ارزش در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'صعود' به 'صعود'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-\n{{امامت}} +{{امامت}}))
جز (جایگزینی متن - 'صعود' به 'صعود')
خط ۳۴: خط ۳۴:


[[دین]] با [[تشریع]] این [[قوانین]] و مقررات و [[تأیید]] [[سنت‌ها]] و رویه‌های رایج [[عقلانی]] در راستای تأمین لوازم ارزشی و هنجاری [[زندگی اجتماعی]]، عملاً بر [[اجتماعی]] زیستن انسان‌ها مهر تأیید نهاده و [[نظام تشریعی]] خود را متناسب با ضرورت‌های آن طراحی کرده است: آنچه از قوانین برای [[بشر]] تشریع کرده، به منظور تأمین [[مصالح]] [[انسان]]، و دوری از [[مفاسد]] است و در آن رعایت [[بهترین]] و مؤثرترین راه برای رسیدن انسان به [[سعادت]] و جبران شدن نواقص شده است. این در حقیقت امضای روش عقلا در مجتمع [[انسانی]] است. می‌خواهد بفرماید: این خوب و بدها، و [[مصلحت]] و مفسده‌ها، امر و نهی‌ها، [[ثواب]] و عقاب‌ها، [[مدح]] و ذم‌ها و امثال اینها که نزد عقلا دائر و معتبر است، و اساس قوانین عقلایی است، همچنین اساس [[احکام شرعی]] که [[خدا]] مقنن آن است، نیز هست<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۴۷.</ref>.
[[دین]] با [[تشریع]] این [[قوانین]] و مقررات و [[تأیید]] [[سنت‌ها]] و رویه‌های رایج [[عقلانی]] در راستای تأمین لوازم ارزشی و هنجاری [[زندگی اجتماعی]]، عملاً بر [[اجتماعی]] زیستن انسان‌ها مهر تأیید نهاده و [[نظام تشریعی]] خود را متناسب با ضرورت‌های آن طراحی کرده است: آنچه از قوانین برای [[بشر]] تشریع کرده، به منظور تأمین [[مصالح]] [[انسان]]، و دوری از [[مفاسد]] است و در آن رعایت [[بهترین]] و مؤثرترین راه برای رسیدن انسان به [[سعادت]] و جبران شدن نواقص شده است. این در حقیقت امضای روش عقلا در مجتمع [[انسانی]] است. می‌خواهد بفرماید: این خوب و بدها، و [[مصلحت]] و مفسده‌ها، امر و نهی‌ها، [[ثواب]] و عقاب‌ها، [[مدح]] و ذم‌ها و امثال اینها که نزد عقلا دائر و معتبر است، و اساس قوانین عقلایی است، همچنین اساس [[احکام شرعی]] که [[خدا]] مقنن آن است، نیز هست<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۴۷.</ref>.
[[اسلام]] به عنوان [[کامل‌ترین دین]] [[الهی]]، [[نظام ارزشی]] خود را بر مبانی خاصی [[استوار]] ساخته است: اسلام، برای تأمین [[سعادت دنیا]] و آخرت بشر [[اصلاحات]] خود را از [[دعوت به توحید]] شروع کرد، تا تمامی افراد بشر یک خدا را بپرستند، و آنگاه قوانین خود را بر همین اساس تشریع نمود و تنها به تعدیل خواست‌ها و [[اعمال]] اکتفا نکرد، بلکه آن را با قوانین [[عبادی]] تکمیل نمود و نیز [[معارف]] حقه و [[اخلاق فاضله]] را بر آن اضافه کرد. آنگاه [[ضمانت اجرا]] را در [[درجه]] اول به عهده [[حکومت اسلامی]] و در درجه دوم به عهده [[جامعه]] نهاد، تا تمامی افراد جامعه با [[تربیت]] صالحه [[علمی]] و عملی و با داشتن [[حق]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] در کار [[حکومت]] [[نظارت]] کنند. از مهم‌ترین مزایایی که در این [[دین]] به چشم می‌خورد [[ارتباط]] تمامی اجزای [[اجتماع]] به یکدیگر است، ارتباطی که باعث [[وحدت]] کامل بین آنان می‌شود، به این معنا که [[روح]] [[توحید]] در [[فضایل اخلاقی]] که این [[آیین]] بدان [[دعوت]] می‌کند، ساری و روح [[اخلاق]] نامبرده در اعمالی که [[مردم]] را بدان [[تکلیف]] فرموده جاری است. در نتیجه تمامی اجزای [[دین اسلام]] بعد از تحلیل به توحید بر می‌گردد و توحیدش بعد از تجزیه به صورت آن اخلاق و آن [[اعمال]] جلوه می‌کند، همان روح توحید اگر در [[قوس نزول]] قرار گیرد آن اخلاق و اعمال می‌شود و اخلاق و اعمال نامبرده در قوس [[صعود]] همان روح توحید می‌شود<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۷۲.</ref>.
[[اسلام]] به عنوان [[کامل‌ترین دین]] [[الهی]]، [[نظام ارزشی]] خود را بر مبانی خاصی [[استوار]] ساخته است: اسلام، برای تأمین [[سعادت دنیا]] و آخرت بشر [[اصلاحات]] خود را از [[دعوت به توحید]] شروع کرد، تا تمامی افراد بشر یک خدا را بپرستند، و آنگاه قوانین خود را بر همین اساس تشریع نمود و تنها به تعدیل خواست‌ها و [[اعمال]] اکتفا نکرد، بلکه آن را با قوانین [[عبادی]] تکمیل نمود و نیز [[معارف]] حقه و [[اخلاق فاضله]] را بر آن اضافه کرد. آنگاه [[ضمانت اجرا]] را در [[درجه]] اول به عهده [[حکومت اسلامی]] و در درجه دوم به عهده [[جامعه]] نهاد، تا تمامی افراد جامعه با [[تربیت]] صالحه [[علمی]] و عملی و با داشتن [[حق]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] در کار [[حکومت]] [[نظارت]] کنند. از مهم‌ترین مزایایی که در این [[دین]] به چشم می‌خورد [[ارتباط]] تمامی اجزای [[اجتماع]] به یکدیگر است، ارتباطی که باعث [[وحدت]] کامل بین آنان می‌شود، به این معنا که [[روح]] [[توحید]] در [[فضایل اخلاقی]] که این [[آیین]] بدان [[دعوت]] می‌کند، ساری و روح [[اخلاق]] نامبرده در اعمالی که [[مردم]] را بدان [[تکلیف]] فرموده جاری است. در نتیجه تمامی اجزای [[دین اسلام]] بعد از تحلیل به توحید بر می‌گردد و توحیدش بعد از تجزیه به صورت آن اخلاق و آن [[اعمال]] جلوه می‌کند، همان روح توحید اگر در [[قوس نزول]] قرار گیرد آن اخلاق و اعمال می‌شود و اخلاق و اعمال نامبرده در قوس صعود همان روح توحید می‌شود<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۷۲.</ref>.


همین نویسنده در بیان [[هدف]] [[شارع]] از [[تشریع]] این [[نظام]] می‌نویسد: بنای شارع همه بر این بوده است که [[مصالح عمومی]] [[بشر]] را تأمین نموده و مفاسدی را که در اجتماع بشر پیدا می‌شود [[اصلاح]] کند، و به این وسیله [[سعادت]] [[حیات]] بشر را تمام کند و لذا به همین منظور آن دستورهای عملی را با دستورهای [[اخلاقی]] مخلوط کرده، تا [[نفوس]] را [[تربیت]] و [[ارواح]] را [[تطهیر]] نموده، [[معارف]] عالیه، یعنی توحید و [[ولایت]] و سایر [[اعتقادات]] [[پاک]] را صفایی دیگر دهد<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۵۵.</ref>. وی در بیان ضمانت اجرای این نظام نیز می‌نویسد: تنها ضامن [[اجرای قوانین]] همانا اخلاق عالیه [[انسانی]] است، چون [[اراده]] در بقایش و استدامه حیاتش تنها می‌تواند از اخلاق مناسب با خود [[استمداد]] کند. اگر سنتی و قانونی که در [[جامعه]] جریان دارد متکی بر اساسی قویم از اخلاق عالیه باشد، به درختی می‌ماند که ریشه‌ها در [[زمین]] و شاخه‌ها در [[آسمان]] دارد و به عکس اگر چنین نباشد به بوته خاری می‌ماند که خیلی زود از جای کنده شده و دستخوش بادها می‌شود<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۷۳-۱۷۴.</ref>.<ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۷۹.</ref>
همین نویسنده در بیان [[هدف]] [[شارع]] از [[تشریع]] این [[نظام]] می‌نویسد: بنای شارع همه بر این بوده است که [[مصالح عمومی]] [[بشر]] را تأمین نموده و مفاسدی را که در اجتماع بشر پیدا می‌شود [[اصلاح]] کند، و به این وسیله [[سعادت]] [[حیات]] بشر را تمام کند و لذا به همین منظور آن دستورهای عملی را با دستورهای [[اخلاقی]] مخلوط کرده، تا [[نفوس]] را [[تربیت]] و [[ارواح]] را [[تطهیر]] نموده، [[معارف]] عالیه، یعنی توحید و [[ولایت]] و سایر [[اعتقادات]] [[پاک]] را صفایی دیگر دهد<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۵۵.</ref>. وی در بیان ضمانت اجرای این نظام نیز می‌نویسد: تنها ضامن [[اجرای قوانین]] همانا اخلاق عالیه [[انسانی]] است، چون [[اراده]] در بقایش و استدامه حیاتش تنها می‌تواند از اخلاق مناسب با خود [[استمداد]] کند. اگر سنتی و قانونی که در [[جامعه]] جریان دارد متکی بر اساسی قویم از اخلاق عالیه باشد، به درختی می‌ماند که ریشه‌ها در [[زمین]] و شاخه‌ها در [[آسمان]] دارد و به عکس اگر چنین نباشد به بوته خاری می‌ماند که خیلی زود از جای کنده شده و دستخوش بادها می‌شود<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۷۳-۱۷۴.</ref>.<ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۷۹.</ref>
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش