جز
جایگزینی متن - ' ق.)' به 'ق)'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== +== پانویس ==)) |
جز (جایگزینی متن - ' ق.)' به 'ق)') |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
#تعاریفی که در کتابهای لغت برای علم شده، از قبیل [[شعور]]، [[معرفت]]، ادراک، [[یقین]]، [[طمأنینه]] و سکون [[نفسانی]]، همگی به نوعی دور مصرَّح و یا غیر مصرَّح در تعریف علم باز میگردد. همان طور که مفهوم وجود، بدیهی و غیرقابل تعریف است، مفاهیمی که به صفات ذاتی وجود باز میگردد نیز غیر قابل تعریف است. به همین ترتیب، مفاهیمی از قبیل کمال، بهاء، [[وحدت]]، بساطت، [[حیات]]، [[قدرت]]، علم، [[اراده]] و معرفت نیز - به دلیل [[بداهت]] آنان - غیر قابل تعریف میباشند. | #تعاریفی که در کتابهای لغت برای علم شده، از قبیل [[شعور]]، [[معرفت]]، ادراک، [[یقین]]، [[طمأنینه]] و سکون [[نفسانی]]، همگی به نوعی دور مصرَّح و یا غیر مصرَّح در تعریف علم باز میگردد. همان طور که مفهوم وجود، بدیهی و غیرقابل تعریف است، مفاهیمی که به صفات ذاتی وجود باز میگردد نیز غیر قابل تعریف است. به همین ترتیب، مفاهیمی از قبیل کمال، بهاء، [[وحدت]]، بساطت، [[حیات]]، [[قدرت]]، علم، [[اراده]] و معرفت نیز - به دلیل [[بداهت]] آنان - غیر قابل تعریف میباشند. | ||
#در کتب [[عقلی]] نیز در بداهت تعریف علم [[اقامه برهان]] شده؛ به این ترتیب که: اگر بخواهیم علم را به علم تعریف کنیم، دور مصرح است و اگر به غیر علم تعریف کنیم، لازم است قبلاً علم به آن داشته باشیم؛ بنابراین، همه تعاریفی که برای معرفی علم و معرفت و [[آگاهی]] ذکر شده، تعاریفی تنبیهی است و تعریف حقیقی نخواهد بود. | #در کتب [[عقلی]] نیز در بداهت تعریف علم [[اقامه برهان]] شده؛ به این ترتیب که: اگر بخواهیم علم را به علم تعریف کنیم، دور مصرح است و اگر به غیر علم تعریف کنیم، لازم است قبلاً علم به آن داشته باشیم؛ بنابراین، همه تعاریفی که برای معرفی علم و معرفت و [[آگاهی]] ذکر شده، تعاریفی تنبیهی است و تعریف حقیقی نخواهد بود. | ||
#آنچه در کلمات [[اهل بیت]]{{عم}} در تعریف علم ذکر شده، از قبیل [[نور]]<ref>منیة المرید (ط. مکتب الإعادم الإسلامی، ۱۴۰۹ | #آنچه در کلمات [[اهل بیت]]{{عم}} در تعریف علم ذکر شده، از قبیل [[نور]]<ref>منیة المرید (ط. مکتب الإعادم الإسلامی، ۱۴۰۹ هق)، ص۱۶۷.</ref>، حیات<ref>غررالحکم و دررالکلم (ط. دار الکتاب الإسلامی، ۱۴۱۰ ه.ق.)، ص۱۸۵.</ref>، کمال و [[شرف]]<ref>کنزالفوائد (ط. دارالذخائر، ۱۴۱۰ ه.ق.)، ج۱، ص۳۱۹.</ref> و [[هدایت]]<ref>غررالحکم و دررالکلم، ص۸۴۶.</ref>، در [[حقیقت]] تنبیهی به [[کمالات]] علم است و همگی اشاره به [[کمالات وجودی]] و یا ارزشی علم دارد. | ||
#از آنجا که علم از لوازم بین هستی است، هر آنچه که بهرهای از هستی برده باشد، در همان مرتبه عالم است. بنابر همین [[برهان]]، در کتب عقلی برای همه موجودات - در هر مرتبه از کمال که باشند - مرتبهای از [[درک]] و [[شعور]] و [[علم]] را [[اثبات]] میکنند؛ ولو برای [[انسان]] قابل درک نباشد. | #از آنجا که علم از لوازم بین هستی است، هر آنچه که بهرهای از هستی برده باشد، در همان مرتبه عالم است. بنابر همین [[برهان]]، در کتب عقلی برای همه موجودات - در هر مرتبه از کمال که باشند - مرتبهای از [[درک]] و [[شعور]] و [[علم]] را [[اثبات]] میکنند؛ ولو برای [[انسان]] قابل درک نباشد. | ||
#در [[نظام]] عالم، تنها موجودی که هستی او ذاتی او است، ذات باری [[متعال]] است. به همین دلیل، تنها موجودی که علم او نیز ذاتی او است و در [[آگاهی]] محتاج غیر نیست، [[خداوند]] است و لذا همه عالم، چنان که در هستی محتاج اویند، در علم نیز محتاج و متکی به خداوند میباشند. | #در [[نظام]] عالم، تنها موجودی که هستی او ذاتی او است، ذات باری [[متعال]] است. به همین دلیل، تنها موجودی که علم او نیز ذاتی او است و در [[آگاهی]] محتاج غیر نیست، [[خداوند]] است و لذا همه عالم، چنان که در هستی محتاج اویند، در علم نیز محتاج و متکی به خداوند میباشند. | ||