غیب در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
غیب در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۳ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۷:۲۹
، ۲۳ دسامبر ۲۰۲۱ربات: جایگزینی خودکار متن (-| پاسخدهنده = ]] :::::: +| پاسخدهنده = | پاسخ = )
جز (جایگزینی متن - '\ر\s=\s(.*)\.JPG\|' به 'ر = $1.JPG|تپس|') |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-| پاسخدهنده = ]] :::::: +| پاسخدهنده = | پاسخ = )) |
||
| خط ۶۴۹: | خط ۶۴۹: | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۶۳. پژوهشگران وبگاه پرسمان؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۶۳. پژوهشگران وبگاه پرسمان؛ | ||
| تصویر = 9030760879.jpg | | تصویر = 9030760879.jpg | ||
| پاسخدهنده = | | پاسخدهنده = | ||
| پاسخ = پژوهشگران ''«[http://www.maaref.porsemani.ir/node/3713 وبگاه پرسمان]»'' وابسته به «[[نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها]]» در پاسخ به این پرسش آوردهاند: | |||
::::::«"[[غیب|غَیب]]"در زبان عرب به معنای چیز ناپیدا و نهانی است. در واقع، کاربرد "غیب" در معنای مورد اشاره، از قبیل استعمال مصدر به معنای اسم فاعل است.<ref>.ک: راغب اصفهانی، حسین، مفردات القرآن، ص ۳۷۳؛ تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۱، ص ۶۰.</ref> و در برابر "[[شهادت]]" به کار میرود. از این رو، کسانی را که در جمعی حضور ندارند، "غایب" میگویند؛ چنان که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در غدیر خم فرمود: {{عربی|«ألا فَلْيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ»}}؛<ref>«کسانی که در این جا حاضرند، سخن مرا به دیگران برسانند که غایبند». [[علی ابن صباغ مالکی]]، الفصول المهمة، ص ۴۰؛ [[بحارالانوار (کتاب)|بحارالانوار]]، ج ۴۲، ص ۱۵۶.</ref> همچنین [[امام علی]]{{ع}} در گلایه از برخی یاران سست پیمان خویش، این تعبیر را به کار گرفته است: {{عربی|«مَا لِي أَرَاكُمْ أَشْبَاحاً بِلَا أَرْوَاحٍ وَ أَرْوَاحاً بِلَا أَشْبَاحٍ ... وَ أَيْقَاظاً نُوَّماً وَ شُهُوداً غُيَّباً»}}؛<ref>«چیست که شما را چون کالبدهایی می بینم بی جان، و جانهایی بیکالبد و [در کار ناتوان] ... بیدارانی خوابیده، حاضرانی نهان از دیده». نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸، ص ۱۰۱، همچنین، ر.ک: خطبه ۱۷۳، ص ۱۷۹ و نامه ۷۴، ص ۳۵۷؛ ابن حنبل، احمد، المسند، ج ۱، ص ۱۸۰.</ref> نمونهای دیگر از این کاربرد را در سخنان امیر بیان، علی{{ع}} پی میگیریم و واژهشناسی را بهانهای برای بهرهمندی از پندهای حکیمانه میسازیم: {{عربی|«وَ مَنْ لَا يَنْفَعُهُ حَاضِرُ لُبِّهِ فَعَازِبُهُ عَنْهُ أَعْجَزُ وَ غَائِبُهُ أَعْوَزُ ...»}}؛<ref>«آن را که سودش ندهد خردی که دارد، چگونه از خردی که با او نیست (به عقیده ابن ابی الحدید، مقصود از عقل غایب، عقل و خرد دیگران است (ر.ک: شرح نهج البلاغه، ج ۷، ص ۲۹۰)) سود بردارد، که آن غایب، ناتوانتر است از آن چه پیدا است و آن پنهان، محتاجتر است از آن چه هویدا است».(نهج البلاغه، خطبه ۱۲۰، ص ۱۱۸).</ref> لغتشناسان بر این نکته پای میفشارند که نهان بودن از دیدگان، به معنای پنهان بودن از دل و جان نیست؛ بنابراین ایمان به غیب، پذیرفتن اموری است نادیدنی که وجود آنها با دلایلی همچون عقل و فطرت به اثبات رسیده است. بر این اساس نزد [[امام علی]]{{ع}} خداوند اگرچه غیب است و از دسترس دیدگان دور، ولی در دل مؤمنان، در نهایت روشنی است و ظهور. با این همه برخی اقسام غیب، نه تنها نادیدنی، بلکه اساس برای انسان عادی دست نایافتنیاند و در این جا است که سخن از علم غیب آدمیان، گاه با انکار و تردید رو به رو میگردد و از چند و چون آن پرسش میشود»<ref>«الغیب ما غاب عن العیون و ان کان محصلاً فی القلوب». (ابن منظور، محمد، لسان العرب، ج ۱۰، ص ۱۵۱، و ر.ک: طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج ۲، ص ۱۳۵).</ref>.<ref>[http://www.maaref.porsemani.ir/node/3713 وبگاه پرسمان]</ref> | ::::::«"[[غیب|غَیب]]"در زبان عرب به معنای چیز ناپیدا و نهانی است. در واقع، کاربرد "غیب" در معنای مورد اشاره، از قبیل استعمال مصدر به معنای اسم فاعل است.<ref>.ک: راغب اصفهانی، حسین، مفردات القرآن، ص ۳۷۳؛ تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۱، ص ۶۰.</ref> و در برابر "[[شهادت]]" به کار میرود. از این رو، کسانی را که در جمعی حضور ندارند، "غایب" میگویند؛ چنان که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در غدیر خم فرمود: {{عربی|«ألا فَلْيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ»}}؛<ref>«کسانی که در این جا حاضرند، سخن مرا به دیگران برسانند که غایبند». [[علی ابن صباغ مالکی]]، الفصول المهمة، ص ۴۰؛ [[بحارالانوار (کتاب)|بحارالانوار]]، ج ۴۲، ص ۱۵۶.</ref> همچنین [[امام علی]]{{ع}} در گلایه از برخی یاران سست پیمان خویش، این تعبیر را به کار گرفته است: {{عربی|«مَا لِي أَرَاكُمْ أَشْبَاحاً بِلَا أَرْوَاحٍ وَ أَرْوَاحاً بِلَا أَشْبَاحٍ ... وَ أَيْقَاظاً نُوَّماً وَ شُهُوداً غُيَّباً»}}؛<ref>«چیست که شما را چون کالبدهایی می بینم بی جان، و جانهایی بیکالبد و [در کار ناتوان] ... بیدارانی خوابیده، حاضرانی نهان از دیده». نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸، ص ۱۰۱، همچنین، ر.ک: خطبه ۱۷۳، ص ۱۷۹ و نامه ۷۴، ص ۳۵۷؛ ابن حنبل، احمد، المسند، ج ۱، ص ۱۸۰.</ref> نمونهای دیگر از این کاربرد را در سخنان امیر بیان، علی{{ع}} پی میگیریم و واژهشناسی را بهانهای برای بهرهمندی از پندهای حکیمانه میسازیم: {{عربی|«وَ مَنْ لَا يَنْفَعُهُ حَاضِرُ لُبِّهِ فَعَازِبُهُ عَنْهُ أَعْجَزُ وَ غَائِبُهُ أَعْوَزُ ...»}}؛<ref>«آن را که سودش ندهد خردی که دارد، چگونه از خردی که با او نیست (به عقیده ابن ابی الحدید، مقصود از عقل غایب، عقل و خرد دیگران است (ر.ک: شرح نهج البلاغه، ج ۷، ص ۲۹۰)) سود بردارد، که آن غایب، ناتوانتر است از آن چه پیدا است و آن پنهان، محتاجتر است از آن چه هویدا است».(نهج البلاغه، خطبه ۱۲۰، ص ۱۱۸).</ref> لغتشناسان بر این نکته پای میفشارند که نهان بودن از دیدگان، به معنای پنهان بودن از دل و جان نیست؛ بنابراین ایمان به غیب، پذیرفتن اموری است نادیدنی که وجود آنها با دلایلی همچون عقل و فطرت به اثبات رسیده است. بر این اساس نزد [[امام علی]]{{ع}} خداوند اگرچه غیب است و از دسترس دیدگان دور، ولی در دل مؤمنان، در نهایت روشنی است و ظهور. با این همه برخی اقسام غیب، نه تنها نادیدنی، بلکه اساس برای انسان عادی دست نایافتنیاند و در این جا است که سخن از علم غیب آدمیان، گاه با انکار و تردید رو به رو میگردد و از چند و چون آن پرسش میشود»<ref>«الغیب ما غاب عن العیون و ان کان محصلاً فی القلوب». (ابن منظور، محمد، لسان العرب، ج ۱۰، ص ۱۵۱، و ر.ک: طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج ۲، ص ۱۳۵).</ref>.<ref>[http://www.maaref.porsemani.ir/node/3713 وبگاه پرسمان]</ref> | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
| خط ۶۵۷: | خط ۶۵۷: | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۶۴. پژوهشگران پایگاه جامع عاشورا؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۶۴. پژوهشگران پایگاه جامع عاشورا؛ | ||
| تصویر = 9030760879.jpg | | تصویر = 9030760879.jpg | ||
| پاسخدهنده = | | پاسخدهنده = | ||
| پاسخ = پژوهشگران ''«[http://www.ashoora.ir/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85.html پایگاه جامع عاشورا]»'' در کتابهای ''«[http://lib.eshia.ir/71812/1/330/%22%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%D9%8A%D8%A8_%22 دانشنامه امام کاظم]»'' و ''«[http://lib.eshia.ir/71809/1/1034/%22%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%D9%8A%D8%A8_%22 دانشنامه امام هادی]»'' در پاسخ به این پرسش آوردهاند: | |||
::::::*«غیب: در مقابل حضور و به معنی پوشیده شدن و مستور بودن باشد. و برای حضور و یا غیب مراتبی تصور میشود: | ::::::*«غیب: در مقابل حضور و به معنی پوشیده شدن و مستور بودن باشد. و برای حضور و یا غیب مراتبی تصور میشود: | ||
:::::#حضور در مکان مقابل، و یا غیبت از آن محل به نقطه دیگری که مشهود نباشد، مانند غیبت از حضور در مدرسه، و نظر در اینجا به محسوس بودن نیست. | :::::#حضور در مکان مقابل، و یا غیبت از آن محل به نقطه دیگری که مشهود نباشد، مانند غیبت از حضور در مدرسه، و نظر در اینجا به محسوس بودن نیست. | ||
| خط ۶۷۵: | خط ۶۷۵: | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۶۵. پژوهشگران مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۶۵. پژوهشگران مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی؛ | ||
| تصویر = 9030760879.jpg | | تصویر = 9030760879.jpg | ||
| پاسخدهنده = | | پاسخدهنده = | ||
| پاسخ = پژوهشگران ''«[http://eporsesh.com/content/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%BA%DB%8C%D8%A8-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87%D8%9F مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی]»'' در پاسخ به این پرسش آوردهاند: | |||
::::::«[[غیب]] چیزی است که از انسان پنهان باشد یا از جهت زمان مانند امور گذشته و آینده و یا از جهت مکان مانند آنچه در زمان حال باشد ولی در مکانی است که دور از انسان باشد و حواس پنجگانه آن را درک نمیکند و یا از جهت آنکه خود به خود مخفی است در قرآن [[غیب]] بر آنچه غایب است از حواس اما در زمان حاضر موجود است گفته شده چنان که در سوره یوسف فرموده: {{متن قرآن|ارْجِعُواْ إِلَى أَبِيكُمْ فَقُولُواْ يَا أَبَانَا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ وَمَا شَهِدْنَا إِلاَّ بِمَا عَلِمْنَا وَمَا كُنَّا لِلْغَيْبِ حَافِظِينَ}} <ref> نزد پدرتان بازگردید و بگویید: ای پدر! به راستی پسرت دزدی کرده است و ما جز به آنچه دیدیم و دانستیم گواهی ندادیم و علم غیب هم نداشتیم؛ سوره یوسف، آیه: ۸۱.</ref>. و نیز گفته شده: مقصود از [[غیب]] همان امور پنهان از حس بشر است یعنی اموری که از قلمرو و ابراز آگاهیهای عادی او بیرون میباشد. مثلاً هنگامی که آفتاب از دیدگان انسان مستور و پنهان میگردد میگویند غائب الشمس، آفتاب پنهان گردید. قرآن چیزهایی را که از قلمرو حس بشر بیرون میباشد غائبه میگوید، آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاء وَالأَرْضِ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ }} <ref> و هیچ چیز پنهانی در آسمان و زمین نیست مگر که در کتابی روشنگر آمده است؛ سوره نمل، آیه: ۷۵.</ref> پس [[غیب]] در لغت عرب به معنی امر پوشیده از حس است و [[غیب]] در لغت عرب؛ به معنای [[وحی]] نیامده. و اگر برای آگاهی بر وحی از کلمه [[غیب]] استفاده شود از این نظر نیست که معنی مستقیم [[غیب]]، [[وحی]] است بلکه به خاطر این است که [[وحی]] از حواس مردم پوشیده است و یکی از مصادیق [[غیب]]، [[وحی]] است»<ref>[http://eporsesh.com/content/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%BA%DB%8C%D8%A8-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87%D8%9F مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی.]</ref>. | ::::::«[[غیب]] چیزی است که از انسان پنهان باشد یا از جهت زمان مانند امور گذشته و آینده و یا از جهت مکان مانند آنچه در زمان حال باشد ولی در مکانی است که دور از انسان باشد و حواس پنجگانه آن را درک نمیکند و یا از جهت آنکه خود به خود مخفی است در قرآن [[غیب]] بر آنچه غایب است از حواس اما در زمان حاضر موجود است گفته شده چنان که در سوره یوسف فرموده: {{متن قرآن|ارْجِعُواْ إِلَى أَبِيكُمْ فَقُولُواْ يَا أَبَانَا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ وَمَا شَهِدْنَا إِلاَّ بِمَا عَلِمْنَا وَمَا كُنَّا لِلْغَيْبِ حَافِظِينَ}} <ref> نزد پدرتان بازگردید و بگویید: ای پدر! به راستی پسرت دزدی کرده است و ما جز به آنچه دیدیم و دانستیم گواهی ندادیم و علم غیب هم نداشتیم؛ سوره یوسف، آیه: ۸۱.</ref>. و نیز گفته شده: مقصود از [[غیب]] همان امور پنهان از حس بشر است یعنی اموری که از قلمرو و ابراز آگاهیهای عادی او بیرون میباشد. مثلاً هنگامی که آفتاب از دیدگان انسان مستور و پنهان میگردد میگویند غائب الشمس، آفتاب پنهان گردید. قرآن چیزهایی را که از قلمرو حس بشر بیرون میباشد غائبه میگوید، آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاء وَالأَرْضِ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ }} <ref> و هیچ چیز پنهانی در آسمان و زمین نیست مگر که در کتابی روشنگر آمده است؛ سوره نمل، آیه: ۷۵.</ref> پس [[غیب]] در لغت عرب به معنی امر پوشیده از حس است و [[غیب]] در لغت عرب؛ به معنای [[وحی]] نیامده. و اگر برای آگاهی بر وحی از کلمه [[غیب]] استفاده شود از این نظر نیست که معنی مستقیم [[غیب]]، [[وحی]] است بلکه به خاطر این است که [[وحی]] از حواس مردم پوشیده است و یکی از مصادیق [[غیب]]، [[وحی]] است»<ref>[http://eporsesh.com/content/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%BA%DB%8C%D8%A8-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87%D8%9F مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی.]</ref>. | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||