آیا قضاوتهای معصومان با استفاده از علم غیب بوده است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
آیا قضاوتهای معصومان با استفاده از علم غیب بوده است؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۷:۳۵
، ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::# +#)
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::* +*)) |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::# +#)) |
||
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
| پاسخ = آیت الله '''[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری]]''' در کتاب ''«[[دانشنامهٔ امام مهدی (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی]]»'' در این باره گفته است: | | پاسخ = آیت الله '''[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری]]''' در کتاب ''«[[دانشنامهٔ امام مهدی (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی]]»'' در این باره گفته است: | ||
* «برخی احادیث، روش قضاوت [[امام مهدی]] {{ع}} پس از ظهور را به روش قضاوت داوود و سلیمان و یا آل داوود تشبیه کرده است. در این احادیث ، مشخّصه این گونه قضاوت را: عدم مطالبه بیّنه، داورى بر اساس علم، حق را به ذى حق رساندن، الهام الهى و امور پنهان را آشکار ساختن، دانسته است. در برخى احادیث، امیر مؤمنان نیز برخى قضاوتهاى خود را به قضاوت داوود تشبیه کرده است. درباره روش قضاوت [[داوود]] و [[سلیمان]]، آگاهىهاى روشنى در اختیار ما نیست. [[امیر مؤمنان]] فرمود: "به خدا سوگند ، در باره آنان داورىاى خواهم نمود که پیش از من ، کسى جز داوود پیامبر ، چنین داورى نکرده است". با توجّه به نمونههایى که از قضاوت و داورى داوود نقل شد، مىتوان گفت آنچه قضاوت داوودى محسوب مىشد که ویژه ایشان بود و وى را از دیگران ممتاز مىکرد، قضاوت بر پایه [[علم غیب]] الهى و دیگرى قضاوت بر پایه فنون بازجویى علم آور است. البته قضاوت بر اساس بینه و قسم، وظیفه عمومى و متداول داوود بوده، چنان که دستور پیامبران پیش از او و بعد از او نیز بوده است و در ذیل چند روایت نیز بدان اشاره شد. حال میتوان گفت قضاوت مهدوى که تشبیه به قضاوت داوود شده نیز به یکى از این دو صورت خواهد بود: | * «برخی احادیث، روش قضاوت [[امام مهدی]] {{ع}} پس از ظهور را به روش قضاوت داوود و سلیمان و یا آل داوود تشبیه کرده است. در این احادیث ، مشخّصه این گونه قضاوت را: عدم مطالبه بیّنه، داورى بر اساس علم، حق را به ذى حق رساندن، الهام الهى و امور پنهان را آشکار ساختن، دانسته است. در برخى احادیث، امیر مؤمنان نیز برخى قضاوتهاى خود را به قضاوت داوود تشبیه کرده است. درباره روش قضاوت [[داوود]] و [[سلیمان]]، آگاهىهاى روشنى در اختیار ما نیست. [[امیر مؤمنان]] فرمود: "به خدا سوگند ، در باره آنان داورىاى خواهم نمود که پیش از من ، کسى جز داوود پیامبر ، چنین داورى نکرده است". با توجّه به نمونههایى که از قضاوت و داورى داوود نقل شد، مىتوان گفت آنچه قضاوت داوودى محسوب مىشد که ویژه ایشان بود و وى را از دیگران ممتاز مىکرد، قضاوت بر پایه [[علم غیب]] الهى و دیگرى قضاوت بر پایه فنون بازجویى علم آور است. البته قضاوت بر اساس بینه و قسم، وظیفه عمومى و متداول داوود بوده، چنان که دستور پیامبران پیش از او و بعد از او نیز بوده است و در ذیل چند روایت نیز بدان اشاره شد. حال میتوان گفت قضاوت مهدوى که تشبیه به قضاوت داوود شده نیز به یکى از این دو صورت خواهد بود: | ||
# این که خداوند به مهدى تواناییهاى ماورایى و غیبى اِعطا میکند که واقعیتها از منظرى فراتر از عالم ماده برایش مکشوف مىشود و این اجازه را مىیابد که بر اساس همان کشف واقعیتها داورى کند. پیامبران و امامان دیگر گرچه به اذن خدا، آن بُعد کشف واقعیت را مىتوانستند دارا باشند، ولى مجاز به اِعمال آن در این عالَم نبودهاند. | |||
# دومین احتمال، آن است که مضمون و محتواى این احادیث را تعبیر و نشانهاى از رشد دانش انسانى در آن برهه از تاریخ بدانیم. چنان که انسان امروزى، براى کشف جرم به راههایى دست یافته که در گذشته نبود. مانند انگشتنگارى، چهرهنگارى، تجزیه و تحلیل ژن و دیگر اجزاى بدن که به واسطه آن، به سهولت و دقّت، نتایجى بهتر و دقیقتر از سوگند و بیّنه در مقام قضا و داورى به دست مىآید. این رشد علمى در زمان حکومت امام مهدى به بالاترین حد مىرسد و راههایى دقیقتر و سریع براى بشر مکشوف میشود و امام زمان و یارانش از آنها استفاده مىکنند. | |||
با توجّه به این که احتمال اوّل براى داوود نیز به صورت نادر اتفاق افتاد و امرى فراگیر و همگانى نشد و خداوند به داوود تأکید کرد که خودش و جامعهاش طاقت و تحمّل آن را ندارند و داوود هم درخواست کرد آن حکم برداشته شود، در باره قضاوتهاى [[امام مهدى]] نیز احتمال دوم، طبیعىتر و سازگارتر است؛ زیرا احتمال دوم، دو امتیاز به همراه دارد: یکى جنبه اقناعى آن براى انسانها و مخاطبان و دیگرى قابلیت تعمیم و توسعه به دیگر قاضیان و داوران منصوب از طرف [[امام مهدى]]{{ع}}. براى هر دو امتیاز مىتوان از احادیث اسلامى نیز شاهد آورد. براى جنبه اقناعى مىتوان به احادیثى استناد کرد که در مورد داوود گزارش شد؛ زیرا پس از درخواست داوود از خداوند که بتواند بر اساس علم غیب قضاوت کند، خداوند به وى فرمود: "مردم توان و ظرفیت تحمّل آن را ندارند و یا تو توان تحمّل آن را ندارى". | با توجّه به این که احتمال اوّل براى داوود نیز به صورت نادر اتفاق افتاد و امرى فراگیر و همگانى نشد و خداوند به داوود تأکید کرد که خودش و جامعهاش طاقت و تحمّل آن را ندارند و داوود هم درخواست کرد آن حکم برداشته شود، در باره قضاوتهاى [[امام مهدى]] نیز احتمال دوم، طبیعىتر و سازگارتر است؛ زیرا احتمال دوم، دو امتیاز به همراه دارد: یکى جنبه اقناعى آن براى انسانها و مخاطبان و دیگرى قابلیت تعمیم و توسعه به دیگر قاضیان و داوران منصوب از طرف [[امام مهدى]]{{ع}}. براى هر دو امتیاز مىتوان از احادیث اسلامى نیز شاهد آورد. براى جنبه اقناعى مىتوان به احادیثى استناد کرد که در مورد داوود گزارش شد؛ زیرا پس از درخواست داوود از خداوند که بتواند بر اساس علم غیب قضاوت کند، خداوند به وى فرمود: "مردم توان و ظرفیت تحمّل آن را ندارند و یا تو توان تحمّل آن را ندارى". | ||
| خط ۱۰۲: | خط ۱۰۲: | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[ناصرالدین اوجاقی]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایاننامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[ناصرالدین اوجاقی]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایاننامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«[[شیخ مفید]] میگوید امامیه در این مورد سه دیدگاه دارد: | ::::::«[[شیخ مفید]] میگوید امامیه در این مورد سه دیدگاه دارد: | ||
#گروهی معتقدند که [[امام]] چه واقع را بداند چه نداند باید طبق ظاهر حکم کند؛ | |||
#گروه دیگر بر این اعتقاد است که حکم ائمه باید بر اساس علم باطنی باشد و حکم بر اساس ظاهر که ممکن است مخالف با واقع باشد جایز نیست؛ | |||
#دیدگاه سوم راه میانه را در پیسش میگیرد اینها معتقدند که [[امام]] میتواند گاهی بر اساس علم الهی و باطنی خودش قضاوت کند و گاهی بر اساس ظاهر و شهادت شهود. | |||
[[شیخ مفید]] خودش نظر سوم را میپذیرد و معتقد است [[امام]] میتواند شهادت شهود را باطل کند و بر اساس علم خودش حکم کند و احتمال هم دارد گاهی حتی حقیقت امر بر [[امام]] هم پوشیده بماند و طبق ظواهر حکم نماید. به هر حال بستگی به الطاف الهی دارد. هرگاه خداوند مصلحت بداند او را عالم میکند و هرگاه مصلحتی نباشد حکم مطابق ظواهر صورت میگیرد.<ref>[[شیخ مفید]]، مصنفات ج۴، ص۶۶.</ref> | [[شیخ مفید]] خودش نظر سوم را میپذیرد و معتقد است [[امام]] میتواند شهادت شهود را باطل کند و بر اساس علم خودش حکم کند و احتمال هم دارد گاهی حتی حقیقت امر بر [[امام]] هم پوشیده بماند و طبق ظواهر حکم نماید. به هر حال بستگی به الطاف الهی دارد. هرگاه خداوند مصلحت بداند او را عالم میکند و هرگاه مصلحتی نباشد حکم مطابق ظواهر صورت میگیرد.<ref>[[شیخ مفید]]، مصنفات ج۴، ص۶۶.</ref> | ||