امام مهدی چند غیبت داشته‌اند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::* +*)
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ')
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::* +*))
خط ۳۰: خط ۳۰:


از این [[روایات]] دو برداشت شده است:
از این [[روایات]] دو برداشت شده است:
:::::*'''برداشت نخست:''' این برداشت موافق [[عقیده]] غیر [[امامیه]] است که گویند: [[مهدی]] کسی است که در زمان خود تولد یافته و [[زمین]] را از [[عدل]] پر می‏‌کند، همان‏طور که از [[جور]] و [[ستم]] پر شده است. طبق این [[عقیده]]، دو [[غیبت]] از یکدیگر جدا بوده و در فاصله بین دو [[غیبت]] [[حضرت]] بر [[مردم]] آشکار شده و [[ظهور]] بعد از [[غیبت]] دومی روز [[نهضت]] بزرگ [[حضرت]] است. مدت هر دو [[غیبت]] محدود و بسیار اندک است که بخاطر [[مصالح]] ویژه‏ای که [[حضرت]] خود در نظر دارند و یا بخاطر اینکه بعد از [[ظهور]] بتواند یارانی را گرد خود فراهم آورد [[غیبت]] می‌‏فرمایند. بر طبق این گونه برداشت از [[روایات]] چاره‏ای جز پذیرفتن این نظریه درباره دو [[غیبت]] نیست؛ زیرا با [[عمر]] کوتاه [[حضرت]] دیگر نمی‌‏توان غیبتی طولانی برای [[حضرت]] در نظر گرفت. برداشت برزنجی از [[روایات]] و [[اخبار]] گذشته همین است، آنجا که گوید: این دو [[غیبت]] - و [[خداوند]] داناتر است - همانست که قبلا گفته شد که [[حضرت]] در کوه‏های اطراف [[مکه]] پنهان می‏گردد و هیچ کس از آن [[حضرت]] [[آگاه]] نخواهد بود. مؤید این مطلب روایتی است از [[امام باقر|حضرت باقر]] {{ع}} که فرماید: برای [[صاحب]] این امر در برخی از این دره‏ها پنهانی و غیبتی است. و [[حضرت]] با دست خود به [[ذی طوی]] اشاره فرمود. می‏‌گویم: برزنجی [[غیبت]] دوم را متذکر نشده است.
*'''برداشت نخست:''' این برداشت موافق [[عقیده]] غیر [[امامیه]] است که گویند: [[مهدی]] کسی است که در زمان خود تولد یافته و [[زمین]] را از [[عدل]] پر می‏‌کند، همان‏طور که از [[جور]] و [[ستم]] پر شده است. طبق این [[عقیده]]، دو [[غیبت]] از یکدیگر جدا بوده و در فاصله بین دو [[غیبت]] [[حضرت]] بر [[مردم]] آشکار شده و [[ظهور]] بعد از [[غیبت]] دومی روز [[نهضت]] بزرگ [[حضرت]] است. مدت هر دو [[غیبت]] محدود و بسیار اندک است که بخاطر [[مصالح]] ویژه‏ای که [[حضرت]] خود در نظر دارند و یا بخاطر اینکه بعد از [[ظهور]] بتواند یارانی را گرد خود فراهم آورد [[غیبت]] می‌‏فرمایند. بر طبق این گونه برداشت از [[روایات]] چاره‏ای جز پذیرفتن این نظریه درباره دو [[غیبت]] نیست؛ زیرا با [[عمر]] کوتاه [[حضرت]] دیگر نمی‌‏توان غیبتی طولانی برای [[حضرت]] در نظر گرفت. برداشت برزنجی از [[روایات]] و [[اخبار]] گذشته همین است، آنجا که گوید: این دو [[غیبت]] - و [[خداوند]] داناتر است - همانست که قبلا گفته شد که [[حضرت]] در کوه‏های اطراف [[مکه]] پنهان می‏گردد و هیچ کس از آن [[حضرت]] [[آگاه]] نخواهد بود. مؤید این مطلب روایتی است از [[امام باقر|حضرت باقر]] {{ع}} که فرماید: برای [[صاحب]] این امر در برخی از این دره‏ها پنهانی و غیبتی است. و [[حضرت]] با دست خود به [[ذی طوی]] اشاره فرمود. می‏‌گویم: برزنجی [[غیبت]] دوم را متذکر نشده است.
:::::*'''برداشت دوم:''' این برداشت موافق [[عقیده]] [[امامیه]] است که می‏‌گویند [[مهدی]] {{ع}} از روز تولدش در قرن سوم تا هنگام ظهورش زنده می‌‏باشد. این برداشتی است که [[دانشمندان]] [[امامیه]] از این [[روایات]] داشته‏اند و پیشینیان آنان به شکلی روشن بر آن تصریح کرده‏اند و این مسأله از ضروریات [[مذهب امامیه]] است. [[نعمانی]] گوید<ref>غیبت نعمانی، ۱۷۳- ۱۷۴.</ref>:این‌گونه احادیثی که یادآور شده‏اند «برای [[قائم]] دوگونه [[غیبت]] است» - بحمد [[الله]] - درستی آنها نزد ما ثابت شده است. [[خداوند]] سخنان [[ائمه]] {{عم}} را روشن گرداند و درستی و [[راستی]] آنها را آشکار ساخت. اما [[غیبت]] اول، آن غیبتی است که طی آن سفر او نمایندگانی بین [[مردم]] و [[امام]] وجود داشتند که از سوی خود آن [[حضرت]] {{ع}} [[منصوب]] شده و میان [[مردم]] به‌طور آشکار و ظاهر زندگی می‌‏کردند ... این غیبتی کوتاه بود که دورانش سپری شده و مدتش گذشته است.
*'''برداشت دوم:''' این برداشت موافق [[عقیده]] [[امامیه]] است که می‏‌گویند [[مهدی]] {{ع}} از روز تولدش در قرن سوم تا هنگام ظهورش زنده می‌‏باشد. این برداشتی است که [[دانشمندان]] [[امامیه]] از این [[روایات]] داشته‏اند و پیشینیان آنان به شکلی روشن بر آن تصریح کرده‏اند و این مسأله از ضروریات [[مذهب امامیه]] است. [[نعمانی]] گوید<ref>غیبت نعمانی، ۱۷۳- ۱۷۴.</ref>:این‌گونه احادیثی که یادآور شده‏اند «برای [[قائم]] دوگونه [[غیبت]] است» - بحمد [[الله]] - درستی آنها نزد ما ثابت شده است. [[خداوند]] سخنان [[ائمه]] {{عم}} را روشن گرداند و درستی و [[راستی]] آنها را آشکار ساخت. اما [[غیبت]] اول، آن غیبتی است که طی آن سفر او نمایندگانی بین [[مردم]] و [[امام]] وجود داشتند که از سوی خود آن [[حضرت]] {{ع}} [[منصوب]] شده و میان [[مردم]] به‌طور آشکار و ظاهر زندگی می‌‏کردند ... این غیبتی کوتاه بود که دورانش سپری شده و مدتش گذشته است.


[[غیبت]] دوم غیبتی است که در آن [[نمایندگان]] و واسطه‌‏ها از میان برداشته شده‏‌اند و [[خداوند]] بجهت تدبیری که میان آفریدگان دارد و آنها را به دایره تمحیص و [[امتحان]] می‏‌کشد ... این [[غیبت‌]] را بوجود آورده است و این زمانی است که اکنون ما در آن هستیم. [[شیخ مفید]] در «[[ارشاد]]»<ref>ارشاد مفید، ۳۲۶.</ref> گوید: برای آن [[حضرت]] پیش از قیامش دو [[غیبت]] است. یکی از آن دو از دیگری طولانی‏تر است، چنانکه [[اخبار]] و [[روایات]] گویای آنند. [[غیبت]] کوتاه‌تر از ابتداء میلاد آن [[حضرت]] است تا پایان دوران [[سفارت]] و نمایندگی بین [[امام]] {{ع}} و شیعیانش و در گذشت [[نمایندگان]]. و اما [[غیبت]] طولانی‏تر آن است که بعد از [[غیبت]] کوتاه شروع شده و در پایانش آن [[حضرت]] {{ع}} با [[شمشیر]] [[قیام]] خواهد کرد. [[طبرسی]] گوید<ref>اعلام الوری، ۴۱۶.</ref>: بنگر چگونه دو [[غیبت]] برای [[صاحب الامر]] همان‌گونه که در [[روایات]] وارد شده بود، روی داد. اما [[غیبت صغرا]]ی او آن بود که طی آن [[نمایندگان]] آن [[حضرت]] وجود داشتند و دروازه‏های ورود به خدمت آن [[حضرت]] شناخته شده بود و شیعیانی که به [[امامت]] [[امام عسکری|یازدهمین امام]] [[حضرت]] [[امام حسن|حسن بن علی]] {{ع}} [[معتقد]] بودند، درباره آن اختلافی نداشتند.
[[غیبت]] دوم غیبتی است که در آن [[نمایندگان]] و واسطه‌‏ها از میان برداشته شده‏‌اند و [[خداوند]] بجهت تدبیری که میان آفریدگان دارد و آنها را به دایره تمحیص و [[امتحان]] می‏‌کشد ... این [[غیبت‌]] را بوجود آورده است و این زمانی است که اکنون ما در آن هستیم. [[شیخ مفید]] در «[[ارشاد]]»<ref>ارشاد مفید، ۳۲۶.</ref> گوید: برای آن [[حضرت]] پیش از قیامش دو [[غیبت]] است. یکی از آن دو از دیگری طولانی‏تر است، چنانکه [[اخبار]] و [[روایات]] گویای آنند. [[غیبت]] کوتاه‌تر از ابتداء میلاد آن [[حضرت]] است تا پایان دوران [[سفارت]] و نمایندگی بین [[امام]] {{ع}} و شیعیانش و در گذشت [[نمایندگان]]. و اما [[غیبت]] طولانی‏تر آن است که بعد از [[غیبت]] کوتاه شروع شده و در پایانش آن [[حضرت]] {{ع}} با [[شمشیر]] [[قیام]] خواهد کرد. [[طبرسی]] گوید<ref>اعلام الوری، ۴۱۶.</ref>: بنگر چگونه دو [[غیبت]] برای [[صاحب الامر]] همان‌گونه که در [[روایات]] وارد شده بود، روی داد. اما [[غیبت صغرا]]ی او آن بود که طی آن [[نمایندگان]] آن [[حضرت]] وجود داشتند و دروازه‏های ورود به خدمت آن [[حضرت]] شناخته شده بود و شیعیانی که به [[امامت]] [[امام عسکری|یازدهمین امام]] [[حضرت]] [[امام حسن|حسن بن علی]] {{ع}} [[معتقد]] بودند، درباره آن اختلافی نداشتند.
خط ۵۱: خط ۵۱:
| پاسخ‌دهنده = حبیب‌الله طاهری
| پاسخ‌دهنده = حبیب‌الله طاهری
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[حبیب‌الله طاهری]] در کتاب ''«[[سیمای آفتاب (کتاب)|سیمای آفتاب]]»'' در این‌باره گفته‌است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[حبیب‌الله طاهری]] در کتاب ''«[[سیمای آفتاب (کتاب)|سیمای آفتاب]]»'' در این‌باره گفته‌است:
:::::*«چنانکه از [[روایات]] بر می‌آید و عملاً واقع شده [[دوست]] و [[دشمن]] به آن [[آگاهی]] دارند، برای آن [[حضرت]] دو [[غیبت]] است که یکی طولانی‌تر از دیگری است به نام‌های: [[غیب صغری]] و [[غیبت کبری]].  
*«چنانکه از [[روایات]] بر می‌آید و عملاً واقع شده [[دوست]] و [[دشمن]] به آن [[آگاهی]] دارند، برای آن [[حضرت]] دو [[غیبت]] است که یکی طولانی‌تر از دیگری است به نام‌های: [[غیب صغری]] و [[غیبت کبری]].  
:::::'''[[غیبت صغری]]:''' [[غیبت صغری]] [[امام عصر]]{{ع}} در طول مدت هفتاد سال واقع شده است. در این مدت، گرچه [[امام]] از نظرها پنهان بود، لکن این [[غیبت]] و پنهانی عام و فراگیر نبود، زیرا کسانی بودند که به صورتی با [[امام]] در تماس بودند که به [[نایبان خاص]] [[امام]] مشهورند. [[مردم]] در کارهایشان به این [[نواب]] مراجعه می‌کردند و [[نامه‌ها]] و حوایج‌شان را به وسیله این افراد خاص به محضر [[حضرت]] می‌فرستادند و پاسخ را دریافت می‌داشتند و احیاناً بعضی‌ها با وساطت اینان به محضر [[امام]] شرفیاب می‌شدند. البته اگر ما [[غیبت]] [[امام]] را از ولادت او حساب کنیم که در سال ۲۵۵ ه.ق، بود تا ابتدای [[غیبت کبری]] (سال ۳۲۹) مدت [[غیبت صغری]] به ۷۴ سال می‌رسد<ref> سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه از ولادت آن حضرت حساب کرده و مدت غیبت صغری را ۷۴ سال دانسته است. </ref>، ولی اگر [[غیبت]] را از سال ۲۶۰، یعنی [[شهادت]] [[امام عسکری]]{{ع}} حساب کنیم، مدت [[غیبت صغری]] به مدت ۶۹ سال می‌رسد.  
:::::'''[[غیبت صغری]]:''' [[غیبت صغری]] [[امام عصر]]{{ع}} در طول مدت هفتاد سال واقع شده است. در این مدت، گرچه [[امام]] از نظرها پنهان بود، لکن این [[غیبت]] و پنهانی عام و فراگیر نبود، زیرا کسانی بودند که به صورتی با [[امام]] در تماس بودند که به [[نایبان خاص]] [[امام]] مشهورند. [[مردم]] در کارهایشان به این [[نواب]] مراجعه می‌کردند و [[نامه‌ها]] و حوایج‌شان را به وسیله این افراد خاص به محضر [[حضرت]] می‌فرستادند و پاسخ را دریافت می‌داشتند و احیاناً بعضی‌ها با وساطت اینان به محضر [[امام]] شرفیاب می‌شدند. البته اگر ما [[غیبت]] [[امام]] را از ولادت او حساب کنیم که در سال ۲۵۵ ه.ق، بود تا ابتدای [[غیبت کبری]] (سال ۳۲۹) مدت [[غیبت صغری]] به ۷۴ سال می‌رسد<ref> سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه از ولادت آن حضرت حساب کرده و مدت غیبت صغری را ۷۴ سال دانسته است. </ref>، ولی اگر [[غیبت]] را از سال ۲۶۰، یعنی [[شهادت]] [[امام عسکری]]{{ع}} حساب کنیم، مدت [[غیبت صغری]] به مدت ۶۹ سال می‌رسد.  
:::::'''[[غیبت کبری]]:''' این [[غیبت]] از سال ۳۲۹ ه.ق، سال انقراض [[نیابت]] [[نواب خاص]]، شروع شد تا زمان [[ظهور]] آن [[حضرت]] ادامه دارد. این همان غیبتی است که [[آزمایش]] سخت بشری در آن نهفته است.  
:::::'''[[غیبت کبری]]:''' این [[غیبت]] از سال ۳۲۹ ه.ق، سال انقراض [[نیابت]] [[نواب خاص]]، شروع شد تا زمان [[ظهور]] آن [[حضرت]] ادامه دارد. این همان غیبتی است که [[آزمایش]] سخت بشری در آن نهفته است.  
خط ۱۱۸: خط ۱۱۸:
«در [[روایات]] ما به طور مکرر از دو [[غیبت امام مهدی]] {{ع}} سخن به میان آمده و از سال‌ها پیش از تولد آن [[حضرت]]، بر این موضوع تصریح شده است که ایشان دو [[غیبت]] خواهد داشت که هر یک با دیگری متفاوت است.
«در [[روایات]] ما به طور مکرر از دو [[غیبت امام مهدی]] {{ع}} سخن به میان آمده و از سال‌ها پیش از تولد آن [[حضرت]]، بر این موضوع تصریح شده است که ایشان دو [[غیبت]] خواهد داشت که هر یک با دیگری متفاوت است.
در اینجا به چند [[روایت]] که در این زمینه وارد شده است اشاره می‌کنیم:
در اینجا به چند [[روایت]] که در این زمینه وارد شده است اشاره می‌کنیم:
:::::*[[شیخ طوسی]] در "[[کتاب الغیبة]]"، حدیثی از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] می‌کند که در آن، [[امام صادق|امام]] خطاب به یکی از [[اصحاب]] خود می‌فرماید: "ای حازم! بدان که برای [[صاحب]] این امر دو [[غیبت]] است که در دومین [[غیبت]]، [[ظهور]] خواهد کرد..."<ref>محمد بن حسن طوسی ([[شیخ طوسی]])، کتاب الغیبه، تهران، مکتبه نینوی الحدیثه، بی تا، ص ۲۶۱.</ref>.
*[[شیخ طوسی]] در "[[کتاب الغیبة]]"، حدیثی از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] می‌کند که در آن، [[امام صادق|امام]] خطاب به یکی از [[اصحاب]] خود می‌فرماید: "ای حازم! بدان که برای [[صاحب]] این امر دو [[غیبت]] است که در دومین [[غیبت]]، [[ظهور]] خواهد کرد..."<ref>محمد بن حسن طوسی ([[شیخ طوسی]])، کتاب الغیبه، تهران، مکتبه نینوی الحدیثه، بی تا، ص ۲۶۱.</ref>.
:::::*همچنین [[امین الاسلام طبرسی]] در کتاب "إعلام الوری"، حدیثی را [[نقل]] می‌کند که در آن، [[ابوبصیر]] خطاب به [[امام صادق]] {{ع}} عرض می‌کند: "[[ابو جعفر]] ([[امام باقر|حضرت باقر]] {{ع}}) می‌فرمود که برای [[قائم|قائم آل محمد]] {{عم}} [[غیبت]] است که یکی از دیگری کوتاه‌تر است. نظر شما در این مورد چیست؟ [[امام]] در پاسخ [[ابوبصیر]] می‌فرماید: آری ای [[ابوبصیر]]! چنان که گفتی، از این دو [[غیبت]]، از دیگری طولانی‌تر خواهد بود"<ref>فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، چاپ اول، قم، مؤسسه آل البیت {{عم}} لإحیاء التراث، ۱۴۱۷ ه.ق، ج ۲، ص ۲۵۹.</ref>.
*همچنین [[امین الاسلام طبرسی]] در کتاب "إعلام الوری"، حدیثی را [[نقل]] می‌کند که در آن، [[ابوبصیر]] خطاب به [[امام صادق]] {{ع}} عرض می‌کند: "[[ابو جعفر]] ([[امام باقر|حضرت باقر]] {{ع}}) می‌فرمود که برای [[قائم|قائم آل محمد]] {{عم}} [[غیبت]] است که یکی از دیگری کوتاه‌تر است. نظر شما در این مورد چیست؟ [[امام]] در پاسخ [[ابوبصیر]] می‌فرماید: آری ای [[ابوبصیر]]! چنان که گفتی، از این دو [[غیبت]]، از دیگری طولانی‌تر خواهد بود"<ref>فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، چاپ اول، قم، مؤسسه آل البیت {{عم}} لإحیاء التراث، ۱۴۱۷ ه.ق، ج ۲، ص ۲۵۹.</ref>.
:::::*[[محمد بن ابراهیم نعمانی]] در کتاب "[[الغیبة]]"، [[روایت]] دیگری را از [[امام صادق]] {{ع}} را [[نقل]] می‌کند که در آنجا [[امام صادق|امام]] می‌فرماید: "برای [[صاحب]] این امر، دو [[غیبت]] است که یکی از آنها چنان به درازا می‌کشد که بعضی می‌گویند: آن [[حضرت]] دیگر مرده است و بعضی دیگر می‌گویند: او به قتل رسیده است و بعضی هم می‌گویند: او دیگر آمده و رفته است..."<ref>محمد بن ابراهیم نعمانی، کتاب الغیبه، تهران، مکتبة الصدوق، بی‌تا، صص ۱۷۱ و ۱۷۲.</ref>. [[نعمانی]] پس از بیان به [[حدیث]] که همین مضمون [[حدیث]] بالا را دارند، می‌نویسد: احادیثی که در آنها وارد شده است [[قائم|امام قائم]] {{ع}} دو [[غیبت]] دارد، همه از جمله احادیثی هستند که نزد ما صحیح به حساب می‌آیند و [[خداوند]] نیز [[صدق]] گفتار [[امامان]] ما را آشکار ساخته است<ref>محمد بن ابراهیم نعمانی، کتاب الغیبه، تهران، مکتبة الصدوق، بی‌تا، ص۱۷۳.</ref>. ایشان در ادامه کلامش به تعریف [[غیبت صغری]] و [[غیبت کبری]] پرداخته و چنین نوشته است: نخستین [[غیبت]] آن [[حضرت]]، غیبتی است که در آن، نمایندگانی از طرف [[امام]] به عنوان واسطه میان [[مردم]] و آن [[حضرت]] [[منصوب]] شده‌اند که در میان [[مردم]] آشکارا به سر می‌برند و به واسطه آن‌ها، مشکلات علمی [[مردم]]، حل و پاسخ پرسش‌ها و معضل‌های آنها داده می‌شود. این [[غیبت]]، [[غیبت]] کوتاهی است که مدت آن به سر آمده و زمان آن گذشته است. [[غیبت]] دوم، غیبتی است که در آن، واسطه‌ها و [[نمایندگان]] که میان [[مردم]] و [[امام]] عصر وجود داشتند، به [[دلیل]] مصلحتی که [[خداوند]] [[اراده]] کرده است، برداشته شده‌اند<ref>محمد بن ابراهیم نعمانی، کتاب الغیبه، تهران، مکتبة الصدوق، بی‌تا، ص ۱۷۴.</ref>»<ref>[[ابراهیم شفیعی سروستانی|شفیعی سروستانی؛ ابراهیم]]، [[پرسش از موعود (کتاب)|پرسش از موعود]]، ص ۱۱-۱۳.</ref>.
*[[محمد بن ابراهیم نعمانی]] در کتاب "[[الغیبة]]"، [[روایت]] دیگری را از [[امام صادق]] {{ع}} را [[نقل]] می‌کند که در آنجا [[امام صادق|امام]] می‌فرماید: "برای [[صاحب]] این امر، دو [[غیبت]] است که یکی از آنها چنان به درازا می‌کشد که بعضی می‌گویند: آن [[حضرت]] دیگر مرده است و بعضی دیگر می‌گویند: او به قتل رسیده است و بعضی هم می‌گویند: او دیگر آمده و رفته است..."<ref>محمد بن ابراهیم نعمانی، کتاب الغیبه، تهران، مکتبة الصدوق، بی‌تا، صص ۱۷۱ و ۱۷۲.</ref>. [[نعمانی]] پس از بیان به [[حدیث]] که همین مضمون [[حدیث]] بالا را دارند، می‌نویسد: احادیثی که در آنها وارد شده است [[قائم|امام قائم]] {{ع}} دو [[غیبت]] دارد، همه از جمله احادیثی هستند که نزد ما صحیح به حساب می‌آیند و [[خداوند]] نیز [[صدق]] گفتار [[امامان]] ما را آشکار ساخته است<ref>محمد بن ابراهیم نعمانی، کتاب الغیبه، تهران، مکتبة الصدوق، بی‌تا، ص۱۷۳.</ref>. ایشان در ادامه کلامش به تعریف [[غیبت صغری]] و [[غیبت کبری]] پرداخته و چنین نوشته است: نخستین [[غیبت]] آن [[حضرت]]، غیبتی است که در آن، نمایندگانی از طرف [[امام]] به عنوان واسطه میان [[مردم]] و آن [[حضرت]] [[منصوب]] شده‌اند که در میان [[مردم]] آشکارا به سر می‌برند و به واسطه آن‌ها، مشکلات علمی [[مردم]]، حل و پاسخ پرسش‌ها و معضل‌های آنها داده می‌شود. این [[غیبت]]، [[غیبت]] کوتاهی است که مدت آن به سر آمده و زمان آن گذشته است. [[غیبت]] دوم، غیبتی است که در آن، واسطه‌ها و [[نمایندگان]] که میان [[مردم]] و [[امام]] عصر وجود داشتند، به [[دلیل]] مصلحتی که [[خداوند]] [[اراده]] کرده است، برداشته شده‌اند<ref>محمد بن ابراهیم نعمانی، کتاب الغیبه، تهران، مکتبة الصدوق، بی‌تا، ص ۱۷۴.</ref>»<ref>[[ابراهیم شفیعی سروستانی|شفیعی سروستانی؛ ابراهیم]]، [[پرسش از موعود (کتاب)|پرسش از موعود]]، ص ۱۱-۱۳.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۱۲۹: خط ۱۲۹:


«رخداد‌ها و پدیده‌های [[اجتماعی]]، نیازمند مقدمه و [[آماده‌سازی]] است و باید شرایط را به گونه‌ای فراهم کرد که قابل [[تحمل]] و پذیرش عموم [[مردم]] شود. پدیده [[غیبت]] نیز در همین راستا قابل بررسی است. شیعیانی که در دوران گذشته هرگاه می‌خواستند [[امام]] خود را [[ملاقات]] کنند، محضر او شرفیاب شده و از وجودش بهره می‌بردند، اینک [[امام]] و مقتدای خود را در پس پرده [[غیبت]] می‌بینند. این حادثه، بدون [[زمینه‌سازی]]، مشکل و غیره منتظره بود؛ از این رو [[امامان]] قبلی آرام آرام، [[شیعیان]] را با این پدیده آشنا کردند.  
«رخداد‌ها و پدیده‌های [[اجتماعی]]، نیازمند مقدمه و [[آماده‌سازی]] است و باید شرایط را به گونه‌ای فراهم کرد که قابل [[تحمل]] و پذیرش عموم [[مردم]] شود. پدیده [[غیبت]] نیز در همین راستا قابل بررسی است. شیعیانی که در دوران گذشته هرگاه می‌خواستند [[امام]] خود را [[ملاقات]] کنند، محضر او شرفیاب شده و از وجودش بهره می‌بردند، اینک [[امام]] و مقتدای خود را در پس پرده [[غیبت]] می‌بینند. این حادثه، بدون [[زمینه‌سازی]]، مشکل و غیره منتظره بود؛ از این رو [[امامان]] قبلی آرام آرام، [[شیعیان]] را با این پدیده آشنا کردند.  
:::::*از زمان [[امام جواد]]{{ع}} به بعد به صورت‌های مختلفی مانند توجه به [[نهاد وکالت]] که از زمان [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{عم}} شکل گرفته بود، انجام ملاقات‌های پشت پرده، برقرار کردن ارتباط از طریق [[نایب خاص]]، مسأله غایب شدن [[امام]] به شکل جدی‌تری مطرح شد، تا طبیعی جلوه کند. این کارها، پذیرش و قبول مسأله [[غیبت]] را بین [[شیعیان]] تقویت می‌کرد؛ لذا آنان دیگر با یک پدیده [[غریب]] رو به رو نمی‌شدند. از این رو [[دوران غیبت]] در دو مرحله صورت گرفت:
*از زمان [[امام جواد]]{{ع}} به بعد به صورت‌های مختلفی مانند توجه به [[نهاد وکالت]] که از زمان [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{عم}} شکل گرفته بود، انجام ملاقات‌های پشت پرده، برقرار کردن ارتباط از طریق [[نایب خاص]]، مسأله غایب شدن [[امام]] به شکل جدی‌تری مطرح شد، تا طبیعی جلوه کند. این کارها، پذیرش و قبول مسأله [[غیبت]] را بین [[شیعیان]] تقویت می‌کرد؛ لذا آنان دیگر با یک پدیده [[غریب]] رو به رو نمی‌شدند. از این رو [[دوران غیبت]] در دو مرحله صورت گرفت:
:::::*'''[[غیبت صغرا]]'''؛ [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}} امر [[هدایت]] و [[رهبری]] را مدت ۶۹ سال، از طریق [[نایبان خاص]] انجام می‌داد. این گونه اداره کردن امور، '''اولاً''' موقتی و جهت [[آماده سازی]] [[مردم]] برای [[غیبت]] کامل بود، '''ثانیاً''' برای تثبیت وجود و [[حقانیت]] [[امامت]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} بود و '''ثالثاً''' [[تعلیم]] [[مردم]] به [[رجوع]] به [[عالمان دین]] بود.<ref>[[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} فرمود: {{عربی|" أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى‏ رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ‏ حُجَّتِي‏ عَلَيْكُمْ‏ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم‏‏‏‏‏‏‏ ‏"}}؛ اما در حوادثی که پیش می‌آید، به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شمایند..»، بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۸۱.</ref>
*'''[[غیبت صغرا]]'''؛ [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}} امر [[هدایت]] و [[رهبری]] را مدت ۶۹ سال، از طریق [[نایبان خاص]] انجام می‌داد. این گونه اداره کردن امور، '''اولاً''' موقتی و جهت [[آماده سازی]] [[مردم]] برای [[غیبت]] کامل بود، '''ثانیاً''' برای تثبیت وجود و [[حقانیت]] [[امامت]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} بود و '''ثالثاً''' [[تعلیم]] [[مردم]] به [[رجوع]] به [[عالمان دین]] بود.<ref>[[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} فرمود: {{عربی|" أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى‏ رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ‏ حُجَّتِي‏ عَلَيْكُمْ‏ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم‏‏‏‏‏‏‏ ‏"}}؛ اما در حوادثی که پیش می‌آید، به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شمایند..»، بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۸۱.</ref>
:::::*بنابراین از جمله [[دلایل]] مرحله [[غیبت صغرا]] می‌تواند موارد زیر باشد:
*بنابراین از جمله [[دلایل]] مرحله [[غیبت صغرا]] می‌تواند موارد زیر باشد:
::::#اثبات وجود [[حضرت]] "با توجه به ولادت مخفیانه ایشان".
::::#اثبات وجود [[حضرت]] "با توجه به ولادت مخفیانه ایشان".
::::#آماده شدن [[مردم]] برای ورود به [[غیبت کبرا]].
::::#آماده شدن [[مردم]] برای ورود به [[غیبت کبرا]].
::::#تمرین برای [[رجوع]] کامل به [[نایبان]] و [[علما]].
::::#تمرین برای [[رجوع]] کامل به [[نایبان]] و [[علما]].
:::::*'''[[غیبت کبرا]]؛''' بعد از پایان یافتن دوران [[غیبت صغرا]] و [[آمادگی]] [[مردم]]، به [[امر الهی]] دوران [[غیبت کبرا]] آغاز شد»<ref>[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]، ج۱، ص ۱۳۲-۱۳۳.</ref>.
*'''[[غیبت کبرا]]؛''' بعد از پایان یافتن دوران [[غیبت صغرا]] و [[آمادگی]] [[مردم]]، به [[امر الهی]] دوران [[غیبت کبرا]] آغاز شد»<ref>[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]، ج۱، ص ۱۳۲-۱۳۳.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۱۵۱: خط ۱۵۱:
::::##[[علی بن محمد سمری]]؛ وی در سال ۳۲۹ ق از [[دنیا]] رفت و با [[مرگ]] او دوران [[غیبت صغرا]] پایان گرفت. [[نایبان خاص]] همگی توسط [[امام عکسری]]{{ع}} و [[امام مهدی]]{{ع}} [[انتخاب]] گردیده، به [[مردم]] معرفی می‌شدند. [[شیخ طوسی]] در [[کتاب الغیبه]] خود [[روایت]] کرده است که روزی چهل نفر از [[شیعیان]] همراه [[عثمان بن سعید]] ([[نایب اول]]) به حضور [[امام عسکری]]{{ع}} رسیدند. [[امام]]{{ع}}، [[فرزند]] خود را به آنها نشان داد و فرمود: "پس از من، این [[فرزند]] [[امام]] شماست. از او [[اطاعت]] کنید... بدانید که پس از امروز او را نخواهید دید، تا [[عمر]] او به کمال برسد. پس در [[غیبت]] او آنچه [[عثمان بن سعید]] می‌گوید، بپذیرید و از او [[فرمان]] برید که او [[جانشین]] [[امام]] شماست و کارها به دست اوست.<ref>غیبت طوسی، ح ۳۱۹، ص ۳۵۷.</ref> در روایتی دیگر [[امام عسکری]]{{ع}} به [[نیابت]] [[محمد بن عثمان]] ([[نایب دوم]]) از [[امام مهدی]]{{ع}} نیز تصریح فرموده است.<ref>غیبت طوسی، فصل ۶، ح ۳۱۷، ص ۳۵۵.</ref> این‌ها مربوط به دوران [[غیبت امام مهدی]]{{ع}} بود و در طول [[غیبت صغرا]] نیز هر یک از [[نایبان]]، پیش از [[مرگ]] خود، [[نائب]] بعدی را که از سوی [[امام مهدی]]{{ع}} [[انتخاب]] شده بود، به [[مردم]] معرفی می‌کردند. این مردان بزرگ به سبب برخورداری از صفات و ویژگی‌هایی، برای [[نیابت خاص]] [[امام مهدی|ولی عصر]]{{ع}} [[شایستگی]] یافتند. [[امانتداری]]، [[پاکدامنی]]، [[عدالت]] در گفتار، [[رازداری]] و پنهان کاری و پوشاندنِ [[اسرار]] [[اهل بیت]] در شرایط ویژه [[غیبت]] از خصوصیات مهم آنها بود. ایشان مورد اعتماد و [[اطمینان]] [[امام]] و پرورش یافتگان [[مکتب]] [[خاندان]] [[پاک]] [[پیامبر]] بودند. در کنار همه این صفات زیبا، آنان از توان [[مدیریت]] و [[رهبری]] [[شیعیان]] برخوردار بودند و با [[فهم]] و [[آگاهی]] کامل و [[درک]] حسّاسیت زمان و بهره‌گیری از امکانات موجود، [[جامعه]] [[شیعه]] را در [[صراط مستقیم]] الهی [[هدایت]] کردند و آنان را از گذرگاه [[غیبت صغرا]] به [[سلامت]] عبور دادند. [[مطالعه]] دقیق دروه [[غیبت صغرا]] و نقش مهم نوّاب اربعه در ایجاد ارتباط بین [[امت]] و [[امام]] به خوبی اهمیت این دوره از حیات [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}} را نشان می‌دهد. وجود این ارتباط‌هاو نیز راه یافتن برخی از [[شیعیان]] به محضر [[امام]] خویش در طول دوران [[غیبت صغرا]] تأثیر فراوانی در اثبات ولادت [[امام مهدی|امام دوازدهم]] و آخرین [[حجّت]] [[پروردگار]] داشت. این دستاورد مهم، درست در زمانی بود که [[دشمنان]] می‌کوشیدند تا [[شیعیان]] را در برابر تولّد فرزندی برای [[امام عسکری]]{{ع}} دچار [[شک]] و [[تردید]] کنند.
::::##[[علی بن محمد سمری]]؛ وی در سال ۳۲۹ ق از [[دنیا]] رفت و با [[مرگ]] او دوران [[غیبت صغرا]] پایان گرفت. [[نایبان خاص]] همگی توسط [[امام عکسری]]{{ع}} و [[امام مهدی]]{{ع}} [[انتخاب]] گردیده، به [[مردم]] معرفی می‌شدند. [[شیخ طوسی]] در [[کتاب الغیبه]] خود [[روایت]] کرده است که روزی چهل نفر از [[شیعیان]] همراه [[عثمان بن سعید]] ([[نایب اول]]) به حضور [[امام عسکری]]{{ع}} رسیدند. [[امام]]{{ع}}، [[فرزند]] خود را به آنها نشان داد و فرمود: "پس از من، این [[فرزند]] [[امام]] شماست. از او [[اطاعت]] کنید... بدانید که پس از امروز او را نخواهید دید، تا [[عمر]] او به کمال برسد. پس در [[غیبت]] او آنچه [[عثمان بن سعید]] می‌گوید، بپذیرید و از او [[فرمان]] برید که او [[جانشین]] [[امام]] شماست و کارها به دست اوست.<ref>غیبت طوسی، ح ۳۱۹، ص ۳۵۷.</ref> در روایتی دیگر [[امام عسکری]]{{ع}} به [[نیابت]] [[محمد بن عثمان]] ([[نایب دوم]]) از [[امام مهدی]]{{ع}} نیز تصریح فرموده است.<ref>غیبت طوسی، فصل ۶، ح ۳۱۷، ص ۳۵۵.</ref> این‌ها مربوط به دوران [[غیبت امام مهدی]]{{ع}} بود و در طول [[غیبت صغرا]] نیز هر یک از [[نایبان]]، پیش از [[مرگ]] خود، [[نائب]] بعدی را که از سوی [[امام مهدی]]{{ع}} [[انتخاب]] شده بود، به [[مردم]] معرفی می‌کردند. این مردان بزرگ به سبب برخورداری از صفات و ویژگی‌هایی، برای [[نیابت خاص]] [[امام مهدی|ولی عصر]]{{ع}} [[شایستگی]] یافتند. [[امانتداری]]، [[پاکدامنی]]، [[عدالت]] در گفتار، [[رازداری]] و پنهان کاری و پوشاندنِ [[اسرار]] [[اهل بیت]] در شرایط ویژه [[غیبت]] از خصوصیات مهم آنها بود. ایشان مورد اعتماد و [[اطمینان]] [[امام]] و پرورش یافتگان [[مکتب]] [[خاندان]] [[پاک]] [[پیامبر]] بودند. در کنار همه این صفات زیبا، آنان از توان [[مدیریت]] و [[رهبری]] [[شیعیان]] برخوردار بودند و با [[فهم]] و [[آگاهی]] کامل و [[درک]] حسّاسیت زمان و بهره‌گیری از امکانات موجود، [[جامعه]] [[شیعه]] را در [[صراط مستقیم]] الهی [[هدایت]] کردند و آنان را از گذرگاه [[غیبت صغرا]] به [[سلامت]] عبور دادند. [[مطالعه]] دقیق دروه [[غیبت صغرا]] و نقش مهم نوّاب اربعه در ایجاد ارتباط بین [[امت]] و [[امام]] به خوبی اهمیت این دوره از حیات [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}} را نشان می‌دهد. وجود این ارتباط‌هاو نیز راه یافتن برخی از [[شیعیان]] به محضر [[امام]] خویش در طول دوران [[غیبت صغرا]] تأثیر فراوانی در اثبات ولادت [[امام مهدی|امام دوازدهم]] و آخرین [[حجّت]] [[پروردگار]] داشت. این دستاورد مهم، درست در زمانی بود که [[دشمنان]] می‌کوشیدند تا [[شیعیان]] را در برابر تولّد فرزندی برای [[امام عسکری]]{{ع}} دچار [[شک]] و [[تردید]] کنند.
::::#'''[[غیبت]] بلند مدّت:''' در آخرین روزهای [[عمر]] [[نایب چهارم]] [[امام مهدی]]{{ع}} در نامه‌ای خطاب به او چنین نگاشت: "بسم [[الله]] الرحمن الرحیم. ای [[علی بن محمد سمری]]! [[خداوند]] در [[مصیبت]] [[وفات]] تو، به برادران دینی‌ات، [[پاداش]] بزرگ و [[کرامت]] فرماید؛ چرا که تو تا شش روز دیگر به سرای باقی خواهی رفت. به کارهایت رسیدگی کن و درباره [[جانشین]] پس از خود به کسی [[وصیت]] مکن؛ زیرا دوره [[غیبت]] کامل و طولانی فرا رسیده است. از این پس ظهوری برای من نخواهد بود، مگر پس از [[فرمان]] الهی و آن پس از گذشت مدتی دراز خواهد بود که دل‌ها را [[سختی]] و قساوت فراگیرد و [[زمین]] از [[ظلم و ستم]] پر شود...".<ref>یبت طوسی، فصل ۶، ح ۳۶۵، ص ۳۹۵.</ref> بنابراین با [[وفات]] [[آخرین نایب]] خاص [[امام مهدی|امام دوازدهم]] در سال ۳۲۹ ق دوره [[غیبت]] طولانی که به "[[غیبت کبرا]]" معروف است، آغاز شد. این دوران، همچنان ادامه دارد تا روزی که به خواست [[خداوند]]، ابرهای [[غیبت]]، کنار رود و [[جهان]] از پرتو مستقیم [[خورشید]] فروزان [[ولایت]]، بهره مند شود.
::::#'''[[غیبت]] بلند مدّت:''' در آخرین روزهای [[عمر]] [[نایب چهارم]] [[امام مهدی]]{{ع}} در نامه‌ای خطاب به او چنین نگاشت: "بسم [[الله]] الرحمن الرحیم. ای [[علی بن محمد سمری]]! [[خداوند]] در [[مصیبت]] [[وفات]] تو، به برادران دینی‌ات، [[پاداش]] بزرگ و [[کرامت]] فرماید؛ چرا که تو تا شش روز دیگر به سرای باقی خواهی رفت. به کارهایت رسیدگی کن و درباره [[جانشین]] پس از خود به کسی [[وصیت]] مکن؛ زیرا دوره [[غیبت]] کامل و طولانی فرا رسیده است. از این پس ظهوری برای من نخواهد بود، مگر پس از [[فرمان]] الهی و آن پس از گذشت مدتی دراز خواهد بود که دل‌ها را [[سختی]] و قساوت فراگیرد و [[زمین]] از [[ظلم و ستم]] پر شود...".<ref>یبت طوسی، فصل ۶، ح ۳۶۵، ص ۳۹۵.</ref> بنابراین با [[وفات]] [[آخرین نایب]] خاص [[امام مهدی|امام دوازدهم]] در سال ۳۲۹ ق دوره [[غیبت]] طولانی که به "[[غیبت کبرا]]" معروف است، آغاز شد. این دوران، همچنان ادامه دارد تا روزی که به خواست [[خداوند]]، ابرهای [[غیبت]]، کنار رود و [[جهان]] از پرتو مستقیم [[خورشید]] فروزان [[ولایت]]، بهره مند شود.
:::::*همان گونه که گذشت، در دوره [[غیبت صغرا]]، [[شیعیان]] به وسیله [[نایبان خاص]] با [[امام]] خود رابطه داشتند و با [[تکالیف الهی]] خود آشنا می‌شدند؛ ولی در دوران [[غیبت کبرا]] این نوع ارتباط قطع شده، [[مردم]] [[مؤمن]] برای [[شناخت]] [[وظایف]] دینی خود تنها به [[نایبان عام]] آن [[حضرت]] که همان [[عالمان دینی]] وارسته و [[مراجع]] بزرگ [[تقلید]] هستند، مراجعه می‌کنند. این جریان، مسیر روشنی است که [[امام مهدی]]{{ع}} خود در نامه‌ای به یکی از چهره‌های مورد اعتماد [[شیعه]]، ترسیم فرمود. در فرازی از این [[نامه]] که توسّط [[دومین نایب خاص]] [[امام]] [[ابلاغ]] شد، چنین آمده است: "و اما در مورد رویدادهایی که در آینده رخ خواهد داد به [[راویان حدیث]] ما [[فقها]] [[رجوع]] کنید؛ زیرا آنها [[حجّت]] من بر شما هستند و من [[حجّت]] [[خدا]] بر آنان هستم...".<ref>{{عربی|" وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى‏ رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ‏ حُجَّتِي‏ عَلَيْكُمْ‏ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ‏ عَلَيْهِم‏‏‏‏‏‏"}}؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، باب ۴۵، ح ۳، ص۲۳۶.</ref> [[امام هادی]]{{ع}} در بیان نقش [[علمای دینی]] در زمان [[غیبت]] فرمود: "اگر نبودند عالمانی که پس از [[غیبت امام مهدی]] {{ع}} [[مردم]] را به سوی آن [[حضرت]] بخوانند و آنها را به سوی امامشان [[هدایت]] کنند و با [[حجت‌ها]] و [[دلیل]] های محکم الهی از [[دین]] او که [[دین]] خداست [[حمایت]] کنند و اگر نبودند آن [[عالمان]] هوشیار که [[بندگان خدا]] را از [[دام‌های شیطان]] و [[شیطان]] صفتان و از دشمنی‌های [[دشمنان]] [[اهل بیت]] [[نجات]] دهند، هیچ کس نمی‌داند، مگر اینکه از [[دین خدا]] بیرون می‌رفت؛ ولی ایشان هستند که سررشته دل‌ها و افکار و [[عقاید]] [[شیعیان]] را با [[استواری]] در دست دارند؛ آنچنان که کشتی بان، سکّان کِشتی را به دست می‌گیرد. آن [[عالمان]]، [[برترین]] [[بندگان]] نزد [[خداوند متعال]] هستند <ref>احتجاج، ج ۱، ح ۱۱، ص ۱۵.</ref>»<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]، ج۱، ص ۱۰۱ - ۱۰۵.</ref>.
*همان گونه که گذشت، در دوره [[غیبت صغرا]]، [[شیعیان]] به وسیله [[نایبان خاص]] با [[امام]] خود رابطه داشتند و با [[تکالیف الهی]] خود آشنا می‌شدند؛ ولی در دوران [[غیبت کبرا]] این نوع ارتباط قطع شده، [[مردم]] [[مؤمن]] برای [[شناخت]] [[وظایف]] دینی خود تنها به [[نایبان عام]] آن [[حضرت]] که همان [[عالمان دینی]] وارسته و [[مراجع]] بزرگ [[تقلید]] هستند، مراجعه می‌کنند. این جریان، مسیر روشنی است که [[امام مهدی]]{{ع}} خود در نامه‌ای به یکی از چهره‌های مورد اعتماد [[شیعه]]، ترسیم فرمود. در فرازی از این [[نامه]] که توسّط [[دومین نایب خاص]] [[امام]] [[ابلاغ]] شد، چنین آمده است: "و اما در مورد رویدادهایی که در آینده رخ خواهد داد به [[راویان حدیث]] ما [[فقها]] [[رجوع]] کنید؛ زیرا آنها [[حجّت]] من بر شما هستند و من [[حجّت]] [[خدا]] بر آنان هستم...".<ref>{{عربی|" وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى‏ رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ‏ حُجَّتِي‏ عَلَيْكُمْ‏ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ‏ عَلَيْهِم‏‏‏‏‏‏"}}؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، باب ۴۵، ح ۳، ص۲۳۶.</ref> [[امام هادی]]{{ع}} در بیان نقش [[علمای دینی]] در زمان [[غیبت]] فرمود: "اگر نبودند عالمانی که پس از [[غیبت امام مهدی]] {{ع}} [[مردم]] را به سوی آن [[حضرت]] بخوانند و آنها را به سوی امامشان [[هدایت]] کنند و با [[حجت‌ها]] و [[دلیل]] های محکم الهی از [[دین]] او که [[دین]] خداست [[حمایت]] کنند و اگر نبودند آن [[عالمان]] هوشیار که [[بندگان خدا]] را از [[دام‌های شیطان]] و [[شیطان]] صفتان و از دشمنی‌های [[دشمنان]] [[اهل بیت]] [[نجات]] دهند، هیچ کس نمی‌داند، مگر اینکه از [[دین خدا]] بیرون می‌رفت؛ ولی ایشان هستند که سررشته دل‌ها و افکار و [[عقاید]] [[شیعیان]] را با [[استواری]] در دست دارند؛ آنچنان که کشتی بان، سکّان کِشتی را به دست می‌گیرد. آن [[عالمان]]، [[برترین]] [[بندگان]] نزد [[خداوند متعال]] هستند <ref>احتجاج، ج ۱، ح ۱۱، ص ۱۵.</ref>»<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]، ج۱، ص ۱۰۱ - ۱۰۵.</ref>.
}}
}}


۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش