پرش به محتوا

استعاذه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۵۴٬۳۷۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ مارس ۲۰۲۴
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== +== منابع ==))
 
(۱۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{نبوت}}
{{مدخل مرتبط
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[استعاذه]]''' است. "'''[[استعاذه]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
| موضوع مرتبط = استعاذه
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[استعاذه در قرآن]] - [[استعاذه در حدیث]] - [[استعاذه در کلام اسلامی]] - [[استعاذه در معارف دعا و زیارات]] - [[استعاذه در معارف و سیره سجادی]] - [[استعاذه در معارف و سیره رضوی]]</div>
| عنوان مدخل = استعاذه
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| مداخل مرتبط = [[استعاذه در قرآن]] - [[استعاذه در معارف دعا و زیارات]] - [[استعاذه در فقه اسلامی]] - [[استعاذه در معارف و سیره سجادی]]
| پرسش مرتبط  =  
}}


==آیه استعاذه==
== آیه استعاذه ==
این [[آیه]] را به آن سبب [[آیه استعاذه]] نامیده‌اند که در آن فعل امر {{متن قرآن|فَاسْتَعِذْ}} به کار رفته است: {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛» سوره نحل، آیه ۹۸.</ref>.
این [[آیه]] را به آن سبب [[آیه استعاذه]] نامیده‌اند که در آن فعل امر {{متن قرآن|فَاسْتَعِذْ}} به کار رفته است: {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛» سوره نحل، آیه ۹۸.</ref>.


فعل امر {{متن قرآن|فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ}}در سه [[آیه]] دیگر هم به کار رفته {{متن قرآن|وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که او شنوایی داناست» سوره اعراف، آیه ۲۰۰.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَا هُمْ بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref>«آنان که در آیات خداوند بی‌آنکه برهانی نزد آنان آمده باشد چالش می‌ورزند؛ در درونشان جز خویش‌بینی نیست که به آن (هم) نمی‌رسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست» سوره غافر، آیه ۵۶.</ref>، {{متن قرآن|وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که اوست که شنوای داناست» سوره فصلت، آیه ۳۶.</ref> اما ساختار [[آیه]] فوق منحصر به فرد است.
فعل امر {{متن قرآن|فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ}}در سه [[آیه]] دیگر هم به کار رفته {{متن قرآن|وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که او شنوایی داناست» سوره اعراف، آیه ۲۰۰.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَا هُمْ بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref>«آنان که در آیات خداوند بی‌آنکه برهانی نزد آنان آمده باشد چالش می‌ورزند؛ در درونشان جز خویش‌بینی نیست که به آن (هم) نمی‌رسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست» سوره غافر، آیه ۵۶.</ref>، {{متن قرآن|وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که اوست که شنوای داناست» سوره فصلت، آیه ۳۶.</ref> اما ساختار [[آیه]] فوق منحصر به فرد است.


به [[پیروی]] از [[سنت رسول خدا]]{{صل}} [[مسلمانان]] پیوسته هنگام شروع به [[قرائت قرآن]] با عبارت {{متن حدیث| أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}} [[استعاذه]] کرده و می‌کنند. این عبارت، برگرفته از [[آیه]] مورد بحث که به [[آیه استعاذه]] معروف است می‌باشد. [[استعاذه]] در لغت از ریشه (ع و ذ)، مصدر باب استفعال و به معانی [[پناه]] بردن، [[پناه]] /[[پناهگاه]] جستن و در اصطلاح، گفتن {{متن قرآن|أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}} پیش از [[قرائت قرآن]] یا هر کار دیگری است. لغت‌شناسانی چون [[ازهری]] و [[جوهری]] کلماتی چون عاذَ، استعاد و تعوذ را از یک ریشه دانسته‌اند.
به [[پیروی]] از [[سنت رسول خدا]] {{صل}} [[مسلمانان]] پیوسته هنگام شروع به [[قرائت قرآن]] با عبارت {{متن حدیث| أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}} [[استعاذه]] کرده و می‌کنند. این عبارت، برگرفته از [[آیه]] مورد بحث که به [[آیه استعاذه]] معروف است می‌باشد. [[استعاذه]] در لغت از ریشه (ع و ذ)، مصدر باب استفعال و به معانی [[پناه]] بردن، [[پناه]] /[[پناهگاه]] جستن و در اصطلاح، گفتن {{متن قرآن|أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}} پیش از [[قرائت قرآن]] یا هر کار دیگری است. لغت‌شناسانی چون [[ازهری]] و [[جوهری]] کلماتی چون عاذَ، استعاد و تعوذ را از یک ریشه دانسته‌اند.


در [[قرآن کریم]] حدود ۱۷ بار واژه‌هایی مشتق از ریشه "ع وذ" با الفاظی چون: عُذتُ، أعوذُ، معاذَ، یعوذونَ و... به کار رفته که به جز یک بار - که درباره [[استعاذه]] برخی [[انسان‌ها]] به [[جن]] است {{متن قرآن|وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا}}<ref>«و اینکه مردانی از آدمیان به مردانی از پریان پناه می‌بردند از این رو بر تباهکاری آنان (می) افزودند» سوره جن، آیه ۶.</ref>؛ - همگی بر [[پناه]] بردن به [[خداوند]]، که به عنوان تنها [[ملجأ]] و [[پناه]] شناسانیده شده است، دلالت دارند. به طور ویژه دو [[سوره]] ناس و فلق / مُعَوّذتان به [[پناه]] بردن به [[خداوند]] از [[شرّ]] حاسدان، افسون‌ها و وسوسه‌گران امر می‌کند. از این‌رو در این [[سوره‌ها]]، کارکرد [[استعاذه]] به [[خداوند]]، شبیه به کارکردی است که [[عامه]] [[مردم]] برای تعاویذ قائل‌اند.
در [[قرآن کریم]] حدود ۱۷ بار واژه‌هایی مشتق از ریشه "ع وذ" با الفاظی چون: عُذتُ، أعوذُ، معاذَ، یعوذونَ و... به کار رفته که به جز یک بار - که درباره [[استعاذه]] برخی [[انسان‌ها]] به [[جن]] است {{متن قرآن|وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا}}<ref>«و اینکه مردانی از آدمیان به مردانی از پریان پناه می‌بردند از این رو بر تباهکاری آنان (می) افزودند» سوره جن، آیه ۶.</ref>؛ - همگی بر [[پناه]] بردن به [[خداوند]]، که به عنوان تنها [[ملجأ]] و [[پناه]] شناسانیده شده است، دلالت دارند. به طور ویژه دو [[سوره]] ناس و فلق / مُعَوّذتان به [[پناه]] بردن به [[خداوند]] از [[شرّ]] حاسدان، افسون‌ها و وسوسه‌گران امر می‌کند. از این‌رو در این [[سوره‌ها]]، کارکرد [[استعاذه]] به [[خداوند]]، شبیه به کارکردی است که [[عامه]] [[مردم]] برای تعاویذ قائل‌اند.


در [[روایات نبوی]] نیز قرائت معوذتان به اضافه [[سوره اخلاص]] و دمیدن در [[کف دست]] و مسح [[بدن]] با آن، برای [[برکت]]، [[شفا]] و محافظت قید شده است<ref>ناصف، ج۴، ص۲۷-۲۸.</ref>. شاید از همین رو، [[پیامبر]]{{صل}} [[فرمان]] یافته است که پیوسته پیش از [[تلاوت قرآن]] از [[شر]] [[شیطان]] رجیم به [[خداوند]] [[پناه]] آورد تا از این طریق پاسخی محکم به تهمت‌های پی در پی [[مخالفان]] باشد<ref>التفسیر الحدیث، ج۶، ص۱۰۳.</ref>. لذا برای اهمیت [[استعاذه]] در [[قرآن]] همین بس که، دو [[سوره]] ناس و فلق به طور چشمگیری به این موضوع پرداخته‌اند. این دو [[سوره]] که با خطاب {{متن قرآن|قُلْ}} به [[پیامبر]]{{صل}} آغاز می‌گردد، [[جامع‌ترین]] بیان درباره ارکان [[استعاذه]] را دارا هستند؛ به گونه‌ای که می‌توان گفت [[آیات]] دیگر مربوط به [[استعاذه]]، شرحی از مفاهیم و مصادیق این [[سوره]] به شمار می‌آیند. این دو [[سوره]] به سبب آغازهای مشترک از همان [[عصر نزول]] به (معوذتین) [[شهرت]] یافت و [[جایگاه]] ویژه‌ای در [[نظام]] [[آموزش قرآن]] پیدا کرد و نیز [[جانشین]] انواع تعاویذ [[نادرست]] [[دوره جاهلی]] شد. [[رسول اکرم]]{{صل}} خواندن این دو [[سوره]] را [[بهترین]] [[تعویذ]] می‌دانستند و در عمل، بارها [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} را با آنها [[تعویذ]] فرمود<ref>الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۱۲؛ مجمع البیان، ج۲۷، ص۳۸۷.</ref>.
در [[روایات نبوی]] نیز قرائت معوذتان به اضافه [[سوره اخلاص]] و دمیدن در [[کف دست]] و مسح [[بدن]] با آن، برای [[برکت]]، [[شفا]] و محافظت قید شده است<ref>ناصف، ج۴، ص۲۷-۲۸.</ref>. شاید از همین رو، [[پیامبر]] {{صل}} [[فرمان]] یافته است که پیوسته پیش از [[تلاوت قرآن]] از [[شر]] [[شیطان]] رجیم به [[خداوند]] [[پناه]] آورد تا از این طریق پاسخی محکم به تهمت‌های پی در پی [[مخالفان]] باشد<ref>التفسیر الحدیث، ج۶، ص۱۰۳.</ref>. لذا برای اهمیت [[استعاذه]] در [[قرآن]] همین بس که، دو [[سوره]] ناس و فلق به طور چشمگیری به این موضوع پرداخته‌اند. این دو [[سوره]] که با خطاب {{متن قرآن|قُلْ}} به [[پیامبر]] {{صل}} آغاز می‌گردد، [[جامع‌ترین]] بیان درباره ارکان [[استعاذه]] را دارا هستند؛ به گونه‌ای که می‌توان گفت [[آیات]] دیگر مربوط به [[استعاذه]]، شرحی از مفاهیم و مصادیق این [[سوره]] به شمار می‌آیند. این دو [[سوره]] به سبب آغازهای مشترک از همان [[عصر نزول]] به (معوذتین) [[شهرت]] یافت و [[جایگاه]] ویژه‌ای در [[نظام]] [[آموزش قرآن]] پیدا کرد و نیز [[جانشین]] انواع تعاویذ [[نادرست]] [[دوره جاهلی]] شد. [[رسول اکرم]] {{صل}} خواندن این دو [[سوره]] را [[بهترین]] [[تعویذ]] می‌دانستند و در عمل، بارها [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} را با آنها [[تعویذ]] فرمود<ref>الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۱۲؛ مجمع البیان، ج۲۷، ص۳۸۷.</ref>.


[[مسلمانان]] بر اساس [[سنت پیامبر]]{{صل}}، [[قرائت قرآن]] را همواره با ذکر {{متن قرآن| أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}} آغاز می‌کنند. شایان ذکر است که [[قاریان]] سبعه در مورد الفاظ [[استعاذه]] [[اتفاق نظر]] کامل ندارند؛ مثلاً [[ابن کثیر]]، [[عاصم]] و [[ابو عمرو]]، همین ذکر معروف را گفته‌اند؛ [[نافع]]، [[ابن عامر]] و [[کسائی]] عبارت {{عربی|"إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ"}} را هم به آن افزوده‌اند؛ [[حمزه]] گفته: {{عربی|"نستیعذ بالله من الشیطان الرجیم"}} و بالاخره [[ابوحاتم]] عبارت {{عربی|"أعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم"}} را صحیح دانسته است. البته مشهورترین عبارت [[استعاذه]] همان است که [[مسلمانان]] متداول است، زیرا [[نظم]] واژگانی آن با ساختار [[آیه]] {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛» سوره نحل، آیه ۹۸.</ref> سازگارتر است و در چندین [[روایت]] بر [[برتری]] آن بر وجوه دیگر، تأکید شده است. درباره طرز ادای [[استعاذه]] نیز عموم [[قاریان]] به جز [[نافع]] و [[حمزه]]، قائل به بلند گفتن (جهر) آن هستند<ref>التیسیر، ص۱۶ و ۱۷؛ المحلی، ج۱، ص۲۴۳ و ۲۵۲.</ref>.
[[مسلمانان]] بر اساس [[سنت پیامبر]] {{صل}}، [[قرائت قرآن]] را همواره با ذکر {{متن قرآن| أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}} آغاز می‌کنند. شایان ذکر است که [[قاریان]] سبعه در مورد الفاظ [[استعاذه]] [[اتفاق نظر]] کامل ندارند؛ مثلاً [[ابن کثیر]]، [[عاصم]] و [[ابو عمرو]]، همین ذکر معروف را گفته‌اند؛ [[نافع]]، [[ابن عامر]] و [[کسائی]] عبارت {{عربی|"إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ"}} را هم به آن افزوده‌اند؛ [[حمزه]] گفته: {{عربی|"نستیعذ بالله من الشیطان الرجیم"}} و بالاخره [[ابوحاتم]] عبارت {{عربی|"أعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم"}} را صحیح دانسته است. البته مشهورترین عبارت [[استعاذه]] همان است که [[مسلمانان]] متداول است، زیرا [[نظم]] واژگانی آن با ساختار [[آیه]] {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛» سوره نحل، آیه ۹۸.</ref> سازگارتر است و در چندین [[روایت]] بر [[برتری]] آن بر وجوه دیگر، تأکید شده است. درباره طرز ادای [[استعاذه]] نیز عموم [[قاریان]] به جز [[نافع]] و [[حمزه]]، قائل به بلند گفتن (جهر) آن هستند<ref>التیسیر، ص۱۶ و ۱۷؛ المحلی، ج۱، ص۲۴۳ و ۲۵۲.</ref>.


[[رسول خدا]]{{صل}} در روایتی با تأکید بر [[الهی]] بودن شکل مشهور [[استعاذه]]، از [[ابن مسعود]] که آن را به صورت {{متن حدیث| أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}} ادا می‌نمود، خواست که آن را بدون {{متن حدیث|السَّمِيعِ الْعَلِيمِ}} ادا کند، چرا که [[جبرئیل]]{{ع}} این‌گونه از [[لوح محفوظ]] به وی آموخته است<ref>الکشاف، ج۱، ص۶۹۵.</ref>.
[[رسول خدا]] {{صل}} در روایتی با تأکید بر [[الهی]] بودن شکل مشهور [[استعاذه]]، از [[ابن مسعود]] که آن را به صورت {{متن حدیث| أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}} ادا می‌نمود، خواست که آن را بدون {{متن حدیث|السَّمِيعِ الْعَلِيمِ}} ادا کند، چرا که [[جبرئیل]] {{ع}} این‌گونه از [[لوح محفوظ]] به وی آموخته است<ref>الکشاف، ج۱، ص۶۹۵.</ref>.


[[ابن کثیر]] در تفسیرش می‌گوید: عموم [[علما]] غیر از معدودی چون [[ابوحاتم]]، [[حمزه]] و... [[اتفاق نظر]] دارند که [[استعاذه]] باید پیش از قرائت باشد. به لحاظ این که [[قاری]] به هنگام قرائت، دچار [[لغزش]] و [[اشتباه]] نگشته و با [[تدبر]] و [[تفکر]] [[قرآن]] بخواند<ref>تفسیر القرآن العظیم، ابن‌کثیر، ج۲، ص۵۸۶.</ref>.
[[ابن کثیر]] در تفسیرش می‌گوید: عموم [[علما]] غیر از معدودی چون [[ابوحاتم]]، [[حمزه]] و... [[اتفاق نظر]] دارند که [[استعاذه]] باید پیش از قرائت باشد. به لحاظ این که [[قاری]] به هنگام قرائت، دچار [[لغزش]] و [[اشتباه]] نگشته و با [[تدبر]] و [[تفکر]] [[قرآن]] بخواند<ref>تفسیر القرآن العظیم، ابن‌کثیر، ج۲، ص۵۸۶.</ref>.
خط ۲۵: خط ۲۷:
در نگاه [[فقها]]، ذکر [[استعاذه]] پیش از خواندن انواع [[دعاها]]، [[عبادات]] و [[اعمال]] روزانه، [[مستحب]] است و [[جایگاه]] ویژه‌ای دارد. [[نماز]] نیز به عنوان [[برترین]] [[عبادت]] از این ذکر خالی نیست. از جمله [[مستحبات]] قرائت [[نماز]]، آن است که [[نمازگزار]] بعد از [[تکبیرة الإحرام]] و قبل از قرائت [[حمد]]، [[استعاذه]] نماید. لذا موضوع [[استعاذه]] در کتب [[فقهی]] آمده است و می‌توان با نگاهی اجمالی دریافت که گرچه ظاهر [[آیه]] با فعل امر که معمولاً [[نماینده]] [[وجوب]] است، همراه گشته، اما تمامی [[فقیهان]]، ذکر [[استعاذه]] را در [[نماز]] و غیر آن، [[مستحب]] می‌دانند. البته از میان [[فقهای امامیه]]، تنها ابو علی ([[فرزند]] [[شیخ طوسی]]) و از [[عامه]]، فقهای پیرو [[مکتب]] ظاهری به [[وجوب]] ذکر [[استعاذه]] پیش از قرائت [[نماز]] قائل‌اند. همچنین ذکر آن با عبارت مشهور در رکعت اول [[نماز]] - ولو نمازهای [[جهریه]]- پیش از قرائت و به آهستگی (اخفات) ادا می‌شود و در صورت [[فراموشی]] نیاز به اعاده نیست<ref>تذکره الفقهاء، ج۳، ص۱۲۵؛ المحلی، ج۳، ص۲۴۷؛ کنز العرفان، ج۱، ص۱۴۹.</ref>.
در نگاه [[فقها]]، ذکر [[استعاذه]] پیش از خواندن انواع [[دعاها]]، [[عبادات]] و [[اعمال]] روزانه، [[مستحب]] است و [[جایگاه]] ویژه‌ای دارد. [[نماز]] نیز به عنوان [[برترین]] [[عبادت]] از این ذکر خالی نیست. از جمله [[مستحبات]] قرائت [[نماز]]، آن است که [[نمازگزار]] بعد از [[تکبیرة الإحرام]] و قبل از قرائت [[حمد]]، [[استعاذه]] نماید. لذا موضوع [[استعاذه]] در کتب [[فقهی]] آمده است و می‌توان با نگاهی اجمالی دریافت که گرچه ظاهر [[آیه]] با فعل امر که معمولاً [[نماینده]] [[وجوب]] است، همراه گشته، اما تمامی [[فقیهان]]، ذکر [[استعاذه]] را در [[نماز]] و غیر آن، [[مستحب]] می‌دانند. البته از میان [[فقهای امامیه]]، تنها ابو علی ([[فرزند]] [[شیخ طوسی]]) و از [[عامه]]، فقهای پیرو [[مکتب]] ظاهری به [[وجوب]] ذکر [[استعاذه]] پیش از قرائت [[نماز]] قائل‌اند. همچنین ذکر آن با عبارت مشهور در رکعت اول [[نماز]] - ولو نمازهای [[جهریه]]- پیش از قرائت و به آهستگی (اخفات) ادا می‌شود و در صورت [[فراموشی]] نیاز به اعاده نیست<ref>تذکره الفقهاء، ج۳، ص۱۲۵؛ المحلی، ج۳، ص۲۴۷؛ کنز العرفان، ج۱، ص۱۴۹.</ref>.


[[علامه طباطبایی]] می‌گوید: [[استعاذه]]، درخواست [[پناهگاه]] است و معنای [[آیه]] این است که: هرگاه [[قرآن]] خواندی از [[خدای متعال]] بخواه تا زمانی که آن را میخوانی، تو را از اغوای [[شیطان]] [[حفظ]] نماید و [[پناه]] دهد و این [[استعاذه]] [[امر]] شده، بیان‌گر حال [[نفسانی]] [[قاری]] در طول قرائت است که پیوسته آن را در [[جان]] خویش ایجاد می‌کند<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۶۷.</ref>. نیز گفته شده که [[خداوند]] با بیان این [[آیه]] اعلام نموده است که [[استعاذه]] از جمله [[اعمال صالح]] است که [[خداوند]] بر آن [[پاداش]] مقرر فرموده است و در [[حدیث]] است که [[رسول خدا]]{{صل}} در [[نماز]] می‌فرمود: {{متن حدیث|اَللَّهُ أَكْبَرُ كَبِيراً وَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ كَثِيراً وَ سُبْحَانَ اَللَّهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً، أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ اَلشَّيْطَانِ اَلرَّجِيمِ: مِنْ هَمْزِهِ، وَ نَفْثِهِ، وَ نَفْخِهِ}}<ref>روض الجنان، ج۶، ص۲۳۳.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استعاذه (مقاله)|مقاله «آیه استعاذه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۸-۶۹.</ref>
[[علامه طباطبایی]] می‌گوید: [[استعاذه]]، درخواست [[پناهگاه]] است و معنای [[آیه]] این است که: هرگاه [[قرآن]] خواندی از [[خدای متعال]] بخواه تا زمانی که آن را میخوانی، تو را از اغوای [[شیطان]] [[حفظ]] نماید و [[پناه]] دهد و این [[استعاذه]] [[امر]] شده، بیان‌گر حال [[نفسانی]] [[قاری]] در طول قرائت است که پیوسته آن را در [[جان]] خویش ایجاد می‌کند<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۶۷.</ref>. نیز گفته شده که [[خداوند]] با بیان این [[آیه]] اعلام نموده است که [[استعاذه]] از جمله [[اعمال صالح]] است که [[خداوند]] بر آن [[پاداش]] مقرر فرموده است و در [[حدیث]] است که [[رسول خدا]] {{صل}} در [[نماز]] می‌فرمود: {{متن حدیث|اَللَّهُ أَكْبَرُ كَبِيراً وَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ كَثِيراً وَ سُبْحَانَ اَللَّهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً، أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ اَلشَّيْطَانِ اَلرَّجِيمِ: مِنْ هَمْزِهِ، وَ نَفْثِهِ، وَ نَفْخِهِ}}<ref>روض الجنان، ج۶، ص۲۳۳.</ref><ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استعاذه (مقاله)|مقاله «آیه استعاذه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۸-۶۹.</ref>


==استعاذه در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم==
== استعاذه در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ==
از جمله آیاتی که به [[پیامبر]] [[دستور]] به استعاذه و [[پناه]] بردن از [[شر]] وسوسه‌های [[شیطان]] داده شده است.<ref>العَوذ پناهنده (التجاء) و وابستگی به دیگران است: نلتجی به ونستنصر به، یعنی پناه می‌آوریم و درخواست کمک می‌کنیم). استعاذه پناه بردن به چیزی است. و معاذ الله، به معنای پناه بردن به خداوند و یاری‌طلبیدن از او است: (مفردات راغب، ماده عوذ ص ۳۵۲)</ref> [[هدف]] از این [[دستور]] نوعی هشدار برای [[شناخت]] [[دشمن]] و تلقین اتکای به [[خداوند متعال]] است.
از جمله آیاتی که به [[پیامبر]] [[دستور]] به استعاذه و [[پناه]] بردن از [[شر]] وسوسه‌های [[شیطان]] داده شده است.<ref>العَوذ پناهنده (التجاء) و وابستگی به دیگران است: نلتجی به ونستنصر به، یعنی پناه می‌آوریم و درخواست کمک می‌کنیم). استعاذه پناه بردن به چیزی است. و معاذ الله، به معنای پناه بردن به خداوند و یاری‌طلبیدن از او است: (مفردات راغب، ماده عوذ ص ۳۵۲)</ref> [[هدف]] از این [[دستور]] نوعی هشدار برای [[شناخت]] [[دشمن]] و تلقین اتکای به [[خداوند متعال]] است.
#{{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛» سوره نحل، آیه ۹۸.</ref>
#{{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛» سوره نحل، آیه ۹۸.</ref>
#{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَا هُمْ بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ}}<ref>«آنان که در آیات خداوند بی‌آنکه برهانی نزد آنان آمده باشد چالش می‌ورزند؛ در درونشان جز خویش‌بینی نیست که به آن (هم) نمی‌رسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست» سوره غافر، آیه ۵۶.</ref> استعاذه از [[انکار]] و مجادله [[مردم]]
#{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَا هُمْ بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ}}<ref>«آنان که در آیات خداوند بی‌آنکه برهانی نزد آنان آمده باشد چالش می‌ورزند؛ در درونشان جز خویش‌بینی نیست که به آن (هم) نمی‌رسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست» سوره غافر، آیه ۵۶.</ref> استعاذه از [[انکار]] و مجادله [[مردم]]
#{{متن قرآن|وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که اوست که شنوای داناست» سوره فصلت، آیه ۳۶.</ref>
#{{متن قرآن|وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که اوست که شنوای داناست» سوره فصلت، آیه ۳۶.</ref>
#{{متن قرآن|وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که او شنوایی داناست» سوره اعراف، آیه ۲۰۰.</ref>
#{{متن قرآن|وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که او شنوایی داناست» سوره اعراف، آیه ۲۰۰.</ref>
#{{متن قرآن|وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ}}<ref>«و بگو: پروردگارا! از وسوسه‌های شیطان‌ها به تو پناه می‌آورم» سوره مؤمنون، آیه ۹۷.</ref> {{متن قرآن|وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ}}<ref>«و به تو پناه می‌آورم- پروردگارا!- از اینکه آنان نزد من باشند» سوره مؤمنون، آیه ۹۸.</ref>
#{{متن قرآن|وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ}}<ref>«و بگو: پروردگارا! از وسوسه‌های شیطان‌ها به تو پناه می‌آورم» سوره مؤمنون، آیه ۹۷.</ref> {{متن قرآن|وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ}}<ref>«و به تو پناه می‌آورم- پروردگارا!- از اینکه آنان نزد من باشند» سوره مؤمنون، آیه ۹۸.</ref>
خط ۳۸: خط ۴۰:
#{{متن قرآن|قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا}}<ref>«بگو هرگز مرا در برابر خداوند هیچ کس پناه نمی‌دهد و (خود نیز) جز او هرگز پناهگاهی نمی‌یابم» سوره جن، آیه ۲۲.</ref>
#{{متن قرآن|قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا}}<ref>«بگو هرگز مرا در برابر خداوند هیچ کس پناه نمی‌دهد و (خود نیز) جز او هرگز پناهگاهی نمی‌یابم» سوره جن، آیه ۲۲.</ref>
#{{متن قرآن|وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتَابِ رَبِّكَ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا}}<ref>«و آنچه به تو از کتاب پروردگارت وحی شده است بخوان! برای کلمات او هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و هرگز جز وی پناهگاهی نخواهی یافت» سوره کهف، آیه ۲۷.</ref>  
#{{متن قرآن|وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتَابِ رَبِّكَ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا}}<ref>«و آنچه به تو از کتاب پروردگارت وحی شده است بخوان! برای کلمات او هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و هرگز جز وی پناهگاهی نخواهی یافت» سوره کهف، آیه ۲۷.</ref>  
#{{متن قرآن|وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ}}<ref>«و به راستی نزدیک است کافران هنگامی که این یادکرد را می‌شنوند با چشمانشان به تو آسیب رسانند و می‌گویند بی‌گمان او دیوانه است» سوره قلم، آیه ۵۱.</ref>
#{{متن قرآن|وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ}}<ref>«و به راستی نزدیک است کافران هنگامی که این یادکرد را می‌شنوند با چشمانشان به تو آسیب رسانند و می‌گویند بی‌گمان او دیوانه است» سوره قلم، آیه ۵۱.</ref>
#{{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛» سوره نحل، آیه ۹۸.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۹۰.</ref>.
#{{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛» سوره نحل، آیه ۹۸.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۹۰.</ref>.


'''نکات:''' در این [[آیات]] [[خداوند]] به [[پیامبر]] که از جانب او [[یاری]] می‌شود، باز دستوراتی در جهت پیشگیری از [[گناه]] و رفتارهای [[وسوسه]] انگیز می‌دهد:
'''نکات:''' در این [[آیات]] [[خداوند]] به [[پیامبر]] که از جانب او [[یاری]] می‌شود، باز دستوراتی در جهت پیشگیری از [[گناه]] و رفتارهای [[وسوسه]] انگیز می‌دهد:
#در مقابل [[شیطان]] و دخالت‌های او به [[خداوند]] [[پناه]] ببرد: {{متن قرآن|وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که اوست که شنوای داناست» سوره فصلت، آیه ۳۶.</ref> * {{متن قرآن|وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ}}<ref>«و بگو: پروردگارا! از وسوسه‌های شیطان‌ها به تو پناه می‌آورم» سوره مؤمنون، آیه ۹۷.</ref>
# در مقابل [[شیطان]] و دخالت‌های او به [[خداوند]] [[پناه]] ببرد: {{متن قرآن|وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که اوست که شنوای داناست» سوره فصلت، آیه ۳۶.</ref> * {{متن قرآن|وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ}}<ref>«و بگو: پروردگارا! از وسوسه‌های شیطان‌ها به تو پناه می‌آورم» سوره مؤمنون، آیه ۹۷.</ref>
#به هنگام [[قرائت قرآن]] که مصدر [[هدایت]] و طریق [[تکامل]] است، از وسوسه‌های [[شیطان]] استعاذه کند: {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛» سوره نحل، آیه ۹۸.</ref>
# به هنگام [[قرائت قرآن]] که مصدر [[هدایت]] و طریق [[تکامل]] است، از وسوسه‌های [[شیطان]] استعاذه کند: {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛» سوره نحل، آیه ۹۸.</ref>
#در مقابل [[مخالفان]] که در [[آیات]] [[خدا]] [[جدل]] می‌کنند {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَا هُمْ بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ}}<ref>«آنان که در آیات خداوند بی‌آنکه برهانی نزد آنان آمده باشد چالش می‌ورزند؛ در درونشان جز خویش‌بینی نیست که به آن (هم) نمی‌رسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست» سوره غافر، آیه ۵۶.</ref>
# در مقابل [[مخالفان]] که در [[آیات]] [[خدا]] [[جدل]] می‌کنند {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَا هُمْ بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ}}<ref>«آنان که در آیات خداوند بی‌آنکه برهانی نزد آنان آمده باشد چالش می‌ورزند؛ در درونشان جز خویش‌بینی نیست که به آن (هم) نمی‌رسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست» سوره غافر، آیه ۵۶.</ref>
#به هنگام [[وسوسه]] وسوسه‌گران [[جن]] و انس و [[حسادت]] [[حسودان]] به [[خدا]] [[پناه]] ببرد و مبدأ هستی و جهت او را فراموش نکند. البته با توجه به [[عصمت پیامبر]] از [[گناه]]، این خطاب‌ها، نوعی [[راهنمایی]]، پیشگیری و هشدار و بیان توقعات [[خدا]] از [[پیامبر]] است: {{متن قرآن|قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ * مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ * وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ * وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ * وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ}}<ref>«بگو: به پروردگار سپیده‌دم پناه می‌برم * از بدی آنچه آفرید * و از بدی تاریکی شباهنگامی که فرا رسد * و از بدی زنان افسونگر دمنده در گره‌ها * و از بدی رشک‌آورنده هنگامی که به رشک خیزد» سوره فلق، آیه ۱-۵.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۹۰.</ref>.
# به هنگام [[وسوسه]] وسوسه‌گران [[جن]] و انس و [[حسادت]] [[حسودان]] به [[خدا]] [[پناه]] ببرد و مبدأ هستی و جهت او را فراموش نکند. البته با توجه به [[عصمت پیامبر]] از [[گناه]]، این خطاب‌ها، نوعی [[راهنمایی]]، پیشگیری و هشدار و بیان توقعات [[خدا]] از [[پیامبر]] است: {{متن قرآن|قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ * مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ * وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ * وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ * وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ}}<ref>«بگو: به پروردگار سپیده‌دم پناه می‌برم * از بدی آنچه آفرید * و از بدی تاریکی شباهنگامی که فرا رسد * و از بدی زنان افسونگر دمنده در گره‌ها * و از بدی رشک‌آورنده هنگامی که به رشک خیزد» سوره فلق، آیه ۱-۵.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۹۰.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
==استعاذه==
[[استعاذه]] مصدر باب استفعال و از ریشه «ع ـ و ـ ذ» به معنای [[پناه بردن]]، [[درخواست کمک]]<ref>مفردات، ص۵۹۵، «عوذ».</ref> و چنگ زدن ([[اعتصام]]) آمده است<ref>لسان‌العرب، ج ۹، ص۴۶۴، «عوذ».</ref>. «عُوذه» از همین ریشه، به چیزی گفته می‌شود که به‌وسیله آن از چیزی [[پناه]] برده شود.<ref>مفردات، ص۵۹۵، «عوذ».</ref> [[مفسّران]]، بر حسب کاربرد این واژه و مشتقاتش، تعابیر چندی را در توضیح آن ذکر کرده‌اند؛ مانند: اعتصام به [[خدا]] برای درخواست [[نجات]]، [[خضوع]] و [[خاکساری]] برای خدا جهت کسب [[توفیق]] و رها نشدن به [[حال]] خود<ref>مجمع‌البیان، ج ۵، ص۲۸۶.</ref>، اتصال به [[حضرت حق]] برای [[حفظ]] از [[شرّ]] هر [[اهل]] شرّی،<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۱۶.</ref> [[پناه بردن به خدا]] و توجه به او،<ref>تفسیر المنار، ج ۹، ص۵۴۱.</ref> درخواست دفع شرّ به وسیله شخص [[پایین‌تر]] از بالاتر با خضوع و [[فروتنی]]،<ref>مجمع‌البیان، ج ۶، ص۵۹۳.</ref><ref>مجمع‌البیان، ج ۶، ص۵۹۳.</ref> [[حرز]] گرفتن<ref>روح المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۴۹۹.</ref> و خود را در حیازت چیزی برای حفظ از [[بدی]] قرار دادن.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۶۴.</ref> برخی نیز استعاذه را لطفی دانسته‌اند که جلو تأثیر [[وسوسه‌های شیطان]] را می‌گیرد.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۹۸.</ref>استعاذه در اصطلاح [[قاریان]] به زبان آوردن عبارتهایی مانند {{متن حدیث|أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ}} است.<ref>الموسوعة الذهبیه، ج ۴، ص۲۶۴.</ref> در آیه‌ای، به استعاذه هنگام [[تلاوت قرآن]] امر شده است: {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ ٱلْقُرْءَانَ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ ٱلرَّجِيمِ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛» سوره نحل، آیه ۹۸.</ref> درباره [[وجوب]] یا [[استحباب]] استعاذه<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۶۲؛ الدرالمنثور، ج ۵، ص۱۶۵؛ الموسوعة الذهبیه، ج ۴، ص۲۶۳.</ref> و وقت آن‌که پیش از [[تلاوت]] است یا پس از تلاوت<ref>احکام القرآن، ج ۳، ص۲۸۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۱۴.</ref> نیز در بلند یا آهسته گفتن استعاذه، بین [[مفسران]] [[اختلاف]] است.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۱۴ ـ ۱۶.</ref> (تلاوت) [[فقها]] نیز استعاذه را در رکعت اول [[نماز]]، قبل از خواندن [[حمد]]، [[مستحب]] دانسته‌اند.<ref>الخلاف، ج ۱، ص۳۲۴؛ مستمسک العروه، ج ۶، ص۲۷۱.</ref> گفته شده: [[قاری قرآن]]، هنگام [[اشتغال]] به [[تلاوت]]، باید حالت [[استعاذه]] داشته باشد<ref>مجمع‌البیان، ج۶، ص۵۹۳؛ المیزان، ج۱۲، ص۳۴۴؛ الفرقان، ج ۱۴، ص۴۷۸.</ref> و گفتن الفاظی خاص سبب ایجاد این حالت در نفس [[قاری]] می‌شود؛ نه اینکه خود آن استعاذه باشد، مگر مجازا به آن استعاذه گفته شود.<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۳۴۴.</ref>.<ref>[[محمد مرادی|مرادی، محمد]]، [[استعاذه - مرادی (مقاله)|مقاله «استعاذه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۹۹۷.</ref>
 
==اهمیت و آثار استعاذه==
[[قرآن]]، [[دشمن]] [[انسان]] را به روشنی به وی معرفی کرده، ضمن تبیین خطرات پنهان و آشکار وی برای انسان به او می‌آموزد که جهت مصون ماندن از این خطرات، باید به [[خداوند]] [[پناه]] برد. البته اصل [[پناه بردن]] به قدرتی [[برتر]] هنگام مواجهه با خطر، امری [[فطری]] و غریزی بوده و در [[سرشت آدمی]] ریشه دارد.
 
سفارش به استعاذه در موقعیت‌های حساس، چون [[تلاوت قرآن]] و برای [[رهایی]] از خطرات جانی و [[اخلاقی]] و توجه به پناهجویی [[انبیا]] و [[اولیای الهی]] و نقل آنها، حاکی از اهمیت و تأثیر استعاذه است. تعابیری چون {{متن حدیث|أعوذ بِاللَّهِ}}، {{متن حدیث|أستعيذ باللّه}} و {{متن حدیث|معاذ اللّه}} افزون بر [[دعا]]، ذکر نیز هست و [[بنده]] را متوجه [[خدا]] می‌کند و [[توجه به خدا]] [[وسوسه]] [[شیطان]] را بی‌اثر یا کم‌اثر می‌کند؛ زیرا شیطان بر مؤمنانی که به خداوند پناه برده و بر او [[توکل]] می‌کنند سلطه‌ای ندارد: {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ ٱلْقُرْءَانَ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ ٱلرَّجِيمِ * إِنَّهُۥ لَيْسَ لَهُۥ سُلْطَـٰنٌ عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛ * که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۸-۹۹.</ref> برخی از [[مفسران]] [[آیه]] دوم را به منزله تعلیل برای امر «فَاستَعِذ» در آیه نخست دانسته<ref>التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص۲۷۸</ref> و نتیجه گرفته‌اند که استعاذه نوعی [[توکّل]] است<ref>المیزان، ج ۸، ص۳۸۱؛ ج ۱۲، ص۳۴۴</ref>. [[زمخشری]] به دلیل عطف آیه {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ ٱلْقُرْءَانَ...}}. با فاء به «عمل صالح» در آیه قبل، استعاذه را از مصادیق عمل صالح دانسته است<ref>الکشاف، ج ۲، ص۶۳۲</ref>. جمله شرطیه {{متن قرآن|وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ نَزْغٌۭ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که او شنوایی داناست» سوره اعراف، آیه ۲۰۰.</ref> بر جلوگیری [[استعاذه]] از تأثیر [[وسوسه]] [[شیطان]] صحّه می‌گذارد. [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ إِذَا مَسَّهُمْ طَـٰٓئِفٌۭ مِّنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ تَذَكَّرُوا۟ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران چون دمدمه‌ای از شیطان به ایشان رسد (از خداوند) یاد می‌کنند و ناگاه دیده‌ور می‌شوند» سوره اعراف، آیه ۲۰۱.</ref> به منزله تعلیل برای امر «فَاستَعِذ» بوده و نشان می‌دهد که [[پناه بردن به خدا]] هنگام وسوسه شیطان، راه [[پارسایان]] است و [[خدا]] آنان را کفایت و [[کید شیطان]] را از ایشان دفع می‌کند<ref>المیزان، ج ۸، ص۳۸۵</ref>. از آیه {{متن قرآن|مِن شَرِّ ٱلْوَسْوَاسِ ٱلْخَنَّاسِ}}<ref>«از شرّ آن وسوسه‌گر واپسگریز،» سوره ناس، آیه ۴.</ref> برمی‌آید که [[خداوند]] از استعاذه کننده [[مراقبت]] و او را از [[شرّ]] شیطانها کفایت می‌کند؛ زیرا اگر چنین نبود، خداوند وی را به استعاذه فرا نمی‌خواند<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۹۸</ref>. از دیگر آثار استعاذه مصون ماندن از خطر [[متکبران]]<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَىٰٓ إِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍۢ لَّا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ ٱلْحِسَابِ}} «و موسی گفت: من از هر خویشتن‌بینی که روز شمار را باور ندارد به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه می‌برم» سوره غافر، آیه ۲۷.</ref>، دور ماندن از درخواستهای نابجا، [[نجات]] از [[آلوده]] شدن دامن به [[گناه]]<ref>{{متن قرآن|وَرَٰوَدَتْهُ ٱلَّتِى هُوَ فِى بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِۦ وَغَلَّقَتِ ٱلْأَبْوَٰبَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ إِنَّهُۥ رَبِّىٓ أَحْسَنَ مَثْوَاىَ إِنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلظَّـٰلِمُونَ}} «و آن زن که یوسف در خانه‌اش بود از او، کام خواست و درها را بست و گفت: پیش آی که از آن توام! (یوسف) گفت: پناه بر خداوند! او پرورنده من است، جایگاه مرا نیکو داشته است، بی‌گمان ستمکاران رستگار نمی‌گردند» سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>، [[پرهیز از ظلم]]<ref>{{متن قرآن|قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلَّا مَن وَجَدْنَا مَتَـٰعَنَا عِندَهُۥٓ إِنَّآ إِذًۭا لَّظَـٰلِمُونَ}} «گفت: پناه بر خداوند که جز آن کس را بگیریم که کالای خویش را نزد او یافته‌ایم زیرا آنگاه ستمگر خواهیم بود» سوره یوسف، آیه ۷۹.</ref>، مصون ماندن از [[شرّ]] موجودات [[شرور]] و خطرات دیگر<ref>{{متن قرآن|وَإِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ}} «و بی‌گمان من از اینکه سنگسارم کنید به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه می‌برم» سوره دخان، آیه ۲۰.</ref> است.
 
[[خویشتن‌داری]] یوسف{{ع}} از [[گناه]] در حساس‌ترین موقعیت [[لغزش]]، با ذکر «[[معاذ]] [[اللّه]]» حاکی از تأثیر [[استعاذه]] است: {{متن قرآن|قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ}}<ref>سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>استعاذه [[موسی]]{{ع}} به‌صورت جمله خبری و با صیغه ماضی: {{متن قرآن|وَإِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُمْ}}<ref>سوره دخان، آیه ۲۰.</ref>، نشان می‌دهد که تأثیر استعاذه نزد حضرت [[قطعی]] بود و آن به [[امنیتی]] اشاره دارد که [[خداوند]] پیش از آمدن موسی به سوی [[فرعونیان]] برای او ایجاد کرده است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۳۹</ref>. [[نزول]] دو [[سوره]] «ناس» و «فلق» درباره استعاذه که به «معوّذَتَیْن» [[شهرت]] یافته‌اند<ref>مجمع‌البحرین، ج ۳، ص۲۷۵، «عوذ»</ref> و [[پیامبر]]{{صل}} درباره آنها فرموده است «مثل آن دو را ندیده‌ام»<ref>السنن الکبری، ج ۳، ص۳۷۸</ref>. مؤیّدی بر جایگاه مهم و تأثیر استعاذه است. اثر بخشی استعاذه، افزون بر اینکه از آثار [[دینی]] استفاده می‌شود امری [[تجربه]] شده نیز هست.<ref>تفسیر المنار، ج ۹، ص۵۴۱</ref>.<ref>[[محمد مرادی|مرادی، محمد]]، [[استعاذه - مرادی (مقاله)|مقاله «استعاذه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۹۹.</ref>
 
==ارکان [[استعاذه]]==
هر استعاذه‌ای ۴ رکن دارد: ۱. کسی که [[پناه]] می‌برد (مستعیذ، [[پناهنده]]). ۲. کسی یا چیزی که به آن پناه برده می‌شود (مستعاذٌ به، [[پناهگاه]]). ۳. چیزی که از آن پناه برده می‌شود (مستعاذٌ منه). ۴. [[هدف]] و مقصدی که برای به دست آوردن آن پناه برده می‌شود (مستعاذٌ له).<ref>التفسیر الکبیر، ج۱، ص۶۴؛ الفرقان، ج۳۰، ص۵۴۴؛ پرواز در ملکوت، ج ۲، ص۱۴۱.</ref>. با توجه به اینکه مباحث مربوط به این رکن با مباحث مربوط به اهمیت و آثار استعاذه یکی است در اینجا به توضیح موارد دیگر می‌پردازیم.
 
===مستعیذ (پناهنده)===
پناهنده باید به [[خداوند]] و [[قدرت]] او [[عقیده]] [[راسخ]] داشته باشد؛ زیرا این [[باور]] که [[خدا]] پناهگاهی مطمئن است، شرط لازم برای استعاذه است، چنان‌که در [[صدر اسلام]] شمار اندکی از [[مسلمانان]] از [[غزوه تبوک]] سر باز زدند و در پی آن، چنان عرصه بر آنان تنگ شد که [[یقین]] کردند هیچ پناهی جز خدا وجود ندارد: {{متن قرآن|وَظَنُّوٓا۟ أَن لَّا مَلْجَأَ مِنَ ٱللَّهِ إِلَّآ إِلَيْهِ}}<ref> سوره توبه، آیه ۱۱۸.</ref> [[قرآن]] از انسان‌های بزرگی نام می‌برد که به خداوند پناه برده‌اند. نوح{{ع}} در ماجرای [[طوفان]] از خداوند خواست تا پسرش را از غرق‌شدن برهاند. خداوند در پاسخ وی فرمود: پسر تو از [[اهل]] تو نیست. نوح{{ع}} گفت: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْـَٔلَكَ مَا لَيْسَ لِى بِهِۦ عِلْمٌۭ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِى وَتَرْحَمْنِىٓ أَكُن مِّنَ ٱلْخَـٰسِرِينَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! من از اینکه چیزی از تو بخواهم که بدان دانشی ندارم به تو پناه می‌برم و اگر مرا نیامرزی و به من بخشایش نیاوری از زیانکاران خواهم بود» سوره هود، آیه ۴۷.</ref> [[موسی]]{{ع}} هنگام [[رویارویی]] با [[قوم فرعون]] از [[رجم]] آنان به خدا پناه برد و گفت: {{متن قرآن|وَإِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ}}<ref>«و بی‌گمان من از اینکه سنگسارم کنید به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه می‌برم» سوره دخان، آیه ۲۰.</ref> یوسف{{ع}} نیز درخواست کامجویی [[همسر]] [[عزیز مصر]] را با گفتن {{متن قرآن|مَعَاذَ ٱللَّهِ}}<ref>سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref> ردّ کرد. وی در ماجرای پیشنهاد گروگان‌گیری یکی از برادرانش به جای [[بنیامین]]، با گفتن همین جمله، از پذیرش پیشنهاد آنان خودداری کرد: {{متن قرآن|قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ}}<ref> سوره یوسف، آیه ۷۹.</ref> گفتنی است که برخی [[استعاذه]] [[انبیا]] را به [[دلیل عصمت]] آنان، از باب [[ادب]] و [[تواضع]] دانسته‌اند.<ref>روح‌المعانی، مج ۱، ج ۱، ص۴۵۲.</ref>. [[همسر]] [[عمران]] نیز هنگام زادن [[مریم]] به [[خداوند]] گفت: من، مریم و ذریه‌اش را از [[شر]] شیطانِ [[رانده شده]] به [[پناه]] تو می‌سپرم: {{متن قرآن|وَإِنِّىٓ أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ ٱلرَّجِيمِ}}<ref>«و من او را مریم نامیده‌ام و او و نسل او را از شیطان رانده به پناه تو می‌آورم» سوره آل‌عمران، آیه ۳۶.</ref> آنگاه که [[جبرئیل]] در [[شمایل]] [[بشر]] بر مریم تمثّل یافت مریم به او گفت: {{متن قرآن|قَالَتْ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحْمَـٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّۭا}}<ref>«(مریم) گفت: من از تو، به (خداوند) بخشنده پناه می‌برم؛ اگر پرهیزگاری (از من دور شو)» سوره مریم، آیه ۱۸.</ref>.<ref>[[محمد مرادی|مرادی، محمد]]، [[استعاذه - مرادی (مقاله)|مقاله «استعاذه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۱۰۰.</ref>
 
===مستعاذ به ([[پناهگاه]])===
از دیدگاه [[قرآن]]، تنها خداوند است که باید به او پناه برد: {{متن قرآن|وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلْتَحَدًۭا}}<ref>«و هرگز جز وی پناهگاهی نخواهی یافت» سوره کهف، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|لَّن يَجِدُوا۟ مِن دُونِهِۦ مَوْئِلًۭا}}<ref>«که هرگز در برابر آن پناهگاهی نخواهند یافت» سوره کهف، آیه ۵۸.</ref> در برخی از آیاتی که درباره [[پناه بردن]] به خداست اسم جامع «[[اللّه]]» مطرح شده: {{متن قرآن|مَعَاذَ ٱللَّهِ}}، {{متن قرآن|فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ}}<ref>سوره نحل، آیه ۹۸.</ref>، {{متن قرآن|أَعُوذُ بِٱللَّهِ}}<ref> سوره بقره، آیه ۶۷.</ref> در برخی دیگر صفت رحمانیت [[خدا]] ذکر شده است: {{متن قرآن|إِنِّىٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحْمَـٰنِ}}<ref>سوره مریم، آیه ۱۸.</ref> و در برخی صفتِ {{متن قرآن|مَلِكِ ٱلنَّاسِ}}<ref>«فرمانفرمای آدمیان،» سوره ناس، آیه ۲.</ref> و در جایی صفت [[الوهیت]]: {{متن قرآن|إِلَـٰهِ ٱلنَّاسِ}}<ref>«خدای آدمیان،» سوره ناس، آیه ۳.</ref> و گاه صفتِ {{متن قرآن|رَبِّ ٱلنَّاسِ}}<ref>سوره ناس، آیه ۱.</ref> آمده است.
 
درباره ذکر صفات سه‌گانه «[[ربّ]]»، «[[مَلِک]]» و «[[إله]]» در [[سوره ناس]] گفته شده: [[انسان]] به‌طور طبیعی برای دفع [[شر]] از خود به کسی [[پناه]] می‌برد که [[توانایی]] دفع آن را داشته باشد و آن‌کس یا مربی و [[مدبّر]] [[انسان]] است یا صاحب [[قدرت]] فائقی که‌حکمی نافذ دارد؛ مانند [[پادشاهی]] از [[پادشاهان]]، یا [[اله]] و [[معبود]] وی است، و [[خداوند]]، هر سه صفت را داراست و [[راز]] اینکه صفت [[ربّ]] بر آن دو مقدم شده نزدیک‌تر بودن [[مربّی]] انسان است و [[ولایت]] [[پادشاه]] اعمّ از ولایت مربی است و اله ولیی است که انسان از روی [[اخلاص]] به او توجه می‌کند؛ نه به لحاظ طبع [[مادّی]]. عطف نشدن و مستقل ذکر گردیدن هریک از این صفات، برای بیان [[استقلال]] علیت هرکدام از آنهاست.<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۹۵ ـ ۳۹۶.</ref>. خداوند به استعاذه‌کنندگان [[وعده]] داده است که پاسخگوی [[استعاذه]] آنان است و از خواست [[قلبی]] ایشان [[آگاهی]] دارد.<ref>{{متن قرآن|وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ نَزْغٌۭ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}«و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که او شنوایی داناست» سوره اعراف، آیه ۲۰۰.</ref> در برخی [[آیات قرآن]] نیز از [[پناه بردن]] [[مؤمنان]] به غیر خداوند یاد، یا به آن دستور داده شده است؛ مانند پناه بردن [[اصحاب کهف]] به [[غار]] به [[فرمان خداوند]]: {{متن قرآن|إِذْ أَوَى ٱلْفِتْيَةُ}}<ref>سوره کهف، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|فَأْوُۥٓا۟ إِلَى ٱلْكَهْفِ}}<ref>سوره کهف، آیه ۱۶.</ref> این گونه پناه بردن چون با [[اجازه]] و [[دستور خداوند]] بوده، بی‌اشکال، بلکه در [[حقیقت]] پناه بردن به خداست و با [[توحید]] در استعاذه منافاتی ندارد.<ref>[[محمد مرادی|مرادی، محمد]]، [[استعاذه - مرادی (مقاله)|مقاله «استعاذه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۱۰۱.</ref>
 
===مستعاذ منه (اموری که باید از آنها [[پناه]] برد)===
بیشترین محور [[آیات]] [[استعاذه]] اموری است که باید از آنها به [[خدا]] پناه برد و از [[خداوند]] برای [[غلبه]] برآنها [[استمداد]] کرد.
 
۱. '''[[شیطان]]''': در [[قرآن]] دو دسته آیات درباره استعاذه از شیطان وجود دارد: دسته نخست، آیاتی که از شیطان بدون اشاره به [[اعمال]] وی سخن گفته است؛ مانند: {{متن قرآن|وَإِنِّىٓ أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ ٱلرَّجِيمِ}}<ref>«و او و نسل او را از شیطان رانده به پناه تو می‌آورم» سوره آل‌عمران، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ ٱلْقُرْءَانَ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ ٱلرَّجِيمِ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛» سوره نحل، آیه ۹۸.</ref> در این‌گونه آیات، روشن بودن [[شرّ]] و وسوسه‌گری شیطان، علت طرح نشدن آن و عدم ذکر [[کارهای زشت]] شیطان برای عمومیت بخشیدن به آنهاست، به‌گونه‌ای که شامل همه شرها بشود!<ref>روح‌البیان، ج ۱، ص۴.</ref>. چنان‌که در آیه‌ای از قرآن، سفارش شده از [[شر]] همه [[مخلوقات]] به خدا پناه برده شود.<ref>{{متن قرآن|قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلْفَلَقِ * مِن شَرِّ مَا خَلَقَ}} «بگو: به پروردگار سپیده‌دم پناه می‌برم * از بدی آنچه آفرید» سوره فلق، آیه ۱-۲.</ref> با این [[حال]]، در آیاتی به [[پناه بردن]] از خصوص شیطان به خدا، امر شده که حاکی از اهمیت توجه به خطر [[وسوسه‌های شیطان]] است.
 
دسته دوم، آیاتی است که در آنها شر رسانی شیطان بازگو و از آن استعاذه شده یا به استعاذه سفارش گردیده است:
 
الف. به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[فرمان]] داده شده که از [[وسوسه‌های شیاطین]] به خدا پناه ببرد: {{متن قرآن|وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَٰتِ ٱلشَّيَـٰطِينِ}}<ref>«و بگو: پروردگارا! از وسوسه‌های شیطان‌ها به تو پناه می‌آورم» سوره مؤمنون، آیه ۹۷.</ref> «هَمْز» در لغت به معنای اشاره<ref>القاموس المحیط، ج ۱، ص۷۲۸، «همز».</ref>، و در [[آیه]]، مقصود [[وسوسه]] واغواگری است<ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص۱۱۷.</ref>. در روایتی از [[پیامبر]]{{صل}} هَمْز شیطان به «[[موته]]» ([[جنون]]) معنا شده است<ref>القاموس المحیط، ج ۱، ص۷۲۸، «همزه».</ref>. همز در [[تفاسیر]] به «خَنِق» یعنی فشردن گلو برای قطع نفس،<ref>جامع‌البیان، مج ۱۰، ج ۱۸، ص۶۶.</ref> «نَزْغ»،<ref>کشف‌الاسرار، ج ۶، ص۴۶۶.</ref> دمیدن،<ref>همان، ص۴۶۷.</ref> [[دعوت]] به [[باطل]] و [[گناه]]<ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص۱۸۷؛ کشف الاسرار، ج ۶، ص۴۶۶.</ref> و هرچه از [[وسوسه]] [[شیطان]] که در [[قلب]] واقع شود<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۶۸.</ref> معنا شده است. از قرار گرفتن [[آیه]] در [[سیاق آیات]] مربوط به [[مشرکان]] به دست می‌آید که ابتلای مشرکان به [[شرک]] و [[تکذیب]] از همز شیطان است<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۶۵.</ref> و صیغه جمع «هَمَزات» مفید تکرار وسوسه یا تنوع آن یا تعدد [[شیاطین]] وسوسه‌گر است.
[[خداوند]]، در پی سفارش به [[استعاذه]]، به [[پیامبر]] [[فرمان]] می‌دهدکه از حضور شیاطین به [[خدا]] [[پناه]] ببرد: {{متن قرآن|وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ}}<ref>«و به تو پناه می‌آورم- پروردگارا!- از اینکه آنان نزد من باشند» سوره مؤمنون، آیه ۹۸.</ref> منظور از حاضر شدن شیاطین بازداشتن آنها از [[طاعت]] یا حضور هنگام [[نماز]] یا [[تلاوت قرآن]] یا در همه احوال و مواقع است<ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص۱۷۸.</ref>.
 
ب. در دو آیه امر شده است که [[انسان]] از نزغ شیطان به خدا پناه ببرد: {{متن قرآن|وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ نَزْغٌۭ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ}}<ref>«و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که اوست که شنوای داناست» سوره فصّلت، آیه ۳۶.</ref> «نَزْغ» در لغت داخل شدن در چیزی برای [[فاسد]] کردن آن است<ref>مفردات، ص۷۹۸، «نزغ».</ref> و برخی آن را [[افساد]] دانسته‌اند<ref>جامع‌البیان، مج ۶، ج ۹، ص۲۰۸.</ref>. به [[غضب]] انداختن،<ref>جامع‌البیان، مج ۶، ج ۹، ص۲۰۸.</ref> تحریک قلب، رسیدن عوارضی از شیطان و بازداشتن از آنچه خدا به آن فرمان داده،<ref>مجمع‌البیان، ج ۴، ص۷۸۸.</ref> ابتدای وسوسه،<ref>مجمع‌البیان، ج ۴، ص۷۸۸.</ref>. به [[حرکت]] درآوردن و [[گمراه کردن]] که بیشتر در [[حال]] غضب رخ می‌دهد، و کمترین وسوسه‌ای را که از ناحیه شیطان صورت می‌گیرد نیز از معانی نَزْغ برشمرده‌اند.<ref>المیزان، ج ۸، ص۳۸۰.</ref>. برخی با توجه به سیاق آیات، معنای آیه را [[برحذر بودن]] از [[غضب]] و [[انتقام]]، با [[استعاذه]] به [[خدا]] دانسته‌اند که هرگاه [[شیطان]] بخواهد شما را در برابر [[اعمال]] [[جاهلان]] و [[سوء]] رفتارشان، به غضب و انتقام تحریک کند به خدا [[پناه]] ببرید.<ref>همان، ص۳۸۰ ـ ۳۸۱.</ref>.
 
ج. هرگاه وسوسه‌ای از شیطان به [[پرهیزگاران]] برسد آنان خدا را یاد کرده، [[بصیرت]] می‌یابند: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ إِذَا مَسَّهُمْ طَـٰٓئِفٌۭ مِّنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ تَذَكَّرُوا۟ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران چون دمدمه‌ای از شیطان به ایشان رسد (از خداوند) یاد می‌کنند و ناگاه دیده‌ور می‌شوند» سوره اعراف، آیه ۲۰۱.</ref> «[[طائف]]» به کسی گفته می‌شود که دراطراف چیزی می‌گردد تا آن را شکار کند.<ref>مفردات، ص۵۳۱، «طوف».</ref>. «مسّ» دست‌گذاشتن بر چیزی و کنایه از اصابت یا کمترین حد اصابت است.<ref>التحریر و التنویر، ج ۹، ص۲۳۲.</ref>. برخی، «طائف» را [[شیطانی]] که در اطراف [[قلب]] می‌گردد تا وارد آن شود و برخی [[وسوسه]] شیطان<ref>روح‌المعانی، مج ۶، ج ۹، ص۲۱۵؛ المیزان، ج ۸، ص۳۸۵.</ref>. و برخی نیز غضب دانسته‌اند<ref>روح المعانی، مج ۶، ج ۹، ص۲۱۵.</ref>. که [[انسان]] باید در آن [[حال]] به [[یاد خدا]] باشد.
 
در [[آیه]] یاد شده، به صراحت از استعاذه سخن به میان نیامده؛ ولی به قرینه مسّ شیطان و ذکر آن پس از امر به استعاذه در آیه پیشین، مقصود از «تَذَکَّروا» متنبه شدن و در نتیجه [[پناه بردن به خدا]] از وسوسه شیطان است که همان مفاد استعاذه است، ازاین‌رو، [[مفسران]]، آیه را تأکید بر استعاذه دانسته‌اند.<ref>التحریر والتنویر، ج ۹، ص۲۳۱، ۲۳۳.</ref>. برخی نیز آیه را به منزله تعلیل برای امر به استعاذه دانسته و استعاذه را نوعی [[تذکر]] معرفی کرده‌اند.<ref>المیزان، ج ۸، ص۳۸۱.</ref>.
 
د. به [[رسول اکرم]]{{صل}} دستور داده شده از وسوسه‌گر نهانی ([[جنّ]] یا انسان) که در سینه‌های [[مردمان]] وسوسه می‌کند، به [[پروردگار]] پناه برد: {{متن قرآن|بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ * مَلِكِ ٱلنَّاسِ * إِلَـٰهِ ٱلنَّاسِ * مِن شَرِّ ٱلْوَسْوَاسِ ٱلْخَنَّاسِ * ٱلَّذِى يُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ ٱلنَّاسِ * مِنَ ٱلْجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ}}<ref>«بگو: به پروردگار آدمیان پناه می‌برم * فرمانفرمای آدمیان * خدای آدمیان، * از شرّ آن وسوسه‌گر واپسگریز * که در دل‌های آدمیان وسوسه می‌افکند، * از پریان و آدمیان» سوره ناس، آیه ۱-۶.</ref> [[وسوسه]]، [[اندیشه]] بد و [[پست]] و اصل آن از «[[وسواس]]» به معنای صدای نهفته و آرام است.<ref>مفردات، ص۸۶۸، «وسوس»؛ الکشاف، ج ۴، ص۸۲۳.</ref>. آوردن صفت وسواس به جای نام [[شیطان]] برای [[مبالغه]] در کار اوست، بدین ترتیب گویا شیطان، خودِ وسوسه است، افزون بر این، می‌توان مضافی مانند «ذی» را در تقدیر گرفت.<ref>الکشاف، ج ۴، ص۸۲۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص۱۹۸.</ref>.
 
۲. '''[[متکبران]]''': آنگاه که [[فرعون]] [[موسی]]{{ع}} را به [[قتل]] [[تهدید]] کرد: «ذَرونِی أقْتُل موسی» موسی گفت: از هر متکبری به [[پروردگار]] [[پناه]] می‌برم: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَىٰٓ إِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍۢ لَّا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ ٱلْحِسَابِ}}<ref>«و موسی گفت: من از هر خویشتن‌بینی که روز شمار را باور ندارد به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه می‌برم» سوره غافر، آیه ۲۷.</ref> منظور از [[متکبر]] کسی است که نسبت به [[اقرار]] به [[الوهیت خدا]] و [[اطاعت]] از او [[تکبّر]] ورزد.<ref>جامع البیان، مج ۱۲، ج ۲۴، ص۷۳.</ref>.
 
۳. '''خطر''': [[حضرت موسی]] هنگام [[دعوت]] فرعون و قومش، از [[رجم]] آنان به [[خداوند]] پناه برد: {{متن قرآن|وَإِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ}}<ref>«و بی‌گمان من از اینکه سنگسارم کنید به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه می‌برم» سوره دخان، آیه ۲۰.</ref> برای رجم، مصادیقی ذکر شده است: رجم به قول، یعنی [[اتهام]] [[سحر]]، سنگسار کردن، کشتن، [[بدگویی]]، زدن و [[اذیت]] کردن. جمله «اَن تَرجُمون» همه موارد یاد شده را دربرمی‌گیرد.<ref>جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۵، ص۱۵۵.</ref>.
 
۴. '''[[جهالت]]''': در دو [[آیه]] از جهالت به [[خدا]] پناه برده شده است: نوح{{ع}} وقتی پسرش را در ماجرای [[طوفان]] در [[حال]] [[غرق]] شدن دید از خداوند مدد خواست...: {{متن قرآن|رَبِّ إِنَّ ٱبْنِى مِنْ أَهْلِى وَإِنَّ وَعْدَكَ ٱلْحَقُّ}}<ref>سوره هود، آیه ۴۵.</ref> خداوند پاسخ داد که او از [[خانواده]] تو نیست. نوح از اینکه درخواست جاهلانه‌ای داشته باشد به [[خدا]] [[پناه]] برد: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْـَٔلَكَ مَا لَيْسَ لِى بِهِۦ عِلْمٌۭ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِى وَتَرْحَمْنِىٓ أَكُن مِّنَ ٱلْخَـٰسِرِينَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! من از اینکه چیزی از تو بخواهم که بدان دانشی ندارم به تو پناه می‌برم و اگر مرا نیامرزی و به من بخشایش نیاوری از زیانکاران خواهم بود» سوره هود، آیه ۴۷.</ref> [[موسی]]{{ع}} نیز در ماجرای [[ذبح]] گاو [[بنی‌اسرائیل]] و رهنمودهای وحیانی‌اش به آنان و متهم شدن به استهزای [[قوم]] خود گفت: به خدا پناه می‌برم که از [[جهالت]] پیشگان باشم: {{متن قرآن|أَعُوذُ بِٱللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ ٱلْجَـٰهِلِينَ}}<ref>«به خداوند پناه می‌جویم که از نادانان باشم» سوره بقره، آیه ۶۷.</ref> به قرینه [[سیاق آیه]]، مقصود از [[جاهلان]] استهزاکنندگان هستند و تعبیر از آنان به جاهلان از آن‌روست که [[استهزا]] از [[جهل]] برمی‌خیزد.<ref>[[مجمع‌البیان]]، ج ۱، ص۲۷۴.</ref>.
 
۵. '''[[آلودگی]] دامن''': زمانی که [[جبرئیل]] در [[خلوت]] [[مریم]] به‌صورت [[انسانی]] [[متعادل]] برای او متمثل شد مریم از او به [[خداوند]] [[رحمان]] پناه برد: {{متن قرآن|قَالَتْ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحْمَـٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّۭا}}<ref>«(مریم) گفت: من از تو، به (خداوند) بخشنده پناه می‌برم؛ اگر پرهیزگاری (از من دور شو)» سوره مریم، آیه ۱۸.</ref> یوسف{{ع}} آن هنگام که [[همسر]] [[عزیز مصر]] در خلوتگاه از او کام خواست به خدا پناه برد: {{متن قرآن|وَرَٰوَدَتْهُ ٱلَّتِى هُوَ فِى بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِۦ وَغَلَّقَتِ ٱلْأَبْوَٰبَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ إِنَّهُۥ رَبِّىٓ أَحْسَنَ مَثْوَاىَ إِنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلظَّـٰلِمُونَ}}<ref>«و آن زن که یوسف در خانه‌اش بود از او، کام خواست و درها را بست و گفت: پیش آی که از آن توام! (یوسف) گفت: پناه بر خداوند! او پرورنده من است، جایگاه مرا نیکو داشته است، بی‌گمان ستمکاران رستگار نمی‌گردند» سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>
 
۶. '''[[ظلم]]''': هنگامی که [[برادران یوسف]]{{ع}} از وی خواستند که به جای [[بنیامین]] یکی دیگر از [[برادران]] را به گروگان گیرد یوسف گفت: [[پناه بر خدا]] که جز کسی را بازداشت کنیم که کالایمان را نزد او یافته‌ایم که در این صورت [[ستمکار]] خواهیم بود: {{متن قرآن|قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلَّا مَن وَجَدْنَا مَتَـٰعَنَا عِندَهُۥٓ إِنَّآ إِذًۭا لَّظَـٰلِمُونَ}}<ref>«گفت: پناه بر خداوند که جز آن کس را بگیریم که کالای خویش را نزد او یافته‌ایم زیرا آنگاه ستمگر خواهیم بود» سوره یوسف، آیه ۷۹.</ref>
 
۷. '''موجودات [[شرور]]''': [[شر]]، هر نوع [[بدی]] را در برمی‌گیرد. برخی شر را شامل شرور [[دنیا]] و [[آخرت]]، [[انسان]] و [[جنّ]] و [[شیاطین]]، درندگان و گزندگان، [[آتش]]، آب، غذاهای زیانبار، قحطی و [[بیماری]] برشمرده‌اند<ref>التفسیرالکبیر، ج۳۲، ص۱۷۷؛ روح‌المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۵۰۱.</ref>. در [[قرآن]]، یک بار (به صورت مطلق) به [[استعاذه]] از [[شرّ]] این‌گونه موجودات سفارش شده است: {{متن قرآن|مِن شَرِّ مَا خَلَقَ}}<ref>«از بدی آنچه آفرید» سوره فلق، آیه ۲.</ref> «مَا خَلَقَ» شامل همه [[آفریدگان]] می‌شود و «شرّ»، آنها را به مخلوقاتی مقیّد می‌کند که منشأ شرّ باشند<ref>جامع‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۴۵۷؛ مجمع‌البیان، ج ۱۰، ص۸۶۶.</ref>. در آیاتی نیز مصادیقی برای شرور بیان شده است که باید از آنها به [[خدا]] [[پناه]] برد:
 
الف. [[تاریکی]] فراگیر: در [[آیه]] ۳ فلق به [[پناه بردن]] از شرّ تاریکی به [[پروردگار]] [[فرمان]] داده شده‌است: {{متن قرآن|وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ}}<ref>«و از بدی تاریکی شباهنگامی که فرا رسد» سوره فلق، آیه ۳.</ref>. تعبیر {{متن قرآن|غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ}} در [[تفاسیر]] و [[روایات]]، به شب هنگامی که با تاریکی‌اش داخل شود، غروب ثریا یا ستاره‌ای دیگر، غروب ماه<ref>جامع‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۴۵۷ ـ ۴۵۹.</ref>، [[کسوف]] ماه، نیش زدن مارهای سیاه<ref>الکشاف، ج ۴، ص۸۲۱.</ref> و هر مهاجم شروری<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸۶۶.</ref>، [[تفسیر]] شده است؛ امّا بیشتر [[مفسران]] آن را بر معنای نخست حمل کرده‌اند. در این صورت ذکر آن به دلیل اقدام [[فاسق]] به [[فسق]] و [[فجور]] و اقدام حشرات و درندگان به [[آزار]] و [[اذیت]] به هنگام شب است<ref>همان، ص۵۶۹.</ref>. برخی نسبت دادن شر به شب را به این سبب دانسته‌اند که با تاریکی خود به شریر برای انجام دادن شر کمک می‌کند، پس شرّ در شب، بیشتر از [[روز]] اتفاق می‌افتد<ref>الکشاف، ج ۴، ص۸۲۱؛ روح‌المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۵۰۳؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۹۳.</ref>. ذکر شب پس از «مَا خَلَقَ» را نیز از باب [[ذکر خاص]] پس از عام و برای اهمیت دادن به آن معرفی کرده‌اند<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۹۳.</ref>. برخی نیز به عکس، نکره آوردن آن را برای دلالت بر عموم دانسته‌اند<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸۶۶؛ روح المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۵۰۲.</ref>.
 
ب. [[جادوگران]]: در ادامه [[سوره فلق]] [[فرمان]] داده شده از [[شرّ]] دمندگان در گرهها به [[پروردگار]] [[پناه]] برده شو: {{متن قرآن|وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّـٰثَـٰتِ فِى ٱلْعُقَدِ}}<ref>«و از بدی زنان افسونگر دمنده در گره‌ها» سوره فلق، آیه ۴.</ref> «نفث» در لغت، دمیدن است<ref>تاج العروس، ج ۳، ص۲۷۲، «نفث»؛ کشف الاسرار، ج ۱۰، ص۶۷۰.</ref> و منظور از آن، دمیدن در رُقیه‌ها و گره‌هاست<ref>مفردات، ص۸۱۶، «نفث».</ref> و مقصود از «نفّاثات» زنانی است که برای جادوکردن، در گره‌های بند می‌دمند<ref>جامع‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۴۵۹؛ الکشاف، ج ۴، ص۸۲۱.</ref>. گفته شده: آنان زنانی هستند که [[قلب]] مردان را به [[دوستی]] خود می‌ربایند<ref>کشف الاسرار، ج ۱۰، ص۶۷۰.</ref> یا زنانی که تصمیم مردان را [[تغییر]] داده و آنان را به [[رأی]] خود باز می‌گردانند<ref>مجمع‌البیان، ج ۱۰، ص۸۶۶.</ref>. از این [[آیه]]، تأثیر [[سحر]] استفاده می‌شود<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۹۳.</ref>؛ اما برخی، تأثیر آن را نپذیرفته و گفته‌اند: [[لزوم]] [[پناه بردن به خدا]] از [[شر]] [[ساحران]]، برای این است که آنان این توهم را ایجاد می‌کنند که [[قدرت]] دارند [[انسان]] را [[بیمار]] کنند یا [[شفا]] بخشند یا [[قادر]] به انجام کارهای خیر و شرّند<ref>مجمع‌البیان، ج ۱۰، ص۸۶۶.</ref>. یا اینکه مقصود از [[استعاذه]] از [[زنان]] [[جادوگر]] را استعاذه از [[جادوگری]] و [[گناه]] جادوی آنان، استعاذه از فتنه‌ای که با آن [[مردم]] را [[فریب]] می‌دهند و استعاذه از شری که آن را [[خداوند]] هنگام جادوی آنان ایجاد می‌کند دانسته‌اند<ref>الکشاف، ج ۴، ص۸۲۱.</ref>.
 
ج. [[حسودان]]: در آیه پایانی سوره فلق فرمان داده شده از شر [[حسود]]، زمانی که [[حسد]] می‌ورزد به پروردگار پناه برده شود: {{متن قرآن|وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ}}<ref>«و از بدی رشک‌آورنده هنگامی که به رشک خیزد» سوره فلق، آیه ۵.</ref> مقصود از قید «إذا حَسَد» این است که به [[حسد]] خویش ترتیب اثر داده، طبق آن عمل کند<ref>همان، ص۸۲۲؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۹۳.</ref>. گفته شده: [[آیه]]، [[پناه بردن]] از نفس [[حسود]] و [[چشم زخم]] وی را بیان می‌کند<ref>مجمع‌البیان، ج ۱۰، ص۴۹۳.</ref>. برخی، [[یهود]] را مصداق حاسد برشمرده‌اند.<ref>جامع البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۴۶۰.</ref>.
 
۸. '''[[عناد]] [[کافران]]''': [[خداوند]] به پیامبرش دستور داده است که در برابر [[جدال]] و عناد بی‌دلیل کافران درباره [[آیات خدا]]، به [[خدا]] [[پناه]] ببرد؛ زیرا در دلشان جز [[کبر]] نیست: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ يُجَـٰدِلُونَ فِىٓ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَـٰنٍ أَتَىٰهُمْ إِن فِى صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌۭ مَّا هُم بِبَـٰلِغِيهِ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْبَصِيرُ}}<ref>«آنان که در آیات خداوند بی‌آنکه برهانی نزد آنان آمده باشد چالش می‌ورزند؛ در درونشان جز خویش‌بینی نیست که به آن (هم) نمی‌رسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست» سوره غافر، آیه ۵۶.</ref>، بنابراین، [[استعاذه]] در [[آیه]]، به معنای [[پناه بردن به خدا]] از جدال و عناد کافران است.
 
یادآور می‌شویم که یکی از مصادیق مستعاذٌ منه، خداوند است<ref>{{متن قرآن|وَعَلَى ٱلثَّلَـٰثَةِ ٱلَّذِينَ خُلِّفُوا۟ حَتَّىٰٓ إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ ٱلْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّوٓا۟ أَن لَّا مَلْجَأَ مِنَ ٱللَّهِ إِلَّآ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ}} «و نیز بر آن سه تن که (از رفتن به جنگ تبوک) واپس نهاده شدند تا آنگاه که زمین با همه فراخنایش بر آنان تنگ آمد و جانشان به لب رسید و دریافتند که پناهگاهی از خداوند جز به سوی خود او نیست؛ آنگاه (خداوند) بر ایشان بخشایش آورد تا توبه کنند که خداوند بسیار توب» سوره توبه، آیه ۱۱۸.</ref> که مراد از آن، [[پناه بردن]] از [[کیفر خدا]] به [[عفو]] او و از [[خشم خدا]] به رضای اوست.<ref>السنن الکبری، ج ۱، ص۴۵۲؛ بحارالانوار، ج ۸۳، ص۱۳۴؛ بیان‌السعاده، ج ۱، ص۲۴.</ref>.<ref>[[محمد مرادی|مرادی، محمد]]، [[استعاذه - مرادی (مقاله)|مقاله «استعاذه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۱۰۲-۱۰۶.</ref>
 
==مراتب [[استعاذه]]==
استعاذه دارای دو مرتبه است:
 
===استعاذه زبانی===
اولین مرتبه استعاذه، گفتن الفاظی خاص با زبان است. [[قرآن]] برای استعاذه عبارتهایی را از [[اولیای الهی]] نقل کرده است؛ از [[موسی]]{{ع}} {{متن قرآن|أَعُوذُ بِاللَّهِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۶۷.</ref>، از نوح{{ع}} {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِكَ}}<ref>سوره هود، آیه ۴۷.</ref> و از [[مریم]] {{متن قرآن|قَالَتْ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحْمَـٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّۭا}}<ref>«(مریم) گفت: من از تو، به (خداوند) بخشنده پناه می‌برم؛ اگر پرهیزگاری (از من دور شو)» سوره مریم، آیه ۱۸.</ref> و از یوسف{{ع}} {{متن قرآن|مَعَاذَ ٱللَّهِ}}<ref>سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>، چنان‌که به [[رسول اکرم]]{{صل}} نیز [[فرمان]] داده شده که الفاظی را بر زبان جاری سازد. در اینکه با چه عبارتی باید استعاذه کرد میان [[مفسران]] [[اختلاف]] است؛ آنان عبارتهایی را مانند: {{متن حدیث|أعوذ باللّه من الشّيطن الرّجيم}}، {{متن حدیث|أستعيذ باللّه..}}.، {{متن حدیث|معاذ اللّه}}، {{متن حدیث|أعوذ باللّه السّميع العليم..}}. و {{متن حدیث|أللّهمّ إنّی أعوذ..}}. ذکر کرده‌اند.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۸۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۶۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۱۵.</ref>
 
===استعاذه [[قلبی]]===
مرتبه بالای استعاذه، [[پناه بردن]] قلبی به خداست و گفتار زبانیِ صرف، بدون [[معرفت قلبی]] بی‌فایده است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۹۸.</ref>، چنان‌که یاد [[دارو]]، [[شفابخش]] نیست.<ref>التحقیق، ج ۸، ص۲۵۸.</ref> عبارت {{متن قرآن|إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ}}<ref>«و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که اوست که شنوای داناست» سوره فصّلت، آیه ۳۶.</ref> پس از فرمان استعاذه در [[آیه]] ۳۶ فصّلت اشاره دارد که استعاذه زبانی وقتی مؤثر است که [[حقیقت]] آن در [[قلب]] جای گیرد؛ گویا [[خداوند]] فرموده است: با زبان استعاذه را بگو، من شنوا هستم و در قلب و اندیشه‌ات متوجه آن باش، من از نهانت خبر دارم. برخی گفته‌اند: تمامیت استعاذه به این است که [[بنده]] بداند از [[جلب منفعت]] و [[دفع ضرر]] عاجز است و خداوند بر آن [[قدرت]] دارد و در قلب بخواهد که خداوند او را [[پناه]] دهد و با زبان آن را بطلبد<ref>البصائر، ج ۶۰، ص۷۵۰.</ref>. عده‌ای نیز [[حقیقت]] [[استعاذه]] را مرتبه [[قلبی]] آن دانسته و گفته‌اند: استعاذه کیفیتی [[نفسانی]] است که از [[علم کامل]] برهانی و [[ایمان]] به [[مقام]] [[توحید فعلی]] [[حق]] حاصل می‌شود<ref>پرواز در ملکوت، ج ۲، ص۱۴۰.</ref>. استعاذه یادآوری نعمت‌های بزرگ [[خدا]] و ذکر شدّت [[کیفر]] اوست و این دو، [[بنده]] را به دوری از [[هوای نفس]] و رویکرد به [[شریعت]] فرا می‌خوانند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۹۸.</ref>. بر اساس این نظر، گفتار زبانی، فقط بیانگر حقیقت استعاذه محسوب شده<ref>تفسیر المنار، ج ۹، ص۵۴۱؛ الفرقان، ج ۱۴، ص۴۷۸ ـ ۴۷۹.</ref> و اشاره به حالتی است که [[انسان]] در مواجهه با [[شرور]] می‌یابد و در گفتار و [[عقیده]] و عمل از آنها می‌گریزد<ref>الفرقان، ج ۳۰، ص۵۴۴.</ref>. برخی نیز حقیقت استعاذه را دارای سه مرتبه دانسته‌اند:
#استعاذه در مقام توحید فعلی.
#استعاذه در مقام [[توحید صفاتی]].
#استعاذه در مقام [[توحید ذات]]، و احتمال داده‌اند که دعای منسوب به [[رسول اکرم]]{{صل}}: {{متن حدیث|عُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقابِكَ، وَ أَعُوذُ بِرِضاكَ مِنْ سَخَطِكَ، وَ أَعُوذُ بِمُعافاتِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ، وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ}} به این سه مقام اشاره داشته باشد<ref>سر الصلوه، ص۸۴؛ بیان السعاده، ج ۱، ص۲۴.</ref>.<ref>[[محمد مرادی|مرادی، محمد]]، [[استعاذه - مرادی (مقاله)|مقاله «استعاذه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۱۰۶.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
*[[آیه استعاذه]]
{{مدخل وابسته}}
{{پایان مدخل‌های وابسته}}
* [[آیه استعاذه]]
{{پایان مدخل وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
#[[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استعاذه (مقاله)|مقاله «آیه استعاذه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استعاذه (مقاله)|مقاله «آیه استعاذه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:000054.jpg|22px]] [[محمد مرادی|مرادی، محمد]]، [[استعاذه - مرادی (مقاله)|مقاله «استعاذه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۳''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:استعاذه]]
[[رده:استعاذه]]
۸۱٬۸۰۱

ویرایش