قصه در علوم قرآنی: تفاوت میان نسخهها
←داستانهای پیامبران
| خط ۱۰۱: | خط ۱۰۱: | ||
از مهمترین قصههای [[قرآن]]، قصههای [[پیامبران الهی]] است که شامل بیان [[دعوت]] [[اقوام]] توسط [[انبیا]]، [[معجزات]] آنان، موضع [[مخالفان]] آنها و سرانجامِ [[مؤمنان]] و [[کافران]] است. قصههای برخی از انبیا مانند [[قصه]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[نوح]]{{ع}} بارها به صورت مشروح و چکیده بازگو شده است. | از مهمترین قصههای [[قرآن]]، قصههای [[پیامبران الهی]] است که شامل بیان [[دعوت]] [[اقوام]] توسط [[انبیا]]، [[معجزات]] آنان، موضع [[مخالفان]] آنها و سرانجامِ [[مؤمنان]] و [[کافران]] است. قصههای برخی از انبیا مانند [[قصه]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[نوح]]{{ع}} بارها به صورت مشروح و چکیده بازگو شده است. | ||
قصههای پیامبرانی همچون [[حضرت آدم]]، [[حضرت ابراهیم]]، [[ادریس]]، | قصههای پیامبرانی همچون [[حضرت آدم]]، [[حضرت ابراهیم]]، [[ادریس]]، [[اسحاق]]، [[اسماعیل]]، [[اشموئیل]]، [[الیاس]]، الْیَسَع، ایوب، [[حزقیل]]، [[خضر]]، [[داود]]، [[ذوالکفل]]، [[زکریا]]، [[سلیمان]]، [[شعیب]]، [[شیث]]، [[صالح]]، [[عیسی]]، [[لوط]]، [[موسی]]، [[نوح]]، [[هارون]]، [[هود]]، [[یحیی]]، [[یعقوب]]، [[یوسف]]، [[یونس]]{{ع}} به تفصیل یا اشاره در قرآن آمده است. | ||
در بیان [[قصص]] [[انبیاء]] و [[اولیاء]] و [[حکما]] و... فوائد بیشماری میباشد و این که بعضاً مکرراً تکرار شدهاند، تأکید بر این نکته است که این کتاب قصه و [[تاریخ]] نیست؛ بلکه کتاب [[سلوک الی الله]] و [[توحید]] و [[معارف]] میباشد و مقصود از بیان و تکرار این است که شاید در [[مردم]] تأثیر کند و موجب ازدیاد [[تقوا]] شود. و باید توجه نمود که دعوت و [[موعظه]] بیتکرار و تفنن از [[بلاغت]] خارج و در [[نفوس]] بیتأثیر میباشد. [[ولی در قرآن]] این قضایا بهطوری شیرین بیان شده و تکرار آنها بگونهای است که موجب کسالت خواننده نشود و در هر تکرار جزئیاتی نو و جدید بیان شده است. | در بیان [[قصص]] [[انبیاء]] و [[اولیاء]] و [[حکما]] و... فوائد بیشماری میباشد و این که بعضاً مکرراً تکرار شدهاند، تأکید بر این نکته است که این کتاب قصه و [[تاریخ]] نیست؛ بلکه کتاب [[سلوک الی الله]] و [[توحید]] و [[معارف]] میباشد و مقصود از بیان و تکرار این است که شاید در [[مردم]] تأثیر کند و موجب ازدیاد [[تقوا]] شود. و باید توجه نمود که دعوت و [[موعظه]] بیتکرار و تفنن از [[بلاغت]] خارج و در [[نفوس]] بیتأثیر میباشد. [[ولی در قرآن]] این قضایا بهطوری شیرین بیان شده و تکرار آنها بگونهای است که موجب کسالت خواننده نشود و در هر تکرار جزئیاتی نو و جدید بیان شده است. | ||