سفیر در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'سئوال' به 'سؤال'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}})) |
جز (جایگزینی متن - 'سئوال' به 'سؤال') |
||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
# [[مخالفان]] [[دعوت توحیدی پیامبر]] [[رسالت]] وسفیر بودن اورا ازطرف [[خداوند]] منکرمی شدندومیگفتند مگر [[پیامبر]] ممکن است از جنس [[بشر]] باشد، و [[همسر]] [[اختیار]] کند و فرزندانی داشته باشد، [[خداوند]] به آنها پاسخ میدهد "این امر تازهای نیست ما پیش از تو [[پیامبران]] بسیاری فرستادیم و برای آنها [[همسران]] و [[فرزندان]] قرار دادیم" ({{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً}}<ref>«و بیگمان پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و به آنان همسران و فرزندانی دادیم و هیچ پیامبری را نسزد که معجزهای بیاورد مگر با اذن خداوند؛ هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد» سوره رعد، آیه ۳۸.</ref>) ایراد آنها نشان میدهد که یا از [[تاریخ]] [[انبیاء]] بیخبرند و یا خود را به [[نادانی]] و بیخبری میزنند، و گرنه این ایراد را نمیکردند. ویا اینکه ازپیامبر [[انتظار]] داشتند برای [[اثبات]] رسالتشان هر معجزهای را پیشنهاد میکنند و هر چه هوا و هوسشان اقتضا میکند انجام دهد (چه [[ایمان]] بیاورند یا نیاورند) ولی آنها باید بدانند: "هیچ [[پیامبری]] نمیتواند معجزهای جز به [[فرمان خداوند]] بیاورد" ({{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«و بیگمان پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و به آنان همسران و فرزندانی دادیم و هیچ پیامبری را نسزد که معجزهای بیاورد مگر با اذن خداوند؛ هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد» سوره رعد، آیه ۳۸.</ref>). ویا به [[پیامبری]] [[پیامبر]] ایراد میگرفتند که چرا [[پیامبر اسلام]] ص آمده و احکامی از [[تورات]] یا [[انجیل]] را دگرگون ساخته، مگر نه این است که اینها [[کتب آسمانی]] است و از طرف [[خدا]] نازل شده؟ مگر ممکن است [[خداوند]] [[فرمان]] خود را نقض کند؟ (این ایراد مخصوصا با آنچه از [[یهود]] معروف است که [[معتقد]] به عدم امکان [[نسخ]] [[احکام]] بودند کاملا هماهنگ است). وخداوند درپاسخ آنها میگوید که "برای هر زمانی [[حکم]] و قانونی مقرر شده" (تا [[بشریت]] به مرحله [[بلوغ]] نهایی برسد و آخرین [[فرمان]] صادر شود) ({{متن قرآن|لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ}}<ref>«و بیگمان پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و به آنان همسران و فرزندانی دادیم و هیچ پیامبری را نسزد که معجزهای بیاورد مگر با اذن خداوند؛ هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد» سوره رعد، آیه ۳۸.</ref>) ([[تفسیر]] نمونه ج ۲۴۰ ۱۰) | # [[مخالفان]] [[دعوت توحیدی پیامبر]] [[رسالت]] وسفیر بودن اورا ازطرف [[خداوند]] منکرمی شدندومیگفتند مگر [[پیامبر]] ممکن است از جنس [[بشر]] باشد، و [[همسر]] [[اختیار]] کند و فرزندانی داشته باشد، [[خداوند]] به آنها پاسخ میدهد "این امر تازهای نیست ما پیش از تو [[پیامبران]] بسیاری فرستادیم و برای آنها [[همسران]] و [[فرزندان]] قرار دادیم" ({{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً}}<ref>«و بیگمان پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و به آنان همسران و فرزندانی دادیم و هیچ پیامبری را نسزد که معجزهای بیاورد مگر با اذن خداوند؛ هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد» سوره رعد، آیه ۳۸.</ref>) ایراد آنها نشان میدهد که یا از [[تاریخ]] [[انبیاء]] بیخبرند و یا خود را به [[نادانی]] و بیخبری میزنند، و گرنه این ایراد را نمیکردند. ویا اینکه ازپیامبر [[انتظار]] داشتند برای [[اثبات]] رسالتشان هر معجزهای را پیشنهاد میکنند و هر چه هوا و هوسشان اقتضا میکند انجام دهد (چه [[ایمان]] بیاورند یا نیاورند) ولی آنها باید بدانند: "هیچ [[پیامبری]] نمیتواند معجزهای جز به [[فرمان خداوند]] بیاورد" ({{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«و بیگمان پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و به آنان همسران و فرزندانی دادیم و هیچ پیامبری را نسزد که معجزهای بیاورد مگر با اذن خداوند؛ هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد» سوره رعد، آیه ۳۸.</ref>). ویا به [[پیامبری]] [[پیامبر]] ایراد میگرفتند که چرا [[پیامبر اسلام]] ص آمده و احکامی از [[تورات]] یا [[انجیل]] را دگرگون ساخته، مگر نه این است که اینها [[کتب آسمانی]] است و از طرف [[خدا]] نازل شده؟ مگر ممکن است [[خداوند]] [[فرمان]] خود را نقض کند؟ (این ایراد مخصوصا با آنچه از [[یهود]] معروف است که [[معتقد]] به عدم امکان [[نسخ]] [[احکام]] بودند کاملا هماهنگ است). وخداوند درپاسخ آنها میگوید که "برای هر زمانی [[حکم]] و قانونی مقرر شده" (تا [[بشریت]] به مرحله [[بلوغ]] نهایی برسد و آخرین [[فرمان]] صادر شود) ({{متن قرآن|لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ}}<ref>«و بیگمان پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و به آنان همسران و فرزندانی دادیم و هیچ پیامبری را نسزد که معجزهای بیاورد مگر با اذن خداوند؛ هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد» سوره رعد، آیه ۳۸.</ref>) ([[تفسیر]] نمونه ج ۲۴۰ ۱۰) | ||
# [[خداوند]] به [[پیامبر]] میفرماید که برای [[منکران]] [[رسالت]] وسفیر [[الهی]] بودن داستان گذشته گان را مثال بزن که درقریهشهری - زمانی که [[پیامبران]] برای آنها فرستادیم {{متن قرآن|وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ}}<ref>«و برای آنان از مردم آن شهر آنگاه که پیامبران به آنجا آمدند مثلی بزن» سوره یس، آیه ۱۳.</ref>» آنها [[تکذیب]] کردند واستدلال میکردند که شما جز بشری مثل ما نیستید وبرای دسیبابی به موقعیت [[اجتماعی]] ومنفعتطلبی سفیر بودن خودرا ازطرف [[خداوند]] مطرح میکنید {{متن قرآن|مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنْزَلَ الرَّحْمَنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ}}<ref>«گفتند: شما جز بشری مانند ما نیستید و (خداوند) بخشنده، چیزی فرو نفرستاده است و شما جز دروغ نمیگویید» سوره یس، آیه ۱۵.</ref>» ولی جریان [[رسالت]] ادامه پیداکرد وفردی از دورترین نقطه [[شهر]] باداشتن موقعیت [[اجتماعی]] معمولی شتابان آمد وگفت ازپیامبران [[پیروی]] کنید {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«و از دورترین جای شهر مردی شتابان آمد؛ گفت: ای قوم من، از این فرستادگان پیروی کنید» سوره یس، آیه ۲۰.</ref>» و درمقابل بهانه جوئی آنان [[استدلال]] میکند که ازکسانی [[پیروی]] کنید که از شما درمقابل تلاشی که برای [[ابلاغ]] [[دعوت]] میکنند پاداشی نمیخواهند {{متن قرآن|اتَّبِعُوا مَنْ لَا يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}<ref>«از کسانی که پاداشی از شما نمیخواهند و خود رهیافتهاند پیروی کنید» سوره یس، آیه ۲۱.</ref>» واین پاسخی است به [[اتهام]] [[تکذیب]] کنندگان ونکته مهم دراین [[آیات]] ارجاع به [[تاریخ]] برای این که [[مخالفان]] توحیدبدانند جریان [[انبیا]] استمرار داشته وخواهد داشت وتکذیب کنندکان هم درمقابل [[مقاومت]] [[پیامبران]] وپیروانشان نمیتوانند این حرکت را به توقف بکشانند | # [[خداوند]] به [[پیامبر]] میفرماید که برای [[منکران]] [[رسالت]] وسفیر [[الهی]] بودن داستان گذشته گان را مثال بزن که درقریهشهری - زمانی که [[پیامبران]] برای آنها فرستادیم {{متن قرآن|وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ}}<ref>«و برای آنان از مردم آن شهر آنگاه که پیامبران به آنجا آمدند مثلی بزن» سوره یس، آیه ۱۳.</ref>» آنها [[تکذیب]] کردند واستدلال میکردند که شما جز بشری مثل ما نیستید وبرای دسیبابی به موقعیت [[اجتماعی]] ومنفعتطلبی سفیر بودن خودرا ازطرف [[خداوند]] مطرح میکنید {{متن قرآن|مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنْزَلَ الرَّحْمَنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ}}<ref>«گفتند: شما جز بشری مانند ما نیستید و (خداوند) بخشنده، چیزی فرو نفرستاده است و شما جز دروغ نمیگویید» سوره یس، آیه ۱۵.</ref>» ولی جریان [[رسالت]] ادامه پیداکرد وفردی از دورترین نقطه [[شهر]] باداشتن موقعیت [[اجتماعی]] معمولی شتابان آمد وگفت ازپیامبران [[پیروی]] کنید {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«و از دورترین جای شهر مردی شتابان آمد؛ گفت: ای قوم من، از این فرستادگان پیروی کنید» سوره یس، آیه ۲۰.</ref>» و درمقابل بهانه جوئی آنان [[استدلال]] میکند که ازکسانی [[پیروی]] کنید که از شما درمقابل تلاشی که برای [[ابلاغ]] [[دعوت]] میکنند پاداشی نمیخواهند {{متن قرآن|اتَّبِعُوا مَنْ لَا يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}<ref>«از کسانی که پاداشی از شما نمیخواهند و خود رهیافتهاند پیروی کنید» سوره یس، آیه ۲۱.</ref>» واین پاسخی است به [[اتهام]] [[تکذیب]] کنندگان ونکته مهم دراین [[آیات]] ارجاع به [[تاریخ]] برای این که [[مخالفان]] توحیدبدانند جریان [[انبیا]] استمرار داشته وخواهد داشت وتکذیب کنندکان هم درمقابل [[مقاومت]] [[پیامبران]] وپیروانشان نمیتوانند این حرکت را به توقف بکشانند | ||
# [[کافران]] [[تکذیب]] کننده سفیرا ن [[الهی]] سرانجام به هنگام | # [[کافران]] [[تکذیب]] کننده سفیرا ن [[الهی]] سرانجام به هنگام سؤال نگهبانان [[جهنم]] که ازآنها سؤال میکنند آیا رسولانی که از جنس خودتان بودند ازطرف [[خدا]] برای شما نیامد {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ}}<ref>«و آنان را که کفر ورزیدند دستهدسته به سوی دوزخ گسیل میکنند تا چون به آن رسند درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنها بگویند: آیا پیامبرانی از میان خودتان نیامده بودند که آیات پروردگارتان را بر شما میخواندند و شما را به دیدار امروزتان هشدار میدادند؟» سوره زمر، آیه ۷۱.</ref>» و به شما درباره [[دیدار]] امروزتان - [[قیامت]] - اخطار ندادند، {{متن قرآن|وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا}}<ref>«ای گروه پریان و آدمیان! آیا پیامبرانی از خودتان نزد شما نیآمدند که آیات مرا برایتان میخواندند و به دیدار امروزتان شما را هشدار میدادند؟ میگویند: (چرا،) ما بر (زیان) خود گواهی میدهیم و زندگانی این جهان آنان را فریفته بود و بر (زیان) خویش گواهی دادند» سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref>» به آمدن سفیرانی از طرف [[خداوند]] اعتراف میکنند {{متن قرآن|قَالُوا بَلْ يَ}}<ref>«و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفتهاند لعنت بر ایشان باد بلکه دستهای او باز است و هرگونه بخواهد میبخشد و بیگمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان میافزاید؛ و میان آن» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref>» ولی برای آنها سودی نخواهد داشت ودرنتیچه اعمالشان وارد [[جهنم]] میشوند {{متن قرآن|وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref>«و آنان را که کفر ورزیدند دستهدسته به سوی دوزخ گسیل میکنند تا چون به آن رسند درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنها بگویند: آیا پیامبرانی از میان خودتان نیامده بودند که آیات پروردگارتان را بر شما میخواندند و شما را به دیدار امروزتان هشدار میدادند؟» سوره زمر، آیه ۷۱.</ref> | ||
#تاکید [[خداوند]] براین که [[فرستادن رسولان]] وسفیران ### [[313]]### همیشه در میان [[بشر]] بوده است و چگونه ممکن است ما افراد [[انسان]] را بدون [[راهنما]] و [[رهبر]] بگذاریم و در عین حال برای آنها [[مسئولیت]] و [[تکلیف]] قائل شویم؟ لذا "ما این [[پیامبران]] را [[بشارت دهنده]] و [[انذار]] کننده قرار دادیم تا به [[رحمت]] و [[پاداش الهی]]، [[مردم]] را [[امیدوار]] سازند و از کیفرهای او [[بیم]] دهند تا [[اتمام حجت]] بر آنها شود و بهانهای نداشته باشند". {{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ}}<ref>«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.</ref>». [[خداوند]] برنامه ارسال این [[رهبران]] را دقیقا تنظیم و [[اجرا]] نموده، چرا چنین نباشد با اینکه: "او بر همه چیز توانا و [[حکیم]] است". «وَ کٰانَ اللٰهُ عَزِیزاً حَکیماً»[[حکمت]] او "ایجاب میکند که این کار عملی شود و" [[قدرت]] او "،راه را هموار میسازد، زیرا عدم انجام یک برنامه صحیح یا به علت عدم [[حکمت]] و [[دانایی]] است یا به خاطر عدم [[قدرت]]، در حالی که هیچیک از این نقائص در ذات [[پاک]] او وجود ندارد. ([[تفسیر]] نمونه، ج ۴، ص: ۲۱۳) | #تاکید [[خداوند]] براین که [[فرستادن رسولان]] وسفیران ### [[313]]### همیشه در میان [[بشر]] بوده است و چگونه ممکن است ما افراد [[انسان]] را بدون [[راهنما]] و [[رهبر]] بگذاریم و در عین حال برای آنها [[مسئولیت]] و [[تکلیف]] قائل شویم؟ لذا "ما این [[پیامبران]] را [[بشارت دهنده]] و [[انذار]] کننده قرار دادیم تا به [[رحمت]] و [[پاداش الهی]]، [[مردم]] را [[امیدوار]] سازند و از کیفرهای او [[بیم]] دهند تا [[اتمام حجت]] بر آنها شود و بهانهای نداشته باشند". {{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ}}<ref>«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.</ref>». [[خداوند]] برنامه ارسال این [[رهبران]] را دقیقا تنظیم و [[اجرا]] نموده، چرا چنین نباشد با اینکه: "او بر همه چیز توانا و [[حکیم]] است". «وَ کٰانَ اللٰهُ عَزِیزاً حَکیماً»[[حکمت]] او "ایجاب میکند که این کار عملی شود و" [[قدرت]] او "،راه را هموار میسازد، زیرا عدم انجام یک برنامه صحیح یا به علت عدم [[حکمت]] و [[دانایی]] است یا به خاطر عدم [[قدرت]]، در حالی که هیچیک از این نقائص در ذات [[پاک]] او وجود ندارد. ([[تفسیر]] نمونه، ج ۴، ص: ۲۱۳) | ||
# [[خداوند]] اعلام میکند ازملائکه وازمیان [[مردم]] سفیران وفرستادگانی را [[انتخاب]] میکند «" {{متن قرآن|اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ}}<ref>«خداوند از فرشتگان و از مردم فرستادگانی برمیگزیند؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره حج، آیه ۷۵.</ref>» " کلمه" [[اصطفاء]] "به معنای گرفتن [[خالص]] هر چیز است. راغب گفته:" [[اصطفاء]] "گرفتن صافی و [[خالص]] هر چیزی است (مفردات راغب، ماده" صفو ").[[علامه طباطبائی]] درتفسیر [[المیزان]] مینویسد. پس" [[اصطفاء]] [[خدا]] از [[ملائکه]] و از [[مردم]] رسولانی "به معنای [[انتخاب]] و [[اختیار]] رسولانی از میان آنان است، که آن [[رسول]] صافی و [[خالص]] و [[صالح]] برای [[رسالت]] باشد. این [[آیه]] و [[آیه]] بعدش {{متن قرآن|يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ}}<ref>«آنچه را پیش روی و پس پشت آنان است میداند و کارها به سوی خداوند بازگردانده میشود» سوره حج، آیه ۷۶.</ref>» دو [[حقیقت]] را بیان میکنند: یکی اینکه مسأله قرار دادن [[رسولان]] برای [[بشر]] بر [[خدا]] [[واجب]] است، و یکی هم اینکه [[واجب]] است که این [[رسولان]] [[معصوم]] باشند.. پس همانطور که اشاره شد این [[آیه]] از دو مطلب خبر میدهد: یکی اینکه [[خدا]] را پیامبرانی است از جنس [[بشر]] و رسولانی است از [[ملک]]. دوم اینکه این [[رسالت]] بدون قید و شرط نیست که هر [[جور]] شد بشود و هر کس [[رسول]] شد بشود بلکه در تحت [[نظام]] [[اصطفاء]] قرار دارد، و آن کسی را [[انتخاب]] میکند که [[صالح]] برای این کار باشد. و جمله" {{متن قرآن|أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ}}<ref>«این بدان روست که خداوند از شب میکاهد و بر روز میافزاید و از روز میکاهد و بر شب میافزاید و اینکه خداوند شنوایی بیناست» سوره حج، آیه ۶۱.</ref> " اصل ارسال [[رسول]] را تعلیل میکند که اصلا چرا باید رسولانی [[مبعوث]] شوند، و بیانش این است که: نوع [[بشر]] به طور [[فطری]] محتاج به این هستند که [[خدا]] به سوی سعادتشان و کمالشان [[هدایت]] فرماید، همان کمالی که برای آن [[خلق]] شدهاند همانطور که سایر انواع موجودات را [[هدایت]] کرده. پس مسأله احتیاج به [[هدایت]] حاجتی است عمومی و [[ظهور]] [[حاجت]] در آنها است. به عبارتی دیگر اظهار [[حاجت]] از ایشان همان سؤال و درخواست رفع [[حاجت]] است و [[خدای سبحان]] شنوای سؤال [[فطری]] (و زبان حال) ایشان و [[بصیر]] و بینای به احتیاج [[فطری]] ایشان به [[هدایت]] است. پس مقتضای [[سمیع]] و [[بصیر]] بودن او این است که رسولی بفرستد تا ایشان را به سوی [[سعادت]] و کمالشان [[هدایت]] کند، چون همه [[مردم]] [[شایستگی]] اتصال به عالم [[قدس]] را ندارند، زیرا اگر یکی از ایشان [[پاک]] است دهها ناپاکند و اگر یکی [[صالح]] باشد صدها طالح در آنها است پس باید یکی را خودش برگزیند. و [[رسول]] دو نوع است یکی از جنس [[فرشته]] که [[وحی]] را از [[ناحیه]] [[خدا]] گرفته به [[رسول]] بشری میرساند. قسم دوم [[رسول]] [[انسانی]] است که [[وحی]] را از [[رسول]] فرشتهای گرفته به [[انسانها]] میرساند. و کوتاه سخن، اینکه فرمود:" {{متن قرآن|أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ}}<ref>«این بدان روست که خداوند از شب میکاهد و بر روز میافزاید و از روز میکاهد و بر شب میافزاید و اینکه خداوند شنوایی بیناست» سوره حج، آیه ۶۱.</ref>" متضمن [[حجت]] و برهانی است بر اصل [[لزوم]] [[ارسال رسولان]] و اما [[حجت]] بر [[لزوم عصمت]] و [[اصطفاء]] [[رسل]]، آن مضمون جمله" {{متن قرآن|يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمیگیرد، همه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛ به آشکار و پنهان آنان داناست و آنان بر چیزی از دانش وی جز آنچه او بخواهد چیرگی ندارند؛» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref> " است. [تقریر [[حجت]] و برهانی که از جمله" {{متن قرآن|أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ}}<ref>«این بدان روست که خداوند از شب میکاهد و بر روز میافزاید و از روز میکاهد و بر شب میافزاید و اینکه خداوند شنوایی بیناست» سوره حج، آیه ۶۱.</ref>" برای اصل [[لزوم]] [[ارسال رسل]]، و از [[آیه]]:" {{متن قرآن|يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمیگیرد، همه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛ به آشکار و پنهان آنان داناست و آنان بر چیزی از دانش وی جز آنچه او بخواهد چیرگی ندارند؛» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>... " برای [[عصمت انبیاء]] ({{عم}}) استفاده میشود] (ترجمه [[تفسیر]] [[المیزان]] ج ۱۴ ص ۵۸۰) | # [[خداوند]] اعلام میکند ازملائکه وازمیان [[مردم]] سفیران وفرستادگانی را [[انتخاب]] میکند «" {{متن قرآن|اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ}}<ref>«خداوند از فرشتگان و از مردم فرستادگانی برمیگزیند؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره حج، آیه ۷۵.</ref>» " کلمه" [[اصطفاء]] "به معنای گرفتن [[خالص]] هر چیز است. راغب گفته:" [[اصطفاء]] "گرفتن صافی و [[خالص]] هر چیزی است (مفردات راغب، ماده" صفو ").[[علامه طباطبائی]] درتفسیر [[المیزان]] مینویسد. پس" [[اصطفاء]] [[خدا]] از [[ملائکه]] و از [[مردم]] رسولانی "به معنای [[انتخاب]] و [[اختیار]] رسولانی از میان آنان است، که آن [[رسول]] صافی و [[خالص]] و [[صالح]] برای [[رسالت]] باشد. این [[آیه]] و [[آیه]] بعدش {{متن قرآن|يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ}}<ref>«آنچه را پیش روی و پس پشت آنان است میداند و کارها به سوی خداوند بازگردانده میشود» سوره حج، آیه ۷۶.</ref>» دو [[حقیقت]] را بیان میکنند: یکی اینکه مسأله قرار دادن [[رسولان]] برای [[بشر]] بر [[خدا]] [[واجب]] است، و یکی هم اینکه [[واجب]] است که این [[رسولان]] [[معصوم]] باشند.. پس همانطور که اشاره شد این [[آیه]] از دو مطلب خبر میدهد: یکی اینکه [[خدا]] را پیامبرانی است از جنس [[بشر]] و رسولانی است از [[ملک]]. دوم اینکه این [[رسالت]] بدون قید و شرط نیست که هر [[جور]] شد بشود و هر کس [[رسول]] شد بشود بلکه در تحت [[نظام]] [[اصطفاء]] قرار دارد، و آن کسی را [[انتخاب]] میکند که [[صالح]] برای این کار باشد. و جمله" {{متن قرآن|أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ}}<ref>«این بدان روست که خداوند از شب میکاهد و بر روز میافزاید و از روز میکاهد و بر شب میافزاید و اینکه خداوند شنوایی بیناست» سوره حج، آیه ۶۱.</ref> " اصل ارسال [[رسول]] را تعلیل میکند که اصلا چرا باید رسولانی [[مبعوث]] شوند، و بیانش این است که: نوع [[بشر]] به طور [[فطری]] محتاج به این هستند که [[خدا]] به سوی سعادتشان و کمالشان [[هدایت]] فرماید، همان کمالی که برای آن [[خلق]] شدهاند همانطور که سایر انواع موجودات را [[هدایت]] کرده. پس مسأله احتیاج به [[هدایت]] حاجتی است عمومی و [[ظهور]] [[حاجت]] در آنها است. به عبارتی دیگر اظهار [[حاجت]] از ایشان همان سؤال و درخواست رفع [[حاجت]] است و [[خدای سبحان]] شنوای سؤال [[فطری]] (و زبان حال) ایشان و [[بصیر]] و بینای به احتیاج [[فطری]] ایشان به [[هدایت]] است. پس مقتضای [[سمیع]] و [[بصیر]] بودن او این است که رسولی بفرستد تا ایشان را به سوی [[سعادت]] و کمالشان [[هدایت]] کند، چون همه [[مردم]] [[شایستگی]] اتصال به عالم [[قدس]] را ندارند، زیرا اگر یکی از ایشان [[پاک]] است دهها ناپاکند و اگر یکی [[صالح]] باشد صدها طالح در آنها است پس باید یکی را خودش برگزیند. و [[رسول]] دو نوع است یکی از جنس [[فرشته]] که [[وحی]] را از [[ناحیه]] [[خدا]] گرفته به [[رسول]] بشری میرساند. قسم دوم [[رسول]] [[انسانی]] است که [[وحی]] را از [[رسول]] فرشتهای گرفته به [[انسانها]] میرساند. و کوتاه سخن، اینکه فرمود:" {{متن قرآن|أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ}}<ref>«این بدان روست که خداوند از شب میکاهد و بر روز میافزاید و از روز میکاهد و بر شب میافزاید و اینکه خداوند شنوایی بیناست» سوره حج، آیه ۶۱.</ref>" متضمن [[حجت]] و برهانی است بر اصل [[لزوم]] [[ارسال رسولان]] و اما [[حجت]] بر [[لزوم عصمت]] و [[اصطفاء]] [[رسل]]، آن مضمون جمله" {{متن قرآن|يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمیگیرد، همه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛ به آشکار و پنهان آنان داناست و آنان بر چیزی از دانش وی جز آنچه او بخواهد چیرگی ندارند؛» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref> " است. [تقریر [[حجت]] و برهانی که از جمله" {{متن قرآن|أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ}}<ref>«این بدان روست که خداوند از شب میکاهد و بر روز میافزاید و از روز میکاهد و بر شب میافزاید و اینکه خداوند شنوایی بیناست» سوره حج، آیه ۶۱.</ref>" برای اصل [[لزوم]] [[ارسال رسل]]، و از [[آیه]]:" {{متن قرآن|يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمیگیرد، همه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛ به آشکار و پنهان آنان داناست و آنان بر چیزی از دانش وی جز آنچه او بخواهد چیرگی ندارند؛» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>... " برای [[عصمت انبیاء]] ({{عم}}) استفاده میشود] (ترجمه [[تفسیر]] [[المیزان]] ج ۱۴ ص ۵۸۰) | ||