آیا باقریه از فرقههای مدعی مهدویتاند؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۰:۳۲
، ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 '
جز (جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 ') |
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ') |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
[[پرونده:136863.JPG|بندانگشتی|right|100px|[[خدامراد سلیمیان]]]] | [[پرونده:136863.JPG|بندانگشتی|right|100px|[[خدامراد سلیمیان]]]] | ||
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[خدامراد سلیمیان]]'''، در کتاب ''«[[درسنامه مهدویت ج۱ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[خدامراد سلیمیان]]'''، در کتاب ''«[[درسنامه مهدویت ج۱ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«"[[باقریه]]"، به گروهی از [[شیعیان]] گفته میشود که [[معتقد]] به [[رجعت]] [[امام محمد باقر]] {{ع}} بودند. آنان رشته "[[امامت]]" را از [[حضرت]] [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} به نواده او [[امام باقر]] {{ع}} کشانیده و او را "[[مهدی منتظر]]" میدانستند. به نظر آنان [[جابر]] بن [[عبد الله]] [[انصاری]] [[روایت]] کرده که [[رسول خدا]] {{صل}} به او فرموده است: "انک ستدرک رجلا من اهل بیتی اسمه [[محمد بن علی]] یکنی ابا [[جعفر]] فاقرئه منی السلام"<ref>کلینی، کافی، ج ۱، ص ۳۰۴.</ref>؛ "همانا تو مردی از [[اهل بیت]] مرا- که نام او [[محمد بن علی]] و کنیهاش ابا [[جعفر]] است- خواهی دید و چون او را دیدی [[سلام]] مرا به وی برسان". | |||
[[جابر]] آخرین کس، از [[اصحاب]] [[پیغمبر]] {{صل}} بود که در سن پیری و نابینایی درگذشت. وی به دنبال [[امام محمد باقر]] {{ع}}- که در آن وقت کودک بود- در کوچههای [[مدینه]] میگشت و میگفت: "یا [[باقر]]! [[متی]] القاک"؛ یعنی، ای [[باقر]]! من کی تو را [[دیدار]] خواهم کرد؟ روزی در یکی از کوچههای [[مدینه]]، به آن [[حضرت]] برخورد و او را به سینه خود چسبانید. سر و دستش را بوسید و گفت: "یا بنی! جدک [[رسول الله]] یقرئک السلام"<ref>ر.ک: بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۱۸۵.</ref>؛ یعنی، ای [[فرزند من]]! جدت [[رسول خدا]] به تو [[سلام]] میرساند. گویند: [[جابر]] در همان شب پس از [[دیدار]] آن [[حضرت]]، درگذشت. | [[جابر]] آخرین کس، از [[اصحاب]] [[پیغمبر]] {{صل}} بود که در سن پیری و نابینایی درگذشت. وی به دنبال [[امام محمد باقر]] {{ع}}- که در آن وقت کودک بود- در کوچههای [[مدینه]] میگشت و میگفت: "یا [[باقر]]! [[متی]] القاک"؛ یعنی، ای [[باقر]]! من کی تو را [[دیدار]] خواهم کرد؟ روزی در یکی از کوچههای [[مدینه]]، به آن [[حضرت]] برخورد و او را به سینه خود چسبانید. سر و دستش را بوسید و گفت: "یا بنی! جدک [[رسول الله]] یقرئک السلام"<ref>ر.ک: بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۱۸۵.</ref>؛ یعنی، ای [[فرزند من]]! جدت [[رسول خدا]] به تو [[سلام]] میرساند. گویند: [[جابر]] در همان شب پس از [[دیدار]] آن [[حضرت]]، درگذشت. | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۵: | ||
| پاسخدهنده = مجتبی تونهای | | پاسخدهنده = مجتبی تونهای | ||
| پاسخ = آقای '''[[مجتبی تونهای]]'''، در کتاب ''«[[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = آقای '''[[مجتبی تونهای]]'''، در کتاب ''«[[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«گروهی از شیعیاناند که [[معتقد]] به [[رجعت]] [[امام باقر|امام محمد باقر]] {{ع}} بودند. انان رشته [[امامت]] را از [[امام علی|حضرت علی بن ابی طالب]] {{ع}} به نواده او [[امام باقر]] {{ع}} کشانیده و او را [[مهدی منتظر]] میدانستند. از نظر آنان [[جابر بن عبدالله انصاری]] [[روایت]] کرده که [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} به او فرموده است: "همانا تو او را خواهی دید و چون او را دیدی [[سلام]] مرا به وی برسان". باقریّه میگویند: از آن جایی که [[جابر]] [[مأمور]] رسانیدن [[سلام]] از طرف جدّش به وی بود، پس آن حضرت "[[مهدی منتظر]]" است<ref>فرهنگ فرق اسلامی، محمد جواد مشکور، ص ۹۶.</ref>. البته این [[استدلال]]، سست است<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۵۷.</ref>. | |||
}} | }} | ||