بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{شیعه}} | {{شیعه}} | ||
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[پاسداری از دین]]''' است. "'''تقیه'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[پاسداری از دین]]''' است. "'''تقیه'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۰: | ||
* [[ابوبصیر]] در روایتی صحیح [[نقل]] میکند که عبدالحمید از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[قنوت]] [[نماز جمعه]] سؤال میکند. ایشان ابتدا جواب تقیهای میدهد، وقتی عبدالحمید [[اصرار]] میکند که [[شیعیان]] شما، جز این را میگویند، [[امام]] قبول نمیکند، اما همین که [[امام]] متوجه میشود که دیگران به کار خود مشغولاند، [[حکم]] واقعی را بیان میکند.<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۱۷.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۹۲.</ref> | * [[ابوبصیر]] در روایتی صحیح [[نقل]] میکند که عبدالحمید از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[قنوت]] [[نماز جمعه]] سؤال میکند. ایشان ابتدا جواب تقیهای میدهد، وقتی عبدالحمید [[اصرار]] میکند که [[شیعیان]] شما، جز این را میگویند، [[امام]] قبول نمیکند، اما همین که [[امام]] متوجه میشود که دیگران به کار خود مشغولاند، [[حکم]] واقعی را بیان میکند.<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۱۷.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۹۲.</ref> | ||
*بر اساس شواهد [[تاریخی]]، [[امام]] ترککنندگان تقیه را نیز [[سرزنش]] میکنند؛ چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی معتبر، [[معلی بن خنیس]] را با تأکید فراوان به تقیه سفارش کردند<ref>{{متن حدیث|يَا مُعَلّى، اكْتُمْ أَمْرَنَا، وَ لَا تُذِعْهُ، فَإِنَّهُ مَنْ كَتَمَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يُذِعْهُ، أَعَزَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ جَعَلَهُ نُوراً بَيْنَ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ يَقُودُهُ إِلَى الْجَنَّةِ؛ يَا مُعَلّى، مَنْ أَذَاعَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يَكْتُمْهُ، أَذَلَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ نَزَعَ النُّورَ مِنْ بَيْنِ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَ جَعَلَهُ ظُلْمَةً تَقُودُهُ إِلَى النَّارِ؛ يَا مُعَلّى، إِنَّ التَّقِيَّةَ مِنْ دِينِي وَ دِينِ آبَائِي، وَ لَا دِينَ لِمَنْ لَاتَقِيَّةَ لَهُ، يَا مُعَلّى، إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي السِّرِّ، كَمَا يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي الْعَلَانِيَةِ؛ يَا مُعَلّى، إِنَّ الْمُذِيعَ لِأَمْرِنَا كَالْجَاحِدِ لَه}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۲۳ و ۲۲۴.</ref> با وجود این، معلی سفارش [[امام]] را رعایت نکرده، کشته میشود. [[امام]]{{ع}} پس از شنیدن خبر [[قتل]] وی، بیان کردند که [[انتظار]] این خبر را داشتند و [[ضرر]] [[دشمن]]، کمتر از [[ضرر]] [[دوستی]] است که [[اسرار]] را فاش میکند.<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۳۸۰. و نیز، ر.ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۵۵.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۹۲.</ref>. | *بر اساس شواهد [[تاریخی]]، [[امام]] ترککنندگان تقیه را نیز [[سرزنش]] میکنند؛ چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی معتبر، [[معلی بن خنیس]] را با تأکید فراوان به تقیه سفارش کردند<ref>{{متن حدیث|يَا مُعَلّى، اكْتُمْ أَمْرَنَا، وَ لَا تُذِعْهُ، فَإِنَّهُ مَنْ كَتَمَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يُذِعْهُ، أَعَزَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ جَعَلَهُ نُوراً بَيْنَ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ يَقُودُهُ إِلَى الْجَنَّةِ؛ يَا مُعَلّى، مَنْ أَذَاعَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يَكْتُمْهُ، أَذَلَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ نَزَعَ النُّورَ مِنْ بَيْنِ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَ جَعَلَهُ ظُلْمَةً تَقُودُهُ إِلَى النَّارِ؛ يَا مُعَلّى، إِنَّ التَّقِيَّةَ مِنْ دِينِي وَ دِينِ آبَائِي، وَ لَا دِينَ لِمَنْ لَاتَقِيَّةَ لَهُ، يَا مُعَلّى، إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي السِّرِّ، كَمَا يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي الْعَلَانِيَةِ؛ يَا مُعَلّى، إِنَّ الْمُذِيعَ لِأَمْرِنَا كَالْجَاحِدِ لَه}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۲۳ و ۲۲۴.</ref> با وجود این، معلی سفارش [[امام]] را رعایت نکرده، کشته میشود. [[امام]]{{ع}} پس از شنیدن خبر [[قتل]] وی، بیان کردند که [[انتظار]] این خبر را داشتند و [[ضرر]] [[دشمن]]، کمتر از [[ضرر]] [[دوستی]] است که [[اسرار]] را فاش میکند.<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۳۸۰. و نیز، ر.ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۵۵.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۹۲.</ref>. | ||
در [[نقلی]] آمده است که [[امام کاظم]]{{ع}} به مناسبت [[مرگ]] [[موسی]]، [[برادر]] [[هارون عباسی]]، به [[مادر]] [[هارون]] (خیزران) [[نامه]] نوشته، ضمن ابراز [[همدردی]]، برای [[موسی]] طلب [[رحمت]] کرده، [[خلافت]] [[هارون]] را تبریک گفته، برای [[هارون]] طلب [[طول عمر]] میکنند.<ref>عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الاسناد، ص۱۲۶. گفتنی است علامه مجلسی پس از نقل این نامه مینویسد: "ببین شدت تقیه در زمان امام{{ع}} را؛ بهگونهای که حضرت مجبور است چنین نامهای را به خاطر مرگ کافری که به روز جزا ایمان ندارد، بنویسد" (محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۳۵).</ref> جالب آنکه [[امام کاظم]]{{ع}} خودْ در نمازهای [[اهل سنت]] شرکت، و اعلام میکردند که در این کار به [[سیره]] [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} استناد میکنند که در [[نماز]] [[مروان]] شرکت میکردند<ref>{{متن حدیث|صَلَّى حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ وَرَاءَ مَرْوَانَ وَ نَحْنُ نُصَلِّي مَعَهُم}}؛ على بن جعفر، مسائل على بن جعفر، ص۱۴۴.</ref> باری، [[سخن]] دراینباره فراوان است و شواهد [[تاریخی]] پرشماری وجود دارد که نشان از رعایت تقیه از سوی [[امامان معصوم]]{{عم}} برای [[حفظ]] و [[پایداری]] [[مذهب]] بر [[حق]] [[شیعه]] دارد.<ref>برای تفصیل بیشتر دراینباره، ر.ک: محمد جواد واعظی، سیره عملی ائمه معصومین{{عم}} و اصحاب در برخورد با مخالفین (پایاننامه کارشناسی ارشد)، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰، ص۷۳-۱۰۳. برای نگارش این بخش، از منبع اخیر بسیار استفاده شده است.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۹۲.</ref>. | |||
در [[قرآن کریم]]، آیۀ {{متن قرآن|إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً}}<ref>آل عمران، آیه ۲۸</ref> اشاره به تقیه در برابر [[مشرکان]] دارد. در داستان [[عمّار یاسر]] نیز که زیر شکنجۀ [[کفار]]، پس از [[شهادت]] [[پدر]] و مادرش، سخنانی را گفت که عقیدۀ توحیدیاش برخلاف آن بود، [[قرآن]] عمل او را [[امضا]] کرده است: {{متن قرآن|مَن كَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ}}<ref>نحل، آیه ۱۰۶</ref>، که این را میتوان "تقیۀ اکراهی" نام نهاد. [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] نیز کار او را [[تأیید]] کرد و فرمود: {{متن حدیث|" إِنْ عَادُوا فَعُد"}}<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹</ref> [[شیخ صدوق]]، دربارۀ تقیه میگوید: [[کتمان]] [[حق]] و پوشیده داشتن [[عقیده]] از [[مخالفان]]، به خاطر [[ضرر]] [[دینی]] و [[دنیوی]].<ref>صحیح الأعتقاد، ص ۱۱۵</ref> چنین [[رفتاری]] که معقول و موافق با [[احتیاط]] و پنهانکاری در شرایطی که [[مخالفان]] در [[قدرت]] و [[اکثریت]] باشند و [[آزار]] برسانند، جزء [[آموزههای دینی]] [[شیعه]] است. در عصر [[ائمه]]{{عم}}، سلطۀ [[امویان]] و [[عباسیان]] و [[بهانهجویی]] آنان برای کشتن و ایجاد فشار بر [[شیعه]] و [[ائمه]] و هوادارانشان، گاهی سبب میشد در برخی مسائل [[اعتقادی]] و [[فقهی]] با تقیه حرف بزنند یا عمل کنند، تا [[جان]] [[پیروان]] آنان به خطر نیفتد. این دربارۀ هرگروه در اقلیّت نیز میتواند معقول و پذیرفته باشد. البته گاهی [[تقیّه]] برای [[حفظ]] [[عقاید]]، یا از روی [[ترس]] از [[دشمن]] است، گاهی هم به خاطر [[پرهیز]] از ایجاد [[اختلاف]] و درگیری و برای [[حفظ وحدت]]، که آن را تقیۀ خوفی و تقیۀ کتمانی و این را تقیۀ مداراتی میگویند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "[[تقیّه]] سپر حفاظتی [[مؤمن]] است و کسی که [[تقیّه]] ندارد، [[دین]] ندارد<ref>{{متن حدیث|" إِنَّ التَّقِيَّةَ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ، وَ لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا تَقِيَّةَ لَه"}}؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص ۴۶۸</ref>، این مضمون به صورتهای دیگر نیز [[نقل]] شده است. در [[احادیث]]، تقیه را در [[رفتار]] [[اصحاب کهف]] نیز برشمردهاند که با [[اعتقاد]] [[قلبی]] به [[خدای یکتا]]، آن را بروز نمیدادند و در ظاهر مثل همان [[مسیحیان]] [[رفتار]] میکردند.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۸ ح ۸</ref> [[امام صادق]]{{ع}}، ضمن توصیه به مراعات تقیه از سوی پیروانش برای [[حفاظت]] [[ایمان]]، میفرماید شما در میان این [[مردم]] ([[مخالفان]] [[شیعه]]) همچون [[زنبور عسل]] در میان پرندگانید، اگر پرندگان بدانند که چه شهدی در [[دل]] زنبور است همۀ آنها را میخورند، اینان نیز اگر بدانند که در [[دل]] شما [[محبت]] ما [[خاندان]] است، شما را با زبانهایشان میخورند و در [[نهان]] و آشکار به شما نسبتهایی میدهند.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۸ ح۵</ref> [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} نیز به [[یاران]] خود میفرماید: پس از من شما را وادار میکنند که به من بد بگویید، اگر چنین شد، مانعی ندارد از من [[بدگویی]] کنید، ولی از من [[برائت]] نجویید، چون من بر [[آیین]] محمّدم.<ref>اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹ ح۱۰</ref> [[امام باقر]]{{ع}} نیز میفرمود: "تقیه [[دین]] من و [[پدران]] من است"<ref>{{متن حدیث|" التَّقِيَّةُ دِينِي وَ دِينُ آبَائِي"}}؛ اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹ ح۱۰</ref>. [[تقیّه]]، با همۀ [[لزوم]] و اهمیتش، نیاز به [[شناخت]] موقعیت دارد. گاهی [[واجب]] است، گاهی جایز و گاهی [[حرام]]! گرچه کسانی همچون "[[ابن تیمیّه]]" این [[دستور]] [[قرآنی]] و [[حدیثی]] را که در [[شیعه]] مورد عمل قرار میگیرد، [[نفاق]] میدانند و بر [[شیعه]] میتازند. بر آگاهان پوشیده نیست که [[تقیّه]]، عاملی برای [[حفظ]] [[ایمان]] و [[حفظ]] [[مؤمن]] از [[شرّ]] [[دشمنان]] و نوعی رعایت اصول [[کتمان]] و [[استتار]] و [[رازداری]] مرامی است و مبنای [[عقلی]] دارد و هرگز نباید بهانه و مستمسکی برای ترک [[وظیفه]] و رهاکردن [[تکلیف]] [[مبارزه]] با [[ظالمان]] و [[امر به معروف و نهی از منکر]] شود. تعابیری که در منابع [[دینی]] و [[حدیثی]] دربارۀ این موضوع بهکار رفته است، ماهیّت [[رازداری]] در برنامههای مکتبی و مبارزاتی تقیه را نشان میدهد، مانند: تقیه، جنّه، [[حصن]] حصین، سدّ، [[ردم]]، [[حرز]]، خباء، [[حجاب]]، [[مدارا]]، [[کتمان]] [[اسرار]]، [[عبادت]] سرّی، مجامله، جلب [[مودّت]]، [[نومه]]، توریه، [[حفظ]] اللسان، عدم [[اذاعه]]، مماسحه، [[ترس]].<ref>برگرفته از تقیه، امر به معروف و نهی از منکر، طیبی شبستری ص ۴۷</ref> اهدافی که در تقیه نهفته است، هم [[حفظ]] [[اسلام]] است، هم [[حفظ]] و ذخیرۀ نیروها، [[حفظ]] [[هویّت]] [[شیعه]] در برابر فرقههای دیگر، پنهانکردن برنامهها، [[حفظ جان]] در برابر [[کافران]]، [[حفظ]] [[مسلمان]] در برابر [[پیروان ادیان]] دیگر. انجام این [[وظیفه]] هم در عصر [[ائمه]] بوده است، هم در [[عصر غیبت]]. [[مخالفان]] [[شیعه]]، [[تقیّه]] را نوعی [[نفاق]] پنداشتهاند، در حالی که [[نفاق]] آنجاست که کسی [[کافر]] باشد و به [[دروغ]]، اظهار [[ایمان]] و [[مسلمانی]] کند و در [[تقیّه]] برعکس آن است. بنابه اهمیّت موضوع تقیه در [[فرهنگ شیعی]]، در گذشته فقیهانی به [[تبیین]] آن و حدّ و حدود و موارد و شرایط و اقسامش پرداخته و تألیفهای مستقلّی نگاشتهاند.<ref> ر. ک: الذریعه، ج ۴ ص ۴۰۳، از جمله: تقیه، امر به معروف و نهی از منکر، سیّد احمد طیبی شبستری، التقیة عند اهل البیت مصطفی قصیر العاملی.</ref> برای آشنایی با مباحث [[تقیّه]]، به منابع مستقل و [[روایات]] آن نیز میتوان مراجعه کرد.<ref>دائرة المعارف تشیّع، ج ۵ ص ۳۸، واقع التقیة عند المذاهب و الفرق الاسلامیه، ثامر هاشم و ترجمۀ آن به نام تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقههای اسلامی غیرشیعی از محمّد صادق عارف، "جایگاه و نقش تقیه در استنباط"، "نعمت اللّه صفری، تقیه در اسلام" علی تهرانی، "مبانی و جایگاه تقیه در استدلالهای فقهی" محمّد حسین واثقی راد، "التقیة فی الفکر الاسلامی" مرکز الرساله، "التقیّة، اصولها و تطوّرها" کامل الشیبی.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۱.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||
{{حکمت}} | {{حکمت}} | ||
==[[:رده:آثار تقیه|منبعشناسی جامع تقیه]]== | ==[[:رده:آثار تقیه|منبعشناسی جامع تقیه]]== | ||
| خط ۳۳: | خط ۲۶: | ||
{{پایان}} | {{پایان}} | ||
{{پایان}} | {{پایان}} | ||
==منابع== | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:457575.jpeg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|'''بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت''']] | |||
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']] | |||
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||