تفاوت آزادی عقیده با آزادی اندیشه چیست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۹ فوریهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۲۱:۱۲
، ۹ فوریهٔ ۲۰۲۲ربات: جایگزینی خودکار متن (-رده:پرسش +رده:پرسش)؛ زیباسازی
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{منبع جامع}} +{{منبع جامع}})) |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
}} | }} | ||
'''تفاوت آزادی عقیده با آزادی اندیشه چیست؟''' یکی از پرسشهای مرتبط به بحث '''[[فقه سیاسی (پرسش)|فقه سیاسی]]''' است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[فقه سیاسی]]''' مراجعه شود. | '''تفاوت آزادی عقیده با آزادی اندیشه چیست؟''' یکی از پرسشهای مرتبط به بحث '''[[فقه سیاسی (پرسش)|فقه سیاسی]]''' است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[فقه سیاسی]]''' مراجعه شود. | ||
== پاسخ نخست == | == پاسخ نخست == | ||
[[پرونده:11355.jpg|بندانگشتی| | [[پرونده:11355.jpg|بندانگشتی|راست|100px|[[محمد حسن قدردان قراملکی]]]] | ||
حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[محمد حسن قدردان قراملکی]]''' در کتاب ''«[[آزادی در فقه و حدود آن (کتاب)|آزادی در فقه و حدود آن]]»'' در اینباره گفته است: | حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[محمد حسن قدردان قراملکی]]''' در کتاب ''«[[آزادی در فقه و حدود آن (کتاب)|آزادی در فقه و حدود آن]]»'' در اینباره گفته است: | ||
*«راهکارها و مقدمات [[عقیده]] بر دو قسم است: | * «راهکارها و مقدمات [[عقیده]] بر دو قسم است: | ||
#مقدمات و اسبابی که منجر به حصول عقیده شده، مقدمات خطئی و [[اشتباه]] بوده است و در [[حقیقت]] شخص صاحب عقیده در چینش و ارزیابی آنها مرتکب [[خطا]] و [[غفلت]] گردیده است. چنین عقیدهای را در اصطلاح “عقیده باطل” یا خطئی گویند و به مقدمات و عللی که موجب چنین عقیدهای شده، “علت یا علل” اطلاق میشود؛ | # مقدمات و اسبابی که منجر به حصول عقیده شده، مقدمات خطئی و [[اشتباه]] بوده است و در [[حقیقت]] شخص صاحب عقیده در چینش و ارزیابی آنها مرتکب [[خطا]] و [[غفلت]] گردیده است. چنین عقیدهای را در اصطلاح “عقیده باطل” یا خطئی گویند و به مقدمات و عللی که موجب چنین عقیدهای شده، “علت یا علل” اطلاق میشود؛ | ||
#مقدمات و اسبابی که در واقع نیز نقش مقدمهای دارند و از حیث منطقی حصول عقیده از این مقدمات درست و صحیح بوده است و صاحب عقیده عمداً و به خطا مرتکب هیچگونه اشتباهی نشده است. چنین عقیدهای را “عقیده صحیح و حق” و در اصطلاح “آزادی فکر” یا “اندیشه” میگویند که [[مطابق واقع]] است و از مقدمات آن به “دلیل یا ادله” تعبیر میشود. | # مقدمات و اسبابی که در واقع نیز نقش مقدمهای دارند و از حیث منطقی حصول عقیده از این مقدمات درست و صحیح بوده است و صاحب عقیده عمداً و به خطا مرتکب هیچگونه اشتباهی نشده است. چنین عقیدهای را “عقیده صحیح و حق” و در اصطلاح “آزادی فکر” یا “اندیشه” میگویند که [[مطابق واقع]] است و از مقدمات آن به “دلیل یا ادله” تعبیر میشود. | ||
پس [[آزادی]] [[اندیشه]] با دلیل و [[علم]] و [[برهان]] همراه و قرین است؛ اما [[آزادی عقیده]] با [[تقلید]]، دلیل نما، [[تعصب]] و چه بسا [[عناد]] و [[لجاجت]]. | پس [[آزادی]] [[اندیشه]] با دلیل و [[علم]] و [[برهان]] همراه و قرین است؛ اما [[آزادی عقیده]] با [[تقلید]]، دلیل نما، [[تعصب]] و چه بسا [[عناد]] و [[لجاجت]]. | ||
| خط ۳۱: | خط ۲۹: | ||
دومین نکته خلاف، در کیفیت واکنش در برابر عقاید دیگران است. بعد از [[شناخت]] و تفکیک عقیده از اندیشه، ممکن است بعضی بر [[بیتفاوتی]] مطلق و عدم اتخاذ موضع مثبت یا منفی رو آورند، برخی دیگر تنها قائل به [[تذکر]] و [[نصیحت]] باشند و عدهای دیگر از سر دلسوزانه و توجه به اهمیت و عمق خطا و [[عاقبت]] آن در موارد ضروری به راهکارهای فیزیکی رو آورند. بنابراین در بحث [[آزادی عقیده]] باید محل بحث را دقیقاً روشن کرد. | دومین نکته خلاف، در کیفیت واکنش در برابر عقاید دیگران است. بعد از [[شناخت]] و تفکیک عقیده از اندیشه، ممکن است بعضی بر [[بیتفاوتی]] مطلق و عدم اتخاذ موضع مثبت یا منفی رو آورند، برخی دیگر تنها قائل به [[تذکر]] و [[نصیحت]] باشند و عدهای دیگر از سر دلسوزانه و توجه به اهمیت و عمق خطا و [[عاقبت]] آن در موارد ضروری به راهکارهای فیزیکی رو آورند. بنابراین در بحث [[آزادی عقیده]] باید محل بحث را دقیقاً روشن کرد. | ||
*'''ترجیح [[آزادی]] [[اندیشه]] بر [[عقیده]]''': برای پاسخ به این سؤال که آیا [[فقه اسلامی]] [[معتقد]] به آزادی اندیشه است یا عقیده، باید در اصل و گوهر [[انسانیت]] [[تأمل]] کرد. پیشتر گفته شد که [[انسان]] مرکب از دو عنصر مادی و فرامادی است و [[هدف آفرینش انسان]]، تعالی و [[تکامل]] عنصر [[معنوی]] “روح” است و [[حیات]] و [[سعادت]] اصلی و [[جاودانه]] انسان در عالم دیگر تأمین خواهد شد. [[آفریدگار متعال]] برای رسیدن مخلوق خویش به [[غایت]] خود، دو [[حجت]] و نیرو در [[اختیار]] او قرار داده که از آن به [[پیامبر]] بیرونی ([[انبیا]]) و پیامبر درونی ([[عقل]] و [[فطرت]]) یاد میشود. [[ارسال رسل]] از سوی [[خداوند]] در واقع به این معناست که او [[راضی]] به اتخاذ و عقیده صواب یا ناصواب از سوی [[بندگان]] نیست، بلکه با فرستادن سفیران، [[مردم]] را از دایره [[عقاید]] خود به سوی حوزه اندیشههای صواب رهنمون میکند. | * '''ترجیح [[آزادی]] [[اندیشه]] بر [[عقیده]]''': برای پاسخ به این سؤال که آیا [[فقه اسلامی]] [[معتقد]] به آزادی اندیشه است یا عقیده، باید در اصل و گوهر [[انسانیت]] [[تأمل]] کرد. پیشتر گفته شد که [[انسان]] مرکب از دو عنصر مادی و فرامادی است و [[هدف آفرینش انسان]]، تعالی و [[تکامل]] عنصر [[معنوی]] “روح” است و [[حیات]] و [[سعادت]] اصلی و [[جاودانه]] انسان در عالم دیگر تأمین خواهد شد. [[آفریدگار متعال]] برای رسیدن مخلوق خویش به [[غایت]] خود، دو [[حجت]] و نیرو در [[اختیار]] او قرار داده که از آن به [[پیامبر]] بیرونی ([[انبیا]]) و پیامبر درونی ([[عقل]] و [[فطرت]]) یاد میشود. [[ارسال رسل]] از سوی [[خداوند]] در واقع به این معناست که او [[راضی]] به اتخاذ و عقیده صواب یا ناصواب از سوی [[بندگان]] نیست، بلکه با فرستادن سفیران، [[مردم]] را از دایره [[عقاید]] خود به سوی حوزه اندیشههای صواب رهنمون میکند. | ||
بر این اساس، هر امر و راهکاری که موجب دوری انسان از غایت نهاییاش گردد، محکوم و غیرمشروع خواهد بود؛ از این رو [[انتخاب]] عقیدهای [[باطل]]، مثلاً [[بتپرستی]]، ستارهپرستی یا [[تحریف]] در [[دین الهی]]، به دلیل اینکه موجب دوری انسان از غایت نهایی میشود، با [[مخالفت]] و مقابله [[پیامبران]] روبهرو میشد، زیرا اصل [[حرمت]] انسانیت انسان و سعادت [[جاودانگی]] او بر هر امری، هر چند عقیده خود انسان، ترجیح دارد. به تقریر دیگر، [[برگزیدن]] دین الهی و اصل [[توحید]] یکی از [[حقوق]] طبیعی و [[فطری]] [[انسانی]] است و انتخاب عقیده منافی آن در [[حقیقت]] به معنای [[تعدی]] به [[حق]] طبیعی انسانی بوده و محکوم است و هرگونه مقابله با چنین عقیدهای [[مشروع]] است. تا با زوال آن، اندیشه بتواند جایگزین آن شود. “دیو چو بیرون رود [[فرشته]] درآید”. در این خصوص دیدگاه دو متفکر [[مسلمان]] [[علامه طباطبائی]] و [[استاد مطهری]] را ذکر میکنیم. | بر این اساس، هر امر و راهکاری که موجب دوری انسان از غایت نهاییاش گردد، محکوم و غیرمشروع خواهد بود؛ از این رو [[انتخاب]] عقیدهای [[باطل]]، مثلاً [[بتپرستی]]، ستارهپرستی یا [[تحریف]] در [[دین الهی]]، به دلیل اینکه موجب دوری انسان از غایت نهایی میشود، با [[مخالفت]] و مقابله [[پیامبران]] روبهرو میشد، زیرا اصل [[حرمت]] انسانیت انسان و سعادت [[جاودانگی]] او بر هر امری، هر چند عقیده خود انسان، ترجیح دارد. به تقریر دیگر، [[برگزیدن]] دین الهی و اصل [[توحید]] یکی از [[حقوق]] طبیعی و [[فطری]] [[انسانی]] است و انتخاب عقیده منافی آن در [[حقیقت]] به معنای [[تعدی]] به [[حق]] طبیعی انسانی بوده و محکوم است و هرگونه مقابله با چنین عقیدهای [[مشروع]] است. تا با زوال آن، اندیشه بتواند جایگزین آن شود. “دیو چو بیرون رود [[فرشته]] درآید”. در این خصوص دیدگاه دو متفکر [[مسلمان]] [[علامه طباطبائی]] و [[استاد مطهری]] را ذکر میکنیم. | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۰: | ||
مبنای این دیدگاه در [[فقه]]، بعضی [[مبانی کلامی]] است، مانند [[فلسفه بعثت]] و [[قاعده لطف]] که از آنها در فقه به عنوان اصل موضوعه استفاده میشود. علاوه بر آن، [[آیات]] و [[روایات]] مختلفی درباره [[دعوت]] [[کفار]] به اسلام و [[مشروعیت]] [[جنگ]] با آنان وجود دارد که حاکی از تقدم اندیشه بر عقیده است- تفصیل و تحلیل این آیات و روایات در بحث بعدی و همچنین بحث “جهاد ابتدایی” خواهد آمد<ref>برای توضیح بیشتر ر.ک: محمدحسن قدردان قراملکی، قرآن و پلورالیزم.</ref>. | مبنای این دیدگاه در [[فقه]]، بعضی [[مبانی کلامی]] است، مانند [[فلسفه بعثت]] و [[قاعده لطف]] که از آنها در فقه به عنوان اصل موضوعه استفاده میشود. علاوه بر آن، [[آیات]] و [[روایات]] مختلفی درباره [[دعوت]] [[کفار]] به اسلام و [[مشروعیت]] [[جنگ]] با آنان وجود دارد که حاکی از تقدم اندیشه بر عقیده است- تفصیل و تحلیل این آیات و روایات در بحث بعدی و همچنین بحث “جهاد ابتدایی” خواهد آمد<ref>برای توضیح بیشتر ر.ک: محمدحسن قدردان قراملکی، قرآن و پلورالیزم.</ref>. | ||
*'''عدم [[تحمیل]] اندیشه بر عقیده''': در صفحات پیشین به تفاوت اندیشه و عقیده و همچنین ترجیح اولی بر دومی اشاره شد، لکن لازمه آن تحمیل اندیشه بر عقیده نیست، به گونهای که صاحب عقیده، هر چند عقیده باطل، با [[اجبار]] و [[اکراه]] از عقیده خود دست بردارد، بلکه این تفاوت مربوط به وعاء نظر و [[واقعیت]] است و از آن، تحمیل عقیده، هر چند با فشار و [[سیطره]] [[استنتاج]] نمیشود. مبانی این دیدگاه به تفصیل خواهد آمد، در این جا به [[رأی]] دو [[فقیه]] معاصر در این خصوص بسنده میکنیم. | * '''عدم [[تحمیل]] اندیشه بر عقیده''': در صفحات پیشین به تفاوت اندیشه و عقیده و همچنین ترجیح اولی بر دومی اشاره شد، لکن لازمه آن تحمیل اندیشه بر عقیده نیست، به گونهای که صاحب عقیده، هر چند عقیده باطل، با [[اجبار]] و [[اکراه]] از عقیده خود دست بردارد، بلکه این تفاوت مربوط به وعاء نظر و [[واقعیت]] است و از آن، تحمیل عقیده، هر چند با فشار و [[سیطره]] [[استنتاج]] نمیشود. مبانی این دیدگاه به تفصیل خواهد آمد، در این جا به [[رأی]] دو [[فقیه]] معاصر در این خصوص بسنده میکنیم. | ||
[[امام خمینی]] [[فلسفه سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[مکتب فقهی]] [[امامیه]] را بر [[آزاد]] گذاشتن [[پیروان]] همه [[ادیان]] و مسالک معرفی میکند که آن با عدم [[مشروعیت جهاد]] محقق میشود: اگر [[حکومتی]] با [[قانون]] اسلام پیش بیاید و [[مذهب تشیع]] آن را پیش ببرد، بنابر آن است که همین رویه ([[دفاع از حق]]) را پیش ببرد، هیچ [[انسانی]] را براساس مسلک مذهبی تحت فشار و سلب [[آزادی]] قرار ندهد. تمامی [[انسانها]] در [[مذهب تشیع]] - آزادند، مستقل هستند<ref>صحیفه امام، ج۵، ص۵۳۲ و ۵۳۳ (تاریخ ۶ بهمن ۵۷).</ref>. | [[امام خمینی]] [[فلسفه سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[مکتب فقهی]] [[امامیه]] را بر [[آزاد]] گذاشتن [[پیروان]] همه [[ادیان]] و مسالک معرفی میکند که آن با عدم [[مشروعیت جهاد]] محقق میشود: اگر [[حکومتی]] با [[قانون]] اسلام پیش بیاید و [[مذهب تشیع]] آن را پیش ببرد، بنابر آن است که همین رویه ([[دفاع از حق]]) را پیش ببرد، هیچ [[انسانی]] را براساس مسلک مذهبی تحت فشار و سلب [[آزادی]] قرار ندهد. تمامی [[انسانها]] در [[مذهب تشیع]] - آزادند، مستقل هستند<ref>صحیفه امام، ج۵، ص۵۳۲ و ۵۳۳ (تاریخ ۶ بهمن ۵۷).</ref>. | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۲: | ||
استاد در دوران کوتاه [[عمر]] خود پس از [[پیروزی]] [[انقلاب اسلامی]]، درباره آزادی مطالب عمیق و بدیعی را مطرح کرده که در دو کتاب جمهوری اسلامی و پیرامون انقلاب اسلامی آمده است<ref>برای توضیح بیشتر از آرای استاد ر.ک: محمدحسن قدردان قراملکی، حکومت دینی از منظر شهید مطهری، ص۱۳۳-۱۳۹.</ref>»<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آزادی در فقه و حدود آن (کتاب)|آزادی در فقه و حدود آن]]، ص ۱۰۲-۱۰۹.</ref> | استاد در دوران کوتاه [[عمر]] خود پس از [[پیروزی]] [[انقلاب اسلامی]]، درباره آزادی مطالب عمیق و بدیعی را مطرح کرده که در دو کتاب جمهوری اسلامی و پیرامون انقلاب اسلامی آمده است<ref>برای توضیح بیشتر از آرای استاد ر.ک: محمدحسن قدردان قراملکی، حکومت دینی از منظر شهید مطهری، ص۱۳۳-۱۳۹.</ref>»<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آزادی در فقه و حدود آن (کتاب)|آزادی در فقه و حدود آن]]، ص ۱۰۲-۱۰۹.</ref> | ||
== [[:رده:آثار فقه سیاسی|منبعشناسی جامع فقه سیاسی]] == | |||
==[[:رده:آثار فقه سیاسی|منبعشناسی جامع فقه سیاسی]]== | |||
{{منبع جامع}} | {{منبع جامع}} | ||
* [[:رده:کتابشناسی کتابهای فقه سیاسی|کتابشناسی فقه سیاسی]]؛ | * [[:رده:کتابشناسی کتابهای فقه سیاسی|کتابشناسی فقه سیاسی]]؛ | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۲: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:پرسش]] | ||
[[رده:پرسمان فقه سیاسی]] | [[رده:پرسمان فقه سیاسی]] | ||
[[رده:(اا): پرسشهایی با ۱ پاسخ]] | [[رده:(اا): پرسشهایی با ۱ پاسخ]] | ||
[[رده:(اا): پرسشهای فقه سیاسی با ۱ پاسخ]] | [[رده:(اا): پرسشهای فقه سیاسی با ۱ پاسخ]] | ||