پرش به محتوا

سیره سیاسی امام علی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
# '''[[سیاست]] از نظر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}:''' [[تصور]] [[غالب]] از مفهوم سیاست، [[نیرنگ]] و [[فریب]] و استفاده از هر ابزار ممکن برای رسیدن به [[هدف]] است. ولی در نظر امیرالمؤمنین{{ع}} سیاست مبتنی بر اصول [[اخلاقی]] است هرچند به قیمت از بین رفتن [[خلافت]] و [[حکومت]] باشد<ref>ر.ک: [[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، صص ۷۹-۶۹-۵۴.</ref>.
# '''[[سیاست]] از نظر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}:''' [[تصور]] [[غالب]] از مفهوم سیاست، [[نیرنگ]] و [[فریب]] و استفاده از هر ابزار ممکن برای رسیدن به [[هدف]] است. ولی در نظر امیرالمؤمنین{{ع}} سیاست مبتنی بر اصول [[اخلاقی]] است هرچند به قیمت از بین رفتن [[خلافت]] و [[حکومت]] باشد<ref>ر.ک: [[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، صص ۷۹-۶۹-۵۴.</ref>.
# '''[[ضرورت حکومت]]:''' امام علی{{ع}} بر [[لزوم]] یک حکومت [[مقتدر]] تصریح کرده و {{عربی|لاحکم الّا لِلَّه}} یعنی وضع [[قانون]] با [[خدا]]ست و نه [[اجرای قانون]]. در پرتو حکومت، [[مؤمن]] برای خدا کار می‌کند و [[کافر]] بهره دنیای خود را می‌برد و [[کارها]] به پایان خود می‌رسد<ref>{{متن حدیث|یَعْمَلُ فِی إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ یَسْتَمْتِعُ فِیهَا الْکَافِرُ وَ یُبَلِّغُ اللَّهُ فِیهَا الْأَجَلَ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۴۰.</ref>. [[حضرت]]، حکومت را به عنوان یک [[مقام]] [[دنیوی]] سخت [[تحقیر]] می‌کند، ولی در مسیر اصلی‌اش آن را وسیله‌ای برای [[اجرای عدالت]] و احقاق [[حق]] و [[خدمت به مردم]]، فوق‌العاده [[مقدس]] می‌داند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۲؛ [[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۴۳۰.</ref>.  
# '''[[ضرورت حکومت]]:''' امام علی{{ع}} بر [[لزوم]] یک حکومت [[مقتدر]] تصریح کرده و {{عربی|لاحکم الّا لِلَّه}} یعنی وضع [[قانون]] با [[خدا]]ست و نه [[اجرای قانون]]. در پرتو حکومت، [[مؤمن]] برای خدا کار می‌کند و [[کافر]] بهره دنیای خود را می‌برد و [[کارها]] به پایان خود می‌رسد<ref>{{متن حدیث|یَعْمَلُ فِی إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ یَسْتَمْتِعُ فِیهَا الْکَافِرُ وَ یُبَلِّغُ اللَّهُ فِیهَا الْأَجَلَ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۴۰.</ref>. [[حضرت]]، حکومت را به عنوان یک [[مقام]] [[دنیوی]] سخت [[تحقیر]] می‌کند، ولی در مسیر اصلی‌اش آن را وسیله‌ای برای [[اجرای عدالت]] و احقاق [[حق]] و [[خدمت به مردم]]، فوق‌العاده [[مقدس]] می‌داند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۲؛ [[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۴۳۰.</ref>.  
# '''[[عدالت اجتماعی]]:''' [[عدالت]] به وسیله [[اسلام]] [[حیات]] را از سرگرفت و [[ارزش]] فوق‌العاده یافت. از نظر امام‌علی{{ع}} اصلی که می‌تواند [[تعادل]] [[اجتماع]] را [[حفظ]] کند و همه را [[راضی]] نگه دارد، به پیکر اجتماع [[سلامت]] و به [[روح]] اجتماع [[آرامش]] بدهد، عدالت است<ref>ر.ک: [[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۴۳۴.</ref>.
# '''[[عدالت اجتماعی]]:''' [[عدالت]] به وسیله [[اسلام]] [[حیات]] را از سرگرفت و [[ارزش]] فوق‌العاده یافت. از نظر امام‌علی{{ع}} اصلی که می‌تواند [[تعادل]] [[اجتماع]] را [[حفظ]] کند و همه را [[راضی]] نگه دارد، به پیکر اجتماع [[سلامت]] و به [[روح]] اجتماع [[آرامش]] بدهد، عدالت است<ref>ر.ک: [[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۴۳۴.</ref>.
#'''شرایط مدیر و [[رهبر]]:''' برخی از ویژگی‌های مطلوب رهبر [[جامعه اسلامی]] عبارت‌اند از: گذشت و [[مهربانی]]<ref>{{متن حدیث|وَ أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳؛ [[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[جاذبه و دافعه علی (کتاب)|جاذبه و دافعه علی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۲۶۱.</ref>؛ عدم [[سازش‌کاری]]؛ ناهمرنگی با [[انحرافات]]<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۷۱.</ref>؛ عدم طمع‌ورزی<ref>ر.ک: [[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، حج، مجموعه آثار، ج ۲۵، ص۹۵.</ref> و آشنایی با درد [[مردم]] و [[زندگی]] در سطح پایین‌ترین افراد [[جامعه]]<ref>ر.ک: [[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[انسان کامل (کتاب)|انسان کامل]]، مجموعه آثار، ج ۲۳، ص۱۴۱.</ref>.
#'''شرایط مدیر و [[رهبر]]:''' برخی از ویژگی‌های مطلوب رهبر [[جامعه اسلامی]] عبارت‌اند از: گذشت و [[مهربانی]]<ref>{{متن حدیث|وَ أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳؛ [[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[جاذبه و دافعه علی (کتاب)|جاذبه و دافعه علی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۲۶۱.</ref>؛ عدم [[سازش‌کاری]]؛ ناهمرنگی با [[انحرافات]]<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۷۱.</ref>؛ عدم طمع‌ورزی<ref>ر.ک: [[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، حج، مجموعه آثار، ج ۲۵، ص۹۵.</ref> و آشنایی با درد [[مردم]] و [[زندگی]] در سطح پایین‌ترین افراد [[جامعه]]<ref>ر.ک: [[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[انسان کامل (کتاب)|انسان کامل]]، مجموعه آثار، ج ۲۳، ص۱۴۱.</ref>.


خط ۳۱: خط ۳۱:
[[جنگ صفین]] در یکی از کرانه‌های [[فرات]] رخ داد. [[اصحاب]] [[معاویه]] مانع از دسترسی [[سپاه]] [[امام علی|علی]]{{ع}} به آب شدند. علی{{ع}} معاویه را به [[مذاکره]] [[دعوت]] کرد ولی او به [[گمان]] اینکه [[پیروزی]] بزرگی به دست آورده است، نپذیرفت. [[امام علی]]{{ع}} ناچار [[فرمان]] [[حمله]] داده، پیش از غروب، [[شریعه]] به دست [[سپاه علی]]{{ع}} افتاد. اصحاب امام علی|علی{{ع}} پیشنهاد [[مقابله به مثل]] و [[بستن آب]] بر [[سپاهیان معاویه]] را دادند؛ اما [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمود: "[[خداوند]] آب را برای [[مسلمان]] و [[کافر]] قرار داده است. این کار دور از [[شهامت]] و [[فتوت]] و [[مردانگی]] است". علی{{ع}} نمی‌خواست پیروزی را به بهای یک عمل ناجوانمردانه به دست آورد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۱۱۱.</ref>.
[[جنگ صفین]] در یکی از کرانه‌های [[فرات]] رخ داد. [[اصحاب]] [[معاویه]] مانع از دسترسی [[سپاه]] [[امام علی|علی]]{{ع}} به آب شدند. علی{{ع}} معاویه را به [[مذاکره]] [[دعوت]] کرد ولی او به [[گمان]] اینکه [[پیروزی]] بزرگی به دست آورده است، نپذیرفت. [[امام علی]]{{ع}} ناچار [[فرمان]] [[حمله]] داده، پیش از غروب، [[شریعه]] به دست [[سپاه علی]]{{ع}} افتاد. اصحاب امام علی|علی{{ع}} پیشنهاد [[مقابله به مثل]] و [[بستن آب]] بر [[سپاهیان معاویه]] را دادند؛ اما [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمود: "[[خداوند]] آب را برای [[مسلمان]] و [[کافر]] قرار داده است. این کار دور از [[شهامت]] و [[فتوت]] و [[مردانگی]] است". علی{{ع}} نمی‌خواست پیروزی را به بهای یک عمل ناجوانمردانه به دست آورد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۱۱۱.</ref>.


در همین [[جنگ]] [[پیکار]] تن به تنی میان امام علی|علی{{ع}} و [[عمروعاص]] درگرفت. عمروعاص که [[مشاور]] [[قدرتمند]] و [[حیله‌گر]] معاویه و طراح بسیاری از [[فتنه‌ها]] [[ضد]] علی{{ع}} بود، وقتی از پیکار [[ناتوان]] شد و هنگام فرار روی [[زمین]] افتاد عورت خود را نمایان ساخت. علی{{ع}} با اینکه می‌دانست کشتن عمروعاص ضربه مهمی به [[سپاه معاویه]] وارد می‌کند روی خود را برگرداند و به سمت سپاه خود برگشت. امام علی{{ع}} هنگام [[رویارویی]] با [[دشمن]] نیز از [[مکارم اخلاق]] دست برنداشته و از هر وسیله‌ای برای [[هدف]] [[سود]] نمی‌جست<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۱۱۲.</ref>.
در همین [[جنگ]] [[پیکار]] تن به تنی میان امام علی|علی{{ع}} و [[عمروعاص]] درگرفت. عمروعاص که [[مشاور]] [[قدرتمند]] و [[حیله‌گر]] معاویه و طراح بسیاری از [[فتنه‌ها]] [[ضد]] علی{{ع}} بود، وقتی از پیکار [[ناتوان]] شد و هنگام فرار روی [[زمین]] افتاد عورت خود را نمایان ساخت. علی{{ع}} با اینکه می‌دانست کشتن عمروعاص ضربه مهمی به [[سپاه معاویه]] وارد می‌کند روی خود را برگرداند و به سمت سپاه خود برگشت. امام علی{{ع}} هنگام [[رویارویی]] با [[دشمن]] نیز از [[مکارم اخلاق]] دست برنداشته و از هر وسیله‌ای برای [[هدف]] [[سود]] نمی‌جست<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۱۱۲.</ref>.


علی{{ع}} در مسائل اصولی و آنچه مربوط به [[مقررات الهی]] و [[حقوق اجتماعی]] است بسیار [[صلابت]] داشت و [[انعطاف‌پذیری]] و مماشات در او راه نداشت، ولی در مسائل شخصی بسیار نرم، انعطاف‌پذیر، شوخ و خنده‌رو بود و تا جایی که به حد [[باطل]] نرسد، با [[مردم]] [[مزاح]] می‌کرد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۱۷۶.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]، ص۶۳ تا۷۵.</ref>
علی{{ع}} در مسائل اصولی و آنچه مربوط به [[مقررات الهی]] و [[حقوق اجتماعی]] است بسیار [[صلابت]] داشت و [[انعطاف‌پذیری]] و مماشات در او راه نداشت، ولی در مسائل شخصی بسیار نرم، انعطاف‌پذیر، شوخ و خنده‌رو بود و تا جایی که به حد [[باطل]] نرسد، با [[مردم]] [[مزاح]] می‌کرد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۱۷۶.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]، ص۶۳ تا۷۵.</ref>


===[[مخالفان امام علی|علی و مخالفان]]===
===[[مخالفان امام علی|علی و مخالفان]]===
[[عدالت‌محوری]] و [[دین‌مداری]] امام علی{{ع}} سبب [[مخالفت]] گروه‌هایی با ایشان شد؛ لکن آن [[حضرت]] در نحوۀ مقابله با ایشان نه [[حبّ]] و [[بغض]] شخصی، بلکه [[مصلحت]] عموم [[مسلمانان]] و [[نظام اسلامی]] را در نظر داشت.
[[عدالت‌محوری]] و [[دین‌مداری]] امام علی{{ع}} سبب [[مخالفت]] گروه‌هایی با ایشان شد؛ لکن آن [[حضرت]] در نحوۀ مقابله با ایشان نه [[حبّ]] و [[بغض]] شخصی، بلکه [[مصلحت]] عموم [[مسلمانان]] و [[نظام اسلامی]] را در نظر داشت.


[[خوارج]] مهم‌ترین [[مخالفان]] [[امام علی]]{{ع}} بودند. این گروه نخست آرام بوده و تنها به [[انتقاد]] و بحث‌های [[آزاد]] بسنده می‌کردند. پس از آنکه چنین انتقادهایی را مؤثر ندانسته و به [[زعم]] خود از [[تغییر]] روش [[امام علی|علی]]{{ع}} [[مأیوس]] شدند، [[تصمیم]] به [[انقلاب]] گرفته، [[امنیت راه‌ها]] را سلب و غارت‌گری و [[آشوب]] پیشه کردند تا با این [[کارها]] [[حکومت]] را [[تضعیف]] نمایند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۳۱۴.</ref>. تا زمانی که خوارج تنها به اظهار [[عقیده]] [[قناعت]] کرده بودند، علی{{ع}} متعرض آنها نشد، حتی به [[تکفیر]] خود از طرف آنها اهمیت نداد و ایشان را به [[زندان]] و شلاق [[مجازات]] نکرد. [[حقوق]] ایشان را از [[بیت‌المال]] قطع نکرده و با نهایت [[جوانمردی]]، به آنها [[آزادی]] در اظهار عقیده و بحث و [[گفت‌وگو]] داد. [[رفتار]] علی{{ع}} با خوارج در بالاترین درجه آزادی و [[دموکراسی]] بود. آنها همه جا در اظهار عقیدۀ خود آزاد بودند و حضرت و [[اصحاب]] ایشان نیز با عقیدۀ آزاد با آنان روبه‌رو شده و بحث می‌کردند. طرفین [[استدلال]] می‌کردند و سؤالات یکدیگر را پاسخ می‌دادند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی، مجموعه آثار، ج ۱۸، ص۴۵۳؛ ج ۱۶، ص۳۱۱.</ref>. ایشان در جلسه [[سخنرانی]] امام علی|علی{{ع}} وارد می‌شدند و قصد برهم زدن جلسه را داشتند؛ اما علی{{ع}} با سعۀ صدر کامل با ایشان رفتار می‌کرد. روزی [[امام]] بر فراز [[منبر]] بود فردی سؤال کرد و علی{{ع}} بی‌درنگ پاسخ گفت. یکی از خوارج فریاد زد: [[خدا]] این مرد را بکشد که چقدر دانشمند است. [[مردم]] قصد تعرض به او را داشتند، اما امام علی|علی{{ع}} فرمود: رهایش کنید. او تنها به من [[فحش]] داد.
[[خوارج]] مهم‌ترین [[مخالفان]] [[امام علی]]{{ع}} بودند. این گروه نخست آرام بوده و تنها به [[انتقاد]] و بحث‌های [[آزاد]] بسنده می‌کردند. پس از آنکه چنین انتقادهایی را مؤثر ندانسته و به [[زعم]] خود از [[تغییر]] روش [[امام علی|علی]]{{ع}} [[مأیوس]] شدند، [[تصمیم]] به [[انقلاب]] گرفته، [[امنیت راه‌ها]] را سلب و غارت‌گری و [[آشوب]] پیشه کردند تا با این [[کارها]] [[حکومت]] را [[تضعیف]] نمایند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۳۱۴.</ref>. تا زمانی که خوارج تنها به اظهار [[عقیده]] [[قناعت]] کرده بودند، علی{{ع}} متعرض آنها نشد، حتی به [[تکفیر]] خود از طرف آنها اهمیت نداد و ایشان را به [[زندان]] و شلاق [[مجازات]] نکرد. [[حقوق]] ایشان را از [[بیت‌المال]] قطع نکرده و با نهایت [[جوانمردی]]، به آنها [[آزادی]] در اظهار عقیده و بحث و [[گفت‌وگو]] داد. [[رفتار]] علی{{ع}} با خوارج در بالاترین درجه آزادی و [[دموکراسی]] بود. آنها همه جا در اظهار عقیدۀ خود آزاد بودند و حضرت و [[اصحاب]] ایشان نیز با عقیدۀ آزاد با آنان روبه‌رو شده و بحث می‌کردند. طرفین [[استدلال]] می‌کردند و سؤالات یکدیگر را پاسخ می‌دادند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی]]، مجموعه آثار، ج ۱۸، ص۴۵۳؛ ج ۱۶، ص۳۱۱.</ref>. ایشان در جلسه [[سخنرانی]] امام علی|علی{{ع}} وارد می‌شدند و قصد برهم زدن جلسه را داشتند؛ اما علی{{ع}} با سعۀ صدر کامل با ایشان رفتار می‌کرد. روزی [[امام]] بر فراز [[منبر]] بود فردی سؤال کرد و علی{{ع}} بی‌درنگ پاسخ گفت. یکی از خوارج فریاد زد: [[خدا]] این مرد را بکشد که چقدر دانشمند است. [[مردم]] قصد تعرض به او را داشتند، اما امام علی|علی{{ع}} فرمود: رهایش کنید. او تنها به من [[فحش]] داد.


خوارج در [[نماز]] به علی{{ع}} [[اقتدا]] نمی‌کردند چون او را [[کافر]] می‌دانستند. روزی هنگامی که [[امام علی|علی]]{{ع}} [[امام جماعت]] بود فردی از [[خوارج]] به نام ابن الکوّاء وارد شد و آیه‌ای را با صدای بلند خواند تا با کنایه به علی{{ع}} بفهماند که تو چون کافر شده‌ای تمام [[اعمال]] قبل خویش را هدر داده‌ای. علی{{ع}} به دستور [[قرآن]]، هنگام [[تلاوت]] او [[سکوت]] کرد، اما پس از آنکه ابن الکواء چندین بار [[آیه]] را تکرار کرد تا [[نماز]] را به هم بزند، امام علی|علی{{ع}} با [[آرامش]] این آیه را خواند: "[[صبر]] کن، وعدۀ [[خدا]] [[حق]] است و فرا می‌رسد. این [[مردم]] [[بی‌ایمان]] و [[یقین]]، تو را تکان ندهند و سبک‌سارت نکنند"<ref>روم، آیه ۶۰؛ [[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۳۱۱.</ref>.
خوارج در [[نماز]] به علی{{ع}} [[اقتدا]] نمی‌کردند چون او را [[کافر]] می‌دانستند. روزی هنگامی که [[امام علی|علی]]{{ع}} [[امام جماعت]] بود فردی از [[خوارج]] به نام ابن الکوّاء وارد شد و آیه‌ای را با صدای بلند خواند تا با کنایه به علی{{ع}} بفهماند که تو چون کافر شده‌ای تمام [[اعمال]] قبل خویش را هدر داده‌ای. علی{{ع}} به دستور [[قرآن]]، هنگام [[تلاوت]] او [[سکوت]] کرد، اما پس از آنکه ابن الکواء چندین بار [[آیه]] را تکرار کرد تا [[نماز]] را به هم بزند، امام علی|علی{{ع}} با [[آرامش]] این آیه را خواند: "[[صبر]] کن، وعدۀ [[خدا]] [[حق]] است و فرا می‌رسد. این [[مردم]] [[بی‌ایمان]] و [[یقین]]، تو را تکان ندهند و سبک‌سارت نکنند"<ref>روم، آیه ۶۰؛ [[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۳۱۱.</ref>.


[[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} تفاوت میان [[دشمنان]] خود را به خوبی می‌دانست. [[معاویه]] آگاهانه دنبال [[باطل]] بود، ولی خوارج انسان‌های [[حق‌جویی]] بودند که از روی [[نادانی]] و [[حماقت]] [[اشتباه]] کرده بودند؛ از این‌رو علی{{ع}} بین این دو دسته از دشمنان خود تفاوت قائل شدند و در بستر [[شهادت]] فرمودند: "گرچه خوارج [[اقدام]] به [[قتل]] من کردند، اما بعد از من ایشان را نکشید، چون کشته شدن اینها پس از من به نفع معاویه و به [[ضرر]] [[حقیقت]] است"<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۶۱۳.</ref>، گرچه کشته شدن اینها در [[زمان]] من به نفع من بود ولی پس از من به نفع معاویه خواهد بود<ref>یادداشت‌ها، ج ۳، ص۳۶۹.</ref>.
[[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} تفاوت میان [[دشمنان]] خود را به خوبی می‌دانست. [[معاویه]] آگاهانه دنبال [[باطل]] بود، ولی خوارج انسان‌های [[حق‌جویی]] بودند که از روی [[نادانی]] و [[حماقت]] [[اشتباه]] کرده بودند؛ از این‌رو علی{{ع}} بین این دو دسته از دشمنان خود تفاوت قائل شدند و در بستر [[شهادت]] فرمودند: "گرچه خوارج [[اقدام]] به [[قتل]] من کردند، اما بعد از من ایشان را نکشید، چون کشته شدن اینها پس از من به نفع معاویه و به [[ضرر]] [[حقیقت]] است"<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۶۱۳.</ref>، گرچه کشته شدن اینها در [[زمان]] من به نفع من بود ولی پس از من به نفع معاویه خواهد بود<ref>یادداشت‌ها، ج ۳، ص۳۶۹.</ref>.


امام علی|علی{{ع}} به خوبی می‌دانست [[ابن ملجم]] [[دشمن]] خطرناکی برای اوست. اما در برابر توصیه دیگران برای از بین بردن او [[قصاص]] قبل از [[جنایت]] نکرد و فرمود: من خواهان [[زندگی]] او هستم در حالی که او خواهان [[مرگ]] من است، من می‌خواهم او زنده بماند و [[سعادت]] او را دوست دارم، اما او می‌خواهد مرا بکشد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[خدمات متقابل اسلام و ایران (کتاب)|خدمات متقابل اسلام و ایران]]، مجموعه آثار، ج ۱۴، ص۲۲۹.</ref>.
امام علی|علی{{ع}} به خوبی می‌دانست [[ابن ملجم]] [[دشمن]] خطرناکی برای اوست. اما در برابر توصیه دیگران برای از بین بردن او [[قصاص]] قبل از [[جنایت]] نکرد و فرمود: من خواهان [[زندگی]] او هستم در حالی که او خواهان [[مرگ]] من است، من می‌خواهم او زنده بماند و [[سعادت]] او را دوست دارم، اما او می‌خواهد مرا بکشد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[خدمات متقابل اسلام و ایران (کتاب)|خدمات متقابل اسلام و ایران]]، مجموعه آثار، ج ۱۴، ص۲۲۹.</ref>.
خط ۵۱: خط ۵۱:
[[امیرمؤمنان]]{{ع}} گذشته از آنکه [[زمامداران]] [[حکومت]] را به [[مهربانی]] با مردم [[دعوت]] و [[حقوق مردم]] را گوشزد می‌کردند، در [[سیره مدیریتی]] خود نیز الگویی از یک [[رهبر]] مردمی برای آیندگان به جا گذاشتند. امام علی{{ع}} با وجود [[بی‌نیازی]] از [[مشورت]] دیگران، با اطرافیان خود مشورت می‌کردند.
[[امیرمؤمنان]]{{ع}} گذشته از آنکه [[زمامداران]] [[حکومت]] را به [[مهربانی]] با مردم [[دعوت]] و [[حقوق مردم]] را گوشزد می‌کردند، در [[سیره مدیریتی]] خود نیز الگویی از یک [[رهبر]] مردمی برای آیندگان به جا گذاشتند. امام علی{{ع}} با وجود [[بی‌نیازی]] از [[مشورت]] دیگران، با اطرافیان خود مشورت می‌کردند.


[[هدف]] ایشان [[ترویج]] [[فرهنگ]] مشورت میان زمامداران بود تا [[حاکمان]] [[گمان]] نکنند تنها وظیفۀ آنها دستور دادن و تنها وظیفۀ مردم [[اطاعت]] کردن است. ضمن اینکه نتیجۀ مشورت [[حاکم]] با مردم [[شخصیت]] دادن به همراهان و [[پیروان]] است. پیروان [[رهبری]] که مشورت نمی‌کند خود را ابزاری بی‌روح و [[جان]] می‌پندارند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، خدمات متقابل اسلام و ایران (کتاب)|خدمات متقابل اسلام و ایران، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۱۷۹.</ref>.
[[هدف]] ایشان [[ترویج]] [[فرهنگ]] مشورت میان زمامداران بود تا [[حاکمان]] [[گمان]] نکنند تنها وظیفۀ آنها دستور دادن و تنها وظیفۀ مردم [[اطاعت]] کردن است. ضمن اینکه نتیجۀ مشورت [[حاکم]] با مردم [[شخصیت]] دادن به همراهان و [[پیروان]] است. پیروان [[رهبری]] که مشورت نمی‌کند خود را ابزاری بی‌روح و [[جان]] می‌پندارند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[خدمات متقابل اسلام و ایران (کتاب)|خدمات متقابل اسلام و ایران]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص۱۷۹.</ref>.


[[حضرت علی]]{{ع}} هیچ‌گاه خود را [[برتر]] از مردم و جدا از آنها نمی‌دید. در میان ایشان و مانند آنها [[زندگی]] می‌کرد و از [[قوانین]] به نفع خود استفاده نمی‌کرد. روزی در [[زمان]] خلافتش در [[کوفه]]، [[زره]] آن بزرگوار گم شد. پس از چندی آن را نزد فردی [[مسیحی]] یافت و او را همراه خود برای اقامۀ دعوی به [[دادگاه]] برد. مسیحی گفت: [[زره]] از آن من است و ممکن است [[خلیفه]] [[اشتباه]] کرده باشد. [[قاضی]] رو به علی{{ع}} کرد و گفت: تو مدعی هستی و این شخص منکر است. پس تو باید [[شاهد]] بیاوری. علی{{ع}} خندید و گفت: [[حق]] با قاضی است ولی من شاهدی ندارم. قاضی هم به نفع فرد مسیحی [[حکم]] کرد. مسیحی منقلب شد و گفت: این طرز [[حکومت]] و نوع [[رفتار]] [[بشر]] عادی نیست. این شیوه حکومت انبیاست و [[اقرار]] کرد زره برای علی{{ع}} بوده و از آن پس از [[یاران فداکار]] [[امام علی|علی]]{{ع}} شد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[خدمات متقابل اسلام و ایران (کتاب)|خدمات متقابل اسلام و ایران]]، مجموعه آثار، ج ۱۸، ص۲۱۵.</ref>.
[[حضرت علی]]{{ع}} هیچ‌گاه خود را [[برتر]] از مردم و جدا از آنها نمی‌دید. در میان ایشان و مانند آنها [[زندگی]] می‌کرد و از [[قوانین]] به نفع خود استفاده نمی‌کرد. روزی در [[زمان]] خلافتش در [[کوفه]]، [[زره]] آن بزرگوار گم شد. پس از چندی آن را نزد فردی [[مسیحی]] یافت و او را همراه خود برای اقامۀ دعوی به [[دادگاه]] برد. مسیحی گفت: [[زره]] از آن من است و ممکن است [[خلیفه]] [[اشتباه]] کرده باشد. [[قاضی]] رو به علی{{ع}} کرد و گفت: تو مدعی هستی و این شخص منکر است. پس تو باید [[شاهد]] بیاوری. علی{{ع}} خندید و گفت: [[حق]] با قاضی است ولی من شاهدی ندارم. قاضی هم به نفع فرد مسیحی [[حکم]] کرد. مسیحی منقلب شد و گفت: این طرز [[حکومت]] و نوع [[رفتار]] [[بشر]] عادی نیست. این شیوه حکومت انبیاست و [[اقرار]] کرد زره برای علی{{ع}} بوده و از آن پس از [[یاران فداکار]] [[امام علی|علی]]{{ع}} شد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[خدمات متقابل اسلام و ایران (کتاب)|خدمات متقابل اسلام و ایران]]، مجموعه آثار، ج ۱۸، ص۲۱۵.</ref>.


[[امام علی]]{{ع}} با تشریفات مخالف بود. در مسیر عزیمت به [[کوفه]] وارد [[شهر انبار]] شد که اهالی آن [[ایرانی]] بودند. ایشان [[خرسند]] از ورود خلیفه به استقبال او آمده و پس از حرکت مرکب امام علی|علی{{ع}} در مقابل او شروع به دویدن کردند. امام علی|علی{{ع}} از آنها درباره این کار سؤال کرد و ایشان پاسخ دادند: این نوعی [[احترام]] از سوی ما به [[حاکمان]] و افراد مورد احترام است. [[امام]]{{ع}} فرمود: چنین [[رفتاری]] شما را در [[دنیا]] به [[رنج]] می‌اندازد و در [[آخرت]] به [[شقاوت]] می‌کشاند. از کارهایی که شما را [[پست]] و [[خوار]] می‌کند [[پرهیز]] کنید. این [[کارها]] سودی به حال آن افراد ندارد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، خدمات متقابل اسلام و ایران (کتاب)|خدمات متقابل اسلام و ایران، مجموعه آثار، ج ۱۸، ص۲۰۷.</ref>.
[[امام علی]]{{ع}} با تشریفات مخالف بود. در مسیر عزیمت به [[کوفه]] وارد [[شهر انبار]] شد که اهالی آن [[ایرانی]] بودند. ایشان [[خرسند]] از ورود خلیفه به استقبال او آمده و پس از حرکت مرکب امام علی|علی{{ع}} در مقابل او شروع به دویدن کردند. امام علی|علی{{ع}} از آنها درباره این کار سؤال کرد و ایشان پاسخ دادند: این نوعی [[احترام]] از سوی ما به [[حاکمان]] و افراد مورد احترام است. [[امام]]{{ع}} فرمود: چنین [[رفتاری]] شما را در [[دنیا]] به [[رنج]] می‌اندازد و در [[آخرت]] به [[شقاوت]] می‌کشاند. از کارهایی که شما را [[پست]] و [[خوار]] می‌کند [[پرهیز]] کنید. این [[کارها]] سودی به حال آن افراد ندارد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[خدمات متقابل اسلام و ایران (کتاب)|خدمات متقابل اسلام و ایران]]، مجموعه آثار، ج ۱۸، ص۲۰۷.</ref>.


امام علی{{ع}} به کمترین استفاده از عنوان [[خلافت راضی]] نبود. نیازهای خود را از کسی می‌خرید که او را نشناسد تا به احترام [[مقام خلافت]] به او ارزان‌تر نفروشد. در روزهای گرم بیرون [[دارالاماره]] و در سایه می‌نشست تا مبادا مراجعه‌کننده‌ای بیاید و به او دسترسی پیدا نکند. در نامه‌ای به [[والی حجاز]] و [[مالک اشتر]]، [[والی مصر]] توصیه کرد: ساعاتی را برای رسیدگی شخصی به کارهای [[مردم]] قرار داده و کسی را بین خود و مردم واسطه قرار ندهند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، بیست گفتار، ص۲۹.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]، ص۶۳ تا۷۵.</ref>
امام علی{{ع}} به کمترین استفاده از عنوان [[خلافت راضی]] نبود. نیازهای خود را از کسی می‌خرید که او را نشناسد تا به احترام [[مقام خلافت]] به او ارزان‌تر نفروشد. در روزهای گرم بیرون [[دارالاماره]] و در سایه می‌نشست تا مبادا مراجعه‌کننده‌ای بیاید و به او دسترسی پیدا نکند. در نامه‌ای به [[والی حجاز]] و [[مالک اشتر]]، [[والی مصر]] توصیه کرد: ساعاتی را برای رسیدگی شخصی به کارهای [[مردم]] قرار داده و کسی را بین خود و مردم واسطه قرار ندهند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، بیست گفتار، ص۲۹.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]، ص۶۳ تا۷۵.</ref>
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش