پرش به محتوا

عقل در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۳: خط ۱۳:
[[روایات]] نیز به بیان‌های مختلف به [[ارزش]] و اهمیت [[عقل]] از جنبه‌های مختلف پرداخته‌اند که [[بهترین]] نمونه آن، کتاب العقل و الجهل [[اصول کافی]] مرحوم [[کلینی]] است که این بحث را فصل آغازین و مطلع مباحث کتاب خود قرار داده و به تفصیل [[روایات]] مربوط به [[عقل]] و [[جهل]] را با سندهای صحیح و معتبر جمع‌آوری کرده است. از جمله [[احادیث]] آن، اینکه [[خداوند]] در [[حدیث قدسی]] می‌‌فرماید: «[[آفریده]] ای محبوب‌تر از [[عقل]] نیافریده است»<ref>{{متن حدیث|مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْک}}؛‏ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>. در [[حدیث]] دیگری آمده است: «[[حیا]] و [[دین]] موظف شدند همواره با [[عقل]] ملازم باشند و از آن جدا نشوند»<ref>{{متن حدیث|إِنَّا أُمِرْنَا أَنْ نَکُونَ مَعَ الْعَقْلِ حَیْثُ کَانَ قَالَ فَشَأْنَکُمَا وَ عَرَج}}؛‏ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>.
[[روایات]] نیز به بیان‌های مختلف به [[ارزش]] و اهمیت [[عقل]] از جنبه‌های مختلف پرداخته‌اند که [[بهترین]] نمونه آن، کتاب العقل و الجهل [[اصول کافی]] مرحوم [[کلینی]] است که این بحث را فصل آغازین و مطلع مباحث کتاب خود قرار داده و به تفصیل [[روایات]] مربوط به [[عقل]] و [[جهل]] را با سندهای صحیح و معتبر جمع‌آوری کرده است. از جمله [[احادیث]] آن، اینکه [[خداوند]] در [[حدیث قدسی]] می‌‌فرماید: «[[آفریده]] ای محبوب‌تر از [[عقل]] نیافریده است»<ref>{{متن حدیث|مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْک}}؛‏ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>. در [[حدیث]] دیگری آمده است: «[[حیا]] و [[دین]] موظف شدند همواره با [[عقل]] ملازم باشند و از آن جدا نشوند»<ref>{{متن حدیث|إِنَّا أُمِرْنَا أَنْ نَکُونَ مَعَ الْعَقْلِ حَیْثُ کَانَ قَالَ فَشَأْنَکُمَا وَ عَرَج}}؛‏ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>.


بالاتر اینکه [[عقل]] بال دیگر [[دین]] است؛ همان‌گونه که فرمودند: «در مقابل [[پیامبران]] و [[امامان]] که حجت‌های بیرونی هستند، [[عقل]] [[حجت]] درونی است»<ref>{{متن حدیث|یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ{{ع}}وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ}}؛ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۶۰.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: «[[عقل]] چیزی است که به واسطه آن خدای پرستیده می‌شود و [[انسان]] را سزاوار رفتن به [[بهشت]] می‌نماید»<ref>{{متن حدیث|الْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ}}؛ هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة{{عم}}‏، ج۱، ص۴.</ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵.</ref>
بالاتر اینکه [[عقل]] بال دیگر [[دین]] است؛ همان‌گونه که فرمودند: «در مقابل [[پیامبران]] و [[امامان]] که حجت‌های بیرونی هستند، [[عقل]] [[حجت]] درونی است»<ref>{{متن حدیث|یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ{{ع}}وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ}}؛ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۶۰.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: «[[عقل]] چیزی است که به واسطه آن خدای پرستیده می‌شود و [[انسان]] را سزاوار رفتن به [[بهشت]] می‌نماید»<ref>{{متن حدیث|الْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ}}؛ هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة{{عم}}‏، ج۱، ص۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۵.</ref>


==[[عقل]]، [[رسول باطنی]]==
==[[عقل]]، [[رسول باطنی]]==
در تعابیر [[دینی]] و [[روایات]] از [[عقل]] به [[رسول باطنی]] یا [[حجت باطنی]] (در کنار [[رسول ظاهری]]) یاد شده است. [[امام صادق]]{{ع}} در تعریفی که از [[عقل]] ارائه می‌دهد از [[حقیقت]] آن پرده برمی‌دارد. [[عقل]] همان [[نور]] و [[نیروی درونی]] است که [[خداپرستان]]، [[خدا]] را به واسطه آن می‌پرستند و می‌شناسند. طبق این تعریف، [[عقل]] نوری است از [[درون انسان]] که مبنای [[شناخت]] و [[پرستش]] [[خداوند]] است، یعنی شناختی بر پایۀ [[فطرت آدمی]]. بر این اساس، [[عقل]]، [[حجت]] میان [[خدا]] و [[بندگان]] است. از این‌رو [[رجوع]] به [[عقل]] در مسائل گوناگون و به‌کارگیری و [[استنتاج]] از آن امری اساسی و بنیادین است و [[مکتب اسلام]] آدمی‌را از ترک [[عقل]] و گوش ندادن به ندای درونی آن به شدت برحذر می‌دارد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۵۶۷- ۵۶۸.</ref>.
در تعابیر [[دینی]] و [[روایات]] از [[عقل]] به [[رسول باطنی]] یا [[حجت باطنی]] (در کنار [[رسول ظاهری]]) یاد شده است. [[امام صادق]]{{ع}} در تعریفی که از [[عقل]] ارائه می‌دهد از [[حقیقت]] آن پرده برمی‌دارد. [[عقل]] همان [[نور]] و [[نیروی درونی]] است که [[خداپرستان]]، [[خدا]] را به واسطه آن می‌پرستند و می‌شناسند. طبق این تعریف، [[عقل]] نوری است از [[درون انسان]] که مبنای [[شناخت]] و [[پرستش]] [[خداوند]] است، یعنی شناختی بر پایۀ [[فطرت آدمی]]. بر این اساس، [[عقل]]، [[حجت]] میان [[خدا]] و [[بندگان]] است. از این‌رو [[رجوع]] به [[عقل]] در مسائل گوناگون و به‌کارگیری و [[استنتاج]] از آن امری اساسی و بنیادین است و [[مکتب اسلام]] آدمی‌را از ترک [[عقل]] و گوش ندادن به ندای درونی آن به شدت برحذر می‌دارد<ref>ر.ک: [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ج۲، ص ۵۶۷- ۵۶۸.</ref>.


از تعریفی که دربارۀ [[عقل]] گفته شد و لغزش‌ها و غفلت‌هایی که در طول [[زندگی]] فراروی [[انسان]] قرار می‌گیرند و از دلالت [[عقل]] می‌کاهند، فعال‌سازی [[عقل]] [[نیازمند]] [[رسول ظاهری]] ([[الهی]]) است. [[خداوند]] اولیای خاص خود را در مسیر [[زندگی]] [[انسان‌ها]] قرار داده است تا آدمی بر اساس آموزه‌های آنها با [[تعقل]] [[فطری]] خویش آشنا شود و مسیر [[اندیشه]] خود را مطابق با [[حقیقت]] هستی برگزیند. از این‌رو [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] بر این نکته اشاره داشته است: «اگر نمی‌دانید از [[اهل ذکر]] بپرسید»<ref>{{متن قرآن|فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}«اگر نمی‌دانید از اهل دانش بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: «[[عقل]] چیزی است که به واسطه آن خدای پرستیده می‌شود و [[انسان]] را سزاوار رفتن به [[بهشت]] می‌نماید»<ref>{{متن حدیث|الْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ}}؛ هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة{{عم}}‏، ج۱، ص۴.</ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵.</ref>
از تعریفی که دربارۀ [[عقل]] گفته شد و لغزش‌ها و غفلت‌هایی که در طول [[زندگی]] فراروی [[انسان]] قرار می‌گیرند و از دلالت [[عقل]] می‌کاهند، فعال‌سازی [[عقل]] [[نیازمند]] [[رسول ظاهری]] ([[الهی]]) است. [[خداوند]] اولیای خاص خود را در مسیر [[زندگی]] [[انسان‌ها]] قرار داده است تا آدمی بر اساس آموزه‌های آنها با [[تعقل]] [[فطری]] خویش آشنا شود و مسیر [[اندیشه]] خود را مطابق با [[حقیقت]] هستی برگزیند. از این‌رو [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] بر این نکته اشاره داشته است: «اگر نمی‌دانید از [[اهل ذکر]] بپرسید»<ref>{{متن قرآن|فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}«اگر نمی‌دانید از اهل دانش بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: «[[عقل]] چیزی است که به واسطه آن خدای پرستیده می‌شود و [[انسان]] را سزاوار رفتن به [[بهشت]] می‌نماید»<ref>{{متن حدیث|الْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ}}؛ هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة{{عم}}‏، ج۱، ص۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۵.</ref>


==[[عقل]] در [[اندیشه]] [[اسلامی]]==
==[[عقل]] در [[اندیشه]] [[اسلامی]]==
در مجموعه اندیشه‌های [[اسلامی]]، سه نوع [[عقل]] جهت [[فهم]] حقایق [[دینی]] می‌‌توان برشمرد:
در مجموعه اندیشه‌های [[اسلامی]]، سه نوع [[عقل]] جهت [[فهم]] حقایق [[دینی]] می‌‌توان برشمرد:
# [[عقل نظری]] و [[معارف]] بنیادین: "[[عقل نظری]]"، جنبه ای از [[عقل]] است که به [[کشف]] واقعیت‌ها و هست و نیست‌ها، مانند [[خداشناسی]] و [[انسان‌شناسی]] می‌‌پردازد. [[دین‌شناسی]] مبتنی بر [[عقل]]، از [[استدلال]] منطقی برخوردار است؛ چه در اصل [[خداشناسی]] که [[امام صادق]]{{ع}} در این‌باره می‌‌فرماید: «[[بندگان]] به سبب [[عقل]]، [[خداوند]] خویش را می‌‌شناسند و می‌‌فهمند که خود [[آفریده]] هستند»<ref>{{متن حدیث|فَبِالْعَقْلِ عَرَفَ الْعِبَادُ خَالِقَهُمْ وَ أَنَّهُمْ مَخْلُوقُون‏}}؛ کافی، ج۱، ص۲۹.</ref> و چه در [[ثبات]] و ماندگاری [[اعتقادات]]، همان‌گونه که [[امام علی]]{{ع}} می‌‌فرماید: «با خردها [[شناخت خدا]] پایدار می‌‌گردد»<ref>{{متن حدیث|بِالْعُقُولِ تُعْتَقَدُ مَعْرِفَتُه}}؛‏ تحف العقول، ص۶۲.</ref>.
# [[عقل نظری]] و [[معارف]] بنیادین: "[[عقل نظری]]"، جنبه ای از [[عقل]] است که به [[کشف]] واقعیت‌ها و هست و نیست‌ها، مانند [[خداشناسی]] و [[انسان‌شناسی]] می‌‌پردازد. [[دین‌شناسی]] مبتنی بر [[عقل]]، از [[استدلال]] منطقی برخوردار است؛ چه در اصل [[خداشناسی]] که [[امام صادق]]{{ع}} در این‌باره می‌‌فرماید: «[[بندگان]] به سبب [[عقل]]، [[خداوند]] خویش را می‌‌شناسند و می‌‌فهمند که خود [[آفریده]] هستند»<ref>{{متن حدیث|فَبِالْعَقْلِ عَرَفَ الْعِبَادُ خَالِقَهُمْ وَ أَنَّهُمْ مَخْلُوقُون‏}}؛ کافی، ج۱، ص۲۹.</ref> و چه در [[ثبات]] و ماندگاری [[اعتقادات]]، همان‌گونه که [[امام علی]]{{ع}} می‌‌فرماید: «با خردها [[شناخت خدا]] پایدار می‌‌گردد»<ref>{{متن حدیث|بِالْعُقُولِ تُعْتَقَدُ مَعْرِفَتُه}}؛‏ تحف العقول، ص۶۲.</ref>.
# [[عقل عملی]] و [[حسن و قبح]] [[اخلاقی]]: وظیفۀ "[[عقل عملی]]"، [[شناخت]] بایدها و نبایدها، مانند تشخیص [[فضایل]] و [[رذایل اخلاقی]] و عمل به [[دستورهای الهی]] است. [[امام صادق]]{{ع}} دربارۀ این جنبۀ [[عقل]] می‌‌فرماید: «[[عقل]] آن است که [[عمل]] [[نیکو]] را از عمل [[قبیح]] باز می‌‌شناسند»<ref>{{متن حدیث|عَرَفُوا بِهِ الْحَسَنَ مِنَ الْقَبِیحِ}}؛ کافی، ج۱، ص۲۹.</ref>.
# [[عقل عملی]] و [[حسن و قبح]] [[اخلاقی]]: وظیفۀ "[[عقل عملی]]"، [[شناخت]] بایدها و نبایدها، مانند تشخیص [[فضایل]] و [[رذایل اخلاقی]] و عمل به [[دستورهای الهی]] است. [[امام صادق]]{{ع}} دربارۀ این جنبۀ [[عقل]] می‌‌فرماید: «[[عقل]] آن است که [[عمل]] [[نیکو]] را از عمل [[قبیح]] باز می‌‌شناسند»<ref>{{متن حدیث|عَرَفُوا بِهِ الْحَسَنَ مِنَ الْقَبِیحِ}}؛ الکافی، ج۱، ص۲۹.</ref>.
#عقلِ ابزاری و [[مدیریت]] [[زندگی]]: "[[عقل]] ابزاری"، وسیله‌ای برای سامان دادن به [[زندگی]]، مانند [[مدیریت]] سازمانی، [[برنامه‌ریزی]] درست، تشخیص سود و زیان و پیدا کردن مسیر درست برای دستیابی به اهداف [[زندگی]] است. در این حوزه نیز، در [[روایات]] برای به کار انداختن [[عقل]] جهت [[فهم]] درست امور و [[آینده‌نگری]] نسبت به سرانجام [[کارها]] تأکید زیادی شده است. [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] می‌‌کند: شخصی نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و عرض کرد: ای [[رسول خدا]]! توصیه و سفارشی به من کن. آن [[حضرت]] سه بار پرسید: اگر سفارشی کنم، انجام می‌دهی؟ آن شخص در هر سه بار جواب داد: آری، ای [[رسول خدا]]! [[حضرت]] فرمود: «به تو سفارش می‌‌کنم هرگاه خواستی کاری انجام دهی، درباره سرانجام آن [[تدبر]] کن؛ اگر مایۀ [[رشد]] و [[هدایت]] بود، انجام بده و اگر مایۀ [[گمراهی]] بود، از آن بپرهیز»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ رَجُلًا أَتَی النَّبِیَّ ص فَقَالَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَهَلْ أَنْتَ مُسْتَوْصٍ «۱» إِنْ أَنَا أَوْصَیْتُکَ حَتَّی قَالَ لَهُ ذَلِکَ ثَلَاثاً وَ فِی کُلِّهَا یَقُولُ لَهُ الرَّجُلُ نَعَمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَإِنِّی أُوصِیکَ إِذَا أَنْتَ هَمَمْتَ بِأَمْرٍ فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَهُ فَإِنْ یَکُ رُشْداً فَامْضِهِ وَ إِنْ یَکُ غَیّاً فَانْتَهِ عَنْهُ}}؛ کافی، ج۸، ص۱۵۰.</ref>.
#عقلِ ابزاری و [[مدیریت]] [[زندگی]]: "[[عقل]] ابزاری"، وسیله‌ای برای سامان دادن به [[زندگی]]، مانند [[مدیریت]] سازمانی، [[برنامه‌ریزی]] درست، تشخیص سود و زیان و پیدا کردن مسیر درست برای دستیابی به اهداف [[زندگی]] است. در این حوزه نیز، در [[روایات]] برای به کار انداختن [[عقل]] جهت [[فهم]] درست امور و [[آینده‌نگری]] نسبت به سرانجام [[کارها]] تأکید زیادی شده است. [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] می‌‌کند: شخصی نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و عرض کرد: ای [[رسول خدا]]! توصیه و سفارشی به من کن. آن [[حضرت]] سه بار پرسید: اگر سفارشی کنم، انجام می‌دهی؟ آن شخص در هر سه بار جواب داد: آری، ای [[رسول خدا]]! [[حضرت]] فرمود: «به تو سفارش می‌‌کنم هرگاه خواستی کاری انجام دهی، درباره سرانجام آن [[تدبر]] کن؛ اگر مایۀ [[رشد]] و [[هدایت]] بود، انجام بده و اگر مایۀ [[گمراهی]] بود، از آن بپرهیز»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ رَجُلًا أَتَی النَّبِیَّ ص فَقَالَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَهَلْ أَنْتَ مُسْتَوْصٍ «۱» إِنْ أَنَا أَوْصَیْتُکَ حَتَّی قَالَ لَهُ ذَلِکَ ثَلَاثاً وَ فِی کُلِّهَا یَقُولُ لَهُ الرَّجُلُ نَعَمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَإِنِّی أُوصِیکَ إِذَا أَنْتَ هَمَمْتَ بِأَمْرٍ فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَهُ فَإِنْ یَکُ رُشْداً فَامْضِهِ وَ إِنْ یَکُ غَیّاً فَانْتَهِ عَنْهُ}}؛ کافی، ج۸، ص۱۵۰.</ref>.


جمع میان روایاتی که به [[تبیین]] حدود و ثغور و برخی ناتوانایی‌های [[عقل]] پرداخته است، گویای رویکرد اعتدالی به [[عقل]] در نگاه [[مفسران]] [[وحی]] است. [[امام علی]]{{ع}} دربارۀ محدوده توانایی‌های [[عقل]] در [[شناخت]] ذات و [[صفات خدا]] می‌‌فرماید: «[[خداوند]]، خردها را به [[درک]] کامل صفات خود [[آگاه]] نساخته و در [[شناخت]] خود ـ در حد توان و [[ضرورت]] ـ بر [[عقول]] پرده نیفکنده است»<ref>{{متن حدیث|لَمْ یُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَی تَحْدِیدِ صِفَتِهِ وَ لَمْ یَحْجُبْهَا عَنْ وَاجِبِ مَعْرِفَتِه‏}}؛ نهج‌البلاغه، خطبه ۴۹.</ref>. در قسمت اول، [[امام]] به [[ضعف]] [[عقل]] در [[کشف]] کنه [[صفات خدا]] اشاره می‌‌کند؛ ولی در بخش دوم، [[توانایی]] [[عقل]] را [[یادآوری]] می‌‌کند که جمع میان آن دو، همان رویکرد اعتدالی است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۶.</ref>.
جمع میان روایاتی که به [[تبیین]] حدود و ثغور و برخی ناتوانایی‌های [[عقل]] پرداخته است، گویای رویکرد اعتدالی به [[عقل]] در نگاه [[مفسران]] [[وحی]] است. [[امام علی]]{{ع}} دربارۀ محدوده توانایی‌های [[عقل]] در [[شناخت]] ذات و [[صفات خدا]] می‌‌فرماید: «[[خداوند]]، خردها را به [[درک]] کامل صفات خود [[آگاه]] نساخته و در [[شناخت]] خود ـ در حد توان و [[ضرورت]] ـ بر [[عقول]] پرده نیفکنده است»<ref>{{متن حدیث|لَمْ یُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَی تَحْدِیدِ صِفَتِهِ وَ لَمْ یَحْجُبْهَا عَنْ وَاجِبِ مَعْرِفَتِه‏}}؛ نهج‌البلاغه، خطبه ۴۹.</ref>. در قسمت اول، [[امام]] به [[ضعف]] [[عقل]] در [[کشف]] کنه [[صفات خدا]] اشاره می‌‌کند؛ ولی در بخش دوم، [[توانایی]] [[عقل]] را [[یادآوری]] می‌‌کند که جمع میان آن دو، همان رویکرد اعتدالی است<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۶.</ref>.


==[[عقل]] در [[اندیشه]] غربی==
==[[عقل]] در [[اندیشه]] غربی==
خط ۳۶: خط ۳۶:
از آنجا که تطور معنایی [[عقل]] در اروپا از دیرباز تاکنون، داستان مفصل و بغرنجی را پشت سر گذرانده است، تقسیم مذکور را می‌‌توان [[بیان]] دیگر و کامل‌تری دانست: در قرون وسطی و [[عهد]] [[قدرت]] [[کلیسا]]، میان [[عقل]] و گزاره‌های [[الهی]] تعارضی به چشم نمی‌خورد. [[عقل‌گرایی]] در قرن شانزدهم و هفدهم در برابر [[تجربه‌گرایی]] و مدافع جدی [[دین]] بود. نمونه روشن آن، [[عقل‌گرایی]] دکارتی است که مفهوم [[خدا]] را از مفاهیم [[فطری]] برشمرد و برخی دیگر، مانند مالبرانش و لایب‌نیتس با دلائل [[عقلی]] به [[اثبات خدا]] پرداختند. رویکرد [[عقل‌گرایی]] کلامی‌نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دوره‌های مختلف [[غرب]] قابل بررسی است.
از آنجا که تطور معنایی [[عقل]] در اروپا از دیرباز تاکنون، داستان مفصل و بغرنجی را پشت سر گذرانده است، تقسیم مذکور را می‌‌توان [[بیان]] دیگر و کامل‌تری دانست: در قرون وسطی و [[عهد]] [[قدرت]] [[کلیسا]]، میان [[عقل]] و گزاره‌های [[الهی]] تعارضی به چشم نمی‌خورد. [[عقل‌گرایی]] در قرن شانزدهم و هفدهم در برابر [[تجربه‌گرایی]] و مدافع جدی [[دین]] بود. نمونه روشن آن، [[عقل‌گرایی]] دکارتی است که مفهوم [[خدا]] را از مفاهیم [[فطری]] برشمرد و برخی دیگر، مانند مالبرانش و لایب‌نیتس با دلائل [[عقلی]] به [[اثبات خدا]] پرداختند. رویکرد [[عقل‌گرایی]] کلامی‌نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دوره‌های مختلف [[غرب]] قابل بررسی است.


اما اوج قدرت‌نمایی [[عقل]] و به زیر کشیدن قامت [[دین]] در قرن هجدهم (که آن را عصر [[عقل]] و روشنگری می‌نامند) و نوزدهم شکل می‌‌گیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[عقلانی]] از [[دین]] را محکوم می‌‌کند. لازمه این [[تفکر]] حذف [[دین]] از [[زندگی]] عمومی‌بشر در دوران مدرنیته شد؛ تا جایی که [[عقل]] در این دوره [[حاکمیت]] بی‌چون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از [[دین]] [[وحیانی]] رواج یافت و [[دین]] طبیعی جایگزین [[دین]] آسمانی و [[الهی]] شد و [[عقل]] نه تنها در حوزۀ [[دین]]، بلکه در همۀ امور طبیعی و ماورای طبیعی فصل‌الخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۳۷ ـ ۲۳۸.</ref>.
اما اوج قدرت‌نمایی [[عقل]] و به زیر کشیدن قامت [[دین]] در قرن هجدهم (که آن را عصر [[عقل]] و روشنگری می‌نامند) و نوزدهم شکل می‌‌گیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[عقلانی]] از [[دین]] را محکوم می‌‌کند. لازمه این [[تفکر]] حذف [[دین]] از [[زندگی]] عمومی‌بشر در دوران مدرنیته شد؛ تا جایی که [[عقل]] در این دوره [[حاکمیت]] بی‌چون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از [[دین]] [[وحیانی]] رواج یافت و [[دین]] طبیعی جایگزین [[دین]] آسمانی و [[الهی]] شد و [[عقل]] نه تنها در حوزۀ [[دین]]، بلکه در همۀ امور طبیعی و ماورای طبیعی فصل‌الخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۳۷ ـ ۲۳۸.</ref>.


==منابع==
==منابع==
۱۳۰٬۰۵۳

ویرایش