بنیغفار در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-\n{{امامت}} +{{امامت}})) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
==[[اسلام]] غفار== | ==[[اسلام]] غفار== | ||
غفاریها از همان آغاز با [[بعثت]] [[رسول خدا]]{{صل}} در [[مکه]] آشنا شدند. وجود [[ابوذر]] به عنوان چهارمین یا پنجمین [[مسلمان]] <ref>المعجم الکبیر، ج ۶، ص ۱۲۶؛ تاریخ دمشق، ج ۲۰، ص ۳۸۴.</ref> و بازگشت او به میان قبیلهاش و [[تبلیغ]] اسلام در نزد آنان <ref> الطبقات، ج ۴، ص ۲۲۰ـ۲۲۵.</ref> خود دلیلی بر این ادعاست؛ اما در خصوص اسلام غفاریان، به جز معدودی که در دوران مکی یا اوایل [[هجرت]]، مسلمان شدند [[روایات]] مختلف است. برخی | غفاریها از همان آغاز با [[بعثت]] [[رسول خدا]]{{صل}} در [[مکه]] آشنا شدند. وجود [[ابوذر]] به عنوان چهارمین یا پنجمین [[مسلمان]] <ref>المعجم الکبیر، ج ۶، ص ۱۲۶؛ تاریخ دمشق، ج ۲۰، ص ۳۸۴.</ref> و بازگشت او به میان قبیلهاش و [[تبلیغ]] اسلام در نزد آنان <ref> الطبقات، ج ۴، ص ۲۲۰ـ۲۲۵.</ref> خود دلیلی بر این ادعاست؛ اما در خصوص اسلام غفاریان، به جز معدودی که در دوران مکی یا اوایل [[هجرت]]، مسلمان شدند [[روایات]] مختلف است. برخی گزارشها به اسلام [[ایماء بن رحضه غفاری]] بزرگ، [[خطیب]] و [[امام]] غفار به همراه نیمی از قبیلهاش پیش از هجرت اشاره دارند.<ref>اسد الغابه، ج ۱، ص ۱۶۰؛ الاصابه، ج ۱، ص ۲۸۴، ۳۱۵؛ ج ۸، ص ۳۸۷.</ref> در مقابل، گزارشی حاکی از [[تصمیم]] ایماء یا پسرش [[خفاف]] برای [[یاری رساندن]] [[قریش]] در [[بدر]] به همراه مردان [[جنگی]] خود بر ضد [[پیامبر]]{{صل}} است.<ref>المغازی، ج ۱، ص ۶۰؛ ر.ک: سیرة النبی{{صل}}، ج ۲، ص ۴۵۳؛ انسابالاشراف، ج ۱۱، ص ۱۲۸.</ref> بر پایه خبر [[ابن اسحاق]] <ref>سیرة النبی{{صل}}، ج ۲، ص ۴۴۶ ـ ۴۴۷.</ref> تیرههای بنونار و بنوحراق از غفاریها دستکم تا [[زمان]] [[جنگ بدر]] [[مسلمان]] نبودند، چنانکه [[رسول خدا]]{{صل}} به هنگام حرکت به سوی بدر به نامهای [[زشت]] <ref>ر.ک: سبل الهدی، ج ۴، ص ۷۹.</ref> این دو تیره و دو [[کوه]] آنان مُسْلِح و مخرئ تفأل زد و با [[پرهیز]] از ورود به مناطق آنان، [[راه]] دیگری را برگزید تا به ذَفِران رسید و از آنجا به بدر رفت.<ref>معجم ما استعجم، ج ۴، ص ۱۲۲۷.</ref> | ||
[[روایت]] [[طبرانی]] <ref>الاحادیث الطوال، ص ۲۳.</ref> نیز [[گواه]] [[اسلام آوردن]] [[غفار]] در [[مدینه]] است. [[نامه]] رسول خدا{{صل}} در سال دوم و در پی [[غزوه سَفَوان]] (واقع در نواحی بدر)<ref> المحبر، ص ۱۱۱.</ref> به بنوغفار <ref> الطبقات، ج ۱، ص ۲۷۴.</ref> نیز نامسلمانی غفار را تا آن زمان و احتمال [[همکاری]] آنان را با [[دشمنان اسلام]] نشان میدهد. برخی زمان [[نوشتن]] نامه را پس از سال هفتم ذکر کردهاند.<ref>مکاتیب الرسول{{صل}}، ج ۳، ص ۲۵۸.</ref> پیش از [[غزوه احد]] <ref>دلائل النبوه، ج ۳، ص ۱۹۳.</ref> (سال سوم) یا [[خندق]] <ref>تاریخ الاسلام، ج ۲، ص ۱۵۹؛ تاریخ المدینه، ج ۲، ص ۴۵۲ ـ ۴۵۳.</ref> (سالپنجم) برخی از بزرگان [[یهود]] [[بنینضیر]] برای جلب [[حمایت]] قریش در [[حمله]] به مدینه با بزرگان [[مکه]] [[ملاقات]] کردند. مکیان ضمن برشمردن صفات نیکوی خود، [[پیروان]] پیامبر{{صل}} را دزدان بنیغفار معرفی و از بزرگان یهود درباره [[برتری]] هریک از [[آیین اسلام]] و [[آیین]] [[بت پرستی]] قریش نظرخواهی کردند. [[یهودیان]] یاد شده آیین مکیان را [[برتر]] دانستند. [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا}}<ref>«آیا به کسانی که بهرهای (اندک) از کتاب آسمانی داده شده است ننگریستهای (که چگونه) به «جبت» و «طاغوت» ایمان دارند و درباره کافران میگویند که اینان رهیافتهتر از مؤمنانند؟!» سوره نساء، آیه ۵۱.</ref> که در این خصوص نازل شده به این گفت و گو اشاره دارد. [[خداوند]] در این [[آیه]] این [[یهودیان]] را [[مؤمنان]] به [[بت]] و [[طاغوت]] معرفی کرده است. بنابر [[روایت]] [[عکرمه]] منظور از [[مؤمنین]] در آیه مجموعههایی از جمله بنیغفارند که یهودیان، [[قریش]] را بر ایشان ترجیح دادهاند.<ref>المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص ۲۰۱؛ التبیان، ج ۳، ص ۲۲۴.</ref> برخی [[نزول آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ}}<ref>«بیگمان (دشمن) سرزنشگر تو خود بیپساوند است» سوره کوثر، آیه ۳.</ref> را نیز به این رخداد مرتبط دانستهاند؛<ref>تفسیرابن ابی حاتم، ج ۳، ص ۹۷۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۵۲۵؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۳۰۶.</ref> اما این دو گزارش نیز نمیتواند به [[تنهایی]] به [[اسلام]] [[غفار]] تا قبل از [[غزوه احزاب]] ([[خندق]]) دلالت داشته باشد، زیرا مطرح کردن [[پیروی]] غفار از [[دولت]] [[مدینه]]، شاید با [[هدف]] [[تخریب]] چهره [[حضرت]] صورت گرفته و تنها میتواند مؤید اسلام برخی از غفاریان باشد، به خصوص آنکه برخی گزارشها از اسلام ایماء بن رحضه | [[روایت]] [[طبرانی]] <ref>الاحادیث الطوال، ص ۲۳.</ref> نیز [[گواه]] [[اسلام آوردن]] [[غفار]] در [[مدینه]] است. [[نامه]] رسول خدا{{صل}} در سال دوم و در پی [[غزوه سَفَوان]] (واقع در نواحی بدر)<ref> المحبر، ص ۱۱۱.</ref> به بنوغفار <ref> الطبقات، ج ۱، ص ۲۷۴.</ref> نیز نامسلمانی غفار را تا آن زمان و احتمال [[همکاری]] آنان را با [[دشمنان اسلام]] نشان میدهد. برخی زمان [[نوشتن]] نامه را پس از سال هفتم ذکر کردهاند.<ref>مکاتیب الرسول{{صل}}، ج ۳، ص ۲۵۸.</ref> پیش از [[غزوه احد]] <ref>دلائل النبوه، ج ۳، ص ۱۹۳.</ref> (سال سوم) یا [[خندق]] <ref>تاریخ الاسلام، ج ۲، ص ۱۵۹؛ تاریخ المدینه، ج ۲، ص ۴۵۲ ـ ۴۵۳.</ref> (سالپنجم) برخی از بزرگان [[یهود]] [[بنینضیر]] برای جلب [[حمایت]] قریش در [[حمله]] به مدینه با بزرگان [[مکه]] [[ملاقات]] کردند. مکیان ضمن برشمردن صفات نیکوی خود، [[پیروان]] پیامبر{{صل}} را دزدان بنیغفار معرفی و از بزرگان یهود درباره [[برتری]] هریک از [[آیین اسلام]] و [[آیین]] [[بت پرستی]] قریش نظرخواهی کردند. [[یهودیان]] یاد شده آیین مکیان را [[برتر]] دانستند. [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا}}<ref>«آیا به کسانی که بهرهای (اندک) از کتاب آسمانی داده شده است ننگریستهای (که چگونه) به «جبت» و «طاغوت» ایمان دارند و درباره کافران میگویند که اینان رهیافتهتر از مؤمنانند؟!» سوره نساء، آیه ۵۱.</ref> که در این خصوص نازل شده به این گفت و گو اشاره دارد. [[خداوند]] در این [[آیه]] این [[یهودیان]] را [[مؤمنان]] به [[بت]] و [[طاغوت]] معرفی کرده است. بنابر [[روایت]] [[عکرمه]] منظور از [[مؤمنین]] در آیه مجموعههایی از جمله بنیغفارند که یهودیان، [[قریش]] را بر ایشان ترجیح دادهاند.<ref>المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص ۲۰۱؛ التبیان، ج ۳، ص ۲۲۴.</ref> برخی [[نزول آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ}}<ref>«بیگمان (دشمن) سرزنشگر تو خود بیپساوند است» سوره کوثر، آیه ۳.</ref> را نیز به این رخداد مرتبط دانستهاند؛<ref>تفسیرابن ابی حاتم، ج ۳، ص ۹۷۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۵۲۵؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۳۰۶.</ref> اما این دو گزارش نیز نمیتواند به [[تنهایی]] به [[اسلام]] [[غفار]] تا قبل از [[غزوه احزاب]] ([[خندق]]) دلالت داشته باشد، زیرا مطرح کردن [[پیروی]] غفار از [[دولت]] [[مدینه]]، شاید با [[هدف]] [[تخریب]] چهره [[حضرت]] صورت گرفته و تنها میتواند مؤید اسلام برخی از غفاریان باشد، به خصوص آنکه برخی گزارشها از اسلام [[ایماء بن رحضه غفاری]] (از بزرگان غفار) اندکی قبل از [[حدیبیه]] در سال ششم خبر دادهاند.<ref>انساب الاشراف، ج ۱۱، ص ۱۲۸؛ اسدالغابه، ج ۱، ص ۱۶۰.</ref> پس از [[صلح حدیبیه]]، که به موجب آن [[مسلمانان]] [[متعهد]] شده بودند که از آن پس تازه مسلمانانی را که به یثرب [[پناه]] میبرند به [[مکه]] باز گردانند، [[پیامبر]]{{صل}} [[ابوبصیر]] نومسلمان را به مکه بازگرداند؛ اما وی گریخت و در مناطق بیابانی میان مکه و مدینه ماند. ۳۰۰ تن از غفاریان [[مسلمان]] همراه وی شدند و بر ضدّ قریش اقداماتی انجام دادند.<ref>دلائل النبوه، ج ۴، ص ۱۷۳؛ اعلام الوری، ص ۱۰۶ ـ ۱۰۷؛ تاریخ دمشق، ج ۲۵، ص ۳۰۰.</ref> این گزارش نیز احتمال [[اسلام آوردن]] غفار را در دوره [[مدنی]] و پیش از صلح حدیبیه تقویت میکند. | ||
در خصوص نحوه اسلام غفار آمده است که آنان گرفتار [[خشکسالی]] شده، برای تهیه خوراکی، به مدینه آمدند و در [[ملاقات]] با [[رسول خدا]]{{صل}} خود را [[غفاری]] و بر [[آیین]] صابئی معرفی کرده، تصریح کردند که [[مسلمان]] نیستند. [[پیامبر]]{{صل}} در پایان آن [[روز]] [[فرمان]] داد [[مردم]] از غفاریها [[پذیرایی]] کنند. صبح روز بعد همگی آنان به [[مسجد]] [[مدینه]] آمده، مسلمان شدند <ref> اکرام الضیف، ص ۴۲.</ref> | در خصوص نحوه اسلام غفار آمده است که آنان گرفتار [[خشکسالی]] شده، برای تهیه خوراکی، به مدینه آمدند و در [[ملاقات]] با [[رسول خدا]]{{صل}} خود را [[غفاری]] و بر [[آیین]] صابئی معرفی کرده، تصریح کردند که [[مسلمان]] نیستند. [[پیامبر]]{{صل}} در پایان آن [[روز]] [[فرمان]] داد [[مردم]] از غفاریها [[پذیرایی]] کنند. صبح روز بعد همگی آنان به [[مسجد]] [[مدینه]] آمده، مسلمان شدند <ref> اکرام الضیف، ص ۴۲.</ref> | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
[[رسول خدا]]{{صل}} در [[سال ششم هجری]] قصد [[عمره]] کرد و برای فزونی جمعیت، قبایلی از جمله [[غفار]] را فراخواند. برخی از [[منافقان]] [[غفاری]] با بهانه کردن بیسرپرستی [[خانواده]] و نخلستانهایشان، [[تخلف]] کرده، عذر آوردند. [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«بیگمان آنان که با تو بیعت میکنند جز این نیست که با خداوند بیعت میکنند؛ دست خداوند بالای دستهای آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش میشکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref> در این باره نازل شد. [[خداوند]] در این آیه از [[نیّت]] [[قلبی]] آنان خبر میدهد و گفتهها و ادعاهای آنان را با اعتقادشان یکی نمیداند.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۱۸۹ ـ ۱۹۰.</ref> همچنین آمده است که برخی از غفاریان در [[غزوه خیبر]] (در سال هفتم) [[پیامبر]] را [[یاری]] دادند <ref>المغازی، ج ۲، ص ۶۶۴؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۳۴۲.</ref> و [[عمارة بن عقبه غفاری]] در این [[نبرد]] به [[شهادت]] رسید <ref>المغازی، ج ۲، ص ۷۰۰.</ref> و غفار از [[غنایم]] [[خیبر]] بهره برد.<ref> السیرة النبویه، ج ۳، ص ۳۵۰ - ۳۵۱.</ref> این در حالی بود که برخی از [[قریش]] [[پیروزی]] [[یهود]] را با [[همکاری]] غفار و دیگر همپیمانان ایشان [[پیش بینی]] میکردند.<ref> المغازی، ج ۲، ص ۷۰۲.</ref> | [[رسول خدا]]{{صل}} در [[سال ششم هجری]] قصد [[عمره]] کرد و برای فزونی جمعیت، قبایلی از جمله [[غفار]] را فراخواند. برخی از [[منافقان]] [[غفاری]] با بهانه کردن بیسرپرستی [[خانواده]] و نخلستانهایشان، [[تخلف]] کرده، عذر آوردند. [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«بیگمان آنان که با تو بیعت میکنند جز این نیست که با خداوند بیعت میکنند؛ دست خداوند بالای دستهای آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش میشکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref> در این باره نازل شد. [[خداوند]] در این آیه از [[نیّت]] [[قلبی]] آنان خبر میدهد و گفتهها و ادعاهای آنان را با اعتقادشان یکی نمیداند.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۱۸۹ ـ ۱۹۰.</ref> همچنین آمده است که برخی از غفاریان در [[غزوه خیبر]] (در سال هفتم) [[پیامبر]] را [[یاری]] دادند <ref>المغازی، ج ۲، ص ۶۶۴؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۳۴۲.</ref> و [[عمارة بن عقبه غفاری]] در این [[نبرد]] به [[شهادت]] رسید <ref>المغازی، ج ۲، ص ۷۰۰.</ref> و غفار از [[غنایم]] [[خیبر]] بهره برد.<ref> السیرة النبویه، ج ۳، ص ۳۵۰ - ۳۵۱.</ref> این در حالی بود که برخی از [[قریش]] [[پیروزی]] [[یهود]] را با [[همکاری]] غفار و دیگر همپیمانان ایشان [[پیش بینی]] میکردند.<ref> المغازی، ج ۲، ص ۷۰۲.</ref> | ||
پیامبر{{صل}} در سال هشتم ابورُهم را [[مأمور]] فراخوانی غفار برای [[فتح مکه]] کرد <ref>المغازی، ج ۲، ص ۷۹۹.</ref> و آنان به استعداد ۳۰۰ یا ۴۰۰ تن <ref>السیرة النبویه، ج ۴، ص ۴۲۱.</ref> به [[مسلمانان]] پیوستند. [[ابوذر]] (و به قولی [[ | پیامبر{{صل}} در سال هشتم ابورُهم را [[مأمور]] فراخوانی غفار برای [[فتح مکه]] کرد <ref>المغازی، ج ۲، ص ۷۹۹.</ref> و آنان به استعداد ۳۰۰ یا ۴۰۰ تن <ref>السیرة النبویه، ج ۴، ص ۴۲۱.</ref> به [[مسلمانان]] پیوستند. [[ابوذر]] (و به قولی [[ایماء بن رحضه غفاری]]) در این [[غزوه]]، [[پرچم]] غفار را در دست داشت <ref> المغازی، ج ۲، ص ۸۱۹؛ ج ۳، ص ۸۹۶.</ref> و همراه [[خالد بن ولید]] از سمت پایین [[مکه]] وارد آن [[شهر]] شدند.<ref>السیرة النبویه، ج ۴، ص ۴۰۷.</ref> | ||
برخی ضمن گزارش از تخلّف برخی از غفاریان از [[دستور پیامبر]]{{صل}} برای شرکت در فتح مکه آیه {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«بیگمان آنان که با تو بیعت میکنند جز این نیست که با خداوند بیعت میکنند؛ دست خداوند بالای دستهای آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش میشکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref> را در این خصوص ذکر کردهاند.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص ۱۷۸.</ref> | برخی ضمن گزارش از تخلّف برخی از غفاریان از [[دستور پیامبر]]{{صل}} برای شرکت در فتح مکه آیه {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«بیگمان آنان که با تو بیعت میکنند جز این نیست که با خداوند بیعت میکنند؛ دست خداوند بالای دستهای آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش میشکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref> را در این خصوص ذکر کردهاند.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص ۱۷۸.</ref> | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
ابوذر از [[نخستین مسلمانان]] و از ارکان اربعه [[شیعه]] و همسرش [[لیلی]] (به قولی [[امیه]]، امه یا [[آمنه]]) دختر ابوصلت <ref>تهذیب التهذیب، ج ۲۱، ص ۳۵۲.</ref> در شمار [[راویان حدیث]] [[نبوی]] بودند. از دیگر [[محدثان]] میتوان به [[ابو الاحوص]]،<ref>میزان الاعتدال، ج ۴،ص ۴۸۷؛ التاریخ الکبیر، ج ۹، ص ۷.</ref> [[ابو حازم تمار]]،<ref>مشاهیر، ص ۱۲۹؛ تهذیب التهذیب، ج ۲۱، ص ۵۶.</ref> [[ابوالغصن ثابت بن قیس]]،<ref>التاریخ الکبیر، ج ۲، ص ۱۶۷؛ الجرح و التعدیل، ج ۲، ص ۴۵۶.</ref> [[صالح بن کیسان]] ([[فقیه]]، [[محدث]]، و استاد [[عمر بن عبد العزیز]])،<ref>الجرح و التعدیل، ج ۴، ص ۴۱۰؛ مشاهیر، ص ۲۱۶.</ref> [[نافع بن عباس]] <ref>الجرح و التعدیل، ج ۸، ص ۴۵۳؛ تهذیب التهذیب، ج ۱۰، ص ۳۶۲.</ref>، [[عمرو بن سعد فدکی]]<ref> التاریخ الکبیر، ج ۶، ص ۳۴۰؛ الجرح و التعدیل، ج ۶، ص ۲۳۶؛ تهذیب الکمال، ج ۲۲،ص ۳۳.</ref> و [[صخر بن اسحاق حجازی]]<ref>تهذیب التهذیب، ج ۴، ص ۳۶۰.</ref> که همگی از [[موالیان]] [[غفاری]] بودند اشاره کرد. | ابوذر از [[نخستین مسلمانان]] و از ارکان اربعه [[شیعه]] و همسرش [[لیلی]] (به قولی [[امیه]]، امه یا [[آمنه]]) دختر ابوصلت <ref>تهذیب التهذیب، ج ۲۱، ص ۳۵۲.</ref> در شمار [[راویان حدیث]] [[نبوی]] بودند. از دیگر [[محدثان]] میتوان به [[ابو الاحوص]]،<ref>میزان الاعتدال، ج ۴،ص ۴۸۷؛ التاریخ الکبیر، ج ۹، ص ۷.</ref> [[ابو حازم تمار]]،<ref>مشاهیر، ص ۱۲۹؛ تهذیب التهذیب، ج ۲۱، ص ۵۶.</ref> [[ابوالغصن ثابت بن قیس]]،<ref>التاریخ الکبیر، ج ۲، ص ۱۶۷؛ الجرح و التعدیل، ج ۲، ص ۴۵۶.</ref> [[صالح بن کیسان]] ([[فقیه]]، [[محدث]]، و استاد [[عمر بن عبد العزیز]])،<ref>الجرح و التعدیل، ج ۴، ص ۴۱۰؛ مشاهیر، ص ۲۱۶.</ref> [[نافع بن عباس]] <ref>الجرح و التعدیل، ج ۸، ص ۴۵۳؛ تهذیب التهذیب، ج ۱۰، ص ۳۶۲.</ref>، [[عمرو بن سعد فدکی]]<ref> التاریخ الکبیر، ج ۶، ص ۳۴۰؛ الجرح و التعدیل، ج ۶، ص ۲۳۶؛ تهذیب الکمال، ج ۲۲،ص ۳۳.</ref> و [[صخر بن اسحاق حجازی]]<ref>تهذیب التهذیب، ج ۴، ص ۳۶۰.</ref> که همگی از [[موالیان]] [[غفاری]] بودند اشاره کرد. | ||
[[ابی اللحم غفاری]] از اشراف و [[شاعران]] [[عصر جاهلی]] و [[اسلام]] و از شهدای [[حنین]] (سالهشتم)، [[ایماء بن رحضه]]، بزرگ و [[نماینده]] غفاریان و به قولی [[پرچمدار]] بنوغفار در [[فتح مکه]]، ابورُهم از [[مهاجران]] و [[سرپرست]] شتران شیری [[رسول خدا]]، و [[مأمور]] فراخوانی غفار برای شرکت در فتح مکه و [[تبوک]] و [[ابوسریحه]] از [[اهل]] صفه و از [[یاران امام]] [[مجتبی]]{{ع}} از دیگر برجستگان غفاری به شمار آمدهاند. | [[ابی اللحم غفاری]] از اشراف و [[شاعران]] [[عصر جاهلی]] و [[اسلام]] و از شهدای [[حنین]] (سالهشتم)، [[ایماء بن رحضه غفاری]]، بزرگ و [[نماینده]] غفاریان و به قولی [[پرچمدار]] بنوغفار در [[فتح مکه]]، ابورُهم از [[مهاجران]] و [[سرپرست]] شتران شیری [[رسول خدا]]، و [[مأمور]] فراخوانی غفار برای شرکت در فتح مکه و [[تبوک]] و [[ابوسریحه]] از [[اهل]] صفه و از [[یاران امام]] [[مجتبی]]{{ع}} از دیگر برجستگان غفاری به شمار آمدهاند. | ||
[[ام شریک]] دختر [[جابر]] <ref>اسد الغابه، ج ۷، ص ۳۳۹؛ الاصابه، ج ۸، ص ۴۱۵.</ref> و [[اسماء دختر نعمان]]<ref>المستدرک، ج ۴، ص ۳۴.</ref> نیز در شمار [[همسران پیامبر]] از تیره غفار نام برده شدهاند.<ref>[[حسین حسینیان مقدم|حسینیان مقدم، حسین]]، [[بنی غفار (مقاله)|مقاله «بنی غفار»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>. | [[ام شریک]] دختر [[جابر]] <ref>اسد الغابه، ج ۷، ص ۳۳۹؛ الاصابه، ج ۸، ص ۴۱۵.</ref> و [[اسماء دختر نعمان]]<ref>المستدرک، ج ۴، ص ۳۴.</ref> نیز در شمار [[همسران پیامبر]] از تیره غفار نام برده شدهاند.<ref>[[حسین حسینیان مقدم|حسینیان مقدم، حسین]]، [[بنی غفار (مقاله)|مقاله «بنی غفار»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>. | ||
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
{{منابع}} | |||
#[[پرونده:000057.jpg|22px]] [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان مقدم، حسین]]، [[بنی غفار (مقاله)|مقاله «بنی غفار»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|''' دائرة المعارف قرآن کریم ج۶''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||