←انتقال به خانه ولایت
(صفحهای تازه حاوی «{{امامت}} <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل...» ایجاد کرد) |
|||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
بعدها من در همان مکان که امام موسی بن جعفر{{ع}} را [[ملاقات]] کرده بودم، [[امام رضا]]{{ع}} را [[زیارت]] کردم. امام رضا{{ع}} از ملاقات من با موسی بن جعفر{{ع}} خبر داد و فرمود: خبری که پدرم به تو فرموده بود، برایم بازگو. من آن را برای آن [[حضرت]] نقل نمودم. امام رضا{{ع}} فرمود: آن [[کنیز]] هنوز نیامده است. وقتی به دستم رسید، من سلام پدرم را به او میرسانم. | بعدها من در همان مکان که امام موسی بن جعفر{{ع}} را [[ملاقات]] کرده بودم، [[امام رضا]]{{ع}} را [[زیارت]] کردم. امام رضا{{ع}} از ملاقات من با موسی بن جعفر{{ع}} خبر داد و فرمود: خبری که پدرم به تو فرموده بود، برایم بازگو. من آن را برای آن [[حضرت]] نقل نمودم. امام رضا{{ع}} فرمود: آن [[کنیز]] هنوز نیامده است. وقتی به دستم رسید، من سلام پدرم را به او میرسانم. | ||
من همراه امام به [[مکه]] رفتم. امام رضا در آن [[سفر]]، [[مادر امام جواد]]{{ع}} را که کنیز [[اولاد]] [[ | من همراه امام به [[مکه]] رفتم. امام رضا در آن [[سفر]]، [[مادر امام جواد]]{{ع}} را که کنیز [[اولاد]] [[زید بن علی بن حسین]]{{ع}} بود، خریداری نمود. پس [[زمان]] چندانی نگذشت که آن کنیز به [[امام جواد]]{{ع}} حامله شد<ref>اعلام الوری، ص۳۲۰؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲۹.</ref>. | ||
سرانجام آن بانوی نمونه که عفیفترین و بافضیلتترین [[زنان]] عصر خود بود، به [[خانه امام]] آمد و زندگانی [[نورانی]] خود را آغاز نمود. [[خواهران امام رضا]]{{ع}} از آن بانو استقبال و او را بسیار [[احترام]] کردند.<ref>[[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|مادران چهارده معصوم]] ص ۱۷۲.</ref>. | سرانجام آن بانوی نمونه که عفیفترین و بافضیلتترین [[زنان]] عصر خود بود، به [[خانه امام]] آمد و زندگانی [[نورانی]] خود را آغاز نمود. [[خواهران امام رضا]]{{ع}} از آن بانو استقبال و او را بسیار [[احترام]] کردند.<ref>[[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|مادران چهارده معصوم]] ص ۱۷۲.</ref>. | ||