←جستارهای وابسته
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
#[[مرزبان عمادالدوله]] (۴۱۵-۴۴۰ق.) | #[[مرزبان عمادالدوله]] (۴۱۵-۴۴۰ق.) | ||
#[[خسرو فیروزالملک الرحیم]] (۴۴۰-۴۴۷ق.).<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۸۲.</ref>. | #[[خسرو فیروزالملک الرحیم]] (۴۴۰-۴۴۷ق.).<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۸۲.</ref>. | ||
==[[دانش]] و [[فرهنگ]] و [[مذهب]] در [[عصر آل بویه]]== | |||
دوران [[حکومت]] [[بویهیان]] همزمان با درخشانترین عصر دگرگونیهای همه جانبه [[علمی]]، [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] در [[تاریخ اسلام]]، یعنی سده چهارم [[هجری]] است. از اینرو، آن [[خاندان]] از یکسو [[وارث]] مساعی و کوششهای پیشین [[دانشمندان]] [[مسلمان]] شدند و از سوی دیگر با [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] از [[اهل]] دانش و فرهنگ موجبات تعالی و [[رشد]] فزاینده [[علم]] و [[معرفت]] را فراهم ساخته و مشعل آن را فروزانتر کردند. | |||
به دنبال آغاز تجزیه [[خلافت عباسی]] در اوایل سده سوم هجری و روند روزافزون آن در سده چهارم هجری، [[دولتها]] و حکومتهای متعددی پدید آمدند که همگی برای [[رهایی]] از [[سلطه]] خلفای [[آل عباس]] میکوشیدند تا آنکه در پایان همان سده، قلمرو گسترده [[خلافت]] میان [[حکومتها]] و دولتهای [[خرد]] و کلان تقسیم گردید<ref>الکامل، ج۸، ص۳۳۲-۳۳۳.</ref>. در میان این [[فرمانروایان]]، [[آل بویه]] به سبب [[تحولات اجتماعی]] و فرهنگی کم و بیش عمیقی که در قلمروشان پدیدار شد از اعتبار ویژهای برخوردارند<ref>سجادی، صادق، «آل بویه» دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱.</ref>. بسیاری از فرمانروایان [[بویهی]] [[مرکز حکومت]] خود را به وجود دانشمندان و حکیمان و ادیبان اعتبار بخشیدند و [[وزیران]] دانشمند و [[ادب]] پرور آن خاندان در پرورش اهل فضل و دانش و [[ترویج]] علم و فرهنگ از هیچ [[کوشش]] و حمایتی دریغ نورزیدند. | |||
از میان فرمانروایان بویهی باید از عضدالدوله یاد کرد که به رغم علاقه فراوان به [[تجمل]] و تشریفات و برگزاری [[جشن]] و مجالس عیش و [[عشرت]]<ref>نک: الصابی، هلال بن محسن، رسوم دارالخلافة، ص۱۰۰ – ۱۰۲؛ احسن التقاسیم، ص۴۳۱؛ ابن الزبیر، رشیدالدین، الذخائر والتحف، تصحیح صلاح الدین منجد، ص۱۹۶؛ سراج، منهاج، طبقات ناصری، تصحیح عبدالحی حبیبی، ج۱، ص۲۲۳.</ref>، هیچگاه از توجه به دانش و دانشمندان و کوشش برای ترویج علم و ادب [[غافل]] نمیماند و خود در کسب [[معارف]] آن [[روزگار]]، از [[شعر]] و ادب گرفته تا هندسه و [[نجوم]]، با دقت و علاقه میکوشید چنانکه نحو را از [[ابوعلی فارسی]]، [[نجوم]] را از [[ابوالحسین]] [[عبدالرحمن]] [[صوفی]] و [[سیاست]] و [[کشورداری]] را از [[ابوالفضل بن عمید]] آموخت و همواره به شاگردی آنان [[افتخار]] میکرد<ref>نک: تجارب الامم، ج۶، ص۲۸۲؛ المنتظم، ج۷، ص۱۱۵. </ref> و گاه نیز بر سر موضوعات [[علمی]] با آنان [[مباحثه]] و [[مناظره]] میکرد<ref>وفیات الاعیان، ج۱، ص۱۴۳.</ref>. از همین رو بود که گروهی از فرهیختگان عصر، آثار خود را به نام او و یا با اشاره و [[حمایت]] او پدید میآوردند. از آن جمله کتاب الایضاح والتکملة ابوعلی فارسی، صورالکواکب عبدالرحمن صوفی، کتاب التاجی [[ابراهیم صابی حرانی]] و کامل الصناعة یا [[طب]] ملکی [[علی بن عباس مجوسی اهوازی]] را میتوان نام برد<ref>الفهرست، ص۲۱۷؛ کشف الظنون، ج۱، ص۲۱۱ - ۲۱۲.</ref>. افزون بر این، [[عضدالدوله]] برای طبقات مختلف [[علما]]، از [[فقیهان]] تا [[شاعران]] و مهندسان، مقرری معین میکرد و آنها را به تحقیق و تألیف وامیداشت. سعی وی در [[تجدید]] بنا و تعمیر بیمارستان [[بغداد]] که ظاهراً در گذشته تحت نظر [[محمد بن زکریای رازی]] بنا شده بود- و بعد از این تجدید بنا به نام وی، بیمارستان عضدی خوانده شد - و نیز تأسیس مرکزی مشابه [[بیت الحکمة]] [[مأمون]]، نشانهای است از علاقه وی به انجام دادن کارهای عامالمنفعه و توجه او به [[علم]] و [[دانش]]<ref>تاریخ مردم ایران، ص۴۲۶؛ تجارب الامم، ج۶، ص۴۰۸.</ref>. وی در همین راستا، کتابخانه بزرگی نیز در [[شیراز]] بنا کرد که از نظر وسعت و روش کتابداری کمنظیر بود. عضدالدوله به [[شعر]] و [[ادب]] نیز [[دلبستگی]] بسیار نشان میداد؛ از اینرو شاعران و گویندگان را مینواخت و خود نیز شعر میسرود. بنابر گفته ابن اسفندیار «اما بباید دانست که در [[دولت]] [[اسلام]]، هیچ [[پادشاهی]] [[شرف]] ذات و بسطت [[ملک]] و نفاذ [[حکم]] و [[قهر]] و استیلای [[رأی]] و دها و فر و بها چون عضدالدوله نبود چه [[روز]] بازار [[اهل]] فضل و [[بلاغت]]، [[عهد]] او بود، گویی [[جهان]] به جمله [[علوم]] آبستن ماند، تا به [[عهد]] او رسید، طلق وضع گرفت و بزاد.»..<ref>تاریخ طبرستان، ج۱، ص۱۴۰.</ref>. | |||
چنانکه گفته شد، [[وزیران]] و [[کارگزاران دولت]] [[بویهی]] نیز در گسترش مرزهای [[دانش]] و پرورش ارباب [[علم]] و [[معرفت]] سهم بسزایی داشتهاند. بیگمان هیچ یک از دولتهای بزرگ قرون اولیه [[تاریخ اسلام]] مانند [[بویهیان]] از وجود وزیران دانشمند و دانش [[دوست]] بهرهمند نبوده است یکی از این وزیران، ابوالفضل بن عمید (د. ۳۶۰ ق.) است که علاوه بر تبحر بیمانند در [[کتابت]] و انشا و [[امور سیاسی]] و نظامی، در [[علوم اسلامی]] [[خاصه]] [[کلام]] و [[فلسفه]] نیز مهارت و شهرتی تمام داشت؛ چنانکه [[شاگردان]] بسیاری و از جمله خود عضدالدوله از محضر او درس آموختند. ابن عمید کتابخانهای معادل یکصد بار شتر کتاب در انواع [[علوم]] داشت که اداره آن را به [[حکیم]] و [[مورخ]] شهیر، [[ابوعلی مسکویه رازی]] سپرده بود<ref>تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۱، ص۱۳۰.</ref>. | |||
دیگر از وزیران نامدار [[آل بویه]]، [[اسماعیل بن عباد]] (د. ۳۸۵ ق.) است که ظاهراً در [[اصطخر]] زاده شد و در [[اصفهان]] پرورش یافت و نخست مکتبدار یک ده بود؛ سپس به کاتبی پرداخت و آنگاه مراتب و مدارج [[ترقی]] را بهسرعت پیمود تا به [[وزارت]] رسید و به سبب [[مصاحبت]] طولانی با [[مؤیدالدوله]] یا ابوالفضل بن عمید، صاحب خوانده شد<ref>معجم الأدباء، ج۲، ص۳۱۴ و وفیات الاعیان، ج۱، ص۲۰۷.</ref>. صاحب سالها نزد [[ابن عمید]] درس وزارت آموخت؛ از اینرو بلافاصله پس از او به وزارت مؤیدالدوله رسید و در علم [[دوستی]] و [[ادب]] پروری، گوی [[سبقت]] را از [[وزیر]] [[سلف]] در ربود<ref>تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی، ص۲۲.</ref>. وی مجالس خود را همواره به وجود ادیبان و زبان آوران میآراست و خداوندان [[حکمت]] و [[پزشکی]] و ریاضیات را مینواخت و خود رسالهای [[نیکو]] در [[طب]] نوشت<ref>معجم الأدباء، ج۲، ص۲۷۶ و ۳۱۵.</ref>. صاحب برای علاقهمندان علم و دانش، کتابخانهای بزرگ به وجود آورد که بالغ بر یکصد و هفده هزار جلد کتاب داشت و بر دوش چهارصد شتر حمل و نقل میشد و فهرست آن به ده مجلد میرسید<ref>تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۱، ص۱۲۶.</ref>. بخش عظیمی از آن کتابخانه که بیشتر حاوی آثار [[کلامی]] و [[فلسفی]] و نجومی معتزلیان بود به دنبال [[یورش]] [[محمود]] غزنوی به [[ری]] و به [[فرمان]] وی در [[آتش]] سوزانده شد. بنابر گفته [[ثعالبی]]، دهها تن از [[شاعران]] و نویسندگان، زبان به [[ستایش]] صاحب گشوده بودند و بدین سبب بود که بدگوییها و دشنامهای [[ابوحیان توحیدی]] نتوانست چهره او را مخدوش سازد<ref>نک: مثالب الوزیرین، ابوحیان توحیدی.</ref>. | |||
یکی دیگر از [[وزیران]] نامآور [[آل بویه]]، [[ابونصر شاپور بن اردشیر]] (د. ۴۱۶ ق.)، [[وزیر]] بهاءالدوله (د. ۴۰۳ ق.)، است که به سال ۳۸۲ یا ۳۸۳ ق. یک مرکز [[علمی]] بزرگ در محله شیعهنشین گرخ - که در جانب غربی [[بغداد]] قرار داشت- به وجود آورد و هزاران جلد کتاب، از جمله صد جلد [[قرآن]] خوش خط و کمنظیر را [[وقف]] آن کرد و برای نخستین بار در [[تاریخ]] [[تمدن اسلامی]] گنجینهای بیمانند از حدود ده هزار جلد کتاب نفیس که غالباً به خط مؤلفان آنها بود در آن مرکز فراهم ساخت تا به همراه امکانات علمی و [[پژوهشی]] دیگر در [[اختیار]] [[دانشمندان]] و [[پژوهشگران]] قرار گیرد و بدینگونه فرهنگستانی پدید آورد که بهحق [[شایسته]] نام «دارالعلم» بود؛ [[طرفه]] آنکه، شاپور اداره و نگهداری آن کتابخانه را به گروهی از [[رجال]] نامدار [[شیعه]] از جمله [[شریف رضی]] و [[شریف مرتضی]] واگذاشت. از همین رو، آن مرکز رفته رفته به پایگاهی مهم برای رواج [[مذهب شیعه]] تبدیل گردید و چنان توجه [[فاطمیان]] [[مصر]] را به خود جلب کرد که آنان نیز حدود سیزده سال بعد به [[تأسی]] از دارالعلم [[شیعی]] بغداد، دارالعلم حاکمی را در قاهره پدید آوردند و آن را عظیمترین پایگاه پرورش داعیان و [[مبلغان]] [[اسماعیلی]] قرار دادند<ref>نک: معجم الأدباء، ج۶، ص۳۵۹؛ وفیات الاعیان، ج۲، ص۱۰۰؛ تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی، ص۹۱-۹۲؛ تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۱، ص۲۰۶.</ref>. شاید بدین سبب بود که [[سلجوقیان]] پس از [[استیلا]] بر [[بغداد]] به سال ۴۴۷ ق. آن مرکز [[علمی]] بزرگ را در شعلههای [[آتش]] سوزاندند. | |||
در پایان این بخش، [[شایسته]] است که فهرستی از نام مشهورترین [[دانشمندان]] و فرهیختگانی که در دوران [[آل بویه]] و با [[حمایت]] [[امیران]] [[دانش]] [[دوست]] آن [[خاندان]] پرورش یافتند، ارائه گردد. گروهی از این بزرگان از این قرارند: [[ابوالحسن علی بن حسین بن علی مسعودی]] (د. ۳۴۵ ق.) صاحب کتابهای مروج الذهب و التنبیه و الاشراف؛ [[ابراهیم بن محمد اصطخری]] (د. ۳۴۶ ق.) صاحب المسالک و الممالک؛ ابوالحسن [[محمد بن احمد مافروخی]] (د. ۳۴۸ ق.)؛ [[ابوالفرج اصفهانی]] (د. ۳۵۶ ق.) صاحب [[دائرة المعارف]] گونه الاغانی؛ [[احمد بن محمد طبری]] (د. ۳۶۶ ق.)؛ [[حسن بن احمد فارسی]] (د. ۳۷۷ ق.) صاحب کتاب الایضاح و التکملة در نحو؛ [[علی بن عباس مجوسی اهوازی]] (د. ۳۸۴ ق.) صاحب الکتاب الملکی یا کامل الصناعة در [[علم]] [[پزشکی]]؛ [[ابوالحسن علی بن عمر دار قطنی]] (د. ۳۸۶ ق.) صاحب آثاری چون القراءات و السنن؛ [[محمد بن عبد الله]] مشهور به [[حاکم نیشابوری]] (د. ۴۰۵ ق.) صاحب الصحیح، [[تاریخ]] [[نیشابور]] و المستدرک؛ [[قاضی عبدالجبار معتزلی]] (د. ۴۱۵ ق.) از فحول [[معتزله]] و صاحب [[تنزیه]] القرآن عن المطاعن؛ [[ابوعلی احمد مسکویه]] (د. ۴۲۱ ق.) [[حکیم]] و [[مورخ]] مشهور و صاحب تجارب الامم و جاویدان [[خرد]]؛ [[ابوعلی حسین بن سینا]] (د. ۴۲۸ ق.) صاحب آثار [[ارزشمند]] و بیمانندی در [[فلسفه]] و [[کلام]] و [[طب]] و [[اخلاق]] از جمله [[قانون]]، [[شفا]]، اشارات و [[دانشنامه]] علایی؛ [[علی بن حسین]] معروف به [[سید مرتضی علم الهدی]] (د. ۴۳۶ ق.) صاحب آثار مهمی در [[فقه شیعه]] چون الشافی و امالی. | |||
ناگفته نماند که [[بویهیان]] بر [[مذهب شیعه]] بودند. آنان [[تشیع]] را مدیون روزگاری بودند که [[علویان]] [[زیدی]] بر [[طبرستان]] [[حکومت]] میکردند (۲۵۰۔۳۱۶ ق.). با این همه، نمیتوان بهدرستی روشن کرد که آنها پیرو کدام یک از فرق [[شیعه]] بودهاند؛ زیرا در میان آنان پیروانی از فرق [[زیدی]]، [[اسماعیلی]] و [[دوازده امامی]] پیدا میشد. اما [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] خاص آنان از [[دوازده]] امامیان، آنها را بیشتر هواداران آن گروه از شیعه مینماید. از همین روست که معزالدوله [[فرمان]] داد تا [[آیین]] [[سوگواری امام حسین]]{{ع}} در [[روز عاشورا]] برگزار گردد<ref>الکامل، ج۸، ص۵۴۹؛ یافعی، عبدالله بن اسعد، مرآة الجنان، ج۳، ص۲۴۷.</ref> و در سالروز [[واقعه غدیر خم]]، [[مراسم]] [[جشن]] و [[شادمانی]] برپا شود<ref>الکامل، ج۸، ص۵۴۹-۵۵۰؛ المنتظم، ج۷، ص۲۰۶.</ref>؛ همچنانکه خود به [[زیارت]] مشاهد و مقابر [[ائمه شیعه]] میرفت و به تعمیر و [[تزیین]] و ساختن گنبد و بارگاه بر مقابر آنان [[همت]] میگماشت. افزون بر آن، [[امیران بویهی]] ارادت همیشگی خود را نسبت به [[خاندان پیامبر]]{{صل}} با [[تکریم]] و [[تعظیم]] [[علمای شیعه]] نشان دادند؛ چنانکه [[رکن الدوله]] در [[حق]] محمد بن [[علی بن بابویه]] مشهور به [[شیخ صدوق]] (د. ۳۸۱ ق.)، از فقهای نامدار شیعه، تکریم بسیار میکرد و عضدالدوله [[شیخ مفید]] (د. ۴۰۳ ق.)، عالم شهیر [[شیعی]]، را در [[بغداد]] گرامی داشت و بهاءالدوله نسبت به [[شریف رضی]] (د. ۴۰۶ ق.)، جامع [[نهج البلاغه]]، اظهار [[تفقد]] بسیار میکرد. با این همه، امیران بویهی برای جلوگیری از پدید آمدن درگیریهای مذهبی و فرقهای با روحیهای آکنده از [[تسامح]] و [[آزاد]] اندیشی با [[اصحاب]] و ارباب دیگر فرق برخورد میکردند و حتی در درگیریهایی که میان [[شیعیان]] و سنیان پدید میآمد، غالباً بیطرف میماندند.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۸۹.</ref>. | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||