خرافه: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۸۱۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ نوامبر ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴: خط ۴:


==مقدمه==
==مقدمه==
*[[خرافات]] جمع [[خرافه]] و در اصل به سخنان بیهوده، [[باطل]] اسطوره و افسانه، [[خرافات]] می‌گویند.[[خرافات]] بیشتر یک [[عقیده]] و [[رفتار]] خصوصی است تا یک فعالیت [[اجتماعی]] و گروهی. هرچند گاهی می‌تواند رنگ گروهی پیدا کند، یا مستند [[رفتار اجتماعی]] شود. منظور از این مدخل و ارتباط آن با [[پیامبر]] [[مبارزه]] [[پیامبر]] با [[خرافات]] است، اموری که جایگزین روش‌های منطقی و [[عقلی]] و حتی غیبی صحیح مانند [[دعا]] و ارتباط [[معنوی]] با [[معبود]] و کمک گرفتن از [[خالق]] و استفاده از روش‌های علمی‌و [[خرد]] گرایانه و یا روش‌های غیبی مستند است. از این رو [[خرافات]] در بسیاری از مواقع جایگزین روش‌هایی منطقی است که پایگاه [[درستی]] دارند و بدلی آن روش محسوب می‌شوند. نکته دیگر اینکه [[دین]] امر قدسی است که با [[احساسات]] و [[عواطف]] [[انسان]] رابطه مستقیمی‌دارد. گاه [[بزرگ‌نمایی]] و هاله‌سازی و [[نقل]] داستان‌های محیر العقول و [[التزام]] به اموری درباره شخصیت‌های [[دینی]] بستر [[خرافات]] را فراهم می‌سازد. سرلوحه آموزه‌های [[ادیان الهی]] به ویژه [[پیامبر اسلام]] [[مبارزه]] با [[خرافات]] است. آنان تلاش بسیار کرده تا به [[انسان]] نشان دهند که چه چیزهایی را [[حقیقت]] بدانند و از چه چیزهایی بر حذر کنند. چگونه [[دعا]] کنند و چه چیزهایی بخواهند و از که بخواهند. مهم‌ترین بخش [[مبارزه]] با [[خرافات]] که در [[قلمرو دین]] قرار می‌گیرد، مسائل مربوط به [[معرفت‌شناسی]] [[نظام هستی]] و پیدایش [[جهان]] و [[آفریدگار]] و [[عبادت]] درست آن است. گاه [[پیامبران]] به این [[دلیل]] [[مبعوث]] شده تا راه را از [[چاه]] و [[عقیده]] صحیح از غیر صحیح را نشان دهند. سرلوحه آموزه‌های [[ادیان الهی]] به‌ویژه [[اسلام]] [[مبارزه]] با [[خرافات]] است. [[پیامبران]] تلاش بسیار کرده تا به [[انسان]] نشان دهند که چه چیزهایی را [[حقیقت]] بدانند و از چه چیزهایی بر حذر کنند. چگونه [[دعا]] کنند و چه چیزهایی بخواهند و از که بخواهند. مهم‌ترین بخش [[مبارزه]] با [[خرافات]] که در [[قلمرو دین]] قرار می‌گیرد، مسائل مربوط به [[معرفت‌شناسی]] [[نظام هستی]] و پیدایش [[جهان]] و [[آفریدگار]] و [[عبادت]] درست آن است. گاه [[پیامبران]] به این [[دلیل]] [[مبعوث]] شده تا راه را از [[چاه]]، و [[عقیده]] صحیح از غیر صحیح را نشان دهند.
*[[خرافات]] جمع خرافه و در اصل به سخنان بیهوده، [[باطل]] اسطوره و افسانه، [[خرافات]] می‌گویند.[[خرافات]] بیشتر یک [[عقیده]] و [[رفتار]] خصوصی است تا یک فعالیت [[اجتماعی]] و گروهی. هرچند گاهی می‌تواند رنگ گروهی پیدا کند، یا مستند [[رفتار اجتماعی]] شود. منظور از این مدخل و ارتباط آن با [[پیامبر]] [[مبارزه]] [[پیامبر]] با [[خرافات]] است، اموری که جایگزین روش‌های منطقی و [[عقلی]] و حتی غیبی صحیح مانند [[دعا]] و ارتباط [[معنوی]] با [[معبود]] و کمک گرفتن از [[خالق]] و استفاده از روش‌های علمی‌و [[خرد]] گرایانه و یا روش‌های غیبی مستند است. از این رو [[خرافات]] در بسیاری از مواقع جایگزین روش‌هایی منطقی است که پایگاه [[درستی]] دارند و بدلی آن روش محسوب می‌شوند. نکته دیگر اینکه [[دین]] امر قدسی است که با [[احساسات]] و [[عواطف]] [[انسان]] رابطه مستقیمی‌دارد. گاه [[بزرگ‌نمایی]] و هاله‌سازی و [[نقل]] داستان‌های محیر العقول و [[التزام]] به اموری درباره شخصیت‌های [[دینی]] بستر [[خرافات]] را فراهم می‌سازد. سرلوحه آموزه‌های [[ادیان الهی]] به ویژه [[پیامبر اسلام]] [[مبارزه]] با [[خرافات]] است. آنان تلاش بسیار کرده تا به [[انسان]] نشان دهند که چه چیزهایی را [[حقیقت]] بدانند و از چه چیزهایی بر حذر کنند. چگونه [[دعا]] کنند و چه چیزهایی بخواهند و از که بخواهند. مهم‌ترین بخش [[مبارزه]] با [[خرافات]] که در [[قلمرو دین]] قرار می‌گیرد، مسائل مربوط به [[معرفت‌شناسی]] [[نظام هستی]] و پیدایش [[جهان]] و [[آفریدگار]] و [[عبادت]] درست آن است. گاه [[پیامبران]] به این [[دلیل]] [[مبعوث]] شده تا راه را از [[چاه]] و [[عقیده]] صحیح از غیر صحیح را نشان دهند. سرلوحه آموزه‌های [[ادیان الهی]] به‌ویژه [[اسلام]] [[مبارزه]] با [[خرافات]] است. [[پیامبران]] تلاش بسیار کرده تا به [[انسان]] نشان دهند که چه چیزهایی را [[حقیقت]] بدانند و از چه چیزهایی بر حذر کنند. چگونه [[دعا]] کنند و چه چیزهایی بخواهند و از که بخواهند. مهم‌ترین بخش [[مبارزه]] با [[خرافات]] که در [[قلمرو دین]] قرار می‌گیرد، مسائل مربوط به [[معرفت‌شناسی]] [[نظام هستی]] و پیدایش [[جهان]] و [[آفریدگار]] و [[عبادت]] درست آن است. گاه [[پیامبران]] به این [[دلیل]] [[مبعوث]] شده تا راه را از [[چاه]]، و [[عقیده]] صحیح از غیر صحیح را نشان دهند.


==پیشینه [[مبارزه]] با [[خرافات]]==
==پیشینه [[مبارزه]] با [[خرافات]]==
خط ۴۵: خط ۴۵:
#در این جمله: {{متن قرآن|ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا}}<ref>«و چون یکی از ایشان را به دختر (دار شدن) نوید دهند چهره‌اش (از خشم) سیاه می‌شود و او (ناگزیر) خشم خود را فرو می‌خورد» سوره نحل، آیه ۵۸.</ref> آمده، معنایش این بوده که هنگامی‌که به [[مرد]] [[عربی]] خبر می‌دادند [[صاحب]] [[فرزند]] دختر شده، از شدت [[عصبانیت]] و [[خشم]]، رنگ چهره‌اش سیاه می‌شد: که این بخشی دیگر از عادت [[جاهلی]] آنان بوده است و به همین [[دلیل]] برای دوری ازننگ، عار [[فرهنگ]] [[خرافی]] [[جاهلی]] دختران را زنده بگور می‌کردند<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۴۷۷-۴۸۳.</ref>.
#در این جمله: {{متن قرآن|ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا}}<ref>«و چون یکی از ایشان را به دختر (دار شدن) نوید دهند چهره‌اش (از خشم) سیاه می‌شود و او (ناگزیر) خشم خود را فرو می‌خورد» سوره نحل، آیه ۵۸.</ref> آمده، معنایش این بوده که هنگامی‌که به [[مرد]] [[عربی]] خبر می‌دادند [[صاحب]] [[فرزند]] دختر شده، از شدت [[عصبانیت]] و [[خشم]]، رنگ چهره‌اش سیاه می‌شد: که این بخشی دیگر از عادت [[جاهلی]] آنان بوده است و به همین [[دلیل]] برای دوری ازننگ، عار [[فرهنگ]] [[خرافی]] [[جاهلی]] دختران را زنده بگور می‌کردند<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۴۷۷-۴۸۳.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
==بسترهای پیدایش خرافه==
[[دانشمندان]] درباره علل پیدایش باورهای [[خرافی]] و زمینه‌های گسترش آن، دیدگاه‌های گوناگونی دارند. جدا از نگرش‌های [[روان‌شناختی]]، جامعه‌شناختی و... به مهم‌ترین عوامل پیدایش باورهای خرافی اشاره می‌کنیم:
 
===[[نادانی]] [[بشر]]===
[[انسان]] وقتی از [[درک]] [[حقایق]]، پیوند منطقی پدیده‌ها و تشخیص و [[فهم]] واقعیت‌ها [[ناتوان]] باشد، برای [[آرامش]] و [[راضی]] کردن خویش به قوّه [[خیال]] [[پناه]] می‌برد و به کمک آن، [[اباطیل]] و [[اساطیر]] گوناگونی می‌سازد و حهانی پر از [[خدایان]] و [[ارواح]] پدید می‌آورد. چون انسان [[نادان]] با تماشای عجایب [[طبیعت]] [[تعجب]] می‌کند، بی‌اختیار مجذوب آنها می‌شود و در برابرشان سر [[تعظیم]] فرود می‌آورد و گاهی آنها را خدای خود می‌خواند. بر این اساس، می‌توان گفت [[خرافات]]، زاده تخیل، [[تحیر]] و [[ترس]] انسان است. البته تحیر و تخیل بشر نیز نتیجه نادانی اوست. این نظریه را تا حدودی می‌توان پذیرفت؛ زیرا اروپاییان - که می‌پندارند [[پیشرفت]] کرده‌اند- هنوز بدشگونی عدد سیزده را [[باور]] دارند. همچنین کوبیدن نعل اسب را بر آستانه [[خانه]] یا محل کار خود سبب خیر و [[برکت]] می‌دانند.
 
به [[یقین]]، افرادی که [[روحی]] ناتوان دارند، خیلی زود [[تسلیم]] خرافات می‌شوند؛ زیرا پیوسته ترس و [[نگرانی]] نابجایی دارند. برای نمونه، از [[جمعه]] سیزدهم ماه یا گربه سیاهی که پنجه‌هایش را صلیب‌وار روی هم گذاشته باشد، می‌ترسند. یکی دیگر از ویژگی‌های این افراد آن است که از هرگونه [[تغییر]] می‌هراسند و چون وضع [[پایدار]] را می‌پسندند، نگران هر پدیده تازه‌ای هستند. برای چنین اشخاصی دردآور است که بخواهند درباره آنچه به آن [[عادت]] کرده‌اند، بیندیشند<ref>لوتر کینگ، ندای سیاه، ترجمه: منوچهر کیا، ص۷ و ۸.</ref>.
 
گوستاو جاهودا خرافه را این‌گونه تعریف می‌کند: [[وحشت]] غیرمنطقی یا ترس از یک چیز ناشناخته، مرموز و خیالی، یک [[عقیده]]، تردید یا عادت و امثال آنکه پایه آن ترس یا [[جهل]] است<ref>گوستاو جاهودا، روان‌شناسی خرافات، مترجم: محمدتقی براهنی، ص۴.</ref>.
 
از این سخن به روشنی می‌توان دریافت که نویسنده، ترس و نادانی انسان را زمینه‌ساز پیدایش خرافه می‌داند.
احمد [[امین]]، نادانی را یکی از علل گسترش [[خرافات]] در میان [[عرب جاهلی]] می‌داند و می‌نویسد: همین [[ناتوانی]] از [[درک]] علّی امور مختلف است که علت شیوع تام خرافات و [[اساطیر]] را در بین [[اعراب]] روزگاران [[جاهلی]] باز می‌گوید و اینکه چرا کتب [[ادب]] پر از این‌گونه اساطیر و خرافات است<ref>میر جلال‌الدین کزّازی، رؤیا، حماسه، اسطوره، ص۴۱.</ref>.<ref>[[فتحیه فتاحی‌زاده|فتاحی‌زاده، فتحیه]]، [[پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی (کتاب)|پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی]] ص ۱۴.</ref>.
 
===[[اعتقاد]] به نیروهای ماورای طبیعی===
گروهی از [[اندیشمندان مسلمان]]، اعتقاد به نیروهای ماورایی را مربوط به [[حس]] [[حقیقت جویی]] [[بشر]] می‌دانند و می‌گویند [[انسان]] در برابر علل حوادث، بی‌اعتنا نبوده است. انسان‌های [[خداپرست]]، [[ذات پاک الهی]] را سرسلسله این حوادث می‌دانند، ولی [[کافران]] در تشخیص قدرت‌های فرابشری به [[اشتباه]] رفته‌اند.
به عبارت دیگر، انسان در [[گرایش]] به [[پرستش]] نیرویی [[برتر]]، گاه در تشخیص مصداق، [[گمراه]] شده است و ماه، [[خورشید]]، [[ستاره]] یا پدیده‌های ساخته بشر را به عنوان [[معبود]] می‌پذیرد.
 
«بر اساس برخی آیه‌های [[قرآن]] که برخی [[دین]] پژوهان نیز آن را [[تأیید]] می‌کنند، انسان نخست یکتاپرست بوده و پرستش [[بت]]، ماه، ستاره یا انسان از نوع انحراف‌هایی است که به تدریج به وجود آمده است»<ref>علی رضا قائمی نیا، درآمدی بر منشأ دین، ص۴۰.</ref>.
 
استاد [[مرتضی مطهری]] نیز در این باره می‌نویسد:
ساختن قهرمان‌های افسانه‌ای از پهلوانان و [[دانشمندان]]، معلول حس [[تقدیس]] بشر است که می‌خواهد موجودی قابل [[ستایش]] و تقدیس داشته باشد و او را عاشقانه و در حد مافوق طبیعی ستایش کند. ستایش مبالغه‌آمیز بشر امروز از قهرمان‌های حزبی یا ملی، دم زدن از پرستش [[حزب]]، مرام، مسلک، [[پرچم]]، آب و [[خاک]] و [[احساس]] میل به [[فداکاری]] در راه اینها همه معلول این حس است.
 
به عبارت دیگر، احساس [[نیایش]]، احساسی غریزی است به کمالی برتر که در او نقصی نیست و جمالی که در آن [[زشتی]] وجود ندارد. پرستش [[مخلوقات]] و رو آوردن به خرافه و [[جادو]]، نوعی [[انحراف]] این حس از مسیر اصلی است؛ زیرا انسان هنگام پرستش می‌خواهد از وجود محدود خویش پرواز کند و به حقیقتی بپیوندد که [[کاستی]]، فنا و محدویت در آن راه ندارد<ref>مرتضی مطهری، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ج۴، ص۲۶.</ref>.<ref>[[فتحیه فتاحی‌زاده|فتاحی‌زاده، فتحیه]]، [[پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی (کتاب)|پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی]] ص ۱۶.</ref>.
 
===[[سودجویی]] منفعت‌طلبان===
[[ضعف]] در [[بینش]] [[اجتماعی]] سبب گسترش [[خرافات]] می‌شود و سودجویان، باورهای [[خرافی]] را پدید می‌آورند و سودجویی می‌کنند. در این زمینه، نمونه‌های فراوانی را در [[تاریخ]] می‌توان یافت. برای نمونه، پیازفروشی در [[زمان معاویه]] برای فروش کالای خود به [[مکه]] آمد، ولی کالایش را نتوانست بفروشد. پس از [[ابوهریره]] که [[حاکم مکه]] بود، کمک خواست. او نیز [[فکری]] به ذهنش رسید و [[روز جمعه]] وقتی [[مردم]] جمع شدند، به آنها گفت: {{عربی|أيُّهَا النَّاسُ سَمِعْتُ مِنْ حَبِيبِي رَسُولِ اللَّهِ مَنْ أَكَلَ بَصَلَ عَكَّةَ فِي مَكَّةَ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ}}؛ «ای مردم! از حبیبم [[رسول خدا]] شنیدم که فرمود: هر کس پیاز عکه را در مکه بخورد، [[بهشت]] بر او [[واجب]] است»<ref>نک: مرتضی مطهری، سیری در سیره نبوی، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[فتحیه فتاحی‌زاده|فتاحی‌زاده، فتحیه]]، [[پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی (کتاب)|پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی]] ص ۱۷.</ref>.


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
خط ۵۱: خط ۷۶:


==منابع==
==منابع==
{{منابع}}
# [[پرونده:13681440.jpg|22px]] [[فتحیه فتاحی‌زاده|فتاحی‌زاده، فتحیه]]، [[پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی (کتاب)|'''پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
{{پایان منابع}}


==پانویس==
==پانویس==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش