|
|
| خط ۸: |
خط ۸: |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> |
|
| |
|
| مراد از '''امام مبین''' و '''کتاب مبین''' همان '''لوح محفوظ''' یا '''علم الهی''' است که همه چیز در آن ثبت است.<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 34؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 15، ص 230 و ج 17، ص 156 ـ 157؛ بخارایی زاده، سید حبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص 131 و 132؛ اسدی گرمارودی، محمد، علم برگزیدگان در نقل و عقل و عرفان، وبگاه خطابۀ غدیر؛ عسکری، امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟</ref>
| | ==معنای لغوی [[امام]] و [[مبین]]== |
| | واژۀ امام از ریشه «ا ـ [[م]] ـ م»، معانی مختلفی دارد، از جمله به معنای [[الگو]] و [[پیشوا]] آمده است و واژه مبین از ریشه «بیان» به معنای [[کشف]] و [[ظهور]] است<ref>الصحاح، ج ۵، ص۲۰۸۲ ـ ۲۰۸۳؛ مفردات، ص۱۵۷ ـ ۱۵۸؛ التحقیق، ج۱، ص۳۶۶ ـ ۳۶۷، «بین».</ref>. دو واژه «مُبین» و «بیّن» هم معنا هستند؛ اما «مبین» از تأکید بیشتری برخوردار بوده و افزون بر ظهور و انکشاف، از حالت اظهار و کاشفیت برای دیگر اشیا نیز برخوردار است<ref>لسان العرب، ج ۱، ص۴۶۲؛ التحقیق، ج ۱، ص۳۶۷ ـ ۳۶۸.</ref>.<ref>[[علی معموری|معموری، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۳۳.]</ref> |
|
| |
|
| ==معنای لغوی امام و مبین==
| | ==چیستی "[[کتاب مبین]]" و "[[امام مبین]]"== |
| *واژۀ امام از ریشه «ا ـ م ـ م»، معانی مختلفی دارد از جمله به معنای الگو و پیشوا آمده است و واژه مبین از ریشه «بیان» به معنای کشف و ظهور است.<ref>الصحاح، ج ۵ ، ص ۲۰۸۲ ـ ۲۰۸۳؛ مفردات، ص۱۵۷ ـ ۱۵۸؛ التحقيق، ج۱، ص۳۶۶ ـ ۳۶۷، «بين».</ref> دو واژه «مُبین» و «بیّن» هم معنا هستند؛ اما «مبین» از تأکید بیشتری برخوردار بوده و افزون بر ظهور و انکشاف، از حالت اظهار و کاشفیت برای دیگر اشیا نیز برخوردار است.<ref>لسان العرب، ج ۱، ص ۴۶۲؛ التحقيق، ج ۱، ص ۳۶۷ ـ ۳۶۸.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/4/38.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۲۳۳.]</ref>.
| | از [[قرآن کریم]] به دست میآید همۀ وقایع [[عالم]] [[طبیعت]] در کتاب مبین [[ثبت]] و ضبط شده است: {{متن قرآن|وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}}<ref>«و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است» سوره انعام، آیه ۵۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ وَلَا أَصْغَرَ مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}}<ref>«ما بر شما گواهیم و همسنگ ذرّهای در زمین یا در آسمان، از پروردگارت پنهان نمیماند و هیچ چیز کوچکتر و یا بزرگتر از آن نیست مگر که در کتابی روشنگر آمده است» سوره یونس، آیه ۶۱.</ref>. مقصود از "امام مبین" و "کتاب مبین" همان "[[لوح محفوظ]]" یا "[[علم الهی]]" است که همه چیز، از جمله [[اعمال انسانها]] و حوادث در آن احصا و ثبت شده است؛ اعم از شیء مادی یا مجرد، شیء موجود در [[زمان]] حال یا گذشته و [[آینده]] و...، این چنین [[علمی]] در "إِمَامٍ مُبِینٍ" وجود دارد. روشن است مقصود از احصا و ضبط کردن همه چیز در امام مبین، ضبط [[عین]] موجودات و اشیای عالم نیست؛ بلکه مراد [[دانا]] ساختن امام مبین به همه چیز و نهادن اطلاعات همۀ امور نزد اوست. امام مبین [[آگاه]] به همه چیز بوده و تمام اطلاعات در نزد اوست. به عبارتی دیگر علم الهی همچون [[کتابی]] بزرگ بر همۀ هستی احاطه دارد، احاطه و [[تدبیر]] خلقتِ [[جهان]] و تقدیر و اندازهگیری برای هر یک از موجودات. در [[قرآن کریم]] هرجا از این کتاب نام برده شده، برای بیان احاطۀ [[علمی]] [[خداوند]] به اعیان موجودات و حوادث جاری [[جهان]] است، چه موجودات و حوادثی که مشهود ماست و چه آنها که در پردۀ [[غیب]] است و ما از آن بیاطلاع هستیم. مراد از [[کتاب مبین]] امری است که نسبتش به موجودات، نسبت برنامۀ عمل است به خود عمل و هر موجودی در این کتاب یک نوع اندازه و تقدیر دارد، الا اینکه خود این کتاب موجودی است که قبل از هر موجودی و در حین وجود یافتن و بعد از فنای آن، وجود داشته و خواهد داشت و موجودی است که مشتمل است بر [[علم]] [[خدای تعالی]] به اشیاء، همان علمی که [[فراموشی]] و گم کردن حساب، در آن راه ندارد. از این جهت مراد از کتاب مبین، مرتبۀ [[واقعی]] اشیاء و تحقق [[خارجی]] آنهاست که قابل [[پذیرفتن]] هیچگونه تغییری نیست. خلاصه اینکه این کتاب، [[کتابی]] است که جمیع موجوداتی را که در [[عالم]] صنع و ایجاد واقع شدهاند، برشمرده و آنچه را که بوده و هست و خواهد بود، احصاء کرده است، بدون اینکه کوچکترین موجودی را از قلم انداخته باشد.<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۷، ص۱۷۹ ـ ۱۸۲.</ref> و از آن جهت به [[لوح محفوظ]] "[[امام مبین]]" گفته میشود،؛ چراکه در [[رستاخیز]] پیشوای مأموران و معیار سنجشِ ارزشِ [[اعمال]] انسانهاست<ref>ر.ک: نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص۳۴؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج ۱۵، ص۲۳۰ و ج ۱۷، ص۱۵۶ ـ ۱۵۷؛ ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص۲۰۷ ـ ۲۰۸؛ بخارایی زاده، سید حبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص۱۳۱ و ۱۳۲؛ اسدی گرمارودی، محمد، علم برگزیدگان در نقل و عقل و عرفان، وبگاه خطابۀ غدیر؛ عسکری، امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم؛ معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن؛ میرترابی حسینی، زهرة السادات، علم لدنی در قرآن و حدیث، ص۷۷.</ref>. |
| ==چیستی "کتاب مبین" و "امام مبین"== | |
| *از قرآن کریم به دست میآید همۀ وقایع عالم طبیعت در کتاب مبین ثبت و ضبط شده است: «وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِين»،<ref>سورۀ انعام، آیۀ 59</ref> «وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ»<ref>سورۀ یونس، آیۀ 61</ref> مقصود از "امام مبین" و "کتاب مبین" همان "لوح محفوظ" یا "علم الهی" است که همه چیز، از جمله اعمال انسان ها و حوادث،<ref>ر.ک. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 15، ص 230 و ج 17، ص 156 ـ 157</ref> در آن احصا و ثبت شده است؛<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 34؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 15، ص 230 و ج 17، ص 156 ـ 157؛ ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208؛ بخارایی زاده، سید حبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص 131 و 132؛ اسدی گرمارودی، محمد، علم برگزیدگان در نقل و عقل و عرفان، وبگاه خطابۀ غدیر؛ عسکری، امام خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟</ref> اعم از شیء مادی یا مجرد، شیء موجود در زمان حال یا گذشته و آینده و .... این چنین علمی در "إِمَامٍ مُبِينٍ" وجود دارد.<ref>ر.ک. بخارایی زاده، سید حبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص 131 و 132</ref> روشن است مقصود از احصا و ضبط کردن همه چیز در امام مبین، ضبط عین موجودات و اشیای عالم نیست؛ بلکه مراد دانا ساختن امام مبین به همه چیز و نهادن اطلاعات همۀ امور نزد اوست.<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 34</ref> امام مبین آگاه به همه چیز بوده و تمام اطلاعات در نزد اوست.<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 34</ref> به عبارتی دیگر علم الهی همچون کتابی بزرگ بر همۀ هستی احاطه دارد،<ref>ر.ک. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 15، ص 230 و ج 17، ص 156 ـ 157</ref> احاطه و تدبیر خلقتِ جهان و تقدیر و اندازهگیری برای هر یک از موجودات.<ref>ر.ک. معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref> در قرآن کریم هرجا از این کتاب نام برده شده، برای بیان احاطۀ علمی خداوند به اعیان موجودات، و حوادث جاری جهان است، چه موجودات و حوادثی که مشهود ماست و چه آنها که در پردۀ غیب است و ما از آن بیاطلاع هستیم.<ref>ر.ک. میرترابی حسینی، زهرة السادات، علم لدنی در قرآن و حدیث، ص 77. </ref> مراد از کتاب مبین امرى است که نسبتش به موجودات، نسبت برنامۀ عمل است به خود عمل، و هر موجودى در این کتاب یک نوع اندازه و تقدیر دارد، الا اینکه خود این کتاب موجودى است که قبل از هر موجودى و در حین وجود یافتن و بعد از فناى آن، وجود داشته و خواهد داشت، و موجودى است که مشتمل است بر علم خداى تعالى به اشیاء، همان علمى که فراموشى و گم کردن حساب، در آن راه ندارد. از این جهت مراد از کتاب مبین، مرتبۀ واقعى اشیاء و تحقق خارجى آنها است که قابل پذیرفتن هیچگونه تغییر نیست. خلاصه اینکه این کتاب، کتابى است که جمیع موجوداتى را که در عالم صنع و ایجاد واقع شدهاند، برشمرده و آنچه را که بوده و هست و خواهد بود، احصاء کرده است، بدون اینکه کوچکترین موجودى را از قلم انداخته باشد.<ref>ر.ک. [[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان، ج 7، ص 179 ـ 182؛ میرترابی حسینی، زهرة السادات، علم لدنی در قرآن و حدیث، ص 77</ref> و از آن جهت به لوح محفوظ "امام مبین" گفته میشود، چرا که در رستاخیز پیشوای مأموران و معیار سنجشِ ارزشِ اعمال انسانهاست.<ref>ر.ک. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 17، ص 156 ـ 157</ref>
| |
| *واژۀ "امام مبین" در یک آیه: «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ»<ref>سورۀ یس، آیۀ 12: «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبين»</ref> به کار رفته است و واژۀ "کتاب مبین" در دوازده آیه، مانند: «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في كِتابٍ مُبينٍ»؛<ref>سورۀ انعام، آیۀ 59</ref> «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها كُلٌّ في كِتابٍ مُبينٍ»<ref>سورۀ هود، آیۀ 6</ref> و ... .<ref>مانند: سورۀ مائده، آیۀ 15؛ سورۀ یونس، آیۀ 61؛ سورۀ نمل، آیۀ 1 و 75؛ سورۀ سبأ، آیۀ 3 و ... </ref>
| |
| *کتاب مبین هرچه باشد، غیر از واقعیتها و حوادث خارجی است و بر آنها تقدم دارد و پس از فانی و سپری شدن آنها نیز باقی است، همانند برنامههایی که برای انجام کارهایی قبل از انجام آنها نوشته میشود، و پس از وقوع آن کارها نیز همچنان باقی است<ref>ر.ک. [[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان، ج 7، ص 124 ـ 127</ref>.<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208؛ تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126؛ معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref> و در امام مبین که لوح محفوظ است تفصیل قضای الهی ثبت گردیده است و شاید وجه اینکه "لوح محفوظ"، "امام مبین" نامیده شده، این است که چون دربردارندۀ قضای حتمی الهی است، نسبت به حوادث و رخدادهای جهان نقش متبوع و امام را دارد؛ یعنی لوح محفوظ الگوی حوادث جهان است<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208</ref> و لذاست که این کتاب نمی تواند اوراق جسمانی باشد زیرا امور جسمانی توان ثبت تمامی حقایق خودش را ندارد، چه رسد به این که تمامی اشیاء را تا ابد ثبت نماید.<ref>ر.ک. تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126</ref>
| |
| *قرآن کریم هم حقیقت ثابت و واحدی دارد که در این "کتاب مبین" بوده و از آنجا به صورت مجزّا برابر شرایط زمانی و مکانی خاصّ که خداوند میداند، به صورت عربی آن را تنزّل داده تا قابل تعقل باشد:<ref>سورۀ زخرف، آیۀ 2 ـ 4</ref> «وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ»<ref>ر.ک. تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126</ref> باید دانست خداوند این علم را به انبیاء و اولیاء و قدیسان نیز تعلیم فرموده است.<ref>ر.ک. معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref>
| |
|
| |
|
| =="امام مبین" و علم معصوم== | | واژۀ "[[امام مبین]]" در یک [[آیه]]: {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«ما خود، مردگان را زنده میگردانیم و هر چه را پیش فرستادهاند و آنچه را از آنان بر جای مانده است مینگاریم و هر چیزی را در نوشتهای روشن بر شمردهایم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref> به [[کار]] رفته است و واژۀ "[[کتاب مبین]]" در [[دوازده]] آیه، مانند: {{متن قرآن|وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}}<ref>«و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمیداند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست میداند و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر که او آن را میداند و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است» سوره انعام، آیه ۵۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}}<ref>«و هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر که روزیاش بر خداوند است و (خداوند) آرامشگاه و ودیعهگاه او را میداند؛ (این) همه در کتابی روشن (آمده) است» سوره هود، آیه ۶.</ref> و...<ref>مانند: سورۀ مائده، آیۀ ۱۵؛ سورۀ یونس، آیۀ ۶۱؛ سورۀ نمل، آیۀ ۱ و ۷۵؛ سورۀ سبأ، آیۀ ۳ و....</ref>. |
| *قرآن کریم کتاب نازلِ الهی است که از لوح محفوظ «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظ»<ref>سورۀ بروج، آیۀ 21 و 22</ref> و کتاب مکنون «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُون»<ref>سورۀ واقعه، آیۀ 77 و 78</ref> سرچشمه گرفته است؛ یعنی حقیقت و اصل قرآن در لوح محفوظ و کتاب مبین است و غیر از کسانی که از تطهیر ویژۀ الهی و مقام عصمت برخوردارند، از حقیقت و اصل قرآن آگاهی ندارند «فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون»<ref>سورۀ واقعه، آیۀ 78 و 79</ref> بر اساس احادیث مسلّم و مورد قبول مسلمین، اهل کساء مصادیق قطعی مطهرون هستند<ref>ر.ک. میلانی، سیدعلی، نفحات الازهار، ج 20، ص 76 و 110</ref>.<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208</ref> لذا پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت ایشان از لوح محفوظ آگاه بودند و یا اگر می خواستند آگاه می شدند.<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208</ref>
| | |
| ==روایات و "امام مبین"==
| | کتاب مبین هرچه باشد، غیر از واقعیتها و حوادث [[خارجی]] است و بر آنها تقدم دارد و پس از فانی و سپری شدن آنها نیز باقی است، همانند برنامههایی که برای انجام کارهایی قبل از انجام آنها نوشته میشود و پس از وقوع آن [[کارها]] نیز همچنان باقی است<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۷، ص۱۲۴ ـ ۱۲۷.</ref> و در امام مبین که [[لوح محفوظ]] است تفصیل [[قضای الهی]] [[ثبت]] گردیده است و شاید [[وجه]] اینکه "لوح محفوظ"، "امام مبین" نامیده شده، این است که چون دربردارندۀ قضای حتمی [[الهی]] است، نسبت به حوادث و رخدادهای [[جهان]] نقش متبوع و [[امام]] را دارد؛ یعنی لوح محفوظ الگوی حوادث جهان است و لذاست که این کتاب نمیتواند اوراق [[جسمانی]] باشد زیرا امور جسمانی [[توان]] ثبت تمامی [[حقایق]] خودش را ندارد، چه رسد به اینکه تمامی اشیاء را تا ابد ثبت نماید<ref>ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص۲۰۷ ـ ۲۰۸؛ تحریری، محمد باقر، جلوههای لاهوتی، ج ۱، ص۱۲۶؛ معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن.</ref> |
| *دربارۀ امام مبین روایات مختلفی وارد شده است که برخی از آنها امام مبین را بر امیرالمؤمنین(علیه السلام) تطبیق کرده اند<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208؛ شریعتمدار جزایری، سید نورالدین، امام حسین و علم به شهادت، ص 11؛ رضوی، سید محمد، صدری ارحامی، هدی، معناشناسی واژه کتاب و رابطۀ آن با قرآن، ص 80 ـ 81</ref> مانند:
| | |
| #امام باقر(علیه السلام) فرمودند:<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، امالی، ص 170</ref> «وقتی آیۀ «وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ» نازل گشت، دو تن برخاسته پرسیدند: ای رسول خدا آن تورات است؟ فرمود: نه. پرسیدند: انجیل است؟ فرمود: نه. پرسیدند: قرآن است؟ فرمود: نه. در این هنگام امیرالمؤمنین(علیه السلام) تشریف آوردند. پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: او، این است، همانا او امامی است که خداوند تبارک و تعالی علم همه چیز را در او احصاء فرموده است.»<ref>ر.ک. بخارایی زاده، سید حبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص 131 و 132؛ نجفی یزدی، سید محمد، پیشگویی های امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام)، ص 26 و 27</ref>
| | [[قرآن کریم]] هم [[حقیقت]] [[ثابت]] و واحدی دارد که در "[[کتاب مبین]]" بوده و از آنجا به صورت مجزّا برابر شرایط زمانی و مکانی خاصّ که [[خداوند]] میداند، به صورت [[عربی]] آن را تنزّل داده تا قابل [[تعقل]] باشد: {{متن قرآن|وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref>«سوگند به این کتاب روشن، به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید و بیگمان آن نزد ما در اصل کتاب، فرازمندی فرزانه است.» سوره زخرف، آیه ۲ ـ ۴.</ref>. باید دانست خداوند این [[علم]] را به [[انبیاء]] و [[اولیاء]] و قدیسان نیز [[تعلیم]] فرموده است<ref>ر.ک: تحریری، محمد باقر، جلوههای لاهوتی، ج ۱، ص۱۲۶؛ معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن.</ref>. |
| #در خطبه غدیریه نیز رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرمایند:<ref>طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، ج 1، ص 60: «مَعَاشِرَ النَّاسِ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا وَ قَدْ أَحْصَاهُ اللَّهُ فِيَ وَ كُلُ عِلْمٍ عَلِمْتُ فَقَدْ أَحْصَيْتُهُ فِي إِمَامِ الْمُتَّقِينَ وَ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا عَلَّمْتُهُ عَلِيّاً وَ هُوَ الْإِمَامُ الْمُبِين»</ref> «ای مردم، هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند در من احصاء نموده است و همه علم من در امام متقیان احصاء شده و هیچ علمی نیست مگر آنکه من به علی آموختم و او امام مبین است.»<ref>ر.ک. بخارایی زاده، سید حبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص 131 و 132؛ نجفی یزدی، سید محمد، پیشگویی های امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام)، ص 26 و 27</ref>
| | |
| #عمار بن یاسر می گوید: در یکی از جنگ ها با امیرالمؤمنین(علیه السلام) بودم که به سرزمین مورچگان رسیدیم، آن زمین پر از مورچه بود، گفتم: یا امیرالمؤمنین(علیه السلام) فکر میکنی از خلق خداوند کسی هست که تعداد این مورچه ها را بداند؟ حضرت فرمود: «آری ای عمار، من مردی را میشناسم که تعداد آنها را میداند، و میداند چند عدد از آنها نر و چند عدد از آنها ماده است! گفتم: کیست؟ فرمود: ای عمار آیا در سوره یس نخواندهای: «وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ» عرض کردم: آری ای مولای من، خواندهام. فرمود: منم آن امام مبین.»<ref>ر.ک. نجفی یزدی، سید محمد، پیشگویی های امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام)، ص 26 و 27؛ ایمانی، احد، وبگاه بهترین سخن ها </ref>
| | =="[[امام مبین]]" و [[علم معصوم]]== |
| #امام صادق(علیه السلام) میفرمودند: «من میدانم هر آنچه را که در آسمان ها و زمین است و میدانم هر آنچه را که در بهشت و جهنّم است؛ و میدانم آنچه را که بوده و خواهد بود»؛ سپس مکثی کرد و مشاهده نمود که این سخن بر شنوندگان بزرگ جلوه کرده است؛ لذا فرمودند: «من این امور را از کتاب خدا دانستهام؛ خدای عزّ و جلّ فرموده که در آن است بیان هر چیزی.» باز فرمودند: «خداوند متعال میفرماید: «وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ»<ref>سورۀ نمل، آیۀ 75</ref> سپس فرمود: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا»<ref>سورۀ فاطر، آیۀ 32</ref> و ما هستیم آن برگزیدگان خدا که این کتاب را به میراث به ما داده است که در آن است بیان هر چیزی.»<ref>ر.ک. ایمانی، احد، وبگاه بهترین سخن ها</ref>
| | [[قرآن کریم]] کتاب نازلِ [[الهی]] است که از [[لوح محفوظ]] {{متن قرآن|بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ}}<ref>«(این سخن، جادو و دروغ نیست) بلکه قرآنی ارجمند است، در لوحی نگهداشته شده» سوره بروج، آیه ۲۱ ـ ۲۲.</ref> و [[کتاب مکنون]] {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ}}<ref>«که این قرآنی ارجمند است، در نوشتهای فرو پوشیده» سوره واقعه، آیه ۷۷ ـ ۷۸.</ref> سرچشمه گرفته است؛ یعنی [[حقیقت]] و اصل [[قرآن]] در لوح محفوظ و کتاب مبین است و غیر از کسانی که از [[تطهیر]] ویژۀ الهی و [[مقام عصمت]] برخوردارند، از حقیقت و اصل قرآن [[آگاهی]] ندارند: {{متن قرآن|فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«در نوشتهای فرو پوشیده، که جز پاکان را به آن دسترس نیست.» سوره واقعه، آیه ۷۸ ـ ۷۹.</ref>؛ بر اساس [[احادیث]] مسلّم و مورد قبول [[مسلمین]]، [[اهل کساء]] مصادیق [[قطعی]] [[مطهرون]] هستند<ref>میلانی، سیدعلی، نفحات الازهار، ج ۲۰، ص۷۶ و ۱۱۰.</ref>؛ لذا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[اهل بیت]] ایشان از لوح محفوظ [[آگاه]] بودند و یا اگر میخواستند آگاه میشدند<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص۲۰۷ ـ ۲۰۸.</ref>. در یکی از این [[روایات]] آمده است، [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: "وقتی آیۀ {{متن قرآن|وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}} نازل گشت، دو تن برخاسته پرسیدند: ای [[رسول خدا]] آن [[تورات]] است؟ فرمود: نه. پرسیدند: [[انجیل]] است؟ فرمود: نه. پرسیدند: قرآن است؟ فرمود: نه. در این هنگام [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} تشریف آوردند. پس رسول خدا{{صل}} فرمود: او، این است، همانا او امامی است که [[خداوند تبارک و تعالی]] علم همه چیز را در او احصاء فرموده است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ{{ع}}قَالَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صوَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ قَامَ رَجُلَانِ مِنْ مَجْلِسِهِمَا فَقَالا یَا رَسُولَ اللَّهِ هُوَ التَّوْرَاةُ قَالَ لَا قَالا فَهُوَ الْإِنْجِیلُ قَالَ لَا قَالا فَهُوَ الْقُرْآنُ قَالَ لَا قَالَ فَأَقْبَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ{{ع}}فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صهُوَ هَذَا إِنَّهُ الْإِمَامُ الَّذِی أَحْصَی اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِیهِ عِلْمَ کُلِّ شَیْءٍ}}؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، امالی، ص۱۷۰.</ref>.<ref>ر.ک: بخارایی زاده، سید حبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص۱۳۱ و ۱۳۲؛ نجفی یزدی، سید محمد، پیشگوییهای امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب{{ع}}، ص۲۶ و ۲۷.</ref> |
|
| |
|
| ==جستارهای وابسته== | | ==جستارهای وابسته== |