پرش به محتوا

اقتصاد آزاد در اسلام به چه معناست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 '
جز (جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 ')
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ')
خط ۱۸: خط ۱۸:
[[پرونده:1100700.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عباس علی عمید زنجانی]]]]
[[پرونده:1100700.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عباس علی عمید زنجانی]]]]
::::::آیت‌الله '''[[عباس علی عمید زنجانی]]''' و حجت الاسلام '''[[ابراهیم موسی‌زاده]]''' در کتاب ''«[[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]»'' در این‌باره گفته‌‌اند:
::::::آیت‌الله '''[[عباس علی عمید زنجانی]]''' و حجت الاسلام '''[[ابراهیم موسی‌زاده]]''' در کتاب ''«[[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]»'' در این‌باره گفته‌‌اند:
::::::«نخستین نظریه‌ای که قابل طرح و دارای پیشینه در [[فقه سنتی]] است، نظریه لیبرالیزم [[اقتصادی]] [[اسلامی]] است. به این نظریه معمولاً با عبارت مشهور {{متن حدیث|النَّاسُ‏ مُسَلَّطُونَ‏ عَلَى‏ أَمْوَالِهِمْ‏}} اشاره می‌شود که احیاناً خود آن عبارت [[متن حدیث]] هم به شمار آمده است. صاحبان این نظریه، معتقدند هر چند در کسب و تملک [[مال]] [[محدودیت]] [[شرعی]] وجود دارد لکن اموالی که از طریق مجاز شرعی به دست آمده باشد [[اختیار]] کامل آن در دست [[مالک]] است و او می‌تواند در چارچوب ضوابطی که [[شرع]] [[تعیین]] کرده تصرفات دلخواه خود را [[اعمال]] نماید و جز [[قانون]] و [[اراده]] شخص مالک هیچ عامل دیگری نمی‌تواند آزادی‌های مالکانه را محدود سازد و [[اختیارات دولت]] بیش از آن نیست که قانون شرع را باید اعمال نماید و از هر نوع دخالت و ایجاد محدودیت در [[فعالیت‌های اقتصادی]] افراد واجد صلاحیت خودداری کند و شرع، محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها را مشخص نموده و فراتر از آن به کسی اجازه [[مداخله]] در تصرفات مالکانه نداده است. بنابراین [[نظریه]] [[مصالح عمومی]] در [[نظام اقتصادی]] [[اسلام]] در متن قانون و در لابه‌لای محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها که شرع تعیین کرده کلاً ملحوظ شده و مازاد بر این [[مصالح]] چیز دیگری که بتوان به استناد آن آزادی‌های مالکانه را محدود نمود وجود ندارد و هر نوع مداخله [[دولت]] به بهانه مصالح عمومی، گامی فراتر از شرع و خروج از صلاحیت و نتیجتاً [[نامشروع]] می‌باشد. {{متن قرآن|فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى}}<ref>«پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن» سوره ص، آیه ۲۶.</ref>.
 
«نخستین نظریه‌ای که قابل طرح و دارای پیشینه در [[فقه سنتی]] است، نظریه لیبرالیزم [[اقتصادی]] [[اسلامی]] است. به این نظریه معمولاً با عبارت مشهور {{متن حدیث|النَّاسُ‏ مُسَلَّطُونَ‏ عَلَى‏ أَمْوَالِهِمْ‏}} اشاره می‌شود که احیاناً خود آن عبارت [[متن حدیث]] هم به شمار آمده است. صاحبان این نظریه، معتقدند هر چند در کسب و تملک [[مال]] [[محدودیت]] [[شرعی]] وجود دارد لکن اموالی که از طریق مجاز شرعی به دست آمده باشد [[اختیار]] کامل آن در دست [[مالک]] است و او می‌تواند در چارچوب ضوابطی که [[شرع]] [[تعیین]] کرده تصرفات دلخواه خود را [[اعمال]] نماید و جز [[قانون]] و [[اراده]] شخص مالک هیچ عامل دیگری نمی‌تواند آزادی‌های مالکانه را محدود سازد و [[اختیارات دولت]] بیش از آن نیست که قانون شرع را باید اعمال نماید و از هر نوع دخالت و ایجاد محدودیت در [[فعالیت‌های اقتصادی]] افراد واجد صلاحیت خودداری کند و شرع، محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها را مشخص نموده و فراتر از آن به کسی اجازه [[مداخله]] در تصرفات مالکانه نداده است. بنابراین [[نظریه]] [[مصالح عمومی]] در [[نظام اقتصادی]] [[اسلام]] در متن قانون و در لابه‌لای محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها که شرع تعیین کرده کلاً ملحوظ شده و مازاد بر این [[مصالح]] چیز دیگری که بتوان به استناد آن آزادی‌های مالکانه را محدود نمود وجود ندارد و هر نوع مداخله [[دولت]] به بهانه مصالح عمومی، گامی فراتر از شرع و خروج از صلاحیت و نتیجتاً [[نامشروع]] می‌باشد. {{متن قرآن|فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى}}<ref>«پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن» سوره ص، آیه ۲۶.</ref>.


کسی که از طریق [[مشروع]] به سرمایه‌ای می‌رسد و [[حقوق]] و [[وظایف]] [[مالی]] خود را به نحوی که شرع مقرر نموده ادا می‌نماید و از تصرفات [[محرم]] و نامشروع در [[تولید]]، توزیع و خدمات اجتناب می‌کند در فعالیت‌های خود [[آزادی]] کامل دارد که چگونه و به چه [[میزان]] از دارایی‌های خود استفاده کند و بر اساس عرضه و تقاضا سود لازم را به دست آورد بدین ترتیب [[قراردادها]] و شرایط آن را تراضی [[آزاد]] طرفین [[تعیین]] می‌کند و جایی برای اثرگذاری عاملی جز تراضی طرفین و شرایطی که [[رضایت]] طرفین را مشخص می‌کند وجود ندارد. {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۷.</ref>.
کسی که از طریق [[مشروع]] به سرمایه‌ای می‌رسد و [[حقوق]] و [[وظایف]] [[مالی]] خود را به نحوی که شرع مقرر نموده ادا می‌نماید و از تصرفات [[محرم]] و نامشروع در [[تولید]]، توزیع و خدمات اجتناب می‌کند در فعالیت‌های خود [[آزادی]] کامل دارد که چگونه و به چه [[میزان]] از دارایی‌های خود استفاده کند و بر اساس عرضه و تقاضا سود لازم را به دست آورد بدین ترتیب [[قراردادها]] و شرایط آن را تراضی [[آزاد]] طرفین [[تعیین]] می‌کند و جایی برای اثرگذاری عاملی جز تراضی طرفین و شرایطی که [[رضایت]] طرفین را مشخص می‌کند وجود ندارد. {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۷.</ref>.
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش