بارزترین ویژگی حکومت امام مهدی چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::# +#)
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ')
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::# +#))
خط ۴۱: خط ۴۱:
اگر [[دین اسلام]] جهانی نبود، چنین [[دعوت]] عمومی انجام نمی‌‏گرفت و دیگر [[اقوام]] و امت‏ها هم برای عدم پذیرش، عذری می‌‏داشتند<ref>  محمد تقی مصباح، آموزش عقاید، ج ۲، ص ۱۱۶</ref>.  
اگر [[دین اسلام]] جهانی نبود، چنین [[دعوت]] عمومی انجام نمی‌‏گرفت و دیگر [[اقوام]] و امت‏ها هم برای عدم پذیرش، عذری می‌‏داشتند<ref>  محمد تقی مصباح، آموزش عقاید، ج ۲، ص ۱۱۶</ref>.  
::::::مبانی و مقدماتی که ناگزیر به [[آرمان]] [[حکومت واحد جهانی]] [[شیعی]] می‌‏انجامد، از این قرار است:
::::::مبانی و مقدماتی که ناگزیر به [[آرمان]] [[حکومت واحد جهانی]] [[شیعی]] می‌‏انجامد، از این قرار است:
:::::#'''[[اعتقاد]] به [[برتری اسلام]] و [[جهانی بودن]] آن‏:''' به [[اجماع]] تمام [[مسلمانان]]، [[اسلام]] دینی است که در واپسین حلقه از سلسله طولانی [[نبوت]] ظاهر شده و از هرجهت کامل‌‏ترین و جامع‌‏ترین دین‏ها است و تا [[روز قیامت]] نیز [[بشریت]] را از هر جهت [[کفایت]] می‌‏کند. [[دین اسلام]]، روزی تمام [[انسان‌‏ها]] را پیرو و [[مطیع]] خود خواهد کرد و بدین‌ ‏ترتیب [[جهان]] در تسخیر [[آموزه‌‏های بلند]] و آسمانی [[اسلام]] در خواهد آمد. از آیاتی چون: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ }}<ref> در حقیقت، دین نزد خداوند سبحانه و تعالی همان اسلام است؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ }}<ref> و هرکه جز اسلام، دینی دیگر جوید، هرگز از وی پذیرفته نشود؛ سوره آل عمران، آیه: ۸۵.</ref>، {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ }}<ref> امروز دین شما را برایتان کامل گردانیدم؛ سوره مائده، آیه:۳.</ref>، {{متن قرآن|مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ }}<ref> محمد، پدر هیچ‏یک از مردان شما نیست، ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است؛ سوره احزاب ، آیه: ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref> و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد؛ سوره انبیاء ، آیه: ۱۰۵.</ref>، {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ }}<ref> او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر هرچه دین است پیروز گرداند؛ سوره توبه، آیه: ۳۳.</ref> به دست می‏‌آید که [[مسلمانان]]، به [[حقانیت]]، [[جامعیت]]، [[خاتمیت]]، [[جهان]] شمولی و سرانجام جهان‏‌گستری و [[پیروزی]] و [[غلبه]] نهایی آن دست خواهند یافت.
#'''[[اعتقاد]] به [[برتری اسلام]] و [[جهانی بودن]] آن‏:''' به [[اجماع]] تمام [[مسلمانان]]، [[اسلام]] دینی است که در واپسین حلقه از سلسله طولانی [[نبوت]] ظاهر شده و از هرجهت کامل‌‏ترین و جامع‌‏ترین دین‏ها است و تا [[روز قیامت]] نیز [[بشریت]] را از هر جهت [[کفایت]] می‌‏کند. [[دین اسلام]]، روزی تمام [[انسان‌‏ها]] را پیرو و [[مطیع]] خود خواهد کرد و بدین‌ ‏ترتیب [[جهان]] در تسخیر [[آموزه‌‏های بلند]] و آسمانی [[اسلام]] در خواهد آمد. از آیاتی چون: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ }}<ref> در حقیقت، دین نزد خداوند سبحانه و تعالی همان اسلام است؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ }}<ref> و هرکه جز اسلام، دینی دیگر جوید، هرگز از وی پذیرفته نشود؛ سوره آل عمران، آیه: ۸۵.</ref>، {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ }}<ref> امروز دین شما را برایتان کامل گردانیدم؛ سوره مائده، آیه:۳.</ref>، {{متن قرآن|مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ }}<ref> محمد، پدر هیچ‏یک از مردان شما نیست، ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است؛ سوره احزاب ، آیه: ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref> و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد؛ سوره انبیاء ، آیه: ۱۰۵.</ref>، {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ }}<ref> او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر هرچه دین است پیروز گرداند؛ سوره توبه، آیه: ۳۳.</ref> به دست می‏‌آید که [[مسلمانان]]، به [[حقانیت]]، [[جامعیت]]، [[خاتمیت]]، [[جهان]] شمولی و سرانجام جهان‏‌گستری و [[پیروزی]] و [[غلبه]] نهایی آن دست خواهند یافت.
:::::#'''[[اعتقاد]] به مهدویت‏:''' [[چیرگی اسلام]] بر تمام [[ادیان]] و مکاتب و [[استیلا]] بر [[جباران]] و فرمان‌روایان غیر الهی و تأسیس [[حکومت جهانی]]، لازمه [[اعتقاد به مهدویت]] و [[ظهور منجی]] [[دادگستر]] است. از نگاه [[شیعیان]]، [[تاریخ اسلام]] پس از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با حذف [[امام علی بن ابی طالب]]{{ع}} و [[فرزندان]] [[معصوم]] او{{عم}}، در حوزه [[سیاست]] و [[حکومت]] به انحراف‌گرایید و پیامدهای منفی متعددی نیز در پی داشت که یکی از آن‏ها محرومیت [[جامعه]] از [[رهبری]] معنوی و آسمانی است؛ چرا که [[امام علی]]{{ع}} و پس از او بقیه [[امامان]] [[دوازده‌گانه]]، [[پیشوایان]] دینی- [[سیاسی]] بر [[حق]] و دارای [[حق]] [[خلافت]] و [[امامت]] انحصاری‌‏اند. دیگران- هر کس باشد- غاصب [[حق]] معصوم‌اند و لذا [[جائر]] و [[باطل]] می‌‏باشند. این [[انحراف]] تاکنون ادامه پیدا کرده است. از آن‏جا که [[شیعیان]] دوازده‏‌ امامی در عصر [[امامان]]، هرگز به [[قدرت]] و تأسیس [[دولت]] دست نیافتند، منتظرند که واپسین بازمانده از [[امامان]]{{عم}} که از سال ۳۲۹ ق [[غیبت کبرا]] برای او آغاز شده است، [[ظهور]] کند و [[تاریخ اسلام]] و در نهایت [[تاریخ]] [[انسان]] را به مسیر طبیعی و الهی‏اش بازگرداند. در آن عصر، [[اسلام]]، عزیز، مسلّط و همگانی می‏‌شود و [[مسلمانان]]، قدرتمند و بر [[جهان]] چیره می‌‏گردند. طبق این [[تفسیر]]، تشکیل [[حکومت واحد جهانی]] اجتناب ‏ناپذیر خواهد بود.
#'''[[اعتقاد]] به مهدویت‏:''' [[چیرگی اسلام]] بر تمام [[ادیان]] و مکاتب و [[استیلا]] بر [[جباران]] و فرمان‌روایان غیر الهی و تأسیس [[حکومت جهانی]]، لازمه [[اعتقاد به مهدویت]] و [[ظهور منجی]] [[دادگستر]] است. از نگاه [[شیعیان]]، [[تاریخ اسلام]] پس از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با حذف [[امام علی بن ابی طالب]]{{ع}} و [[فرزندان]] [[معصوم]] او{{عم}}، در حوزه [[سیاست]] و [[حکومت]] به انحراف‌گرایید و پیامدهای منفی متعددی نیز در پی داشت که یکی از آن‏ها محرومیت [[جامعه]] از [[رهبری]] معنوی و آسمانی است؛ چرا که [[امام علی]]{{ع}} و پس از او بقیه [[امامان]] [[دوازده‌گانه]]، [[پیشوایان]] دینی- [[سیاسی]] بر [[حق]] و دارای [[حق]] [[خلافت]] و [[امامت]] انحصاری‌‏اند. دیگران- هر کس باشد- غاصب [[حق]] معصوم‌اند و لذا [[جائر]] و [[باطل]] می‌‏باشند. این [[انحراف]] تاکنون ادامه پیدا کرده است. از آن‏جا که [[شیعیان]] دوازده‏‌ امامی در عصر [[امامان]]، هرگز به [[قدرت]] و تأسیس [[دولت]] دست نیافتند، منتظرند که واپسین بازمانده از [[امامان]]{{عم}} که از سال ۳۲۹ ق [[غیبت کبرا]] برای او آغاز شده است، [[ظهور]] کند و [[تاریخ اسلام]] و در نهایت [[تاریخ]] [[انسان]] را به مسیر طبیعی و الهی‏اش بازگرداند. در آن عصر، [[اسلام]]، عزیز، مسلّط و همگانی می‏‌شود و [[مسلمانان]]، قدرتمند و بر [[جهان]] چیره می‌‏گردند. طبق این [[تفسیر]]، تشکیل [[حکومت واحد جهانی]] اجتناب ‏ناپذیر خواهد بود.


در [[منابع روایی]] اسلامی "به ویژه [[شیعی]]"، از ویژگی‌‏ها، اختیارات و عملکردهایی یاد شده است که آن‏ها جز با تشکیل [[حکومت واحد جهانی]] محقق نخواهند شد؛ از جمله گفته شده است: [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ [[ستم]] و [[جور]] را برای همیشه برمی‌‏اندازد و [[عدالت]] و [[دین حق]] را در سطح [[جهان]] برای همیشه مستقر می‏‌کند. در برخی [[روایات]]، از اختیارات [[قدرت]] و امکانات مطلق و جهانی [[امام]] غایب یاد شده است که نتیجه آن، چیرگی بر [[جهان]] و [[تشکیل حکومت]] مقتدر جهانی است. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: "[[قائم]] ما، با درانداختن [[بیم]] و هراس در [[دل]] [[ستمگران]] [[یاری]] می‌‏شود، با پشتیبانی و [[حمایت]] از سوی [[خداوند]] سبحانه و تعالی تأیید می‌‏گردد. [[زمین]] برایش خاضع و [[تسلیم]] می‏‌شود، گنج‏ها برایش آشکار و نمایان می‌‏شود. [[حکومت]] او شرق و غرب عالم را فرا می‌‏گیرد. [[خداوند]] سبحانه و تعالی به وسیله او دینش را بر همه دین‏‌ها چیرگی می‏‌بخشد؛ هرچند [[مشرکان]] را ناخوشایند باشد. در [[عصر ظهور]] در [[زمین]] خرابی و ویرانی‏‌ای نمی‏‌ماند، مگر آن‏که آباد می‌‏شود. [[عیسی بن مریم]]{{ع}} فرود آید و پشت سر او [[نماز]] گزارد<ref>  [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۳۱، ح ۱۶</ref>.  
در [[منابع روایی]] اسلامی "به ویژه [[شیعی]]"، از ویژگی‌‏ها، اختیارات و عملکردهایی یاد شده است که آن‏ها جز با تشکیل [[حکومت واحد جهانی]] محقق نخواهند شد؛ از جمله گفته شده است: [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ [[ستم]] و [[جور]] را برای همیشه برمی‌‏اندازد و [[عدالت]] و [[دین حق]] را در سطح [[جهان]] برای همیشه مستقر می‏‌کند. در برخی [[روایات]]، از اختیارات [[قدرت]] و امکانات مطلق و جهانی [[امام]] غایب یاد شده است که نتیجه آن، چیرگی بر [[جهان]] و [[تشکیل حکومت]] مقتدر جهانی است. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: "[[قائم]] ما، با درانداختن [[بیم]] و هراس در [[دل]] [[ستمگران]] [[یاری]] می‌‏شود، با پشتیبانی و [[حمایت]] از سوی [[خداوند]] سبحانه و تعالی تأیید می‌‏گردد. [[زمین]] برایش خاضع و [[تسلیم]] می‏‌شود، گنج‏ها برایش آشکار و نمایان می‌‏شود. [[حکومت]] او شرق و غرب عالم را فرا می‌‏گیرد. [[خداوند]] سبحانه و تعالی به وسیله او دینش را بر همه دین‏‌ها چیرگی می‏‌بخشد؛ هرچند [[مشرکان]] را ناخوشایند باشد. در [[عصر ظهور]] در [[زمین]] خرابی و ویرانی‏‌ای نمی‏‌ماند، مگر آن‏که آباد می‌‏شود. [[عیسی بن مریم]]{{ع}} فرود آید و پشت سر او [[نماز]] گزارد<ref>  [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۳۱، ح ۱۶</ref>.  
خط ۵۲: خط ۵۲:


برخی از ویژگی‏‌های [[حکومت جهانی]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏‏:
برخی از ویژگی‏‌های [[حکومت جهانی]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏‏:
:::::#این [[حکومت]] دارای [[رهبری]] است که [[مشروعیت]] خود را از [[پروردگار]] متعال گرفته و از هرگونه [[خطا]] و [[عصیان]] به دور است. افزون بر این، کسانی که او را در اجرای [[حکومت جهانی]] [[یاری]] خواهند کرد، انسان‏‌هایی هستند [[برگزیده]] و دارای [[صفات اخلاقی]] ویژه که این خود بر عظمت این [[حکومت]] می‌‏افزاید.
#این [[حکومت]] دارای [[رهبری]] است که [[مشروعیت]] خود را از [[پروردگار]] متعال گرفته و از هرگونه [[خطا]] و [[عصیان]] به دور است. افزون بر این، کسانی که او را در اجرای [[حکومت جهانی]] [[یاری]] خواهند کرد، انسان‏‌هایی هستند [[برگزیده]] و دارای [[صفات اخلاقی]] ویژه که این خود بر عظمت این [[حکومت]] می‌‏افزاید.
:::::#در [[حکومت جهانی]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} قانون‏گذار [[خداوند]] سبحانه و تعالی است، از این‌‏رو تمام نیازهای مادی و معنوی [[انسان‌‏ها]] مورد توجه واقع شده و از هرگونه [[خطا]] دور خواهد بود.
#در [[حکومت جهانی]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} قانون‏گذار [[خداوند]] سبحانه و تعالی است، از این‌‏رو تمام نیازهای مادی و معنوی [[انسان‌‏ها]] مورد توجه واقع شده و از هرگونه [[خطا]] دور خواهد بود.
:::::#محور تمام [[قوانین]] در [[حکومت جهانی]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ [[امور دینی]] و [[اخلاقی]] است؛ در حالی که تمام نیازهای مادی و معنوی [[بشر]] در تمام [[قوانین]] مورد توجه واقع شده است.
#محور تمام [[قوانین]] در [[حکومت جهانی]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ [[امور دینی]] و [[اخلاقی]] است؛ در حالی که تمام نیازهای مادی و معنوی [[بشر]] در تمام [[قوانین]] مورد توجه واقع شده است.
:::::#[[دانش]]، در [[دولت مهدوی]] در کل [[جامعه بشری]] گسترش می‌‏یابد و هرگز در انحصار عده‌‏ای خاص نخواهد بود؛ از این‌‏رو همگان از دانشی بس ارجمند برخوردار خواهند بود. البته از این [[دانش]] نیز در راه رشد و تعالی [[جامعه بشری]] استفاده خواهد شد، نه در راه [[ستم]] و تعدی به دیگران.
#[[دانش]]، در [[دولت مهدوی]] در کل [[جامعه بشری]] گسترش می‌‏یابد و هرگز در انحصار عده‌‏ای خاص نخواهد بود؛ از این‌‏رو همگان از دانشی بس ارجمند برخوردار خواهند بود. البته از این [[دانش]] نیز در راه رشد و تعالی [[جامعه بشری]] استفاده خواهد شد، نه در راه [[ستم]] و تعدی به دیگران.
:::::#[[حکومت جهانی]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ بر عالی‌‏ترین اندیشه‌‏های عاقلانه مبتنی است؛ چرا که در آن [[دولت]] مبارک است که [[عقول]] بشری به [[کامل‏ترین]] وجه امکان رشد خواهد کرد.
#[[حکومت جهانی]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ بر عالی‌‏ترین اندیشه‌‏های عاقلانه مبتنی است؛ چرا که در آن [[دولت]] مبارک است که [[عقول]] بشری به [[کامل‏ترین]] وجه امکان رشد خواهد کرد.
:::::#[[حکومت جهانی مهدی]]{{ع}} مبتنی بر بهره‌‏مندی عاقلانه، عالمانه و عابدانه از همه منابع موجود و ظرفیت‌‏های ممکن در کره [[زمین]] است و این بدان معنا است که [[مردم]] در عین بهره‏‌مندی از تمام مواهب الهی هرگز گرد [[اتراف]] و [[اسراف]] نمی‌‏گردند. افزون بر آن، با وجود [[فراوانی نعمت]]، حالت استغنایی در [[روح]] انسان‏‌ها بوجود می‏‌آید که باعث می‏‌شود با وجود در [[اختیار]] داشتن موهبت‏‌های فراوان هرگز دست به طغیان و [[عصیان]] نزنند.  
#[[حکومت جهانی مهدی]]{{ع}} مبتنی بر بهره‌‏مندی عاقلانه، عالمانه و عابدانه از همه منابع موجود و ظرفیت‌‏های ممکن در کره [[زمین]] است و این بدان معنا است که [[مردم]] در عین بهره‏‌مندی از تمام مواهب الهی هرگز گرد [[اتراف]] و [[اسراف]] نمی‌‏گردند. افزون بر آن، با وجود [[فراوانی نعمت]]، حالت استغنایی در [[روح]] انسان‏‌ها بوجود می‏‌آید که باعث می‏‌شود با وجود در [[اختیار]] داشتن موهبت‏‌های فراوان هرگز دست به طغیان و [[عصیان]] نزنند.  
::::::در [[جامعه مهدوی]]، به سبب وجود تمام شرایط ممکن، راه رشد و تعالی به سوی [[پروردگار]] بر همگان باز خواهد بود و در عین [[اختیار]] داشتن، همگان بر دینی توحیدی و باوری الهی خواهند بود.
::::::در [[جامعه مهدوی]]، به سبب وجود تمام شرایط ممکن، راه رشد و تعالی به سوی [[پروردگار]] بر همگان باز خواهد بود و در عین [[اختیار]] داشتن، همگان بر دینی توحیدی و باوری الهی خواهند بود.


از دستاوردهای مهم برپایی [[حکومت جهانی]] [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}}:
از دستاوردهای مهم برپایی [[حکومت جهانی]] [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}}:
:::::#'''امنیت‏:''' [[امنیت]] مصدر جعلی از ریشه "ا م ن"، و با مشتقاتی مانند: [[ایمان]]، ایمنی و استیمان، به کار برده می‏‌شود. [[امنیت]] در لغت فارسی به ایمن شدن، در [[امان]] بودن و بی‏‌بیمی<ref>  محمد معین، فرهنگ فارسی، ص ۱۲۲</ref>، [[اطمینان]] خاطر یافتن و برطرف شدن [[ترس]] و [[بیم]]<ref>  محمد بندریگی، فرهنگ بندر ریگی، ص ۳۲۳</ref>، معنا شده است. و در زبان عربی به معانی پرشماری آمده است. برخی امن و [[امنیت]] را در اصل به معنای [[آرامش]] [[نفس]] و از بین رفتن [[ترس]] دانسته<ref>  راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص ۲۵</ref>، برخی با ذکر مثال {{عربی|" أمن زید الأسد أمنا‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} معنای [[امنیت]] را [[آرامش]] و زوال [[ترس]] یاد نموده است. آنگاه این واژه را هم از نظر وزن و هم از نظر معنا همانند " سلم" دانسته است‏<ref>  فیومی، المصباح المنیر، ص ۲۴</ref>. و برخی دیگر امن را به ضد [[ترس]] و [[خوف]] معنا کرده، و مأمن را موضع بدون [[ترس]] دانسته است<ref>  خلیل بن احمد، العین، ج ۸، ص ۳۷۷</ref>. آنچه از مجموع دیدگاه اهل لغت به دست می‌‏آید، این‏که [[امنیت]] به معنای [[آرامش]]، نترسیدن، [[وحشت]] نداشتن و اضطراب نداشتن است. با توجه به معانی لغوی، می‏‌توان گفت "امن" شامل دو جهت ایجابی و سلبی می‌‏شود. ایجاب در آن‏جا که [[سخن]] از [[اطمینان]]، [[آرامش]] فکری و روحی است، و سلب در آن‏جا که نبود [[ترس]]، [[دلهره]] و نگرانی مقصود است. [[امنیت]] از امور اساسی است که در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی [[انسان]] به گونه‌‏ای قابل‏ توجه، مورد نیاز است. و آموزه‏‌های [[قرآن]] - بدان جهت که پاسخ‏گوی نیازهای واقعی انسان‏‌هاست- بدین مهم نیز توجه شایسته‌‏ای نموده است. پیوند تنگاتنگ و محکم این واژه با کلمه‌‏های [[اسلام]]، [[ایمان]] و [[مؤمن]] گویای اهمیت فوق العاده [[امنیت]] است. روایت‏‌های بسیاری از [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} وارد شده که خود و [[اهل بیت]] را مایه [[امان]] ساکنان [[زمین]] به شمار آورده‌‏اند<ref>  [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۲۰۵</ref>. بدین ترتیب، حضور [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}}- چه به صورت پنهان و چه به صورت آشکار و در زمان قیام- مایه بارش [[فیض]] و نعمت‏‌های الهی به سوی [[مردم]] است. طبیعی است در دوره [[حکومت مهدوی]]، این جریان به کمال خود خواهد رسید و همه موانع موجود بر سر اتصال [[فیض]] میان [[خداوند]] سبحانه و تعالی و [[مردم]] از طریق [[امام]]، برطرف خواهد شد<ref>  محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۰، ص ۱۰۴</ref>.  
#'''امنیت‏:''' [[امنیت]] مصدر جعلی از ریشه "ا م ن"، و با مشتقاتی مانند: [[ایمان]]، ایمنی و استیمان، به کار برده می‏‌شود. [[امنیت]] در لغت فارسی به ایمن شدن، در [[امان]] بودن و بی‏‌بیمی<ref>  محمد معین، فرهنگ فارسی، ص ۱۲۲</ref>، [[اطمینان]] خاطر یافتن و برطرف شدن [[ترس]] و [[بیم]]<ref>  محمد بندریگی، فرهنگ بندر ریگی، ص ۳۲۳</ref>، معنا شده است. و در زبان عربی به معانی پرشماری آمده است. برخی امن و [[امنیت]] را در اصل به معنای [[آرامش]] [[نفس]] و از بین رفتن [[ترس]] دانسته<ref>  راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص ۲۵</ref>، برخی با ذکر مثال {{عربی|" أمن زید الأسد أمنا‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} معنای [[امنیت]] را [[آرامش]] و زوال [[ترس]] یاد نموده است. آنگاه این واژه را هم از نظر وزن و هم از نظر معنا همانند " سلم" دانسته است‏<ref>  فیومی، المصباح المنیر، ص ۲۴</ref>. و برخی دیگر امن را به ضد [[ترس]] و [[خوف]] معنا کرده، و مأمن را موضع بدون [[ترس]] دانسته است<ref>  خلیل بن احمد، العین، ج ۸، ص ۳۷۷</ref>. آنچه از مجموع دیدگاه اهل لغت به دست می‌‏آید، این‏که [[امنیت]] به معنای [[آرامش]]، نترسیدن، [[وحشت]] نداشتن و اضطراب نداشتن است. با توجه به معانی لغوی، می‏‌توان گفت "امن" شامل دو جهت ایجابی و سلبی می‌‏شود. ایجاب در آن‏جا که [[سخن]] از [[اطمینان]]، [[آرامش]] فکری و روحی است، و سلب در آن‏جا که نبود [[ترس]]، [[دلهره]] و نگرانی مقصود است. [[امنیت]] از امور اساسی است که در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی [[انسان]] به گونه‌‏ای قابل‏ توجه، مورد نیاز است. و آموزه‏‌های [[قرآن]] - بدان جهت که پاسخ‏گوی نیازهای واقعی انسان‏‌هاست- بدین مهم نیز توجه شایسته‌‏ای نموده است. پیوند تنگاتنگ و محکم این واژه با کلمه‌‏های [[اسلام]]، [[ایمان]] و [[مؤمن]] گویای اهمیت فوق العاده [[امنیت]] است. روایت‏‌های بسیاری از [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} وارد شده که خود و [[اهل بیت]] را مایه [[امان]] ساکنان [[زمین]] به شمار آورده‌‏اند<ref>  [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۲۰۵</ref>. بدین ترتیب، حضور [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}}- چه به صورت پنهان و چه به صورت آشکار و در زمان قیام- مایه بارش [[فیض]] و نعمت‏‌های الهی به سوی [[مردم]] است. طبیعی است در دوره [[حکومت مهدوی]]، این جریان به کمال خود خواهد رسید و همه موانع موجود بر سر اتصال [[فیض]] میان [[خداوند]] سبحانه و تعالی و [[مردم]] از طریق [[امام]]، برطرف خواهد شد<ref>  محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۰، ص ۱۰۴</ref>.  
:::::#'''[[آبادانی]] جهان‏:''' از مهم‏ترین ویژگی‏‌های [[جهان]] [[در آستانه ظهور]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}، پر شدن [[زمین]] از [[ظلم]] و [[بیداد]] است. مهم‏ترین پیآمد این ستمگری‏‌ها، خرابه‌‏هایی است که برای انسان‏‌های فرودست و [[ستم]] کشیده به جای خواهد ماند؛ اگرچه اندک‏شماری [[انسان]] [[ستمگر]]، از دنیایی به ظاهرآباد برخوردار خواهند بود. [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} با برپایی نظامی جهانی بر پایه‏‌های [[عدل و قسط]]، همه ویرانه‏‌های [[جهان]] را آباد خواهد ساخت. و دست [[ستم]] [[ستمگران]] را از زندگی [[مستضعفان]] برای همیشه کوتاه خواهد کرد. [[امام باقر]]{{ع}}، در این‏ باره فرمود: "روی [[زمین]]، خرابه‌‏ای باقی نمی‌‏ماند، جز این‏که آباد می‌‏شود"<ref> {{عربی|" فَلَا يَبْقَى‏ فِي‏ الْأَرْضِ‏ خَرَابٌ‏ إِلَّا عُمِر‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}، علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج ۲، ص ۵۳۴؛ نیز: ر</ref> ک: ابن منادی، الملاحم و الفتن، ص ۹۹</ref>. و [[خداوند]] سبحانه و تعالی در [[قرآن]] وعده فرموده است چنانچه مردمان [[ایمان]] بیاورند و پروا پیشه کنند، درهای برکت‏های [[آسمان]] و [[زمین]] بر ایشان گشوده خواهد شد  و [[جامعه عصر ظهور]]، بی‏‌گمان توحیدی‏‌ترین [[جامعه]] در [[تاریخ]] انسان‏‌هاست و این [[وعده خداوند]] تحقق خواهد یافت. روشن است که این [[آبادانی]] نه فقط در جنبه‌‏های مادی که در جنبه‌‏های معنوی زندگی فردی و اجتماعی انسان‏‌ها، در پرتو آن [[حکومت عدل جهانی]] رخ خواهد نمود. این [[آبادانی]] در کنار دیگر ویژگی‌‏ها، زندگی را در آن دوران به گونه‌‏ای فراهم خواهد کرد که مردمان آرزومند زنده شدن درگذشتگان خویش می‌‏شوند<ref>  عماد الدین طبری، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص ۲۵۰</ref>.  
#'''[[آبادانی]] جهان‏:''' از مهم‏ترین ویژگی‏‌های [[جهان]] [[در آستانه ظهور]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}، پر شدن [[زمین]] از [[ظلم]] و [[بیداد]] است. مهم‏ترین پیآمد این ستمگری‏‌ها، خرابه‌‏هایی است که برای انسان‏‌های فرودست و [[ستم]] کشیده به جای خواهد ماند؛ اگرچه اندک‏شماری [[انسان]] [[ستمگر]]، از دنیایی به ظاهرآباد برخوردار خواهند بود. [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} با برپایی نظامی جهانی بر پایه‏‌های [[عدل و قسط]]، همه ویرانه‏‌های [[جهان]] را آباد خواهد ساخت. و دست [[ستم]] [[ستمگران]] را از زندگی [[مستضعفان]] برای همیشه کوتاه خواهد کرد. [[امام باقر]]{{ع}}، در این‏ باره فرمود: "روی [[زمین]]، خرابه‌‏ای باقی نمی‌‏ماند، جز این‏که آباد می‌‏شود"<ref> {{عربی|" فَلَا يَبْقَى‏ فِي‏ الْأَرْضِ‏ خَرَابٌ‏ إِلَّا عُمِر‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}، علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج ۲، ص ۵۳۴؛ نیز: ر</ref> ک: ابن منادی، الملاحم و الفتن، ص ۹۹</ref>. و [[خداوند]] سبحانه و تعالی در [[قرآن]] وعده فرموده است چنانچه مردمان [[ایمان]] بیاورند و پروا پیشه کنند، درهای برکت‏های [[آسمان]] و [[زمین]] بر ایشان گشوده خواهد شد  و [[جامعه عصر ظهور]]، بی‏‌گمان توحیدی‏‌ترین [[جامعه]] در [[تاریخ]] انسان‏‌هاست و این [[وعده خداوند]] تحقق خواهد یافت. روشن است که این [[آبادانی]] نه فقط در جنبه‌‏های مادی که در جنبه‌‏های معنوی زندگی فردی و اجتماعی انسان‏‌ها، در پرتو آن [[حکومت عدل جهانی]] رخ خواهد نمود. این [[آبادانی]] در کنار دیگر ویژگی‌‏ها، زندگی را در آن دوران به گونه‌‏ای فراهم خواهد کرد که مردمان آرزومند زنده شدن درگذشتگان خویش می‌‏شوند<ref>  عماد الدین طبری، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص ۲۵۰</ref>.  
::::::گویی بنابراین بوده است که مدت دقیق [[حکومت]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏- مانند برخی موضوعات دیگر مربوط به آن حضرت- به روشنی بیان نشود. روایاتی که از [[معصومان]]{{عم}}- اعم از [[روایات]] [[شیعه]] و [[اهل سنت]]- در دست است، دیدگاه‌‏های متفاوتی را در این‌‏باره، [[نقل]] کرده‌‏اند. اگرچه با یک بررسی عمیق می‌‏توان نظرهای پرشماری ارائه کرد<ref> البته برخی از این دیدگاه‏ها، مستند روایی محکمی ندارد</ref>. اما به طور عمده [[روایات]] به چهار دیدگاه کلّی قابل تقسیم است:
::::::گویی بنابراین بوده است که مدت دقیق [[حکومت]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏- مانند برخی موضوعات دیگر مربوط به آن حضرت- به روشنی بیان نشود. روایاتی که از [[معصومان]]{{عم}}- اعم از [[روایات]] [[شیعه]] و [[اهل سنت]]- در دست است، دیدگاه‌‏های متفاوتی را در این‌‏باره، [[نقل]] کرده‌‏اند. اگرچه با یک بررسی عمیق می‌‏توان نظرهای پرشماری ارائه کرد<ref> البته برخی از این دیدگاه‏ها، مستند روایی محکمی ندارد</ref>. اما به طور عمده [[روایات]] به چهار دیدگاه کلّی قابل تقسیم است:
:::::#روایاتی که مدت [[حکومت]] حضرت را هفت سال و [[حدود]] هفت سال، ذکر کرده‏‌اند: این دیدگاه، به ویژه در [[روایات]] [[اهل سنت]]<ref>  مسند احمد، ج ۳، ص ۲۸</ref> بسیار به چشم می‏‌خورد و در برخی از [[منابع روایی]] [[شیعی]] نیز با [[سند]] [[راویان]] [[اهل سنت]] مورد اشاره قرار گرفته است. [[علامه مجلسی]] در [[بحار الانوار]] از [[ابو سعید خدری]] [[نقل]] کرده که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: [[امام مهدی|مهدی]]- با پیشانی بلند و بینی کشیده- از من است. [[زمین]] را از [[قسط]] و [[عدل]] سرشار می‌‏سازد آن گونه که از [[بیداد]] و [[ستم]] آکنده شده باشد. هفت سال [[حکومت]] می‌‏کند<ref>{{عربی|" الْمَهْدِيُ‏ مِنِّي‏ أَجْلَى‏ الْجَبْهَةِ أَقْنَى‏ الْأَنْفِ‏ يَمْلَأُ الْأَرْضَ‏ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ‏ جَوْراً وَ ظُلْماً يَمْلِكُ‏ سَبْعَ‏ سِنِينَ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}، محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۹۰</ref>. آن‏گاه پس از اشاره به [[حسن]] بودن [[روایت]] می‌‏نویسد: این [[روایت]] را [[حافظ أبو داود سجستانی]] در صحیح خود و غیر او از [[راویان]] بزرگ [[حدیث]] همچون طبرانی و دیگران [[نقل]] کرده‏‌اند. جالب توجه این‏که تمام روایاتی که مدت [[حکومت]] حضرت را هفت سال ذکر کرده‏‌اند به [[روایت]] [[ابو سعید خدری]] برمی‌‏گردد. البته در برخی [[روایات]] بین هفت و هشت و نه سال [[تردید]] شده است<ref>  ابن ابی شیبة، المصنف، ج ۱۵، ح ۱۹۴۸۴</ref>. این نامعین بودن به دو گونه است: الف. به دلایلی در [[کلام]] [[معصوم]]{{ع}} به صورت نامعین ذکر شده است. ب. در [[کلام]] [[معصوم]]{{ع}} معین شده و [[تردید]] از [[راوی]] است. برخی از این‏که مدت [[حکومت]] در [[روایات]] یاد شده هفت سال ذکر شده به شگفت آمده، دنبال توجیه آن برآمده‌‏اند. به ویژه که در برخی [[روایات]] نیز سخنی بس تعجب‌‏برانگیز دیده‌‏اند. و آن این‏که [[شیخ طوسی]] روایتی [[نقل]] کرده از [[فضل]] از [[عبد اللّه بن القاسم الحضرمی]] از [[عبد الکریم بن عمرو الخثعمی]] که گفت: به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم: چه مدت [[امام مهدی|قائم]]{{ع}} [[حکومت]] خواهد کرد؟ فرمود: هفت سال. که به سال‏های شما هفتاد سال می‌‏شود<ref>{{عربی|" كَمْ‏ يَمْلِكُ‏ الْقَائِمُ‏ قَالَ‏ سَبْعَ‏ سِنِينَ‏ يَكُونُ‏ سَبْعِينَ‏ سَنَةً مِنْ‏ سِنِيكُمْ‏ هَذِهِ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}، شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۴۷۴</ref>. البته سخنان فراوانی در توجیه این [[روایت]] - که اساس روایاتی از این قبیل است- به میان آوردند که برخی شگفت‏‌آورتر از خود [[روایت]] است. افزون بر آن‏که در [[سند]] [[روایت]] [[عبد اللّه بن القاسم الحضرمی]]‏<ref>  نجاشی، رجال، ص ۲۲۶؛ نیز ر. ک: علامه حلی، خلاصة الاقوال، ص ۳۷۰، سید ابو القاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۱۱، ص ۳۰۴؛ شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص ۳۴۱؛ علامه حلی، ایضاح الاشتباه، ص ۲۴۱؛ ابن غضایری، رجال، ج ۴، ص ۴۷</ref> و [[عبد الکریم بن عمرو الخثعمی]]<ref>[[شیخ طوسی]]، رجال الطوسی، ص ۳۳۹؛ سید ابو القاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۱۱، ص ۷۱</ref>،  به شدت تضعیف شده‏‌اند؛ هیچ عقلی چنین تحولی را نمی‌‏پذیرد. چرا که [[نظام]] امروزین [[آفرینش]]، [[نظام]] احسن است و لزومی ندارد به گونه‌‏ای که می‌‏گویند تغییر داده شود.
#روایاتی که مدت [[حکومت]] حضرت را هفت سال و [[حدود]] هفت سال، ذکر کرده‏‌اند: این دیدگاه، به ویژه در [[روایات]] [[اهل سنت]]<ref>  مسند احمد، ج ۳، ص ۲۸</ref> بسیار به چشم می‏‌خورد و در برخی از [[منابع روایی]] [[شیعی]] نیز با [[سند]] [[راویان]] [[اهل سنت]] مورد اشاره قرار گرفته است. [[علامه مجلسی]] در [[بحار الانوار]] از [[ابو سعید خدری]] [[نقل]] کرده که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: [[امام مهدی|مهدی]]- با پیشانی بلند و بینی کشیده- از من است. [[زمین]] را از [[قسط]] و [[عدل]] سرشار می‌‏سازد آن گونه که از [[بیداد]] و [[ستم]] آکنده شده باشد. هفت سال [[حکومت]] می‌‏کند<ref>{{عربی|" الْمَهْدِيُ‏ مِنِّي‏ أَجْلَى‏ الْجَبْهَةِ أَقْنَى‏ الْأَنْفِ‏ يَمْلَأُ الْأَرْضَ‏ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ‏ جَوْراً وَ ظُلْماً يَمْلِكُ‏ سَبْعَ‏ سِنِينَ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}، محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۹۰</ref>. آن‏گاه پس از اشاره به [[حسن]] بودن [[روایت]] می‌‏نویسد: این [[روایت]] را [[حافظ أبو داود سجستانی]] در صحیح خود و غیر او از [[راویان]] بزرگ [[حدیث]] همچون طبرانی و دیگران [[نقل]] کرده‏‌اند. جالب توجه این‏که تمام روایاتی که مدت [[حکومت]] حضرت را هفت سال ذکر کرده‏‌اند به [[روایت]] [[ابو سعید خدری]] برمی‌‏گردد. البته در برخی [[روایات]] بین هفت و هشت و نه سال [[تردید]] شده است<ref>  ابن ابی شیبة، المصنف، ج ۱۵، ح ۱۹۴۸۴</ref>. این نامعین بودن به دو گونه است: الف. به دلایلی در [[کلام]] [[معصوم]]{{ع}} به صورت نامعین ذکر شده است. ب. در [[کلام]] [[معصوم]]{{ع}} معین شده و [[تردید]] از [[راوی]] است. برخی از این‏که مدت [[حکومت]] در [[روایات]] یاد شده هفت سال ذکر شده به شگفت آمده، دنبال توجیه آن برآمده‌‏اند. به ویژه که در برخی [[روایات]] نیز سخنی بس تعجب‌‏برانگیز دیده‌‏اند. و آن این‏که [[شیخ طوسی]] روایتی [[نقل]] کرده از [[فضل]] از [[عبد اللّه بن القاسم الحضرمی]] از [[عبد الکریم بن عمرو الخثعمی]] که گفت: به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم: چه مدت [[امام مهدی|قائم]]{{ع}} [[حکومت]] خواهد کرد؟ فرمود: هفت سال. که به سال‏های شما هفتاد سال می‌‏شود<ref>{{عربی|" كَمْ‏ يَمْلِكُ‏ الْقَائِمُ‏ قَالَ‏ سَبْعَ‏ سِنِينَ‏ يَكُونُ‏ سَبْعِينَ‏ سَنَةً مِنْ‏ سِنِيكُمْ‏ هَذِهِ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}، شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۴۷۴</ref>. البته سخنان فراوانی در توجیه این [[روایت]] - که اساس روایاتی از این قبیل است- به میان آوردند که برخی شگفت‏‌آورتر از خود [[روایت]] است. افزون بر آن‏که در [[سند]] [[روایت]] [[عبد اللّه بن القاسم الحضرمی]]‏<ref>  نجاشی، رجال، ص ۲۲۶؛ نیز ر. ک: علامه حلی، خلاصة الاقوال، ص ۳۷۰، سید ابو القاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۱۱، ص ۳۰۴؛ شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص ۳۴۱؛ علامه حلی، ایضاح الاشتباه، ص ۲۴۱؛ ابن غضایری، رجال، ج ۴، ص ۴۷</ref> و [[عبد الکریم بن عمرو الخثعمی]]<ref>[[شیخ طوسی]]، رجال الطوسی، ص ۳۳۹؛ سید ابو القاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۱۱، ص ۷۱</ref>،  به شدت تضعیف شده‏‌اند؛ هیچ عقلی چنین تحولی را نمی‌‏پذیرد. چرا که [[نظام]] امروزین [[آفرینش]]، [[نظام]] احسن است و لزومی ندارد به گونه‌‏ای که می‌‏گویند تغییر داده شود.
:::::#روایاتی که مدت [[حکومت]] حضرت را [[نوزده سال]] گفته‌‏اند: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[حکومت]] [[قائم]]، [[نوزده سال و چند ماه]] خواهد بود<ref>  نعمانی، الغیبة، ص ۳۳۱</ref>.  
#روایاتی که مدت [[حکومت]] حضرت را [[نوزده سال]] گفته‌‏اند: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[حکومت]] [[قائم]]، [[نوزده سال و چند ماه]] خواهد بود<ref>  نعمانی، الغیبة، ص ۳۳۱</ref>.  
:::::#روایاتی که مدت [[حکومت]] حضرت را [[چهل]] سال دانسته‏‌اند<ref>  ر. ک: طبری، دلایل الامامة، ص ۲۵۸</ref>.  
#روایاتی که مدت [[حکومت]] حضرت را [[چهل]] سال دانسته‏‌اند<ref>  ر. ک: طبری، دلایل الامامة، ص ۲۵۸</ref>.  
:::::#روایاتی که مدت [[حکومت]] حضرت را [[سیصد و نه سال]] ذکر کرده‏‌اند<ref>  ر. ک: طبری، دلایل الامامة، ص ۲۴۱</ref>.  
#روایاتی که مدت [[حکومت]] حضرت را [[سیصد و نه سال]] ذکر کرده‏‌اند<ref>  ر. ک: طبری، دلایل الامامة، ص ۲۴۱</ref>.  
::::::برخی این تفاوت را اشاره به مراحل و دوران‏‌های [[حکومت]] آن حضرت می‏‌دانند<ref>  ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف، ص ۳۱۴</ref>؛ ولی به هرحال، [[داوری]] نهایی درباره مدت [[حکومت]] آن حضرت- به [[دلیل]] نبود [[اخبار]] و منابع کافی- امکان‏‌پذیر نیست. اما با این حال می‏‌توان چنین نتیجه گرفت: قطع نظر از [[روایات اسلامی]]، مسلم است که این همه آوازه‌‏ها و مقدمات برای یک دوران کوتاه مدت نیست؛ بلکه قطعا برای مدتی است طولانی که [[ارزش]] این همه [[تحمل]] زحمت و کوشش را داشته باشد<ref>  ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف، ص ۳۱۴</ref>.  
::::::برخی این تفاوت را اشاره به مراحل و دوران‏‌های [[حکومت]] آن حضرت می‏‌دانند<ref>  ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف، ص ۳۱۴</ref>؛ ولی به هرحال، [[داوری]] نهایی درباره مدت [[حکومت]] آن حضرت- به [[دلیل]] نبود [[اخبار]] و منابع کافی- امکان‏‌پذیر نیست. اما با این حال می‏‌توان چنین نتیجه گرفت: قطع نظر از [[روایات اسلامی]]، مسلم است که این همه آوازه‌‏ها و مقدمات برای یک دوران کوتاه مدت نیست؛ بلکه قطعا برای مدتی است طولانی که [[ارزش]] این همه [[تحمل]] زحمت و کوشش را داشته باشد<ref>  ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف، ص ۳۱۴</ref>.  
::::::البته این مدت - هر [[قدر]] باشد- در مقایسه با کل [[تاریخ]]، بسیار ناچیز است. این‏جا پرسش جدیدی رخ می‏‌نماید که آیا مدتی چنین کوتاه در مقایسه با کل [[تاریخ]]، دردها و رنج‏های انسان‏‌ها را در طول [[تاریخ]] جبران می‏‌کند؟ در پاسخ می‌‏توان گفت: [[فلسفه]] [[امام مهدی]]{{ع}} همانند [[فلسفه بعثت]] [[انبیا]] و [[رسولان الهی]] است. منظور از [[برانگیخته شدن]] [[رسولان الهی]]، [[ابلاغ]] دستورهای [[خداوند]] سبحانه و تعالی و [[نصب]] مشعل فروزان [[هدایت]] بر سر راه کاروان [[بشریت]] است. طولانی یا کوتاه بودن مدت [[ابلاغ]] [[رسالت]]، به اصل آن آسیب نمی‌‏رساند. دوران [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بیست و سه سال بود؛ ولی واپسین [[پیام]] الهی را [[ابلاغ]] کرد و این مشعل [[هدایت]] را برافروخت. از سوی دیگر، می‌‏توان به مدت [[نبوت]] [[حضرت نوح]]{{ع}} اشاره کرد که بر خلاف مدت طولانی آن، به [[دلیل]] عدم تحقق‏ شرایط مساعد، نتیجه قابل ‏توجهی به بار نیاورد.
::::::البته این مدت - هر [[قدر]] باشد- در مقایسه با کل [[تاریخ]]، بسیار ناچیز است. این‏جا پرسش جدیدی رخ می‏‌نماید که آیا مدتی چنین کوتاه در مقایسه با کل [[تاریخ]]، دردها و رنج‏های انسان‏‌ها را در طول [[تاریخ]] جبران می‏‌کند؟ در پاسخ می‌‏توان گفت: [[فلسفه]] [[امام مهدی]]{{ع}} همانند [[فلسفه بعثت]] [[انبیا]] و [[رسولان الهی]] است. منظور از [[برانگیخته شدن]] [[رسولان الهی]]، [[ابلاغ]] دستورهای [[خداوند]] سبحانه و تعالی و [[نصب]] مشعل فروزان [[هدایت]] بر سر راه کاروان [[بشریت]] است. طولانی یا کوتاه بودن مدت [[ابلاغ]] [[رسالت]]، به اصل آن آسیب نمی‌‏رساند. دوران [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بیست و سه سال بود؛ ولی واپسین [[پیام]] الهی را [[ابلاغ]] کرد و این مشعل [[هدایت]] را برافروخت. از سوی دیگر، می‌‏توان به مدت [[نبوت]] [[حضرت نوح]]{{ع}} اشاره کرد که بر خلاف مدت طولانی آن، به [[دلیل]] عدم تحقق‏ شرایط مساعد، نتیجه قابل ‏توجهی به بار نیاورد.
خط ۸۳: خط ۸۳:


باری همه [[انسان‌ها]] که [[فطرت]] تکامل‌جو و کمال‌طلب‌شان، انان را از وضع نامطلوب کنونی [[حاکم]] بر [[جوامع بشری]] گریزان ساخته، به نیک‌شهری می‌اندیشند که بستر مناسبی را برای شکوفایی گرایش‌های عمیق فطری [[آدمی]] و رشد [[فضایل]] [[ناب]] انسانی فراهم سازد. این‌جاست که [[مکتب]] [[اسلام]] که دستورالعملِ جامعِ حیات [[طیبه]] بوده، موهبت "[[امید]]" را در سه مرحله به خیر الامم ([[امت]] [[رسول الله]] {{صل}}) ارزانی داشته است:
باری همه [[انسان‌ها]] که [[فطرت]] تکامل‌جو و کمال‌طلب‌شان، انان را از وضع نامطلوب کنونی [[حاکم]] بر [[جوامع بشری]] گریزان ساخته، به نیک‌شهری می‌اندیشند که بستر مناسبی را برای شکوفایی گرایش‌های عمیق فطری [[آدمی]] و رشد [[فضایل]] [[ناب]] انسانی فراهم سازد. این‌جاست که [[مکتب]] [[اسلام]] که دستورالعملِ جامعِ حیات [[طیبه]] بوده، موهبت "[[امید]]" را در سه مرحله به خیر الامم ([[امت]] [[رسول الله]] {{صل}}) ارزانی داشته است:
:::::#[[لزوم]] [[امید]] داشتن به مدد و [[رحمت]] الهی {{متن قرآن|وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ}}<ref>سوره یوسف، ۸۷.</ref>،
#[[لزوم]] [[امید]] داشتن به مدد و [[رحمت]] الهی {{متن قرآن|وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ}}<ref>سوره یوسف، ۸۷.</ref>،
:::::#وعده [[وراثت]] و [[امامت]] [[صالحان]] و [[مستضعفان]] {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>سوره قصص، ۵.</ref>،
#وعده [[وراثت]] و [[امامت]] [[صالحان]] و [[مستضعفان]] {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>سوره قصص، ۵.</ref>،
:::::#تأمین ضمانت اجرایی وعده فوق با [[ظهور منجی]] آخر الزّمان، [[مهدی موعود]] {{ع}} و تشکیل آرمان‌شهر آسمانی "[[دولت کریمه]]" به دست حضرتش {{متن قرآن|بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref>سوره هود، ۸۶.</ref>.  
#تأمین ضمانت اجرایی وعده فوق با [[ظهور منجی]] آخر الزّمان، [[مهدی موعود]] {{ع}} و تشکیل آرمان‌شهر آسمانی "[[دولت کریمه]]" به دست حضرتش {{متن قرآن|بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref>سوره هود، ۸۶.</ref>.  
::::::آری پس از تحقق [[وعده الهی]] و [[ظهور]] [[حکومت عدل]] [[مهدی]] {{ع}}، آرمان‌شهر حقیقی و "[[دولت کریمه]]" شکل می‌گیرد و تمام افراد از مزایای [[حقوق]] و [[عدالت اجتماعی]] برخوردار می‌شوند و در پرتو آن [[دولت]]، [[توحید]] و [[ایمان]] در سراسر [[زمین]] [[حکومت]] می‌کند. در [[دعای افتتاح]] هم می‌خوانیم: {{عربی|"اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ..."}}<ref>مفاتیح الجنان، [[دعای افتتاح]].</ref>؛ خدایا، ما با یک [[دنیا]] اشتیاق، [[دولت کریمه]] را از تو می‌خواهیم»<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۳۳۵.</ref>.
::::::آری پس از تحقق [[وعده الهی]] و [[ظهور]] [[حکومت عدل]] [[مهدی]] {{ع}}، آرمان‌شهر حقیقی و "[[دولت کریمه]]" شکل می‌گیرد و تمام افراد از مزایای [[حقوق]] و [[عدالت اجتماعی]] برخوردار می‌شوند و در پرتو آن [[دولت]]، [[توحید]] و [[ایمان]] در سراسر [[زمین]] [[حکومت]] می‌کند. در [[دعای افتتاح]] هم می‌خوانیم: {{عربی|"اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ..."}}<ref>مفاتیح الجنان، [[دعای افتتاح]].</ref>؛ خدایا، ما با یک [[دنیا]] اشتیاق، [[دولت کریمه]] را از تو می‌خواهیم»<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۳۳۵.</ref>.
}}
}}
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش