دلیل عقلی بر وجود امام مهدی چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
دلیل عقلی بر وجود امام مهدی چیست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۳ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۹:۴۹
، ۲۳ دسامبر ۲۰۲۱ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پایان جمع شدن}} +}})
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-|تپس|100px|right|بندانگشتی|[[ + | پاسخدهنده = )) |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پایان جمع شدن}} +}})) |
||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
::::::بنابراین اصل [[امامت]] و این که در هر زمان باید [[امام]] [[معصوم]] باشد تا [[حجت خداوند]] بر روی [[زمین]] باشد، محتاج [[دلیل عقلی]] است، ولی اینکه آیا [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} به [[دنیا]] آمده و [[فرزند]] کیست یا [[القاب]] و اسماء ایشان چیست، محتاج [[دلیل نقلی]] است و [[عقل]] اقتضا میکند که از [[دلیل نقلی]] استفاده کنیم و چون وجود [[امام مهدی]] {{ع}} با [[ادله]] [[نقلی]] [[متواتر]] اثبات شده است و متواترات یکی از بدیهیات است، بنابراین میتوان گفت که وجود [[احادیث متواتر]] در [[دین]] [[اسلام]] و حتی در سایر [[ادیان]] بر وجود [[امام مهدی]] {{ع}} و اذهان مورّخین و علمای [[شیعه]] و [[سنّی]] بر تولّد آن [[حضرت]] در قرن سوّم همگی دلائلی هستند که مستند به [[ادله عقلی]] میباشند. در ذیل به یک [[روایت]] اشاره میشود تا نمونهای از صدها [[روایت]] باشد. | ::::::بنابراین اصل [[امامت]] و این که در هر زمان باید [[امام]] [[معصوم]] باشد تا [[حجت خداوند]] بر روی [[زمین]] باشد، محتاج [[دلیل عقلی]] است، ولی اینکه آیا [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} به [[دنیا]] آمده و [[فرزند]] کیست یا [[القاب]] و اسماء ایشان چیست، محتاج [[دلیل نقلی]] است و [[عقل]] اقتضا میکند که از [[دلیل نقلی]] استفاده کنیم و چون وجود [[امام مهدی]] {{ع}} با [[ادله]] [[نقلی]] [[متواتر]] اثبات شده است و متواترات یکی از بدیهیات است، بنابراین میتوان گفت که وجود [[احادیث متواتر]] در [[دین]] [[اسلام]] و حتی در سایر [[ادیان]] بر وجود [[امام مهدی]] {{ع}} و اذهان مورّخین و علمای [[شیعه]] و [[سنّی]] بر تولّد آن [[حضرت]] در قرن سوّم همگی دلائلی هستند که مستند به [[ادله عقلی]] میباشند. در ذیل به یک [[روایت]] اشاره میشود تا نمونهای از صدها [[روایت]] باشد. | ||
::::::{{عربی|"عَنْ أَبِي غَانِمٍ الْخَادِمِ قَالَ: وُلِدَ لِأَبِي مُحَمَّدٍ {{ع}} وَلَدٌ فَسَمَّاهُ مُحَمَّداً فَعَرَضَهُ عَلَى أَصْحَابِهِ يَوْمَ الثَّالِثِ وَ قَالَ: هَذَا صَاحِبُكُمْ مِنْ بَعْدِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْكُمْ وَ هُوَ الْقَائِمُ الَّذِي تَمْتَدُّ إِلَيْهِ الْأَعْنَاقُ بِالانْتِظَارِ فَإِذَا امْتَلَأَتِ الْأَرْضُ جَوْراً وَ ظُلْماً خَرَجَ فَمَلَأَهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا"}}<ref>علّامه مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۵، دار احیاء التراث العربى، بیروت، ۱۴۰۳ ه.ق.</ref>؛ ابو [[غانم]] خادم میگوید: برای [[امام عسکری|ابو محمّد]] {{ع}} فرزندی به [[دنیا]] آمد که نامش را "[[محمّد]]" گذاشت و روز سوم او را بر یارانش نمایاند و فرمود: بعد از من این [[امام]] شما و [[جانشین]] من است، او همان [[قائم]] است که همگان [[منتظر]] اویند. پس زمانی که [[زمین]] از [[جور]] و [[ظلم]] پر گشت، [[قیام]] کند و آن را پر از [[قسط]] و [[عدل]] کند.»<ref>[[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص۹۱-۹۵.</ref>. | ::::::{{عربی|"عَنْ أَبِي غَانِمٍ الْخَادِمِ قَالَ: وُلِدَ لِأَبِي مُحَمَّدٍ {{ع}} وَلَدٌ فَسَمَّاهُ مُحَمَّداً فَعَرَضَهُ عَلَى أَصْحَابِهِ يَوْمَ الثَّالِثِ وَ قَالَ: هَذَا صَاحِبُكُمْ مِنْ بَعْدِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْكُمْ وَ هُوَ الْقَائِمُ الَّذِي تَمْتَدُّ إِلَيْهِ الْأَعْنَاقُ بِالانْتِظَارِ فَإِذَا امْتَلَأَتِ الْأَرْضُ جَوْراً وَ ظُلْماً خَرَجَ فَمَلَأَهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا"}}<ref>علّامه مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۵، دار احیاء التراث العربى، بیروت، ۱۴۰۳ ه.ق.</ref>؛ ابو [[غانم]] خادم میگوید: برای [[امام عسکری|ابو محمّد]] {{ع}} فرزندی به [[دنیا]] آمد که نامش را "[[محمّد]]" گذاشت و روز سوم او را بر یارانش نمایاند و فرمود: بعد از من این [[امام]] شما و [[جانشین]] من است، او همان [[قائم]] است که همگان [[منتظر]] اویند. پس زمانی که [[زمین]] از [[جور]] و [[ظلم]] پر گشت، [[قیام]] کند و آن را پر از [[قسط]] و [[عدل]] کند.»<ref>[[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص۹۱-۹۵.</ref>. | ||
}} | |||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
::::::[[شهید مطهری]] در این زمینه مینویسد: "ریشه [[فسادها]] و [[تباهیها]] [[نقص]] روحی و [[معنوی]] [[انسان]] است. [[انسان]] هنوز [[دوره جوانی]] و ناپختگی را طی میکند و [[خشم]] و [[شهوت]] بر او و [[عقل]] او [[حاکم]] است. [[انسان]] بالفطره در راه [[تکامل]] [[فکری]] و [[اخلاقی]] و [[معنوی]] پیش میرود. نه [[شر]] و [[فساد]] لازم لاینفک [[طبیعت]] [[بشر]] است و نه [[جبر]] [[تمدن]] فاجعه خودکشی دستهجمعی را پیش خواهد آورد. آیندهای بس روشن و سعادتبخش و انسانی که در آن [[شر]] و [[فساد]] از بیخ و بن برکنده خواهد شد، در [[انتظار]] [[بشریت]] است. این نظریه الهامی است که [[دین]] میکند. نوید [[مقدس]] [[قیام]] و [[انقلاب]] [[مهدی موعود]] در [[اسلام]] در زمینه این [[الهام]] است"<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۴، ص۴۳۵.</ref>. بنابراین [[عصر ظهور]]، عصر [[عقلانیت]] و [[حاکمیت]] ارزشهای [[عقلانی]] و انسانی است. [[مردم]] در سایه رشد و کمال [[عقلانی]] به [[سعادت]] خواهند رسید و شاید [[کمال عقل]] بشری که در [[عصر ظهور]] رخ میدهد و در روایتی<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ {{ع}} قَالَ: إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ كَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُمْ}} (کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۵). ملاصالح مازندرانی در شرح این حدیث گوید: {{عربی|و المراد بکمال أحلامهم کمال عقل کل واحد واحد بحیث ینقاد له القوة الشهویة و الغضبیة ویحصل فضیلة العدل فی جوهر البدن، و الأمران یتحققان فی عهد صاحبنا{{ع}}...}} (مازندرانی، محمدصالح بن احمد، شرح الکافی، ج۱، ص۳۹۹).</ref> بدان اشاره شده، ناظر به همین نکته باشد. | ::::::[[شهید مطهری]] در این زمینه مینویسد: "ریشه [[فسادها]] و [[تباهیها]] [[نقص]] روحی و [[معنوی]] [[انسان]] است. [[انسان]] هنوز [[دوره جوانی]] و ناپختگی را طی میکند و [[خشم]] و [[شهوت]] بر او و [[عقل]] او [[حاکم]] است. [[انسان]] بالفطره در راه [[تکامل]] [[فکری]] و [[اخلاقی]] و [[معنوی]] پیش میرود. نه [[شر]] و [[فساد]] لازم لاینفک [[طبیعت]] [[بشر]] است و نه [[جبر]] [[تمدن]] فاجعه خودکشی دستهجمعی را پیش خواهد آورد. آیندهای بس روشن و سعادتبخش و انسانی که در آن [[شر]] و [[فساد]] از بیخ و بن برکنده خواهد شد، در [[انتظار]] [[بشریت]] است. این نظریه الهامی است که [[دین]] میکند. نوید [[مقدس]] [[قیام]] و [[انقلاب]] [[مهدی موعود]] در [[اسلام]] در زمینه این [[الهام]] است"<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۴، ص۴۳۵.</ref>. بنابراین [[عصر ظهور]]، عصر [[عقلانیت]] و [[حاکمیت]] ارزشهای [[عقلانی]] و انسانی است. [[مردم]] در سایه رشد و کمال [[عقلانی]] به [[سعادت]] خواهند رسید و شاید [[کمال عقل]] بشری که در [[عصر ظهور]] رخ میدهد و در روایتی<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ {{ع}} قَالَ: إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ كَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُمْ}} (کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۵). ملاصالح مازندرانی در شرح این حدیث گوید: {{عربی|و المراد بکمال أحلامهم کمال عقل کل واحد واحد بحیث ینقاد له القوة الشهویة و الغضبیة ویحصل فضیلة العدل فی جوهر البدن، و الأمران یتحققان فی عهد صاحبنا{{ع}}...}} (مازندرانی، محمدصالح بن احمد، شرح الکافی، ج۱، ص۳۹۹).</ref> بدان اشاره شده، ناظر به همین نکته باشد. | ||
:::::*'''[[فلسفه تاریخ]] و [[هدفمندی]] آن در پرتو [[ظهور]] [[منجی موعود]]''': یکی دیگر از [[دلایل عقلی]] بر [[اندیشه]] [[منجی موعود]] و [[مهدویت]]، معنا داشتن [[تاریخ]] در سایه [[اعتقاد]] به [[منجی آخرالزمان]] است؛ زیرا بر اساس "معناداری و [[فلسفه تاریخ]]" روند طولانی [[تاریخ]] [[هدف]] و [[غایت]] و معنای مشخصی دارد و آن تحقق [[جامعه موعود]] [[الهی]] و رسیدن [[بشر]] به اوج [[سعادت]] و کمال مادی و [[معنوی]] است. در [[حقیقت]] [[ظهور]] [[منجی موعود]]، سر منزل متعالی و متکامل [[تاریخ]] بشری است. بر این اساس این معناداری [[تاریخ]]، در [[فکر]] و ذهن [[بشر]] سایه انداخته و او را متوجه فرجام متعالی [[تاریخ]] ساخته است. این ایده در دورانی از [[تاریخ]] به کمال و تمام تحقق خواهد یافت و آن "[[عصر ظهور]] [[منجی موعود]]" است. پس معناداری [[تاریخ]] و [[کشف]] [[غایت]] و [[هدف]] آن، میتواند منشأ توجه [[انسانها]] به [[ظهور]] [[مصلح بزرگ]] باشد. گفتنی است از راه [[دلیل عقلی]]، [[ضرورت]] وجود [[منجی موعود]] اثبات میشود؛ اما هرگز نمیتوان مصداق و فرد [[منجی]] را با [[عقل]] مشخص و تعیین کرد؛ یعنی [[عقل]]، ما را تا مرز وجود [[منجی]] و [[ضرورت]] وجود او در [[جهان هستی]] سوق میدهد؛ ولی هرگز [[قادر]] نیست فرد و مصداق [[منجی]] را تعیین کند؛ بنابراین برای تشخیص فرد [[منجی]] در [[اسلام]] باید دید [[نصوص دینی]] در این زمینه چه دیدگاهی دارند و چگونه [[امام مهدی]]{{ع}} را معرفی کردهاند»<ref>[[محمود ملکی راد|ملکی راد، محمود]]، [[خانواده و زمینهسازی ظهور (کتاب)|خانواده و زمینهسازی ظهور]]، ص ۱۷۸-۱۸۲</ref>. | :::::*'''[[فلسفه تاریخ]] و [[هدفمندی]] آن در پرتو [[ظهور]] [[منجی موعود]]''': یکی دیگر از [[دلایل عقلی]] بر [[اندیشه]] [[منجی موعود]] و [[مهدویت]]، معنا داشتن [[تاریخ]] در سایه [[اعتقاد]] به [[منجی آخرالزمان]] است؛ زیرا بر اساس "معناداری و [[فلسفه تاریخ]]" روند طولانی [[تاریخ]] [[هدف]] و [[غایت]] و معنای مشخصی دارد و آن تحقق [[جامعه موعود]] [[الهی]] و رسیدن [[بشر]] به اوج [[سعادت]] و کمال مادی و [[معنوی]] است. در [[حقیقت]] [[ظهور]] [[منجی موعود]]، سر منزل متعالی و متکامل [[تاریخ]] بشری است. بر این اساس این معناداری [[تاریخ]]، در [[فکر]] و ذهن [[بشر]] سایه انداخته و او را متوجه فرجام متعالی [[تاریخ]] ساخته است. این ایده در دورانی از [[تاریخ]] به کمال و تمام تحقق خواهد یافت و آن "[[عصر ظهور]] [[منجی موعود]]" است. پس معناداری [[تاریخ]] و [[کشف]] [[غایت]] و [[هدف]] آن، میتواند منشأ توجه [[انسانها]] به [[ظهور]] [[مصلح بزرگ]] باشد. گفتنی است از راه [[دلیل عقلی]]، [[ضرورت]] وجود [[منجی موعود]] اثبات میشود؛ اما هرگز نمیتوان مصداق و فرد [[منجی]] را با [[عقل]] مشخص و تعیین کرد؛ یعنی [[عقل]]، ما را تا مرز وجود [[منجی]] و [[ضرورت]] وجود او در [[جهان هستی]] سوق میدهد؛ ولی هرگز [[قادر]] نیست فرد و مصداق [[منجی]] را تعیین کند؛ بنابراین برای تشخیص فرد [[منجی]] در [[اسلام]] باید دید [[نصوص دینی]] در این زمینه چه دیدگاهی دارند و چگونه [[امام مهدی]]{{ع}} را معرفی کردهاند»<ref>[[محمود ملکی راد|ملکی راد، محمود]]، [[خانواده و زمینهسازی ظهور (کتاب)|خانواده و زمینهسازی ظهور]]، ص ۱۷۸-۱۸۲</ref>. | ||
}} | |||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۸۷: | خط ۸۷: | ||
:::::*'''[[برهان حفظ شریعت]]''': یکی دیگر از [[براهین]] مشهور که از دیر باز در کتابهای کلامی مطرح و برای [[ضرورت وجود امام]] به آن [[تمسک]] میشده است، «[[برهان حفظ شریعت]]» است. به این [[برهان]] هم «[[برهان لطف]]» و هم «[[برهان حفظ شریعت]]» گفته میشود. نکتهای که لازم است بدان توجه شود این است که در اصطلاح [[متکلمین]]، [[برهان لطف]] ناظر به اصل [[نیازمندی]] [[بشر]] به [[هدایت]] آسمانی و الهی است؛ در حالی که آنچه در اینجا به عنوان [[برهان حفظ شریعت]] مطرح میباشد، ناظر به استمرار [[هدایت]] و بقاء آن است(...) | :::::*'''[[برهان حفظ شریعت]]''': یکی دیگر از [[براهین]] مشهور که از دیر باز در کتابهای کلامی مطرح و برای [[ضرورت وجود امام]] به آن [[تمسک]] میشده است، «[[برهان حفظ شریعت]]» است. به این [[برهان]] هم «[[برهان لطف]]» و هم «[[برهان حفظ شریعت]]» گفته میشود. نکتهای که لازم است بدان توجه شود این است که در اصطلاح [[متکلمین]]، [[برهان لطف]] ناظر به اصل [[نیازمندی]] [[بشر]] به [[هدایت]] آسمانی و الهی است؛ در حالی که آنچه در اینجا به عنوان [[برهان حفظ شریعت]] مطرح میباشد، ناظر به استمرار [[هدایت]] و بقاء آن است(...) | ||
:::::*«'''[[برهان فطرت]]''': (...)'''فطری بودن [[نیاز به امام]]''': [[انسان]] با نهاد خدادادی خود بدون هیچگونه [[تردید]]، [[درک]] میکند که هرگز [[جامعه]] متشکلی مانند یک کشور یا یک شهر یا ده یا قبیله و حتی یک خانه که از چند تن [[انسان]] تشکیل یابد، بدون [[سرپرست]] و [[زمامداری]] که چرخ [[جامعه]] را به کار اندازد و [[اراده]] او بر ارادههای جزء [[حکومت]] کند و هر یک از اجزای [[جامعه]] را به [[وظیفه]] اجتماعی خود وادارد، نمیتواند به بقای خود ادامه دهد و در کمترین وقتی اجزای آن [[جامعه]] متلاشی شده وضع عمومیش به [[هرج و مرج]] گرفتار خواهد شد(...)<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزههای مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزههای مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص ۳۱- ۴۷.</ref>. | :::::*«'''[[برهان فطرت]]''': (...)'''فطری بودن [[نیاز به امام]]''': [[انسان]] با نهاد خدادادی خود بدون هیچگونه [[تردید]]، [[درک]] میکند که هرگز [[جامعه]] متشکلی مانند یک کشور یا یک شهر یا ده یا قبیله و حتی یک خانه که از چند تن [[انسان]] تشکیل یابد، بدون [[سرپرست]] و [[زمامداری]] که چرخ [[جامعه]] را به کار اندازد و [[اراده]] او بر ارادههای جزء [[حکومت]] کند و هر یک از اجزای [[جامعه]] را به [[وظیفه]] اجتماعی خود وادارد، نمیتواند به بقای خود ادامه دهد و در کمترین وقتی اجزای آن [[جامعه]] متلاشی شده وضع عمومیش به [[هرج و مرج]] گرفتار خواهد شد(...)<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزههای مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزههای مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص ۳۱- ۴۷.</ref>. | ||
}} | |||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۹۷: | خط ۹۷: | ||
[[متکلمان]]، [[لطف]] را بر [[خداوند]] [[واجب]] میدانند، زیرا او [[بندگان]] خود را عبث و بیهوده نیافریده و راه رسیدن به [[هدف]] را برای ایشان فراهم میسازد ([[قاعده لطف]]). این قاعده ایجاب میکند که در میان [[جامعه]] امامی باشد تا محور [[حق]] بوده و [[جامعه]] را از خطای مطلق بازدارد<ref>علی اصغر رضوانی، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص ۲۶۷.</ref> و آنان را به [[سعادت]] حقیقی [[هدایت]] کند. | [[متکلمان]]، [[لطف]] را بر [[خداوند]] [[واجب]] میدانند، زیرا او [[بندگان]] خود را عبث و بیهوده نیافریده و راه رسیدن به [[هدف]] را برای ایشان فراهم میسازد ([[قاعده لطف]]). این قاعده ایجاب میکند که در میان [[جامعه]] امامی باشد تا محور [[حق]] بوده و [[جامعه]] را از خطای مطلق بازدارد<ref>علی اصغر رضوانی، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص ۲۶۷.</ref> و آنان را به [[سعادت]] حقیقی [[هدایت]] کند. | ||
::::::«[[دانشمندان]] [[اسلامی]] [[ادله عقلی]] متعددی بر [[وجود امام]] [[معصوم]] {{ع}} در تمام زمانها اقامه کردهاند. برهانهای [[فلسفی]] (امکان اشرف، [[عنایت]]، [[هدف]] مندی و ...)، [[ادله]] [[کلامی]] ([[لطف]]، [[فطرت]]، [[دلیل]] استقراء و ...)، دلیلهای عرفانی ([[مظهر]] جامع، [[واسطه فیض]]، عدم [[تبعیض]] در [[فیض]] و ...)، دلیلهای [[جامعه]] شناختی ([[اجتماعی]] بودن [[انسان]])، [[ادله]] ریاضی (حساب احتمالات) و .... به این [[ادله]] به طور اختصار اشاره میشود<ref>برای مطالعه بیشتر نک: المسلک فی اصول الدین، محقق حلی، ص۱۸۹؛ الذخیرة فی علم الکلام، سید مرتضی، ص۱۸۶؛ الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد، شیخ طوسی، ص۷؛ کشف المراد، علامه حلی، ص۲۵۴؛ کفایة الموحدین، سید اسماعیل طبرسی، ج۱، ص۶۰۵؛ الالهیات علی هدی الکتاب والسنة، جعفر سبحانی، ج۲، ص۴۷؛ القواعد الکلامیة، علی ربانی گلپایگانی، ص۱۰۸؛ قاعده لطف، محسن خرازی؛ وجود امام مهدی در پرتو عقل، علی اصغر رضوانی؛ دلائل عقلی و نقلی امامت و مهدویت رحیم لطیفی؛ مجله انتظار، ش۵ - ۱۲، قاعده لطف و... (البته علمای پیشین غالباً به قاعده لطف استناد کردهاند) در این نوشتار بیشتر از دو کتاب آقای رضوانی ولطیفی استفاده شد</ref> قبل از بیان [[ادله عقلی]]، تذکر این نکته لازم است که دلیلهای [[عقلی]]، وجود [[حجت]] در همه زمانها را اثبات میکند، اما تطبیق آن بر [[امام مهدی]] {{ع}} براساس [[روایات]] میباشد»<ref>[[مهدویت پرسشها و پاسخها (کتاب)|مهدویت پرسشها و پاسخها]]، ص ۳۴، ۱۲۰.</ref>. | ::::::«[[دانشمندان]] [[اسلامی]] [[ادله عقلی]] متعددی بر [[وجود امام]] [[معصوم]] {{ع}} در تمام زمانها اقامه کردهاند. برهانهای [[فلسفی]] (امکان اشرف، [[عنایت]]، [[هدف]] مندی و ...)، [[ادله]] [[کلامی]] ([[لطف]]، [[فطرت]]، [[دلیل]] استقراء و ...)، دلیلهای عرفانی ([[مظهر]] جامع، [[واسطه فیض]]، عدم [[تبعیض]] در [[فیض]] و ...)، دلیلهای [[جامعه]] شناختی ([[اجتماعی]] بودن [[انسان]])، [[ادله]] ریاضی (حساب احتمالات) و .... به این [[ادله]] به طور اختصار اشاره میشود<ref>برای مطالعه بیشتر نک: المسلک فی اصول الدین، محقق حلی، ص۱۸۹؛ الذخیرة فی علم الکلام، سید مرتضی، ص۱۸۶؛ الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد، شیخ طوسی، ص۷؛ کشف المراد، علامه حلی، ص۲۵۴؛ کفایة الموحدین، سید اسماعیل طبرسی، ج۱، ص۶۰۵؛ الالهیات علی هدی الکتاب والسنة، جعفر سبحانی، ج۲، ص۴۷؛ القواعد الکلامیة، علی ربانی گلپایگانی، ص۱۰۸؛ قاعده لطف، محسن خرازی؛ وجود امام مهدی در پرتو عقل، علی اصغر رضوانی؛ دلائل عقلی و نقلی امامت و مهدویت رحیم لطیفی؛ مجله انتظار، ش۵ - ۱۲، قاعده لطف و... (البته علمای پیشین غالباً به قاعده لطف استناد کردهاند) در این نوشتار بیشتر از دو کتاب آقای رضوانی ولطیفی استفاده شد</ref> قبل از بیان [[ادله عقلی]]، تذکر این نکته لازم است که دلیلهای [[عقلی]]، وجود [[حجت]] در همه زمانها را اثبات میکند، اما تطبیق آن بر [[امام مهدی]] {{ع}} براساس [[روایات]] میباشد»<ref>[[مهدویت پرسشها و پاسخها (کتاب)|مهدویت پرسشها و پاسخها]]، ص ۳۴، ۱۲۰.</ref>. | ||
}} | |||
{{پرسمان ضرورت عقلی وجود امام مهدی}} | {{پرسمان ضرورت عقلی وجود امام مهدی}} | ||