پرش به محتوا

دین الهی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'سئوال' به 'سؤال'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}}))
جز (جایگزینی متن - 'سئوال' به 'سؤال')
خط ۱۳۹: خط ۱۳۹:
#کسانی که با دین از این جهت که [[محدودیت]] آور و [[مانع]] لابالی گری آنها می‌شود، مخالف هستند و دین را به عنوان مزاحم [[حیات]] حیوانی و [[شیطانی]] خود [[تفسیر]] کرده‌اند.
#کسانی که با دین از این جهت که [[محدودیت]] آور و [[مانع]] لابالی گری آنها می‌شود، مخالف هستند و دین را به عنوان مزاحم [[حیات]] حیوانی و [[شیطانی]] خود [[تفسیر]] کرده‌اند.
#کسانی به این [[دلیل]] که دین وسیله و ابزار [[قدرت]] شده و از آن سوء استفاده‌های بسیار می‌شود، ترجیح می‌دهند که سخن از دین و [[ایمان]] را به کنار نهند.
#کسانی به این [[دلیل]] که دین وسیله و ابزار [[قدرت]] شده و از آن سوء استفاده‌های بسیار می‌شود، ترجیح می‌دهند که سخن از دین و [[ایمان]] را به کنار نهند.
#کسانی سخن از [[بی‌نیازی]] دین و [[ایمان]] کردند. می‌گفتند، با وجود [[عقل]] و [[علم]]، دیگر چه نیازی به [[ایمان]] و [[معنویت]] است. [[بشریت]] با تجربه‌ای که کسب کرده، بدون دین هم می‌تواند [[آسایش]] و [[امنیت]] و [[عدالت]] خود را به دست آورد. آنچه مایه [[سعادت]] و [[خوشبختی]] است، [[عقل انسان]] [[قادر]] به [[درک]] آن است.[[ایمان]] در [[بهترین]] حالت، به نادیده گرفتن [[رنج‌ها]] و [[سختی‌ها]] مبدل شده است، نه تحرک بخشیدن و برانگیختن برای فائق آمدن بر [[مشکلات]] و کسب [[زندگی]] دیگر. در صورتی که [[قرآن]] به هر سه سئوال پاسخ می‌دهد: هم از دین صحیح سخن می‌گوید و هم از [[دینی]] که ابزار دست [[قدرت]] و [[ثروت]] که بتوانند [[قدرت]] و [[ثروت]] خود را [[حفظ]] کنند. [[قرآن کریم]] این [[نگرانی]] سوء استفاده از دین را نشان داده، هشدار می‌دهد و از اینکه کسانی مانند فرعون‌ها در [[مبارزه]] با [[پیامبران]] از خطر [[بی‌دینی]] [[سخن]] می‌گویند، هشدار می‌دهد: {{متن قرآن|إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ}}<ref>«و فرعون گفت: بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند، که می‌ترسم آیین شما را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهی پدید آورد» سوره غافر، آیه ۲۶.</ref> چون [[فرعون]] کسی است که ادعای خدایی می‌کند، [[مردم]] را زیر [[تسلط]] خود کشانده، و [[ستم‌ها]] به آنها روا داشته، باز ادعای [[حمایت]] از دین می‌کند. بی‌گمان [[شریعت]] در هر زمانی از سوی [[صاحبان قدرت]]، وسیله‌ای برای سختگیری، برخورد و [[تکفیر]] و توجیه و پوشش دادن برای بسیاری از [[گناهان]] بزرگ و سنگین، همچون [[بی‌عدالتی]]، تحکیم [[قدرت]]، ضایع کردن [[حقوق]]، [[افشاگری]] و غوغاگری و توجیه [[استبداد]] و رانت‌خواری می‌شود. البته [[مردم]] دین می‌خواهند؛ اما دین باید دلپسند و دلربا باشد. [[دینی]] که نیازهای [[معنوی]] و [[اخلاقی]] آنان را پاسخگو باشد. [[نیاز]] [[مردم]] به دین برای این است که از بدی‌های آنان بکاهد و [[خوبی‌ها]] را رواج دهد. به [[مردم]] [[امنیت]]، [[عدالت]] و [[معنویت]] بدهد، در هر کاری [[بیهوده]] دخالت نکند و [[زندگی]] خصوصی آنان را برملا نکند. اگر ببینند دین به جای این فواید، به صورت و کارهای ظاهری بها می‌دهد، [[غلو]] و [[خرافات]] را [[ترویج]] می‌کند، از چنین [[دینی]] [[تبری]] می‌جویند. در یک جمله می‌توان گفت [[قرآن]] در معرفی دین، هم [[معرفت]] زا و هم کارکردگرا است. لذا در این مدخل مباحث گوناگونی در [[ارتباط]] میان دین با [[پیامبر]] مطرح است، مانند چیستی دین، [[فلسفه]] و کارکرد دین، روش ارجاع به دین، معیارهای دین و اصول و مبانی دین و [[دلایل]] تأکید بر [[خلوص]] دین [[نبوی]].
#کسانی سخن از [[بی‌نیازی]] دین و [[ایمان]] کردند. می‌گفتند، با وجود [[عقل]] و [[علم]]، دیگر چه نیازی به [[ایمان]] و [[معنویت]] است. [[بشریت]] با تجربه‌ای که کسب کرده، بدون دین هم می‌تواند [[آسایش]] و [[امنیت]] و [[عدالت]] خود را به دست آورد. آنچه مایه [[سعادت]] و [[خوشبختی]] است، [[عقل انسان]] [[قادر]] به [[درک]] آن است.[[ایمان]] در [[بهترین]] حالت، به نادیده گرفتن [[رنج‌ها]] و [[سختی‌ها]] مبدل شده است، نه تحرک بخشیدن و برانگیختن برای فائق آمدن بر [[مشکلات]] و کسب [[زندگی]] دیگر. در صورتی که [[قرآن]] به هر سه سؤال پاسخ می‌دهد: هم از دین صحیح سخن می‌گوید و هم از [[دینی]] که ابزار دست [[قدرت]] و [[ثروت]] که بتوانند [[قدرت]] و [[ثروت]] خود را [[حفظ]] کنند. [[قرآن کریم]] این [[نگرانی]] سوء استفاده از دین را نشان داده، هشدار می‌دهد و از اینکه کسانی مانند فرعون‌ها در [[مبارزه]] با [[پیامبران]] از خطر [[بی‌دینی]] [[سخن]] می‌گویند، هشدار می‌دهد: {{متن قرآن|إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ}}<ref>«و فرعون گفت: بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند، که می‌ترسم آیین شما را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهی پدید آورد» سوره غافر، آیه ۲۶.</ref> چون [[فرعون]] کسی است که ادعای خدایی می‌کند، [[مردم]] را زیر [[تسلط]] خود کشانده، و [[ستم‌ها]] به آنها روا داشته، باز ادعای [[حمایت]] از دین می‌کند. بی‌گمان [[شریعت]] در هر زمانی از سوی [[صاحبان قدرت]]، وسیله‌ای برای سختگیری، برخورد و [[تکفیر]] و توجیه و پوشش دادن برای بسیاری از [[گناهان]] بزرگ و سنگین، همچون [[بی‌عدالتی]]، تحکیم [[قدرت]]، ضایع کردن [[حقوق]]، [[افشاگری]] و غوغاگری و توجیه [[استبداد]] و رانت‌خواری می‌شود. البته [[مردم]] دین می‌خواهند؛ اما دین باید دلپسند و دلربا باشد. [[دینی]] که نیازهای [[معنوی]] و [[اخلاقی]] آنان را پاسخگو باشد. [[نیاز]] [[مردم]] به دین برای این است که از بدی‌های آنان بکاهد و [[خوبی‌ها]] را رواج دهد. به [[مردم]] [[امنیت]]، [[عدالت]] و [[معنویت]] بدهد، در هر کاری [[بیهوده]] دخالت نکند و [[زندگی]] خصوصی آنان را برملا نکند. اگر ببینند دین به جای این فواید، به صورت و کارهای ظاهری بها می‌دهد، [[غلو]] و [[خرافات]] را [[ترویج]] می‌کند، از چنین [[دینی]] [[تبری]] می‌جویند. در یک جمله می‌توان گفت [[قرآن]] در معرفی دین، هم [[معرفت]] زا و هم کارکردگرا است. لذا در این مدخل مباحث گوناگونی در [[ارتباط]] میان دین با [[پیامبر]] مطرح است، مانند چیستی دین، [[فلسفه]] و کارکرد دین، روش ارجاع به دین، معیارهای دین و اصول و مبانی دین و [[دلایل]] تأکید بر [[خلوص]] دین [[نبوی]].


===چیستی دین [[نبوی]]===
===چیستی دین [[نبوی]]===
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش