دلیل عقلی بر وجود امام مهدی چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\]\]\]\] \:\:\:\:\:\:' به 'ه = $1 | پاسخ = '
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پایان جمع شدن}} +}}))
جز (جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\]\]\]\] \:\:\:\:\:\:' به 'ه = $1 | پاسخ = ')
خط ۴۶: خط ۴۶:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱. حجت الاسلام و المسلمین موسوی‌نسب؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱. حجت الاسلام و المسلمین موسوی‌نسب؛
| تصویر = 13681056.jpg
| تصویر = 13681056.jpg
| پاسخ‌دهنده = سید جعفر موسوی‌نسب]]]]
| پاسخ‌دهنده = سید جعفر موسوی‌نسب
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید جعفر موسوی‌نسب]]'''، در کتاب ''«[[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید جعفر موسوی‌نسب]]'''، در کتاب ''«[[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«در ابتدا باید به یک [[مقدمه]] اشاره کرد که تقسیم [[علوم]] به [[عقلی]] و [[نقلی]] در [[فرهنگ اسلامی]] یک اصطلاح و قرارداد است که خالی از [[تسامح]] نیست؛ زیرا بسیاری از موضوعات و مسائل [[علوم]] [[نقلی]] نیز [[عقلی]] است و مستند به ارتکاز، [[فطرت]] و [[عقل]] می‌باشند و قبول آنها مبتنی بر قبول مبادی آنهاست و قبول مبادی آنها نیز مبتنی بر [[عقل]] است<ref>برگرفته از کتاب خورشید مغرب، محمد رضا حکیمى، ص ۱۵۱، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ پنجم، ۱۳۶۶.</ref>.
::::::«در ابتدا باید به یک [[مقدمه]] اشاره کرد که تقسیم [[علوم]] به [[عقلی]] و [[نقلی]] در [[فرهنگ اسلامی]] یک اصطلاح و قرارداد است که خالی از [[تسامح]] نیست؛ زیرا بسیاری از موضوعات و مسائل [[علوم]] [[نقلی]] نیز [[عقلی]] است و مستند به ارتکاز، [[فطرت]] و [[عقل]] می‌باشند و قبول آنها مبتنی بر قبول مبادی آنهاست و قبول مبادی آنها نیز مبتنی بر [[عقل]] است<ref>برگرفته از کتاب خورشید مغرب، محمد رضا حکیمى، ص ۱۵۱، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ پنجم، ۱۳۶۶.</ref>.
::::::این [[تسامح]] در وضع اصطلاح [[علوم عقلی]] و [[نقلی]] به ادلّه نیز تسرّی یافته و بسیاری از [[ادله عقلی]] به [[علت]] ذکر شدن در [[علوم]] [[نقلی]]، [[دلیل نقلی]] پنداشته شده و یا بالعکس [[دلیل نقلی]] به [[دلیل]] حضور در میان [[علوم عقلی]]، [[دلیل عقلی]] انگاشته شده است و مرز میان [[دلیل عقلی]] و [[نقلی]] کاربرد هریک از آن دو روشن نشده است. و این ابهام باعث شده گاهی در علومی که در حیطه [[نقل]] قرار دارد [[دلیل عقلی]]، طلب شود و یا مسائلی که در حیطه [[عقل]] قرار دارد مستند به [[دلیل نقلی]] شوند.
::::::این [[تسامح]] در وضع اصطلاح [[علوم عقلی]] و [[نقلی]] به ادلّه نیز تسرّی یافته و بسیاری از [[ادله عقلی]] به [[علت]] ذکر شدن در [[علوم]] [[نقلی]]، [[دلیل نقلی]] پنداشته شده و یا بالعکس [[دلیل نقلی]] به [[دلیل]] حضور در میان [[علوم عقلی]]، [[دلیل عقلی]] انگاشته شده است و مرز میان [[دلیل عقلی]] و [[نقلی]] کاربرد هریک از آن دو روشن نشده است. و این ابهام باعث شده گاهی در علومی که در حیطه [[نقل]] قرار دارد [[دلیل عقلی]]، طلب شود و یا مسائلی که در حیطه [[عقل]] قرار دارد مستند به [[دلیل نقلی]] شوند.
خط ۶۴: خط ۶۴:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۲. حجت الاسلام و المسلمین ملکی راد؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۲. حجت الاسلام و المسلمین ملکی راد؛
| تصویر = 152277.jpg
| تصویر = 152277.jpg
| پاسخ‌دهنده = محمود ملکی راد]]]]
| پاسخ‌دهنده = محمود ملکی راد
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمود ملکی راد]]'''، در کتاب ''«[[خانواده و زمینه‌سازی ظهور (کتاب)|خانواده و زمینه‌سازی ظهور]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمود ملکی راد]]'''، در کتاب ''«[[خانواده و زمینه‌سازی ظهور (کتاب)|خانواده و زمینه‌سازی ظهور]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«مهم‌ترین [[دلایل عقلی]] بر [[اعتقاد به منجی]] [[موعود]] بدین قرار است:
::::::«مهم‌ترین [[دلایل عقلی]] بر [[اعتقاد به منجی]] [[موعود]] بدین قرار است:
:::::*'''محال بودن قسر دائم یا قسر اکثری<ref>علامه طباطبایی در مورد محال بودن آن می‌گوید: بطلان قسر دائم از ضروریات است (طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج۱، ص۳۱۳). قسر در اصطلاح به معنای منع کردن و ممنوع شدن موجودی است از ظهور و بروز اثر طبیعی خود که طبعاً طالب اوست و به حسب فطرتِ وجود الهی روی به او دارد یا در غالب اوقات از آن اثر محروم است. حال اگر بخواهد این قوه و جوهر همیشه یا در بیشتر اوقات از کمال خود محروم و اثرش در عرصه عالم کبیر نمایان نشود لغو و عبث محض خواهد بود. مثلاً حرارت و سوزانندگی که از لوازم ذاتی و طبیعی آتش است از آن گرفته شود و آتش هیچ‌گاه حرارت نداشته باشد و در جهان نیرویی باشد که از آغاز پیدایشِ آتش تا هنگامی که آتش در این جهان وجود دارد از حرارت آن جلوگیری کند. منظور از قسر اکثری نیز آن است که در طبیعت در اکثر دوره عمرش از اقتضای ذاتی خود محروم شود. پس هر طبیعتی در بیشتر دوره عمر به خواسته طبیعی‌اش می‌رسد و از اقتضای طبیعت‌اش محروم نخواهد شد. (صدر، رضا، راه مهدی، ص۲۵).</ref> از راه [[ظلم و ستم]]''': [[بشر]] در طول [[تاریخ]] تا به امروز با [[ظلم و ستم]] دست و پنجه نرم کرده و تحت [[ظلم و ستم]] [[ظالمان]] و [[ستمگران]] به سر برده است. از طرفی بر اساس [[دلیل عقلی]]، قسر [[انسان]] در تمام [[عمر]] یا در اکثر عمرش تحت [[ظلم و ستم]] محال خواهد بود؛ بنابراین باید روزگاری فرا رسد که [[ظلم و ستم]] با همه انواعش از [[جامعه بشری]] رخت بربندد و روزگار [[عدل و داد]] از راه برسد و آن روزگاری است که [[انسانیت]] و ارزش‌های والای انسانی و کرامت‌های [[اخلاقی]] [[حاکمیت]] می‌یابد که همان عصر طلایی [[ظهور]] [[منجی موعود]] و [[حکومت جهانی امام مهدی]]{{ع}} است.  
:::::*'''محال بودن قسر دائم یا قسر اکثری<ref>علامه طباطبایی در مورد محال بودن آن می‌گوید: بطلان قسر دائم از ضروریات است (طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج۱، ص۳۱۳). قسر در اصطلاح به معنای منع کردن و ممنوع شدن موجودی است از ظهور و بروز اثر طبیعی خود که طبعاً طالب اوست و به حسب فطرتِ وجود الهی روی به او دارد یا در غالب اوقات از آن اثر محروم است. حال اگر بخواهد این قوه و جوهر همیشه یا در بیشتر اوقات از کمال خود محروم و اثرش در عرصه عالم کبیر نمایان نشود لغو و عبث محض خواهد بود. مثلاً حرارت و سوزانندگی که از لوازم ذاتی و طبیعی آتش است از آن گرفته شود و آتش هیچ‌گاه حرارت نداشته باشد و در جهان نیرویی باشد که از آغاز پیدایشِ آتش تا هنگامی که آتش در این جهان وجود دارد از حرارت آن جلوگیری کند. منظور از قسر اکثری نیز آن است که در طبیعت در اکثر دوره عمرش از اقتضای ذاتی خود محروم شود. پس هر طبیعتی در بیشتر دوره عمر به خواسته طبیعی‌اش می‌رسد و از اقتضای طبیعت‌اش محروم نخواهد شد. (صدر، رضا، راه مهدی، ص۲۵).</ref> از راه [[ظلم و ستم]]''': [[بشر]] در طول [[تاریخ]] تا به امروز با [[ظلم و ستم]] دست و پنجه نرم کرده و تحت [[ظلم و ستم]] [[ظالمان]] و [[ستمگران]] به سر برده است. از طرفی بر اساس [[دلیل عقلی]]، قسر [[انسان]] در تمام [[عمر]] یا در اکثر عمرش تحت [[ظلم و ستم]] محال خواهد بود؛ بنابراین باید روزگاری فرا رسد که [[ظلم و ستم]] با همه انواعش از [[جامعه بشری]] رخت بربندد و روزگار [[عدل و داد]] از راه برسد و آن روزگاری است که [[انسانیت]] و ارزش‌های والای انسانی و کرامت‌های [[اخلاقی]] [[حاکمیت]] می‌یابد که همان عصر طلایی [[ظهور]] [[منجی موعود]] و [[حکومت جهانی امام مهدی]]{{ع}} است.  
خط ۷۶: خط ۷۶:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۳. حجت الاسلام و المسلمین امامی میبدی؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۳. حجت الاسلام و المسلمین امامی میبدی؛
| تصویر = 13681144.jpg
| تصویر = 13681144.jpg
| پاسخ‌دهنده = علی رضا امامی میبدی]]]]
| پاسخ‌دهنده = علی رضا امامی میبدی
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی رضا امامی میبدی]]'''، در کتاب ''«[[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی رضا امامی میبدی]]'''، در کتاب ''«[[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«یکی از [[باورهای اساسی]] [[شیعه امامیه]]، [[وجود امام]] [[معصوم]] در هر زمان است، که در وجود [[امامان دوازده‌گانه]] [[اهل بیت]] {{عم}} محقق و تبلور یافته است. [[مهدی موعود]] {{ع}} [[آخرین امام]] [[معصوم]] است که پس از [[امام حسن عسکری]] {{ع}} عهده‌دار [[مقام امامت]] شده است، و [[متکلمان امامیه]] بر [[امامت]] آن حضرت [[دلایل عقلی]] بسیاری اقامه کرده‌اند. در این فصل، [[دلایل عقلی]] که در آثار [[علامه طباطبایی]] بر این مطلب اقامه شده است را بیان خواهیم کرد. لازم به ذکر است که این [[دلایل]] ناظر به [[ضرورت وجود امام]] [[معصوم]] در هر زمان است، که شامل پس از زمان [[امام حسن عسکری]] {{ع}} نیز می‌شود برای اثبات این مطلب لازم است دو مقدمه به [[دلایل عقلی]] [[مرحوم علامه]] اضافه کنیم، تا [[وجود امام زمان]] {{ع}} اثبات شود؛ این دو مقدمه عبارتند از:
::::::«یکی از [[باورهای اساسی]] [[شیعه امامیه]]، [[وجود امام]] [[معصوم]] در هر زمان است، که در وجود [[امامان دوازده‌گانه]] [[اهل بیت]] {{عم}} محقق و تبلور یافته است. [[مهدی موعود]] {{ع}} [[آخرین امام]] [[معصوم]] است که پس از [[امام حسن عسکری]] {{ع}} عهده‌دار [[مقام امامت]] شده است، و [[متکلمان امامیه]] بر [[امامت]] آن حضرت [[دلایل عقلی]] بسیاری اقامه کرده‌اند. در این فصل، [[دلایل عقلی]] که در آثار [[علامه طباطبایی]] بر این مطلب اقامه شده است را بیان خواهیم کرد. لازم به ذکر است که این [[دلایل]] ناظر به [[ضرورت وجود امام]] [[معصوم]] در هر زمان است، که شامل پس از زمان [[امام حسن عسکری]] {{ع}} نیز می‌شود برای اثبات این مطلب لازم است دو مقدمه به [[دلایل عقلی]] [[مرحوم علامه]] اضافه کنیم، تا [[وجود امام زمان]] {{ع}} اثبات شود؛ این دو مقدمه عبارتند از:
:::::#[[حق]] در هر مسأله‌ای در [[امت اسلامی]] است و نمی‌توان خارج از حوزه [[اسلام]] [[حق]] را به دست آورد.
:::::#[[حق]] در هر مسأله‌ای در [[امت اسلامی]] است و نمی‌توان خارج از حوزه [[اسلام]] [[حق]] را به دست آورد.
خط ۹۲: خط ۹۲:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۴. پژوهشگران مؤسسه آینده روشن؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۴. پژوهشگران مؤسسه آینده روشن؛
| تصویر = 1368303.jpg
| تصویر = 1368303.jpg
| پاسخ‌دهنده = پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]]]
| پاسخ‌دهنده = پژوهشگران مؤسسه آینده روشن
::::::'''[[پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]'''، در کتاب ''«[[مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها (کتاب)|مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
| پاسخ = '''[[پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]'''، در کتاب ''«[[مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها (کتاب)|مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
::::::[[متکلمین]] برای [[اثبات وجود]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} به [[دلایل]] مختلفی [[استدلال]] می‏‌کنند که مهم‏ترین آنها عبارت‏‌اند از: [[برهان لطف]]؛ [[برهان عنایت]]؛ [[برهان فطرت]]؛ [[برهان واسطه فیض]]؛ [[برهان علت غایی]]؛ [[برهان امکان اشرفه]؛ [[برهان مظهر جامع]]؛ [[برهان تجلی اعظم]]؛ [[برهان]] عدم [[تبعیض]] در [[فیض]]؛ [[برهان]] تقابل قطبین؛ [[برهان]] [[لزوم]] [[عقل]] بالفعل و [[برهان]] حساب احتمالات. از میان برهان‏‌های فوق، [[برهان لطف]] را به اختصار توضیح می‏‌دهیم:
::::::[[متکلمین]] برای [[اثبات وجود]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} به [[دلایل]] مختلفی [[استدلال]] می‏‌کنند که مهم‏ترین آنها عبارت‏‌اند از: [[برهان لطف]]؛ [[برهان عنایت]]؛ [[برهان فطرت]]؛ [[برهان واسطه فیض]]؛ [[برهان علت غایی]]؛ [[برهان امکان اشرفه]؛ [[برهان مظهر جامع]]؛ [[برهان تجلی اعظم]]؛ [[برهان]] عدم [[تبعیض]] در [[فیض]]؛ [[برهان]] تقابل قطبین؛ [[برهان]] [[لزوم]] [[عقل]] بالفعل و [[برهان]] حساب احتمالات. از میان برهان‏‌های فوق، [[برهان لطف]] را به اختصار توضیح می‏‌دهیم:
[[متکلمان]]، [[لطف]] را بر [[خداوند]] [[واجب]] می‌‏دانند، زیرا او [[بندگان]] خود را عبث و بی‌هوده نیافریده و راه رسیدن به [[هدف]] را برای ایشان فراهم می‌‏سازد ([[قاعده لطف]]). این قاعده ایجاب می‌‏کند که در میان [[جامعه]] امامی باشد تا محور [[حق]] بوده و [[جامعه]] را از خطای‏ مطلق بازدارد<ref>علی اصغر رضوانی، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص ۲۶۷.</ref> و آنان را به [[سعادت]] حقیقی [[هدایت]] کند.
[[متکلمان]]، [[لطف]] را بر [[خداوند]] [[واجب]] می‌‏دانند، زیرا او [[بندگان]] خود را عبث و بی‌هوده نیافریده و راه رسیدن به [[هدف]] را برای ایشان فراهم می‌‏سازد ([[قاعده لطف]]). این قاعده ایجاب می‌‏کند که در میان [[جامعه]] امامی باشد تا محور [[حق]] بوده و [[جامعه]] را از خطای‏ مطلق بازدارد<ref>علی اصغر رضوانی، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص ۲۶۷.</ref> و آنان را به [[سعادت]] حقیقی [[هدایت]] کند.
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش