پرش به محتوا

خرافه: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۴۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ نوامبر ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{نبوت}}
{{نبوت}}
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[خرافه در لغت]] - [[خرافه در قرآن]] - [[خرافه در حدیث]] - [[خرافه در کلام اسلامی]] - [[خرافه در جامعه‌شناسی اسلامی]]</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[خرافه در لغت]] - [[خرافه در قرآن]] - [[خرافه در جامعه‌شناسی اسلامی]]</div>


==مقدمه==
==مقدمه==
*[[خرافات]] جمع خرافه و در اصل به سخنان بیهوده، [[باطل]] اسطوره و افسانه، [[خرافات]] می‌گویند.[[خرافات]] بیشتر یک [[عقیده]] و [[رفتار]] خصوصی است تا یک فعالیت [[اجتماعی]] و گروهی. هرچند گاهی می‌تواند رنگ گروهی پیدا کند، یا مستند [[رفتار اجتماعی]] شود. منظور از این مدخل و ارتباط آن با [[پیامبر]] [[مبارزه]] [[پیامبر]] با [[خرافات]] است، اموری که جایگزین روش‌های منطقی و [[عقلی]] و حتی غیبی صحیح مانند [[دعا]] و ارتباط [[معنوی]] با [[معبود]] و کمک گرفتن از [[خالق]] و استفاده از روش‌های علمی‌و [[خرد]] گرایانه و یا روش‌های غیبی مستند است. از این رو [[خرافات]] در بسیاری از مواقع جایگزین روش‌هایی منطقی است که پایگاه [[درستی]] دارند و بدلی آن روش محسوب می‌شوند. نکته دیگر اینکه [[دین]] امر قدسی است که با [[احساسات]] و [[عواطف]] [[انسان]] رابطه مستقیمی‌دارد. گاه [[بزرگ‌نمایی]] و هاله‌سازی و [[نقل]] داستان‌های محیر العقول و [[التزام]] به اموری درباره شخصیت‌های [[دینی]] بستر [[خرافات]] را فراهم می‌سازد. سرلوحه آموزه‌های [[ادیان الهی]] به ویژه [[پیامبر اسلام]] [[مبارزه]] با [[خرافات]] است. آنان تلاش بسیار کرده تا به [[انسان]] نشان دهند که چه چیزهایی را [[حقیقت]] بدانند و از چه چیزهایی بر حذر کنند. چگونه [[دعا]] کنند و چه چیزهایی بخواهند و از که بخواهند. مهم‌ترین بخش [[مبارزه]] با [[خرافات]] که در [[قلمرو دین]] قرار می‌گیرد، مسائل مربوط به [[معرفت‌شناسی]] [[نظام هستی]] و پیدایش [[جهان]] و [[آفریدگار]] و [[عبادت]] درست آن است. گاه [[پیامبران]] به این [[دلیل]] [[مبعوث]] شده تا راه را از [[چاه]] و [[عقیده]] صحیح از غیر صحیح را نشان دهند. سرلوحه آموزه‌های [[ادیان الهی]] به‌ویژه [[اسلام]] [[مبارزه]] با [[خرافات]] است. [[پیامبران]] تلاش بسیار کرده تا به [[انسان]] نشان دهند که چه چیزهایی را [[حقیقت]] بدانند و از چه چیزهایی بر حذر کنند. چگونه [[دعا]] کنند و چه چیزهایی بخواهند و از که بخواهند. مهم‌ترین بخش [[مبارزه]] با [[خرافات]] که در [[قلمرو دین]] قرار می‌گیرد، مسائل مربوط به [[معرفت‌شناسی]] [[نظام هستی]] و پیدایش [[جهان]] و [[آفریدگار]] و [[عبادت]] درست آن است. گاه [[پیامبران]] به این [[دلیل]] [[مبعوث]] شده تا راه را از [[چاه]]، و [[عقیده]] صحیح از غیر صحیح را نشان دهند.
[[خرافات]] جمع خرافه و در اصل به سخنان بیهوده، [[باطل]] اسطوره و افسانه، [[خرافات]] می‌گویند.[[خرافات]] بیشتر یک [[عقیده]] و [[رفتار]] خصوصی است تا یک فعالیت [[اجتماعی]] و گروهی. هرچند گاهی می‌تواند رنگ گروهی پیدا کند، یا مستند [[رفتار اجتماعی]] شود. منظور از این مدخل و ارتباط آن با [[پیامبر]] [[مبارزه]] [[پیامبر]] با [[خرافات]] است، اموری که جایگزین روش‌های منطقی و [[عقلی]] و حتی غیبی صحیح مانند [[دعا]] و ارتباط [[معنوی]] با [[معبود]] و کمک گرفتن از [[خالق]] و استفاده از روش‌های علمی‌و [[خرد]] گرایانه و یا روش‌های غیبی مستند است. از این رو [[خرافات]] در بسیاری از مواقع جایگزین روش‌هایی منطقی است که پایگاه [[درستی]] دارند و بدلی آن روش محسوب می‌شوند.
 
نکته دیگر اینکه [[دین]] امر قدسی است که با [[احساسات]] و [[عواطف]] [[انسان]] رابطه مستقیمی‌دارد. گاه [[بزرگ‌نمایی]] و هاله‌سازی و [[نقل]] داستان‌های محیر العقول و [[التزام]] به اموری درباره شخصیت‌های [[دینی]] بستر [[خرافات]] را فراهم می‌سازد. سرلوحه آموزه‌های [[ادیان الهی]] به ویژه [[پیامبر اسلام]] [[مبارزه]] با [[خرافات]] است. آنان تلاش بسیار کرده تا به [[انسان]] نشان دهند که چه چیزهایی را [[حقیقت]] بدانند و از چه چیزهایی بر حذر کنند. چگونه [[دعا]] کنند و چه چیزهایی بخواهند و از که بخواهند.
 
مهم‌ترین بخش [[مبارزه]] با [[خرافات]] که در [[قلمرو دین]] قرار می‌گیرد، مسائل مربوط به [[معرفت‌شناسی]] [[نظام هستی]] و پیدایش [[جهان]] و [[آفریدگار]] و [[عبادت]] درست آن است. گاه [[پیامبران]] به این [[دلیل]] [[مبعوث]] شده تا راه را از [[چاه]] و [[عقیده]] صحیح از غیر صحیح را نشان دهند. سرلوحه آموزه‌های [[ادیان الهی]] به‌ویژه [[اسلام]] [[مبارزه]] با [[خرافات]] است. [[پیامبران]] تلاش بسیار کرده تا به [[انسان]] نشان دهند که چه چیزهایی را [[حقیقت]] بدانند و از چه چیزهایی بر حذر کنند. چگونه [[دعا]] کنند و چه چیزهایی بخواهند و از که بخواهند.
 
مهم‌ترین بخش [[مبارزه]] با [[خرافات]] که در [[قلمرو دین]] قرار می‌گیرد، مسائل مربوط به [[معرفت‌شناسی]] [[نظام هستی]] و پیدایش [[جهان]] و [[آفریدگار]] و [[عبادت]] درست آن است. گاه [[پیامبران]] به این [[دلیل]] [[مبعوث]] شده تا راه را از [[چاه]]، و [[عقیده]] صحیح از غیر صحیح را نشان دهند.


==پیشینه [[مبارزه]] با [[خرافات]]==
==پیشینه [[مبارزه]] با [[خرافات]]==
خط ۱۱: خط ۱۷:
#{{متن قرآن|قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَنْ مَعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ}}<ref>«گفتند: ما به تو و همراهان تو فال بد زده‌ایم، گفت: فالتان نزد خداوند است بلکه شما گروهی هستید که آزمون شده‌اید» سوره نمل، آیه ۴۷.</ref>
#{{متن قرآن|قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَنْ مَعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ}}<ref>«گفتند: ما به تو و همراهان تو فال بد زده‌ایم، گفت: فالتان نزد خداوند است بلکه شما گروهی هستید که آزمون شده‌اید» سوره نمل، آیه ۴۷.</ref>
#{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا در (کار) آن کس ننگریسته‌ای که از (غرور) اینکه خداوند به او پادشاهی داده بود  با ابراهیم درباره پروردگارش  چون و چرا کرد آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگار من آن است که زنده می‌کند و می‌میراند، او گفت: من (نیز) زنده می‌دارم و می‌میرانم، ابراهیم گفت: خداو» سوره بقره، آیه ۲۵۸.</ref>
#{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا در (کار) آن کس ننگریسته‌ای که از (غرور) اینکه خداوند به او پادشاهی داده بود  با ابراهیم درباره پروردگارش  چون و چرا کرد آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگار من آن است که زنده می‌کند و می‌میراند، او گفت: من (نیز) زنده می‌دارم و می‌میرانم، ابراهیم گفت: خداو» سوره بقره، آیه ۲۵۸.</ref>
==[[جایگاه]] [[مبارزه]] با [[خرافات]] در [[حیات]] [[پیامبر]]==
==[[جایگاه]] [[مبارزه]] با [[خرافات]] در [[حیات]] [[پیامبر]]==
#{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> '''نتیجه''': یکی از اهداف بلند [[پیامبران]]، فراهم کردن زمینه درست اندیشیدن و [[آزادی]] از قید و بندهای [[خرافی]] و غیرعقلی و برداشتن زنجیره‌های سنگین موانع [[شناخت حق]] است.
#{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>« همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> '''نتیجه''': یکی از اهداف بلند [[پیامبران]]، فراهم کردن زمینه درست اندیشیدن و [[آزادی]] از قید و بندهای [[خرافی]] و غیرعقلی و برداشتن زنجیره‌های سنگین موانع [[شناخت حق]] است.
#{{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید و سخن از (خدای) سه‌گانه س» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>
#{{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید و سخن از (خدای) سه‌گانه سر مکنید، باز ایستید که برایتان بهتر است، بی‌گمان خداوند خدایی یگانه است، پاکاکه اوست از اینکه او را فرزندی باشد، آنچه در آسمان‌ها و زمین است او راست و خداوند (شما را) کارساز، بس» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>
#{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ}}<ref>«بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوس‌های گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید» سوره مائده، آیه ۷۷.</ref>
#{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ}}<ref>«بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوس‌های گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید» سوره مائده، آیه ۷۷.</ref>


'''نکات''':[[خرافات]] [[دینی]]، چیزهایی است که هیچ پشتوانه [[دینی]] و [[اعتقاد صحیح]] و استناد به [[کتاب و سنت]] و واقعیت [[تاریخی]] ندارد و آرام آرام وارد در متون [[دین]] و به عنوان [[شعائر مذهبی]] شده و [[منطق]] [[عقلی]] ندارد که هیچ، موجب [[بدبینی]] و سوء استفاده هم می‌گردد. در [[قرآن کریم]] واژه [[خرافات]] نیامده، اما در باره [[غلو]] سخن گفته شده است. کلمه «[[غلو]]» چهار بار در [[قرآن]] استعمال شده، ولی تنها دو بارآن به معنای مصطلح، یعنی بالابری بی‌حد و بی‌جا، آنهم در حوزه [[عقاید]] [[دینی]] و خطاب به [[اهل کتاب]] است. یکی در [[سوره]] نساء خطاب به عیسویان که در [[دین]] [[غلو]] نکنند و در باره [[خدا]] جز سخن درست مگویند و باید بدانند [[مسیح]] [[رسول خدا]] و کلمه او است که به [[مریم]] [[القا]] شده است: {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید و سخن از (خدای) سه‌گانه س» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> و دیگری در [[سوره]] [[مائده]] که یاد آور می‌شود در [[دین]] خود بناحق گزافه گویی نکنند، از پی هوس‌های گروهی که پیش از این [[گمراه]] گشتند و بسیاری از [[مردم]] را [[گمراه]] کردند و از راه راست [[منحرف]] شدند، نروند. {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ}}<ref>«بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوس‌های گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید» سوره مائده، آیه ۷۷.</ref>
'''نکات''':[[خرافات]] [[دینی]]، چیزهایی است که هیچ پشتوانه [[دینی]] و [[اعتقاد صحیح]] و استناد به [[کتاب و سنت]] و واقعیت [[تاریخی]] ندارد و آرام آرام وارد در متون [[دین]] و به عنوان [[شعائر مذهبی]] شده و [[منطق]] [[عقلی]] ندارد که هیچ، موجب [[بدبینی]] و سوء استفاده هم می‌گردد. در [[قرآن کریم]] واژه [[خرافات]] نیامده، اما در باره [[غلو]] سخن گفته شده است. کلمه «[[غلو]]» چهار بار در [[قرآن]] استعمال شده، ولی تنها دو بارآن به معنای مصطلح، یعنی بالابری بی‌حد و بی‌جا، آنهم در حوزه [[عقاید]] [[دینی]] و خطاب به [[اهل کتاب]] است. یکی در [[سوره]] نساء خطاب به عیسویان که در [[دین]] [[غلو]] نکنند و در باره [[خدا]] جز سخن درست مگویند و باید بدانند [[مسیح]] [[رسول خدا]] و کلمه او است که به [[مریم]] [[القا]] شده است: {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> و دیگری در [[سوره]] [[مائده]] که یاد آور می‌شود در [[دین]] خود بناحق گزافه گویی نکنند، از پی هوس‌های گروهی که پیش از این [[گمراه]] گشتند و بسیاری از [[مردم]] را [[گمراه]] کردند و از راه راست [[منحرف]] شدند، نروند. {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ}}<ref>«بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوس‌های گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید» سوره مائده، آیه ۷۷.</ref>
 
==نمونه‌هایی از [[عقاید]] [[خرافی]]==
==نمونه‌هایی از [[عقاید]] [[خرافی]]==
*'''حیض''': {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ}}<ref>«و از تو درباره حیض می‌پرسند؛ بگو که آن، گونه‌ای رنج است. پس در حیض از زنان کناره گیرید و با آنان آمیزش نکنید تا پاک شوند و چون شست و شو  کردند، از همان‌جا که خداوند به شما فرموده است با آنان آمیزش کنید، بی‌گمان خداوند توبه کاران و شست‌وشوکنندگان را دوست» سوره بقره، آیه ۲۲۲.</ref>
'''حیض''': {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ}}<ref>«و از تو درباره حیض می‌پرسند؛ بگو که آن، گونه‌ای رنج است. پس در حیض از زنان کناره گیرید و با آنان آمیزش نکنید تا پاک شوند و چون شست و شو  کردند، از همان‌جا که خداوند به شما فرموده است با آنان آمیزش کنید، بی‌گمان خداوند توبه کاران و شست‌وشوکنندگان را دوست» سوره بقره، آیه ۲۲۲.</ref>


'''نکته''': [[اعراب]] [[دوران جاهلیت]]، نسبت به عادت ماهیانه زنانه واکنش‌های [[بدی]] داشتند، از طرفی آن را نجس و [[آلوده]] می‌دانستند و از طرفی پا را از این فراتر گذاشته، آمیزش جنسی را در این دوره جالب می‌دانستند و [[معتقد]] بودند که اگر فرزندی نصیب آنها شود، بسیار سفاک و خونریز می‌گردد. ولی [[اسلام]] با دقت و موشکافی لازم در این باره [[احکام]] دقیقی را [[بیان]] کرده است؛ به طوری که [[حمایت]] [[روحی]] [[زنان]] را در طی این دوره خواستار شده و تنها مباشرت با آنان را منع کرده است، که آن نیز علت‌های پزشکی بسیاری دارد؛ از جمله: [[زنان]] با کوچک‌ترین استرسی در این دوران ممکن است دچار اختلال عملکرد هورمونی شده، در نتیجه یک قاعدگی نرمال مختل شده و فواصل آنان متعدد و یا به کلی [[قطع]] شود. همچنین در [[دوران جاهلیت]]، [[زنان]] مجبور بودند مدت‌ها با وضع [[رقت]] انگیزی - با [[لباس]] و [[خیمه]] سیاه - بر سر [[قبر]] شوهر خود، [[سوگواری]] کنند.
'''نکته''': [[اعراب]] [[دوران جاهلیت]]، نسبت به عادت ماهیانه زنانه واکنش‌های [[بدی]] داشتند، از طرفی آن را نجس و [[آلوده]] می‌دانستند و از طرفی پا را از این فراتر گذاشته، آمیزش جنسی را در این دوره جالب می‌دانستند و [[معتقد]] بودند که اگر فرزندی نصیب آنها شود، بسیار سفاک و خونریز می‌گردد. ولی [[اسلام]] با دقت و موشکافی لازم در این باره [[احکام]] دقیقی را [[بیان]] کرده است؛ به طوری که [[حمایت]] [[روحی]] [[زنان]] را در طی این دوره خواستار شده و تنها مباشرت با آنان را منع کرده است، که آن نیز علت‌های پزشکی بسیاری دارد؛ از جمله: [[زنان]] با کوچک‌ترین استرسی در این دوران ممکن است دچار اختلال عملکرد هورمونی شده، در نتیجه یک قاعدگی نرمال مختل شده و فواصل آنان متعدد و یا به کلی [[قطع]] شود. همچنین در [[دوران جاهلیت]]، [[زنان]] مجبور بودند مدت‌ها با وضع [[رقت]] انگیزی - با [[لباس]] و [[خیمه]] سیاه - بر سر [[قبر]] شوهر خود، [[سوگواری]] کنند.
*'''[[بت‌پرستی]]''': یکی از مظاهر دیگر [[جاهلیت]] [[ستاره]] پرستی است که [[قرآن]] در چند جا با آن [[مبارزه]] می‌کند.
 
'''[[بت‌پرستی]]''': یکی از مظاهر دیگر [[جاهلیت]] [[ستاره]] پرستی است که [[قرآن]] در چند جا با آن [[مبارزه]] می‌کند.
#{{متن قرآن|لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ}}<ref>«و از نشانه‌های او شب و روز و خورشید و ماه است، به خورشید و ماه سجده نبرید و به خداوندی که آنها را آفریده است سجده برید اگر او را می‌پرستید» سوره فصلت، آیه ۳۷.</ref>
#{{متن قرآن|لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ}}<ref>«و از نشانه‌های او شب و روز و خورشید و ماه است، به خورشید و ماه سجده نبرید و به خداوندی که آنها را آفریده است سجده برید اگر او را می‌پرستید» سوره فصلت، آیه ۳۷.</ref>
#{{متن قرآن|وَجَدْتُهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ}}<ref>«او و قومش را (چنین) یافتم که به جای خداوند به خورشید سجده می‌برند و شیطان کارهایشان را برای آنان آراسته و از راه (درست) آنان را باز داشته است، از این روی راهنمایی نیافته‌اند» سوره نمل، آیه ۲۴.</ref>
#{{متن قرآن|وَجَدْتُهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ}}<ref>«او و قومش را (چنین) یافتم که به جای خداوند به خورشید سجده می‌برند و شیطان کارهایشان را برای آنان آراسته و از راه (درست) آنان را باز داشته است، از این روی راهنمایی نیافته‌اند» سوره نمل، آیه ۲۴.</ref>
*'''تطیر''': تطیر که از طیر (پرنده) در اصل به معنای فال زدن به پرنده است. [[عرب]] گاه کلاغی و یا جغدی پرواز می‌کرد، آن را به شومی‌حمل می‌کردند، سپس در هر مورد که شوم باشد و به آن تفأل زده شود، استعمال می‌شود (مفردات راغب ص ۵۲۸). {{متن قرآن|أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلٌّ مِّنْ عِندِ اللَّهِ فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا * مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}<ref>«هر جا باشید  هر چند در دژهای استوار، مرگ شما را در می‌یابد و اگر نیکی‌یی به ایشان رسد می‌گویند این از سوی خداوند است و اگر بدی‌یی به آنان رسد می‌گویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را * (ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است و هر بدی به تو رسد از خود توست. و (ای محمّد!) ما تو را برای مردم، پیامبر فرستاده‌ایم و خداوند، (شما را) گواه بس» سوره نساء، آیه ۷۸-۷۹.</ref>
 
'''تطیر''': تطیر که از طیر (پرنده) در اصل به معنای فال زدن به پرنده است. [[عرب]] گاه کلاغی و یا جغدی پرواز می‌کرد، آن را به شومی‌حمل می‌کردند، سپس در هر مورد که شوم باشد و به آن تفأل زده شود، استعمال می‌شود<ref>مفردات راغب ص ۵۲۸</ref>. {{متن قرآن|أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلٌّ مِّنْ عِندِ اللَّهِ فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا * مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}<ref>«هر جا باشید  هر چند در دژهای استوار، مرگ شما را در می‌یابد و اگر نیکی‌یی به ایشان رسد می‌گویند این از سوی خداوند است و اگر بدی‌یی به آنان رسد می‌گویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را * (ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است و هر بدی به تو رسد از خود توست. و (ای محمّد!) ما تو را برای مردم، پیامبر فرستاده‌ایم و خداوند، (شما را) گواه بس» سوره نساء، آیه ۷۸-۷۹.</ref>


'''نکته''': در دو [[آیه]] فوق [[خداوند]] این موضوع را مطرح می‌کند که [[منافقان]] و افرادی بدون [[تعقل]] به هنگامی‌که [[نعمت]] و خوبی نصیب آنها می‌شود می‌گویند از [[ناحیه]] [[خدا]] است و هنگامی‌که [[بدی]] به آنها برسد به [[پیامبر]] -[[تطیر]] - می‌زنند و می‌گویند از [[ناحیه]] تو است. [[پیامبر]] به آنها بگو همه این حوادث و پیروزی‌ها و شکست‌ها از [[ناحیه]] [[خدا]] است که براساس لیاقت‌ها و [[ارزش]] وجودی [[انسان‌ها]] به آنها داده می‌شود: {{متن قرآن|قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}<ref>«هر جا باشید  هر چند در دژهای استوار، مرگ شما را در می‌یابد و اگر نیکی‌یی به ایشان رسد می‌گویند این از سوی خداوند است و اگر بدی‌یی به آنان رسد می‌گویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را» سوره نساء، آیه ۷۸.</ref> و چرا این افراد [[تفکر]] و تعمق نمی‌کنند تاحقایق را [[درک]] کنند: «فَمٰا لِهٰؤُلاٰءِ الْقَوْمِ لاٰ یکٰادُونَ یفْقَهُونَ حَدِیثاً»
'''نکته''': در دو [[آیه]] فوق [[خداوند]] این موضوع را مطرح می‌کند که [[منافقان]] و افرادی بدون [[تعقل]] به هنگامی‌که [[نعمت]] و خوبی نصیب آنها می‌شود می‌گویند از [[ناحیه]] [[خدا]] است و هنگامی‌که [[بدی]] به آنها برسد به [[پیامبر]] -[[تطیر]] - می‌زنند و می‌گویند از [[ناحیه]] تو است. [[پیامبر]] به آنها بگو همه این حوادث و پیروزی‌ها و شکست‌ها از [[ناحیه]] [[خدا]] است که براساس لیاقت‌ها و [[ارزش]] وجودی [[انسان‌ها]] به آنها داده می‌شود: {{متن قرآن|قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}<ref>«هر جا باشید  هر چند در دژهای استوار، مرگ شما را در می‌یابد و اگر نیکی‌یی به ایشان رسد می‌گویند این از سوی خداوند است و اگر بدی‌یی به آنان رسد می‌گویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را» سوره نساء، آیه ۷۸.</ref> و چرا این افراد [[تفکر]] و تعمق نمی‌کنند تاحقایق را [[درک]] کنند: «فَمٰا لِهٰؤُلاٰءِ الْقَوْمِ لاٰ یکٰادُونَ یفْقَهُونَ حَدِیثاً»
*'''خبائث''':
 
'''خبائث''':
#{{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته  یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که اف» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref>
#{{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته  یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که اف» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref>
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب  و ازلام، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۹۰.</ref>
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب  و ازلام، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۹۰.</ref>
خط ۳۴: خط ۴۵:
# [[پیامبر]] از طرف [[خداوند]] موظف به [[بیان]] [[حرمت]] و [[زشتی]] [[اعمال]] و [[رسوم]] [[جاهلی]] همانند خوردن مرداد و یاخون و گوشت خوگ که ازخبائث است گردیده است: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ}}<ref>«بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته  یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که اف» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref>... {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ}}<ref>«ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب  و ازلام، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۹۰.</ref>.
# [[پیامبر]] از طرف [[خداوند]] موظف به [[بیان]] [[حرمت]] و [[زشتی]] [[اعمال]] و [[رسوم]] [[جاهلی]] همانند خوردن مرداد و یاخون و گوشت خوگ که ازخبائث است گردیده است: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ}}<ref>«بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته  یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که اف» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref>... {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ}}<ref>«ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب  و ازلام، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۹۰.</ref>.
# [[مبارزه]] با زشتیها و پلیدی‌ها و آزاد‌سازی [[مردم]] از عادات، [[خرافات]] و [[قوانین]] [[طاقت]] فرسای [[جاهلیت]]، و [[حرمت]] خبائث از [[وظائف]] پیامبراسلام: {{متن قرآن|يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>»..
# [[مبارزه]] با زشتیها و پلیدی‌ها و آزاد‌سازی [[مردم]] از عادات، [[خرافات]] و [[قوانین]] [[طاقت]] فرسای [[جاهلیت]]، و [[حرمت]] خبائث از [[وظائف]] پیامبراسلام: {{متن قرآن|يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>»..
*'''دخترکشی''':
 
'''دخترکشی''':
#{{متن قرآن|وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ}}<ref>«و آنگاه که از دختر زنده در گور نهاده، بپرسند * که به کدام گناه او را کشته‌اند؟» سوره تکویر، آیه ۸-۹.</ref>
#{{متن قرآن|وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ}}<ref>«و آنگاه که از دختر زنده در گور نهاده، بپرسند * که به کدام گناه او را کشته‌اند؟» سوره تکویر، آیه ۸-۹.</ref>
#{{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا}}<ref>«و فرزندانتان را از ترس ناداری مکشید، ما به آنان و شما روزی می‌دهیم؛ بی‌گمان کشتن آنان گناهی بزرگ است» سوره اسراء، آیه ۳۱.</ref>
#{{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا}}<ref>«و فرزندانتان را از ترس ناداری مکشید، ما به آنان و شما روزی می‌دهیم؛ بی‌گمان کشتن آنان گناهی بزرگ است» سوره اسراء، آیه ۳۱.</ref>
خط ۵۶: خط ۶۸:


از این سخن به روشنی می‌توان دریافت که نویسنده، ترس و نادانی انسان را زمینه‌ساز پیدایش خرافه می‌داند.
از این سخن به روشنی می‌توان دریافت که نویسنده، ترس و نادانی انسان را زمینه‌ساز پیدایش خرافه می‌داند.
احمد [[امین]]، نادانی را یکی از علل گسترش [[خرافات]] در میان [[عرب جاهلی]] می‌داند و می‌نویسد: همین [[ناتوانی]] از [[درک]] علّی امور مختلف است که علت شیوع تام خرافات و [[اساطیر]] را در بین [[اعراب]] روزگاران [[جاهلی]] باز می‌گوید و اینکه چرا کتب [[ادب]] پر از این‌گونه اساطیر و خرافات است<ref>میر جلال‌الدین کزّازی، رؤیا، حماسه، اسطوره، ص۴۱.</ref>.<ref>[[فتحیه فتاحی‌زاده|فتاحی‌زاده، فتحیه]]، [[پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی (کتاب)|پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی]] ص ۱۴.</ref>.
 
[[احمد امین]]، نادانی را یکی از علل گسترش [[خرافات]] در میان [[عرب جاهلی]] می‌داند و می‌نویسد: همین [[ناتوانی]] از [[درک]] علّی امور مختلف است که علت شیوع تام خرافات و [[اساطیر]] را در بین [[اعراب]] روزگاران [[جاهلی]] باز می‌گوید و اینکه چرا کتب [[ادب]] پر از این‌گونه اساطیر و خرافات است<ref>میر جلال‌الدین کزّازی، رؤیا، حماسه، اسطوره، ص۴۱.</ref>.<ref>[[فتحیه فتاحی‌زاده|فتاحی‌زاده، فتحیه]]، [[پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی (کتاب)|پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی]] ص ۱۴.</ref>.


===[[اعتقاد]] به نیروهای ماورای طبیعی===
===[[اعتقاد]] به نیروهای ماورای طبیعی===
گروهی از [[اندیشمندان مسلمان]]، اعتقاد به نیروهای ماورایی را مربوط به [[حس]] [[حقیقت جویی]] [[بشر]] می‌دانند و می‌گویند [[انسان]] در برابر علل حوادث، بی‌اعتنا نبوده است. انسان‌های [[خداپرست]]، [[ذات پاک الهی]] را سرسلسله این حوادث می‌دانند، ولی [[کافران]] در تشخیص قدرت‌های فرابشری به [[اشتباه]] رفته‌اند.
گروهی از [[اندیشمندان مسلمان]]، اعتقاد به نیروهای ماورایی را مربوط به [[حس]] [[حقیقت جویی]] [[بشر]] می‌دانند و می‌گویند [[انسان]] در برابر علل حوادث، بی‌اعتنا نبوده است.  
انسان‌های [[خداپرست]]، [[ذات پاک الهی]] را سرسلسله این حوادث می‌دانند، ولی [[کافران]] در تشخیص قدرت‌های فرابشری به [[اشتباه]] رفته‌اند.
 
به عبارت دیگر، انسان در [[گرایش]] به [[پرستش]] نیرویی [[برتر]]، گاه در تشخیص مصداق، [[گمراه]] شده است و ماه، [[خورشید]]، [[ستاره]] یا پدیده‌های ساخته بشر را به عنوان [[معبود]] می‌پذیرد.
به عبارت دیگر، انسان در [[گرایش]] به [[پرستش]] نیرویی [[برتر]]، گاه در تشخیص مصداق، [[گمراه]] شده است و ماه، [[خورشید]]، [[ستاره]] یا پدیده‌های ساخته بشر را به عنوان [[معبود]] می‌پذیرد.


خط ۶۵: خط ۸۰:


استاد [[مرتضی مطهری]] نیز در این باره می‌نویسد:
استاد [[مرتضی مطهری]] نیز در این باره می‌نویسد:
ساختن قهرمان‌های افسانه‌ای از پهلوانان و [[دانشمندان]]، معلول حس [[تقدیس]] بشر است که می‌خواهد موجودی قابل [[ستایش]] و تقدیس داشته باشد و او را عاشقانه و در حد مافوق طبیعی ستایش کند. ستایش مبالغه‌آمیز بشر امروز از قهرمان‌های حزبی یا ملی، دم زدن از پرستش [[حزب]]، مرام، مسلک، [[پرچم]]، آب و [[خاک]] و [[احساس]] میل به [[فداکاری]] در راه اینها همه معلول این حس است.
ساختن قهرمان‌های افسانه‌ای از پهلوانان و [[دانشمندان]]، معلول حس [[تقدیس]] بشر است که می‌خواهد موجودی قابل [[ستایش]] و تقدیس داشته باشد و او را عاشقانه و در حد مافوق طبیعی ستایش کند. ستایش مبالغه‌آمیز بشر امروز از قهرمان‌های حزبی یا ملی، دم زدن از پرستش [[حزب]]، مرام، مسلک، [[پرچم]]، آب و [[خاک]] و [[احساس]] میل به [[فداکاری]] در راه اینها همه معلول این حس است.


خط ۷۶: خط ۹۲:


افزون بر این، فیلم‌های تخیلی و رمان‌ها، مخاطب را با تخیلات درگیر می‌کنند و آثاری با [[هدف]] ایجاد [[هیجان]] در افراد [[خلق]] می‌شوند که در گسترش خرافات نقش دارند. در عصر حاضر، خرافات رایج است و بازار شغل‌هایی چون رمالی، [[جادوگری]]، [[طالع‌بینی]] و کف‌بینی، حتی در کشورهای پیشرفته رونق بسیاری دارد. حذف طبقه سیزدهم از برخی هتل‌های معروف [[جهان]]، نمونه‌ای از این [[خرافه]] هاست. دکتر لوتر کینگ در این باره چنین می‌نویسد:
افزون بر این، فیلم‌های تخیلی و رمان‌ها، مخاطب را با تخیلات درگیر می‌کنند و آثاری با [[هدف]] ایجاد [[هیجان]] در افراد [[خلق]] می‌شوند که در گسترش خرافات نقش دارند. در عصر حاضر، خرافات رایج است و بازار شغل‌هایی چون رمالی، [[جادوگری]]، [[طالع‌بینی]] و کف‌بینی، حتی در کشورهای پیشرفته رونق بسیاری دارد. حذف طبقه سیزدهم از برخی هتل‌های معروف [[جهان]]، نمونه‌ای از این [[خرافه]] هاست. دکتر لوتر کینگ در این باره چنین می‌نویسد:
من در آسانسور هتل بزرگی در نیویورک، برای اولین بار متوجه شدم که طبقه سیزدهم وجود ندارد؛ یعنی پس از طبقه دوازدهم، طبقه چهاردهم قرار گرفته است. حتی وقتی علت را از متصدی آسانسور پرسیدم، پاسخ داد: این رویّه و [[عادت]]، در اغلب هتل‌های این [[شهر]] رعایت می‌شود؛ زیرا عده زیادی از به سر بردن در طبقه سیزدهم [[وحشت]] دارند. حتی بعضی از مسافران با حساب اینکه طبقه چهاردهم جای گزین طبقه سیزدهم شده است، از سکونت در طبقه چهاردهم هم خودداری می‌کنند و [[بدیهی]] است که این گونه ترس‌های واهی، وقتی [[روح]] اشخاص [[ناتوانی]] چون مسافران مذکور را به هنگام [[روز]] وحشت زده کند، طبعاً در شب به کلی [[تسخیر]] می‌کند و موجب بروز وحشتی [[جان]] کاه در ایشان می‌شود<ref>لوتر کینگ، ندای سیاه، ترجمه: منوچهر کیا، ص۷و۸.</ref>.
من در آسانسور هتل بزرگی در نیویورک، برای اولین بار متوجه شدم که طبقه سیزدهم وجود ندارد؛ یعنی پس از طبقه دوازدهم، طبقه چهاردهم قرار گرفته است. حتی وقتی علت را از متصدی آسانسور پرسیدم، پاسخ داد: این رویّه و [[عادت]]، در اغلب هتل‌های این [[شهر]] رعایت می‌شود؛ زیرا عده زیادی از به سر بردن در طبقه سیزدهم [[وحشت]] دارند. حتی بعضی از مسافران با حساب اینکه طبقه چهاردهم جای گزین طبقه سیزدهم شده است، از سکونت در طبقه چهاردهم هم خودداری می‌کنند و [[بدیهی]] است که این گونه ترس‌های واهی، وقتی [[روح]] اشخاص [[ناتوانی]] چون مسافران مذکور را به هنگام [[روز]] وحشت زده کند، طبعاً در شب به کلی [[تسخیر]] می‌کند و موجب بروز وحشتی [[جان]] کاه در ایشان می‌شود<ref>لوتر کینگ، ندای سیاه، ترجمه: منوچهر کیا، ص۷و۸.</ref>.


۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش