علم حادث: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۱ سپتامبر ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{علم معصوم}}
{{علم معصوم}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[علم معصوم]]''' است. "'''[[علم حادث]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[علم معصوم]]''' است. "'''علم حادث'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[علم حادث در قرآن]] - [[علم حادث در حدیث]] - [[علم حادث در کلام اسلامی]] - [[علم حادث در فلسفه اسلامی]] - [[علم حادث در عرفان اسلامی]]</div>
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[علم حادث در قرآن]] - [[علم حادث در حدیث]] - [[علم حادث در کلام اسلامی]] - [[علم حادث در فلسفه اسلامی]] - [[علم حادث در عرفان اسلامی]]</div>
خط ۸: خط ۸:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


'''[[علم حادث]]''' به معنای واقع و وجود یافته عبارت از الهامی است که به [[معصوم]] القاء می‌‌شود. براساس [[روایات]] این نوع از [[علم]] إفاضات دائمی الهی است که همیشه رو به إزدیاد بوده و برترین علم ایشان است. [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "همانا علم آنی است که در شب و [[روز]]، روز به روز و [[ساعت]] به ساعت حادث می‌شود".
'''علم حادث''' به معنای واقع و وجود یافته عبارت از الهامی است که به [[معصوم]] القاء می‌‌شود. براساس [[روایات]] این نوع از [[علم]] إفاضات دائمی الهی است که همیشه رو به إزدیاد بوده و برترین علم ایشان است. [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "همانا علم آنی است که در شب و [[روز]]، روز به روز و [[ساعت]] به ساعت حادث می‌شود".


==معناشناسی==
==معناشناسی==
[[علم حادث]] به معنای واقع و وجود یافته است<ref>مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، ج ۳، ص۱۳۶.</ref> و در اصطلاح الهامی است که به [[معصوم]] [[القاء]] می‌‌شود<ref>ر.ک: [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ ـ ۲۱۰.</ref>.
علم حادث به معنای واقع و وجود یافته است<ref>مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، ج ۳، ص۱۳۶.</ref> و در اصطلاح الهامی است که به [[معصوم]] [[القاء]] می‌‌شود<ref>ر.ک: [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ ـ ۲۱۰.</ref>.


==[[برتری]] علم حادث از بقیه [[علوم ائمه]]{{عم}}==
==[[برتری]] علم حادث از بقیه [[علوم ائمه]]{{عم}}==
در [[روایات]]، [[اهل بیت]]{{ع}} [[علوم]] خود را به سه قسم ماضی، غابر و حادث تقسیم کرده اند:  
در [[روایات]]، [[اهل بیت]]{{ع}} [[علوم]] خود را به سه قسم ماضی، غابر و حادث تقسیم کرده اند:  
# [[امام کاظم]]{{ع}} در کیفیت [[عالم]] شدن [[ائمه]]{{عم}} می‌فرماید: "[[علم]] ما از سه ناحیه می‌رسد، ماضی و غابر و حادث، اما [[علم ماضی]] [[علمی]] است که (با تحقق در خارج) [[تفسیر]] آن روشن شده و اما [[علم غابر]] علمی است که نوشته شده (اما هنوز در خارج واقع نشده است) و اما علم حادث همان [[قذف در قلب]] و [[نقر در گوش]] است و این علم [[برترین علم]] ماست و [[پیامبری]] بعد از [[پیامبر]]{{صل}} ما نیست"<ref>{{متن حدیث|مَبْلَغُ عِلْمِنَا ثَلاَثُ وُجُوهٍ مَاضٍ وَ غَابِرٌ وَ حَادِثٌ فَأَمَّا اَلْمَاضِی فَمُفَسَّرٌ وَ أَمَّا اَلْغَابِرُ فَمَزْبُورٌ وَ أَمَّا اَلْحَادِثُ فَقَذْفٌ فِی اَلْقُلُوبِ وَ نَقْرٌ فِی اَلْأَسْمَاعِ وَ هُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنَا وَ لاَ نَبِیَّ بَعْدَ نَبِیِّنَا}}؛ بصائر الدرجات، ص۳۱۸.</ref>. امام کاظم{{ع}} در مورد «[[نقر]]» می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ هُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنَا}} و بعد از اشاره به این که «نقر» از سوی [[ملک]] است، تأکید می‌فرمایند: {{متن حدیث|وَ لاَ نَبِیَّ بَعْدَ نَبِیِّنَا}}. این تأکید، به لحاظ آن است که [[تحدیث]] به معنای [[وحی]] [[شریعت]] نیست. مرحوم علّامه [[مجلسی]] می‌نویسد: اگر چنانچه از قول [[امام]]{{ع}}، توهم [[ادعای نبوّت]] (توسط ائمه) ایجاد شود؛ چراکه [[مردم]] [[خیال]] می‌کنند اِخبار از ملک، مخصوص انبیاست ـ امام{{ع}} این توهم را [[نفی]] کرده به واسطه این که فرموده: «پیامبری بعد از پیامبر ما نیست». و آن به خاطر فرق بین [[نبیّ]] و [[محدّث]] است که نبیّ، ملک را هنگام القای [[حکم]] می‌بیند و محدّث به واسطه اسماع، از مسئله [[آگاه]] می‌شود و ملک را نمی‌بیند و [[حکم شرع]] به او القاء می‌شود، چنانچه [[گذشت]]<ref>مرآة العقول، ج ۳، ص۱۳۷.</ref>.<ref>[[اصغر غلامی|غلامی، اصغر]]، [[آفاق علم امام در الکافی (مقاله)|آفاق علم امام در الکافی]].</ref>
# [[امام کاظم]]{{ع}} در کیفیت [[عالم]] شدن [[ائمه]]{{عم}} می‌فرماید: "[[علم]] ما از سه ناحیه می‌رسد، ماضی و غابر و حادث، اما [[علم ماضی]] [[علمی]] است که (با تحقق در خارج) [[تفسیر]] آن روشن شده و اما [[علم غابر]] علمی است که نوشته شده (اما هنوز در خارج واقع نشده است) و اما علم حادث همان [[قذف در قلب]] و [[نقر در گوش]] است و این علم [[برترین علم]] ماست و [[پیامبری]] بعد از [[پیامبر]]{{صل}} ما نیست"<ref>{{متن حدیث|مَبْلَغُ عِلْمِنَا ثَلاَثُ وُجُوهٍ مَاضٍ وَ غَابِرٌ وَ حَادِثٌ فَأَمَّا اَلْمَاضِی فَمُفَسَّرٌ وَ أَمَّا اَلْغَابِرُ فَمَزْبُورٌ وَ أَمَّا اَلْحَادِثُ فَقَذْفٌ فِی اَلْقُلُوبِ وَ نَقْرٌ فِی اَلْأَسْمَاعِ وَ هُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنَا وَ لاَ نَبِیَّ بَعْدَ نَبِیِّنَا}}؛ بصائر الدرجات، ص۳۱۸.</ref>. امام کاظم{{ع}} در مورد «[[نقر]]» می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ هُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنَا}} و بعد از اشاره به این که «نقر» از سوی [[ملک]] است، تأکید می‌فرمایند: {{متن حدیث|وَ لاَ نَبِیَّ بَعْدَ نَبِیِّنَا}}. این تأکید، به لحاظ آن است که [[تحدیث]] به معنای [[وحی]] [[شریعت]] نیست. مرحوم علّامه [[مجلسی]] می‌نویسد: اگر چنانچه از قول [[امام]]{{ع}}، توهم [[ادعای نبوّت]] (توسط ائمه) ایجاد شود؛ چراکه [[مردم]] [[خیال]] می‌کنند اِخبار از ملک، مخصوص انبیاست ـ امام{{ع}} این توهم را [[نفی]] کرده به واسطه این که فرموده: «پیامبری بعد از پیامبر ما نیست». و آن به خاطر فرق بین [[نبیّ]] و [[محدّث]] است که نبیّ، ملک را هنگام القای [[حکم]] می‌بیند و محدّث به واسطه اسماع، از مسئله [[آگاه]] می‌شود و ملک را نمی‌بیند و [[حکم شرع]] به او القاء می‌شود، چنانچه [[گذشت]]<ref>مرآة العقول، ج ۳، ص۱۳۷.</ref>.<ref>[[اصغر غلامی|غلامی، اصغر]]، [[آفاق علم امام در الکافی (مقاله)|آفاق علم امام در الکافی]].</ref>
# [[علی بن محمد سمری]] از [[نواب]] [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} می‌گوید به [[حضرت]] درباره‌ علومی که نزدشان است [[نامه]] نوشتم، پس [[امام]]{{ع}} در جواب نوشتند: [[علم]] ما بر سه گونه است [[علم ماضی]] و غابر و حادث، اما علم ماضی پس (با تحقق آن در خارج) [[تفسیر]] شده است و اما [[علم غابر]] پس موقوف است (تا اینکه [[زمان]] تحقق آن فرا برسد) و اما [[علم حادث]] پس [[قذف در قلب]] و [[نقر در گوش]] است و آن [[برترین علم]] ماست و [[پیامبری]] بعد از [[پیامبر]]{{صل}} ما نیست.  
# [[علی بن محمد سمری]] از [[نواب]] [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} می‌گوید به [[حضرت]] درباره‌ علومی که نزدشان است [[نامه]] نوشتم، پس [[امام]]{{ع}} در جواب نوشتند: [[علم]] ما بر سه گونه است [[علم ماضی]] و غابر و حادث، اما علم ماضی پس (با تحقق آن در خارج) [[تفسیر]] شده است و اما [[علم غابر]] پس موقوف است (تا اینکه [[زمان]] تحقق آن فرا برسد) و اما علم حادث پس [[قذف در قلب]] و [[نقر در گوش]] است و آن [[برترین علم]] ماست و [[پیامبری]] بعد از [[پیامبر]]{{صل}} ما نیست.  
# [[حمران]] می‌گوید به [[امام صادق]]{{ع}} گفتم [[تورات]] و [[انجیل]] و [[زبور]] و آنچه در کتاب‌های گذشته و کتاب‌های [[ابراهیم]]{{ع}} و [[موسی]]{{ع}} نزد شماست؟ امام{{ع}} فرمودند: آری، گفتم به [[راستی]] که این علم علم بزرگی است، امام{{ع}} فرمودند: ای حمران اگر علم غیر از آنچه که هست نباشد (چنین است که تو می‌گویی) اما آنچه که علم آن در شب و [[روز]] پیدا می‌شود نزد ما بزرگتر است.
# [[حمران]] می‌گوید به [[امام صادق]]{{ع}} گفتم [[تورات]] و [[انجیل]] و [[زبور]] و آنچه در کتاب‌های گذشته و کتاب‌های [[ابراهیم]]{{ع}} و [[موسی]]{{ع}} نزد شماست؟ امام{{ع}} فرمودند: آری، گفتم به [[راستی]] که این علم علم بزرگی است، امام{{ع}} فرمودند: ای حمران اگر علم غیر از آنچه که هست نباشد (چنین است که تو می‌گویی) اما آنچه که علم آن در شب و [[روز]] پیدا می‌شود نزد ما بزرگتر است.


خط ۲۲: خط ۲۲:


==تفسیر منحصر بودن علم در علم حادث==
==تفسیر منحصر بودن علم در علم حادث==
انحصار [[علم حقیقی]] در علم حادث (اشاره به تفکیک علم از معلوم)، روایاتی که علم را منحصر در علم حادث دانسته، به دو گونه قابل تفسیر است: احتمال اول: اینکه اهمیت علم حادث در قبال سایر [[علوم]] به اندازه‌إی است که سایر علوم در مقابل این نوع از علوم، هیچ شمرده می‌شوند و آن علم خاصی که از امتیازات برجسته‌ [[ائمه]]{{عم}} است، منحصر به این علم است. احتمال دوم: نیاز به توضیحی در قالب یک [[مَثَل]] محسوس دارد؛ اگر دید و [[رؤیت ظاهری]] با [[چشم سر]] را در نظر بگیریم، خواهیم دید که [[انسان]] "ببیننده" است و "دیده شده" اشیائی هستند که در معرض دید انسان قرار دارد، اما آنچه در دیدن نقش اصلی را إیفا می‌کند "[[نور]]" است. در "دید [[باطنی]]" نیز چنین است، [[حقیقت علم]] همان "نور [[واقعی]]" است و اموری که به وسیله‌ [[علم]]، [[درک]] می‌کنیم، در [[حقیقت]] "معلومات" ما هستند، هر چند علم به معنای معلوم نیز بسیار به [[کار]] برده می‌شود. از این نظر آن "[[نور الهی]]" که خاص [[ائمه|ائمه هدی]]{{ع}} است [[علم حقیقی]] است و دانسته‌های به آن نور، معلومات آنهاست، البته به [[دلیل]] اینکه قیوم همه‌ [[حقایق]] خداست، این نور باید لحظه به لحظه إفاضه گردد، از این جهت تعبیر "[[علم حادث]]" به کار برده شده است. برخی از این [[روایات]] دیگر در این باب عبارت است از:  
انحصار [[علم حقیقی]] در علم حادث (اشاره به تفکیک علم از معلوم)، روایاتی که علم را منحصر در علم حادث دانسته، به دو گونه قابل تفسیر است: احتمال اول: اینکه اهمیت علم حادث در قبال سایر [[علوم]] به اندازه‌إی است که سایر علوم در مقابل این نوع از علوم، هیچ شمرده می‌شوند و آن علم خاصی که از امتیازات برجسته‌ [[ائمه]]{{عم}} است، منحصر به این علم است. احتمال دوم: نیاز به توضیحی در قالب یک [[مَثَل]] محسوس دارد؛ اگر دید و [[رؤیت ظاهری]] با [[چشم سر]] را در نظر بگیریم، خواهیم دید که [[انسان]] "ببیننده" است و "دیده شده" اشیائی هستند که در معرض دید انسان قرار دارد، اما آنچه در دیدن نقش اصلی را إیفا می‌کند "[[نور]]" است. در "دید [[باطنی]]" نیز چنین است، [[حقیقت علم]] همان "نور [[واقعی]]" است و اموری که به وسیله‌ [[علم]]، [[درک]] می‌کنیم، در [[حقیقت]] "معلومات" ما هستند، هر چند علم به معنای معلوم نیز بسیار به [[کار]] برده می‌شود. از این نظر آن "[[نور الهی]]" که خاص [[ائمه|ائمه هدی]]{{ع}} است [[علم حقیقی]] است و دانسته‌های به آن نور، معلومات آنهاست، البته به [[دلیل]] اینکه قیوم همه‌ [[حقایق]] خداست، این نور باید لحظه به لحظه إفاضه گردد، از این جهت تعبیر "علم حادث" به کار برده شده است. برخی از این [[روایات]] دیگر در این باب عبارت است از:  
# [[ابوبصیر]] می‌گوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمودند: "به [[راستی]] که نزد ما کتاب‌های گذشته، کتاب [[ابراهیم]]{{ع}} و [[موسی]]{{ع}} است، کسی به نام [[ضریس]] از [[امام]]{{ع}} پرسید آیا کتاب موسی{{ع}} همان [[الواح]] نیست؟ فرمودند: آری، ضریس گفت به راستی که این همان علم (بسیار مهم) است، [[حضرت]] فرمودند: این همان علم نیست، بلکه [[آثار برجامانده از پیامبران]] گذشته است، یقیناً که علم آن چیزی است که در شب و [[روز]]، روز به روز و [[ساعت]] به ساعت حادث می‌شود.  
# [[ابوبصیر]] می‌گوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمودند: "به [[راستی]] که نزد ما کتاب‌های گذشته، کتاب [[ابراهیم]]{{ع}} و [[موسی]]{{ع}} است، کسی به نام [[ضریس]] از [[امام]]{{ع}} پرسید آیا کتاب موسی{{ع}} همان [[الواح]] نیست؟ فرمودند: آری، ضریس گفت به راستی که این همان علم (بسیار مهم) است، [[حضرت]] فرمودند: این همان علم نیست، بلکه [[آثار برجامانده از پیامبران]] گذشته است، یقیناً که علم آن چیزی است که در شب و [[روز]]، روز به روز و [[ساعت]] به ساعت حادث می‌شود.  
# [[منصور بن حازم]] می‌گوید به امام صادق{{ع}} گفتم [[مردم]] می‌گویند نزد شما [[کتابی]] است به طول هفتاد ذراع، در آن تمام نیازهای مردم وجود دارد و به راستی که این همان علم است، امام{{ع}} فرمودند: این همان علم نیست بلکه اثر برجامانده از [[پیامبر]]{{صل}} است، [[علم واقعی]] آنی است که در هر روز و شب حادث می‌شود.  
# [[منصور بن حازم]] می‌گوید به امام صادق{{ع}} گفتم [[مردم]] می‌گویند نزد شما [[کتابی]] است به طول هفتاد ذراع، در آن تمام نیازهای مردم وجود دارد و به راستی که این همان علم است، امام{{ع}} فرمودند: این همان علم نیست بلکه اثر برجامانده از [[پیامبر]]{{صل}} است، [[علم واقعی]] آنی است که در هر روز و شب حادث می‌شود.  
۱۲۹٬۹۳۴

ویرایش