←نحوه شهادت علی اصغر
(←مقدمه) |
|||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
در برخی دیگر از مقاتل آمده است: امام{{ع}} وقتی کودک را جلو [[لشکر]] آورد تا برای او آب طلب کند چنین فرمود: «ای [[مردم]]، اگر به من رحم نمیکنید به این [[کودک شیرخوار]] [[رحم]] کنید»<ref>{{متن حدیث|يَا قَومِ، إنْ لَمْ تَرْحَمونِي فَارْحَمُوا هذَا الطِّفْلَ}}</ref>، ناگهان تیری رها شد و گلوی طفل را درید. امام{{ع}} چون این منظره دید عرضه داشت: «بار خدایا، بین ما و این قومی که ما را [[دعوت]] کردند تا یاریمان کنند اما دست به [[کشتار]] ما زدند خودت [[حکم]] نما»<ref>{{متن حدیث|اللّهُمَّ احْکُمْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمٍ دَعَوْنَا لِيَنصُرونَا، فَقَتَلُونَا}}؛ نفس المهموم، ص۳۳۸.</ref>؛ | در برخی دیگر از مقاتل آمده است: امام{{ع}} وقتی کودک را جلو [[لشکر]] آورد تا برای او آب طلب کند چنین فرمود: «ای [[مردم]]، اگر به من رحم نمیکنید به این [[کودک شیرخوار]] [[رحم]] کنید»<ref>{{متن حدیث|يَا قَومِ، إنْ لَمْ تَرْحَمونِي فَارْحَمُوا هذَا الطِّفْلَ}}</ref>، ناگهان تیری رها شد و گلوی طفل را درید. امام{{ع}} چون این منظره دید عرضه داشت: «بار خدایا، بین ما و این قومی که ما را [[دعوت]] کردند تا یاریمان کنند اما دست به [[کشتار]] ما زدند خودت [[حکم]] نما»<ref>{{متن حدیث|اللّهُمَّ احْکُمْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمٍ دَعَوْنَا لِيَنصُرونَا، فَقَتَلُونَا}}؛ نفس المهموم، ص۳۳۸.</ref>؛ | ||
و به قولی امام چنین فرمود: «ای [[مردم]]! شیر در سینه مادرش خشک شده؛ در همین حال که حضرت با آنان سخن میگفت تیری شوم از سوی ظالمی [[وحشی]] «[[حرملة | و به قولی امام چنین فرمود: «ای [[مردم]]! شیر در سینه مادرش خشک شده؛ در همین حال که حضرت با آنان سخن میگفت تیری شوم از سوی ظالمی [[وحشی]] «[[حرملة بن کاهل اسدی]]» آمد و رگ تا رگ یا گوش تا [[گوش]] ـ گلوی ـ علی اصغر را [[برید]]؛ سپس [[امام]]{{ع}} [[کف دست]] خود را از [[خون]] گلوی او پر کرد و به [[آسمان]] فشاند»<ref>{{متن حدیث|يا قَوْمِ لَقَدْ جَفَّ اللَّبَنِ فِي ثَدْيِ أُمِّهِ؛ فَبَيْنَمَا هُوَ يُخَاطِبُهُمْ اذ أَتَاهُ سَهْمُ مَسْمُومُ مِنْ ظَالِمٍ غَشُومُ وَ هُوَ حَرْمَلَةَ بْنِ كَاهِلِ الْأَسَدِيِّ، فَذُبِحَ الطِّفْلِ مِنَ الْوَرِيدِ إِلَيَّ الْوَرِيدِ أَوْ مِنْ الاذن الي الاذن فَجَعَلَ الْحُسَيْنِ يتلقي الدَّمُ حتي امْتَلَأَتْ كقه وَ رُمِيَ بِهِ الي السَّمَاءِ}}؛ معالی السبطین فی أحوال الحسن و الحسین{{ع}}، ص۲۵۹.</ref>؛ در این موقع بود که ندائی از آسمان شنیده شد: «ای [[حسین]]، طفل را واگذار همانا برای او در [[بهشت]] شیر دهندهای است»<ref>{{متن حدیث|دَعْهُ يَا حُسَيْن فَإِنَّ لَهُ مُرْضِعَاً فِي الْجَنَّةِ}}</ref> | ||
پس از آنکه طفل به [[شهادت]] رسید امام{{ع}} قنداقه [[غرقه]] به خون او را به کنار خیمهها آورد و با غلاف [[شمشیر]] [[قبر]] کوچکی حفر کرد و او را با همان حالت به [[خاک]] سپرد<ref>تذکرة الخواص، ص۱۴۴؛ ر.ک: مقتل مقرم، ص۲۷؛ ابصارالعین، ص۵۵؛ قصه کوفه، ص۳۵۳.</ref>. | پس از آنکه طفل به [[شهادت]] رسید امام{{ع}} قنداقه [[غرقه]] به خون او را به کنار خیمهها آورد و با غلاف [[شمشیر]] [[قبر]] کوچکی حفر کرد و او را با همان حالت به [[خاک]] سپرد<ref>تذکرة الخواص، ص۱۴۴؛ ر.ک: مقتل مقرم، ص۲۷؛ ابصارالعین، ص۵۵؛ قصه کوفه، ص۳۵۳.</ref>. | ||
[[سلام]] امام{{ع}} در [[زیارت ناحیه مقدسه]] بر این [[شیرخواره]] [[سیدالشهدا]]{{ع}} چنین است: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ، الطِّفْلِ الرَّضِيعِ وَ الْمَرْمِيِّ الصَّرِيعِ، الْمُتَشَحِّطِ دَماً، الْمُصَعَّدِ دَمُهُ فِي السَّمَاءِ، الْمَذْبُوحِ بِالسَّهْمِ فِي حَجْرِ أَبِيهِ، لَعَنَ اللَّهُ رَامِيَهُ حَرْمَلَةَ بْنَ كَاهِلٍ الْأَسَدِيَّ}}<ref>زیارت ناحیه مقدسه، بحار الأنوار، ج۴۵، ص۶۶.</ref>؛ سلام بر [[عبدالله]] پسر حسین [[کودک]] شیرخواره، که با تیر [[غرق]] خون شد خون او به [[آسمان]] رفت و گلویش به تیر در حالی که در دامان پدرش بود دریده شد، [[خداوند]] تیرانداز او را که [[حرمله | [[سلام]] امام{{ع}} در [[زیارت ناحیه مقدسه]] بر این [[شیرخواره]] [[سیدالشهدا]]{{ع}} چنین است: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ، الطِّفْلِ الرَّضِيعِ وَ الْمَرْمِيِّ الصَّرِيعِ، الْمُتَشَحِّطِ دَماً، الْمُصَعَّدِ دَمُهُ فِي السَّمَاءِ، الْمَذْبُوحِ بِالسَّهْمِ فِي حَجْرِ أَبِيهِ، لَعَنَ اللَّهُ رَامِيَهُ حَرْمَلَةَ بْنَ كَاهِلٍ الْأَسَدِيَّ}}<ref>زیارت ناحیه مقدسه، بحار الأنوار، ج۴۵، ص۶۶.</ref>؛ سلام بر [[عبدالله]] پسر حسین [[کودک]] شیرخواره، که با تیر [[غرق]] خون شد خون او به [[آسمان]] رفت و گلویش به تیر در حالی که در دامان پدرش بود دریده شد، [[خداوند]] تیرانداز او را که [[حرمله بن کاهل اسدی]] است [[لعنت]] کند<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۲۰۲-۲۰۶.</ref>. | ||
"علی اصغر، یعنی درخشانترین چهرۀ [[کربلا]]، بزرگترین [[سند]] [[مظلومیّت]] و معتبرترین زاویۀ [[شهادت]]... [[چشم]] [[تاریخ]]، هیچ وزنهای را در [[تاریخ]] [[شهادت]]، به چنین سنگینی ندیده است"<ref>اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، شهید پاکنژاد، ج۲، ص۴۲.</ref>. علی اصغر را "باب الحوائج" میدانند، گرچه [[طفل رضیع]] و [[کودک]] کوچک است، اما مقامش نزد [[خدا]] والاست<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۳۴۸.</ref>. | "علی اصغر، یعنی درخشانترین چهرۀ [[کربلا]]، بزرگترین [[سند]] [[مظلومیّت]] و معتبرترین زاویۀ [[شهادت]]... [[چشم]] [[تاریخ]]، هیچ وزنهای را در [[تاریخ]] [[شهادت]]، به چنین سنگینی ندیده است"<ref>اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، شهید پاکنژاد، ج۲، ص۴۲.</ref>. علی اصغر را "باب الحوائج" میدانند، گرچه [[طفل رضیع]] و [[کودک]] کوچک است، اما مقامش نزد [[خدا]] والاست<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۳۴۸.</ref>. | ||