روح‌القدس: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸۸: خط ۸۸:
پس همگی این تعابیر دلالت میکنند مراد از روح القدس مرتبه برتری از روح الایمان است که مومن در آن حالت بجز حق نمیگوید و در دفاع از حق کوشا می باشد.
پس همگی این تعابیر دلالت میکنند مراد از روح القدس مرتبه برتری از روح الایمان است که مومن در آن حالت بجز حق نمیگوید و در دفاع از حق کوشا می باشد.
همچنان که ویژگیهای روح القدس چنین دلالتی را میرساند.
همچنان که ویژگیهای روح القدس چنین دلالتی را میرساند.
وَ روح القدس لَا ینَامُ وَ لَا یغْفُلُ وَ لَا یلْهُو وَ لَا یزْهُو وَ الْأَرْبَعَةُ الْأَرْوَاحِ تَنَامُ وَ تَغْفُلُ وَ تَزْهُو وَ تَلْهُو.  
وَ روح القدس لَا ینَامُ وَ لَا یغْفُلُ وَ لَا یلْهُو وَ لَا یزْهُو وَ الْأَرْبَعَةُ الْأَرْوَاحِ تَنَامُ وَ تَغْفُلُ وَ تَزْهُو وَ تَلْهُو.  
روح القدس نمی‏خوابد غفلت ندارد لهو ندارد اما چهار روح دیگر می خوابند دچار غفلت می شوند و لهو دارند.
روح القدس نمی‏خوابد غفلت ندارد لهو ندارد اما چهار روح دیگر می خوابند دچار غفلت می شوند و لهو دارند.
روایات بیانگر وجود درجات گوناگون در سطح مقام روح القدسی نیز می باشند.
روایات بیانگر وجود درجات گوناگون در سطح مقام روح القدسی نیز می باشند.
خط ۱۰۶: خط ۱۰۶:
دلیل بر اینکه مراد از روح منه در آیهٔ مذکور، همان حقیقتی است که با مؤمنین است آیهٔ {أَ وَ مَنْ کانَ مَیتاً فَأَحْییناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ}  می باشد، زیرا در آن از حیات جدید گفتگو شده و حیات فرع روح است، این روح که اثرش حیات جدید است، آن حقیقتی است که مؤمنین توسط خداوند متعال از آن برخوردار می گردند.  
دلیل بر اینکه مراد از روح منه در آیهٔ مذکور، همان حقیقتی است که با مؤمنین است آیهٔ {أَ وَ مَنْ کانَ مَیتاً فَأَحْییناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ}  می باشد، زیرا در آن از حیات جدید گفتگو شده و حیات فرع روح است، این روح که اثرش حیات جدید است، آن حقیقتی است که مؤمنین توسط خداوند متعال از آن برخوردار می گردند.  
پس می توان گفت خصوصیت عام اما ممیّزـ چرا که به همین جهت دارای مراتب متعددی می باشد ـ روحِ مورد بحث آن است که از خیانت و قذارتهای مادی و پلیدیهای معنوی و از معایب و امراضی که روحهای انسانی آلوده به آنها است پاک و منزه می باشد.
پس می توان گفت خصوصیت عام اما ممیّزـ چرا که به همین جهت دارای مراتب متعددی می باشد ـ روحِ مورد بحث آن است که از خیانت و قذارتهای مادی و پلیدیهای معنوی و از معایب و امراضی که روحهای انسانی آلوده به آنها است پاک و منزه می باشد.
«و روح القدس من سکن فیه فإنه لا یعمل بکبیرة أبدا»   
«و روح القدس من سکن فیه فإنه لا یعمل بکبیرة أبدا»   
آنکس که روح القدس در او ساکن شود و جا بگیرد همانا دیگر گناه کبیره از او سر نمی‏زند.
آنکس که روح القدس در او ساکن شود و جا بگیرد همانا دیگر گناه کبیره از او سر نمی‏زند.
تعبیرِ
تعبیرِ
خط ۱۱۳: خط ۱۱۳:
تسدید، توفیق وتاییدی که روح القدس به همراه خود دارد نتیجه اش نلغزیدن، به خطا نرفتن ومودب شدن به آداب الهی می گردد که همهٔ اینها ریشه درمعرفت و علم «وَ بِهَا عَلِمُوا الْأَشْیاءَ»  و رویت حقایق «وَ روح القدس کانَ یرَی بِهِ»  و جایگاه آن یعنی روح دارد و نشان میدهد منشا آن نتایج را باید در تعالی روحی جستجو نمود به همین جهت شیخ مفید رضوان الله تعالی علیه می‏فرماید: روح، حیاتی است که محل خود را شایسته قدرت و علم و اختیار می‏نماید.پس معرفت به امور و اشیاء ازخواص روح القدس است.
تسدید، توفیق وتاییدی که روح القدس به همراه خود دارد نتیجه اش نلغزیدن، به خطا نرفتن ومودب شدن به آداب الهی می گردد که همهٔ اینها ریشه درمعرفت و علم «وَ بِهَا عَلِمُوا الْأَشْیاءَ»  و رویت حقایق «وَ روح القدس کانَ یرَی بِهِ»  و جایگاه آن یعنی روح دارد و نشان میدهد منشا آن نتایج را باید در تعالی روحی جستجو نمود به همین جهت شیخ مفید رضوان الله تعالی علیه می‏فرماید: روح، حیاتی است که محل خود را شایسته قدرت و علم و اختیار می‏نماید.پس معرفت به امور و اشیاء ازخواص روح القدس است.
در ادامهٔ روایت اشباح نور آمده فَبِهِ کانَ یعْبُدُ اللَّهَ وَ عِتْرَتَهُ وَ لِذَلِک خَلَقَهُمْ حُلَمَاءَ عُلَمَاءَ بَرَرَةً أَصْفِیاءَ یعْبُدُونَ اللَّهَ بِالصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ السُّجُودِ وَ التَّسْبِیحِ وَ التَّهْلِیلِ وَ یصَلُّونَ الصَّلَوَاتِ وَ یحُجُّونَ وَ یصُومُونَ   
در ادامهٔ روایت اشباح نور آمده فَبِهِ کانَ یعْبُدُ اللَّهَ وَ عِتْرَتَهُ وَ لِذَلِک خَلَقَهُمْ حُلَمَاءَ عُلَمَاءَ بَرَرَةً أَصْفِیاءَ یعْبُدُونَ اللَّهَ بِالصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ السُّجُودِ وَ التَّسْبِیحِ وَ التَّهْلِیلِ وَ یصَلُّونَ الصَّلَوَاتِ وَ یحُجُّونَ وَ یصُومُونَ   
جمله «و لذلک» اشاره به روح القدس دارد و آثار آن را درصحنهٔ تجلی، حلم، علم، برگزیدگی و عبادت بیان میکند که این آثار نشان می دهد روح القدس رتبه ای است که آثار بزرگی را برای عطا شوندهٔ آن، به ارمغان می آورد همانگونه که روح ایمان که مرتبه ای از تعالی روح از سطح حیوانیت است اثر وحدانیت و عدم شرک (با درجات گوناگون آن) را مطابق روایات نصیب انسان می نماید.
 
جمله «و لذلک» اشاره به روح القدس دارد و آثار آن را درصحنهٔ تجلی، حلم، علم، برگزیدگی و عبادت بیان میکند که این آثار نشان می دهد روح القدس رتبه ای است که آثار بزرگی را برای عطا شوندهٔ آن، به ارمغان می آورد همانگونه که روح ایمان که مرتبه ای از تعالی روح از سطح حیوانیت است اثر وحدانیت و عدم شرک (با درجات گوناگون آن) را مطابق روایات نصیب انسان می نماید.
پس تعبیر ابدان نورانیه با تعبیر روح القدس در این روایات مترادف می باشند و هر دو به یک مطلب اشاره می نمایند چرا که ابدان نورانی بودنشان به علت روح القدس بودنشان میباشد و تنها و برترین مصادیق دارندگان این مقام در آغاز آفرینش پیامبر و [[اهل بیت]] {{عم}} بوده اند.
پس تعبیر ابدان نورانیه با تعبیر روح القدس در این روایات مترادف می باشند و هر دو به یک مطلب اشاره می نمایند چرا که ابدان نورانی بودنشان به علت روح القدس بودنشان میباشد و تنها و برترین مصادیق دارندگان این مقام در آغاز آفرینش پیامبر و [[اهل بیت]] {{عم}} بوده اند.
بیان شد که آنچه از روایات استفاده میشود آن است که روح القدس اعطایی ازجانب خداوند نیرو و توانی غیبی است که تحقق یا امکان تحقق امور گوناگون را به ارمغان می آورد.
بیان شد که آنچه از روایات استفاده میشود آن است که روح القدس اعطایی ازجانب خداوند نیرو و توانی غیبی است که تحقق یا امکان تحقق امور گوناگون را به ارمغان می آورد.
خط ۱۲۰: خط ۱۲۱:
ظاهرا همین تایید به روح القدس بوده که مسیح را برای تکلم با مردم در گهواره آماده ساخته است، نه اینکه آن یک کرامت و این کرامت دیگرى بوده، و از همین جهت جملهٔ «تُکلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کهْلًا» را با واو عاطفه از ما قبل جدا نکرد و بدون واو و متصل به ما قبل ذکر نمود تا بفهماند که تایید به روح القدس و حرف زدن در گهواره یک معجزه است، تکلم مسبب از تایید و تایید سبب تکلم است، و چون این دو یک معجزه است، در بعضى از موارد قرآن به مساله تکلم در گهواره اکتفاء شده است، مانند آیه:{یکلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کهْلًا} و در بعضی از موارد به مساله تایید به روح القدس اکتفاء شده است، مانند آیه {وَ آتَینا عِیسَی ابْنَ مَرْیمَ الْبَیناتِ وَ أَیدْناهُ بِروح القدس}.   
ظاهرا همین تایید به روح القدس بوده که مسیح را برای تکلم با مردم در گهواره آماده ساخته است، نه اینکه آن یک کرامت و این کرامت دیگرى بوده، و از همین جهت جملهٔ «تُکلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کهْلًا» را با واو عاطفه از ما قبل جدا نکرد و بدون واو و متصل به ما قبل ذکر نمود تا بفهماند که تایید به روح القدس و حرف زدن در گهواره یک معجزه است، تکلم مسبب از تایید و تایید سبب تکلم است، و چون این دو یک معجزه است، در بعضى از موارد قرآن به مساله تکلم در گهواره اکتفاء شده است، مانند آیه:{یکلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کهْلًا} و در بعضی از موارد به مساله تایید به روح القدس اکتفاء شده است، مانند آیه {وَ آتَینا عِیسَی ابْنَ مَرْیمَ الْبَیناتِ وَ أَیدْناهُ بِروح القدس}.   
اما اینکه چرا ازمیان تمام برگزیدگان الهی تنها نام عیسی را به عنوان موید به روح القدس آورده درتفاسیر مورد بررسی قرار گرفته است.   
اما اینکه چرا ازمیان تمام برگزیدگان الهی تنها نام عیسی را به عنوان موید به روح القدس آورده درتفاسیر مورد بررسی قرار گرفته است.   
2.2.1.8.برترین مرتبهٔ روح القدس برای پیامبر و [[اهل بیت]] {{عم}}
 
==برترین مرتبهٔ روح القدس برای پیامبر و [[اهل بیت]] {{عم}}==
گفته شد روایات و احادیثی دلالت بر اعظمیّت روح از مقرب ترین [[فرشتگان]] الهی یعنی [[جبرئیل]] و میکائیل می نمایند  تعدادی از روایات علاوه بربیان این مطلب، بر اختصاصی بودن این روح به پیامبراکرم و [[ائمه اطهار]] {{عم}} تاکید می نمایند، دراین روایات تصریح شده که روح القدس امری مختص به ایشان است و هیچ کس حتی [[انبیاء]] سابق از آن بهره مند نیستند.
گفته شد روایات و احادیثی دلالت بر اعظمیّت روح از مقرب ترین [[فرشتگان]] الهی یعنی [[جبرئیل]] و میکائیل می نمایند  تعدادی از روایات علاوه بربیان این مطلب، بر اختصاصی بودن این روح به پیامبراکرم و [[ائمه اطهار]] {{عم}} تاکید می نمایند، دراین روایات تصریح شده که روح القدس امری مختص به ایشان است و هیچ کس حتی [[انبیاء]] سابق از آن بهره مند نیستند.
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} یقُولُ {یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی} قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ خَلْقِ [[جبرئیل]] وَ مِیکائِیلَ لَمْ یکنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى غَیرِ مُحَمَّدٍ ص وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ یوَفِّقُهُمْ وَ یسَدِّدُهُمْ وَ لَیسَ کلُّ مَا طُلِبَ وُجِدَ   
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} یقُولُ {یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی} قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ خَلْقِ [[جبرئیل]] وَ مِیکائِیلَ لَمْ یکنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى غَیرِ مُحَمَّدٍ ص وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ یوَفِّقُهُمْ وَ یسَدِّدُهُمْ وَ لَیسَ کلُّ مَا طُلِبَ وُجِدَ   
خط ۱۳۳: خط ۱۳۵:
هرچند آثاری با گسترهٔ بیشتر از آثار روح القدس [[انبیاء]] برای آن بیان شده است مثل موضوع [[عمود نور]]، که همین امرقرینه ای است براینکه مراد این روایات بیان برتری روحی پیامبر و [[ائمه]] {{عم}} نسبت به سائر برگزیدگان الهی است، و روح القدس مشتمل بر مراتبی است و این روح مرتبهٔ بالای منزلت روح القدس است.
هرچند آثاری با گسترهٔ بیشتر از آثار روح القدس [[انبیاء]] برای آن بیان شده است مثل موضوع [[عمود نور]]، که همین امرقرینه ای است براینکه مراد این روایات بیان برتری روحی پیامبر و [[ائمه]] {{عم}} نسبت به سائر برگزیدگان الهی است، و روح القدس مشتمل بر مراتبی است و این روح مرتبهٔ بالای منزلت روح القدس است.
درتفسیر قمی نیز روح من امره و روح من امرنا که در آیهٔ پانزدهم سوره غافر و پنجاه ودوم سوره شوری آمده به روح القدس تفسیر شده است.  
درتفسیر قمی نیز روح من امره و روح من امرنا که در آیهٔ پانزدهم سوره غافر و پنجاه ودوم سوره شوری آمده به روح القدس تفسیر شده است.  
این تفسیر موافق با روایاتی است که روح را به پنج مرحله و عنوان تقسیم نمود و همچنین روایتی که در آن ابتدای خلقت و اولین آفریده الهی را تشریح می نمود.
 
مرحوم فیض کاشانی در ذیل روایات روح مخصوص پیامبر عظیم الشان و [[ائمه]] {{عم}}، هر چند ابتدا آن را غیر از روح القدس معرفی و آنها را دو امر جداگانه میداند، اما احتمال ذو مراتب بودن روح القدس را نیز مطرح می نماید :  
این تفسیر موافق با روایاتی است که روح را به پنج مرحله و عنوان تقسیم نمود و همچنین روایتی که در آن ابتدای خلقت و اولین آفریده الهی را تشریح می نمود.
کأن المراد بهذا الروح غیر روح القدس و لیسا أمرا واحدا لأن روح القدس لا یفارقهم کما لا تفارقهم الأرواح الأربعة التی دونه و هذا الروح قد یفارقهم کما یأتی أنه لیس کلما طلب وجد؛ إلا أن یقال إن روح القدس فیهم کان یبلغ إلی مقام هذا الروح و یصیر متحدا معه فی بعض الأحیان فیقوم مقامه‏   
مرحوم فیض کاشانی در ذیل روایات روح مخصوص پیامبر عظیم الشان و [[ائمه]] {{عم}}، هر چند ابتدا آن را غیر از روح القدس معرفی و آنها را دو امر جداگانه میداند، اما احتمال ذو مراتب بودن روح القدس را نیز مطرح می نماید : کأن المراد بهذا الروح غیر روح القدس و لیسا أمرا واحدا لأن روح القدس لا یفارقهم کما لا تفارقهم الأرواح الأربعة التی دونه و هذا الروح قد یفارقهم کما یأتی أنه لیس کلما طلب وجد؛ إلا أن یقال إن روح القدس فیهم کان یبلغ إلی مقام هذا الروح و یصیر متحدا معه فی بعض الأحیان فیقوم مقامه‏   
ظاهرا مراد به این روح غیر از روح القدس است و این دو یک امر نیستند زیرا که روح القدس مفارقت از ایشان ندارد همانند دیگر ارواح که مفارقتی از ایشان ندارد ولی این روح گاه از ایشان جدا می شود همچنان که جمله لیس کلما طلب وجد بر آن دلالت می کند؛ مگر آنکه بگوییم روح القدس در ایشان به مقام و درجهٔ این روح می رسد و با آن در برخی از اوقات متحد می گردد و جایگزین آن می شود.
ظاهرا مراد به این روح غیر از روح القدس است و این دو یک امر نیستند زیرا که روح القدس مفارقت از ایشان ندارد همانند دیگر ارواح که مفارقتی از ایشان ندارد ولی این روح گاه از ایشان جدا می شود همچنان که جمله لیس کلما طلب وجد بر آن دلالت می کند؛ مگر آنکه بگوییم روح القدس در ایشان به مقام و درجهٔ این روح می رسد و با آن در برخی از اوقات متحد می گردد و جایگزین آن می شود.
هرچند به نظر می رسد دلیل مغایرت این دو روح در کلام مرحوم فیض (رحمه الله تعالی) منافاتی با یک نوع دانستن و از یک امر بودن آنها ندارد، زیرا آنچه از ایشان {{عم}} جدا ناپذیر است مرتبه ای می باشد که تمام پیامبران از آن برخودارند، اما مراتب بالاتر، امکان مفارقت و الحاق درآن وجود دارد همچنان که برخی روایات به این جدایی و اتصال اشاره می کنند.
هرچند به نظر می رسد دلیل مغایرت این دو روح در کلام مرحوم فیض (رحمه الله تعالی) منافاتی با یک نوع دانستن و از یک امر بودن آنها ندارد، زیرا آنچه از ایشان {{عم}} جدا ناپذیر است مرتبه ای می باشد که تمام پیامبران از آن برخودارند، اما مراتب بالاتر، امکان مفارقت و الحاق درآن وجود دارد همچنان که برخی روایات به این جدایی و اتصال اشاره می کنند.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش