ابوعبدالله مهدی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۳: خط ۲۳:
[[سپاه]] خلیفه، پس از [[سرکوب]] [[شورشیان]] و مدعیان [[قدرت]]، بیکار و آماده جنگ و [[خزانه]] عباسی برای تأمین مخارج [[لشکرکشی]] توانا بود؛ از این‌رو، علاوه بر [[لشکریان]] مزد بگیر (مرتزقه)، گروه بسیاری از داوطلبان (مطوعه) از ولایات مختلف در [[بغداد]] [[اجتماع]] می‌کردند که خلیفه آنان را به جنگ می‌فرستاد. از آن جمله، در تابستان<ref>به این نبردها و لشکرکشی‌های تابستانی «صائفه» می‌گفتند (نک: الکامل، ج۶، ص۱۱۶).</ref> ۱۵۹ ق. [[عباس بن محمد]] با عده‌ای از [[سرداران]] [[خراسانی]] به [[روم]] لشکر کشید و تا آنقره در [[آسیای صغیر]] پیش رفت و پس از [[پیروزی]] با [[غنیمت]] بسیار بازگشت<ref>الکامل، ج۶، ص۴۰-۴۱.</ref>. همچنین به سال ۱۶۰ ق. سپاهی از مطوعه به [[فرماندهی]] [[عبدالملک بن شهاب المسمعی]] از طریق دریا به [[سرزمین]] [[هند]] تاخت و [[شهر]] باربَد را پس از محاصره به [[تصرف]] در آورد. در راه بازگشت، گروهی از [[مسلمانان]] بر اثر [[بیماری]] و گروهی نیز بر اثر [[طوفان]] دریا کشته شدند<ref>الکامل، ج۶، ص۴۶.</ref>. در [[سال ۱۶۵ ق]]. نیز مهدی، فرزندش [[هارون]] را با سپاهی در حدود ۶۵ هزار تن به بلاد روم گسیل کرد؛ [[هارون]] تا خلیج [[قسطنطنیه]] پیش رفت. [[ملکه]] بیزانس تقاضای [[صلح]] کرد و هارون درخواست او را به شرط پرداخت سالانه هفتاد هزار دینار پذیرفت.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۴۸.</ref>.
[[سپاه]] خلیفه، پس از [[سرکوب]] [[شورشیان]] و مدعیان [[قدرت]]، بیکار و آماده جنگ و [[خزانه]] عباسی برای تأمین مخارج [[لشکرکشی]] توانا بود؛ از این‌رو، علاوه بر [[لشکریان]] مزد بگیر (مرتزقه)، گروه بسیاری از داوطلبان (مطوعه) از ولایات مختلف در [[بغداد]] [[اجتماع]] می‌کردند که خلیفه آنان را به جنگ می‌فرستاد. از آن جمله، در تابستان<ref>به این نبردها و لشکرکشی‌های تابستانی «صائفه» می‌گفتند (نک: الکامل، ج۶، ص۱۱۶).</ref> ۱۵۹ ق. [[عباس بن محمد]] با عده‌ای از [[سرداران]] [[خراسانی]] به [[روم]] لشکر کشید و تا آنقره در [[آسیای صغیر]] پیش رفت و پس از [[پیروزی]] با [[غنیمت]] بسیار بازگشت<ref>الکامل، ج۶، ص۴۰-۴۱.</ref>. همچنین به سال ۱۶۰ ق. سپاهی از مطوعه به [[فرماندهی]] [[عبدالملک بن شهاب المسمعی]] از طریق دریا به [[سرزمین]] [[هند]] تاخت و [[شهر]] باربَد را پس از محاصره به [[تصرف]] در آورد. در راه بازگشت، گروهی از [[مسلمانان]] بر اثر [[بیماری]] و گروهی نیز بر اثر [[طوفان]] دریا کشته شدند<ref>الکامل، ج۶، ص۴۶.</ref>. در [[سال ۱۶۵ ق]]. نیز مهدی، فرزندش [[هارون]] را با سپاهی در حدود ۶۵ هزار تن به بلاد روم گسیل کرد؛ [[هارون]] تا خلیج [[قسطنطنیه]] پیش رفت. [[ملکه]] بیزانس تقاضای [[صلح]] کرد و هارون درخواست او را به شرط پرداخت سالانه هفتاد هزار دینار پذیرفت.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۴۸.</ref>.


==مسأله [[ولایتعهدی]]==
==ولایت‌عهدی مهدی عباسی==
چنانکه گفته شد، ابوعبدالله مهدی، [[هادی عباسی|هادی]] را به ولی‌عهدی اول و [[هارون]] را به ولی‌عهدی دوم خویش [[برگزیده]] بود، اما [[خیزران]] که [[مادر]] هر دو پسر بود، علاقه بیشتری به هارون داشت و مصرانه از مهدی می‌خواست که هارون را بر هادی مقدم گرداند. [[خاندان]] [[برمکی]] نیز که [[تربیت]] هارون را بر عهده داشتند، از خیزران [[حمایت]] می‌کردند. در پی این فشارها، به [[سال ۱۶۹ ق]]. [[خلیفه]] از هادی خواست تا از ولی‌عهدی استعفا کند، اما هادی که در آن هنگام برای [[نبرد]] به [[گرگان]] رفته بود نپذیرفت؛ پس در [[محرم]] آن سال، خلیفه برای اقناع او روانه گرگان شد<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۱.</ref>، ولی در راه در ناحیه‌ای به نام ماسَبَذان، هنگام شکار بر اثر حادثه‌ای، در گذشت<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۱.</ref>.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۵۰.</ref>.
ابوعبدالله مهدی، [[هادی عباسی|هادی]] را به ولی‌عهدی اول و [[هارون]] را به ولی‌عهدی دوم خویش [[برگزیده]] بود، اما [[خیزران]] که [[مادر]] هر دو پسر بود، علاقه بیشتری به هارون داشت و مصرانه از مهدی می‌خواست که هارون را بر هادی مقدم گرداند. [[خاندان]] [[برمکی]] نیز که [[تربیت]] هارون را بر عهده داشتند، از خیزران [[حمایت]] می‌کردند. در پی این فشارها، به [[سال ۱۶۹ ق]]. [[خلیفه]] از هادی خواست تا از ولی‌عهدی استعفا کند، اما هادی که در آن هنگام برای [[نبرد]] به [[گرگان]] رفته بود نپذیرفت؛ پس در [[محرم]] آن سال، خلیفه برای اقناع او روانه گرگان شد<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۱.</ref>، ولی در راه در ناحیه‌ای به نام ماسَبَذان، هنگام شکار بر اثر حادثه‌ای، در گذشت<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۱.</ref>.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۵۰.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش