|
|
| خط ۱۰: |
خط ۱۰: |
| ==زندگینامه اجمالی== | | ==زندگینامه اجمالی== |
| وی [[حضرت ابی عبدالله الحسین]] فرزند [[علی بن ابی طالب]]{{عم}} سومین پیشوای [[اهل بیت]]، دومین نواده [[نبی اکرم]]{{صل}}، [[سرور جوانان اهل بهشت]] و گل خوشبوی [[رسول خدا]]، پنجمین درّ گرانمایه [[اهل کساء]] و [[سالار شهیدان]] و [[مادر]] مکرمهاش [[فاطمه زهرا]]{{عم}} دخت [[پیامبر خدا]] [[حضرت]] [[محمد بن عبد الله]]{{صل}} است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۶۵.</ref> | | وی [[حضرت ابی عبدالله الحسین]] فرزند [[علی بن ابی طالب]]{{عم}} سومین پیشوای [[اهل بیت]]، دومین نواده [[نبی اکرم]]{{صل}}، [[سرور جوانان اهل بهشت]] و گل خوشبوی [[رسول خدا]]، پنجمین درّ گرانمایه [[اهل کساء]] و [[سالار شهیدان]] و [[مادر]] مکرمهاش [[فاطمه زهرا]]{{عم}} دخت [[پیامبر خدا]] [[حضرت]] [[محمد بن عبد الله]]{{صل}} است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۶۵.</ref> |
|
| |
| ==[[خجسته]] نوزاد==
| |
| بانوی [[بانوان]] [[جهان]]، [[فاطمه زهرا]]{{عم}} [[کودک]] گرانمایه خود را به [[دنیا]] آورد و این خبر به رسول خدا{{صل}} مژده داده شد، [[حضرت]] شتابان به [[خانه علی]] و زهرا{{عم}} آمد و به [[اسماء بنت عمیس]] فرمود: [[اسماء]] فرزندم را بیاور.
| |
| اسماء نوزاد را که در پارچه سفیدی پیچیده شده بود نزد رسول خدا{{صل}} برد، حضرت شادمان گشت و او را به سینه چسباند و در گوش راستش [[اذان]] و در گوش چپ وی اقامه گفت و سپس او را در آغوش گرفت و گریست. اسماء عرضه داشت: [[پدر]] و مادرم فدایت، چرا [[گریه]] میکنید؟ رسول خدا{{صل}} فرمود:
| |
| برای این [[عزیز]] فرزندم گریه میکنم.
| |
|
| |
| اسماء عرض کرد: ای رسول خدا! این کودک هماکنون متولد شده، گریه چرا؟
| |
| فرمود: اسماء فرزندم [[حسین]] پس از من به دست گروهی [[سرکش]] به [[شهادت]] میرسد که [[خداوند]] [[شفاعت]] من را نصیب آنان نمیگرداند<ref>اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۴۲۷.</ref>.
| |
| سپس [[رسول اکرم]]{{صل}}، رو به [[علی]] کرد و فرمود: فرزندم را چه نام نهادهای؟
| |
|
| |
| [[امام علی]]{{ع}} عرضه داشت: ای رسول خدا، هیچگاه قبل از شما برایش نامی [[انتخاب]] نمیکنم.
| |
| در اینجا، [[فرشته وحی]] [[الهی]] که حامل نام نوزاد بود، بر رسول اکرم [[حبیب خدا]] نازل گشت و رسول خدا{{صل}} پس از دریافت [[فرمان الهی]] در نامگذاری نوزاد خجستهاش، رو به امام علی کرد و فرمود: او را حسین بنام. [[روز]] هفتم ولادت نوزاد، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} شتابان رهسپار [[خانه]] [[زهرا]] شد و برای نواده دلبندش [[حسین]] گوسفندی [[عقیقه]] کرد و [[دستور]] داد سر او را تراشیدند و به وزن موهایش نقره [[صدقه]] دادند و [[فرمان]] به [[ختنه]] کردن او صادر نمود<ref>عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۲۵؛ اعلام الوری، ج۱، ص۴۲۷.</ref>. [[رسول اکرم]]{{صل}} نظیر این [[مراسم]] را برای برادرش [[حسن]] نیز برگزار نمود.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۶۷.</ref>
| |
|
| |
|
| ==توجه [[پیامبر]] به حسین{{ع}}== | | ==توجه [[پیامبر]] به حسین{{ع}}== |