آیا طول عمر امکان فلسفی و منطقی دارد؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
آیا طول عمر امکان فلسفی و منطقی دارد؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۳ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۹:۳۰
، ۲۳ دسامبر ۲۰۲۱جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\]\]\]\] \:\:\:\:\:\:' به 'ه = $1 | پاسخ = '
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-| پاسخدهنده = ]] :::::: +| پاسخدهنده = | پاسخ = )) |
جز (جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\]\]\]\] \:\:\:\:\:\:' به 'ه = $1 | پاسخ = ') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۱. آیتالله فضلی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۱. آیتالله فضلی؛ | ||
| تصویر = 151907.jpg | | تصویر = 151907.jpg | ||
| پاسخدهنده = عبدالهادی فضلی | | پاسخدهنده = عبدالهادی فضلی | ||
| پاسخ = آیت الله دکتر '''[[عبدالهادی فضلی]]'''، در کتاب ''«[[در انتظار مهدی موعود (کتاب)|در انتظار مهدی موعود]]»'' در اینباره گفته است: | |||
::::::«امر محال تا زمانی که محال بودنش به حد بداهت نرسد، غیر ممکن محسوب نمیشود به تعبیر [[فلسفی]] امر محال تا زمانی که در نهایت به اجتماع نقیضین نرسد، کمال محسوب نمیشود. ممکن است انسانی برای هزاران سال زنده بماند، این که بقیه [[انسانها]] نمیتوانند [[طول عمر]] غیرعادی داشته باشند باعث اجتماع نقیضین (دو چیز ضد هم) نمیشود اگر دیگران [[عمر]] معمولی دارند، [[دلیل]] نمیشود که کسی متفاوت با بقیه نباشد. مثلا فرض اینکه [[علی]] در حال حاضر موجود نیست با فرض این مطلب که [[محمد]] در حال حاضر موجود است، باعث اجتماع نقیضین نمیشود؛ زیرا لازمه اجتماع این دو قضیه، اجتماع وجود و عدم در [[انسان]] واحدی نیست چون که موضوع دو قضیه با هم فرق میکند در قضیه اول موضوع خالد است و در قضیه دوم موضوع [[محمد]] است. | ::::::«امر محال تا زمانی که محال بودنش به حد بداهت نرسد، غیر ممکن محسوب نمیشود به تعبیر [[فلسفی]] امر محال تا زمانی که در نهایت به اجتماع نقیضین نرسد، کمال محسوب نمیشود. ممکن است انسانی برای هزاران سال زنده بماند، این که بقیه [[انسانها]] نمیتوانند [[طول عمر]] غیرعادی داشته باشند باعث اجتماع نقیضین (دو چیز ضد هم) نمیشود اگر دیگران [[عمر]] معمولی دارند، [[دلیل]] نمیشود که کسی متفاوت با بقیه نباشد. مثلا فرض اینکه [[علی]] در حال حاضر موجود نیست با فرض این مطلب که [[محمد]] در حال حاضر موجود است، باعث اجتماع نقیضین نمیشود؛ زیرا لازمه اجتماع این دو قضیه، اجتماع وجود و عدم در [[انسان]] واحدی نیست چون که موضوع دو قضیه با هم فرق میکند در قضیه اول موضوع خالد است و در قضیه دوم موضوع [[محمد]] است. | ||
::::::'''دیدگاه [[علمی]] مسئله:''' روشن است که در [[علوم]] برای نتیجه دادن قضیهای، باید آن قضیه، تجربهپذیر و قابل [[آزمایش]] باشد و چون موضوع تجزیه به شرایط گوناگونی بستگی دارد، نمیتوان نتیجه یک تجربه را به نَفس آن موضوع و برای بقیه موضوعها گسترش داد؛ زیرا موضوعهای دیگر دارای شرایط و حالتهای گوناگونی هستند، یعنی عمومیت دادن این قضیه و مانند آن و گسترش نتیجه در موضوع خاصی صحیح نیست و این از اصول مسلّم و شروط بدیهی نزد [[علما]] و [[دانشمندان]] است. مثلاً وقتی که خالد را [[انسان]] دانستیم برای به دست آوردن زمان عادی [[عمر]] یک [[انسان]] به این نتیجه میرسیم که برای چنین انسانی، ممکن نیست که بیشتر از ۱۲۰ سال [[زندگی]] کند؛ اما ما نمیتوانیم این نتیجه را برای همه انسانهای دیگر گسترش دهیم در حالیکه آنها در شرایط و حالتهای گوناگونی هستند؛ زیرا برای هر [[انسان]] دیگر یا حتی خود خالد، این امکان هست که بیشتر از مدتی که گفته شد، [[زندگی]] کند به شرطی که در شرایطی متفاوتی باشد چنانچه به زودی این مطلب را در نتایج بررسی دکتر کارل خواهید دید؛ پس نتیجه این میشود، مسئله زنده ماندن [[انسان]] برای مدت طولانی در سالهای متمادی، نه از دیدگاه [[فلسفی]] و نه از دیدگاه [[علمی]]، غیر ممکن نیست»<ref>[[عبدالهادی فضلی|فضلی، عبدالهادی]]، [[در انتظار مهدی موعود (کتاب)|در انتظار مهدی موعود]]، ص 48-49.</ref>. | ::::::'''دیدگاه [[علمی]] مسئله:''' روشن است که در [[علوم]] برای نتیجه دادن قضیهای، باید آن قضیه، تجربهپذیر و قابل [[آزمایش]] باشد و چون موضوع تجزیه به شرایط گوناگونی بستگی دارد، نمیتوان نتیجه یک تجربه را به نَفس آن موضوع و برای بقیه موضوعها گسترش داد؛ زیرا موضوعهای دیگر دارای شرایط و حالتهای گوناگونی هستند، یعنی عمومیت دادن این قضیه و مانند آن و گسترش نتیجه در موضوع خاصی صحیح نیست و این از اصول مسلّم و شروط بدیهی نزد [[علما]] و [[دانشمندان]] است. مثلاً وقتی که خالد را [[انسان]] دانستیم برای به دست آوردن زمان عادی [[عمر]] یک [[انسان]] به این نتیجه میرسیم که برای چنین انسانی، ممکن نیست که بیشتر از ۱۲۰ سال [[زندگی]] کند؛ اما ما نمیتوانیم این نتیجه را برای همه انسانهای دیگر گسترش دهیم در حالیکه آنها در شرایط و حالتهای گوناگونی هستند؛ زیرا برای هر [[انسان]] دیگر یا حتی خود خالد، این امکان هست که بیشتر از مدتی که گفته شد، [[زندگی]] کند به شرطی که در شرایطی متفاوتی باشد چنانچه به زودی این مطلب را در نتایج بررسی دکتر کارل خواهید دید؛ پس نتیجه این میشود، مسئله زنده ماندن [[انسان]] برای مدت طولانی در سالهای متمادی، نه از دیدگاه [[فلسفی]] و نه از دیدگاه [[علمی]]، غیر ممکن نیست»<ref>[[عبدالهادی فضلی|فضلی، عبدالهادی]]، [[در انتظار مهدی موعود (کتاب)|در انتظار مهدی موعود]]، ص 48-49.</ref>. | ||
خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۲. حجت الاسلام و المسلمین محمدی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۲. حجت الاسلام و المسلمین محمدی؛ | ||
| تصویر = 13681170.jpg | | تصویر = 13681170.jpg | ||
| پاسخدهنده = بهروز محمدی منفرد | | پاسخدهنده = بهروز محمدی منفرد | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[بهروز محمدی منفرد]]''' در کتاب ''«[[چلچراغ حکمت ج۱۰ (کتاب)|مهدویت]]»'' (ج۱۰ ''«[[چلچراغ حکمت ج۱۰ (کتاب)|چلچراغ حکمت]]»''؛ برگرفته از آثار [[شهید مطهری]]) در اینباره گفته است: | |||
::::::«اگر هم مسئلۀ [[طول عمر]] [[امام مهدی]]{{ع}} را از گسترۀ [[قوانین طبیعی]] برکنار بدانیم و با دادههای نوین [[علمی]] و فنآوریهای روز نتوانیم آن را حل کنیم، نباید خدشهای بر پذیرش این امر وارد شود؛ زیرا بسیاری از تحولات بزرگی که در [[تاریخ]] [[حیات]] و [[زندگی]] عموم موجودات زنده، از گیاه و حیوان، پیش آمده تحولاتی غیر عادی هستند؛ برای نمونه اولین نطفۀ [[حیات]] که روی [[زمین]] بسته شده و یا اولین بار که [[حیات]] در روی [[زمین]] پیدا شد، نمیتوان با [[قوانین]] طبیعت سازگار باشد و هنوز [[علم]] و فنآوری پیشرفته و پیچیدۀ کنونی نتوانسته است، پاسخگوی این مسئله باشد که اولین تحول بزرگ، آن نطفۀ [[حیات]] که روی [[زمین]] بسته شد چگونه [[خارقالعاده]] و [[غیرطبیعی]] است، اما با این [[وصف]]، مکرر دربارۀ [[انبیای الهی]] واقع شده و از مسلمات [[ادیان الهی]] بهشمار میآید. با این اوصاف روشن است که برخورداری از [[عمر]] [[فوق طبیعی]] از محالات [[عقلی]] بهشمار نمیآید و از نظر [[عقلی]] امکانپذیر است. از آنجا که [[طولانی بودن عمر]] [[حضرت]] از متواترات نزد [[شیعه]] [[امامیه]] بوده و ادلۀ بسیاری بر آن دلالت دارند، میتوان به این [[حقیقت]] پی برد که آن [[حضرت]] از عمری طولانی برخوردار است<ref>ر.ک: مجموعه آثار، ج۱۸، ص۱۶۰، ۱۶۱.</ref>»<ref>[[چلچراغ حکمت ج۱۰ (کتاب)|چلچراغ حکمت ج۱۰]]، ص۴۱، ۴۲.</ref>. | ::::::«اگر هم مسئلۀ [[طول عمر]] [[امام مهدی]]{{ع}} را از گسترۀ [[قوانین طبیعی]] برکنار بدانیم و با دادههای نوین [[علمی]] و فنآوریهای روز نتوانیم آن را حل کنیم، نباید خدشهای بر پذیرش این امر وارد شود؛ زیرا بسیاری از تحولات بزرگی که در [[تاریخ]] [[حیات]] و [[زندگی]] عموم موجودات زنده، از گیاه و حیوان، پیش آمده تحولاتی غیر عادی هستند؛ برای نمونه اولین نطفۀ [[حیات]] که روی [[زمین]] بسته شده و یا اولین بار که [[حیات]] در روی [[زمین]] پیدا شد، نمیتوان با [[قوانین]] طبیعت سازگار باشد و هنوز [[علم]] و فنآوری پیشرفته و پیچیدۀ کنونی نتوانسته است، پاسخگوی این مسئله باشد که اولین تحول بزرگ، آن نطفۀ [[حیات]] که روی [[زمین]] بسته شد چگونه [[خارقالعاده]] و [[غیرطبیعی]] است، اما با این [[وصف]]، مکرر دربارۀ [[انبیای الهی]] واقع شده و از مسلمات [[ادیان الهی]] بهشمار میآید. با این اوصاف روشن است که برخورداری از [[عمر]] [[فوق طبیعی]] از محالات [[عقلی]] بهشمار نمیآید و از نظر [[عقلی]] امکانپذیر است. از آنجا که [[طولانی بودن عمر]] [[حضرت]] از متواترات نزد [[شیعه]] [[امامیه]] بوده و ادلۀ بسیاری بر آن دلالت دارند، میتوان به این [[حقیقت]] پی برد که آن [[حضرت]] از عمری طولانی برخوردار است<ref>ر.ک: مجموعه آثار، ج۱۸، ص۱۶۰، ۱۶۱.</ref>»<ref>[[چلچراغ حکمت ج۱۰ (کتاب)|چلچراغ حکمت ج۱۰]]، ص۴۱، ۴۲.</ref>. | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۳. آقای رضوانی (پژوهشگر حوزه علمیه قم)؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۳. آقای رضوانی (پژوهشگر حوزه علمیه قم)؛ | ||
| تصویر = 15207.jpg | | تصویر = 15207.jpg | ||
| پاسخدهنده = علی اصغر رضوانی | | پاسخدهنده = علی اصغر رضوانی | ||
| پاسخ = آقای '''[[علی اصغر رضوانی]]'''، در کتاب ''«[[موعودشناسی و پاسخ به شبهات (کتاب)|موعودشناسی و پاسخ به شبهات]]»'' در اینباره گفته است: | |||
::::::«مقصود از امکان [[فلسفی]] یا منطقی آن است که با مراجعه به [[عقل]] هیچ گونه مشکل [[عقلی]] و [[فلسفی]] که مخالف با نظریه [[طول عمر]] باشد وجود نداشته باشد. شکی نیست که طولانی شدن [[عمر]] [[انسان]] به هزاران سال از جنبه [[عقلی]] و منطقی ممکن است و هیچ گونه اشکال [[عقلی]] ندارد و هیچگاه مستلزم تناقض نخواهد شد، زیرا در مفهوم [[حیات]] و [[زندگی]]، [[مرگ سریع]] نهفته نشده است. | ::::::«مقصود از امکان [[فلسفی]] یا منطقی آن است که با مراجعه به [[عقل]] هیچ گونه مشکل [[عقلی]] و [[فلسفی]] که مخالف با نظریه [[طول عمر]] باشد وجود نداشته باشد. شکی نیست که طولانی شدن [[عمر]] [[انسان]] به هزاران سال از جنبه [[عقلی]] و منطقی ممکن است و هیچ گونه اشکال [[عقلی]] ندارد و هیچگاه مستلزم تناقض نخواهد شد، زیرا در مفهوم [[حیات]] و [[زندگی]]، [[مرگ سریع]] نهفته نشده است. | ||
::::::[[فخر رازی]] در توجیه [[طول عمر]] [[انسان]] در ذیل [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاَّ خَمْسِينَ عَامًا}}<ref>سوره عنکبوت، آیه ۱۴</ref>. میگوید: برخی از اطبا گویند: [[عمر]] [[انسان]] بیش از ۱۲۰ سال نمیشود، ولی [[آیه]] بر خلاف آن دلالت داشته و [[عقل]] نیز بیش از این را تأیید میکند؛ زیرا بقا بر ترکیبی که در [[انسان]] است ذاتاً ممکن است وگرنه باقی نمیماند. دوام تأثیر مؤثر در او ممکن است؛ زیرا مؤثّر در وجود [[انسان]] اگر [[واجب]] الوجود است که دوام دارد، و اگر غیر [[واجب]] الوجود باشد برای او مؤثّری است، و بالاخره به [[واجب]] الوجود باز میگردد که دوام دارد. لذا ممکن است که تأثیر [[واجب]] الوجود دائمیشود که در نتیجه بقا ذاتاً ممکن میگردد، و چنانچه بقا نداشته باشد به جهت امر عارض است، و عارض هم ممکن العدم است. و اگر وجود عارض مانع [[واجب]] بود به همین مقدار [[عمر]] هم نمیتوانست باقی بماند. نتیجه اینکه حرف برخی از اطبا که گفتهاند: [[عمر]] [[انسان]] از ۱۲۰ سال فراتر نمیرود، [[باطل]] است<ref>تفسیر فخر رازی، ج ۲۵، ص ۴۲</ref>. [[شیخ]] [[مجتبی قزوینی خراسانی]] در [[استدلال عقلی]] و [[فلسفی]] بر [[ضرورت]] وجود شخص [[طویل العمر]] در خارج میگوید: طبق قواعد [[فلسفی]] و حِکَمی، هر طبیعتی که قابل زیاده و نقصان در عالم وجود است، باید فرد کامل آن طبیعت در خارج موجود گردد؛ زیرا هر طبیعتی طالب کمال نهایی خود است. مطابق این قاعده تعدادی از مسائل [[فلسفی]] پایه گذاری شده است که از جمله آنها وجود فرد کامل در بین [[بشر]] به اسم [[نبی]] یا [[حکیم]] است. و مطابق این [[قانون]] که با [[برهان]] به اثبات رسیده قابلیّت [[زندگی]] و [[عمر]] بیشتر دارای مراتب متعددی در خارج است. [[عمر]] ۱۰۰۰ سال یا ۲۰۰۰ سال را نمیتوان نهایت مرتبه امکان [[زندگی]] به طور [[یقین]] دانست؛ بلکه ممکن است که بیش از این مقدار نیز باشد...<ref>بیان القرآن، ج ۵، ص ۱۱و۱۲</ref>»<ref>[[علی اصغر رضوانی|رضوانی، علی اصغر]]، [[موعودشناسی و پاسخ به شبهات (کتاب)|موعودشناسی و پاسخ به شبهات]]، ص ۵۱۴.</ref>. | ::::::[[فخر رازی]] در توجیه [[طول عمر]] [[انسان]] در ذیل [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاَّ خَمْسِينَ عَامًا}}<ref>سوره عنکبوت، آیه ۱۴</ref>. میگوید: برخی از اطبا گویند: [[عمر]] [[انسان]] بیش از ۱۲۰ سال نمیشود، ولی [[آیه]] بر خلاف آن دلالت داشته و [[عقل]] نیز بیش از این را تأیید میکند؛ زیرا بقا بر ترکیبی که در [[انسان]] است ذاتاً ممکن است وگرنه باقی نمیماند. دوام تأثیر مؤثر در او ممکن است؛ زیرا مؤثّر در وجود [[انسان]] اگر [[واجب]] الوجود است که دوام دارد، و اگر غیر [[واجب]] الوجود باشد برای او مؤثّری است، و بالاخره به [[واجب]] الوجود باز میگردد که دوام دارد. لذا ممکن است که تأثیر [[واجب]] الوجود دائمیشود که در نتیجه بقا ذاتاً ممکن میگردد، و چنانچه بقا نداشته باشد به جهت امر عارض است، و عارض هم ممکن العدم است. و اگر وجود عارض مانع [[واجب]] بود به همین مقدار [[عمر]] هم نمیتوانست باقی بماند. نتیجه اینکه حرف برخی از اطبا که گفتهاند: [[عمر]] [[انسان]] از ۱۲۰ سال فراتر نمیرود، [[باطل]] است<ref>تفسیر فخر رازی، ج ۲۵، ص ۴۲</ref>. [[شیخ]] [[مجتبی قزوینی خراسانی]] در [[استدلال عقلی]] و [[فلسفی]] بر [[ضرورت]] وجود شخص [[طویل العمر]] در خارج میگوید: طبق قواعد [[فلسفی]] و حِکَمی، هر طبیعتی که قابل زیاده و نقصان در عالم وجود است، باید فرد کامل آن طبیعت در خارج موجود گردد؛ زیرا هر طبیعتی طالب کمال نهایی خود است. مطابق این قاعده تعدادی از مسائل [[فلسفی]] پایه گذاری شده است که از جمله آنها وجود فرد کامل در بین [[بشر]] به اسم [[نبی]] یا [[حکیم]] است. و مطابق این [[قانون]] که با [[برهان]] به اثبات رسیده قابلیّت [[زندگی]] و [[عمر]] بیشتر دارای مراتب متعددی در خارج است. [[عمر]] ۱۰۰۰ سال یا ۲۰۰۰ سال را نمیتوان نهایت مرتبه امکان [[زندگی]] به طور [[یقین]] دانست؛ بلکه ممکن است که بیش از این مقدار نیز باشد...<ref>بیان القرآن، ج ۵، ص ۱۱و۱۲</ref>»<ref>[[علی اصغر رضوانی|رضوانی، علی اصغر]]، [[موعودشناسی و پاسخ به شبهات (کتاب)|موعودشناسی و پاسخ به شبهات]]، ص ۵۱۴.</ref>. |