|
|
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{امامت}}
| | #تغییر_مسیر [[سامانیان]] |
| <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| |
| <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[حکومت سامانیان در تاریخ اسلامی]]</div>
| |
| | |
| ==مقدمه==
| |
| سامانیان به یکی از خاندانهای زرتشتی [[ایرانی]] نژاد منسوب بودند. «سامان خداة» جد آنان و از اشراف [[شهر]] بلخ بود که در دوران [[خلیفه]] [[اموی]]، [[هشام بن عبدالملک]] [[مسلمان]] شد، بعد به [[دعوت]] [[عباسی]] در [[خراسان]] پیوست و در صفوف ابومسلم فعالیت کرد<ref>اقبال، عباس، تاریخ ایران بعد از اسلام، ص۱۳۳.</ref>.
| |
| سامان فرزندش را به میمنت نام [[اسد بن عبدالله]]، [[استاندار]] [[امویان]] در خراسان که به دست وی مسلمان شده بود، اسد نام نهاد<ref>ذبیح الله، صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج۱، ص۲۰۴.</ref>.
| |
| | |
| [[حکومت]] سامانیان در ماوراءالنهر ایجاد شد، به [[ایران]] گسترش یافت، قدرتش را در خراسان گستراند و [[طبرستان]]، [[ری]]، جبال و سیستان را به خود ضمیمه کرد. رویکرد سامانیان به گرایشهای جدایی طلبانه ایرانی، از خلال احیای زبان و [[فرهنگ]] ایرانی بیش از پیش آشکار شد<ref>Brown: Literary Hist. of Persia, I, PP ۳۵۶,۳۶۹,۳۹۹.. </ref>.
| |
| [[نوح]]، احمد، یحیی و [[الیاس]]، [[فرزندان]] اسد، نقشی آشکار در پایان دادن به حرکت [[رافع بن لیث بن نصر بن سیار]] در دوران [[مأمون]] داشتند؛ به همین رو خلیفه به آنان [[پاداش]] داد، آنان را [[تکریم]] و [[حاکمان]] شهرهای مهم ماوراءالنهر قرار داد<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۴.</ref>.
| |
| این [[برادران]] با [[همکاری]] طاهریان، ترکان [[بتپرست]] را از [[حمله]] به مناطق مرزی بازداشتند و با مشارکت در [[نزاع]] میان آنان و صفاریان، از آنان [[پشتیبانی]] و ایشان را [[یاری]] کردند. این کار موجب شد طاهریان آنان را پیوسته در [[مناصب]] قبلی ابقا کنند.
| |
| | |
| حکومت طاهریان در [[سال ۲۵۹ ق]]. / ۸۷۳ م. از بین رفت و حکومت سامانیان در ماوراءالنهر مستقل شد و از آن پس مستقیماً به نام [[خلافت]] [[[عباسی]]] [[حکمرانی]] کردند. خلافت به تلاش و [[اخلاص]] آنان اعتراف کرد؛ از این رو این منطقه را از خراسان جدا کرده، آن را به رسمیت شناختند. از یک سو [[هدف]] آنها این بود که به سامانیان پاداش بدهند و از سوی دیگر میخواستند در آن سوی منطقه تحت [[نفوذ]] صفاریان، [[حکومتی]] وابسته ایجاد کنند تا به هنگام [[ضرورت]] از آن بهرهمند شوند.
| |
| سامانیان در خلال [[زندگی سیاسی]] خود به [[اطاعت]] از [[خلافت عباسی]] و جلب [[دوستی]] آنان پایبند بودند. در [[حقیقت]] چشمداشتهای آنان، رویکرد به سوی توسعه خارجی و [[پرهیز]] از مسائلی بود که امکان درگیری آنان را با دیگر حکومتهای [[اسلامی]] به وجود میآورد. آنان در این کار با [[حمایت]] از [[امنیت]] و [[نظام]]، به طور طبیعی تکمیل کننده کاری بودند که طاهریان آن را آغاز کردند.
| |
| | |
| سامانیان [[نفوذ]] [[جهان اسلام]] را تا آن سوی مرزهای شرقی، تا وسط [[آسیا]] گسترش دادند. [[فتوحات]] ایشان در ترکستان، واقع در [[شرق]] رود [[جیحون]]، متمرکز بود و [[تمدن اسلامی]] را در آنجا - که [[سرزمین]] [[بتپرستی]] بود - رواج دادند. به دست ایشان بسیاری از ترکان [[بتپرست]] [[مسلمان]] شدند و جهان اسلام را به وسیله عنصری جدید [[یاری]] دادند که در [[آینده]] نزدیک، نقشی فعال در [[زندگی اسلامی]] ایفا کرد.
| |
| | |
| سامانیان با اینکه در درون سرزمین خویش از [[استقلال]] و حاکمیتی کامل برخوردار بودند، [[خلافت]] آنان را حاکمانی فرمانبر یافت و برای تثبیت قدرتش در [[مشرق]] به آنان [[اعتماد]] کرد. آنان ابزار دست خلافت در [[سرکوب]] [[شورشیان]] به نفع خلافت بودند؛ همانگونه که نصر دوم - که نیروی سامانیان در دوران او به اوج خود رسید- حرکتهای [[وشمگیر بن زیار]] و [[ماکان بن کالی]] و دیگر شورشیان در برابر خلافت را سرکوب کرد. در نتیجه این پیروزیها [[ابهر]]، [[قزوین]]، [[قم]]، [[همدان]]، [[نهاوند]] و دینور ضمیمه قلمرو او شد و تا [[حلوان]] رسید<ref>اقبال، عباس، تاریخ ایران بعد از اسلام، ص۱۴۶.</ref>.
| |
| | |
| [[روابط]] سامانیان با [[همسایگان]] مسلمان خود خصمانه بود؛ زیرا این همسایگان [[دشمن]] [[عباسیان]] بودند؛ از این رو سامانیان به ناچار با صفاریان درگیر و بر آنان [[پیروز]] شدند؛ همانگونه که با [[علویان]] [[مبارزه]] کردند. [[اسماعیل بن احمد سامانی بر علی بن محمد بن زید علوی]]، [[امیر]] [[طبرستان]]، در [[سال ۲۸۷ ق]]./ ۹۰۰ م. پیروز شد و این بعد از آن بود که [[امیر]] یادشده به [[سرزمین]] [[خراسان]] [[طمع]] داشت<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۹۶-۹۷.</ref>.
| |
| | |
| در [[حقیقت]] [[دعوت]] [[شیعی]] در خراسان قطع نشد و [[علویان]] از [[همدردی]] بسیاری از ساکنان آنجا، به ویژه بعد از ایجاد [[خلافت]] [[فاطمیان]] در [[مغرب]] برخوردار شدند، به گونهای که داعیان فاطمی برای نشر دعوت خویش، به آن خطه راه یافتند و امیر نصر بن احمد (نصر دوم) را جذب کردند<ref>اقبال، عباس، تاریخ ایران بعد از اسلام، ص۱۴۳.</ref>.
| |
| | |
| امیر برای این توجه، از جانب [[فرماندهان]] ترک [[سپاه]] و اطرافیانش با [[اعتراض]] رو به رو شد. آنان برای [[رهایی]] از دست او [[توطئه]] کردند؛ اما [[شکست]] خوردند. از سوی دیگر همدردی سامانیان با [[گرایش]] [[اسماعیلیه]] زودگذر بود؛ زیرا بعد از [[مرگ]] نصر، فرزندش، [[نوح]]، در برابر [[مذهب]] [[اسماعیلی]] واکنشی شدید داشت<ref>اقبال، عباس، تاریخ ایران بعد از اسلام، ص۱۴۴.</ref>.
| |
| | |
| [[حکومت]] سامانی ۱۲۸ سال طول کشید و اگر [[خاندان]] سامانی به [[مشکلات]] داخلی و فشارهای خارجی - که به نابودی آن منجر شد- دچار نمیشد، بیش از آن پا برجا میماند.
| |
| از جنبه مشکلات داخلی، درگیریهای [[خانوادگی]] میان افراد خاندان سامانی بالا گرفت و به شعلهور شدن [[آشوبها]] و [[قیامها]] منجر شد؛ همانگونه که فرماندهان و [[کارگزاران]] مناطق آن با کمک گرفتن از [[آل بویه]] بر حکومت سامانی شوریدند<ref>در خصوص درگیریهای خانوادگی سامانی، ر.ک: بارتولد، ترکستان من الفتح العربی إلی الغزو المغولی، ص۳۷۱- ۳۷۳.</ref>.
| |
| | |
| از جنبه فشارهای خارجی، حکومت سامانی به فشارهایی [[روز]] افزون از سوی [[دیلمیان]]، علویان، آل بویه، خانهای ترک و غزنویان دچار شد که به [[تضعیف]] آن و طمع همسایگانش منجر شد و سرانجام قلمرو این حکومت میان دو نیروی رو به [[رشد]] غزنویان و خانهای ترک تقسیم گردید<ref>در خصوص نابودی حکومت سامانی، ر.ک: اقبال، عباس، تاریخ ایران بعد از اسلام، ص۱۶۲.</ref>.
| |
| گفتنی است که سامانیان نقش [[تمدنی]] و [[سیاسی]] آشکاری داشتند. دوران آنان با [[نهضت علمی]] و ادبی درخشانی شناخته میشود؛ به گونهای که بخارا، پایتخت آنان، از مهمترین مراکز [[علمی]] [[اسلامی]] شد. آنان به احیای [[فرهنگ]] [[ایرانی]] و [[ادبیات]] [[فارسی]] روی آوردند که از [[قرن سوم]] قمری جانی تازه گرفت. در دوران ایشان [[نگارش]] به [[زبان فارسی]] در کنار [[زبان عربی]] پدیدار شد.
| |
| | |
| کتابخانه [[امیر]] [[نوح بن نصر]] [[شهرت]] یافت که ابنخلکان درباره آن گوید: «کتابخانهای بینظیر است؛ در آنجا در هر [[هنری]]، کتابهایی مشهور در دست [[مردم]] وجود دارد و همچنین کتابهایی که جز در آنجا یافت نمیشود و نام آن هم شنیده نشده، تا چه رسد به اینکه شناخته شده باشد»<ref>ابنخلکان، وفیات الاعیان، ج۱، ص۱۵۲ - ۱۵۳.</ref>.
| |
| دوران سامانی [[شاهد]] نهضتی صنعتی بود که در صنایع چینی، کاغذ، قالیچه و پارچههای حریر نمودار شد.
| |
| | |
| از جنبه [[سیاسی]]، سامانیها از منطقه [[ثغور]] شرقی [[دفاع]] کردند و [[نفوذ]] اسلامی را به [[سرزمین]] ترک کشاندند؛ هیچگاه از [[تبعیت]] [[خلافت عباسی]] در [[بغداد]] خارج نشدند و خودشان را ابزاری کاملاً [[مطیع]] برای اجرای دستورهای [[خلفای عباسی]] میدانستند.
| |
| دوران [[حکومت]] آنان عصر طلایی [[تاریخ]] اسلامی آسیای میانه است.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش، محمد سهیل]]، [[دولت عباسیان (کتاب)|دولت عباسیان]]، ص ۲۴۳.</ref>
| |
| | |
| ==اسامی امیران سامانی و مدت امارت هر یک از آنان==
| |
| #[[نصر بن احمد]] (نصر اول) (۲۶۱ - ۲۷۹ ق/ ۸۷۴ - ۸۹۲م)
| |
| #[[اسماعیل بن احمد]] (۲۷۹ - ۲۹۵ ق/۹۸۲ - ۹۰۷م)
| |
| #[[احمد بن اسماعیل]] (۲۹۵ - ۳۰۱ ق / ۹۰۷ - ۹۱۳م)
| |
| #[[نصر بن احمد]] (نصر دوم) (۳۰۱ - ۳۳۱ ق / ۹۱۳ - ۹۴۲م)
| |
| #[[نوح بن نصر]] (نوح اول) (۳۳۱-۳۴۳ق/۹۴۲-۹۵۴م)
| |
| #[[عبدالملک بن نوح]] (عبدالملک اول) (۳۴۳ - ۳۵۰ ق / ۹۵۴ - ۹۶۱م)
| |
| #[[منصور بن نوح]] (منصور اول) (۳۵۰ - ۳۶۶ ق / ۹۶۱ - ۹۷۶م)
| |
| #[[نوح بن منصور]] (نوح دوم) (۳۶۶ - ۳۸۷ ق / ۹۷۶-۹۹۷م)
| |
| #[[منصور بن نوح]] (منصور دوم) (۳۸۷ - ۳۸۹ ق / ۹۹۷ - ۹۹۹م) | |
| #[[عبدالملک بن نوح]] (عبدالملک دوم) (۳۸۹ق/ ۹۹۹م)
| |
| | |
| == جستارهای وابسته ==
| |
| | |
| ==منابع==
| |
| {{منابع}}
| |
| # [[پرونده:1100851.jpg|22px]] [[محمد سهیل طقوش|طقوش، محمد سهیل]]، [[دولت عباسیان (کتاب)|'''دولت عباسیان''']]
| |
| {{پایان منابع}}
| |
| | |
| ==پانویس==
| |
| {{پانویس}}
| |
| | |
| [[رده:حکومت سامانیان]]
| |
| [[رده:مدخل]]
| |