عبرت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== {{یادآوری پانویس}} {{پانویس}} +== پانویس == {{پانویس}})) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = عبرت | |||
| عنوان مدخل = عبرت | |||
| مداخل مرتبط = [[عبرت در قرآن]] - [[عبرت در حدیث]] - [[عبرت در نهج البلاغه]] - [[عبرت در اخلاق اسلامی]] - [[عبرت در معارف و سیره نبوی]] - [[عبرت در معارف و سیره علوی]] - [[عبرت در فقه سیاسی]] - [[عبرت در جامعهشناسی اسلامی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== آیات مرتبط == | |||
==آیات مرتبط== | |||
#{{متن قرآن| وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلا تُبْصِرُونَ أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلا يَكَادُ يُبِينُ فَلَوْلا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلا لِلْآخِرِينَ}}<ref>و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمیبینید؟ بلکه من از این کس بهترم که خوارمایه است و به درستی نمیتواند سخن گوید. پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکندهاند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامدهاند؟ آنگاه قوم خود را سبکسار کرد (و از راه به در برد) و آنان از او فرمان بردند زیرا آنان قومی بزهکار بودند. و چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم. و آنان را پیشینه و مثلی برای آیندگان کردیم؛ سوره زخرف، آیه: ۵۰-۵۶.</ref>. | #{{متن قرآن| وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلا تُبْصِرُونَ أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلا يَكَادُ يُبِينُ فَلَوْلا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلا لِلْآخِرِينَ}}<ref>و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمیبینید؟ بلکه من از این کس بهترم که خوارمایه است و به درستی نمیتواند سخن گوید. پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکندهاند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامدهاند؟ آنگاه قوم خود را سبکسار کرد (و از راه به در برد) و آنان از او فرمان بردند زیرا آنان قومی بزهکار بودند. و چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم. و آنان را پیشینه و مثلی برای آیندگان کردیم؛ سوره زخرف، آیه: ۵۰-۵۶.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا }}<ref> پس آیا در زمین نگشتهاند تا بنگرند که سرانجام پیشینیان آنان چگونه بوده است؟ خداوند آنان را از میان برداشت و کافران را (نیز سرانجامی) همانند آنان | #{{متن قرآن|أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا }}<ref> پس آیا در زمین نگشتهاند تا بنگرند که سرانجام پیشینیان آنان چگونه بوده است؟ خداوند آنان را از میان برداشت و کافران را (نیز سرانجامی) همانند آنان است، سوره محمد، آیه: ۱۰.</ref>. | ||
#{{متن قرآن| أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأَرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ }}<ref> آیا در زمین نگشتهاند تا بنگرند سرانجام پیشینیان آنان چگونه بوده است؟ آنان که بیشتر و توانمندتر از اینان بودند و بر زمین آثار فراوانتری داشتند اما دستاوردهای آنان به کارشان نیامد؛ سوره غافر، آیه: ۸۲.</ref>. | #{{متن قرآن| أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأَرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ }}<ref> آیا در زمین نگشتهاند تا بنگرند سرانجام پیشینیان آنان چگونه بوده است؟ آنان که بیشتر و توانمندتر از اینان بودند و بر زمین آثار فراوانتری داشتند اما دستاوردهای آنان به کارشان نیامد؛ سوره غافر، آیه: ۸۲.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ فَهَلْ تَرَى لَهُم مِّن بَاقِيَةٍ وَجَاءَ فِرْعَوْنُ وَمَن قَبْلَهُ وَالْمُؤْتَفِكَاتُ بِالْخَاطِئَةِ فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَّابِيَةً إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاء حَمَلْنَاكُمْ فِي الْجَارِيَةِ لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةً وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ}}<ref> اما قوم ثمود با سرکشی خویش به نابودی افکنده شدند. و اما (قوم) عاد با تندباد سردی بنیانکن، از میان برداشته شد. که (خداوند) آن را هفت شب و هشت روز پیاپی بر آنان چیره گردانید و آن قوم را در آن (شب و روز) ها بر زمین افتاده میدیدی، گویی تنههای خرمابنهایی فرو افتادهاند. آیا از ایشان بازماندهای میبینی؟ و فرعون و کسان پیش از او و (مردم) شهرهای زیر و زبر شده (قوم لوط) خطا کردند. با پیامبر پروردگارشان نافرمانی کردند آنگاه (خداوند) آنان را با کیفری بسیار سخت فرو گرفت. ما آنگاه که آب سر برکشید، شما را در کشتی (نوح) سوار کردیم. تا آن را برایتان یادکردی کنیم و گوشهای نیوشنده آن را به گوش گیرند؛ سوره حاقه، آیه: ۵ - ۱۲.</ref> | #{{متن قرآن|فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ فَهَلْ تَرَى لَهُم مِّن بَاقِيَةٍ وَجَاءَ فِرْعَوْنُ وَمَن قَبْلَهُ وَالْمُؤْتَفِكَاتُ بِالْخَاطِئَةِ فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَّابِيَةً إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاء حَمَلْنَاكُمْ فِي الْجَارِيَةِ لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةً وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ}}<ref> اما قوم ثمود با سرکشی خویش به نابودی افکنده شدند. و اما (قوم) عاد با تندباد سردی بنیانکن، از میان برداشته شد. که (خداوند) آن را هفت شب و هشت روز پیاپی بر آنان چیره گردانید و آن قوم را در آن (شب و روز) ها بر زمین افتاده میدیدی، گویی تنههای خرمابنهایی فرو افتادهاند. آیا از ایشان بازماندهای میبینی؟ و فرعون و کسان پیش از او و (مردم) شهرهای زیر و زبر شده (قوم لوط) خطا کردند. با پیامبر پروردگارشان نافرمانی کردند آنگاه (خداوند) آنان را با کیفری بسیار سخت فرو گرفت. ما آنگاه که آب سر برکشید، شما را در کشتی (نوح) سوار کردیم. تا آن را برایتان یادکردی کنیم و گوشهای نیوشنده آن را به گوش گیرند؛ سوره حاقه، آیه: ۵ - ۱۲.</ref> | ||
#{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُولِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref> به راستی در داستان آنان برای خردمندان پندی (نهفته) است؛ (قرآن) گفتاری بربافته نیست بلکه کتاب پیش از خویش را راست میشمرد و روشنگر همه چیز و رهنمود و بخشایشی برای گروه مؤمنان است؛ سوره یوسف، آیه: ۱۱۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۲۶-۲۲۷.</ref>. | #{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُولِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref> به راستی در داستان آنان برای خردمندان پندی (نهفته) است؛ (قرآن) گفتاری بربافته نیست بلکه کتاب پیش از خویش را راست میشمرد و روشنگر همه چیز و رهنمود و بخشایشی برای گروه مؤمنان است؛ سوره یوسف، آیه: ۱۱۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۲۶-۲۲۷.</ref>. | ||
==عبرت در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲== | == عبرت در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲== | ||
مراد آن دسته از آیاتی است که [[پیامبر]] را به گذشتههای [[اقوام]] از سر [[عبرت]] گرفتن توجه میدهد و یا [[قرآن]] آنها را توصیف کرده است و با تعبیرهایی چون: {{متن قرآن|تَري}}، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} که آیا ندیدی و یا ببین این نکات را بیان میکند. | مراد آن دسته از آیاتی است که [[پیامبر]] را به گذشتههای [[اقوام]] از سر [[عبرت]] گرفتن توجه میدهد و یا [[قرآن]] آنها را توصیف کرده است و با تعبیرهایی چون: {{متن قرآن|تَري}}، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} که آیا ندیدی و یا ببین این نکات را بیان میکند. | ||
===توجه به نعمات [[الهی]] در [[طبیعت]]=== | === توجه به نعمات [[الهی]] در [[طبیعت]] === | ||
منظور آن دسته از آیاتی است که [[خدا]] پیامبرش را خطاب میکند که ببین که چگونه [[آفریده]] شده که هر چیز در جای خود و به جا [[آفریده]] شده و [[نظم]] و هماهنگی و [[هدف]] و غایتی در آن وجود دارد و این سیر تحول و تطوری دارد و با همه گستردگی و پیچیدگی و تنوع نعمات مبین [[خالق]] و مدبری و از این جهت نشانه و آیتی و مایه [[عبرت]] و [[پند]] است. | منظور آن دسته از آیاتی است که [[خدا]] پیامبرش را خطاب میکند که ببین که چگونه [[آفریده]] شده که هر چیز در جای خود و به جا [[آفریده]] شده و [[نظم]] و هماهنگی و [[هدف]] و غایتی در آن وجود دارد و این سیر تحول و تطوری دارد و با همه گستردگی و پیچیدگی و تنوع نعمات مبین [[خالق]] و مدبری و از این جهت نشانه و آیتی و مایه [[عبرت]] و [[پند]] است. | ||
#{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ}}<ref>«آیا ندیدهای که خداوند آسمانها و زمین را راستین آفریده است؟ اگر بخواهد شما را از میان میبرد و آفریدگانی نو میآورد؟» سوره ابراهیم، آیه ۱۹.</ref>. | #{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ}}<ref>«آیا ندیدهای که خداوند آسمانها و زمین را راستین آفریده است؟ اگر بخواهد شما را از میان میبرد و آفریدگانی نو میآورد؟» سوره ابراهیم، آیه ۱۹.</ref>. | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۲: | ||
# [[خداوند]] نگاه عبرتآمیز پیامبرش را به [[نعمت]] “سایهها” و متحرک بودن آنها {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاءَ لَجَعَلَهُ سَاكِنًا}} و سپس اثرات و [[برکات]] “شب” و “خواب و استراحت” و “روشنایی” روز {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ}} و [[نزول]] [[باران]] و زنده شدن زمینهای مرده و [[سیراب شدن]] چهارپایان و [[انسانها]] است. {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشَاءُ...}}، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا...}}، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا...}}، {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ}} جلب میکند؛ | # [[خداوند]] نگاه عبرتآمیز پیامبرش را به [[نعمت]] “سایهها” و متحرک بودن آنها {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاءَ لَجَعَلَهُ سَاكِنًا}} و سپس اثرات و [[برکات]] “شب” و “خواب و استراحت” و “روشنایی” روز {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ}} و [[نزول]] [[باران]] و زنده شدن زمینهای مرده و [[سیراب شدن]] چهارپایان و [[انسانها]] است. {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشَاءُ...}}، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا...}}، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا...}}، {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ}} جلب میکند؛ | ||
# [[خداوند]] نگاه عبرتآمیز پیامبرش را به ویژگیهای [[حق و باطل]] با یک ضربالمثل طبیعی بیان کرده است و میگوید: آیا ندیدی چگونه [[خدا]] مثالی برای [[کلام]] [[پاکیزه]] زده، و آن را به [[شجره طیبه]] و [[پاکی]] [[تشبیه]] کرده است؟ {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ}} سپس به ویژگیهای این شجره طیّبه درخت [[پاکیزه]] و پربرکت میپردازد و به تمام ابعاد آن ضمن عبارات کوتاهی اشاره میکند. ۱. موجودی است دارای [[رشد]] و نمو -[[شجره]] - نه بیروح، و نه جامد و بیحرکت؛ ۲. این درخت [[پاک]] است و “طیب” از هر نظر، میوهاش شکوفه و گلشن و نسیمی که از آن برمیخیزد همه [[پاکیزه]] است؛ ۳. این شجره دارای [[نظام]] حساب شدهای است ریشهای دارد و شاخهها و هر کدام [[مأموریت]] و وظیفهای دارند؛ ۴. “اصل و ریشه آن ثابت و مستحکم است” بهطوری که توفانها و تند بادها نمیتواند آن را از جا برکند {{متن قرآن|أَصْلُهَا ثَابِتٌ}}؛ ۵. شاخههای این شجره طیبه در یک محیط [[پست]] و محدود نیست بلکه بلند [[آسمان]] [[جایگاه]] اوست، این شاخهها سینه هوا را شکافته و در آن فرو رفته، آری “شاخههایش در [[آسمان]] است” {{متن قرآن|وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ}} روشن است هر [[قدر]] شاخهها برافراشتهتر باشند از [[آلودگی]] گرد و غبار [[زمین]] دورترند و میوههای پاکتری خواهند داشت<ref>تفسیرنمونه، ج۱۰، ص۳۳۱.</ref>. | # [[خداوند]] نگاه عبرتآمیز پیامبرش را به ویژگیهای [[حق و باطل]] با یک ضربالمثل طبیعی بیان کرده است و میگوید: آیا ندیدی چگونه [[خدا]] مثالی برای [[کلام]] [[پاکیزه]] زده، و آن را به [[شجره طیبه]] و [[پاکی]] [[تشبیه]] کرده است؟ {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ}} سپس به ویژگیهای این شجره طیّبه درخت [[پاکیزه]] و پربرکت میپردازد و به تمام ابعاد آن ضمن عبارات کوتاهی اشاره میکند. ۱. موجودی است دارای [[رشد]] و نمو -[[شجره]] - نه بیروح، و نه جامد و بیحرکت؛ ۲. این درخت [[پاک]] است و “طیب” از هر نظر، میوهاش شکوفه و گلشن و نسیمی که از آن برمیخیزد همه [[پاکیزه]] است؛ ۳. این شجره دارای [[نظام]] حساب شدهای است ریشهای دارد و شاخهها و هر کدام [[مأموریت]] و وظیفهای دارند؛ ۴. “اصل و ریشه آن ثابت و مستحکم است” بهطوری که توفانها و تند بادها نمیتواند آن را از جا برکند {{متن قرآن|أَصْلُهَا ثَابِتٌ}}؛ ۵. شاخههای این شجره طیبه در یک محیط [[پست]] و محدود نیست بلکه بلند [[آسمان]] [[جایگاه]] اوست، این شاخهها سینه هوا را شکافته و در آن فرو رفته، آری “شاخههایش در [[آسمان]] است” {{متن قرآن|وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ}} روشن است هر [[قدر]] شاخهها برافراشتهتر باشند از [[آلودگی]] گرد و غبار [[زمین]] دورترند و میوههای پاکتری خواهند داشت<ref>تفسیرنمونه، ج۱۰، ص۳۳۱.</ref>. | ||
# [[خداوند]] به [[پیامبر]] میگوید: “آیا ندیدی که تمام کسانی که در [[آسمانها]] و [[زمین]] هستند برای [[خدا]] [[تسبیح]] میکنند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}} و پرندگان در حالی که بالها را بر فراز [[آسمان]] گستردهاند مشغول [[تسبیح]] او هستند {{متن قرآن|وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ}} همه آنها از [[نماز]] و [[تسبیح]] خود، [[آگاه]] و با خبرند {{متن قرآن|كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ}} و [[خداوند]] از تمام اعمالی که آنها انجام میدهند [[آگاه]] است {{متن قرآن|وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ}} جمله {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} - آیا ندیدی - به گفته بسیاری از [[مفسران]] به معنی “ا لم تعلم” - آیا نمیدانی- است، زیرا [[تسبیح]] عمومی موجودات [[جهان]] چیزی نیست که با چشم دیده شود، بلکه به هر معنی که باشد با [[قلب]] و [[عقل]]، [[درک]] میگردد، اما از آنجا که این مسئله آن [[قدر]] واضح است که گویی با چشم دیده میشود، تعبیر به {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} شده است. این نکته نیز قابل توجه است که مخاطب در این [[آیه]] گرچه شخص [[پیامبر اسلام]]{{صل}} میباشد اما به گفته جمعی از [[مفسران]] منظور از آن عموم [[مردم]] است، و این در [[قرآن]] امثال و نظائر فراوان دارد. اما بعضی گفتهاند این خطاب در مرحله [[رؤیت]] و [[مشاهده]] مخصوص [[پیامبر]]{{صل}} است، چرا که [[خداوند]] [[درک]] و دیدی به او داده بود که [[تسبیح]] و [[حمد]] همه موجودات این عالم را [[مشاهده]] میکرد، و همچنین [[بندگان]] خاص [[خدا]] که پیرو [[مکتب]] اویند به [[مقام]] [[شهود]] [[عینی]] میرسند، ولی در مورد عموم [[مردم]] جنبه [[شهود]] [[عقلی]] و [[علمی]] دارد نه [[شهود]] [[عینی]]<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۴۹۵.</ref>. | # [[خداوند]] به [[پیامبر]] میگوید: “آیا ندیدی که تمام کسانی که در [[آسمانها]] و [[زمین]] هستند برای [[خدا]] [[تسبیح]] میکنند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}} و پرندگان در حالی که بالها را بر فراز [[آسمان]] گستردهاند مشغول [[تسبیح]] او هستند {{متن قرآن|وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ}} همه آنها از [[نماز]] و [[تسبیح]] خود، [[آگاه]] و با خبرند {{متن قرآن|كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ}} و [[خداوند]] از تمام اعمالی که آنها انجام میدهند [[آگاه]] است {{متن قرآن|وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ}} جمله {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} - آیا ندیدی - به گفته بسیاری از [[مفسران]] به معنی “ا لم تعلم” - آیا نمیدانی- است، زیرا [[تسبیح]] عمومی موجودات [[جهان]] چیزی نیست که با چشم دیده شود، بلکه به هر معنی که باشد با [[قلب]] و [[عقل]]، [[درک]] میگردد، اما از آنجا که این مسئله آن [[قدر]] واضح است که گویی با چشم دیده میشود، تعبیر به {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} شده است. این نکته نیز قابل توجه است که مخاطب در این [[آیه]] گرچه شخص [[پیامبر اسلام]] {{صل}} میباشد اما به گفته جمعی از [[مفسران]] منظور از آن عموم [[مردم]] است، و این در [[قرآن]] امثال و نظائر فراوان دارد. اما بعضی گفتهاند این خطاب در مرحله [[رؤیت]] و [[مشاهده]] مخصوص [[پیامبر]] {{صل}} است، چرا که [[خداوند]] [[درک]] و دیدی به او داده بود که [[تسبیح]] و [[حمد]] همه موجودات این عالم را [[مشاهده]] میکرد، و همچنین [[بندگان]] خاص [[خدا]] که پیرو [[مکتب]] اویند به [[مقام]] [[شهود]] [[عینی]] میرسند، ولی در مورد عموم [[مردم]] جنبه [[شهود]] [[عقلی]] و [[علمی]] دارد نه [[شهود]] [[عینی]]<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۴۹۵.</ref>. | ||
===[[عبرت]] از [[اقوام]] و [[ملل]] گذشته=== | === [[عبرت]] از [[اقوام]] و [[ملل]] گذشته === | ||
#{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ * وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست * و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶-۲۴۷.</ref>. | #{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ * وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست * و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶-۲۴۷.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ}}<ref>«آیا در (کار) کسانی ننگریستهای که از بیم مرگ از سرزمین خود بیرون رفتند و آنان هزاران کس بودند و خداوند به آنان فرمود: بمیرید سپس آنان را زنده کرد؛ بیگمان خداوند دارای بخشش بر مردم است اما بیشتر مردم سپاس نمیگزارند» سوره بقره، آیه ۲۴۳.</ref>. | #{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ}}<ref>«آیا در (کار) کسانی ننگریستهای که از بیم مرگ از سرزمین خود بیرون رفتند و آنان هزاران کس بودند و خداوند به آنان فرمود: بمیرید سپس آنان را زنده کرد؛ بیگمان خداوند دارای بخشش بر مردم است اما بیشتر مردم سپاس نمیگزارند» سوره بقره، آیه ۲۴۳.</ref>. | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۴: | ||
'''نتیجه''': در [[آیات]] فوق این موضوعات درباره [[دستور خداوند]] به [[پیامبر]] درباره داشتن نگاه عبرتآمیز به چگونگی زیست و سرانجام [[اقوام]] و [[ملل]] گذشته مطرح گردیده است. | '''نتیجه''': در [[آیات]] فوق این موضوعات درباره [[دستور خداوند]] به [[پیامبر]] درباره داشتن نگاه عبرتآمیز به چگونگی زیست و سرانجام [[اقوام]] و [[ملل]] گذشته مطرح گردیده است. | ||
#با کلمه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} توجه [[پیامبر]] به داستان [[تاریخ]] گذشته جمعیتی از [[بنیاسرائیل]] را جلب میکند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى}} که از پیامبرشان در خواست کردند [[فرماندهی]] برای آنها [[تعیین]] کند {{متن قرآن|إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا}} که در [[راه خدا]] به جنگند {{متن قرآن|نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ}} و شرّ [[ظالمان]] را از سر خود و [[شهر]] دیارشان کم کنند و هنگامی که پیامبرشان اعلام کرد [[طالوت]] [[فرمانده]] شما از طرف [[خداوند]] است {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا}} گفتند چگونه او [[پادشاه]] و [[فرماندهی]] است {{متن قرآن|قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا}} که [[مال]] و [[ثروت]] ندارد و ما داریم و از او شایستهتریم {{متن قرآن|وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ}} و [[خداوند]] ملاک [[شایستگی]] را در [[علم]] و [[جسم]] سالم و قدرتمند اعلام میکند و ملاک ارزشی [[ثروت]] سالاری را مردود اعلام میکند؛ | # با کلمه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} توجه [[پیامبر]] به داستان [[تاریخ]] گذشته جمعیتی از [[بنیاسرائیل]] را جلب میکند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى}} که از پیامبرشان در خواست کردند [[فرماندهی]] برای آنها [[تعیین]] کند {{متن قرآن|إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا}} که در [[راه خدا]] به جنگند {{متن قرآن|نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ}} و شرّ [[ظالمان]] را از سر خود و [[شهر]] دیارشان کم کنند و هنگامی که پیامبرشان اعلام کرد [[طالوت]] [[فرمانده]] شما از طرف [[خداوند]] است {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا}} گفتند چگونه او [[پادشاه]] و [[فرماندهی]] است {{متن قرآن|قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا}} که [[مال]] و [[ثروت]] ندارد و ما داریم و از او شایستهتریم {{متن قرآن|وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ}} و [[خداوند]] ملاک [[شایستگی]] را در [[علم]] و [[جسم]] سالم و قدرتمند اعلام میکند و ملاک ارزشی [[ثروت]] سالاری را مردود اعلام میکند؛ | ||
# [[خداوند]] با واژه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} خطاب به [[پیامبر]] داستان مردمی را مطرح میکند که از [[مرگ]] فرار کردند و به امر [[خدا]] [[مرگ]] آنان را فروگرفت و این معنی را به [[مسلمانان]] منتقل میکند که [[ترس از مرگ]] و ترک [[جهاد]] کسی را از [[مرگ]] [[نجات]] نمیدهد اگر [[خداوند]] [[اراده]] کند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا}}؛ | # [[خداوند]] با واژه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} خطاب به [[پیامبر]] داستان مردمی را مطرح میکند که از [[مرگ]] فرار کردند و به امر [[خدا]] [[مرگ]] آنان را فروگرفت و این معنی را به [[مسلمانان]] منتقل میکند که [[ترس از مرگ]] و ترک [[جهاد]] کسی را از [[مرگ]] [[نجات]] نمیدهد اگر [[خداوند]] [[اراده]] کند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا}}؛ | ||
# [[خداوند]] از پیامبرش میخواهد به دو نمونه از [[اندیشه]] و [[بینش]] وگفتگو و [[جدل]] و محاجه میان آنان بیاندیشد و از آن [[عبرت]] بگیرد آنکه گرفتار [[ولایت طاغوت]] و [[خوی]] طاغوتی گشته و از [[نور]] [[فطرت]] به سوی [[ظلمات]] کشانده شده - و جالب این [[خداوند]] بدون نام بردن از این شخص به ویژگی و [[انگیزه]] اصلی او در این محاجه اشاره میکند و میگوید - به خاطر این بود که [[خداوند]] به او [[حکومت]] داده بود و بر اثر کمی ظرفیت از باده [[کبر]] و [[غرور]]، سرمست شده بود {{متن قرآن|أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ}} و چه بسیارند کسانی که در حال عادی، انسانهای [[معتدل]]، سر به راه، [[مؤمن]] و بیدارند اما هنگامی که به [[مال]] و [[مقام]] و نوایی برسند همه چیز را به دست [[فراموشی]] میسپارند، و مهمترین [[مقدسات]] و [[حقوق]] [[انسانها]] را زیر پا مینهند. و آنکه با [[ولایت]] [[خدا]] از [[ظلمات]] رهیده و به سوی [[نور]] پیش رفته و [[ملکوت]] [[آسمانها]] و [[زمین]] برایش مشهود شده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}} [[ابراهیم]] میکوشید که در پرتو [[برهان]] مشهود، [[فطرت]] نمرودی را برافروزد و از ظلماتش برهاند. [[نمرود]] سرسختی و [[احتجاج]] مینمود تا در [[ظلمات]] [[غرور]] و معبودیتش بماند و [[منطق]] ابراهیمی را در نظر بندگانش محکوم بنمایاند. گویا [[ابراهیم]]، پس از درهم شکستن بتهای جامد، به سراغ [[بت]] زاینده و جاندار “طاغوت” رفت تا مبدأ تولیدی [[بتها]] را از کار بیاندازد و یا به [[محاکمه]] کشانده شود. [[ابراهیم]] او را به [[تسلیم]] [[فکری]] در پیشگاه ربّی خواند که منشأ [[حیات]] است و همی خواست تا بیاندیشد و امر [[حیات]] را که در همه زندگان و در وجود [[طاغوت]] جریان دارد به وی بشناساند: {{متن قرآن|قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ}} همان ربی که پدیدههای فاقد [[حیات]] را همی زنده میکند و میمیراند – به آنها پیوسته نیروی حیاتی میدهد و از آنها میگیرد. آن طاغی نتوانست یا نخواست تا معنای [[حقیقی]] [[حیات]] و [[افاضه]] مستمر آن را دریابد و آن را به معنای مجازی، و در همان قالب [[استدلال]] ابراهیمی درآورد و بیفاصله و [[تفریع]]، به خود نسبت داد: {{متن قرآن|قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ}} گویند: او امر به احضار دو محکوم به اعدام نمود و یکی از آنها را اعدام و دیگری را [[آزاد]] کرد. با این [[فرمان]] میخواست هم [[استدلال]] [[ابراهیم]] را دگرگون نماید و هم اندیشههایی را که [[بتشکنی]] و [[منطق]] [[ابراهیم]] تکان داده بود، مرعوب و محکوم کند: لا بد در این هنگام [[بندگان]] و چاکرانش به کف زدن و [[نیایش]] برخاستند!!. [[ابراهیم]] چون آن [[سرکش]] بیفروغ را، قابل [[هدایت]] و دریافت صفت الحیّ، نیافت، با نمایاندن صفت “القیوم” و [[استدلال]] جدلی، مغالطهاش را بلافاصله محو و او را مبهوت نمود: {{متن قرآن|قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ}} پس از صفت [[رب]] خاص و مضاف ربه، ربی اسم جامع صفات آمده تا مبدأ این صفت و دیگر صفات ناشی از آن را بنمایاند: همین [[خورشید]] که شما آن را [[رب]] مطلق گرفتهاید و پرستشش مینمایید، خود مسخر و متحرک به [[اراده]] همان خداست که او [[رب]] مطلق و حیّ قیوم است<ref>پرتوی از قرآن، ج۲، ص۲۱۴.</ref>؛ | # [[خداوند]] از پیامبرش میخواهد به دو نمونه از [[اندیشه]] و [[بینش]] وگفتگو و [[جدل]] و محاجه میان آنان بیاندیشد و از آن [[عبرت]] بگیرد آنکه گرفتار [[ولایت طاغوت]] و [[خوی]] طاغوتی گشته و از [[نور]] [[فطرت]] به سوی [[ظلمات]] کشانده شده - و جالب این [[خداوند]] بدون نام بردن از این شخص به ویژگی و [[انگیزه]] اصلی او در این محاجه اشاره میکند و میگوید - به خاطر این بود که [[خداوند]] به او [[حکومت]] داده بود و بر اثر کمی ظرفیت از باده [[کبر]] و [[غرور]]، سرمست شده بود {{متن قرآن|أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ}} و چه بسیارند کسانی که در حال عادی، انسانهای [[معتدل]]، سر به راه، [[مؤمن]] و بیدارند اما هنگامی که به [[مال]] و [[مقام]] و نوایی برسند همه چیز را به دست [[فراموشی]] میسپارند، و مهمترین [[مقدسات]] و [[حقوق]] [[انسانها]] را زیر پا مینهند. و آنکه با [[ولایت]] [[خدا]] از [[ظلمات]] رهیده و به سوی [[نور]] پیش رفته و [[ملکوت]] [[آسمانها]] و [[زمین]] برایش مشهود شده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}} [[ابراهیم]] میکوشید که در پرتو [[برهان]] مشهود، [[فطرت]] نمرودی را برافروزد و از ظلماتش برهاند. [[نمرود]] سرسختی و [[احتجاج]] مینمود تا در [[ظلمات]] [[غرور]] و معبودیتش بماند و [[منطق]] ابراهیمی را در نظر بندگانش محکوم بنمایاند. گویا [[ابراهیم]]، پس از درهم شکستن بتهای جامد، به سراغ [[بت]] زاینده و جاندار “طاغوت” رفت تا مبدأ تولیدی [[بتها]] را از کار بیاندازد و یا به [[محاکمه]] کشانده شود. [[ابراهیم]] او را به [[تسلیم]] [[فکری]] در پیشگاه ربّی خواند که منشأ [[حیات]] است و همی خواست تا بیاندیشد و امر [[حیات]] را که در همه زندگان و در وجود [[طاغوت]] جریان دارد به وی بشناساند: {{متن قرآن|قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ}} همان ربی که پدیدههای فاقد [[حیات]] را همی زنده میکند و میمیراند – به آنها پیوسته نیروی حیاتی میدهد و از آنها میگیرد. آن طاغی نتوانست یا نخواست تا معنای [[حقیقی]] [[حیات]] و [[افاضه]] مستمر آن را دریابد و آن را به معنای مجازی، و در همان قالب [[استدلال]] ابراهیمی درآورد و بیفاصله و [[تفریع]]، به خود نسبت داد: {{متن قرآن|قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ}} گویند: او امر به احضار دو محکوم به اعدام نمود و یکی از آنها را اعدام و دیگری را [[آزاد]] کرد. با این [[فرمان]] میخواست هم [[استدلال]] [[ابراهیم]] را دگرگون نماید و هم اندیشههایی را که [[بتشکنی]] و [[منطق]] [[ابراهیم]] تکان داده بود، مرعوب و محکوم کند: لا بد در این هنگام [[بندگان]] و چاکرانش به کف زدن و [[نیایش]] برخاستند!!. [[ابراهیم]] چون آن [[سرکش]] بیفروغ را، قابل [[هدایت]] و دریافت صفت الحیّ، نیافت، با نمایاندن صفت “القیوم” و [[استدلال]] جدلی، مغالطهاش را بلافاصله محو و او را مبهوت نمود: {{متن قرآن|قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ}} پس از صفت [[رب]] خاص و مضاف ربه، ربی اسم جامع صفات آمده تا مبدأ این صفت و دیگر صفات ناشی از آن را بنمایاند: همین [[خورشید]] که شما آن را [[رب]] مطلق گرفتهاید و پرستشش مینمایید، خود مسخر و متحرک به [[اراده]] همان خداست که او [[رب]] مطلق و حیّ قیوم است<ref>پرتوی از قرآن، ج۲، ص۲۱۴.</ref>؛ | ||
# [[خداوند]] [[پیامبر]] را به نگاه عبرتآمیز به گروهی از [[اهل کتاب]] - [[یهودیان]] - که قانونگریزند توجه میدهد و میفرماید [[داوری]] [[کتاب خدا]] را بپذیرید و همچون [[یهودیان]] قانونگریز نباشید. {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَهُمْ مُعْرِضُونَ}} آیا [[مشاهده]] نکردی کسانی را که بهرهای از [[کتاب آسمانی]] داشتند و [[دعوت]] به سوی [[کتاب الهی]] شدند تا در میان آنها [[داوری]] کند ولی عدهای از آنها روی گرداندند و از قبول [[حق]] [[اعراض]] نمودند؛ | # [[خداوند]] [[پیامبر]] را به نگاه عبرتآمیز به گروهی از [[اهل کتاب]] - [[یهودیان]] - که قانونگریزند توجه میدهد و میفرماید [[داوری]] [[کتاب خدا]] را بپذیرید و همچون [[یهودیان]] قانونگریز نباشید. {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَهُمْ مُعْرِضُونَ}} آیا [[مشاهده]] نکردی کسانی را که بهرهای از [[کتاب آسمانی]] داشتند و [[دعوت]] به سوی [[کتاب الهی]] شدند تا در میان آنها [[داوری]] کند ولی عدهای از آنها روی گرداندند و از قبول [[حق]] [[اعراض]] نمودند؛ | ||
# [[خداوند]] با واژه {{متن قرآن|وَتَرَى}} به موقعیت [[اصحاب کهف]] به عنوان نشانه [[الهی]]، که باید از آن [[عبرت]] گرفت و به [[قانون]] [[هدایت]] و [[گمراهی]] [[بشر]] اشاره میکند و میفرماید: و [[خورشید]] را میبینی هنگامی که طلوع میکند، از غارشان {{متن قرآن|وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَتْ تَزَاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ}} به سمت راست متمایل میشود، {{متن قرآن|ذَاتَ الْيَمِينِ}} و هنگامی که غروب میکند، از سمت چپشان میگذرد، {{متن قرآن|وَإِذَا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ}} در حالی که آنان در فراخنای آن [[غار]] قرار داشتند؛ {{متن قرآن|وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ}} این از نشانههای خداست، {{متن قرآن|ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ}} هر کس را [[خدا]] راهنمایی کند، پس او [[هدایت]] واقعی یافته است؛ {{متن قرآن|مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ}} و هر که را در [[گمراهی]] وانهد، پس هیچ [[سرپرست]] راهنمایی برای او نخواهی یافت. {{متن قرآن|وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِدًا}} [[غار]] [[اصحاب کهف]] رو به شمال گشوده میشد و [[نور]] [[آفتاب]] مستقیماً به درون آن نمیتابید تا سبب فرسودگی و پوسیدگی [[بدن]] جوانمردان [[غار]] شود، اما در همان حال [[نور]] غیر مستقیم به اندازه کافی وجود داشت و بادهای ملایم و لطیف شمالی به آسانی وارد آن میشدند و هوای تازهای به درون [[غار]] میوزید. [[اصحاب کهف]]، در محل وسیع وسط [[غار]] بودند که از چشم بینندگان و [[نور]] [[آفتاب]] دور بود؛ | # [[خداوند]] با واژه {{متن قرآن|وَتَرَى}} به موقعیت [[اصحاب کهف]] به عنوان نشانه [[الهی]]، که باید از آن [[عبرت]] گرفت و به [[قانون]] [[هدایت]] و [[گمراهی]] [[بشر]] اشاره میکند و میفرماید: و [[خورشید]] را میبینی هنگامی که طلوع میکند، از غارشان {{متن قرآن|وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَتْ تَزَاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ}} به سمت راست متمایل میشود، {{متن قرآن|ذَاتَ الْيَمِينِ}} و هنگامی که غروب میکند، از سمت چپشان میگذرد، {{متن قرآن|وَإِذَا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ}} در حالی که آنان در فراخنای آن [[غار]] قرار داشتند؛ {{متن قرآن|وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ}} این از نشانههای خداست، {{متن قرآن|ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ}} هر کس را [[خدا]] راهنمایی کند، پس او [[هدایت]] واقعی یافته است؛ {{متن قرآن|مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ}} و هر که را در [[گمراهی]] وانهد، پس هیچ [[سرپرست]] راهنمایی برای او نخواهی یافت. {{متن قرآن|وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِدًا}} [[غار]] [[اصحاب کهف]] رو به شمال گشوده میشد و [[نور]] [[آفتاب]] مستقیماً به درون آن نمیتابید تا سبب فرسودگی و پوسیدگی [[بدن]] جوانمردان [[غار]] شود، اما در همان حال [[نور]] غیر مستقیم به اندازه کافی وجود داشت و بادهای ملایم و لطیف شمالی به آسانی وارد آن میشدند و هوای تازهای به درون [[غار]] میوزید. [[اصحاب کهف]]، در محل وسیع وسط [[غار]] بودند که از چشم بینندگان و [[نور]] [[آفتاب]] دور بود؛ | ||
# [[خداوند]] نگاه عبرتآمیز پیامبرش را با واژه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} به [[سرنوشت]] [[قوم عاد]] جلب میکند و میفرماید آیا ندیدی پروردگارت به [[قوم عاد]] چه کرد {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ}} منظور از “رؤیت” - دیدن - در اینجا “علم و آگاهی” است، منتها از آنجا که داستان این [[اقوام]] به قدری مشهور و معروف بوده که گویی [[مردم]] زمانهای بعد نیز آن را با چشم خود میدیدند تعبیر به “رؤیت” شده است. البته مخاطب در این [[آیه]] [[پیامبر]]{{صل}} است، ولی هشداری است برای همگان. “عاد” همان [[قوم]] [[پیامبر]] بزرگ [[خدا]] “هود” است. بعضی از مورخان معتقدند عاد بر دو [[قبیله]] اطلاق میشود: قبیلهای که در گذشته بسیار دور [[زندگی]] داشتند، و [[قرآن]] از آنها تعبیر به {{متن قرآن|عَادًا الْأُولَى}}. آنها احتمالاً قبل از [[تاریخ]] [[زندگی]] میکردهاند. [[قبیله]] دوم که در دوران [[تاریخ]] [[بشر]]، و احتمالاً حدود هفتصد سال قبل از میلاد [[مسیح]]{{ع}} وجود داشتند، و به نام “عاد” مشهورند در سرزمین “احقاف” یا “یمن” [[زندگی]] میکردند. قامتهایی بلند و اندامی نیرومند داشتند، و به همین [[دلیل]] جنگجویانی زبده محسوب میشدند. به علاوه از نظر [[تمدن]] ظاهری نیز پیشرفته بودند، شهرهایی آباد و زمینهای خرم و سرسبز، و کاخهای [[عظیم]] و باغهای پر طراوت داشتند. بعضی میگویند “عاد” نام جد این [[قبیله]] است، و [[قبیله]] را معمولاً به نام جد آن [[قبیله]] میخواندند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۴۵۰.</ref>؛ | # [[خداوند]] نگاه عبرتآمیز پیامبرش را با واژه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} به [[سرنوشت]] [[قوم عاد]] جلب میکند و میفرماید آیا ندیدی پروردگارت به [[قوم عاد]] چه کرد {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ}} منظور از “رؤیت” - دیدن - در اینجا “علم و آگاهی” است، منتها از آنجا که داستان این [[اقوام]] به قدری مشهور و معروف بوده که گویی [[مردم]] زمانهای بعد نیز آن را با چشم خود میدیدند تعبیر به “رؤیت” شده است. البته مخاطب در این [[آیه]] [[پیامبر]] {{صل}} است، ولی هشداری است برای همگان. “عاد” همان [[قوم]] [[پیامبر]] بزرگ [[خدا]] “هود” است. بعضی از مورخان معتقدند عاد بر دو [[قبیله]] اطلاق میشود: قبیلهای که در گذشته بسیار دور [[زندگی]] داشتند، و [[قرآن]] از آنها تعبیر به {{متن قرآن|عَادًا الْأُولَى}}. آنها احتمالاً قبل از [[تاریخ]] [[زندگی]] میکردهاند. [[قبیله]] دوم که در دوران [[تاریخ]] [[بشر]]، و احتمالاً حدود هفتصد سال قبل از میلاد [[مسیح]] {{ع}} وجود داشتند، و به نام “عاد” مشهورند در سرزمین “احقاف” یا “یمن” [[زندگی]] میکردند. قامتهایی بلند و اندامی نیرومند داشتند، و به همین [[دلیل]] جنگجویانی زبده محسوب میشدند. به علاوه از نظر [[تمدن]] ظاهری نیز پیشرفته بودند، شهرهایی آباد و زمینهای خرم و سرسبز، و کاخهای [[عظیم]] و باغهای پر طراوت داشتند. بعضی میگویند “عاد” نام جد این [[قبیله]] است، و [[قبیله]] را معمولاً به نام جد آن [[قبیله]] میخواندند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۴۵۰.</ref>؛ | ||
# [[خداوند]] خطاب به پیامبرش میفرماید آیا ندیدی پروردگارت با [[اصحاب فیل]] چه کرد {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ}} آنها با آن همه [[لشکر]] و [[قدرت]] آمده بودند تا [[خانه خدا]] را ویران سازند، و [[خداوند]] با لشکری به ظاهر بسیار کوچک و ناچیز، آنها را درهم کوبید، فیلها را با پرندههای کوچک و [[سلاحهای پیشرفته]] آن روز را با سنگریزه سجیل از کار انداخت، تا [[ضعف]] و [[ناتوانی]] این [[انسان]] [[مغرور]] و خیرهسر را در برابر [[قدرت الهی]] ظاهر و آشکار سازد. تعبیر به {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} – آیا ندیدی - با اینکه این حادثه زمانی رخ داد که [[پیامبر]]{{صل}} دیده به [[جهان]] نگشوده بود، و یا مقارن [[تولد]] آن [[حضرت]] بود به خاطر آن است که حادثه مزبور بسیار نزدیک به عصر [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} بود و به علاوه به قدری مشهور و معروف و [[متواتر]] بود که گویی [[پیامبر]] با چشم مبارکش آن را [[مشاهده]] کرده بود، و جمعی از معاصران [[پیامبر]] مسلماً آن را با چشم خود دیده بودند. تعبیر به “اصحاب الفیل” به خاطر همان چند فیلی است که آنها با خود از [[یمن]] آورده بودند، تا [[مخالفان]] را مرعوب ساخته و شترها و اسبها از [[مشاهده]] آن رم کنند و در میدان [[جنگ]] نمانند. | # [[خداوند]] خطاب به پیامبرش میفرماید آیا ندیدی پروردگارت با [[اصحاب فیل]] چه کرد {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ}} آنها با آن همه [[لشکر]] و [[قدرت]] آمده بودند تا [[خانه خدا]] را ویران سازند، و [[خداوند]] با لشکری به ظاهر بسیار کوچک و ناچیز، آنها را درهم کوبید، فیلها را با پرندههای کوچک و [[سلاحهای پیشرفته]] آن روز را با سنگریزه سجیل از کار انداخت، تا [[ضعف]] و [[ناتوانی]] این [[انسان]] [[مغرور]] و خیرهسر را در برابر [[قدرت الهی]] ظاهر و آشکار سازد. تعبیر به {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} – آیا ندیدی - با اینکه این حادثه زمانی رخ داد که [[پیامبر]] {{صل}} دیده به [[جهان]] نگشوده بود، و یا مقارن [[تولد]] آن [[حضرت]] بود به خاطر آن است که حادثه مزبور بسیار نزدیک به عصر [[پیغمبر اکرم]] {{صل}} بود و به علاوه به قدری مشهور و معروف و [[متواتر]] بود که گویی [[پیامبر]] با چشم مبارکش آن را [[مشاهده]] کرده بود، و جمعی از معاصران [[پیامبر]] مسلماً آن را با چشم خود دیده بودند. تعبیر به “اصحاب الفیل” به خاطر همان چند فیلی است که آنها با خود از [[یمن]] آورده بودند، تا [[مخالفان]] را مرعوب ساخته و شترها و اسبها از [[مشاهده]] آن رم کنند و در میدان [[جنگ]] نمانند. | ||
===[[عبرت]] از [[رفتار]] [[عالمان]] و دانایان از [[اهل کتاب]]=== | === [[عبرت]] از [[رفتار]] [[عالمان]] و دانایان از [[اهل کتاب]] === | ||
منظور از [[عبرت]] از [[رفتار]] [[عالمان]] توجه به تجربههای [[دینی]] گذشتگان و استفاده معکوس از [[دین]] یعنی خریدن [[گمراهی]] و به [[چاه]] انداختن افراد به جای از [[چاه]] در آوردن و یا نزدیکی به [[قدرت]] و [[جبت و طاغوت]] یا اینکه از خود [[ستایش]] کنند و گویی خود را از [[خطا]] مبرا سازند و گویی هیچ اشتباهی نمیکنند. همه اینها [[عبرت]] برای [[پیامبر]] است که تکرار نشود و در عالم [[اسلام]] که اتفاق نیفتد و [[جامعه]] به [[سرنوشت]] گذشتگان [[مبتلا]] نشود. | منظور از [[عبرت]] از [[رفتار]] [[عالمان]] توجه به تجربههای [[دینی]] گذشتگان و استفاده معکوس از [[دین]] یعنی خریدن [[گمراهی]] و به [[چاه]] انداختن افراد به جای از [[چاه]] در آوردن و یا نزدیکی به [[قدرت]] و [[جبت و طاغوت]] یا اینکه از خود [[ستایش]] کنند و گویی خود را از [[خطا]] مبرا سازند و گویی هیچ اشتباهی نمیکنند. همه اینها [[عبرت]] برای [[پیامبر]] است که تکرار نشود و در عالم [[اسلام]] که اتفاق نیفتد و [[جامعه]] به [[سرنوشت]] گذشتگان [[مبتلا]] نشود. | ||
#{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ وَيُرِيدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِيلَ}}<ref>«آیا به آنان ننگریستهاید که از کتاب (آسمانی) بهرهای (اندک) دارند، خریدار گمراهیاند و میخواهند شما نیز گمراه باشید؟» سوره نساء، آیه ۴۴.</ref>. | #{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ وَيُرِيدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِيلَ}}<ref>«آیا به آنان ننگریستهاید که از کتاب (آسمانی) بهرهای (اندک) دارند، خریدار گمراهیاند و میخواهند شما نیز گمراه باشید؟» سوره نساء، آیه ۴۴.</ref>. | ||
| خط ۷۲: | خط ۷۳: | ||
# [[خداوند]] در [[قرآن]] با تعبیری حاکی از تعجب به [[پیامبر]] خود، خطاب میکند و از [[دانشمندان]] [[منحرف]] [[اهل کتاب]] [[انتقاد]] کرده است؛ چرا که اینان هم خود منحرفاند و هم موجب [[انحراف]] و [[گمراهی]] دیگران میشوند. و میگوید که: آیا ندیدی جمعیتی که بهرهای از [[کتاب آسمانی]] را در [[اختیار]] داشتند، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ}} اما به جای این که با آن، [[هدایت]] و [[سعادت]] برای خود و دیگران بخرند هم برای خود [[گمراهی]] خریدند {{متن قرآن|يَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ}} هم میخواهند شما [[گمراه]] شوید {{متن قرآن|وَيُرِيدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِيلَ}} و به این ترتیب آنچه وسیله [[هدایت]] خود و دیگران بود بر اثر سوء نیّاتشان تبدیل به وسیله [[گمراه]] شدن و [[گمراه کردن]] گشت، چرا که آنها هیچ گاه دنبال [[حقیقت]] نبودند، بلکه به همه چیز با عینک سیاه [[نفاق]] و [[حسد]] و مادیگری مینگریستند؛ | # [[خداوند]] در [[قرآن]] با تعبیری حاکی از تعجب به [[پیامبر]] خود، خطاب میکند و از [[دانشمندان]] [[منحرف]] [[اهل کتاب]] [[انتقاد]] کرده است؛ چرا که اینان هم خود منحرفاند و هم موجب [[انحراف]] و [[گمراهی]] دیگران میشوند. و میگوید که: آیا ندیدی جمعیتی که بهرهای از [[کتاب آسمانی]] را در [[اختیار]] داشتند، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ}} اما به جای این که با آن، [[هدایت]] و [[سعادت]] برای خود و دیگران بخرند هم برای خود [[گمراهی]] خریدند {{متن قرآن|يَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ}} هم میخواهند شما [[گمراه]] شوید {{متن قرآن|وَيُرِيدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِيلَ}} و به این ترتیب آنچه وسیله [[هدایت]] خود و دیگران بود بر اثر سوء نیّاتشان تبدیل به وسیله [[گمراه]] شدن و [[گمراه کردن]] گشت، چرا که آنها هیچ گاه دنبال [[حقیقت]] نبودند، بلکه به همه چیز با عینک سیاه [[نفاق]] و [[حسد]] و مادیگری مینگریستند؛ | ||
# [[خداوند]] [[پیامبر]] را با واژه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} مورد خطاب قرار میدهد درباره انسانهایی که خود را میستایند و [[برتر]] میدانند و انحصار طلبند، خود را [[فرزندان]] [[خدا]] {{متن قرآن|نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ}}<ref>«ما فرزندان خداوند و دوستان اوییم» سوره مائده، آیه ۱۸.</ref> و [[بهشت]] را در انحصار خود و همکیشان خود میدانند {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا}}<ref>«و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمیآید» سوره بقره، آیه ۱۱۱.</ref> ضمن [[نکوهش]] آنها میگوید [[خدا]] درباره [[تزکیه]] وبرتری و [[فضیلت]] [[انسان]] [[قادر]] است اعلام کند که [[قادر]] [[متعال]] است نه [[انسان]] که موجودی ضعیف و از خود به غیر ارادة [[حق]] چیزی ندارد {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ}}<ref>تفسیرالتحریر و التنویر ج۴، ص۱۵۴.</ref>؛ | # [[خداوند]] [[پیامبر]] را با واژه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} مورد خطاب قرار میدهد درباره انسانهایی که خود را میستایند و [[برتر]] میدانند و انحصار طلبند، خود را [[فرزندان]] [[خدا]] {{متن قرآن|نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ}}<ref>«ما فرزندان خداوند و دوستان اوییم» سوره مائده، آیه ۱۸.</ref> و [[بهشت]] را در انحصار خود و همکیشان خود میدانند {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا}}<ref>«و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمیآید» سوره بقره، آیه ۱۱۱.</ref> ضمن [[نکوهش]] آنها میگوید [[خدا]] درباره [[تزکیه]] وبرتری و [[فضیلت]] [[انسان]] [[قادر]] است اعلام کند که [[قادر]] [[متعال]] است نه [[انسان]] که موجودی ضعیف و از خود به غیر ارادة [[حق]] چیزی ندارد {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ}}<ref>تفسیرالتحریر و التنویر ج۴، ص۱۵۴.</ref>؛ | ||
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] نگاه عبرتآمیز او را به یکی دیگر از [[صفات ناپسند]] [[علما]] و [[احبار]] [[یهود]] جلب میکند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} که آنها با انگیزههای [[منفعت]] طلبانه و برای پیشبرد اهدافشان آن چنان سازشکاری با هر جمعیتی نشان میدادند که حتی برای جلب نظر [[بتپرستان]] در برابر بتهای آنها [[سجده]] میکردند و آنچه را که درباره [[عظمت]] [[اسلام]] و [[صفات پیامبر]]{{صل}} دیده یا خوانده بودند زیر پا میگذاشتند، و حتی برای خوشایند [[بتپرستان]] [[آیین]] [[خرافی]] و مملو از ننگ آنها را بر [[اسلام]] ترجیح میدادند، با این که [[اهل کتاب]] بودند و [[قدر]] مشترکشان با [[اسلام]] به مراتب بیش از [[بتپرستان]] بود، لذا [[آیه]] به عنوان تعجب میگوید: آیا ندیدی کسانی را که سهمی از [[کتاب خدا]] داشتند، اما در برابر [[بت]] [[سجده]] کردند و به طغیانگران اظهار [[ایمان]] نمودند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ}} به این هم [[قناعت]] نکردند؛ و درباره [[مشرکان]] میگویند: آنان از کسانی که [[ایمان]] آوردهاند هدایتیافتهترند {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا}}؛ | # [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] نگاه عبرتآمیز او را به یکی دیگر از [[صفات ناپسند]] [[علما]] و [[احبار]] [[یهود]] جلب میکند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} که آنها با انگیزههای [[منفعت]] طلبانه و برای پیشبرد اهدافشان آن چنان سازشکاری با هر جمعیتی نشان میدادند که حتی برای جلب نظر [[بتپرستان]] در برابر بتهای آنها [[سجده]] میکردند و آنچه را که درباره [[عظمت]] [[اسلام]] و [[صفات پیامبر]] {{صل}} دیده یا خوانده بودند زیر پا میگذاشتند، و حتی برای خوشایند [[بتپرستان]] [[آیین]] [[خرافی]] و مملو از ننگ آنها را بر [[اسلام]] ترجیح میدادند، با این که [[اهل کتاب]] بودند و [[قدر]] مشترکشان با [[اسلام]] به مراتب بیش از [[بتپرستان]] بود، لذا [[آیه]] به عنوان تعجب میگوید: آیا ندیدی کسانی را که سهمی از [[کتاب خدا]] داشتند، اما در برابر [[بت]] [[سجده]] کردند و به طغیانگران اظهار [[ایمان]] نمودند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ}} به این هم [[قناعت]] نکردند؛ و درباره [[مشرکان]] میگویند: آنان از کسانی که [[ایمان]] آوردهاند هدایتیافتهترند {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا}}؛ | ||
# [[خداوند]] نگاه پیامبرش را با واژه - وَ تَری - به [[کردار]] گناهآلود و [[نشانههای نفاق]] [[اهل کتاب]] جلب کرده و میفرماید و میبینی که بسیاری از آنان {{متن قرآن|وَتَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ}} در [[گناه]] و [[تجاوز]] و حرامخواریشان، بر یکدیگر پیشی میگیرند {{متن قرآن|يُسَارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ}} یکی از نشانههای [[منافقان]] کفرپیشه آن است که در [[گناه]] و [[ستم]] و [[حرامخواری]] مسابقه میگذارند. آنان هیچ [[شرم]] و حیایی ندارند و با [[افتخار]] به طرف [[گناه]] پیش میروند و بر آن [[اصرار]] دارند؛ یعنی [[سبقت]] گرفتن در [[گناه]] روش و عادت آنها شده و اتفاقی نیست. واقعاً چه بد است آنچه همواره انجام میدادند {{متن قرآن|لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} سیمای غالب [[جامعه]] [[کفرآمیز]] و نفاقآلود، [[سبقت]] در [[فساد]] و [[گناه]] است؛ همانطورکه سیمای [[جامعه]] ایمانی و [[اسلامی]]، [[سبقت]] در نیکیهاست. و چرا علمای ربّانی [[اهل کتاب]] و [[دانشمندان]] [[نیکو]] اثر آنان را از سخنان گناهآلودشان و حرامخواریشان، منع نمیکنند {{متن قرآن|لَوْلَا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ}} واقعاً چه بد است، آنچه را که همواره با [[زیرکی]] انجام میدادند. {{متن قرآن|لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَصْنَعُونَ}}؛ | # [[خداوند]] نگاه پیامبرش را با واژه - وَ تَری - به [[کردار]] گناهآلود و [[نشانههای نفاق]] [[اهل کتاب]] جلب کرده و میفرماید و میبینی که بسیاری از آنان {{متن قرآن|وَتَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ}} در [[گناه]] و [[تجاوز]] و حرامخواریشان، بر یکدیگر پیشی میگیرند {{متن قرآن|يُسَارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ}} یکی از نشانههای [[منافقان]] کفرپیشه آن است که در [[گناه]] و [[ستم]] و [[حرامخواری]] مسابقه میگذارند. آنان هیچ [[شرم]] و حیایی ندارند و با [[افتخار]] به طرف [[گناه]] پیش میروند و بر آن [[اصرار]] دارند؛ یعنی [[سبقت]] گرفتن در [[گناه]] روش و عادت آنها شده و اتفاقی نیست. واقعاً چه بد است آنچه همواره انجام میدادند {{متن قرآن|لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} سیمای غالب [[جامعه]] [[کفرآمیز]] و نفاقآلود، [[سبقت]] در [[فساد]] و [[گناه]] است؛ همانطورکه سیمای [[جامعه]] ایمانی و [[اسلامی]]، [[سبقت]] در نیکیهاست. و چرا علمای ربّانی [[اهل کتاب]] و [[دانشمندان]] [[نیکو]] اثر آنان را از سخنان گناهآلودشان و حرامخواریشان، منع نمیکنند {{متن قرآن|لَوْلَا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ}} واقعاً چه بد است، آنچه را که همواره با [[زیرکی]] انجام میدادند. {{متن قرآن|لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَصْنَعُونَ}}؛ | ||
# [[خداوند]] از [[اهل کتاب]] خبر میدهد که میبینی با [[کافران]] منکر [[خدا]] [[متحد]] میشوند و با شما میجنگند، با این که اگر به کتاب و [[دین]] خودشان [[اعتقاد]] داشتند نباید با [[کفار]] [[متحد]] شوند و [[متحد]] طبیعی آنان [[مسلمانان]] بودند {{متن قرآن|تَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا}}. | # [[خداوند]] از [[اهل کتاب]] خبر میدهد که میبینی با [[کافران]] منکر [[خدا]] [[متحد]] میشوند و با شما میجنگند، با این که اگر به کتاب و [[دین]] خودشان [[اعتقاد]] داشتند نباید با [[کفار]] [[متحد]] شوند و [[متحد]] طبیعی آنان [[مسلمانان]] بودند {{متن قرآن|تَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا}}. | ||
===توجه به [[رفتار]] [[منافقان]] و [[انگیزهها]] [[منفعت]] طلبانه بعضی از [[مسلمانان]]=== | === توجه به [[رفتار]] [[منافقان]] و [[انگیزهها]] [[منفعت]] طلبانه بعضی از [[مسلمانان]] === | ||
منظور [[عبرت]] گرفتن از [[رفتار]] کسانی است که با انگیزههای [[قدرت]] و [[ثروت]] در [[فکر]] [[سازش]] با [[مشرکان]] و یا [[همبستگی]] با [[یهود]] بر علیه [[مسلمانان]] و یا در زمانی [[شعار]] [[جنگ]] و [[دفاع]] میدهند ولی به هنگام وقوع [[دفاع]] از شرکت در آن خود داری میکنند و یا خواهان تأخیر [[نزول | منظور [[عبرت]] گرفتن از [[رفتار]] کسانی است که با انگیزههای [[قدرت]] و [[ثروت]] در [[فکر]] [[سازش]] با [[مشرکان]] و یا [[همبستگی]] با [[یهود]] بر علیه [[مسلمانان]] و یا در زمانی [[شعار]] [[جنگ]] و [[دفاع]] میدهند ولی به هنگام وقوع [[دفاع]] از شرکت در آن خود داری میکنند و یا خواهان تأخیر [[نزول آیات]] [[جهاد]] گردیدهاند. | ||
#{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا}}<ref>«آیا به آن کسان ننگریستهای که گمان میبرند به آنچه به سوی تو و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده است ایمان دارند (اما) بر آنند که داوری (های خود را) نزد طاغوت برند با آنکه به آنان فرمان داده شده است که به آن کفر ورزند و شیطان سر آن دارد که آنان را به گمراهی ژرفی درافکند» سوره نساء، آیه ۶۰.</ref>. | #{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا}}<ref>«آیا به آن کسان ننگریستهای که گمان میبرند به آنچه به سوی تو و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده است ایمان دارند (اما) بر آنند که داوری (های خود را) نزد طاغوت برند با آنکه به آنان فرمان داده شده است که به آن کفر ورزند و شیطان سر آن دارد که آنان را به گمراهی ژرفی درافکند» سوره نساء، آیه ۶۰.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا}}<ref>«آیا به (حال و روز) کسانی ننگریستهای که به آنان گفته شد (چندی) دست (از جنگ) بکشید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید (ولی آنان آرزومند جهاد بودند) و چون بر آنان کارزار مقرر شد ناگهان دستهای از آنان (چنان) از مردم (کافر) ترسیدند چون ترسیدن از خداوند یا فراتر از آن و گفتند: پروردگارا! چرا نبرد را بر ما مقرر کردی؟ چرا زمانی کوتاه ما را مهلت ندادی؟ (به اینان) بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است و سر مویی «۲» بر شما ستم نخواهد رفت» سوره نساء، آیه ۷۷.</ref>. | #{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا}}<ref>«آیا به (حال و روز) کسانی ننگریستهای که به آنان گفته شد (چندی) دست (از جنگ) بکشید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید (ولی آنان آرزومند جهاد بودند) و چون بر آنان کارزار مقرر شد ناگهان دستهای از آنان (چنان) از مردم (کافر) ترسیدند چون ترسیدن از خداوند یا فراتر از آن و گفتند: پروردگارا! چرا نبرد را بر ما مقرر کردی؟ چرا زمانی کوتاه ما را مهلت ندادی؟ (به اینان) بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است و سر مویی «۲» بر شما ستم نخواهد رفت» سوره نساء، آیه ۷۷.</ref>. | ||
| خط ۸۹: | خط ۹۰: | ||
# [[خداوند]] نگاه عبرتآمیز [[پیامبر]] را به رفتارشناسی [[منافقان]] و [[وعده]] دروغین آنان به [[مخالفان]] [[دعوت]] جلب میکند و میگوید: [[منافقان]] سه [[وعده]] به [[یهودیان]] همپیمان خود دادند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ}}، ۱. هر گاه شما را از وطن بیرون کنند ما هم با شما بیرون خواهیم رفت {{متن قرآن|لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ}}؛ ۲. و هرگز سخن هیچکس را درباره شما [[اطاعت]] نخواهیم کرد {{متن قرآن|وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا}}؛ ۳. و اگر با شما [[پیکار]] شود یاریتان خواهیم نمود {{متن قرآن|وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ}} و درآخر [[آیه]]: [[خداوند]] [[شهادت]] میدهد که آنها دروغگویانند {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}. | # [[خداوند]] نگاه عبرتآمیز [[پیامبر]] را به رفتارشناسی [[منافقان]] و [[وعده]] دروغین آنان به [[مخالفان]] [[دعوت]] جلب میکند و میگوید: [[منافقان]] سه [[وعده]] به [[یهودیان]] همپیمان خود دادند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ}}، ۱. هر گاه شما را از وطن بیرون کنند ما هم با شما بیرون خواهیم رفت {{متن قرآن|لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ}}؛ ۲. و هرگز سخن هیچکس را درباره شما [[اطاعت]] نخواهیم کرد {{متن قرآن|وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا}}؛ ۳. و اگر با شما [[پیکار]] شود یاریتان خواهیم نمود {{متن قرآن|وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ}} و درآخر [[آیه]]: [[خداوند]] [[شهادت]] میدهد که آنها دروغگویانند {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}. | ||
===[[عبرت]] از [[رفتار]] انسانهای [[غافل]] و [[گناهکار]]=== | === [[عبرت]] از [[رفتار]] انسانهای [[غافل]] و [[گناهکار]] === | ||
#{{متن قرآن|وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشتهاند میدیدی که میگویند: ای کاش بازمان میگرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمیشمردیم و از مؤمنان میشدیم» سوره انعام، آیه ۲۷.</ref>. | #{{متن قرآن|وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشتهاند میدیدی که میگویند: ای کاش بازمان میگرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمیشمردیم و از مؤمنان میشدیم» سوره انعام، آیه ۲۷.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ}}<ref>«آیا در (کار) کسانی که ناسپاسی را جایگزین نعمت خداوند کردند و قوم خود را به “سرای نابودی” درآوردند ننگریستهای؟» سوره ابراهیم، آیه ۲۸.</ref>. | #{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ}}<ref>«آیا در (کار) کسانی که ناسپاسی را جایگزین نعمت خداوند کردند و قوم خود را به “سرای نابودی” درآوردند ننگریستهای؟» سوره ابراهیم، آیه ۲۸.</ref>. | ||
| خط ۱۰۲: | خط ۱۰۳: | ||
#{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَى ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَيَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَإِذَا جَاءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَيَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمَصِيرُ}}<ref>«آیا به کسانی ننگریستهای که آنان را از رازگویی باز میدارند سپس به آنچه از آن بازداشته شدهاند، باز میگردند و به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر، با هم رازگویی میکنند و چون نزد تو میآیند به گونهای تو را درود میگویند که خداوند آن گونه تو را درود نگفته است و با خویش میگویند: چرا خداوند برای آنچه میگوییم ما را عذاب نمیکند؟ دوزخ، آنان را بس، که به آن در میآیند و این پایانه، بد است» سوره مجادله، آیه ۸.</ref> | #{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَى ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَيَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَإِذَا جَاءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَيَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمَصِيرُ}}<ref>«آیا به کسانی ننگریستهای که آنان را از رازگویی باز میدارند سپس به آنچه از آن بازداشته شدهاند، باز میگردند و به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر، با هم رازگویی میکنند و چون نزد تو میآیند به گونهای تو را درود میگویند که خداوند آن گونه تو را درود نگفته است و با خویش میگویند: چرا خداوند برای آنچه میگوییم ما را عذاب نمیکند؟ دوزخ، آنان را بس، که به آن در میآیند و این پایانه، بد است» سوره مجادله، آیه ۸.</ref> | ||
'''نکته''': [[خداوند]] نگاه عبرتآمیز پیامبرش را با واژه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} به - نجوی - رازگویی آزاردهنده و گناهآلود [[مخالفان]] [[دعوت]] جلب میکند و میگوید: آیا نمیبینی کسانی را که از نجوی منع شدهاند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَى}} سپس به آنچه از آن منع شده بودند باز میگردند {{متن قرآن|ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ}} و برای [[گناه]] {{متن قرآن|وَيَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ}} و تعدّی {{متن قرآن|وَالْعُدْوَانِ}} و نافرمانیِ [[فرستاده خدا]] با یکدیگر نجوی میکنند، {{متن قرآن|وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ}} [[علامه طباطبایی]] مینویسد مقابلهای که در این [[آیه شریفه]] بین [[اثم]] و [[عدوان]] و [[معصیت رسول]] واقع شده، میفهماند که منظور از “اثم” آن قسم اعمالی است که اثر سوء دارد، ولی اثر سوئش از مرتکب آن به دیگران [[تجاوز]] نمیکند، نظیر میگساری و قمار و بینمازی که صرفاً مربوط به [[حق]] اللَّه است. و منظور از کلمه “عدوان” آن [[اعمال]] [[زشتی]] است که ضررش دامنگیر دیگران میشود، و [[گناهان]] مربوط به [[حق الناس]] است که [[مردم]] از آن متضرر و متأذی میشوند. و این دو قسم هر دو از موارد [[معصیت]] اللّه است. و سومی که [[معصیت]] الرسول باشد عبارت است از اعمالی که [[مخالفت]] با [[خدا]] نیست، اعمالی که از نظر [[شرع]] جائز است، و [[رسول خدا]]{{صل}} از طرف [[خدای تعالی]] درباره آنها نه امری فرموده و نه نهیی کرده، | '''نکته''': [[خداوند]] نگاه عبرتآمیز پیامبرش را با واژه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} به - نجوی - رازگویی آزاردهنده و گناهآلود [[مخالفان]] [[دعوت]] جلب میکند و میگوید: آیا نمیبینی کسانی را که از نجوی منع شدهاند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَى}} سپس به آنچه از آن منع شده بودند باز میگردند {{متن قرآن|ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ}} و برای [[گناه]] {{متن قرآن|وَيَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ}} و تعدّی {{متن قرآن|وَالْعُدْوَانِ}} و نافرمانیِ [[فرستاده خدا]] با یکدیگر نجوی میکنند، {{متن قرآن|وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ}} [[علامه طباطبایی]] مینویسد مقابلهای که در این [[آیه شریفه]] بین [[اثم]] و [[عدوان]] و [[معصیت رسول]] واقع شده، میفهماند که منظور از “اثم” آن قسم اعمالی است که اثر سوء دارد، ولی اثر سوئش از مرتکب آن به دیگران [[تجاوز]] نمیکند، نظیر میگساری و قمار و بینمازی که صرفاً مربوط به [[حق]] اللَّه است. و منظور از کلمه “عدوان” آن [[اعمال]] [[زشتی]] است که ضررش دامنگیر دیگران میشود، و [[گناهان]] مربوط به [[حق الناس]] است که [[مردم]] از آن متضرر و متأذی میشوند. و این دو قسم هر دو از موارد [[معصیت]] اللّه است. و سومی که [[معصیت]] الرسول باشد عبارت است از اعمالی که [[مخالفت]] با [[خدا]] نیست، اعمالی که از نظر [[شرع]] جائز است، و [[رسول خدا]] {{صل}} از طرف [[خدای تعالی]] درباره آنها نه امری فرموده و نه نهیی کرده، لکن از طرف خودش و به منظور تأمین [[مصالح]] [[امت]] دستوری صادر فرموده، مانند نجوایی که مشتمل بر [[معصیت خدا]] نیست، لکن [[رسول خدا]] {{صل}} که ولی [[امت]] است، و از خود [[امت]] اختیاراتش در امور مربوط به [[امت]] بیشتر است، [[دستور]] داده که از آن اجتناب ورزند. بنابراین، نجوی دو قسم میتواند باشد، یکی اصل این عمل، صرفنظر از اینکه [[معصیت خدا]] باشد یا نباشد، که [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَى ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ}} مرتکبین آن را [[مذمت]] و [[توبیخ]] میکرد، و میفرمود که [[مسلمین]] از این عمل [[نهی]] شدهاند. – و البته شاید به [[دلیل]] اثرات سوءاجتماعی و ایجاد [[اضطراب]] و تحریک رقابتها و بدگمانیها در [[جامعه]] باشد - و دوم آن نجوایی که مشتمل بر انواعی از [[گناهان]] باشد که [[آیه]] مورد بحث از آن [[نهی]] و مرتکبین آن را [[مذمت]] و [[توبیخ]] میکند، و این مرتکبین عبارتند از [[منافقین]] و بیماردلان از [[مؤمنین]] که بسیار نجوی میکردند، و با این عمل خود [[مؤمنین]] را ناراحت و [[اندوهگین]] میساختند<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۳۲۴.</ref>. | ||
'''نتیجه''': در [[آیات]] فوق این موضوعات درباره این که [[خداوند]] نگاه عبرتآمیز [[پیامبر]] را به رفتارشناسی انسانهای [[غافل]] و [[گناهکار]] و [[عاقبت]] و نتیجه اعمالشان جلب کرده، مطرح گردیده است: | '''نتیجه''': در [[آیات]] فوق این موضوعات درباره این که [[خداوند]] نگاه عبرتآمیز [[پیامبر]] را به رفتارشناسی انسانهای [[غافل]] و [[گناهکار]] و [[عاقبت]] و نتیجه اعمالشان جلب کرده، مطرح گردیده است: | ||
| خط ۱۰۹: | خط ۱۱۰: | ||
# [[خداوند]] نگاه [[پیامبر]] و [[مردم]] را به برخی حوادثی که قبل از [[برپایی قیامت]] اتفاق میافتد جلب کرده و میگوید: “به خاطر بیاورید روزی را که [[نظام]] [[جهان هستی]] به عنوان مقدمهای برای [[نظام]] نوین درهم فرو میریزد کوهها را به حرکت درمیآوریم، {{متن قرآن|وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ}} و همه موانع سطح [[زمین]] از میان میرود، به گونهای که [[زمین]] را صاف و همه چیز را در آن نمایان میبینی {{متن قرآن|وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً}} مجموعه این [[نشانهها]] [[دلیل]] بر آن است که [[جهان]] امروز ما به کلی ویران و دگرگون میشود، کوهها متلاشی میگردد، درختان و بناها فرو میریزد، [[زمین]] صاف و مسطح میشود و سپس [[زلزلهها]] آن را درهم میکوبد، [[آفتاب]] بیفروغ و [[ماه]] بینور و [[ستارگان]] خاموش میگردند، سپس جهانی نو، [[آسمان]] و زمینی تازه بر ویرانههای آن بنا میگردد، و [[زندگی]] نوین [[انسانها]] در آن [[جهان]] نو بنا میشود. بعد اضافه میکند: ما همه آنها را در این هنگام [[محشور]] میکنیم به گونهای که حتی یک نفر را ترک نخواهیم گفت {{متن قرآن|وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا}} به هر حال جمله فوق تأکیدی است بر این [[حقیقت]] که “معاد” یک [[حکم]] عمومی و همگانی است و هیچکس از آن مستثنی نخواهد بود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۴۵۱.</ref> و [[گناهکاران]] [[غافل]] باید به این مسئله توجه کنند؛ | # [[خداوند]] نگاه [[پیامبر]] و [[مردم]] را به برخی حوادثی که قبل از [[برپایی قیامت]] اتفاق میافتد جلب کرده و میگوید: “به خاطر بیاورید روزی را که [[نظام]] [[جهان هستی]] به عنوان مقدمهای برای [[نظام]] نوین درهم فرو میریزد کوهها را به حرکت درمیآوریم، {{متن قرآن|وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ}} و همه موانع سطح [[زمین]] از میان میرود، به گونهای که [[زمین]] را صاف و همه چیز را در آن نمایان میبینی {{متن قرآن|وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً}} مجموعه این [[نشانهها]] [[دلیل]] بر آن است که [[جهان]] امروز ما به کلی ویران و دگرگون میشود، کوهها متلاشی میگردد، درختان و بناها فرو میریزد، [[زمین]] صاف و مسطح میشود و سپس [[زلزلهها]] آن را درهم میکوبد، [[آفتاب]] بیفروغ و [[ماه]] بینور و [[ستارگان]] خاموش میگردند، سپس جهانی نو، [[آسمان]] و زمینی تازه بر ویرانههای آن بنا میگردد، و [[زندگی]] نوین [[انسانها]] در آن [[جهان]] نو بنا میشود. بعد اضافه میکند: ما همه آنها را در این هنگام [[محشور]] میکنیم به گونهای که حتی یک نفر را ترک نخواهیم گفت {{متن قرآن|وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا}} به هر حال جمله فوق تأکیدی است بر این [[حقیقت]] که “معاد” یک [[حکم]] عمومی و همگانی است و هیچکس از آن مستثنی نخواهد بود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۴۵۱.</ref> و [[گناهکاران]] [[غافل]] باید به این مسئله توجه کنند؛ | ||
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] میفرماید آیا ندیدی که ما [[شیاطین]] را به سوی [[کافران]] فرستادیم {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ}} که آنها را در راه غلطشان تحریک بلکه زیر و رو میکند {{متن قرآن|تَؤُزُّهُمْ أَزًّا}} در اینجا کنایه از آن است که [[شیاطین]] آن چنان بر آنها مسلط میشوند که در هر مسیر و به هر شکلی بخواهند آنان را به حرکت در میآورند، و زیر و رو میکنند [[تسلط]] [[شیاطین]] بر [[انسانها]] یک [[تسلط]] اجباری و [[ناآگاه]] نیست، بلکه این [[انسان]] است که به [[شیاطین]] اجازه ورود به درون [[قلب]] و [[جان]] خود میدهد، بند [[بندگی]] آنها را بر گردن مینهد و اطاعتشان را پذیرا میشود، همانگونه که [[قرآن]] میگوید: {{متن قرآن|إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ}}<ref>«چیرگی او تنها بر کسانی است که دوستش میدارند و بر کسانی که به او شرک میورزند» سوره نحل، آیه ۱۰۰.</ref> [[تسلط]] [[شیطان]] تنها بر کسانی است که [[ولایت]] او را پذیرا گشته، و او را [[بت]] و [[معبود]] خود ساختهاند؛ | # [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] میفرماید آیا ندیدی که ما [[شیاطین]] را به سوی [[کافران]] فرستادیم {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ}} که آنها را در راه غلطشان تحریک بلکه زیر و رو میکند {{متن قرآن|تَؤُزُّهُمْ أَزًّا}} در اینجا کنایه از آن است که [[شیاطین]] آن چنان بر آنها مسلط میشوند که در هر مسیر و به هر شکلی بخواهند آنان را به حرکت در میآورند، و زیر و رو میکنند [[تسلط]] [[شیاطین]] بر [[انسانها]] یک [[تسلط]] اجباری و [[ناآگاه]] نیست، بلکه این [[انسان]] است که به [[شیاطین]] اجازه ورود به درون [[قلب]] و [[جان]] خود میدهد، بند [[بندگی]] آنها را بر گردن مینهد و اطاعتشان را پذیرا میشود، همانگونه که [[قرآن]] میگوید: {{متن قرآن|إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ}}<ref>«چیرگی او تنها بر کسانی است که دوستش میدارند و بر کسانی که به او شرک میورزند» سوره نحل، آیه ۱۰۰.</ref> [[تسلط]] [[شیطان]] تنها بر کسانی است که [[ولایت]] او را پذیرا گشته، و او را [[بت]] و [[معبود]] خود ساختهاند؛ | ||
# [[خداوند]] [[پیامبر]]{{صل}} را مخاطب ساخته میگوید: آیا ندیدی تمام کسانی که در [[آسمانها]] و تمام کسانی که در [[زمین]] هستند برای [[خدا]] [[سجده]] میکنند، و [[خورشید و ماه]] و [[ستارگان]] و کوهها و درختان و جنبندگان {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ}} و نیز بسیاری از [[مردم]] برای او [[سجده]] میکنند، در حالی که بسیاری دیگر ابا دارند و مستحق عذابند {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ}} [[علامه طباطبایی]] میگوید: اینکه در [[آیه]] مورد بحث [[سجده]] را به غیر عقلا از قبیل [[خورشید و ماه]] و [[ستارگان]] و کوهها نسبت داده، خود [[دلیل]] بر این است که مراد از آن، [[سجده]] [[تکوینی]] است، نه [[سجده]] [[تشریعی]] و تکلیفی. و [[سجده]] [[تکوینی]] عبارت است از تذلل و اظهار کوچکی در مقابل [[عزت]] و کبریایی خدای عز و جل، و در تحت [[قهر]] و [[سلطنت]] او. و در جمله {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ}}با جمله قبلی {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ}} مقابله افتاده و این مقابله میرساند که معنای آن این است که مقصود از آن بسیاری که [[عذاب]] بر آنان حتمی شده کسانی هستند که از [[سجده]] سر میتابند، چیزی که هست اثر [[سرپیچی]] که همان [[عذاب]] است در جای خود آن ذکر شده، و اگر ثبوت [[عذاب]] در جای خودداری از [[سجده]] ذکر شده، برای این است که دلالت کند بر اینکه این [[عذاب]] عین همان [[عمل ]]ایشان است، که به صورت [[عذاب]] به ایشان بر میگردد. و نیز برای این است که زمینه را برای جمله بعدی که میفرماید {{متن قرآن|وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ}} فراهم سازد، چون جمله مذکور دلالت میکند بر اینکه ثبوت [[عذاب]] برای آنان به دنبال [[سرپیچی]] آنان از [[سجده]]، [[خواری]] و [[ذلت]] است که دیگر دنبالش [[کرامت]] و خیری نخواهد بود. پس [[امتناع]] آنان از [[سجود]]، به [[مشیت]] [[خدا]] [[عذاب]] را برای ایشان به دنبال دارد، و آن [[عذاب]] هم عبارت است از [[خواری]] و ذلتی که بعد از آن کرامتی تا ابد نخواهد بود<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۵۰۷.</ref>؛ | # [[خداوند]] [[پیامبر]] {{صل}} را مخاطب ساخته میگوید: آیا ندیدی تمام کسانی که در [[آسمانها]] و تمام کسانی که در [[زمین]] هستند برای [[خدا]] [[سجده]] میکنند، و [[خورشید و ماه]] و [[ستارگان]] و کوهها و درختان و جنبندگان {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ}} و نیز بسیاری از [[مردم]] برای او [[سجده]] میکنند، در حالی که بسیاری دیگر ابا دارند و مستحق عذابند {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ}} [[علامه طباطبایی]] میگوید: اینکه در [[آیه]] مورد بحث [[سجده]] را به غیر عقلا از قبیل [[خورشید و ماه]] و [[ستارگان]] و کوهها نسبت داده، خود [[دلیل]] بر این است که مراد از آن، [[سجده]] [[تکوینی]] است، نه [[سجده]] [[تشریعی]] و تکلیفی. و [[سجده]] [[تکوینی]] عبارت است از تذلل و اظهار کوچکی در مقابل [[عزت]] و کبریایی خدای عز و جل، و در تحت [[قهر]] و [[سلطنت]] او. و در جمله {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ}}با جمله قبلی {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ}} مقابله افتاده و این مقابله میرساند که معنای آن این است که مقصود از آن بسیاری که [[عذاب]] بر آنان حتمی شده کسانی هستند که از [[سجده]] سر میتابند، چیزی که هست اثر [[سرپیچی]] که همان [[عذاب]] است در جای خود آن ذکر شده، و اگر ثبوت [[عذاب]] در جای خودداری از [[سجده]] ذکر شده، برای این است که دلالت کند بر اینکه این [[عذاب]] عین همان [[عمل]]ایشان است، که به صورت [[عذاب]] به ایشان بر میگردد. و نیز برای این است که زمینه را برای جمله بعدی که میفرماید {{متن قرآن|وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ}} فراهم سازد، چون جمله مذکور دلالت میکند بر اینکه ثبوت [[عذاب]] برای آنان به دنبال [[سرپیچی]] آنان از [[سجده]]، [[خواری]] و [[ذلت]] است که دیگر دنبالش [[کرامت]] و خیری نخواهد بود. پس [[امتناع]] آنان از [[سجود]]، به [[مشیت]] [[خدا]] [[عذاب]] را برای ایشان به دنبال دارد، و آن [[عذاب]] هم عبارت است از [[خواری]] و ذلتی که بعد از آن کرامتی تا ابد نخواهد بود<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۵۰۷.</ref>؛ | ||
#برای رد [[اتهام]] [[مخالفان]] [[دعوت]] مبنی بر شاعر بودن [[پیامبر]] و [[شعر]] بودن [[قرآن]] بر ویژگی منفی [[شاعران]] [[دست]] میگذارد و خطاب به [[پیامبر]] میگوید {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ}} - واژه یهیمون - از “هام” یهیم هیمانا است - و این واژه به معنای آن است که کسی پیش روی خود را بگیرد و برود، و مراد از هیمان در هر وادی، افسار گسیختگی آنان در [[سخن گفتن]] | # برای رد [[اتهام]] [[مخالفان]] [[دعوت]] مبنی بر شاعر بودن [[پیامبر]] و [[شعر]] بودن [[قرآن]] بر ویژگی منفی [[شاعران]] [[دست]] میگذارد و خطاب به [[پیامبر]] میگوید {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ}} - واژه یهیمون - از “هام” یهیم هیمانا است - و این واژه به معنای آن است که کسی پیش روی خود را بگیرد و برود، و مراد از هیمان در هر وادی، افسار گسیختگی آنان در [[سخن گفتن]] است - آیا نمیبینی آنها [[غرق]] پندارها و تشبیهات شاعرانه خویشند، حتی هنگامی که قافیهها آنها را به این سمت و آن سمت بکشاند، در هر وادی سرگردان میشوند. آنها غالباً در بند [[منطق]] و [[استدلال]] نیستند، و اشعارشان از هیجاناتشان تراوش میکند، و این هیجانات و جهشهای خیالی هر زمان، آنان را به وادی دیگری سوق میدهد. هنگامی که از کسی [[راضی]] و [[خشنود]] شوند او را با مدائح خود به اوج [[آسمانها]] میبرند، هر چند مستحق قعر [[زمین]] باشد، و از او [[فرشته]] [[زیبایی]] میسازند هر چند [[شیطان]] باشد! و هنگامی که از کسی برنجند چنان به هجو او میپردازند که گویی میخواهند به اسفل السافلینش بکشانند، هر چند موجودی آسمانی و [[پاک]] باشد. آیا محتوای حساب شده [[قرآن]] با زمینههای [[فکری]] [[شاعران]]، مخصوصاً با [[شاعران]] آن محیط که کاری جز وصف شراب و [[جمال]] [[معشوق]] و خط [[یار]] و [[مدح]] قبیلههای مورد نظر و [[ذم]] و هجو [[دشمنان]] نداشتند، هیچ شباهتی دارد. البته [[قرآن]] شعرای [[متعهد]] و مقاوم در برابر [[ستمگران]] را استسنا کرده و درآیه ۲۲۷ شعرا میگوید {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا...}}<ref>«جز آنان که ایمان دارند و کارهای شایسته انجام میدهند و خداوند را بسیار یاد میکنند.».. سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> مگر شاعرانی که [[هدف]] آنها تنها [[شعر]] نیست، بلکه در [[شعر]]، هدفهای [[الهی]] [[انسانی]] میجویند، شاعرانی که [[غرق]] در اشعار نمیشوند و [[غافل]] از [[خدا]]، بلکه “خدا را بسیار یاد میکنند” و اشعارشان [[مردم]] را به [[یاد خدا]] وا میدارد {{متن قرآن|وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا}}<ref>«و خداوند را بسیار یاد میکنند» سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> و به هنگامی که مورد [[ستم]] قرار میگیرند، از این ذوق خویش، برای [[دفاع]] از خویشتن و [[مؤمنان]] به پا میخیزند {{متن قرآن|وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا}}<ref>«و پس از آنکه ستم دیده باشند داد میستانند» سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> و اگر به هجو و [[ذم]] گروهی با اشعارشان میپردازند، به خاطر این است که از [[حق]] در برابر حمله و [[هجوم]] شعری آنان [[دفاع]] میکنند؛ | ||
# [[خداوند]] به [[پیامبر]] میگوید آیا میبینی {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} [[سرنوشت]] ستیزه جویان [[مغرور]] که در [[آیات الهی]] به [[مجادله]] برمیخیزند، و در برابر دلائل [[نبوت]] و محتوای [[دعوت]] [[انبیا]] سر [[تسلیم]] فرود نمیآورند، چگونه از راه [[حق]] [[منحرف]] میگردند {{متن قرآن|إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ}} این [[مجادله]] و گفتگوهای توأم با [[لجاجت]] و عناد، این تقلیدهای [[کورکورانه]] و تعصبهای بیپایه سبب میشود که آنها از [[صراط مستقیم]] به [[بیراهه]] کشیده شوند، چرا که حقایق تنها در پرتو [[روح]] [[حقجویی]] آشکار میگردد. در [[حقیقت]] بیان این مطلب در صورت یک استفهام تعجبآمیز از شخص [[پیامبر]] بیانگر این است که هر [[انسان]] بیطرفی به وضع آنها نگاه کند از [[انحراف]] آنها در شگفتی فرو میرود که با این همه [[آیات]] و نشانههای روشن چگونه [[حق]] را نمیبینند؛ | # [[خداوند]] به [[پیامبر]] میگوید آیا میبینی {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} [[سرنوشت]] ستیزه جویان [[مغرور]] که در [[آیات الهی]] به [[مجادله]] برمیخیزند، و در برابر دلائل [[نبوت]] و محتوای [[دعوت]] [[انبیا]] سر [[تسلیم]] فرود نمیآورند، چگونه از راه [[حق]] [[منحرف]] میگردند {{متن قرآن|إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ}} این [[مجادله]] و گفتگوهای توأم با [[لجاجت]] و عناد، این تقلیدهای [[کورکورانه]] و تعصبهای بیپایه سبب میشود که آنها از [[صراط مستقیم]] به [[بیراهه]] کشیده شوند، چرا که حقایق تنها در پرتو [[روح]] [[حقجویی]] آشکار میگردد. در [[حقیقت]] بیان این مطلب در صورت یک استفهام تعجبآمیز از شخص [[پیامبر]] بیانگر این است که هر [[انسان]] بیطرفی به وضع آنها نگاه کند از [[انحراف]] آنها در شگفتی فرو میرود که با این همه [[آیات]] و نشانههای روشن چگونه [[حق]] را نمیبینند؛ | ||
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] میگوید انفاقکنندگان در [[راه خدا]] و قرضالحسنهدهندگان را در [[روز قیامت]] میبینی {{متن قرآن|يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ}} دارندگان [[ایمان به خدا]] از مرد و [[زن]] نورشان پیشاپیش جلوتر از آنان و بدان سوی که [[سعادت]] آنان آنجاست میدود {{متن قرآن|يَسْعَى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ}} در روزی که مردان و [[زنان]] با [[ایمان]] را مینگری که نورشان در پیش رو و در سمت راستشان به سرعت حرکت میکند منظور از “نور” تجسّم [[نور]] [[ایمان]] است، چرا که در آن روز [[عقائد]] و [[اعمال انسانها]] تجسم مییابد، [[ایمان]] که همان [[نور هدایت]] است به صورت روشنائی و [[نور]] ظاهری مجسم میگردد، و [[کفر]] که [[تاریکی]] مطلق است، به صورت [[ظلمت]] ظاهری مجسم میگردد. اینجاست که به [[احترام]] آنها این ندا از [[فرشتگان]] بر میخیزد: “بشارت باد بر شما امروز، به باغهایی از [[بهشت]] که نهرها زیر درختان آن جاری است” {{متن قرآن|بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ}} [[علامه طباطبایی]] میگوید: این [[آیه شریفه]] مطلق است، شامل [[مؤمنین]] هر امتی میشود، و اختصاصی به [[امت اسلام]] ندارد، و اگر از “تابیدن نور” تعبیر به “سعی و دویدن” کرده، برای این بود که اشاره کرده باشد به اینکه چنین کسانی به سوی درجاتی از [[بهشت]] که [[خداوند]] برایشان تهیه دیده میشتابند، در حالی که هر لحظه و یکی پس از دیگری درجات و جهات [[سعادت]] و [[مقامات]] [[قرب]] برایشان روشن میگردد، تا جایی که دیگر نورشان به حد تمام و کمال برسد<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۲۷۲.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۱۶۸-۱۹۲.</ref>. | # [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] میگوید انفاقکنندگان در [[راه خدا]] و قرضالحسنهدهندگان را در [[روز قیامت]] میبینی {{متن قرآن|يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ}} دارندگان [[ایمان به خدا]] از مرد و [[زن]] نورشان پیشاپیش جلوتر از آنان و بدان سوی که [[سعادت]] آنان آنجاست میدود {{متن قرآن|يَسْعَى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ}} در روزی که مردان و [[زنان]] با [[ایمان]] را مینگری که نورشان در پیش رو و در سمت راستشان به سرعت حرکت میکند منظور از “نور” تجسّم [[نور]] [[ایمان]] است، چرا که در آن روز [[عقائد]] و [[اعمال انسانها]] تجسم مییابد، [[ایمان]] که همان [[نور هدایت]] است به صورت روشنائی و [[نور]] ظاهری مجسم میگردد، و [[کفر]] که [[تاریکی]] مطلق است، به صورت [[ظلمت]] ظاهری مجسم میگردد. اینجاست که به [[احترام]] آنها این ندا از [[فرشتگان]] بر میخیزد: “بشارت باد بر شما امروز، به باغهایی از [[بهشت]] که نهرها زیر درختان آن جاری است” {{متن قرآن|بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ}} [[علامه طباطبایی]] میگوید: این [[آیه شریفه]] مطلق است، شامل [[مؤمنین]] هر امتی میشود، و اختصاصی به [[امت اسلام]] ندارد، و اگر از “تابیدن نور” تعبیر به “سعی و دویدن” کرده، برای این بود که اشاره کرده باشد به اینکه چنین کسانی به سوی درجاتی از [[بهشت]] که [[خداوند]] برایشان تهیه دیده میشتابند، در حالی که هر لحظه و یکی پس از دیگری درجات و جهات [[سعادت]] و [[مقامات]] [[قرب]] برایشان روشن میگردد، تا جایی که دیگر نورشان به حد تمام و کمال برسد<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۲۷۲.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۱۶۸-۱۹۲.</ref>. | ||
== | == منابع == | ||
{{منابع}} | |||
* [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۱''']] | * [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۱''']] | ||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:عبرت]] | [[رده:عبرت]] | ||