مقام شهادت به چه معناست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '.</ref> ::::::' به '.</ref> '
جز (جایگزینی متن - '}} {{پاسخ پرسش' به '}} {{پاسخ پرسش')
جز (جایگزینی متن - '.</ref> ::::::' به '.</ref> ')
خط ۲۱: خط ۲۱:
«{{عربی|"وَ شُهَداء عَلی خَلقِهِ"}}؛ کلمۀ شهداء جمع شاهد است، راغب اصفهانی می‌گوید: {{عربی|"الشهود و الشهادۀ: الحضور مع المشاهدۀ إمّا بالبصر أو بالصیرة"}}. کلمه "خلق" در این عبارت اطلاق دارد، اعم از مؤمنان و غیر مؤمنان، هم‌چنانکه اعم از نیّات و اعمال است. بنابراین، خداوند متعال ائمّه را شاهدان بر نیّات و اعمال همه خلایق قرار داده است. وقتی خدا رضایت داد به این که بزرگواران {{عربی|حججاً علی بریّته}} باشند، پس لابد باید بر شئون همۀ "بریه" احاطه داشته باشند، وگرنه نقض غرض، یا خُلف لازم می‌آید. این از نظر برهان عقلی. اما دلیل از کتاب، این جمله به آیۀ مبارکه‌ای از قرآن اشاره دارد، آن جا که می‌فرماید: {{متن قرآن|كَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ...}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم تا گواه بر مردم باشید»؛ سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref> امام {{ع}} در تفسیر این آیه فرموده است: {{عربی|نحن الاُمّة الوسطی و نحن شهداء الله علی خلقه و حججه فی أرضه...}}<ref>الکافی: ۱ / ۱۹۰، حدیث ۲، بحار الأنوار: ۱۶ / ۳۵۷، حدیث ۴۸.</ref>
«{{عربی|"وَ شُهَداء عَلی خَلقِهِ"}}؛ کلمۀ شهداء جمع شاهد است، راغب اصفهانی می‌گوید: {{عربی|"الشهود و الشهادۀ: الحضور مع المشاهدۀ إمّا بالبصر أو بالصیرة"}}. کلمه "خلق" در این عبارت اطلاق دارد، اعم از مؤمنان و غیر مؤمنان، هم‌چنانکه اعم از نیّات و اعمال است. بنابراین، خداوند متعال ائمّه را شاهدان بر نیّات و اعمال همه خلایق قرار داده است. وقتی خدا رضایت داد به این که بزرگواران {{عربی|حججاً علی بریّته}} باشند، پس لابد باید بر شئون همۀ "بریه" احاطه داشته باشند، وگرنه نقض غرض، یا خُلف لازم می‌آید. این از نظر برهان عقلی. اما دلیل از کتاب، این جمله به آیۀ مبارکه‌ای از قرآن اشاره دارد، آن جا که می‌فرماید: {{متن قرآن|كَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ...}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم تا گواه بر مردم باشید»؛ سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref> امام {{ع}} در تفسیر این آیه فرموده است: {{عربی|نحن الاُمّة الوسطی و نحن شهداء الله علی خلقه و حججه فی أرضه...}}<ref>الکافی: ۱ / ۱۹۰، حدیث ۲، بحار الأنوار: ۱۶ / ۳۵۷، حدیث ۴۸.</ref>


::::::روایات در این باب چند قسم هستند:
روایات در این باب چند قسم هستند:
:::::#روایات: «نحن عین الله».<ref>بصائر الدرجات: ۶۱، باب ۲ از جزء ۲.</ref>
:::::#روایات: «نحن عین الله».<ref>بصائر الدرجات: ۶۱، باب ۲ از جزء ۲.</ref>
:::::#روایات: {{عربی|"نحن شهداء الله فی خلقه"}}. در روایتی حضرتش می‌فرماید: {{عربی|"یابن أبی یعفور! إنّ الله تبارک و تعالی واحد متوحّد بالوحدانیة، متفرّد بأمره، فخلق خلقاً ففرّدهم لذلک الأمر فنحن هم"}}. {{عربی|"یابن إبی یعفور! نحن حجج الله فی عباده و شهداؤه فی خلقه و اُمناؤه و خزّانه علی علمه و الدّاعون إلی سبیله و القائمون بذلک، فمن أطاعنا فقد أطاع الله"}}.<ref>همان: ۸۱، حدیث ۴، بحار الأنوار: ۲۶ / ۲۴۷، حدیث ۱۵.</ref>
:::::#روایات: {{عربی|"نحن شهداء الله فی خلقه"}}. در روایتی حضرتش می‌فرماید: {{عربی|"یابن أبی یعفور! إنّ الله تبارک و تعالی واحد متوحّد بالوحدانیة، متفرّد بأمره، فخلق خلقاً ففرّدهم لذلک الأمر فنحن هم"}}. {{عربی|"یابن إبی یعفور! نحن حجج الله فی عباده و شهداؤه فی خلقه و اُمناؤه و خزّانه علی علمه و الدّاعون إلی سبیله و القائمون بذلک، فمن أطاعنا فقد أطاع الله"}}.<ref>همان: ۸۱، حدیث ۴، بحار الأنوار: ۲۶ / ۲۴۷، حدیث ۱۵.</ref>
خط ۶۶: خط ۶۶:
::::::عمّار یاسر به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} عرض کرد: یا رسول الله، دوست داشتم که شما میان ما می‌ماندید و عمر نوح می‌نمودید. حضرت فرمودند: عمّار، حیات من برای شما خیر است و وفات من برای شما شرّ نیست. امّا در روزگار حیاتم با من سخن می‌گویید و من برای شما طلب مغفرت می‌نمایم. پس از وفاتم تقوی پیشه گیرید، احسان کنید، درود نیکو و صلواتی پسندیده بر من و اهل بیتم بدارید؛ زیرا شما به نام‌های خودتان و پدرتان بر من عرضه می‌شوید. اگر از شما خیر و خوبی دیدم حمد خدا می‌نمایم و اگر غیر از این بود طلب آمرزش می‌نمایم. منافقین و اهل شکّ و آنان که گرفتار بیماری دل بودند، گفتند: این آقا می‌پندارد که بعد از مرگش اعمال خلق به نام آنان و پدرانشان و نشان قبائلشان بر او عرضه می‌شود. سخنی است ساختگی و بهتانی نپذیرفتنی. خداوند جلّ جلاله این آیه را فرو فرستاد: {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید»؛ سوره توبه، آیه ۱۰۵.</ref> که مقصود از مؤمنین از آل محمد {{صل}} هستند.<ref>همان ۲۳ / ۳۵۳.</ref> [[امام باقر|حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: هیچ مؤمنی و هیچ کافری را در قبر نگذارند جز این که عملش را بر رسول خدا {{صل}} و هم‌چنین بر ائمّۀ بعد که طاعتشان واجب است، عرضه می‌دارند.<ref>تفسیر عیّاشی ۲ / ۱۰۹.</ref> عبدالله بن ابان زیّات به صاحب این قبر مطهر، [[امام رضا|حضرت رضا]]{{ع}} عرض کرد: برای من و اهل بیتم دعا کنید. حضرت فرمود: دعا نمی‌کنم؟ به خدا قسم اعمال شما هر روز و شب بر من عرضه می‌شود. این سخن را از حضرتش بزرگ شمردم برایم سنگین جلوه کرد. فرمود: کتاب خدا را نخوانده‌ای؟ {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}}. بگو هر چه خواهید انجام دهید –ولی بدانید- که خدا و رسول خدا و مؤمنان عمل شما را می‌بینند.<ref>بحار الانوار ۲۳ / ۳۴۷.</ref>»<ref>ر.ک: [[سید مجتبی بحرینی|بحرینی، سید مجتبی]]، [[جامعه در حرم (کتاب)|جامعه در حرم]]، ص ۳۵۸-۳۶۲.</ref>
::::::عمّار یاسر به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} عرض کرد: یا رسول الله، دوست داشتم که شما میان ما می‌ماندید و عمر نوح می‌نمودید. حضرت فرمودند: عمّار، حیات من برای شما خیر است و وفات من برای شما شرّ نیست. امّا در روزگار حیاتم با من سخن می‌گویید و من برای شما طلب مغفرت می‌نمایم. پس از وفاتم تقوی پیشه گیرید، احسان کنید، درود نیکو و صلواتی پسندیده بر من و اهل بیتم بدارید؛ زیرا شما به نام‌های خودتان و پدرتان بر من عرضه می‌شوید. اگر از شما خیر و خوبی دیدم حمد خدا می‌نمایم و اگر غیر از این بود طلب آمرزش می‌نمایم. منافقین و اهل شکّ و آنان که گرفتار بیماری دل بودند، گفتند: این آقا می‌پندارد که بعد از مرگش اعمال خلق به نام آنان و پدرانشان و نشان قبائلشان بر او عرضه می‌شود. سخنی است ساختگی و بهتانی نپذیرفتنی. خداوند جلّ جلاله این آیه را فرو فرستاد: {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید»؛ سوره توبه، آیه ۱۰۵.</ref> که مقصود از مؤمنین از آل محمد {{صل}} هستند.<ref>همان ۲۳ / ۳۵۳.</ref> [[امام باقر|حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: هیچ مؤمنی و هیچ کافری را در قبر نگذارند جز این که عملش را بر رسول خدا {{صل}} و هم‌چنین بر ائمّۀ بعد که طاعتشان واجب است، عرضه می‌دارند.<ref>تفسیر عیّاشی ۲ / ۱۰۹.</ref> عبدالله بن ابان زیّات به صاحب این قبر مطهر، [[امام رضا|حضرت رضا]]{{ع}} عرض کرد: برای من و اهل بیتم دعا کنید. حضرت فرمود: دعا نمی‌کنم؟ به خدا قسم اعمال شما هر روز و شب بر من عرضه می‌شود. این سخن را از حضرتش بزرگ شمردم برایم سنگین جلوه کرد. فرمود: کتاب خدا را نخوانده‌ای؟ {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}}. بگو هر چه خواهید انجام دهید –ولی بدانید- که خدا و رسول خدا و مؤمنان عمل شما را می‌بینند.<ref>بحار الانوار ۲۳ / ۳۴۷.</ref>»<ref>ر.ک: [[سید مجتبی بحرینی|بحرینی، سید مجتبی]]، [[جامعه در حرم (کتاب)|جامعه در حرم]]، ص ۳۵۸-۳۶۲.</ref>


::::::*«{{عربی|"وَ شُهَداءُ دارِ الفَناءِ وَ شُفَعاءُ دارِ البَقاءِ"}} نوع بزرگان در توضیح جملۀ شهداء دار الفناء به مقام شاهد بودن این خاندان نسبت به اعمال بندگان توجّه نموده و حضور و شهودشان را در کنار اعمال خلق آورده‌اند و به حدیثی از [[امام صادق|حضرت صادق]]{{ع}} در این زمینه تمسّک جسته‌اند که فرمود: {{عربی|"فی کل قرن منهم امام منا شاهد علیهم و محمد{{صل}} شاهد علینا"}}.<ref>اصول کافی، کتاب الحجّة، باب أنّ الائمّة شهداء الله علی خلقه حدیث ۱.</ref> در هر قرنی امامی از ما خاندان شاهد و گواه بر امت است و [[رسول خدا]]{{صل}} گواه و شاهد بر ماست. هر چند این مطلب امری است مسلّم و روایات بسیاری گواه بر مقام گواهی و شاهدی حضراتشان، ولی شاید این جملۀ زیارت ناظر به آن نباشد، بلکه در مقام بیان رتبۀ [[شهادت]] و شهید شدن حضراتشان در دارالفناء در راه خدا باشد که همه آنان به این مقام و رتبه رسیده و به اجل طبیعی از دنیا نرفته‌اند، بلکه مقتول گردیده، و یا مسموم شده و شهید گردیده‌اند. [[امام حسن|حضرت مجتبی]] {{ع}} در بستر رحلت و شهادت فرمود: {{عربی|"ما مِنّا إلّا مسموم او مقتول"}}.<ref>کفایة الاثر ۲۲۷.</ref> هیچ کس از ما خاندان نیست مگر این که مقتول گردیده و یا مسموم شده است. مرحوم مجلسی در شرح این جملۀ حدیث گوید: {{عربی|"سَیاتی فی ابواب وفات کل منهم {{عم}} ما یدل علی شهادتهم"}}.<ref>بحار الانوار ۲۷ / ۲۱۷.</ref> به زودی در ابواب وفات هر کدام از [[معصومین]]{{عم}} خواهد آمد آنچه دلالت بر شهادت حضراتشان دارد. و شاید قید دار الفناء با این معنی مناسبت بیشتری داشته باشد؛ زیرا مقام شهادت به معنای گواهی بر خلق، گرچه از جهت تحمّل شهادت و گواه بودن در دنیا و دارالفناست، ولی مقام ادای آن در دارالبقا و قیامت است. در هر حال از جمله می‌توان هر دو معنی را استفاده نمود با رجحانی که معنای شهید شدن دارد» <ref>ر. ک. [[سید م‍ج‍ت‍ب‍ی‌ ب‍ح‍ری‍ن‍ی‌|ب‍ح‍ری‍ن‍ی‌، سید م‍ج‍ت‍ب‍ی‌]]، [[جامعه در حرم (کتاب)|جامعه در حرم]]؛ ص:۴۵۰.</ref>.
*«{{عربی|"وَ شُهَداءُ دارِ الفَناءِ وَ شُفَعاءُ دارِ البَقاءِ"}} نوع بزرگان در توضیح جملۀ شهداء دار الفناء به مقام شاهد بودن این خاندان نسبت به اعمال بندگان توجّه نموده و حضور و شهودشان را در کنار اعمال خلق آورده‌اند و به حدیثی از [[امام صادق|حضرت صادق]]{{ع}} در این زمینه تمسّک جسته‌اند که فرمود: {{عربی|"فی کل قرن منهم امام منا شاهد علیهم و محمد{{صل}} شاهد علینا"}}.<ref>اصول کافی، کتاب الحجّة، باب أنّ الائمّة شهداء الله علی خلقه حدیث ۱.</ref> در هر قرنی امامی از ما خاندان شاهد و گواه بر امت است و [[رسول خدا]]{{صل}} گواه و شاهد بر ماست. هر چند این مطلب امری است مسلّم و روایات بسیاری گواه بر مقام گواهی و شاهدی حضراتشان، ولی شاید این جملۀ زیارت ناظر به آن نباشد، بلکه در مقام بیان رتبۀ [[شهادت]] و شهید شدن حضراتشان در دارالفناء در راه خدا باشد که همه آنان به این مقام و رتبه رسیده و به اجل طبیعی از دنیا نرفته‌اند، بلکه مقتول گردیده، و یا مسموم شده و شهید گردیده‌اند. [[امام حسن|حضرت مجتبی]] {{ع}} در بستر رحلت و شهادت فرمود: {{عربی|"ما مِنّا إلّا مسموم او مقتول"}}.<ref>کفایة الاثر ۲۲۷.</ref> هیچ کس از ما خاندان نیست مگر این که مقتول گردیده و یا مسموم شده است. مرحوم مجلسی در شرح این جملۀ حدیث گوید: {{عربی|"سَیاتی فی ابواب وفات کل منهم {{عم}} ما یدل علی شهادتهم"}}.<ref>بحار الانوار ۲۷ / ۲۱۷.</ref> به زودی در ابواب وفات هر کدام از [[معصومین]]{{عم}} خواهد آمد آنچه دلالت بر شهادت حضراتشان دارد. و شاید قید دار الفناء با این معنی مناسبت بیشتری داشته باشد؛ زیرا مقام شهادت به معنای گواهی بر خلق، گرچه از جهت تحمّل شهادت و گواه بودن در دنیا و دارالفناست، ولی مقام ادای آن در دارالبقا و قیامت است. در هر حال از جمله می‌توان هر دو معنی را استفاده نمود با رجحانی که معنای شهید شدن دارد» <ref>ر. ک. [[سید م‍ج‍ت‍ب‍ی‌ ب‍ح‍ری‍ن‍ی‌|ب‍ح‍ری‍ن‍ی‌، سید م‍ج‍ت‍ب‍ی‌]]، [[جامعه در حرم (کتاب)|جامعه در حرم]]؛ ص:۴۵۰.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۷۸: خط ۷۸:
::::::براساس آیات قرآن کریم، در سرای آخرت موجوداتی به عنوان شاهد بر اعمال حاضر می‌شوند؛<ref>برای آشنایی با شاهدان روز قیامت، ر.ک: عبدالله جوادی آملی، معاد در قرآن، ج۴، ص۴۱۱-۴۲۱؛ حبيب الله طاهری، سیری در جهان پس از مرگ، ص۴۰۹-۴۱۷.</ref> چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ}}.<ref>«روزی که گواهان به‌پا می‌خیزند» (غافر، ۵۱).</ref> از برخی آیات و نیز روایات معتبری که در تفسير آنها وارد شده است، چنين برمی‌آید که یکی از شئون امامان{{عم}} ما در آخرت، شاهد بودن ایشان است. برای نمونه، در قرآن کریم چنین آمده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}.<ref>«همچنین شما را امت میانه‌ای قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر نیز بر شما گواه است» (بقره، ۱۴۳).</ref> [[امام باقر]]{{ع}} در روایتی صحیح در تفسیر آیه یادشده فرمودند: {{عربی|"نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوَسَطُ وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ"}}.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۱؛ محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۶۳.</ref> روایات پرشمار دیگری نیز با سندهای مختلف، همین مضمون را تأیید کرده‌اند؛<ref>همو، بصائر الدرجات، ص۶۲، ۸۲ و ۸۳؛ محمد بن مسعود عیاشی، تفسير العیاشی، ج۱، ص۶۲ و ۶۳.</ref> چنان‌که ابوبصیر در روایتی، همین مضمون را از امام صادق{{ع}} نقل کرده است.<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۸۳.</ref> برید عجلی نیز در روایتی صحیح از [[امام صادق]]{{ع}} درباره آیه یادشده می‌پرسد. امام{{ع}} با تأكيد بر شاهد بودن امامان{{عم}} این مطلب را بیان کردند که [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} نیز شاهد بر آنها هستند و هر کس امامان را تصدیق یا تکذیب کند، ایشان نیز روز قیامت او را تصدیق یا تکذیب می‌کنند.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۰. گفتنی است برخی مفسران به‌طور کلی معنای عرفی شهادت در این آیه را برنتافته، بر آن شده‌اند که اساساً مراد از شهادت پیامبر، معنای عرفی آن نیست؛ بلکه بدین معناست که چون پیامبر کامل‌ترین انسان‌هاست، رفتار او میزان سنجش رفتار دیگر انسان‌هاست (محمد رشیدرضا، تفسير المنار، ج۲، ص۴ و ۵). برخی دیگر از مفسران اهل سنت نیز با نقل برخی روایات یادشده، دیدگاه شیعه مبنی بر انحصار شاهدان در آیه ۱۴۳ سوره بقره را به‌شدت رد کرده‌اند (سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسير القرآن العظيم والسبع المثانی، ج۱، ص۴۰۴). در سوی مقابل، برخی مفسران معاصر شیعی بدون استفاده از روایات یادشده، مقصود از شاهدان در آیه را تنها بر امامان معصوم{{عم}} قابل صدق دانسته‌اند (سید محمد حسین طباطبایی، الميزان فی تفسير القرآن، ج۱، ص۳۱۹-۳۲۳؛ عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج۷، ص۳۲۷-۳۳۱). ازآنجاکه نقد و بررسی دیدگاه‌های یادشده در روند این تحقیق تأثیری ندارد، خوانندگان را به منابع یادشده ارجاع می‌دهیم.</ref>
::::::براساس آیات قرآن کریم، در سرای آخرت موجوداتی به عنوان شاهد بر اعمال حاضر می‌شوند؛<ref>برای آشنایی با شاهدان روز قیامت، ر.ک: عبدالله جوادی آملی، معاد در قرآن، ج۴، ص۴۱۱-۴۲۱؛ حبيب الله طاهری، سیری در جهان پس از مرگ، ص۴۰۹-۴۱۷.</ref> چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ}}.<ref>«روزی که گواهان به‌پا می‌خیزند» (غافر، ۵۱).</ref> از برخی آیات و نیز روایات معتبری که در تفسير آنها وارد شده است، چنين برمی‌آید که یکی از شئون امامان{{عم}} ما در آخرت، شاهد بودن ایشان است. برای نمونه، در قرآن کریم چنین آمده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}.<ref>«همچنین شما را امت میانه‌ای قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر نیز بر شما گواه است» (بقره، ۱۴۳).</ref> [[امام باقر]]{{ع}} در روایتی صحیح در تفسیر آیه یادشده فرمودند: {{عربی|"نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوَسَطُ وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ"}}.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۱؛ محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۶۳.</ref> روایات پرشمار دیگری نیز با سندهای مختلف، همین مضمون را تأیید کرده‌اند؛<ref>همو، بصائر الدرجات، ص۶۲، ۸۲ و ۸۳؛ محمد بن مسعود عیاشی، تفسير العیاشی، ج۱، ص۶۲ و ۶۳.</ref> چنان‌که ابوبصیر در روایتی، همین مضمون را از امام صادق{{ع}} نقل کرده است.<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۸۳.</ref> برید عجلی نیز در روایتی صحیح از [[امام صادق]]{{ع}} درباره آیه یادشده می‌پرسد. امام{{ع}} با تأكيد بر شاهد بودن امامان{{عم}} این مطلب را بیان کردند که [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} نیز شاهد بر آنها هستند و هر کس امامان را تصدیق یا تکذیب کند، ایشان نیز روز قیامت او را تصدیق یا تکذیب می‌کنند.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۰. گفتنی است برخی مفسران به‌طور کلی معنای عرفی شهادت در این آیه را برنتافته، بر آن شده‌اند که اساساً مراد از شهادت پیامبر، معنای عرفی آن نیست؛ بلکه بدین معناست که چون پیامبر کامل‌ترین انسان‌هاست، رفتار او میزان سنجش رفتار دیگر انسان‌هاست (محمد رشیدرضا، تفسير المنار، ج۲، ص۴ و ۵). برخی دیگر از مفسران اهل سنت نیز با نقل برخی روایات یادشده، دیدگاه شیعه مبنی بر انحصار شاهدان در آیه ۱۴۳ سوره بقره را به‌شدت رد کرده‌اند (سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسير القرآن العظيم والسبع المثانی، ج۱، ص۴۰۴). در سوی مقابل، برخی مفسران معاصر شیعی بدون استفاده از روایات یادشده، مقصود از شاهدان در آیه را تنها بر امامان معصوم{{عم}} قابل صدق دانسته‌اند (سید محمد حسین طباطبایی، الميزان فی تفسير القرآن، ج۱، ص۳۱۹-۳۲۳؛ عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج۷، ص۳۲۷-۳۳۱). ازآنجاکه نقد و بررسی دیدگاه‌های یادشده در روند این تحقیق تأثیری ندارد، خوانندگان را به منابع یادشده ارجاع می‌دهیم.</ref>


::::::آیه دیگری که در همین راستا می‌تواند وجود این شأن را برای امامان{{عم}} اثبات کند، آيه {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيدًا}}<ref>«حال آنها چگونه است آن روزی که از هر امتی، شاهد و گواهی می‌آوریم، و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد» (نساء، ۴۱).</ref> است. امامان{{عم}} در تفسیر این آیه، خود را به عنوان شاهد اعمال بندگان به‌شمار آورده‌اند؛ چنان‌که سماعة در روایتی موثق از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند که ایشان با اختصاص پیام این آیه به امت اسلام، این شأن را برای امامان{{عم}} یادآور شدند.<ref>{{عربی|"نَزَلَتْ فِي أُمَّةِ مُحَمَّدٍ{{صل}} خَاصَّةً فِي كُلِّ قَرْنٍ مِنْهُمْ إِمَامٌ مِنَّا شَاهِدٌ عَلَيْهِمْ وَ مُحَمَّدٌ{{صل}} شَاهِدٌ عَلَيْنَا"}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۰).</ref> افزون بر آن، در روایاتی نیز به‌طور مستقل این شأن برای امامان{{عم}} بیان شده؛ چنان‌که سلیم بن قیس هلالی در روایتی صحیح این آموزه را از [[امام علی]]{{ع}} نقل کرده است.<ref>همان، ص۱۹۱.</ref> ظاهر روایات یادشده بر شاهد بودن امامان{{عم}} دلالتی روشن دارد، با وجود این، چیستی این شهادت، گستره آن و سرانجامْ ارتباط آن با مقام امامت سخنی دیگر است که تأمل بیشتری می‌طلبد. به دیگر سخن، اولاً، مقصود از شهادت امام چیست؟ ثانياً، شهادت امام بر چه چیزی است؟ آیا بر اعمال انسان شهادت می‌دهد یا شهادت در اموری دیگر است؟ آیا شهادت او تنها نسبت به امت خود است یا آنکه او بر رفتار تمام انسان‌ها و نیز دیگر امور شاهد است؟ و ثالثاً، مقام شهادت با مقام امامت چه ارتباطی دارد؟ درباره پرسش اول باید دانست که این پرسش تنها درباره امام و شهادت او نیست؛ بلکه می‌توان آن را درباره شهادت پیامبران و فرشتگان نیز جاری دانست. در نگاه عرفی، شهادت مقوله‌ای است که با مسئله علم ارتباطی تنگاتنگ دارد؛ بدین معنا که شهادت نیازمند علم، آن هم علم از راه مشاهده و دیدن است؛ بنابراین کسی می‌تواند بر عمل کسی شهادت بدهد که شاهد انجام آن عمل باشد. از‌این‌روست که خداوند متعال که خودْ شاهد و ناظر على‌الاطلاق است، بر همه اعمال انسان‌ها گواه است: {{متن قرآن|أَنتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}.<ref>مائده (۵)، ۱۱۷.</ref> همچنین اعضای انسان اگر می‌توانند شهادت دهند نیز از همین باب است.<ref>{{متن قرآن|يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} (نور، ۲۴).</ref> به‌همین‌سان اگر پیامبر و امام{{عم}} می‌توانند بر چیزی شهادت دهند، بدین معناست که آن را دیده، بِدان علم دارند؛ در غیر این صورت شهادت ایشان معنادار نخواهد بود و این حقیقت نشان از علم فراوان آن حضرات دارد.
آیه دیگری که در همین راستا می‌تواند وجود این شأن را برای امامان{{عم}} اثبات کند، آيه {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيدًا}}<ref>«حال آنها چگونه است آن روزی که از هر امتی، شاهد و گواهی می‌آوریم، و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد» (نساء، ۴۱).</ref> است. امامان{{عم}} در تفسیر این آیه، خود را به عنوان شاهد اعمال بندگان به‌شمار آورده‌اند؛ چنان‌که سماعة در روایتی موثق از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند که ایشان با اختصاص پیام این آیه به امت اسلام، این شأن را برای امامان{{عم}} یادآور شدند.<ref>{{عربی|"نَزَلَتْ فِي أُمَّةِ مُحَمَّدٍ{{صل}} خَاصَّةً فِي كُلِّ قَرْنٍ مِنْهُمْ إِمَامٌ مِنَّا شَاهِدٌ عَلَيْهِمْ وَ مُحَمَّدٌ{{صل}} شَاهِدٌ عَلَيْنَا"}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۰).</ref> افزون بر آن، در روایاتی نیز به‌طور مستقل این شأن برای امامان{{عم}} بیان شده؛ چنان‌که سلیم بن قیس هلالی در روایتی صحیح این آموزه را از [[امام علی]]{{ع}} نقل کرده است.<ref>همان، ص۱۹۱.</ref> ظاهر روایات یادشده بر شاهد بودن امامان{{عم}} دلالتی روشن دارد، با وجود این، چیستی این شهادت، گستره آن و سرانجامْ ارتباط آن با مقام امامت سخنی دیگر است که تأمل بیشتری می‌طلبد. به دیگر سخن، اولاً، مقصود از شهادت امام چیست؟ ثانياً، شهادت امام بر چه چیزی است؟ آیا بر اعمال انسان شهادت می‌دهد یا شهادت در اموری دیگر است؟ آیا شهادت او تنها نسبت به امت خود است یا آنکه او بر رفتار تمام انسان‌ها و نیز دیگر امور شاهد است؟ و ثالثاً، مقام شهادت با مقام امامت چه ارتباطی دارد؟ درباره پرسش اول باید دانست که این پرسش تنها درباره امام و شهادت او نیست؛ بلکه می‌توان آن را درباره شهادت پیامبران و فرشتگان نیز جاری دانست. در نگاه عرفی، شهادت مقوله‌ای است که با مسئله علم ارتباطی تنگاتنگ دارد؛ بدین معنا که شهادت نیازمند علم، آن هم علم از راه مشاهده و دیدن است؛ بنابراین کسی می‌تواند بر عمل کسی شهادت بدهد که شاهد انجام آن عمل باشد. از‌این‌روست که خداوند متعال که خودْ شاهد و ناظر على‌الاطلاق است، بر همه اعمال انسان‌ها گواه است: {{متن قرآن|أَنتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}.<ref>مائده (۵)، ۱۱۷.</ref> همچنین اعضای انسان اگر می‌توانند شهادت دهند نیز از همین باب است.<ref>{{متن قرآن|يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} (نور، ۲۴).</ref> به‌همین‌سان اگر پیامبر و امام{{عم}} می‌توانند بر چیزی شهادت دهند، بدین معناست که آن را دیده، بِدان علم دارند؛ در غیر این صورت شهادت ایشان معنادار نخواهد بود و این حقیقت نشان از علم فراوان آن حضرات دارد.


::::::پرسش دوم درباره گستره شهادت امام بود. چنان‌که گفته شد، پرسش اینجاست که آیا شهادت امام بر اعمال انسان‌هاست یا در اموری دیگر است؟ آیا شهادت او تنها درباره مردم عصر خود است یا آنکه او شاهد بر رفتار تمام انسان‌ها و نیز دیگر امور است؟ نکته آغازین در پاسخ به پرسش یادشده آن است که مطابق برخی روایات، هر امامی بر امت دوره خود شاهد است.<ref>{{عربی|"...فِي كُلِّ قَرْنٍ مِنْهُمْ إِمَامٌ مِنَّا شَاهِدٌ عَلَيْهِمْ وَ مُحَمَّدٌ{{صل}} شَاهِدٌ عَلَيْنَا"}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۰).</ref> البته این امر با آنکه امام{{ع}} بتواند بر تمام امت‌ها شهادت بدهد، منافاتی ندارد. نکته دوم آنکه در نگاه نخست چنین به نظر می‌رسد که شهادت امام، شهادت بر اعمال انسان‌هاست و این شهادت، همچون شهادت فرشتگان یا اعضای انسانی است. در این صورت، چنین مقامی نشانگر گستره فراوان علم امام است که نسبت به اعمال انسان‌ها شهودی عینی دارد. البته در روایات، سخنی از آنکه امام بر تمام اعمال انسان‌ها شهادت می‌دهند، نیست و تنها از اصل شهادت حکایت می‌کنند که چنین امری با شهادت کلی یا جزئی هردو سازگار است. نکته دیگر آنکه با وجود شاهدانی همچون فرشتگان (به‌ویژه فرشتگانی که همواره همراه انسان‌اند) و نیز اعضای انسانی، آیا نیازی به شهادت امام{{ع}} احساس می‌شود؟ این نکات موجب می‌شود تا این احتمال به ذهن خطور کند که مقصود از شهادت امام{{ع}} به‌طور خاص، شهادتی ویژه و متناسب با مقام امامت است که می‌تواند شهادت بر پذیرش یا عدم پذیرش ولایت و امامت امامان معصوم{{عم}} باشد. به دیگر سخن، امامان{{عم}} که صاحب منصب امامت‌اند، بر پذیرش یا عدم پذیرش امامت و ولایت خود از سوی مردم شهادت می‌دهند. در تأیید انگاره یادشده می‌توان به صحيحه برید عجلی از [[امام صادق]]{{ع}} اشاره کرد. امام{{ع}} با بیان آنکه امامان، شاهدان الهی بر مردم، و حجت‌های خدا در زمین هستند، فرمودند: «...ما شاهدان بر مردم هستیم؛ پس هرکس تصدیق کند، در قیامت او را تصدیق می‌کنیم و هرکس تکذیب کند، در قیامت او را تکذیب می‌کنیم».<ref>{{عربی|"نَحْنُ الشُّهَدَاءُ عَلَى النَّاسِ فَمَنْ صَدَّقَ صَدَّقْنَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ كَذَّبَ كَذَّبْنَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ"}} (همان).</ref> در این روایت، مسئله شاهد بودن و حجت بودن، توأمان بیان می‌شود که می‌تواند این برداشت را تقویت کند که مقصود از تصدیق، تصديق به حجت بودن امامان{{عم}} است. انگارۀ یادشده به‌خوبی ارتباط میان امامت و شهادت را به تصویر می‌کشد. اگرچه احتمال نخست (شهادت بر اعمال انسان‌ها) نیز نمی‌تواند باطل دانسته شود و اساساً احتمال نخست، به‌طور کلی تمام اعمال و عقاید، از جمله مسئله ولایت را دربرمی‌گیرد»<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref>.
::::::پرسش دوم درباره گستره شهادت امام بود. چنان‌که گفته شد، پرسش اینجاست که آیا شهادت امام بر اعمال انسان‌هاست یا در اموری دیگر است؟ آیا شهادت او تنها درباره مردم عصر خود است یا آنکه او شاهد بر رفتار تمام انسان‌ها و نیز دیگر امور است؟ نکته آغازین در پاسخ به پرسش یادشده آن است که مطابق برخی روایات، هر امامی بر امت دوره خود شاهد است.<ref>{{عربی|"...فِي كُلِّ قَرْنٍ مِنْهُمْ إِمَامٌ مِنَّا شَاهِدٌ عَلَيْهِمْ وَ مُحَمَّدٌ{{صل}} شَاهِدٌ عَلَيْنَا"}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۰).</ref> البته این امر با آنکه امام{{ع}} بتواند بر تمام امت‌ها شهادت بدهد، منافاتی ندارد. نکته دوم آنکه در نگاه نخست چنین به نظر می‌رسد که شهادت امام، شهادت بر اعمال انسان‌هاست و این شهادت، همچون شهادت فرشتگان یا اعضای انسانی است. در این صورت، چنین مقامی نشانگر گستره فراوان علم امام است که نسبت به اعمال انسان‌ها شهودی عینی دارد. البته در روایات، سخنی از آنکه امام بر تمام اعمال انسان‌ها شهادت می‌دهند، نیست و تنها از اصل شهادت حکایت می‌کنند که چنین امری با شهادت کلی یا جزئی هردو سازگار است. نکته دیگر آنکه با وجود شاهدانی همچون فرشتگان (به‌ویژه فرشتگانی که همواره همراه انسان‌اند) و نیز اعضای انسانی، آیا نیازی به شهادت امام{{ع}} احساس می‌شود؟ این نکات موجب می‌شود تا این احتمال به ذهن خطور کند که مقصود از شهادت امام{{ع}} به‌طور خاص، شهادتی ویژه و متناسب با مقام امامت است که می‌تواند شهادت بر پذیرش یا عدم پذیرش ولایت و امامت امامان معصوم{{عم}} باشد. به دیگر سخن، امامان{{عم}} که صاحب منصب امامت‌اند، بر پذیرش یا عدم پذیرش امامت و ولایت خود از سوی مردم شهادت می‌دهند. در تأیید انگاره یادشده می‌توان به صحيحه برید عجلی از [[امام صادق]]{{ع}} اشاره کرد. امام{{ع}} با بیان آنکه امامان، شاهدان الهی بر مردم، و حجت‌های خدا در زمین هستند، فرمودند: «...ما شاهدان بر مردم هستیم؛ پس هرکس تصدیق کند، در قیامت او را تصدیق می‌کنیم و هرکس تکذیب کند، در قیامت او را تکذیب می‌کنیم».<ref>{{عربی|"نَحْنُ الشُّهَدَاءُ عَلَى النَّاسِ فَمَنْ صَدَّقَ صَدَّقْنَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ كَذَّبَ كَذَّبْنَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ"}} (همان).</ref> در این روایت، مسئله شاهد بودن و حجت بودن، توأمان بیان می‌شود که می‌تواند این برداشت را تقویت کند که مقصود از تصدیق، تصديق به حجت بودن امامان{{عم}} است. انگارۀ یادشده به‌خوبی ارتباط میان امامت و شهادت را به تصویر می‌کشد. اگرچه احتمال نخست (شهادت بر اعمال انسان‌ها) نیز نمی‌تواند باطل دانسته شود و اساساً احتمال نخست، به‌طور کلی تمام اعمال و عقاید، از جمله مسئله ولایت را دربرمی‌گیرد»<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref>.
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش