر و یثربیان در [[مراسم حج]] (سال یازدهم [[بعثت]]) ایجاد شد ۶ تن [[مسلمان]] شدند که دو تن از بنی سلمه بودند.<ref> تاریخ طبری، ج ۲، ص ۸۶ ـ ۸۷؛ الطبقات، ج ۱، ص ۲۱۹.</ref>در سال بعد ۱۲ نفر از [[مسلمانان]] یثرب با پیامبر پیمانی بستند که به [[پیمان عقبه]] اول [[شهرت]] یافت. دو نفر از [[بیعت کنندگان]] این پیمان نیز بنیسلمهای بودند.<ref> الطبقات، ج ۱، ص ۲۲۰.</ref> در [[بیعت عقبه دوم]] که یک سال پس از [[بیعت عقبه]] نخست روی داد و بر اساس آن بیعت کنندگان، حمایت خود را از پیامبر اعلام کردند و آنگاه [[هجرت]] از [[مکه]] به [[مدینه]] آغاز گردید، ۷۰ مرد و دو [[زن]] از مسلمانان یثرب حضور داشتند که از این بین ۳۰ تن از مردان و یکی از آن [[زنان]] همگی از اعضای بنی سلمه بودند.<ref> الاحاد والمثانی، ج ۳، ص ۴۰۰؛ السیرةالنبویه، ابن هشام، ج ۲، ص ۳۱۷ ـ ۳۱۸.</ref> در همان پیمان پیامبر برای مسلمانان یثرب نقیبانی [[تعیین]] کرد. تعیین دو [[نقیب]] برای بنیسلمه حکایت از رواج پرشتاب [[اسلام]] در آن [[قبیله]] داشت.<ref> السیرةالنبویه، ج ۲، ص ۳۰۴.</ref> بتهای این قبیله همگی به دست برخی [[جوانان]] سلمهای شکسته شد <ref>اسدالغابه، ج ۱، ص ۴۷۴؛ الاصابه، ج ۱، ص ۵۲۱.</ref> و تنها [[عمرو بن جموح]] بود که قدری [[مقاومت]] کرد و هر بار [[جوانان]] سلمهای به [[بت]] او [[اهانت]] میکردند تا آنکه عقیدهاش را به آن بت از دست داد.<ref> السیرةالنبویه، ج ۲، ص ۳۰۹ ـ ۳۱۰؛ البدایة والنهایه، ج ۳، ص۲۰۲.</ref> [[پیامبر]] پس از حضور در یثرب در محله [[خزرجیان]] بنی نجار مستقر گردید که از محلّه بنیسلمه فاصله داشت. | ||