علمالکتاب: تفاوت میان نسخهها
←ارتباط علم به اسم اعظم و علم به الکتاب
(←منابع) |
|||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
*از فرمایش [[امام کاظم]]{{ع}} استفاده مىشود که با علم به حقیقت این کتاب میتوان در طبیعت تصرف کرد؛ به گونهای که کوهها را رام کرد، مردگان را زنده ساخت و طی الاض کرد. همچنین [[عبدالله بن ولید]] میگوید که [[امام صادق]]{{ع}} از من پرسیدند که نظر شیعه درباره نسبت میان [[حضرت موسی]] و [[حضرت عیسی]] با [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} چیست؟ عرضه داشتم که برخی شیعیان معتقدند که [[حضرت موسی]] و [[حضرت عیسی]] افضل از [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} هستند. حضرت فرمودند: آیا با اینکه معتقدند که [[امام علی|علی]]{{ع}} علم [[پیامبر]]{{صل}} را دارد چنین نظری دارند؟ گفتم: آری، شیعیان علم [[امام علی|علی]]{{ع}} را همانند علم [[پیامبر]]{{صل}} میدانند، ولی با این وجود کسی را بر پیامبران اولوالعزم مقدم نمیکنند. حضرت فرمودند: با استفاده از قرآن با آنان محاجه کن. گفتم: کجای قرآن؟ حضرت فرمودند: با این آیه قرآن که خداوند درباره [[حضرت موسی]]{{ع}} میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ}}﴾}} <ref> و برای او در «الواح» (تورات) در هر زمینه پندی و برای هر چیز تفصیلی نوشتیم؛ سوره اعراف، آیه: ۱۴۵.</ref> و حال آنکه میدانیم خداوند سبحان همه چیز را برای موسی بیان نکرد؛ همچنان که درباره عیسی نیز چنین بود و لذا درباره او فرمود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ }}﴾}} <ref> تا برای شما چیزی را که در آن اختلاف دارید روشن گردانم؛ سوره زخرف، آیه: ۶۳.</ref>. این در حالی است که قرآن کریم درباره [[پیامبر|پیامبر خاتم]]{{صل}} میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيدًا }}﴾}} <ref> و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم؛ سوره نساء، آیه: ۴۱.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}}﴾}} <ref> و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز؛ سوره نحل، آیه: ۸۹.</ref> <ref>صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۲۷، ح۱؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۴۳۲ و۴۳۳، ح۱۳.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۱.</ref>. | *از فرمایش [[امام کاظم]]{{ع}} استفاده مىشود که با علم به حقیقت این کتاب میتوان در طبیعت تصرف کرد؛ به گونهای که کوهها را رام کرد، مردگان را زنده ساخت و طی الاض کرد. همچنین [[عبدالله بن ولید]] میگوید که [[امام صادق]]{{ع}} از من پرسیدند که نظر شیعه درباره نسبت میان [[حضرت موسی]] و [[حضرت عیسی]] با [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} چیست؟ عرضه داشتم که برخی شیعیان معتقدند که [[حضرت موسی]] و [[حضرت عیسی]] افضل از [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} هستند. حضرت فرمودند: آیا با اینکه معتقدند که [[امام علی|علی]]{{ع}} علم [[پیامبر]]{{صل}} را دارد چنین نظری دارند؟ گفتم: آری، شیعیان علم [[امام علی|علی]]{{ع}} را همانند علم [[پیامبر]]{{صل}} میدانند، ولی با این وجود کسی را بر پیامبران اولوالعزم مقدم نمیکنند. حضرت فرمودند: با استفاده از قرآن با آنان محاجه کن. گفتم: کجای قرآن؟ حضرت فرمودند: با این آیه قرآن که خداوند درباره [[حضرت موسی]]{{ع}} میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ}}﴾}} <ref> و برای او در «الواح» (تورات) در هر زمینه پندی و برای هر چیز تفصیلی نوشتیم؛ سوره اعراف، آیه: ۱۴۵.</ref> و حال آنکه میدانیم خداوند سبحان همه چیز را برای موسی بیان نکرد؛ همچنان که درباره عیسی نیز چنین بود و لذا درباره او فرمود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ }}﴾}} <ref> تا برای شما چیزی را که در آن اختلاف دارید روشن گردانم؛ سوره زخرف، آیه: ۶۳.</ref>. این در حالی است که قرآن کریم درباره [[پیامبر|پیامبر خاتم]]{{صل}} میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيدًا }}﴾}} <ref> و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم؛ سوره نساء، آیه: ۴۱.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}}﴾}} <ref> و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز؛ سوره نحل، آیه: ۸۹.</ref> <ref>صفار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۲۷، ح۱؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۴۳۲ و۴۳۳، ح۱۳.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۱.</ref>. | ||
*بر اساس این روایت از یک سو کاربرد حرف جاره من و نیز کلمه بعض که مفید معنای تبعیض است، میرساند که تنها مقداری از حقیقت اشیا و بواطن عالم به دو پیامبر خدا "موسی کلیم الله و عیسی روح الله" اعطا شده است؛ از سوی دیگر خوارق عاداتی قطعی از این دو پیامبر خدا در قرآن کریم به ثبت رسیده است؛ به گونهای که دست کم نه معجزه به [[حضرت موسی]]{{ع}} و معجزاتی مانند احیای اموات و ابرای اکمه و ابرص به حضرت عیسی نسبت داده شده است. لازمه همنشینی این دو مقدمه آن است که اولاً خرق عادت انبیا مانند احیای اموات که توسط [[حضرت عیسی]]{{ع}} انجام شد، به سبب علم به او به اشیا بوده است؛ ثانیاً وقتی کسی فراتر از بعض به حقیقت کل اشیا عالم است، به طریق اولی قادر بر انجام خوارق عادت است. مرحوم [[محمد تقی مجلسی]] در این زمینه تأکید میکند: بنا بر روایات رسیده از [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} ولایت ایشان گسترده تر از [[ولایت]] تکوینی انبیا و اولیای گذشته است. به عبارت دیگر هر قدرتی که پیامبران گذشته دارند، ایشان بیشتر از آن را دارند و این بدان دلیل است که [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} عالمتر از پیامبران گذشتهاند<ref>مجلسی، ۱۳۹۵ق، ص۶۸.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۱۰.</ref>. | *بر اساس این روایت از یک سو کاربرد حرف جاره من و نیز کلمه بعض که مفید معنای تبعیض است، میرساند که تنها مقداری از حقیقت اشیا و بواطن عالم به دو پیامبر خدا "موسی کلیم الله و عیسی روح الله" اعطا شده است؛ از سوی دیگر خوارق عاداتی قطعی از این دو پیامبر خدا در قرآن کریم به ثبت رسیده است؛ به گونهای که دست کم نه معجزه به [[حضرت موسی]]{{ع}} و معجزاتی مانند احیای اموات و ابرای اکمه و ابرص به حضرت عیسی نسبت داده شده است. لازمه همنشینی این دو مقدمه آن است که اولاً خرق عادت انبیا مانند احیای اموات که توسط [[حضرت عیسی]]{{ع}} انجام شد، به سبب علم به او به اشیا بوده است؛ ثانیاً وقتی کسی فراتر از بعض به حقیقت کل اشیا عالم است، به طریق اولی قادر بر انجام خوارق عادت است. مرحوم [[محمد تقی مجلسی]] در این زمینه تأکید میکند: بنا بر روایات رسیده از [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} ولایت ایشان گسترده تر از [[ولایت]] تکوینی انبیا و اولیای گذشته است. به عبارت دیگر هر قدرتی که پیامبران گذشته دارند، ایشان بیشتر از آن را دارند و این بدان دلیل است که [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} عالمتر از پیامبران گذشتهاند<ref>مجلسی، ۱۳۹۵ق، ص۶۸.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۱۰.</ref>. | ||
==ارتباط علم به اسم اعظم و علم به الکتاب== | ==ارتباط علم به [[اسم اعظم]] و علم به الکتاب== | ||
*به نظر میرسد از این حقیقت گسترده و ذو مراتب که در هر مرتبهای بهره مندانی از آن وجود دارد که با دست یازیدن به آن صاحب قدرت تصرف تکوینی میشوند، با عناوین دیگری نیز یاد شده است؛ به گونهای که در برخی روایات با تعبیر [[اسم اعظم]] بدان اشاره شده است. بر اساس روایات [[اسم اعظم]] الهی دارای ۷۳ حرف است که یکی از آنها مختص به خداست و در روایات با عنوان اسم مستأثر از آن یاد شده است. [[ائمه]] به جز اسم مستأثر به دیگر اسمای اعظم الهی علم دارند. در روایتی [[امام باقر]]{{ع}} با تصریح به مطلب پیش گفته معتقدند که [[آصف بن برخیا]] تنها به یکی از اسمای الهی آگاه بود و با دانستن یک حرف توانست زمین میان خود و تخت بلقیس را شکافته، در هم فرو برد و تخت را با دست خود بگیرد و سپس زمین را به حالت پیشین بازگرداند. سپس حضرت میفرمایند ما [[اهل بیت]] از همه ۷۲ [[اسم اعظم]] و غیر مستأثر الهی آگاهیم<ref>صفار،ج۱، ص۲۰۸، ح۱.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۲.</ref>. | *به نظر میرسد از این حقیقت گسترده و ذو مراتب که در هر مرتبهای بهره مندانی از آن وجود دارد که با دست یازیدن به آن صاحب قدرت تصرف تکوینی میشوند، با عناوین دیگری نیز یاد شده است؛ به گونهای که در برخی روایات با تعبیر [[اسم اعظم]] بدان اشاره شده است. بر اساس روایات [[اسم اعظم]] الهی دارای ۷۳ حرف است که یکی از آنها مختص به خداست و در روایات با عنوان اسم مستأثر از آن یاد شده است. [[ائمه]] به جز اسم مستأثر به دیگر اسمای اعظم الهی علم دارند. در روایتی [[امام باقر]]{{ع}} با تصریح به مطلب پیش گفته معتقدند که [[آصف بن برخیا]] تنها به یکی از اسمای الهی آگاه بود و با دانستن یک حرف توانست زمین میان خود و تخت بلقیس را شکافته، در هم فرو برد و تخت را با دست خود بگیرد و سپس زمین را به حالت پیشین بازگرداند. سپس حضرت میفرمایند ما [[اهل بیت]] از همه ۷۲ [[اسم اعظم]] و غیر مستأثر الهی آگاهیم<ref>صفار،ج۱، ص۲۰۸، ح۱.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۲.</ref>. | ||
*همچنین بر اساس روایات تفاوت [[ائمه]] با [[پیامبران]] در علم به این اسمای موجب درجه بندی در قدرت تکوینی شده است و به همین سبب است که [[اهل بیت]] بر همه معجزات انبیای پیشین قادر بودهاند. لذا [[حضرت عیسی]]{{ع}} عالم به دو حرف، [[حضرت موسی]]{{ع}} عالم به چهار حرف، [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} عالم به هشت حرف، [[حضرت نوح]]{{ع}} عالم به پانزده حرف و [[حضرت آدم]]{{ع}} عالم به ۲۵ حرف معرفی شدهاند. این در حالی است که [[پیامبر|پیامبر خاتم]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} او از ۷۲ اسم آگاهاند<ref>(صفار، ج۱، ص۲۰۸، ح۲.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۲.</ref>. | *همچنین بر اساس روایات تفاوت [[ائمه]] با [[پیامبران]] در علم به این اسمای موجب درجه بندی در قدرت تکوینی شده است و به همین سبب است که [[اهل بیت]] بر همه معجزات انبیای پیشین قادر بودهاند. لذا [[حضرت عیسی]]{{ع}} عالم به دو حرف، [[حضرت موسی]]{{ع}} عالم به چهار حرف، [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} عالم به هشت حرف، [[حضرت نوح]]{{ع}} عالم به پانزده حرف و [[حضرت آدم]]{{ع}} عالم به ۲۵ حرف معرفی شدهاند. این در حالی است که [[پیامبر|پیامبر خاتم]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} او از ۷۲ اسم آگاهاند<ref>(صفار، ج۱، ص۲۰۸، ح۲.</ref><ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۲.</ref>. | ||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
*روشن است که در آفرینش زمین و کوهها سخن از لفظ عربی و غیر آن نیست. بر این اساس [[اسم اعظم]] نه یک لفظ و مفهوم، بلکه مقامیاست که شخص با وصول به آن حتی اگر لفظی هم به کار نبرد، به صرف اراده میتواند در عالم تصرف تکوینی کند. طبق این نگاه، [[اسم اعظم]] حقیقتی است که از دیگر حقایق، عظیمتر است. وقتی منظور از [[اسم اعظم]] نه صرف لفظ بلکه یک واقعیت و حقیقت باشد، طبیعتاً بحث مظهریت هم مطرح میشود؛ یعنی با توجه به ذومراتب بودن این مقامات، هر انسانی ولو غیر معصوم با سعه وجودی خویش میتواند به برخی از آنها دست یابد. با توجه به خواص [[اسم اعظم]] الهی و اینکه انسان کامل مصداق [[اسم اعظم]] است میتوان نتیجه گرفت که محدوده فعالیت انسان کامل به سبب دانستن و متخلق شدن به [[اسم اعظم]] از دیگر موجودات بیشتر است و بدین سبب است که ولایت او عمومیت دارد و همه موجودات را دربرمیگیرد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۳.</ref>. | *روشن است که در آفرینش زمین و کوهها سخن از لفظ عربی و غیر آن نیست. بر این اساس [[اسم اعظم]] نه یک لفظ و مفهوم، بلکه مقامیاست که شخص با وصول به آن حتی اگر لفظی هم به کار نبرد، به صرف اراده میتواند در عالم تصرف تکوینی کند. طبق این نگاه، [[اسم اعظم]] حقیقتی است که از دیگر حقایق، عظیمتر است. وقتی منظور از [[اسم اعظم]] نه صرف لفظ بلکه یک واقعیت و حقیقت باشد، طبیعتاً بحث مظهریت هم مطرح میشود؛ یعنی با توجه به ذومراتب بودن این مقامات، هر انسانی ولو غیر معصوم با سعه وجودی خویش میتواند به برخی از آنها دست یابد. با توجه به خواص [[اسم اعظم]] الهی و اینکه انسان کامل مصداق [[اسم اعظم]] است میتوان نتیجه گرفت که محدوده فعالیت انسان کامل به سبب دانستن و متخلق شدن به [[اسم اعظم]] از دیگر موجودات بیشتر است و بدین سبب است که ولایت او عمومیت دارد و همه موجودات را دربرمیگیرد<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۳.</ref>. | ||
*برخی مانند [[قاضی سعید قمی]] معتقدند که [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} حتی به اسم مستأثر خدا نیز رسیدهاند و آن حضرت در شب معراج به همه مراتب وجودی که تفصیل ظهور این اسم است واصل شده است؛ چنان که فرمود: برایم با خدا وقتی است که هیچ ملک مقرب یا پیامبری با من نیست <ref>قاضی سعید قمی، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۱۷۱.</ref>. کوتاه سخن اینکه تعبیر [[اسم اعظم]] در ذیل این آیات اشاره به حقیقت معنای کتاب و [[لوح محفوظ]] الهی است که هر کس به اندازه وجود سعی خویش به آن دست مییابد و قدرت تصرف تکوینی پیدا میکند<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۳.</ref>. | *برخی مانند [[قاضی سعید قمی]] معتقدند که [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} حتی به اسم مستأثر خدا نیز رسیدهاند و آن حضرت در شب معراج به همه مراتب وجودی که تفصیل ظهور این اسم است واصل شده است؛ چنان که فرمود: برایم با خدا وقتی است که هیچ ملک مقرب یا پیامبری با من نیست <ref>قاضی سعید قمی، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۱۷۱.</ref>. کوتاه سخن اینکه تعبیر [[اسم اعظم]] در ذیل این آیات اشاره به حقیقت معنای کتاب و [[لوح محفوظ]] الهی است که هر کس به اندازه وجود سعی خویش به آن دست مییابد و قدرت تصرف تکوینی پیدا میکند<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۳.</ref>. | ||
==ارتباط دو مفهوم علم و قدرت== | ==ارتباط دو مفهوم علم و قدرت== | ||
*ارتباط علم به کتاب و قدرت بر تصرف، از چه سنخی است؟ شکی نیست که تقدم دانایی بر توانایی یک اصل پذیرفته شده عرفی و عقلایی است؛ اما این پرسش بسیار مهم است که علمی که در مفهوم علم الکتاب از آن سخن به میان میآید مفهوم انفعالی و از سنخ علم عادی است و یا مفهومی فعلی و از سنخ علم الهی؟ ظاهر آیات قرآنی و روایات معصومین نشان از آن دارد که علم الکتاب نوعی دانستن است که نه صرفاً مقدمه قدرت، بلکه عین توانستن است؛ حال آنکه در حالت مادی، عالم بودن اگرچه مقدمه لازم قدرت است، ملازم با آن و علت تامه توانایی نیست و تفکیک میان قدرت و اراده به وضوح مشاهده میشود. به دیگر سخن، سنخ علم به کتاب با علوم متداول مادی متفاوت است<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۴.</ref>. | *ارتباط علم به کتاب و قدرت بر تصرف، از چه سنخی است؟ شکی نیست که تقدم دانایی بر توانایی یک اصل پذیرفته شده عرفی و عقلایی است؛ اما این پرسش بسیار مهم است که علمی که در مفهوم علم الکتاب از آن سخن به میان میآید مفهوم انفعالی و از سنخ علم عادی است و یا مفهومی فعلی و از سنخ علم الهی؟ ظاهر آیات قرآنی و روایات معصومین نشان از آن دارد که علم الکتاب نوعی دانستن است که نه صرفاً مقدمه قدرت، بلکه عین توانستن است؛ حال آنکه در حالت مادی، عالم بودن اگرچه مقدمه لازم قدرت است، ملازم با آن و علت تامه توانایی نیست و تفکیک میان قدرت و اراده به وضوح مشاهده میشود. به دیگر سخن، سنخ علم به کتاب با علوم متداول مادی متفاوت است<ref>[http://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/6_7.pdf معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی]، [[معرفت کلامی (نشریه)|فصلنامه معرفت کلامی]]، سال پنجم، شماره ۲ ص ۱۱۴.</ref>. | ||