جنگ در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←هدف قراردادن نقاط حساس و مرکزیت دشمن
| خط ۱۰۰: | خط ۱۰۰: | ||
شرط [[موفقیت]] در جنگ، [[رویارویی]] قاطعانه و شدید با دشمن است: «ولیَجِدوا فیکُم غِلظَةً». (توبه / ۹، ۱۲۳) <ref>جامعالبیان، ج ۱۱، ص۹۶؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۱۴۵؛ الصافی، ج ۲، ص۳۹۰.</ref> یکی از اهداف چنین برخوردی آن است که حامیان دشمن، [[عبرت]] بگیرند و از [[دشمنی]] با مسلمانان یا [[حمله]] به آنان دست بردارند: «فَاِمّا تَثقَفَنَّهُم فِی الحَربِ فَشَرِّد بِهِم مَن خَلفَهُم لَعَلَّهُم یَذَّکَّرون». ([[انفال]] / ۸، ۵۷). <ref>مجمعالبیان، ج ۴، ص۴۸۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۸۲ - ۱۸۳.</ref> | شرط [[موفقیت]] در جنگ، [[رویارویی]] قاطعانه و شدید با دشمن است: «ولیَجِدوا فیکُم غِلظَةً». (توبه / ۹، ۱۲۳) <ref>جامعالبیان، ج ۱۱، ص۹۶؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۱۴۵؛ الصافی، ج ۲، ص۳۹۰.</ref> یکی از اهداف چنین برخوردی آن است که حامیان دشمن، [[عبرت]] بگیرند و از [[دشمنی]] با مسلمانان یا [[حمله]] به آنان دست بردارند: «فَاِمّا تَثقَفَنَّهُم فِی الحَربِ فَشَرِّد بِهِم مَن خَلفَهُم لَعَلَّهُم یَذَّکَّرون». ([[انفال]] / ۸، ۵۷). <ref>مجمعالبیان، ج ۴، ص۴۸۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۸۲ - ۱۸۳.</ref> | ||
=== [[هدف]] قراردادن نقاط حساس و مرکزیت [[دشمن]]=== | === [[هدف]] قراردادن نقاط حساس و مرکزیت [[دشمن]]=== | ||
از دیگر رویههای موفق [[جنگی]]، هدف قرار دادن نقاط حساس افراد و مراکز دشمن است، از اینرو در [[آیه]] ۱۲ | از دیگر رویههای موفق [[جنگی]]، هدف قرار دادن نقاط حساس افراد و مراکز دشمن است، از اینرو در [[آیه]] {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی میفرمود که من با شمایم پس مؤمنان را استوار دارید؛ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، (با شمشیر) بر فراز گردنها (شان/ بر سرشان) بزنید و دستشان را کوتاه کنید» سوره انفال، آیه ۱۲.</ref> [[مسلمانان]] [[مأمور]] شدهاند که در [[نبرد]] با دشمن ضربههای خود را بر نقاط حساس همچون سر و دست او وارد سازند. برخی مراد از {{متن قرآن|بَنَانٍ}} را دست و پاهای دشمن دانستهاند تا دشمن با از دست دادن آنها زمینگیر شود و [[قادر]] به تحرک و حمل [[سلاح]] نباشد. <ref>تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۳۷۹؛ المیزان، ج ۹، ص۲۲.</ref> برخی گفتهاند که مراد، ضربه به سرهای پیادگان دشمن و دست و پاهای سواران است. <ref>نمونه، ج ۷، ص۱۰۸.</ref> در آیهای دیگر از [[هجوم]] [[لشکر اسلام]] به [[قلب]] [[سپاه]] دشمن و پراکنده کردن آنان سخن به میان آمده است: {{متن قرآن|فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا}}<ref>«و با آن (تاختن)، در میان جمعی (از دشمنان) درآمدند،» سوره عادیات، آیه ۵.</ref>.<ref>نمونه، ج ۷، ص۱۰۸.</ref> از امور مؤثر در [[شکست]] دشمن، کشتن [[فرماندهان]] و [[پیشوایان]] آنهاست. در آیه {{متن قرآن|فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ }}<ref>«پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود میخواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمیداشت، زمین تباه میگردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد» سوره بقره، آیه ۲۵۱.</ref> از شکست سپاه [[کفر]] بر اثر نابودیِ [[فرمانده]] آنان [[جالوت]] به دست [[داود]] یاد شده است. به تصریح [[مفسران]]، پس از کشته شدن جالوت [[ترس]] بر افراد سپاه او [[حاکم]] شد و به سرعت شکست خوردند. <ref>جامعالبیان، ج ۲، ص۸۴۴؛ التبیان، ج ۲، ص۳۰۰.</ref> | ||
===کاربرد [[تاکتیکهای نظامی]]=== | ===کاربرد [[تاکتیکهای نظامی]]=== | ||
برای [[پیروزی بر دشمن]] یا [[پیشگیری]] از شکست، بهکارگیری تاکتیکهای خاص نظامی ضروری است که مهمترین آنها عبارتاند از: | برای [[پیروزی بر دشمن]] یا [[پیشگیری]] از شکست، بهکارگیری تاکتیکهای خاص نظامی ضروری است که مهمترین آنها عبارتاند از: | ||