حجار بن ابجر عجلی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'احمدبن' به 'احمد بن'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==جستارهای وابسته== +== جستارهای وابسته ==)) |
جز (جایگزینی متن - 'احمدبن' به 'احمد بن') |
||
| (۲۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = عاملان واقعه کربلا | |||
| عنوان مدخل = حجار بن ابجر عجلی | |||
| مداخل مرتبط = [[حجار بن ابجر عجلی در رجال و تراجم]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
'''حَجّار بْن اَبْجَر عِجْلی،''' از فرماندهان لشکر [[عمر بن سعد]] در واقعه [[کربلا]] بود. او از کسانی بود که به [[امام حسین]] {{ع}} [[نامه]] نوشت و او را به [[کوفه]] [[دعوت]] کرد، اما در پراکنده کردن [[مردم]] از اطراف [[مسلم بن عقیل]] نقش داشت. | |||
== نسب == | |||
تقریباً تمامی منابع [[نسبشناسی]] و [[تاریخی]] از حجار بن ابجر با نسبت «عجلی» یاد کرده <ref>[[ابن سعد]]، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۵۰، [[بلاذری]]، [[انساب الاشراف]]، ج۳،ص۱۵۸، [[طبری]]، [[تاریخ]]، ج۵، ص۳۶۹ و...</ref> نسبش را به [[بنی عجل بن لجیم بن صعب بن علی بن بکر بن وائل]] رساندهاند.<ref>ابن کلبی، [[نسب]] معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۹ به بعد، [[ابن حزم]]، ص۲۱۲-۲۱۴.</ref> تنها در برخی ترجمهها <ref>طبری، تاریخ، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۸، ص۳۳۰۴، ابن اعثم، الفتوح، ترجمه، ص۸۹۲.</ref> و نیز برخی نسخههای [[بحار الانوار]] <ref>بحار الانوار، ج۱۰۱، ص۴۰۶ نسخه [[اهل بیت]])</ref> او را «[[بجلی]]» نسبت دادهاند که به نظر میرسد ناشی از اشتباه و تصحیف باشد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== | == آشنایی اجمالی == | ||
[[حجّار بن ابجر بن جابر بن بجیر بن عائذ بن شریط بن عمرو بن مالک بن ربیعه]] از [[طایفه]] [[عجل]] است.<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد کاتب واقدی، محمد، چاپ احسان عباس، بیروت: دار صادر، ۱۴۰۵ | [[حجّار بن ابجر بن جابر بن بجیر بن عائذ بن شریط بن عمرو بن مالک بن ربیعه]] از [[طایفه]] [[عجل]] است.<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد کاتب واقدی، محمد، چاپ احسان عباس، بیروت: دار صادر، ۱۴۰۵ قمری، ج۶، ص۲۵۰؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۱۱، ص۶۶. </ref> پدرش «ابجر» [[نصرانی]] بود. حجار [[مسلمان]] شد و سالار [[قبیله بکر بن وائل]] گردید. کنیهاش [[ابواُسید]] بود.<ref>تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۱۱، ص۶۶. </ref> | ||
اولین بار که از او سخن به میان آمده است زمانی است که در [[مراسم | اولین بار که از او سخن به میان آمده است زمانی است که در [[مراسم تدفین]] پدرش شرکت داشت. بنا به نقل [[طبری]] قبل از [[شهادت]] امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ابجر درگذشت و در [[مراسم تدفین]] او [[مسلمانان]] و [[مسیحیان]] با هم شرکت داشتند. [[عبدالرحمن بن ملجم مرادی]] از این امر در شگفت شد و گفت اگر مقصودی که برای آن آمدهام نبود، جمعشان را با [[شمشیر]] پراکنده میکردم.<ref>ر. ک: انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۳، ص۲۵۵؛ الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: ۱۹۶۰ میلادی، ص۲۱۴؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۵، ص۱۴۶؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ابنحجر عسقلانی، شهابالدین احمد بن علی، به کوشش علیمحمد بجاوی، بیروت: مؤسسه التاریخ العربی، ۱۳۲۸ قمری، ج۲، ص۱۴۳. </ref> | ||
زمانی که [[زیاد بن ابیه]] بر [[ضد]] [[حجر بن عدی|حُجر بن عَدی]] از سران [[قریش]] [[شهادت]] گرفت، حجار بن ابجر عجلی نیز در زمره شهادتدهندگان بود.<ref>انساب الاشراف، بلاذری، | زمانی که [[زیاد بن ابیه]] بر [[ضد]] [[حجر بن عدی|حُجر بن عَدی]] از سران [[قریش]] [[شهادت]] گرفت، حجار بن ابجر عجلی نیز در زمره شهادتدهندگان بود.<ref>انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۳، ص۲۶۳؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۵، ص۲۷۰.</ref> | ||
در دوران [[حکومت]] [[یزید]]، حجار بن ابجر عجلی جزء افراد فرصتطلب بود که با سنجیدن [[توازن]] قوا موضع خود را مشخص میکردند. چون دید [[مسلم بن عقیل]] در [[کوفه]] [[پیشرفت]] خوبی دارد، او جزء کسانی بود که به [[امام حسین]]{{ع}} [[نامه]] نوشتند و از او [[دعوت]] کردند که به [[کوفه]] بیاید<ref>انساب الاشراف، بلاذری، | در دوران [[حکومت]] [[یزید]]، حجار بن ابجر عجلی جزء افراد فرصتطلب بود که با سنجیدن [[توازن]] قوا موضع خود را مشخص میکردند. چون دید [[مسلم بن عقیل]] در [[کوفه]] [[پیشرفت]] خوبی دارد، او جزء کسانی بود که به [[امام حسین]] {{ع}} [[نامه]] نوشتند و از او [[دعوت]] کردند که به [[کوفه]] بیاید<ref>انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۳، ص۳۷۰؛ الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: ۱۹۶۰ میلادی، ص۲۲۹؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۵، ص۳۵۳؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: ۱۳۹۵ قمری/ ۱۹۷۵ میلادی، ج۵، ص۳۰؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری، ج۴، ص۲۰-۲۱؛ البدایة و النهایة، ابنکثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیلبن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۱۵۱؛ تجارب الامم و تعاقب الهمم، مسکویه الرازی، ابوعلی، چاپ ابوالقاسم امامی، تهران: دارسروش للطباعة و النشر، ۱۳۶۶ شمسی، ج۲، ص۴۰.</ref> و چون [[عبیدالله بن زیاد|عبیدالله]] بر [[کوفه]] مسلط شد، به او پیوست. | ||
[[هنگام قیام]] [[مسلم بن عقیل]]، پسر زیاد چون خود را گرفتار دید، از بیست تن از بزرگان [[کوفه]] که گرد او را گرفته بودند، تنی چند را میان [[مردم]] فرستاد تا به وسیله [[زر و زور]] و [[تزویر]] [[جمعیت]] را پراکنده سازند. آنان که مردانی کارآزموده بودند، میدانستند [[مردم]] بیتدبیر و آشوبگر را چگونه میتوان از [[هیجان]] باز داشت. حجار بن ابجر عجلی یکی از آن افراد بود.<ref>الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه | [[هنگام قیام]] [[مسلم بن عقیل]]، پسر زیاد چون خود را گرفتار دید، از بیست تن از بزرگان [[کوفه]] که گرد او را گرفته بودند، تنی چند را میان [[مردم]] فرستاد تا به وسیله [[زر و زور]] و [[تزویر]] [[جمعیت]] را پراکنده سازند. آنان که مردانی کارآزموده بودند، میدانستند [[مردم]] بیتدبیر و آشوبگر را چگونه میتوان از [[هیجان]] باز داشت. حجار بن ابجر عجلی یکی از آن افراد بود.<ref>الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: ۱۹۶۰ میلادی، ص۲۳۸-۲۳۹؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۵، ص۳۴۸-۳۵۰؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: ۱۸۶۱-۱۸۷۷ میلادی، ج۲، ص۲۵۲.</ref> به این ترتیب در طی یک [[روز]] مردمی که بر سر [[جان]] خود با مسلم [[پیمان]] بسته بودند، از گرد او پراکنده شدند.<ref>ر. ک: انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۲، ص۳۳۶-۳۳۸؛ الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: ۱۹۶۰ میلادی، ص۲۳۸-۲۳۹؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۵، ص۳۴۸-۳۵۰؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: ۱۳۹۵قمری/ ۱۹۷۵ میلادی، ج۵، ص۴۹-۵۰.</ref> | ||
به گفته [[دینوری]]، عبیدالله او را به همراه [[شمر بن ذیالجوشن]]، [[حصین بن نمیر|حُصَین بن نُمَیر]] و [[شبث بن ربعی]] به [[یاری]] [[عمر بن سعد]] فرستاد.<ref>انساب الاشراف، بلاذری، | به گفته [[دینوری]]، عبیدالله او را به همراه [[شمر بن ذیالجوشن]]، [[حصین بن نمیر|حُصَین بن نُمَیر]] و [[شبث بن ربعی]] به [[یاری]] [[عمر بن سعد]] فرستاد.<ref>انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۳، ص۳۸۷؛ الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: ۱۹۶۰ میلادی، ص۲۵۴. </ref> [[روز]] [[عاشورا]] هزار [[جنگجو]] تحت [[فرماندهی]] حجار بن ابجر عجلی بود.<ref>الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: ۱۹۶۰ میلادی، ص۳۰۲-۳۰۳؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۴، ص۳۳۴؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری، ج۴، ص۵۹-۶۰. </ref> | ||
[[صبح]] [[روز عاشورا]]، [[امام حسین]]{{ع}} سران [[سپاه]] [[عمر بن سعد]] از جمله او را مورد خطاب قرار داد و فرمود: ای «[[شبث بن ربعی]]»، ای «حجار بن ابجر عجلی»، ای «[[قیس بن اشعث]]»، ای «[[یزید بن حارث]]»! آیا شما برای من [[نامه]] ننوشتید که: به سوی ما روانه شو؟ اینک من آمدهام! اگر آمدنم را ناخوش دارید، برمیگردم.<ref>انساب الاشراف، بلاذری، | [[صبح]] [[روز عاشورا]]، [[امام حسین]] {{ع}} سران [[سپاه]] [[عمر بن سعد]] از جمله او را مورد خطاب قرار داد و فرمود: ای «[[شبث بن ربعی]]»، ای «حجار بن ابجر عجلی»، ای «[[قیس بن اشعث]]»، ای «[[یزید بن حارث]]»! آیا شما برای من [[نامه]] ننوشتید که: به سوی ما روانه شو؟ اینک من آمدهام! اگر آمدنم را ناخوش دارید، برمیگردم.<ref>انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۳، ص۳۹۶؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۵، ص۴۲۵؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری، ج۴، ص۶۲؛ البدایة و النهایة، ابنکثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیلبن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۱۷۹.</ref> | ||
پس از [[شهادت امام حسین]]{{ع}}، او در [[کوفه]] میزیست و در هنگام [[تسلط]] زبیریان بر [[کوفه]]، به آنان پیوست. | پس از [[شهادت امام حسین]] {{ع}}، او در [[کوفه]] میزیست و در هنگام [[تسلط]] زبیریان بر [[کوفه]]، به آنان پیوست. | ||
به هنگام [[قیام]] [[مختار ثقفی]] به [[سال ۶۶ هجری]]، حجار بن ابجر عجلی جزو [[سرداران]] [[عبدالله بن مطیع]] [[والی کوفه]] بود و ابنمطیع او را با حدود سه هزار سپاهی به [[جنگ]] مختار فرستاد. مختار، [[احمر بن شمیط]] را به مقابله او فرستاد. [[سپاه]] حجار بن ابجر عجلی که مختار را در محاصره گرفته بودند، هنگام [[حمله]] [[ابراهیم بن مالک اشتر]] [[فرمانده سپاه]] مختار، عقبنشینی کردند و تا کوچهها و گذرهای [[کوفه]] متواری شد.<ref>ر.ک: انساب الاشراف، بلاذری، | به هنگام [[قیام]] [[مختار ثقفی]] به [[سال ۶۶ هجری]]، حجار بن ابجر عجلی جزو [[سرداران]] [[عبدالله بن مطیع]] [[والی کوفه]] بود و ابنمطیع او را با حدود سه هزار سپاهی به [[جنگ]] مختار فرستاد. مختار، [[احمر بن شمیط]] را به مقابله او فرستاد. [[سپاه]] حجار بن ابجر عجلی که مختار را در محاصره گرفته بودند، هنگام [[حمله]] [[ابراهیم بن مالک اشتر]] [[فرمانده سپاه]] مختار، عقبنشینی کردند و تا کوچهها و گذرهای [[کوفه]] متواری شد.<ref>ر. ک: انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۶، ص۳۹۱؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۶، ص۲۲؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: ۱۳۹۵ قمری/ ۱۹۷۵ میلادی، ج۶، ص۲۳۴-۲۳۵؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری، ج۴، ص۲۱۹. </ref> | ||
در [[روز]] «جبّانة السبیع» هنگام [[نبرد]] با مختار او و گروهش بین [[تمارین]] و شورهزارها جای گرفتند و چون از [[سپاه]] مختار [[شکست]] خوردند، از [[کوفه]] فرار کردند.<ref>ر.ک: انساب الاشراف، بلاذری، | در [[روز]] «جبّانة السبیع» هنگام [[نبرد]] با مختار او و گروهش بین [[تمارین]] و شورهزارها جای گرفتند و چون از [[سپاه]] مختار [[شکست]] خوردند، از [[کوفه]] فرار کردند.<ref>ر. ک: انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۶، ص۳۹۸؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۶، ص۵۲-۵۶؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: ۱۳۹۵ قمری/ ۱۹۷۵ میلادی، ج۶، ص۲۳۸. </ref> پس از آنکه بزرگان [[کوفه]] از جمله حجار بن ابجر عجلی از مختار [[شکست]] خوردند، به [[بصره]] گریختند و به [[مصعب بن زبیر]] که از طرف برادرش [[عبدالله بن زبیر]] [[حکمران]] [[بصره]] بود، پیوستند و او را به [[جنگ]] با مختار برانگیختند. | ||
پس از [[قتل]] مختار، او در کنار [[مصعب]] قرار داشت و از طرف او به [[جنگ]] با [[عبیدالله بن حر جعفی|عبیدالله بن حُرّ جعفی]] [[مأمور]] شد، اما از [[عبیدالله بن حر جعفی|عبیدالله]] [[شکست]] خورد و مجبور به هزیمت گردید. به همین علت [[مصعب]] به او [[ناسزا]] گفت.<ref>ر.ک: انساب الاشراف، بلاذری، | پس از [[قتل]] مختار، او در کنار [[مصعب]] قرار داشت و از طرف او به [[جنگ]] با [[عبیدالله بن حر جعفی|عبیدالله بن حُرّ جعفی]] [[مأمور]] شد، اما از [[عبیدالله بن حر جعفی|عبیدالله]] [[شکست]] خورد و مجبور به هزیمت گردید. به همین علت [[مصعب]] به او [[ناسزا]] گفت.<ref>ر. ک: انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۷، ص۳۷؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری، ج۴، ص۲۹۳.</ref> پس از آنکه [[جنگ]] [[مصعب]] با [[عبدالملک بن مروان]] شدت گرفت، او و دیگر سران [[کوفه]] از جمله [[زحر بن قیس]]، [[عتاب بن ورقاء]] و [[محمد بن عمیر]] به [[عبدالملک بن مروانٰ|عبدالملک]] پیوستند و از او خواستند تا [[ولایت]] [[اصفهان]] را به آنان بدهد. [[عبدالملک]] نیز قول آنجا را به همه آنان داد،<ref> انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۷، ص۶۸؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۶، ص۱۳۴؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری، ج۴، ص۲۹۳؛ تجارب الامم و تعاقب الهمم، مسکویه الرازی، ابوعلی، چاپ ابوالقاسم امامی، تهران: دارسروش للطباعة و النشر، ۱۳۶۶ شمسی، ج۲، ص۲۳۵.</ref> اما بالاخره [[اصفهان]] را به [[عتاب بن ورقاء]] داد.<ref>الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری، ج۴، ص۲۹۳. </ref> | ||
مشخص نیست که در کجا و چگونه از [[دنیا]] رفت.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص۱۶۴-۱۶۷.</ref> | مشخص نیست که در کجا و چگونه از [[دنیا]] رفت.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص۱۶۴-۱۶۷.</ref> | ||
== منابع == | |||
==منابع== | |||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
#[[پرونده:87443.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|'''دوزخیان جاوید''']] | # [[پرونده:87443.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|'''دوزخیان جاوید''']] | ||
# [[پرونده:13681302.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]،، مکاتبه اختصاصی [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]. | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:قاتلان امام حسین]] | ||