علم حادث معصوم: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۴: خط ۲۴:
# [[منصور بن حازم]] می‌گوید به امام صادق{{ع}} گفتم [[مردم]] می‌گویند نزد شما [[کتابی]] است به طول هفتاد ذراع، در آن تمام نیازهای مردم وجود دارد و به راستی که این همان علم است، امام{{ع}} فرمودند: این همان علم نیست بلکه اثر برجامانده از [[پیامبر]]{{صل}} است، [[علم واقعی]] آنی است که در هر روز و شب حادث می‌شود.  
# [[منصور بن حازم]] می‌گوید به امام صادق{{ع}} گفتم [[مردم]] می‌گویند نزد شما [[کتابی]] است به طول هفتاد ذراع، در آن تمام نیازهای مردم وجود دارد و به راستی که این همان علم است، امام{{ع}} فرمودند: این همان علم نیست بلکه اثر برجامانده از [[پیامبر]]{{صل}} است، [[علم واقعی]] آنی است که در هر روز و شب حادث می‌شود.  
# ضریس می‌گوید از امام صادق{{ع}} شنیدم که فرمودند: همانا علم آنی است که در شب و روز، روز به روز و ساعت به ساعت حادث می‌شود.  
# ضریس می‌گوید از امام صادق{{ع}} شنیدم که فرمودند: همانا علم آنی است که در شب و روز، روز به روز و ساعت به ساعت حادث می‌شود.  
# ابوبصیر می‌گوید بر امام صادق{{ع}} وارد شدم و به حضرت گفتم فدای شما گردم من می‌خواهم (خصوصی) از مسأله‌إی بپرسم، آیا کسی اینجا نیست که [[سخن]] مرا بشنود؟ ([[ابو بصیر]] [[نابینا]] بوده است) [[امام]]{{ع}} پرده‌ بین دو اتاق را برداشته و نگاه کردند و سپس فرمودند ای [[ابا محمد]] (کنیه‌ ابو بصیر) از آنچه می‌خواهی بپرس. گفتم فدای شما گردم [[شیعه]] [[حدیث]] [[نقل]] می‌کنند که [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} به [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} دری از [[علم]] گشود که از آن هزار در گشوده می‌شود امام{{ع}} فرمودند: ای ابا محمد [[قسم به خدا]] که پیامبر|رسول خدا{{صل}} به امام علی|امیرالمؤمنین{{ع}} هزار در از علم گشودند که از هر کدام آنها هزار در گشوده می‌شود، به [[حضرت]] گفتم به [[خدا]] [[سوگند]] که این علم (بزرگی) است. پس حضرت مدتی سر به زیر انداخته و با چیزی به [[زمین]] می‌کوبیدند سپس فرمودند: این البته علم است ولی آن [[علم خاص]] نیست. سپس فرمودند: ای ابا محمد به [[راستی]] که [[جامعه]] نزد ماست و [[مردم]] نمی‌دانند جامعه چیست، گفتم فدای شما گردم جامعه چیست؟ فرمودند: [[کتابی]] است که طول آن هفتاد ذراع به ذارع [[پیامبر]]{{صل}} است، و این کتاب به زبان خود پیامبر{{صل}} [[املاء]] شده و به دست شخص امام علی|امیرالمؤمنین{{ع}} نوشته شده است، در این کتاب همه‌ [[حلال و حرام]] و هر چیزی که مردم به آن نیاز دارند، حتی دیه‌ خراش کوچکی این چنین ـ سپس حضرت با دست به من زدند و فرمودند اجازه می‌دهی گفتم فدای شما گردم من [[غلام]] شما هستم هر چه می‌خواهی انجام ده پس حضرت با دستش دست مرا فشرد (به حدی که رنگ پوست [[تغییر]] پیدا کرد) ـ و (با حالتی هیجانی) شبیه غضبناک فرمودند حتی دیه‌ این مقدار در آن کتاب وجود دارد، گفتم فدای شما گردم به خدا سوگند که این علم است، فرمودند: این البته که علم است ولی آن علم نیست. مدتی [[سکوت]] کردند و سپس فرمودند: به راستی که نزد ما [[جفر]] است و مردم نمی‌دانند [[جفر]] چیست، جفر پوست گوسفند یا شتری است، گفتم جفر چیست؟ فرمودند: ظرفی سرخ و پوستی سرخ که در آن [[علم]] تمام [[انبیاء]]{{ع}} و [[اوصیاء]] است گفتم به [[خدا]] [[سوگند]] که این همان علم است، [[حضرت]] فرمودند: این البته که علم است ولی آن علم نیست. سپس مدتی [[سکوت]] کرده و پس از آن فرمودند: به [[راستی]] که نزد ما [[مصحف]] [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} است و [[مردم]] نمی‌دانند که مصحف فاطمه زهرا|فاطمه{{س}} چیست، در آن سه برابر این [[قرآن]] شما (نوشته شده) است، اما به خدا سوگند که از مطالب قرآن شما یک حرف در آن نیست، همانا آن چیزی است که [[خداوند]] به حضرت فاطمه زهرا|فاطمه{{س}} [[املاء]] و [[وحی]] نموده است، گفتم [[قسم به خدا]] که این همان علم است، حضرت فرمودند: این البته که علم است ولی آن علم نیست. سپس مدتی سکوت کرده و پس از آن فرمودند: به راستی که نزد ما علم آنچه است که واقع شده است و آنچه در [[آینده]] تا [[روز قیامت]] واقع خواهد شد، گفتم فدای شما گردم به خدا سوگند که این علم است، حضرت فرمودند: این البته که علم است اما آن علم نیست. از حضرت پرسیدم فدای شما گردم پس آن علم (خاص یا [[علم حقیقی]]) چیست؟ فرمودند آن چیزی است که در شب و [[روز]]، در هر أمری بعد از أمری و هر چیزی بعد از چیزی تا روز قیامت حادث می‌شود.  
# ابوبصیر می‌گوید بر امام صادق{{ع}} وارد شدم و به حضرت گفتم فدای شما گردم من می‌خواهم (خصوصی) از مسأله‌إی بپرسم، آیا کسی اینجا نیست که [[سخن]] مرا بشنود؟ ([[ابو بصیر]] [[نابینا]] بوده است) [[امام]]{{ع}} پرده‌ بین دو اتاق را برداشته و نگاه کردند و سپس فرمودند ای [[ابا محمد]] (کنیه‌ ابو بصیر) از آنچه می‌خواهی بپرس. گفتم فدای شما گردم [[شیعه]] [[حدیث]] [[نقل]] می‌کنند که [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} به [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} دری از [[علم]] گشود که از آن هزار در گشوده می‌شود امام{{ع}} فرمودند: ای ابا محمد [[قسم به خدا]] که پیامبر|رسول خدا{{صل}} به امام علی|امیرالمؤمنین{{ع}} هزار در از علم گشودند که از هر کدام آنها هزار در گشوده می‌شود، به [[حضرت]] گفتم به [[خدا]] [[سوگند]] که این علم (بزرگی) است. پس حضرت مدتی سر به زیر انداخته و با چیزی به [[زمین]] می‌کوبیدند سپس فرمودند: این البته علم است ولی آن [[علم خاص]] نیست. سپس فرمودند: ای ابا محمد به [[راستی]] که [[جامعه]] نزد ماست و [[مردم]] نمی‌دانند جامعه چیست، گفتم فدای شما گردم جامعه چیست؟ فرمودند: [[کتابی]] است که طول آن هفتاد ذراع به ذارع [[پیامبر]]{{صل}} است، و این کتاب به زبان خود پیامبر{{صل}} [[املاء]] شده و به دست شخص امام علی|امیرالمؤمنین{{ع}} نوشته شده است، در این کتاب همه‌ [[حلال و حرام]] و هر چیزی که مردم به آن نیاز دارند، حتی دیه‌ خراش کوچکی این چنین ـ سپس حضرت با دست به من زدند و فرمودند اجازه می‌دهی گفتم فدای شما گردم من [[غلام]] شما هستم هر چه می‌خواهی انجام ده پس حضرت با دستش دست مرا فشرد (به حدی که رنگ پوست [[تغییر]] پیدا کرد) ـ و (با حالتی هیجانی) شبیه غضبناک فرمودند حتی دیه‌ این مقدار در آن کتاب وجود دارد، گفتم فدای شما گردم به خدا سوگند که این علم است، فرمودند: این البته که علم است ولی آن علم نیست. مدتی [[سکوت]] کردند و سپس فرمودند: به راستی که نزد ما [[جفر]] است و مردم نمی‌دانند [[جفر]] چیست، جفر پوست گوسفند یا شتری است، گفتم جفر چیست؟ فرمودند: ظرفی سرخ و پوستی سرخ که در آن [[علم]] تمام [[انبیاء]]{{ع}} و [[اوصیاء]] است گفتم به [[خدا]] [[سوگند]] که این همان علم است، [[حضرت]] فرمودند: این البته که علم است ولی آن علم نیست. سپس مدتی [[سکوت]] کرده و پس از آن فرمودند: به [[راستی]] که نزد ما [[مصحف]] [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} است و [[مردم]] نمی‌دانند که مصحف [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} چیست، در آن سه برابر این [[قرآن]] شما (نوشته شده) است، اما به خدا سوگند که از مطالب قرآن شما یک حرف در آن نیست، همانا آن چیزی است که [[خداوند]] به حضرت [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} [[املاء]] و [[وحی]] نموده است، گفتم [[قسم به خدا]] که این همان علم است، حضرت فرمودند: این البته که علم است ولی آن علم نیست. سپس مدتی سکوت کرده و پس از آن فرمودند: به راستی که نزد ما علم آنچه است که واقع شده است و آنچه در [[آینده]] تا [[روز قیامت]] واقع خواهد شد، گفتم فدای شما گردم به خدا سوگند که این علم است، حضرت فرمودند: این البته که علم است اما آن علم نیست. از حضرت پرسیدم فدای شما گردم پس آن علم (خاص یا [[علم حقیقی]]) چیست؟ فرمودند آن چیزی است که در شب و [[روز]]، در هر أمری بعد از أمری و هر چیزی بعد از چیزی تا روز قیامت حادث می‌شود.  
#[[ضریس]] می‌گوید با [[ابو بصیر]] [[خدمت]] [[امام باقر]]{{ع}} بودیم، ابو بصیر از حضرت پرسید فدای شما گردم (با توجه به اینکه علم شما اکتسابی نیست) [[عالم]] شما به چه چیزی می‌داند؟ حضرت فرمودند: به راستی که عالم ما (اگر خدا نخواهد) [[غیب]] را نمی‌داند و اگر خداوند عالم ما را (یک لحظه) به خودش واگذار نماید (همه‌ آنچه داشته از دستش می‌رود) و مانند یکی از شما خواهد بود و لکن (به [[فضل الهی]]) لحظه به لحظه علم برایش حادث می‌شود»<ref>[http://aashtee.org/page/Section.aspx?n=۶۶-۱۷۹۴۳-%D۹%BE%D۸%B۴%D۸%AA%D۹%۸۸%D۸%A۷%D۹%۸۶%D۹%۸۷%E۲%۸۰%۸C%E۲%۸۰%۸C%D۹%۸۷%D۸%A۷%DB%۸C%۲۰%D۸%B۹%D۹%۸۴%D۹%۸۵%DB%۸C%۲۰%D۸%A۷%D۸%A۶%D۹%۸۵%D۹%۸۷%۲۰%D۸%B۹%D۹%۸۴%DB%۸C%D۹%۸۷%D۹%۸۵%۲۰%D۸%A۷%D۹%۸۴%D۸%B۳%D۹%۸۴%D۸%A۷%D۹%۸۵ وبگاه آشتی با خرد].</ref>.
#[[ضریس]] می‌گوید با [[ابو بصیر]] [[خدمت]] [[امام باقر]]{{ع}} بودیم، ابو بصیر از حضرت پرسید فدای شما گردم (با توجه به اینکه علم شما اکتسابی نیست) [[عالم]] شما به چه چیزی می‌داند؟ حضرت فرمودند: به راستی که عالم ما (اگر خدا نخواهد) [[غیب]] را نمی‌داند و اگر خداوند عالم ما را (یک لحظه) به خودش واگذار نماید (همه‌ آنچه داشته از دستش می‌رود) و مانند یکی از شما خواهد بود و لکن (به [[فضل الهی]]) لحظه به لحظه علم برایش حادث می‌شود»<ref>[http://aashtee.org/page/Section.aspx?n=۶۶-۱۷۹۴۳-%D۹%BE%D۸%B۴%D۸%AA%D۹%۸۸%D۸%A۷%D۹%۸۶%D۹%۸۷%E۲%۸۰%۸C%E۲%۸۰%۸C%D۹%۸۷%D۸%A۷%DB%۸C%۲۰%D۸%B۹%D۹%۸۴%D۹%۸۵%DB%۸C%۲۰%D۸%A۷%D۸%A۶%D۹%۸۵%D۹%۸۷%۲۰%D۸%B۹%D۹%۸۴%DB%۸C%D۹%۸۷%D۹%۸۵%۲۰%D۸%A۷%D۹%۸۴%D۸%B۳%D۹%۸۴%D۸%A۷%D۹%۸۵ وبگاه آشتی با خرد].</ref>.


۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش